لذت های حلال و حرام از منظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

لذت ها هر چند احساس روانی و باطنی است، اما دارای عامل مادی است. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عامل لذت می تواند حلال و طیب یا حرام و خبیث باشد. اگر عامل لذت حلال و طیب باشد، احساس لذت بی درد و رنج ادامه می یابد و احساس خوشبختی به انسان دست می دهد؛ اما اگر عامل لذت حرام و خبیث باشد، به دنبال احساس لذت ، احساس درد و رنج پدیدار می شود که احساس خوشبختی را نیز از انسان سلب می کند؛ زیرا حرام و خبیث امری است که با طبیعت انسان همراه و هماهنگ نیست و بر خلاف مصلحت انسان وی است؛ از همین روست که به سبب داشتن مفسدت، احساس لذت ناپایدار و درد و رنج و پشیمانی را به دنبال می آورد و خوشبختی در شخص امری خیالی و توهمی خواهد بود. نویسنده در این مطلب بر آن است تا عوامل و آثار لذت های حلال و حرام را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نسبت احساس لذت و خوشبختی حقیقی

لذت، حالتی خوش در انسان است؛ بنابراین، باید آن را از کیفیات دانست، البته از کیفیات روانی و باطنی که جز از راه آثار و نشانه ها نمی توان در شخص دیگر آن را مشاهده کرد. هر چند که سعادت و خوشبختی، نیز از احساسات و کیفیات باطنی و روانی است، اما به نظر می رسد که همانند معقولات ثانوی هم چون وجوب و امتناع و امکان باشد؛ در حالی که می توان گفت که لذت به یک معنا از معقولات ثانوی است؛ زیرا نخست احساس لذت به انسان دست می دهد و از این کیفیت و احساس باطنی و روانی، حالتی دومی پدید می آید که از آن به سعادت و خوشبختی تعبیر می شود. بنابراین، اگر احساس لذت تحقق نیابد، گویی نمی توان سخنی از احساس خوشبختی به میان آورد؛ زیرا نمی توان کسی را یافت که احساس خوشبختی داشته باشد، ولی احساس لذت نداشته باشد. البته خاستگاه احساس خوشبختی، تنها احساس لذت نیست؛ زیرا به نظر می رسد که امور دیگری باید در کنار احساس لذت باشد تا احساس خوشبختی تحقق یابد؛ به عنوان نمونه برای تحقق احساس خوشبختی می بایست احساس امنیت و آرامش و نیز رفاه و آسایش تحقق یابد و نیازهای تنی و روانی انسان پاسخی مثبت یابد تا چنین احساسی تحقق می یابد؛ با این همه می توان گفت که احساس لذت که به حوزه رفاهی و آسایشی و تن و جسم انسان مربوط است، زمانی که رخ می دهد انسان احساس خوشبختی می کند؛ زیرا خاستگاه احساس لذت و عامل تحقق بخش آن، امری مادی و مربوط به حوزه تن و بدن است که در روان شخص خود را نمایش می دهد؛ پس با عامل مادی لذت که در تن تحقق می یابد، احساس روانی در انسان ایجاد می شود که نتیجه آن با امور دیگر، احساس خوشبختی است.

از آن چه گفته شد معلوم می شود که احساس لذت از امری جزیی و شخصی تا چه اندازه در تحقق احساس کلی تری به نام خوشبختی و سعادت نقش دارد. بر همین اساس، نمی توان از خوشبختی و سعادت انسان سخن گفت، ولی از احساس لذت وی سخنی نگفت و درباره عوامل ایجادی و تاثیر گذار در احساس لذت بی تفاوت بود.

با این همه از نظر آموزه های وحیانی قرآن، احساس لذت می تواند از یک امر حلال و طیب باشد، یا از یک امر حرام و خبیث؛ اما این تفاوت و فرق میان دو عامل ایجادی احساس لذت است که نمی توان آن را نادیده گرفت؛ زیرا امر حلال و طیب، به سبب مصلحت و تناسب با انسان و حقایق هستی، احساس واقعی و حقیقی و به نوعی پایدار از لذت را ایجاد می کند و احساس خوشبختی و سعادت آن در شخص برخوردار از لذت نیز واقعی و حقیقی است؛ اما احساس لذت و هم چنین خوشبختی که از امر حرام و خبیث به شخص دست می دهد، غیر واقعی، غیر حقیقی و ناپایدار است، به طوری که پس از زمانی شخص، نه تنها از احساس لذت به احساس درد و رنج مبتلا می شود بلکه احساس خوشبختی نخواهد داشت و احساس لذت و خوشبختی وی لحظه ای و ناپایدار است؛ اما در احساس لذت طبیعی و واقعی و حقیقی، احساس خوشبختی پایدار بی هیچ درد و رنجی خواهد بود و شخص احساس ندامت و پشیمانی نخواهد کرد.

فرق احساس لذت و احساس شهوت

واژه لذت در قرآن، به حالتی روانی اسناد داده شده که دارای خاستگاه و علت و عامل مادی باشد. بنابراین، لذت بر خلاف شهوت تنها دارای علت و عامل مادی واقعی است، در حالی که شهوت این گونه نیست؛ زیرا می تواند علت و عامل آن اعتباری باشد، مانند احساس مالکیت ثروت و مال که به عنوان یک شهوت مطرح شده است.

خدا در قرآن، علت و عامل روانی احساس لذت را به شرب و نوشیدن نسبت می دهد و می فرماید: بَیْضَاءَ لَذَّهٍ لِلشَّارِبِینَ لَا فِیهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا یُنْزَفُونَ؛ باده‏ اى سخت‏ سپید که نوشندگان را لذتى خاص مى‏ دهد، نه در آن فساد عقل است و نه ایشان از آن به بدمستى و فرسودگى مى‏ افتند. (صافات، آیات ۴۶ و ۴۷)

هم چنین در جایی دیگر می فرماید: مَثَلُ الْجَنَّهِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِیهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَیْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّهٍ لِلشَّارِبِینَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِیهَا مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَهٌ مِنْ رَبِّهِمْ کَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِی النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِیمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ ؛ مثل بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده شده چون باغى است که در آن نهرهایى است از آبى که رنگ و بو و طعمش برنگشته و جویهایى از شیرى که مزه‏ اش دگرگون نشود و رودهایى از باده‏ اى که براى نوشندگان لذتى است و جویبارهایى از انگبین ناب و در آنجا از هر گونه میوه براى آنان فراهم است و از همه بالاتر آمرزش پروردگار آنهاست. آیا چنین کسى در چنین باغى دل‏ انگیز مانند کسى است که جاودانه در آتش است و آبى جوشان به خوردشان داده مى ‏شود تا روده ‏هایشان را از هم فرو پاشد. (محمد، آیه ۱۵)

اما درباره احساس شهوت و عوامل ایجادی آن می فرماید: زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَهِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّهِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَهِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ ؛ دوستى خواستنیهاى گوناگون از زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‏هاى نشاندار و دامها و کشتزارها براى مردم آراسته شده لیکن این جمله مایه تمتع زندگى دنیاست و حال آنکه فرجام نیکو نزد خداست. (آل عمران، آیه ۱۴)

بنابراین، عوامل احساس شهوت می تواند امر واقعی یا اعتباری باشد؛ زیرا ملکیت یک امر اعتباری است نه واقعی؛ پس اگر به کسی احساس شهوت دست دهد و بخواهد به چیزی گرایش و میل شدیدی پیدا کند، ممکن است این گرایش به یک امر واقعی باشد یا یک امر اعتباری.

بر این اساس می توان گفت که احساس شهوت اعم از احساس لذت است؛ زیرا احساس شهوت نسبت به امر اعتباری و واقعی است، در حالی که احساس لذت با امر واقعی تحقق می یابد.

انواع لذت های حلال و حرام

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عامل لذت می تواند امری واقعی حلال و طیب یا امر واقعی حرام و خبیث باشد. از همین روست که خدا در بیان لذت های حقیقی و سازنده به عامل آن توجه خاص دارد. با نگاهی به آیات ۴۶ و ۴۷ سوره صافات دانسته می شود که اگر عامل احساس لذت، امری حلال و طیب باشد، انسان احساس خوشبختی می کند؛ چنان که انسان های بهشتی با شراب های بهشتی و باده های آن احساس خوشبختی و سعادت می کنند؛ زیرا باده های بهشتی فاقد آثار و پیامدهایی چون درد و رنج است. خدا می فرماید: بَیْضَاءَ لَذَّهٍ لِلشَّارِبِینَ لَا فِیهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا یُنْزَفُونَ؛ باده‏ اى سخت‏ سپید که نوشندگان را لذتى خاص مى‏ دهد، نه در آن فساد عقل است و نه ایشان از آن به بدمستى و فرسودگى مى‏ افتند. (صافات، آیات ۴۶ و ۴۷)

این در حالی است که شراب ها و باده های غیر بهشتی که انسان در دنیا از آن استفاده می کند، از آثار پلیدی چون فساد عقل و بدمستی و فرسودگی تن و روان رنج می برد و انسان پس از نوشیدن آن، گرفتار آن می شود؛ زیرا باده های بهشتی طیب هستند، در حالی که باده های زمینی، خبیث بوده و آثار زیانباری پس از نوشیدن به جا می گذارد.

از آن جایی که باده های زمینی امری خبیث و غیر مناسب با طبیعت تن و روان آدمی است، خدا آن را حرام دانسته است؛ زیرا چنین عوامل لذت، به جای مصلحت دارای مفسدت است و احکام اسلام و قرآن بر اساس مصالح و مفاسد سامان یافته است؛ پس هر چه را که دارای مصلحت قوی یا ضعیف است، در ساختار حلال، واجب و مستحب، و هر چه را دارای مفسدت قوی یا ضعیف است، حرام و مکروه قرار داده است.

خدا درباره علت تحریم باده های زمینی لذت آفرین لحظه ای می فرماید: یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا وَیَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ ؛ درباره شراب و قمار از تو مى ‏پرسند بگو در آن دوگناهى بزرک و سودهایى براى مردم است، ولى گناهشان از سودشان بزرگتر است و از تو مى ‏پرسند چه چیزى انفاق کنند؟ بگو مازاد بر نیازمندى خود را. این گونه خداوند آیات خود را براى شما روشن مى‏ گرداند باشد که بیندیشید. (بقره، آیه ۲۱۹)

پس از نظر قرآن، زیانهای در باده های زمینی است که موجب حرمت آن شده است؛ چرا که منافع آن اندک و مفسدت آن بسیار است.

خدا در تفسیر این حکم خویش در جایی دیگر می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ. إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهَ وَالْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاهِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ ؛ همانا شیطان مى‏ خواهد با شراب و قمار میان شما دشمنى و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد پس آیا شما دست برمى دارید. اى کسانى که ایمان آورده‏ اید شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند و از عمل شیطانند پس از آنها دورى گزینید باشد که رستگار شوید.(مائده، آیات ۹۰ و ۹۱)

بر اساس این آیات، شراب لذت آفرین زمینی به دلیل زوال عقل و فرسودگی تن و روان موجب دشمنی و عداوت میان مردم می شود و خانواده و جامعه را دچار بحران و بلکه نیستی قرار می دهد. از همین روست که از نظر قرآن، شراب و باده زمینی چیزی جز رجس و پلیدی و از ابزارهای شیطان برای ایجاد دشمنی میان مردمان نیست. کسانی که گرفتار شرب خمر هستند، از ذکر الهی و نماز و حرکت در مسیر کمالی جدا شده و به مسیر هلاکت و ضلالت می افتند.

از نظر قرآن هر عضوی از اعضای بدن انسان می تواند لذت برد؛ پس لذت تنها برای خوردن و نوشیدن نیست، بلکه می تواند لذت جنسی و غیر جنسی را شامل شود. انسان ها از مناظر زیبا لذت چشمی می برند و روان آدمی از این لذت و شهوت برخوردار می شود. خدا می فرماید: یُطَافُ عَلَیْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَکْوَابٍ وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ وَأَنْتُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ؛ سینیهایى از طلا و جام‏هایى در برابر آنان مى‏ گردانند و در آنجا آنچه دلها آن را بخواهند و بدان اشتها و شهوت دارند و دیدگان را لذتی خوش آید هست؛ و شما در آن جاودانید. (زخرف، آیه ۷۱)

در این آیه شهوت را به روان و نفس آدمی و لذت را به چشم یعنی ابزار نسبت داده است تا معلوم شود که لذت بیش تر برای ابزارها و حواس است تا احساسات باطنی؛ هر چند که به طور طبیعی وقتی لذتی برای ابزارهای حسی از چشایی و بویایی و شنوایی و گویایی و بساوایی است، احساسات و روان آدمی نیز بهره مند خواهد شد.

به هر حال، هر یک از ابزارهای حسی انسان برای خود یک نوع لذت خاص دارد که آثار آن در شکل روان آدمی خودنمایی می کند.

محدودیت های بهره گیری از لذت های دنیوی

از نظر قرآن، لذت های حلال در دنیا به سبب برخی از تاثیرات می بایست مدیریت و مهار شود؛ زیرا لذت های جنسی وغیر جنسی هر چند که حلال است و انسان می بایست از آن ها برای برآورد نیازهای گوناگون خویش بهره برد؛ اما نمی بایست در این امر راه افراط و تفریط را در پیش گرفت.

به نظر می رسد که همان طوری که تفریط در لذت های حلال جایز نیست ، هم چنین افراط در این امر جایز و روا نیست. برخی از مردم حلال های خدا را بر خود تحریم می کنند؛ در حالی که هر یک از حلال های الهی برای انسان فوایدی دارد. از همین روست که خدا تحریم لذّات حلال بر خویشتن، امرى ناروا دانسته (مائده، آیات ۸۷ و ۸۸) و حتی کسانی که با سوگند و نذر بر آن هستند تا حلال خدا را بر خویش حرام سازند، سرزنش کرده و سوگند و قسم ایشان دراین باره را لغو و باطل دانسته است(مائده، آیه ۸۹)؛ زیرا بر اساس روایتى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چنین سوگندی لغو است و انسان نمی تواند حلال خدا را با سوگند و قسم برخود حرام کند.( تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۶۵ ، ح ۳۲۰) پس ازنظرحکم تکلیفی جایز نیست تا کسی حلال خدا را حرام کند، و از نظر حکم وضعی اگر کسی با سوگند و قسم خواست تا حلال خدا را حرام کند، چنین سوگندی لغو و باطل است و هیچ آثاری بر آن مترتب نیست.

از نظر قرآن، هر گونه استمتاع و بهره بری جنسی از راه حلال مانند عقد دایم یا موقت جایز است و شخص می تواند از طریق شرعی با عقد موقت و پرداخت وجهی از لذت جنسی با زنان بهره مند شود یا کنیزکان را برای لذت جنسی به کار گیرد.(نساء، آیه ۲۴)

اما همان طوری که تحریم حلال هم چون لذت جنسی جایز نیست، اما نمی بایست شخص در این امر راه افراط را در پیش گیرد؛ از همین روست که خدا از مردمان می خواهد تا تعفف پیشه گیرند یا در ماه رمضان از شهوات و لذت های جنسی خویش بکاهند؛ زیرا از نظر قرآن، گرایش زیاد و افراط به شهوات و لذت های جنسی انسان را به خیانت می کشاند به طوری که حتی احکام شرعی را نادیده گرفته و بر خلاف آن عمل می کند.(بقره، آیه ۱۸۷)

از نظر خدا محدود کردن لذّت جنسى به مشروع آن امری لازم و قطعی است(نساء، آیه ۲۴) اما حتی در مشروع آن نیز نمی بایست راه افراط را پیمود و زیاده روی کرد؛ زیرا زیاده روی در هر کاری از جمله بهره گیری و لذت جنسی می تواند انسان را به خیانت و رفتار خلاف قانون و شریعت بکشاند.(بقره، آیه ۱۸۷)

از نظر قرآن، لذت هایی که انسان از طریق عوامل باطل و خبیث و حرام به دست می آورد، نه تنها لذت های مثبت و سازنده ای نیستند، بلکه آثار و پیامدهای بدی را به دنبال داشته به طوری که لذت را بر کام لذت جویان تلخ می کند. کسانی چون منافقان و کافران دنبال این گونه لذت ها هستند در حالی دست های ایشان از لذت های پایدار اخروی خالی خواهد بود.(توبه، آیات ۶۷ تا ۷۰)

هم چنین از نظر قرآن، نوعی لذتی که کافران و منافقان و مشرکان از آن بهره می برند، در شمار لذت های حیوانی است؛ زیرا چنان که گفته شد، لذت از طریق عوامل مادی برای حواس گوناگون انسانی پدید می آید. شکی نیست که چنین لذت هایی در حد حواس حیوانی است(محمد، آیه ۱۲)، اما مومنان به دلیل آن که برای لذت اصالتی تمام قایل نیستند، با آن که از لذت های حواس بهره مند می شوند. از این روست که لذتی که مومنان می برند یک لذتی فرا حیوانی است؛ زیرا افزون بر این که از حلال و طیب لذت بخش ها استفاده می کنند، بلکه بیش تر جنبه معنوی و روانی امور زندگی برای آنان اهمیت دارد؛ از این روست که عطر و بوی لذت آنان ، عطر و بوی بهشتی و از مصادیق روح و ریحان است.

از نظر قرآن کسانی که از لذت های حیوانی و عوامل گوناگون باطل و خبیث آن بهره می برند، در بلند مدت و نیز در آخرت از لذت های حقیقی و واقعی محروم می شوند.(احقاف، آیه ۲۰؛ محمد، آیه ۱۲)