قضاوت راستین، گامی بلند در مسیر عدالت

samamosمفهوم پیشرفت در کاربردهای قرآنی به معنای دست یابی بشر به همه کمالات شایسته و بایسته ای است که در انسان به شکل قوت و نیرو، سرشته شده است و با کار و تلاش نیک به فعلیت می رسد. بر این اساس می بایست گفت که پیشرفت در مفهوم قرآنی، چیزی که خدایی شدن و تقرب به سوی او از طریق اندیشه و کار نیک نیست. در این صورت است که قابلیت خلافت الهی را به طور کمال و تمام به دست می آورد و در مقام مظهریت ربوبیت و پروردگاری می نشیند و بر ما سوی الله حکم می راند.

یکی از مولفه های اصلی مفهوم پیشرفت و کمال یابی، عدالت همه جانبه و فراگیر در همه حوزه ها و عرصه هاست؛ زیرا عدالت ، پایه و بنیاد نظام احسن تکوین الهی است و خروج از آن به معنای سقوط و پسرفت می باشد. بر این اساس، دست یابی به پیشرفت و توسعه جز از طریق عدالت ناممکن است. از این روست که در نگره قرآنی، عدالت هم روش مفید و هم ارزشی اساسی است. بر این اساس همواره بر عدالت روشی و عدالت ارزشی سفارش شده است و مومنان موظف هستند در همه عرصه های زندگی آن را مراعات نمایند.

در حوزه عمل اجتماعی، به دلیل تضاد منافع ، اختلاف آراء ، وجود اشتباهات و خطاها و مانند آن، انحراف از عدالت بسیار محتمل است. از این روست که قضاوت به معنای راهکار و دستگاهی در تحقق عدالت اجتماعی مورد تاکید قرار گرفته است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا نقش قضاوت راستین را در مسیر دست یابی به عدالت اجتماعی و پیشرفت تبیین و بر اساس آموزه های قرآنی تحلیل نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اهمیت و ارزش قضاوت

قضا و قضاوت در لغت کاربردهای متعدد و معانی چندی دارد. این واژه در زبان عربی به معنای خلق، تحقق، حکم و امر آمده است. ( لسان العرب، ابن منظور، ج ۱۱ ، ص ۲۰۹ ذیل واژه قضی) در کاربردهای شرعی و فقه شریعت ، قضاوت به معنای ولایت شرعی برای حکم و داوری کردن بر اشخاص معینی از مردم از جانب کسی است که شایستگی فتوا دادن در جزئیات قوانین شرعی را دارا می باشد تا این گونه در اثبات حقوق ، استیفای آن ، فصل خصومت و رفع منازعات اقدام نماید.(جواهر الکلام ، ج ۴۰ ، ص ۸)

ناگفته نماند که واژه قضاوت از مصدرهای ساختگی است که به جای واژه قضای عربی استعمال و به کار گرفته می شود. از این رو می توان گفت که واژه فارسی می باشد که جایگزین قضاء شده و در برابر و معادل آن به کار رفته است.(فرهنگ فارسی، ج ۲ ، ص ۲۶۸۶)

در آموزه های قرآنی برای بیان این معنا و اصطلاح فقهی و شرعی ، از واژه حکم و مشتقات آن استفاده شده است. از این روست که حاکم و حکام و حکم در فرهنگ قرآنی به معنای قضا و قضاوت می باشد هر چند که در برخی از موارد دلالت اعم و فراگیرتر داشته و با واژه حکومت همپوشانی دارد.

قضاوت به سبب آن که عامل حل منازعات و فصل خصومات و پایان بخشیدن به درگیرهاست، از اهمیت و ارزش والایی در نظام اجتماعی دارد و همه اندیشمندان و خردمندان جهان آن را به عنوان رفتاری پسندیده مورد توجه و تایید قرار داده و می دهند؛ زیرا در صورت فقدان قضاوت، اتحاد و انسجام اجتماعی جای خود را به واگرایی و تضاد اجتماعی داده و اجتماع و جامعه از درون از هم می پاشد.

خداوند در آیاتی از جمله ۱۰۵ سوره نساء و ۴۴ سوره مائده ، امر قضاوت را مسئولیتی مهم و خطیر بر می شمارد و حتی تا آن جا پیش رفته است که قضاوت بر خلاف آموزه های وحیانی را مصداقی از کفر دانسته و هر کسی که بر اساس آموزه های وحیانی حکم وداوری نکند، به عنوان کافر شناسایی و معرفی کرده است. این بدان معنا خواهد بود که قضاوت امری بسیار مهم و خطیر است که می بایست از سوی کسانی انجام گیرد که به آموزه های وحیانی آگاه و علم کامل و تمام داشته و بر اساس آن قضاوت و داوری می کنند.(نگاه کنید: مجمع البیان، ج ۳ و ۴ ،ص ۳۰۶ ؛ و تفسیر التحریر و التنویر، ج ۴ ، جزء ۶ ، ص ۲۱۱) بنابراین، از نظر خدا در قرآن، قضاوت مقامی در قد و قامت نبوت و پیامبری است و هر کسی نمی تواند این مسئولیت خطیر و مهم را به عهده گیرد.

خداوند در تبیین مقام بلند و خطیر قضاوت کسانی که علم به آموزه های وحیانی ندارند و یا بر خلاف آموزه های وحیانی حکم و داوری می کنند، افرادی کافر(مائده ، آیه ۴۴)، ظالم (مائده ، آیه ۴۵ ) و فاسق(مائده ، آیه ۴۷) می داند. کسی که بر خلاف این شرایط جامه قضاوت بر تن کند ، خورندگان سحت و آتش دوزخ می باشند و می بایست بر خود و آینده خویش بینماک گردند.

آیاتی دیگر از جمله آیه ۵۸ سوره نساء و ۴۲ سوره مائده بر ارزش واهمیت قضاوت در اسلام و از منظر الهی توجه و تاکید دارد. این آیات می رساند که هر کسی نمی بایست این جامه را بر تن کند و بر مسند قضاوت نشیند، بلکه تنها کسانی که اهلیت قضاوت و داوری را دارا می باشند می بایست این مسئولیت خطیر و هم را به عهده گیرند و بر پایه عدالت و اساس آن قضاوت کنند و در جست و جوی عدالت گام بردارند و آن را اقامه و برپا دارند.

شرایط قضاوت

برای این که اهمیت و ارزش مقام و منصب قضاوت دانسته شود، نگاهی به شرایط قضاوت انداخته می شود تا معلوم گردد که قضاوت از نظر خداوند تا چه اندازه ارزش و اهمیت دارد و چرا هر کسی نمی تواند در مقام ولایتی بنشیند که جایگاه پیامبران و اولیای ایشان است.

۱. تقوای الهی : مهم ترین شرط در قاضی ، تقوای الهی است. قاضی می بایست کسی باشد که تزکیه نفس نموده و با خودسازی ، مدیریت و مهار نفس خویش را در اختیار گرفته و اجازه نمی دهد تا هواهای نفسانی و خواسته های درونی بر او مسلط شود و زمام اختیار امورش را به عهده گیرد. کسی که بر نفس خویش مسلط نباشد و هواهای نفسانی او را به هر سوی بکشاند، نمی تواند بر مسند قضاوت نشیند و دیگران را به عدالت سوق دهد در حالی که نفس خویش منحرف به ظلم است.

۲. مخالفت با خواسته های نفسانی دیگران: قاضی افزون بر این که می بایست انسان متقی و پرهیزگاری باشد، می بایست به گونه ای خود را پرورش داده باشد که تحت تاثیر دیگران قرار نگیرد و بر اساس خواسته های نفسانی دیگران گام برندارد؛ زیرا کسانی هستند که هواهای نفسانی خویش را کشته و مهار نموده اند ولی در برابر خواسته های دیگران کوتاه می آیند و مراعات ایشان می کنند. بسیار دیده شده است که شخص متقی به خواسته های نفسانی خود پاسخ منفی داده است ولی نتوانسته است به خواسته های نفسانی دیگران به ویژه زن و فرزند پاسخ منفی دهد. این گونه است که بزرگانی از اهل ایمان در آزمون هایی از این دست درمانده شده و سقوط کرده اند. این که در داستان حضرت موسی (ع) و عالم ربانی در سوره کهف آمده ، آن عالم ربانی کودکی را می کشد ؛ زیرا این کودک در آینده موجبات انحراف و کفر والدین خود را رقم می زند، خود گواه روشنی است که بسیاری از مومنان ، ناتوان و درمانده از مخالفت با زن و فرزند خویش هستند و تن به خواسته های نفسانی آنان می دهند و این گونه دین و ایمان خویش را بر باد می سپارند. از این روست که خداوند در آیاتی از جمله ۴۸ و ۴۹ سوره مائده از مهم ترین شروط قاضی را عدم پیروی از هواهای نفسانی دیگران دانسته است.

۳. علم به آموزه های وحیانی: از دیگر شرایط اساسی و مهم منصب قضاوت، علم و آگاهی کامل و تمام به آموزه های وحیانی و آشنایی کامل با احکام شریعت است. از این روست که خداوند در آیاتی بسیار از جمله ۵۸ و ۱۰۵ سوره نساء و ۸ و ۴۴ و ۴۵ و ۴۷ و ۴۸ و ۴۹ سوره مائده و ۲۶ سوره ص ، معیار صلاحیت قضاوت را آگاهی به احکام الهی و " ما انزل الله " می داند. در آیه ۱۰۵ سوره نساء این معنا نیز مورد توجه و تاکید است که متصدی امر قضاوت موظف به فراگیری دانش قضا و علوم مربوط به آن است و بی فراگیری این علوم نمی تواند در چنین منصبی قرار گیرد و گرنه در حکم کافر، ظالم و فاسق خواهد بود. این که خداوند در این آیه از " بما اراک الله " سخن به میان می آورد به معنای آن است که از همه داده های علمی خداوندی که در کتابش موجود است آگاهی و علم داشته باشد.(مجمع البیان ، طبرسی، ج ۳ و ۴ ،ص ۱۶۲) و حکم و قضاوت نیز می بایست بر اساس آن داده های علمی باشد و چنین چیزی تنها زمانی شدنی است که همه فنون و علوم مربوط و متربط با آن را فراگیرد و از آن آگاهی داشته باشد تا بتواند در قضاوت خویش اعمال نماید.

۴. حکم بر اساس آموزه های قرآن: از آیه ۱۰۵ سوره نساء بر می آید که در زمان حاضر می بایست حکم و قضاوت بر اساس آموزه های قرآنی باشد؛ زیرا قرآن کتاب مهمین زمانه ماست و دیگر کتب آسمانی با وجود قرآن به شکلی منسوخ شده و از درجه اعتبار و عمل به آن افتاده اند. بنابراین تنها کسانی می توانند بر مسند قضاوت نشیند که به همه آموزه های قرآنی آگاهی و تسلط داشته و آن را در قضاوت به عنوان معیار عمل به کار گیرند. در غیر این صورت مصداقی از خائن به شمار می آید که در امانت الهی خیانت ورزیده و همراه دشمن و در جبهه طاغوت قرار گرفته است.

۵. عدالت: از دیگر شرایط قاضی آن است که عادل باشد و به عدالت حکم نماید. از این رو قاضی می بایست شاکله و شخصیت وجودی اش به گونه ای باشد که در زندگی دارای منش عدالت باشد و هیچ گاه از آن خارج نشود تا بتواند به طور طبیعی در مسیر عدالت گام بردارد و به آن عمل نماید. خداوند در آیاتی از جمله ۵۸ و ۱۰۵ سوره نساء و ۴۷ سوره یونس ، شرط عدالت و رعایت آن را در هنگام قضاوت مورد توجه و تاکید قرار داده و بدان فرمان و امر نموده است.

۶. هوشیاری: قاضی می بایست انسانی هوشیار و تیز و زیرک باشد؛ زیرا قضاوت و داوری درست و راستین بر پایه آن شدنی است. از این روست که هوشیاری قضات نسبت به تزویر دسیسه گران برای انحراف از حکم و داوری بر پایه تعالیم قرانی به عنوان یک ضرورت در آیه ۴۹ سوره مائده مورد توجه قرار گرفته است.

۷. حق خواهی و عدالت طلبی: قاضی می بایست همواره حق و عدالت را مطلوب خود قرار دهد ودر این مسیر گام بردارد. بی گمان داوری و قضاوت بدون معیار درست و راستین نمی تواند عدالت را پدید آورد. از این روست که خداوند در بیان معیار قضاوت به حق به عنوان مبنای اصلی داوری و قضا توجه داده است ودر آیاتی از جمله ۱۰۵ سوره نساء و ۴۸ سوره مائده ، حق را از مبانی و معیارهای اصلی داوری بر شمرده است. گزارش قرآن از داوری پیامبرانی چون داود(ع) نشان می دهد که در قضاوت ایشان حق همواره اساس داوری میان مردمان بوده است؛ زیرا بر اساس حق است که می توان عدالت در جامعه تحقق بخشید و بدان جامه واقعیت پوشاند.

۸. مشورت: قاضی می بایست هم چنین اهل مشورت باشد، زیرا با مشورت است که عقل دیگران را به عقل خویش می افزاید و توانایی خویش را بالا می برد و درصد خطا و اشتباه را به طور فاحشی کاهش می دهد. از این روست که در قضاوت ، مشورت امری پسندیده و شایسته دانسته و معرفی شده است. خداوند در آیه ۷۸ سوره انبیاء با گزارشی از شیوه قضاوت داود(ع) و سلیمان (ع) نشان می دهد که ایشان با آن که در مقام عصمت پیامبری بودند ولی به مشورت با یک دیگر در قضاوت رو می آوردند. ازاین روست که خداوند از قضاوت ایشان با جمله " یحکمان " تعبیر می کند. امام باقر(ع) نیز این واژه را به معنای مشورت ایشان در قضاوت معنا و تفسیر نموده است.(تفسیر نورالثقلین، ج ۳ ، ص ۴۴۳، ح ۱۱۵)

آسیب های قضاوت

از آن جایی که قضاوت ، امری بسیار مهم و خطیر است، انحرافات و آسیب های جدی را نیز به دنبال دارد. از جمله مهم ترین آسیب ها می توان به پیروی قاضی از هواهای نفسانی خود و یا دیگران(مائده ، آیات، ۴۸ و ۴۹؛ و ص، آیه ۲۶) اشاره کرد.

البته از آن جایی که قضاوت بر اساس شواهد و قرائن از جمله بینات و سوگندها صورت می گیرد، بسیار این احتمال می رود که عوامل دخیل در قضاوت از جمله گواهان رفتاری را در پیش گیرند که قاضی را فریب دهند. از ا ین روست که قاضی می بایست انسانی زیرک و هوشیار باشد تا به دام خیانتکاران نیافتد و بر اساس گفته ها و گواه سازی آنان قضاوت و داوری نکند. خداوند در آیات ۱۰۵ تا ۱۱۳ سوره نساء گزارش می کند که گروهی در حمایت از خیانتکاران شهادت و گواهی دادند تا این گونه پیامبر(ص) را از حکم بر اساس حق بازدارند. خداوند با اخبار از این توطئه ، نیت ایشان را هویدا و آنان را رسوا نمود.(جامع البیان ، طوسی، ج ۴ ، جزء ۵ ، ص ۳۷۳ و نیز مجمع البیان ، طبرسی، ج ۳ و ۴ ، ص ۱۶۸)

به هر حال، گروه هایی از مردم با خیانت خویش می کوشند تا قاضیان را به انحراف بکشانند و به مقاصد خود دست یابند. از این رو لازم است که قضات همواره زیرک و هشیار باشند و به سادگی تن به دام خائنین ندهند و تا می توانند از آن برهند.

از دیگر آسیب های شایع و رایج در قضاوت می توان به رشوه گیری و رشوه پردازی در حوزه قضایی اشاره کرد. پرداخت رشوه از سوی متخاصمان همواره محتمل است، زیرا دو متخاصم بی گمان یکی به دورغ، خطا، اشتباه و مانند آن ، موجبات تخاصم و اختلاف شده است؛ از این رو می کوشد تا به هر شکلی شده ، مطلب و خواسته خویش را به اثبات برساند و حتی گاه خواهان نیز همانند خوانده ، به داعی و انگیزه دست یابی به حق و احتمال رشوه دهی خوانده، خود اقدام به پرداخت رشوه می کند. از این روست که خداوند در آیه ۱۸۸ سوره بقره از رشوه به عنوان حرام خوری یاد کرده است و به قضات هشدار داده تا در این دام ننگین نیافتند.

البته اثبات رشوه گیری سخت است؛ زیرا رشوه ها گاهی مالی و گاه حکمی است. بسیاری از رشوه ها به شکل دوم اتفاق می افتد و شخص قاضی برای حفظ آینده شغلی و یا اعتبار تن به قضاوت ناروا می دهد ؛ زیرا در مقابل خود یکی از متخاصمان صاحب نفوذ را دارد که می بایست رعایت حال او را بنماید. هر چند که حکم صادر شده بر اساس رشوه گناه و فاقد اعتبار است(بقره ، آیه ۱۸۸ و تفسیر کبیر، فخررازی، ج ۲ ، ص ۲۸۰) ولی این امر بسیار اتفاق می افتد و اثبات ناپذیری بسیاری از آن ها موجب می شود که حقوق بسیاری ضایع و تباه شود. از این روست که خداوند به شدت با مساله رشوه گیری و پرداخت آن به هر شکلی مخالفت کرده و آن را گناهی بزرگ بر شمرده است.

در برخی از روایات مربوط به آخرزمان این معنا مورد توجه قرارگرفته است که دولت اسلامی که در سرزمین ایران پدید می آید در حوزه قضاوت بسیار سست عمل می کند و در کتاب عصر ظهور شیخ علی کورانی این معنا مورد تاکید قرار گرفته است که روش قضاوت در این دولت همانند قضاوت در بنی اسرائیل است که نسبت به اشراف آنان حدود و تعزیرات جاری نمی شده و تنها شدت عمل نسبت به توده های مردم صورت می گرفته است. این در حالی است که در دولت اسلامی یمن که در آخرزمان پیش از ظهور ایجاد می شود در حوزه قضاوت نیز سخت گیری بر اساس حق و عدالت مراعات می شود و اولیای امور و دولتمردان همانند دیگر شهروندان عادی در برابر قاضی می ایستند و حدود و تعزیرات نسبت به آنان نیز اعمال می شود. بنابراین شهروندان درجه یک و دو در دولت اسلامی یمن نخواهد بود.

به هر حال منصب قضا ، جایگاهی پر لغزش برای اشخاص انسانی است و تنها اهل تقوا و علم کامل هستند که با عمل به آموزه های قرآن و حق می توانند سربلند از این مهم بر آیند.(ص ، آیه ۲۶)

خداوند درآیه ۴۴ سوره مائده ، قضا و داوری را مسئولیت عالمان به کتب آسمانی دانسته است تا این گونه نشان دهد که علم قاضی نسبت به آموزه های وحیانی تا چه اندازه در پذیرش منصب قضاوت دخیل می باشد و در حقیقت اجتهاد را در قاضی شرط اساسی و اولی می داند.

آیه ۱۰۵ سوره نساء نیز تبیین می کند که برقراری نظام قضایی عادلانه و بر حق در جامعه بشری از جمله اهداف اصلی نزول کتب اسمانی از جمله قرآن می باشد و در آیات ۷۸ سوره انبیاء و ۵۸ سوره نساء این معنا مورد تاکید قرار می گیرد که خداوند ناظر بر قضا و فصل خصومت هاست و قضات می بایست آگاه باشند که خداوند همه امور و رفتارهای ایشان را شاهد است و در قیامت و رستاخیز به شدت از ایشان نسبت به قضاوتشان بازخواست می کند.

از مجموعه مطالب گفته شده به دست می آید که منصب قضاوت به سبب آن که گامی بلند برای اجرای عدالت همه جانبه در جامعه است، مسندی بزرگ و خطیر است و هر کسی را نشاید در این جایگاه بزرگ و مهم نشیند ؛ زیرا جان و مال و عرض مردمان در اختیار ایشان است و هر خطا و اشتباه قاضی می تواند نه تنها شخصی را از زندگی ساقط کند و به روز سیاه بنشاند بلکه می تواند خانواده و یا خانواده هایی را بدبخت کرده و از مسیر کمالی دور سازد و یا جامعه ای را به سقوط و تباهی بکشاند. از این روست که در انتخاب قضات و شرایط آن سخت گیری بسیار شده و هر کسی را شایسته این مقام و منصب ندانسته است.

اگر بخواهیم پیشرفت و کمالی را در همه ابعاد جامعه رقم زنیم می بایست به مساله قضاوت به عنوان محل رسیدگی و دست یابی به عدالت اجتماعی توجه خاص و اهتمام جدی مبذول داریم تا خدای ناکرده در دام کفر و ظلم و فسق نیافتیم.