قرآن، خورشید فروزان در آسمان حقیقت

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

قرآن، کلام خداست. همین وصف به تنهایی بیانگر عظمت قرآن است. از این رو، می بایست بیان ویژگی های قرآن بر اساس این حقیقت انجام گیرد. کلام خداوند بودن قرآن، به معنای فعل الهی نیز می باشد. این بدان معنا خواهد بود که کلام الهی از ویژگی هایی چون حقیقت محض، نورانیت مطلق، بیان روشن، استواری، بی پایانی و مانند آن برخوردار خواهد بود.

اما خداوند در آیات قرآنی در توصیف آن، از دو وصف متضاد محکم و متشابه بهره گرفته و بیان داشته است که آیات قرآنی، به دو دسته محکمات ومتشابهات تقسیم می شوند. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آیات قرآنی بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که حقیقت متشابهات قرآنی چیست؟ و چه نقش و کارکردی را ایفا می کند و چه تناسبی با اتقان و قول سدید و استواری قرآن دارد؟ با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

قرآن، کلام خداوند

بر اساس آن چه قرآن در بیان ویژگی های خود آورده، کتابی وحیانی و کلام الهی است. این بدان معناست که همانند هر آیه تکوینی، معنا و لفظ از آن خداوند است و آیات آن، قول الهی می باشد. به این معنا که همه آیات تدوینی قرآن همانند آیات تکوینی هستی، کلمات الهی می باشند و هر کلمه تدوینی همانند کلمه تدوینی، از مقام کن فیکون تنزل یافته است. بنابراین، کلمه و آیات تدوینی مانند کلمات و آیات تکوینی، به تمام حقیقت خود، از مقام فعل خداوند صدور یافته است.

خداوند در آیاتی حضرت یحیی(ع) و حضرت عیسی بن مریم(ع) را کلمه خود معرفی می کند.(آل عمران، آیه ۳۹؛ نساء، آیه ۱۷۱ و آیات دیگر) در حقیقت آفریده ها و پدیده های هستی در کلام الهی به عنوان کلمات وجودی معرفی شده است. خداوند در آیه ۱۰۹ سوره کهف از موجودات هستی به عنوان کلمات الهی یاد می کند و می فرماید: قل لو کان البحر مدادا لکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی و لو جئنا بمثله مددا( کهف، آیه ۱۰۹) یعنی به آنان بگو که اگر دریا و آب، جوهری برای نگارش کلمات وجودی و موجوداتی که آفریده شود، آب دریا به پایان می رسد، پیش از آن که این کلمات وجودی پروردگارمن پایان یابد، حتی اگر مانند این دریا را به کمک آوریم. و در جایی دیگر در آیه ۲۷ سوره لقمان می گوید: اگر هفت دریا مانند این دریاهای موجود در کره زمین به مدد و یاری آید، کلمات وجودی الهی را پایانی نیست.

کلمات وجودی الهی با قول الهی« کن» نمودار شده و تحقق می یابند. خداوند در چند آیه به این نکته اشاره می کند که از آن جمله می توان به آیه ۴۰ سوره نحل، ۱۱۷ سوره بقره و آیه ۵۹ سوره آل عمران توجه داد.

بنابراین، کلمات هستی را می توان به دو دسته کلمات تکوینی و تدوینی تقسیم کرد. همه این کلمات، آیات الهی هستند؛ زیرا هر یک از این آیات تنها نشانه و علامت و نمادی ظاهر و روشن از حقیقت الهی می باشند. از این روست که خداوند از هر دو دسته کلمات تکوینی و تدوینی به آیه و آیات یاد کرده است.

کلمات الهی به هر دو شکل تکوینی و تدوینی فعل خداوند است. بنابراین، هر دو دسته مخلوق الهی می باشند که به امر الهی « کن» وجود کتبی و خارجی یافته است. از ویژگی های برجسته کلمات الهی این است که نشانه، آیه و علامت خداوند می باشند. از این روست که از هر دو به آیه یاد می شود.

هم چنین کلمات الهی به سبب آن که فعل و عمل الهی می باشند، از ویژگی بی پایان و ابدی برخوردار می باشند؛ خداوند در تبیین این معنا می فرماید: کل یعمل علی شاکلته؛ هر کسی بر اساس شاکله وجودی خود عمل می کند. (اسراء، آیه ۸۴) از آن جایی که خداوند موجودی بی نهایت است، آیات و کلماتی الهی که عمل الهی می باشند نیزاز این خصوصیت برخوردار می باشند. بر همین اساس است که سخن از ابدیت برای مخلوقات الهی است.

در روایاتی درباره آیات و کلمات قرآنی و حقیقت آن آمده که قرآن همانند خورشیدی در آسمان است. امام صادق(ع) فرمود: ان القرآن حی لم یمت و انّه یجری کما یجری اللیل و النهار و کما یجری الشمس و القمر و یجری علی اخرنا کما یجری علی اولنا؛ به درستی که قرآن زنده ای است که نمی میرد و به درستی که جاری می شود مثل جریان شب و روز و مثل جریان خورشید و ماه و جریان پیدا می کند بر آخرین نفر از ما (اهل بیت)، همان طوری که جاری می شود بر اولین نفر از ما. (بحار الأنوار، ج ۳۵، ص ۴۰۳)

امام رضا (علیه السلام) فرمود: «إن رجلاً سأل أبا عبدالله (علیه السلام): ما بال القرآن لا یزداد علی النشر و الدرس الا غضاضه؟ فقال: لأن الله تبارک و تعالی لم یجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو فی کل زمان جدید و عند کل قوم غض إلی یوم القیامه؛ مردی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: چگونه است که قرآن با درس و بحث جز بر تازگی اش افزوده نمی شود؟ امام (علیه السلام) فرمود: چون خداوند تبارک و تعالی قرآن را برای زمان و مردمی خاص قرار نداده، بلکه در هر زمانی جدید است و نزد هر قومی تا روز قیامت تازه است.»(علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۱۵)

به هر حال، کلمات کتبی خداوند همانند کلمات تکوینی، کلام الله هستند.( بحار الأنوار، ج ۹۲، ص ۱۲۱( و از همان خصوصیات عمل و فعل الهی برخوردار می باشند. از مهم ترین ویژگی فعل الهی می توان به اتقان( حج، آیه ۵۲) ، استحکام و استواری(هود، آیه ۱)، روشن و روشنگر(نور، آیه ۳۴ و بقره،‌آیات ۹۹ و ۱۱۸ و ۱۸۷ و آیات دیگر) و مانند آن اشاره کرد.

محکمات و متشابهات

خداوند به صراحت آیات قرآنی را آیات محکم، متقن و قول سدید و استوار دانسته است. محکم آن چیزی است که در آن شبهه ای از نظر لفظ و معنا بر آن وارد نشود و به گفته برخی از ظاهرش بدون وجود قرینه ای، مراد از آن روشن باشد.(مفردات الفاظ قرآن کریم،‌ راغب اصفهانی، ص ۲۵۱؛ مجمع البیان، طبرسی، ج ۱ و ۲، ص ۶۹۹) بر اساس آیه ۷ سوره آل عمران،‌ محکمات آیاتی است که اساس فهم قرآن و اصل و اساس قرآن است.

البته از آیه پیشین این معنا اثبات می شود که در قرآن غیر از آیات محکم، آیات متشابه ای هم وجود دارد که می بایست بر اساس آیات محکم،‌ فهم، تفسیر و تاویل شود. در حقیقت، آیات محکم قرآن، مرجع فهم و تفسیر آیات متشابه قرآن است.

از آیه ۲۰ سوره محمد نیز به دست می آید که آیات یا سوره محکم،‌ غیر قابل توجیه و تاویل است. از این روست که منافقان به شدت از این آیات و سوره ها وحشت دارند؛ زیرا غیر قابل توجیه و تاویل می باشند و امکان توجیه و فرار از منافقان گرفته می شود و نمی تواند از حکم محکم قرآنی بگریزند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند.

در حقیقت، آیات و سوره های محکم، قابلیت تاویل و تفسیر ندارد و چنان روشن، متقن، واضح و استوار است که بیماردلان نمی توانند از حکم آن فرار کنند.

اما متشابه از قرآن، مواردی است که تفسیر آن مشکل است. این سختی و دشواری یا به جهت مشابهت آن با غیر از جهت لفظ یا از جهت معنا است(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۴۴۳) یا مواردی است که علم به آن مختص به خداوند است و یا آن چه که معنای آن معلوم نیست و یا وجوه معنایی مختلفی را بر می تابد و یا مواردی از ایات که به طور مستقل معنای آن فهمیده نمی شود یا ارجاع آن به آیات دیگر دانسته می شود.(الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، ج ۲، ص ۳)

برخی نیز گفته اند: متشابه آن است که به سبب مشبه بودن آن، از ظاهر لفظ نتوان به مراد آن پی برد.(محمع البیان، ج ۱ و ۲، ص ۷۰۰)

بر اساس آیه ۷ سوره آل عمران، قرآن افزون بر آیات محکم دارای آیات متشابه نیز می باشد. هم چنین آیات متشابه نازل شده از سوی خداوند همانند آیات محکم است و هیچ مخالفتی میان آنها نیست.(روح المعانی، ج ۳، جزء ۳، ص ۱۳۵)

مومن کسی است که به تمامی آیات قرآن از محکم و متشابه به عنوان آیات هدایتی قرآن ایمان داشته باشد.(آل عمران، آیات ۷ و ۸)

آیات متشابه قرآن دارای تاویل صحیح هستند(همان) ولی هر کسی توانایی تاویل آن را ندارد، بلکه تنها خردمندان،‌اولوالالباب و راسخان در علم توانایی تاویل و تفسیر این آیات را دارا می باشند.(همان) اما منحرفان و کژاندیشان از تاویل و تفسیر این دسته از آیات ناتوان می باشند.(همان)

آیات متشابه، ظرفیتی بی پایان از معانی

خداوند در آیه ۷ سوره آل عمران بیان می کند که منحرفان و کژاندیشان برای گسترش کفر، توجیه رفتار ضد دینی، مخالفت با آموزه های وحیانی قرآن و پیامبر(ص) به آیات متشابه تمسک می جویند و در دام فتنه ای می افتند که سرانجام آن هلاکت ایشان است.(نگاه کنید: مجمع البیان، ج ۱ و ۲، ص ۷۰۰؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۳۱۳، حدیث۱)

اینان با تمسک به آیات متشابه قرآن و ترک آیات محکمات و ارجاع متشابه به محکم، بر آن هستند تا در جامعه فتنه کنند.(ال عمران، ایه ۷)

هم چنین منافقان برای ترک جهاد و اطاعت از رهبری، به این ایات تمسک می جویند(محمد، آیه ۲۰) بنابراین، این سوال مطرح می شود که چرا می بایست آیات متشابه ای نازل شود تا منافقان و منحرفان از آن سوء استفاده کرده و ضمن فرار از احکام الهی، به شبهات دامن زده و جامعه را به سوی هلاکت و فتنه بکشانند؟

در پاسخ به این پرسش می بایست به این نکته توجه داد که آیات متشابه قرآن یک ظرفیت معنایی بسیار برای راسخان در علم و خردمندانی است که در پرتو نور الهی حقایق قرآنی را درک و تاویل می کنند.(‌ال عمران، ایه ۷) چرا که آیات متشابه قرآن، دارای یک ظرفیت بی پایان معنایی است. این که این ایات از چنان قابلیت تفسیری برخوردار می باشد که حتی منافقان و کافران با بهره گیری از آن می توانند به گسترش کفر بپردازند، به این معناست که ظرفیت معانی واژگان این آیات بسیار فراتر است.

به سخن دیگر، آیات متشابه قرآن در کنار آیات محکمات، به حقیقت قرآن این امکان را می بخشد که چون خورشید برای زمان و مکان ها و افراد گوناگون بدرخشد و هر کسی در شبانه روز و در هر موقعیتی بتواند از ظاهر و باطن خورشید قرآن بهره گیرد.

اگر محکمات قرآن را همان ظاهر خورشید و نوری که از آن می درخشد و روز را پدید می آورد و گیاهان و موجودات را رنگ آمیزی، تنوع و تعدد و قابلیت رویت می کند، متشابهات قرآن همانند باطن خورشید است که در شب نیز موجوداتی را بهره مند می سازد و حقایقی را برای گروهی دیگر اشکار می کند که به سادگی نمی توان آن را دریافت. متشابهات این امکان را به خورشید قرآن می بخشد که در اشکال دیگر حقایق دیگر و نهانی را برای خردمندان خردورز و تیز بین روشن سازد.

به نظر می رسد که هر آیه به معنایی محکم و به معنایی متشابه است؛‌ زیرا واژگانی که در قرآن به کار گرفته شده است، از قابلیت معنایی بسیاری برخوردار می باشد و این امکان را می دهد تا مراتب متعدد حقیقت را بیان کند.

این که در برخی از روایات آمده که برای قرآن هفت یا هفتاد بطن است، به سبب همین ظرفیت بی پایانی است که در آیات وجود دارد. البته آیات محکم، به سبب اتقان در معنایی خاص، قابلیت این را ندارد تا معنایی خلاف و متضاد و متناقض از آن برداشت شود. از این روست که آن را محکم در معنایی دانسته اند؛ ‌ولی باز همین آیات قابلیت آن را دارد که بطون و مراتب گوناگون هم حقیقت را بازتاباند.

اما آیات متشابه، از این قابلیت برخوردار می باشد که حتی معانی متضاد و متناقض از آن برداشت شود. انسان های بیمار دل و منافق که در پی فتنه و فساد هستند، به جای آن که در فهم معنا آن را به محکم ارجاع دهند به ضد آن ارجاع می دهند و تاویلی بر خلاف محکمات بیان می کنند. در حالی که راسخان در علم مانند پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) با ارجاع متشابه به محکم ، بطون دیگر قرآن را آشکار می کنند.

به سخن دیگر، در فهم و برداشت درست از آیات متشابه می بایست آن را به محکم ارجاع داد و سپس در همان مسیری که محکم روشن می کند، بطون دیگری از حقیقت و مراتب آن را آشکار کرد.

در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که فرموده است: کتاب اللّه علی أربعه: العباره للعوام، الاشاره للخواص، اللطائف للأولیاء، والحقائق للأنبیاء. عبارت برای عوام، اشاره برای خواص و لطائف برای اولیا و حقایق برای انبیاء الهی است.( بحارالأنوار، ج۷۸، ص۲۷۸، حدیث۱۱۳؛ و ج۹۲، ص۲۰ ، حدیث۱۸)

این که برای قرآن ظاهر و بطونی است(الکافی، ج۴، ص۵۴۹ و ج۱، ص۳۷۴؛ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۴۸۶ (ح۳۰۳۶)؛ المحاسن، ج۱، ص۴۲۱ ، حدیث۹۶۴؛ تفسیر العیاشی، ج۲، ص۱۶ ، حدیث۳۶) به این معناست که این بطون می بایست در راستای همان محکمات قرآنی باشد و نمی تواند بر خلاف محکم قرآنی تاویلی را به عنوان بطون قرآن بیان کرد.

در متشابهات قرآنی نیز نمی توان تاویلی را ارایه داد که بر خلاف محکمات باشد. در حقیقت ، راسخون در علم و خردمندان با ارجاع آیه متشابه به محکم ، حقیقت ظاهری ایه را به دست آورد و در مسیر همان حقیقت ظاهری، مراتب دیگر را کشف و فهم می کنند. این ظرفیتی است که در آیات متشابه قرار داده شده است. از این روست که آیات متشابه فرو فرستاده شده است تا امکان بهره مندی خردمندان از حقایق نهان که قابل ارایه در شکل ظاهری نیست فراهم آید.

به سخن دیگر، هدف از نزول آیات متشابه، ایجاد فرصتی خاص برای خردمندان و راسخان در علم است تا بتوانند شناخت کامل و دقیق تری از حقایق هستی به دست آورند و در مرتبه عالی تر، ملکوت را در یابند بی آن که گرفتار کژاندیشی و انحراف شوند. اما همین آیات خود دامی برای بیمار دلان است. هر آیه ای که برای مومن حقیقت افزا و ایمان افزا است،‌ برای منحرف و کافر، دام بلا و فتنه ای است و او را از حقیقت به همان میزان دور می سازد.(بقره، آیه ۲۶)

آیات متشابه به سبب ظرفیتی بی پایان خود چون مواد خامی عمل می کنند که در خورشید نهان است و زمانی بروز و ظهور می کند که در کنار شعله آتشین حقیقت محکم قرار گیرد. این گونه است که قرینه محکم، جرقه بر خرمن حقیقت متشابه می شود و آن را چنان روشن می سازد که خردمندان از جلوه های نهان حقیقت در برابر دیدگانش به شوق می آید و پر پروازش بر می آید و در آسمان حقیقت در شب مشتابهات اوج می گیرد و به نور خالص حقیقت می پیوندد.

اگر آیات متشابه قرآن نبود، نه مردمان به فتنه ای آزموده می شدند و نه راسخان و خردمندان می توانستند در حقایق و کمون و بطون سیر کنند. آیات متشابه این امکان را به آنان بخشیده است تا خود را در موقعیت دیگر قرار دهند و حقایق را در شب متشابه با جرقه ایمان محکمات روشن سازند و در حق الیقین قرار گیرند.