قذف ، جنگ با بنیاد خانواده

samamosخانواده در اسلام در جایگاه مهم ارزشی قرار گرفته است؛ زیرا بی وجود خانواده و یا خانواده سالم، اصولا جامعه و نیز تربیت و تعلیم درستی نخواهد بود. دست یابی به بسیاری از کمالات انسانی تنها از طریق خانواده شدنی است. از این روست که خداوند، در همان آغاز آفرینش آدم(ع) از همسرش سخن به میان می آورد؛ زیرا بی تشکیل خانواده، امور اساسی زندگی بشر از جمله آرامش و آسایش فراهم نخواهد شد و سعادت به معنای واقعی درک نمی شود. بنابراین هر آن چه بنیاد و اساس این خانواده و هسته اصلی جامعه ، تربیت و تعلیم و مانند آن را بر هم زند و تهدید نماید، به عنوان عامل منفی شناسایی و به شدت با آن مبارزه می شود.

بر این اساس آموزه های قرآنی به شدت بر پاسداشت خانواده سالم و حفظ و محافظت بر آن تاکید می کند و عواملی چون طلاق، افک و افتراء ، قذف، زنا و مانند آن را به عنوان عوامل آسیب زننده به این بنیاد شناسایی به مبارزه با آن اقدام می کند. نویسنده در این مطلب بر آن است تا نقش قذف را در تضعیف و سست نمایی بنیاد خانواده بر اساس آموزه های قرانی بیان و راه های مقابله با آن را تحلیل و تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

خانواده در اسلام

خانواده که به معنای یک واحد اجتماعى، ناشى از ازدواج یک زن و یک مرد و فرزندان پدید آمده از آنهاست، هسته اصلی و اولیه بسیاری از امور اساسی در فرآیند شدن انسان است. هر چند که خانواده هسته اصلی جوامع بشری است، ولی ارزش و اعتبار خانواده در حوزه امور اساسی تر خود را نشان می دهد؛ زیرا در خانواده است که آدمی به کمالاتی دست می یابد که در بیرون آن شدنی نیست و بلکه حتی می بایست گفت که اصولا بسیاری از کمالات تنها در چارچوب خانواده معنا و مفهوم می یابد.

انسان در فرآیند شدن های کمالی تا خدایی شدن، به خانواده نیاز بسیاری دارد؛ از این روست که خداوند کمال نظام آفرینش و بهترین شکل آن را در زوجیت یافته و در مفهوم خانواده آن را ردگیری و شناسایی نموده است. براین اساس با آفرینش آدم(ع) گام دوم آفرینش انسان را چنان که در آیات چند از جمله ۳۵ سوره بقره بیان داشته است، در آفرینش همسر و جفت برای حضرت آدم(ع) دانسته است.

در اهمیت و ارزش خانواده همین بس که اموری از جمله آرامش، آسایش، تعلیم ، تربیت و شدن های کمالی در سایه سار آن تحقق می یابد و بی خانواده بسیاری از امور شدنی و غیر قابل دسترسی بود.( اعراف ، آیه ۱۸۹ ؛ و روم ، آیه ۲۱ ؛ و بقره ، آیه ۱۸۷)

خداوند در آیاتی از جمله ۴۵ و ۴۶ سوره هود و نیز ۱۰ سوره تحریم و هم چنین ۲۹ سوره نوح ، به نقش خانواده در ایجاد فضای تربیت مناسب برای فعلیت یابی کمالات و حرکت در مسیر فطرت سالم و عقل سلیم، اشاره می کند و روشن می سازد که چگونه انحراف در خانواده موجب می شود تا آدمی به جای حرکت در مسیر خدایی شدن و متاله گشتن، در مسیر کفر گام بر می دارد و شرایط خانوادگی و محیطی آنان را به جای عروج دچار هبوط و سقوط می گرداند.

بسیاری از خسران ها و زیان هایی که نصیب و بهره آدمی می شود، به سبب خانواده های ناسالمی است که بیرون از چارچوب عقل و فطرت سالم حرکت می کنند. این گونه است که خانواده به عنوان کانون اصلی هدایت و ضلالت شناسایی و معرفی می شود.(زمر، آیه ۱۵ ؛ و نیز شوری ، ایه ۴۵)

تشکیل خانواده از نظر اسلام امری لازم و ضروری است و حتی همه پیامبران از جمله حضرت محمد (ص) که در اوج انسانیت و کمال و تمام آن بود، نیز مامور تشکیل خانواده بوده و به این کار اقدام کرده و آن را سیره و سنت خویش معرفی می کند، در حالی که حتی مشرکان بر آن حضرت (ص) طعنه می زدند که چرا اقدام به تشکیل خانواده کرده است.(رعد، آیه ۳۸) اما آن حضرت(ص) با تشکیل خانواده در عمل به مردمان آموخته است که جایگاه خانواده تا چه اندازه بلند و رفیع و تا چه اندازه ارزشی و اساسی و مهم است. برای بسیاری از مردم دست یابی به اموری چون آرامش و جلوگیری از افشای عیوب و آلودگی های جنسی (بقره ، ایه ۱۸۷) تنها از طریق تشکیل خانواده شدنی است.

خانواده مرکز و کانون اصلی تعلیم و تربیت است و انسان ها در خانواده است که می توانند به بسیاری از آموزش ها و پرورش ها دست یابند. ازاین روست که حتی پیامبران نیز مامور تشکیل خانواده و آموزش و پرورش فرزندان در این کانون امن و مطمئن شده اند.(مریم ، آیات ۵۴ و ۵۵)

خداوند در آیه ۱۳۲ سوره طه به پیامبر گرامی (ص) فرمان می دهد تا تربیت دینی را در خانواده انجام دهد و در آیه ۶ سوره تحریم به همگان فرمان می دهد تا این شیوه و سیره را در تربیت دینی در پیش گیرند و خانواده را کانون اصلی تربیت دینی فرزندان خویش قرار دهند و به امید اجتماع و جامعه نمانند.

معیار اصلی تشکیل خانواده نیز می بایست کفو بودن در همه حوزه های جسمی، جنسی ، فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی، علمی و مانند آن باشد(بقره ، آیه ۲۲۱ ، و نیزنساء ، ایه ۲۵ ؛ و مائده ، آیه ۵ و نیز نور ، آیات ۳ و ۲۶ و آیات دیگر) چنالن که دومین معیار اصلی در تشکیل خانواده عفت و حیا و پاکدامنی است(همان آیات) زیرا بی عنصر پاکدامنی نمی توان سخن از آرامش، آسایش، تربیت در حوزه های مختلف از جمله حوزه تربیت دینی کرد. این دو عنصر اصلی موجب می شود تا خانواده بر خاسته از همه عناصر تربیتی و تعلیمی فراهم آید و تقوای مناسب عقلانی ، عقلایی و شرعی زمینه را برای تربیت کامل فرزندان و بلکه خود و همسر فراهم آورد.(بقره ، آیات ۲۲۳ و ۲۳۱ و ۲۳۲ ؛ و نیز نساء ، آیه ۱۲۸ و طلاق ، ایه ۱ ) این گونه است که در محیط برخاسته از عدالت همه جانبه و تقوای کامل ، شرایط آموزشی و پرورشی فراهم می آید و دست یابی به خدایی شدن آسان می گردد.

قذف، بستری برای فروپاشی خانواده

در این میان اموری از جمله تهمت، افترا و قذف موجب می شود تا اساس خانواده در معرض خطر قرار گیرد. از این روست که خداوند به شدت با همه عوامل سست نمایی خانواده مبارزه می کند و شیوه ها و روش هایی برای مبارزه با عناصر آسیب زننده در پیش گیرد.

قذف در اصل به معنای پرتاب کردن است مانند پرتاب تیر و سنگریزه، سپس به صورت استعاره در معانی دیگر چون سبّ ، نسبت کذب و فحش و اتهام زنا به کار رفته است.(لسان العرب، ابن منظور، ج ۱۱ ، ص ۷۴) این واژه در قرآن به کار نرفته است و واژگان دیگری در قرآن به منظور بیان اصطلاحی آن به کار رفته است که رمی ، افک و بهتان و مانند آن است.

در اصطلاح فقهی شریعت اسلامی، قذف به معنای نسبت دادن زنا و لواط با الفاظ صریح به دیگری است.(الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه ، شهید ثانی، کتاب الحدود، الفصل الثالث، و نیز تحریر الوسیله ، امام خمینی ، ج ۲ ، ص ۴۲۵)

قذف به سبب آن که بنیاد خانواده را سست و بی بنیاد می کند و اطمینان میان همسران را از میان بر می دارد و بستر تعلیم و تربیت و آرامش را از میان می برد، به عنوان یکی از گناهان شناسایی شده است. قذف هم چنین در شریعت اسلامی جرم محسوب می شود و مجازات سختی در دنیا بر آن مترتب می شود. به این معنا که حاکم شرعی در صورت اثبات قذف، حدود آن را بر شخص قاذف جاری می کند.

شدت عمل اسلام نسبت به قذف از آن روست که آثار بسیار مخرب و زیانباری بر آن مترتب می شود و جامعه به سبب قذف دچار بی اعتمادی می گردد.

با نگاهی گذرا به آثار قذف می توان دریافت که چرایی شدت عمل اسلام و قرآن نسبت به قذف چیست. از این رو در این جا به این آثار توجه می شود تا به این پرسش نیز پاسخ در خور و مناسبی داده شود.

خداوند در آیات ۴ و ۵ سوره نور ، قذف را سبب آبرویزی زنان (و مردان) پاکدامن می داند. از این روست که فرمان می دهد تا کسی که به زن پاک دامنی اتهام زنا زده است در صورت عدم اثبات اتهام خود، می بایست هشتاد تازیانه به عنوان حد قذف بر او جاری شود.

این حکم بدان معناست که از نظر اسلام ، عرض و آبروی افراد بسیار محترم است و هر گونه تعرضی به این امر به ویژه با اتهام سنگینی چون زنا و لواط ، تعرضی است که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت.

اجرای حد قذف نسبت به اتهام زنندگان موجب می شود تا حریم حرمت اجتماع و خانواده حفظ شود و کسی به سادگی متعرض اصلی ترین کانون جامعه یعنی خانواده نشود. اشاعه قذف در جامعه ، موجب بی اعتمادی عمومی می شود و عناصر اصلی تالیف اجتماع یعنی آرامش و آسایش از آن سلب شود. به سخن دیگر، اشاعه قذف و آبرویزی موجب می شود تا اجتماع در شرایطی قرار گیرد که آرامش و آسایش از آن سلب شود و این بر خلاف هدف اجتماع است که سعادت را در آرامش و آسایش می یابد.

از نظر خداوند اشاعه قذف مصداقی از اشاعه فحشا در جامعه است که می بایست با آن مبارزه شود.(نور ، آیات ۱۱ و ۱۵ و ۱۹) جامعه ای که با احساس خطر و نگرانی داشته باشد، نمی تواند رنگ ارامش و آسایش را به خود ببیند. از این روست که جامعه مسلمانان صدر اسلام به شدت نسبت به قذف واکنش نشان می دهد و احساس خطر خود را این گونه اعلام می دارد.(نور ،آیه ۱۱) زیرا اگر این نا بهنجاری در جامعه گسترش یابد و هر کسی به سادگی دیگری را متهم به زنا و لواط نماید، دیگر نمی توان امیدی به حفظ خانواده داشت و فروپاشی خانواده به معنای فروپاشی جامعه است. بنابراین مبارزه با قذف و اتهام زنی در حقیقت مبارزه با عوامل فروپاشی خانواده هاست.

خداوند برای مبارزه با مساله قذف ، راهکارهای سخت و شدیدی را بیان می کند تا این گونه هر کسی به خود جرات آبرویزی و هتک و قذف ندهد. از این روست که از افراد قاذف خواسته است تا با چهار شاهد همزمان ، اتهام خود را اثبات کند(نور ، آیات ۱۱ و ۱۳) و گرنه شخص به عنوان دروغگو و فاسق(نور ،آیه ۴) می بایست خود را برای حد شرعی قذف یعنی هشتاد تازیانه آماده کند.(همان)

البته برخی از اتهام زنی ها به خاطر مسایل سیاسی و اجتماعی انجام می شود. به این معنا که برخی از دشمنان رهبران اسلامی و یا معتمدان اجتماع، آنان و یا زنان ایشان را متهم به امور جنسی و خیانت به همسران و مانند آن می کنند، تا این گونه به اهداف خویش برسند و چهره کاریزماتیک رهبران را تخریب کنند. تخریب صورت مثبت مومنان و رهبران، همواره در دستور جنگ روانی دشمنان اسلام و قرآن بوده است. هم چنین آنان با این کار می توانند زمینه را برای اشاعه فحشا و بهره برداری از آن فراهم آورند. در حقیقت هنجارشکنی با اشاعه قذف و فحشا خود عاملی است برای این که دشمنان در مسیر کفر و شرک خویش جوامع بشری نا امن سازند و به اهداف خود برسند.

خداوند در آیه ۱۱ سوره نور بیان می کند که چگونه گروهی از دشمنان و منافقان با افک و افترا می خواستند تا حضرت محمد(ص) را تخریب کنند و زمینه را برای بهره برداری های زشت و سوء خود فراهم آورند. خداوند در این آیه هم چنین به مومنان هشدار می دهد که در دام توطئه دشمن نیافتند و ناخواسته به عنوان ابزار گسترش افک و اتهام زنی قرار نگیرند؛ زیرا بسیاری از مردم ساده لوح در دام شایعه افکنان افتاده و خود عامل گسترش شایعه و اتهام زنی می شوند.

از دیگر عوامل قذف می توان به سوء استفاده برخی از افراد در حوزه امور اقتصادی اشاره کرد. برخی از مردان برای این که مهریه و صداق همسران خویش را نپردازند و با طلاق دادن ایشان خود را آزاد کرده و با دیگری ازدواج کنند، از روش قذف همسر استفاده می کنند. خداوند در آیه ۲۰ سوره نساء این روش را سرزنش می کند و آن را کاری می داند که موجب ظلم و ستم به زنان در حوزه عرض و مال می شود. در عصر جاهلیت برخی از مردان با اتهام زنی ناروا می کوشیدند تا خود را از زیر بار دین مهریه و صداق رهایی بخشند.(روح المعانی ، ج ۳ ، جزء ۴ ، ص ۳۸۰)

خداوند برای مبارزه با این شیوه ، هم چنین فرمان داده تا مردان قذف را با شرایطی اثبات کنند و یا زنان این قذف را با قسم و سوگند خاص رد کنند (نور ، آیات ۴ و ۵) .

از نظر خداوند، کسانی که به زنان پاکدامن نسبت زنا می دهند می بایست خود را برای عذاب الهی در دنیا و آخرت آماده کنند، چنان که ایشان از نظر خداوند ملعونی چون ابلیس هستند و از درگاه الهی رانده شده می باشند.(نور،آیه ۲۳) این افراد تا زمانی که از این روش و عمل خویش یعنی قذف توبه نکرده اند از جمله کسانی هستند که گواهی ایشان قبول نمی شود و از عدالت ساقط می شوند.(نور ،آیات ۴ تا ۱۰)

خداوند در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره نور وضعیت قذف کنندگان را در آخرت تصویر و ترسیم می کند تا این گونه مردمان را از قذف باز دارد. خداوند می فرماید که در قیامت زبان ها ، دست ها و پاهای قذف کنندگان علیه آنان گواهی می دهند و ایشان به مجازات می رسند و عذابی سخت گریبانگیر آنان می شود.

از دیگر شیوه مبارزه با نا به هنجاری قذف که در حوزه اتهام زنی و شایعه سازی قرار می گیرد، دفاع مومنان از افراد متهم به زنا یعنی قذف شوندگان است تا این گونه شایعه پراکنان نتوانند به مقاصد خویش برسند و مومنان را خوار و ذلیل کنند. از این روست که خداوند از مومنان می خواهد تا در برابر شایعه سازان و شایعه پراکنان بیایستند و اجازه ندهند تا ایشان به اهداف خویش برسند.

خداوند از قذف کنندگان می خواهد تا توبه کنند و این روش زشت را در پیش نگیرند ؛ زیرا این روش هم به خود ایشان و هم به جامعه آسیب های جدی می زند و بنیاد خانواده و جامعه را سست کرده و آرامش را از آن می زداید.(نور ، آیات ۴ و ۵ و ۱۰)

تحریم قذف های بی دلیل و وضع کیفر های سنگین برای آن، جلوه ای رحمت الهی به مردمان و جوامع بشری است که در آیات ۴ تا ۱۰ سوره نور به آن اشاره شده است؛ زیرا خداوند این گونه می خواهد تا اعتماد عمومی هم چنان حفظ شده و آبروی افراد به سادگی در معرض خطر قرار نگیرد.

بی گمان حکمت و رحمت را در این حکم الهی می توان به سادگی ردگیری و شناسایی کرد چنان خود در آیات پیش گفته براین معنا تصریح دارد و اعلام می کند که این احکام قذف جز برای حکمت و رحمت الهی وضع نشده است. باشد با پیروی از احکام الهی جامعه ای سالم و قرآنی را ایجاد کنیم و بستری مناسب برای شدن های کمالی برای خود و دیگران داشته باشیم.