قدس در نگاه قرآن

قدس تنها یک نام برای یک زمین و سرزمین نیست، بلکه نامی است که ساحت قدس الهی و نام مبارک قدوس را به اذهان می آورد و انسان را با مقام مجردات پیوند می زند. قداست سرزمینی که خداوند تقدسش کرده به این معناست که از ناپاکی منزه است و محل آمد و شد فرشتگان مجردی است که از هر گونه نقص مبرا و پاک هستند و جز زبان به تقدس الهی نمی گشایند. قدس سجدگاه پیامبران، فرشتگان و اولیای الهی است. قدس آینه ای از ساحت قدس الهی است که فرشتگان کروبی در آن به تقدیس می پردازند. از ساحت قدس مسجد الاقصی است که عروج به ساحت قدس الهی برای پیامبر اکرم(ص) فراهم آمده است. از این روست که تقدیس و تکریم و تعظیم آن مکان بر همه اهل توحید لازم و ضروری است. برای این که این معنا تبیین شود لازم است تا نخست ویژگی هایی آن ساحت مقدس و سرزمین مبارک بر اساس آموزه های وحیانی قرآن تبیین شود.

قدس ، طاهر و مطهر

قدس در لغت به معنای پاک ، پاکی و منزه شدن و مبرا بودن است. این واژه اگر به شکل مصدری مراد باشد به معنای پاک بودن و منزه بودن است؛ و اگر به معنای اسم مراد باشد به معنای عالم قدس، عالم مجردات، عالم فرشتگان و بهشت و جبرئیل(ع) خواهد بود.

در معناى واژه «قدس» نیز مفسّران نظرهاى متفاوتى ارائه کرده‏اند: ۱. عدّه‏اى آن را به‏معناى «طهارت و پاکیزگى» گرفته‏اند؛ ۲. بعضى آن را «برکت» معنا کرده‏اند. ۳. و برخى نیز آن را از نامهاى مقدّس خدا دانسته‏ اند.[۱]

برخی گفته اند که تسبیح به معنای پاک شمردن پروردگار از هر گونه نقصان و تقدیس به معنای پاکسازی و تطهیر است؛ از این روست که با تقدیس با «لک» به کار رفته است: «نقدس لک» و فرشتگان هم نگفتند: نقدسک ؛ تو را پاک مى شمریم. پس مراد از تقدیس همان پاک سازى روى زمین از فاسدان و مفسدان ، یا پاک سازى خویشتن از هر گونه صفات زشت و مذموم ، یا پاکسازی جامعه برای تو ، و یا پاکسازی و تطهیر جسم و جان براى خداست.[۲]

برخی نیز گفته اند که تقدیس بر وزن تفعیل از ریشه «ق د س» به معنای پاکی معنوی[۳] و مبارک بودن است [۴] و تقدیس به معنای پاک شمردن و مبارک دانستن است[۵] و در اصطلاح علوم عقلی و عرفانی منزه دانستن خداست از آنچه لایق آن جناب نیست؛ خواه آن چیز نقص باشد یا کمال نسبی محدود [۶]، از این رو به رغم آن‌که برخی تقدیس را به تسبیح تفسیر کرده‌اند، اهل معرفت آن را اخص از تسبیح دانسته‌اند، چرا که تسبیح به نظر آنان منزه دانستن خدا از نقایص امکانی است.[۷]

به هر حال، قدس به معنای طهارت، پاکی از نقص و کمالات نسبی، عالم مجردات، عالم قدس، جبرئیل و مانند آن به کار رفته است که البته پاکسازی و تطهیر کردن یکی از معنای آن است. پس می توان گفت که قدس مکانی طاهر، پاک و پاکسازی شده است که ظرفیت پاک کردن و تطهیر را نیز دارد؛ یعنی می تواند نفس انسانی و روح و جسم او را نیز پاک کند و تطهیر نماید.

بیت المقدس در قرآن

قدس یا بیت المُقدّس یا بیت المَقدِس، شهری باستانی در سرزمین فلسطین، نخستین قبله مسلمانان و از مراکز ادیان الهی و همیشه به عنوان شهری مقدس و مورد احترام بوده و از آن به محل عبادت نام برده شده است! نام این شهر در قرآن به این نام نیامده است، بلکه با عناوینی چون المسجد الاقصی، [۸] “القریه”[۹]، «مساجد الله »[۱۰]، “الارض المقدسه”[۱۱]،  “الباب”،[۱۲] “مکان قریب”، [۱۳] “الارض المبارکه”[۱۴]، “مصرا “[۱۵] ،”الزیتون”، “الساهره” از این شهر یاد شده است.

هم چنین مفسّران « المسجد الاقصی » در آیه نخست سوره اسراء را به «مسجد بیت المقدس» تعبیر کرده اند. به نظر آنان، این آیه به سیر شبانه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از مکه به بیت المقدس و معراج اشاره دارد.[۱۶]

در آیات ۱۴۲ و ۱۵۰ سوره بقره در بیان تغییر قبله نیز تلویحاً از بیت المقدس یاد شده است. آن گونه که از بیانات برخی مفسران دوره نخست بر می‌آید، پیامبر در ماه‌های نخست هجرت به مدینه رو به بیت المقدس ـ قبله یهودیان ـ نماز می‌گزارد و پس از آن، خداوند مسجدالحرام را قبله ویژه مسلمانان قرار داد و راه طعنه برخی یهودیان مدینه را بست.[۱۷] عموم مفسران در تفسیر این آیات، روایات مربوط به تغییر قبله از بیت المقدس به مسجدالحرام را معتبر دانسته اند. به جز این دو دسته از آیات، مفسران نخستین مانند طبرسی، طبری و سیوطی، برخی از دیگر آیات قرآن از جمله آیات پیش گفته در بخش نام های قدس در قرآن را نیز مربوط به بیت المقدس دانسته اند.

البته در روایات اسلامی از جمله روایات شیعی و سنی که از پیامبر(ص) و معصومان (ع) نقل شده به اهمیت و ارزش این شهر توجه داده شده است . در روایتی آمده که در شب قدر به فرشتگان امر شد تا به همراه جبرئیل و میکائیل از سدرهالمنتهی در ۴ مکان یعنی کعبه، قبر رسول الله، طور سینا و بیت المقدس هبوط کنند. هم چنین حدیث مشهور نبوی آمده که بیت المقدس پس از مکه و مدینه سومین شهر مقدس اسلام و مسلمانان است.[۱۸]

ویژگی های قدس شریف

این شهر بر اساس آیات و روایات از ویژگی هایی برخوردار است. از همین روست که در میان دیگر مکان های روی زمین از جایگاه خاصی سود می برد. البته از برخی از آیات این گونه بر می آید که سرزمین فلسطین یا شام از قداستی برخوردار است که باید مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا خداوند در آیاتی آن را برای حضرت ابراهیم(ع) و بلکه حتی بنی اسرائیل و مسلمانان به عنوان سرزمین مبارک و مقدسی دانسته است که در ذیل آیات پیش گفته در منابع تفسیری به آن پرداخته شده است.

چنان که گفته شد بیت المقدس و یا قدس و یا اورشلیم به باور بیشتری و بلکه همه مفسران، همان قریه و آبادی است که بنی اسرائیل پس از رهایی از ستم فرعونی و درخواست بهره مندی از نعمت های زمینی دنیا، مأمور شدند تا وارد آن شوند.[۱۹]

این سرزمین، سرزمین آباد و پر برکتی بوده است که در آیه ۵۸ سوره بقره به آن اشاره شده است. در این آیه از واژه رغد برای بیان فراوانی نعمت و برکت این سرزمین استفاده شده که راغب اصفهانی در مفردات خویش می نویسد که این واژه به معنای پاک و فراوان است[۲۰] با اشاره که در این آیه به مسئله خوردن می شود و «رغدا» به عنوان حال فعل «کلوا» قرار گرفته می توان این برداشت را درست دانست که مراد از فراوانی و پاک در این آیه، فراوانی نعمت های خوراکی پاکی است که بنی اسرائیل از خداو پیامبرش خواسته بودند.

خداوند از این فراوانی سرزمینی به عنوان سرزمین مبارک یاد می کند. این واژه هر چند اختصاص به نعمت های مادی ندارد بلکه برکات معنوی را شامل می شود، در هر حال به فراوانی نعمت های این سرزمین اشاره مستقیمی نیز می کند. (اسراء آیه۱)

از ویژگی های برجسته بیت المقدس وجود مسجداقصی در این سرزمین است. این مطلب در گزارش آیه۱ سوره اسراء به روشنی بیان شده است. نکته در خور توجه آن است که قرآن زمانی از مسجدالاقصی سخن می گوید که هنوز در اختیار مسلمانان قرار نگرفته است و رومیان بر آن حکومت می کردند و به ظاهر معبدی برای یهودیان و مسیحیان بوده است.[۲۱] در گزارش قرآن از آن به نام خاص مسجداقصی یاد می کند که تعبیر همسنگ مسجدالحرام است. در حقیقت این دو مسجد همسنگ یک دیگر قرار می گیرند و از آن به نام معبد و کلیسا و یا کنیسه یاد نمی شود. این خود نشان دهنده آن است که در زمانی که آیه نازل شده است دست کم مؤمنان از آن به نام مسجد تحلیل می کردند. این مسئله از آن جا تقویت می شود که مسجداقصی در زمان های نخست بیعت تا زمانی که در مدینه تغییر قبله انجام می گیرد، به عنوان قبله و مسجد در نظر مسلمانان از جایگاه خاص برخوردار بوده است.

در آیه۱۴۲ سوره بقره و نیز ۱۴۳ قبله بودن مسجداقصی گزارش می شود که اکنون باز به فرمان الهی از آن عدول شده و می بایست که مسجدالحرام به عنوان قبله قرارگیرد.

می توان این برداشت را تقویت کرد که در کاربرد مسجدالاقصی و مسجدالحرام در سوره اسراء به طور نمادین به مسئله قبله بودن این دو مسجد و قداست و جایگاه خاص آن اشاره می شود که محل سیر و معراج پیامبر اکرم(ص) بوده است.

در همین آیه به این نکته نیز توجه داده شده است که برکت سرزمین پیرامونی مسجد الاقصی به خاطر وجود این مسجد و قبله گاه بودن آن است. در حقیقت وجود مسجدالاقصی که قبله نخستین مسلمانان بوده خود عاملی برای برکت و فراوانی روزی مادی و معنوی این سرزمین می باشد.

این مسجد از زمان های گذشته مورد احترام یهودیان و مسیحیان بوده است، ولی یهودیان که خود را تنها دین برحق الهی می دانستند با مسیحیان با خشونت برخورد می کردند و نمی گذاشتند که آنان از این مسجد برای مراسم عبادی خویش استفاده کنند.

قرآن در گزارشی درباره رفتار یهودیان نسبت به مسجداقصی و اهمال و تخریب آن و نیز بازداشت مسیحیان از بهره گیری از آن مسجد مقدس می فرماید: و من اظلم ممن منع مساجد الله ان یذکر فیها اسمه و سعی فی خرابها و الئک ما کان لهم ان یدخلوها الا خائفین؛ چه کسی ستمگرتر از کسانی است که مردمان را از مساجد خدا باز می داشتند تا در آن مساجد یاد خدا نشود و می کوشیدند تا آن مساجد رو به ویرانی رود و خراب شود. آنان جز در حالی که ترسندگان بودند در آن مساجد در می آمدند.

در این آیه چنان که صاحب مجمع البیان بیان می کند مراد از مساجد مسجدالاقصی است که یهودیان نه تنها خود در آبادی آن نمی کوشیدند بلکه در گزارش هایی که تاریخ نیز آن را تایید می کند با جلوگیری از بهره گیری دیگران از آن کاری کردند تا رو به ویرانی نهاد و زمانی که پیامبر(ص) برای معراج به آن جا رفته بود ویرانه بود که بعدها پس از فتح اسلامی ساخته و بازسازی شد.[۲۲]

فخر رازی درباره کسانی که از ورود به مساجد خدا از سوی یهودیان منع شده بودند می نویسد که این گروه مسیحیان فلسطین بودند که هرگاه می خواستند وارد مسجدالاقصی برای عبادت شوند با ترس و خوف از رفتار یهودیان به آن جا می رفتند و عبادت می کردند.[۲۳]

به هر حال در گزارش های قرآن به این نکته اشاره شده است که مسجدالاقصی مکانی مقدس برای یهودیان و مسیحیان و مسلمانان بوده است. این در صورتی است که رفتار یهودیان را نسبت به ابن مسیحیان از آن رو بدانیم که آنان نمی خواستند غیر از خودشان کسانی دیگر از این مکان مقدس استفاده کنند. البته رفتار یهودیان دوره پیامبر با مسجد که می گذاشتند تا تعمیر نشود و خود به ویرانی بگذارد را این گونه توجیه کنیم که آنان هر چند که این مکان را مقدس می شمردند و خود برای عبادت های گاه و بی گاه از آن بهره می برند ولی تلاشی برای آبادانی آن نداشته و می گذاشتند تا به ویرانی و خرابی رود. این شاید بازتاب قداستی بود که مسیحیان از این مکان به عمل می آوردند و می کوشیدند تا عبادت خویش را در آن جا به جا آورند.

این سخن از آن جا تأیید می شود که یهودیان و مسیحیان هر دو این مکان را همانند مسلمانان آغازین قبله نماز خود می دانستند و بدان سو نماز و دعا می گذاشتند، چنان که به این مسئله در آیات مربوط به تغییر قبله برای مسلمانان اشاره شده است.

از جمله ویژگی های خاص شهر قدس و بیت المقدس عبارتند از:

  1. قبله اول مسلمانان؛ این عنوان را می توان از آیات ۱۴۲ و ۱۵۰ سوره بقره به دست آورد که فرمان تغییر قبله از آن به سمت کعبهوشهر مکه صادر شده است.
  2. مقصد اسراء؛ از آیه نخست سوره اسراء به دست می آید که مقصد سیر زمینی شبانه حضرت پیامبر(ص) که با تسبیح الهی و فرمان و قدرتش انجام گرفته ، شهر قدس و مسجد اقصی در این شهر بوده است.
  3. مبدای معراج: از برخی از روایات به ویژه روایات معراجی به دست می آید که این شهر و مسجد آن، مبدا و آغاز معراج آسمانی و صعودی آن حضرت (ص) به «سدره المنتهی» و «قاب قوسین او ادنی» بوده است. پیامبر(ص) معراج خود به بهشت و دیدار از بهشت و دوزخ را از این شهر شروع کرده است.[۲۴]
  4. قبله گاه پیامبران بنی اسرائیل و ساحت قدس: شهر قدس را به اعتبار مسجدی که قبله گاه پیامبران از موسی(ع) تا عیسی(ع) بوده از ویژگی خاصی برخوردار است.
  5. سرزمین مبارک: خداوند بارها از این سرزمین و پیرامونش به عنوان مکان مقدس یاد کرده که در آیات پیش گفته به آن ها اشاره شده است.
  6. مسجد مبارک و مسجد الاقصی: در این سرزمین مسجد اقصی و مسجد مبارک قرار دارد که در آیه ۱ سوره اسراء و برخی دیگر از آیات به آن اشاره شده است.
  7. باب حطه و توبه: در این شهر باب توبه و حطه قرار دارد؛ خداوند در آیه ۵۸ سوره بقره فرمان می دهد که از این در وارد شده و سجده کرده و کلمه حطه را بگویند تا خداوند گناهان را بریزد و مردمان را بیامرزد و بر احسان خویش بدانان بیافزاید.
  8. دومین مسجد در هستی : از ابوذر غفاری نقل شده است که گفت :گفتم ای رسول خدا اولین مسجدی که بر زمین پی نهاده شد کدام است؟ فرمود : «مسجدالحرام » گفتم : پس از آن کدام مسجد است؟ فرمود: «مسجد الا قصی »[۲۵]
  9. باغ بهشت: امام علی (ع) فرمودند: چهار نقطه در دنیا از باغ های بهشت است: مسجد الحرام ، مسجد النبی، مسجد بیت المقدس، مسجدکوفه. [۲۶]
  10. قصر بهشتی در دنیا: بیت المقدس یکی از چهار قصر بهشتی دنیاست. از امیرمومنان علی(ع) روایت است که فرمود: چهار قصر از قصرهای بهشت در دنیا هستند: مسجد الحرام ، مسجد النبی، مسجدبیت المقدس ، مسجد کوفه. [۲۷]

این ها تنها برخی از ویژگی ها و خصوصیاتی است که می توان برای سرزمین فلسطین و قدس شریف و مسجد الاقصی بر شمرد. در آیات و روایات ویژگی ها و فضایل دیگری برای آن بیان شده است که برخی از آن ها در کتبی چون فضایل قدس گردآوری و تدوین شده است.[۲۸]

سرزمین مقدس

قدس، بیت المقدس و سرزمین مبارک نام های سرزمینی است که از سوی خداوند تبرک و قداست یافته است. هرچند که همه مناطق زمین به جهت آیه و نشانه ای الهی بودن و انتساب به آفریدگارشان از جایگاهی بلند و رفیع برخوردار بوده و از قداست و برکت بهره مند می باشند.[۲۹] ولی سرزمین فلسطین تنها سرزمینی است که در قرآن به عنوان سرزمین مقدس توصیف شده است. به این معنا که گاه سرزمین های دیگری نیز از سوی خداوند به صفت و ویژگی برکت متصف شده است؛ چنان که در آیه ۹۶ سوره آل عمران درباره سرزمین مکه که خانه خدا در آن قرار دارد می فرماید: ان اول بیت وضع للناس للذی ببکه مبارکا و هدی للعالمین؛ نخستین خانه ای که برای مردمان قرار داده شده آنی است که در بکه (مکه) مبارک و مرکز هدایت جهانیان است.

قداست فلسطین در آیات قرآن

در تمام آیاتی که ارتباط به سرزمین فلسطین دارد سخن از دو وصف قداست و مبارک است. به این معنا که این سرزمین افزون بر ویژگی مبارک بودن سرزمینی مقدس است. قداست ویژگی انحصاری این سرزمین است. البته قداست سرزمین اختصاص به شهر قدس و بیت المقدس نداشته بلکه در آیات قرآنی به بخش های دیگری از سرزمین فلسطین این صفت داده شده است. از آن میان می توان به آیه ۱۱ و ۱۲سوره طه اشاره کرد که می فرماید: فلما اتیها نودی یا موسی انی انا ربک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی؛ پس زمانی که موسی به سرزمین مقدس درآمد از سوی خدا موسی خوانده شد که من خود پروردگار توام؛ پس کفش هایت را بر کن؛ زیرا تو در سرزمین و وادی مقدس طوی هستی.

در این آیه به صراحت سرزمین و وادی طوی به عنوان سرزمین مقدس مورد تاکید قرار گرفته و به جهت همین قداست از وی خواسته شده تا کفش هایش را به احترام و قداست سرزمین از پای خویش درآورد.

در آیه ۳۰ سوره قصص همین سرزمین به سرزمین مبارک نیز ستوده و توصیف شده است که بیان خصوصیت و ویژگی دیگری برای این سرزمین است.

به هر حال از آیات قرآن بر می آید که سرزمین فلسطین سرزمین مقدسی است و این تقدس و قداست اختصاصی به شهر بیت المقدس و یا وادی طوی در سرزمین سینا ندارد. هرچند که قداست طوی به جهاتی مورد تاکید قرار گرفته است.

در سخنان موسی(ع) همه سرزمینی که مردم بنی اسرائیل مامور شدند تا پس از رهایی از دست فرعونیان در آن سکونت گزینند و زیست کنند، سرزمین مقدس دانسته شده است؛[۳۰] بنابراین همه سرزمین فلسطین مقدس و مبارک است.

در آیه ۱۳۷ اعراف و نیز یونس آیه ۹۳ و اسراء آیه ۱۰۴ سرزمین فلسطین و شرق و غرب آن به عنوان سرزمین مبارک یاد شده است که زمانی بنی اسرائیل از آن بهره مند شدند تا خداوند نعمت وعده داده خویش را بر آنان به بهترین وجه به کمال برساند.

در حقیقت در اختیار گرفتن حکومت منطقه فلسطین و پیرامون آن از آن رو به بنی اسرائیل داده شد که خداوند از سوی موسی به آنان وعده داده بود تا آن حضرت(ع) را در جنگ با فرعون یاری داده و همراه او باشند. این گونه بود که خداوند به وعده خویش عمل کرد و آنان را وارث آن سرزمین مقدس و مبارک گرداند.[۳۱]

اگر به پیشینه این توصیف در گزارش های قرآنی بپردازیم در می یابیم که این سرزمین در زمان حضرت ابراهیم(ع) به عنوان سرزمین مبارکی مسکن آن حضرت انتخاب شده است. خداوند در آیه ۷۱ سوره انبیاء درباره مهاجرت حضرت ابراهیم از سرزمین بابل پس از آتش سوزی مشهور و رهایی از آن می فرماید: و نجیناه و لوطا الی الارض التی بارکنا فیها للعالمین؛ ما ابراهیم را به همراه لوطا از دست دشمنان کافرش نجات داده و به سوی سرزمین بردیم که آن را برای جهانیان مبارک گردانیدیم.

نکته جالب در این آیه آن است که این سرزمین خاص را که حضرت ابراهیم و یارانش را به آن جا کوچانده و از بدی دشمنانش رهایی بخشیده، سرزمینی مبارک برای جهانیان دانسته است. از این رو می توان گفت که خاص قوم و قبیله و یا دینی نیست و همه انسان ها بلکه جهانیان از جن و انس از آن سود می برند و از برکات آن استفاده می کنند.

برخی از مفسران به جهت آن که شرایع آسمانی و قوانین وحیانی الهی در این سرزمین بر جهانیان نازل شده را علت اصلی آن دانسته اند که خداوند این سرزمین را برای جهانیان مبارک دانسته است؛ زیرا همه ادیان توحیدی الهی از این سرزمین به جهان گسترش یافته و همگان از آن بهره مند شده اند.[۳۲]

در تورات این سرزمین مبارک که حضرت ابراهیم به آن جا کوچ کرده، سرزمین کنعان نامیده شده[۳۳] و آن را در زمره سرزمین های میان فرات تا نیل[۳۴] دانسته است.

به هر حال سرزمین فلسطین در آیات قرآنی سرزمینی مقدس و مبارک است. البته در آیات قرآن گستره بیش تری از فلسطین امروزی به عنوان سرزمین مبارک یاد شده است که می توان گفت شامل شامات (فلسطین، اردن، سوریه و لبنان) می شود.

سرزمین فلسطین به نام های نیک دیگری نیز ستایش شده است. در آیه ۹۳ سوره یونس از آن به نام جایگاه صدق و راستی و در آیه ۵۰ سوره مومنون به سرزمین بلند و والا مقامی که از امنیت و آب فراوان بهره مند است یاد و ستوده شده است.

ارزش و جایگاه قدس

سرزمین فلسطین و قدس به جهاتی در نزد همه شرایع ابراهیمی از ارزش و جایگاه بالا و مقام عالی برخوردار می باشد. همه پیروان هر یک از سه شریعت ابراهیمی (اسلام و یهود و مسیحیت) تقدس آن را معتبر دانسته و از قداست آن یاد و دفاع می کنند. [۳۵]

آثار و بناهای دینی فراوانی در این سرزمین برای هر یک از پیروان این سه شریعت توحید آسمانی وجود دارد که می توان به دیوار ندبه برای یهودیان، کلیسای قیامت برای مسیحیان و مسجدالاقصی برای مسلمانان یاد کرد.[۳۶]

چنان که گفته شد قداست سرزمین اختصاص به شهر قدس نداشته بلکه همه سرزمین فلسطین از چنین قداستی برخوردار می باشد. این مطلب را روایات نیز تایید می کند؛ زیرا در بیان قداست فلسطین روایاتی وارد شده که اختصاص به شهر قدس و جایی که مسجدالاقصی قرار گرفته ندارد. از جمله علل می توان به قداست شهرالخلیل به عنوان مکان کوچ و هجرت حضرت ابراهیم(ع) و نیز محل دفن آن حضرت اشاره کرد.[۳۷]

آن سرزمین به جهاتی چند مقدس و مبارک گفته شده است که از آن جمله به جهت فراوانی آب و سرزمین حاصل خیز[۳۸] ، گهواره شرایع آسمانی و توحیدی[۳۹] و مسکن صالحان و پیامبران[۴۰] از مهم ترین دلایل این ستایش بیان شده است.

بنابراین این قداست و مبارک بودن به دو جهت مادی و معنوی مورد تایید و گزارش قرار گرفته است. البته می بایست علت معنوی را بر علل دیگری ترجیح داد؛ زیرا رسالت پیامبران و دعوت مردمان به توحید که از این سرزمین آغاز شده اصل اساسی در تبرک سرزمین می بایست برشمرد؛ چون همین مساله رسالت پیامبران است که زمینه ساز برکت و خیر فراوان بر مردمان شده است. هر چند که دیگر وجوه نیز می تواند خود از برکات همین نعمت عظیم باشد؛ چه این که قرآن هدایت بشری و عمل به آموزه های وحیانی را از علل نزول برکات زمینی و آسمانی برشمرده است. با توجه به آیه ۸ سوره نمل و نیز سیاق آیه ۳ سوره قصص می توان گفت که علت اصلی تبرک سرزمینی همین مساله توحید و پرسش خدای یگانه و عمل به دستورهای وی بوده باشد؛ زیرا در یک نظام اعتقادی توحیدی، تقدس و تبریک سرزمینی و یا مکان و یا زمانی در بیشتر موارد به سبب رخدادهای مهم دینی است که در آن ها روی داد و یا مناسکی است که می بایست در آن زمان و یا مکان به جا آورده شود که از آن جمله می توان به مسئله تبرک سحر و ماه رمضان و ذی الحجه و سرزمین مکه و عرفات و منی یاد کرد.[۴۱]

مبارک خواندن خانه خدا [۴۲] و یا قرآن[۴۳] و یا اطراف مسجدالاقصی[۴۴] و یا شب قدر[۴۵] از سوی خدا نیز بر همین اساس و موازین می باشد.

به هر حال در تمام منابع اسلامی و یهودی قداست اختصاصی به آبادی قدس و اورشلیم نداشته بلکه شامل همه فلسطین است. البته اختلاف نظرهایی در تعیین حدود سرزمین مقدس وجود دارد. محدوده این سرزمین مقدس بر پایه باورهایی یهودی متغیر است و این تغییر به دوره های گوناگونی برمی گردد که یهودیان بر مناطقی چیره بوده و یا آن را از دست می دادند. از این رو معیار در قداست به وجود دولت یهودی و چیرگی آنان بستگی می یابد که همواره در دوره های مختلف متغیر بوده است.[۴۶]

با توجه به باورهای تورانی یهودیان درباره مرزهای دولت موعود می توان گفت که مرزهای آن برای یهودیان مشخص است[۴۷] که در برخی از تفاسیر اسلامی نیز این محدوده بازتاب یافته است.[۴۸]

با این همه در بینش و نگرش بیشتری مفسران و مورخان اسلامی که قداست سرزمین فلسطین را فراتر از جریان مالکیت بنی اسرائیل بر آن می نگرند، با توجه به آیات گوناگون قرآن نظریات متعددی درباره حدود آن ارایه داده اند که می توان آن ها را به سه دسته سرتاسر سرزمین شام؛ از مصر تا فرات؛ بخش هایی از شام (سرزمین فلسطین) دسته بندی کرد.

با این همه قداست از آن سرزمین فلسطین است که شامل صحرای سینا و سرزمین فلسطین کنونی و بخشی از اردن و لبنان و سوریه را شامل می شود. به نظر می رسد که تسری قداست آن به پیرامون به مناسبت های گوناگونی است که برای پیامبران ابراهیمی رخ داده است. از این رو قداست را به همه سرزمین و منطقه شامات تسری داده اند که مهد پیامبران و محل ظهور و گسترش ادیان توحیدی و الهی بوده است.[۴۹]

قدس و یهودیان

چنان که گفته شد در گزارشی از تورات، سرزمین مقدس فلسطین، سرزمین موعود یهودیان دانسته شده است. برخی از مفسران یهودی با توجه به آیاتی که سرزمین های شرق و غرب بیت المقدس و فلسطین را به عنوان میراث ایشان بیان کرده است بر این باورند که همه مناطق خاورمیانه و دست کم از نیل تا فرات سرزمین موعود ایشان است.

قرآن در آیه ۱۳۷ سوره اعراف بیان می کند: و اورثنا القوم الذین کانوا یستضعفون مشارق الارض و مغاربها التی بارکنا فیها و تمت کلمت ربک الحسنی علی بنی اسرائیل بما صبروا؛ ما سرزمین های شرقی و غربی آن سرزمینی که مبارک گردانیدم را به قومی به ارث دادیم که به استضعاف کشیده شده بودند و این گونه حکم نیکو و زیبای خداوند بر قوم بنی اسراییل به جهت صبر و مقاومت در راه دین به کمال رسید.

در این آیه قوم بنی اسرائیل بر سرزمین فلسطین و یا بیت المقدس و شرق و غرب آن از سوی خداوند چیره و مسلط شدند؛ زیرا مستضعفانی بودند که در راه دین خدا پایداری و مقاومت کرده بودند و این پاداش مقاومت و پایداری ایشان بود.

در این آیات و نیز آیات ۹۳ سوره یونس و ۱۷ و ۱۰۴ سوره اسراء ماجرای قدرت گرفتن و تسلط بنی اسرائیل بر سرزمین فلسطین و پیرامون آن پس از بیان ماجرای غرق شدن فرعونیان بیان شده و در آیه ۵۹ سوره شعراء نیز به صراحت و شفافیت از جانشینی ایشان به جای فرعونیان یاد شده است.

به نظر می رسد با توجه به سلطه فرعونیان بر سرزمین های فلسطین و اطراف آن، منظور از این آیات استخلاف و تسلط بنی اسرائیل در جای فرعونیان و کشورهای مستعمره ایشان است که شامل تسلط بر سرزمین فلسطین و شام و اردن باشد.[۵۰]

قرآن در آیات دیگری این دولت و چیرگی ایشان را محدود به عوامل چندی کرده است. از این رو برخی از مفسران و دانشمندان اسلامی هنگام سخن گفتن از دوگانگی و تعارض در فرمان خداوند مبنی بر واگذاری سرزمین های مقدس به بنی اسرائیل از یک سو و حرام شمردن ورود ایشان به آن سرزمین ها در آیات ۲۱ و ۲۶ سوره مائده این حکومت وراثت و خلافت را مشروط به طاعت و بندگی خدا دانسته اند؛ [۵۱] زیرا چنان که بیان شد یهودیان در همان زمان به خاطر تخلف از فرمان خداوند دچارسرگردانی شده و چهل سال در تپه و بیابان های اطراف بیت المقدس و فلسطین می گشتند و اجازه ورود به شهر و آبادیی را نداشته اند. بنابراین همان گونه که در همان آغاز از نعمت وراثت به جهت طغیان و سرکشی بازماند، هر زمانی دیگری که چنین کنند از آن جا رانده خواهند شد.

خداوند در آیه ۱۲۹ سوره اعراف می فرماید: و یستخلفکم فی الارض فینظر کیف تعملون، آنان را بر زمین خلیفه گردانیدیم تا بنگریم چگونه عمل می کنند. در حقیقت خلافت ایشان برای روشن شدن عمل کرد آنان است. اگر به خوبی و درستی عمل کنند از آن سود می برند. بنابراین خلافت ایشان مشروط به عمل کرد درست ایشان بوده است. این نکته در آیات دیگری چون آیه ۷ سوره ابراهیم به خوبی بیان شده است.

تمردهای بنی اسرائیل

درگزارش های قرآن از وضعیت بیت المقدس و حکومت یهودیان به خوبی برمی آید که آنان زمانی که بر پایه آموزه های وحیانی عمل می کردند از حکومت و اقتدار برسرزمین برخوردار بودند ولی همین که عمل کردی نادرست داشتند نه تنها حکومت و قدرت از ایشان گرفته شد بلکه مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند.

خداوند در آغاز سوره اسراء نیز از سلطه اقوامی دیگر بر سرزمین های مقدس برای مجازات بنی اسرائیل یاد می کند و از تکرار آن در صورت بدکرداری دوباره آنان خبر می دهد و می فرماید: و قضینا الی بنی اسرائیل فی الکتاب لتفسدن فی الارض مرتین… فاذا جاء وعد اولیهما بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید… فاذا جاء وعد الاخره لیسئوا وجوهکم و لیدخلوا المسجد… و ان عدتم عدنا؛ [۵۲]

در این آیات به وضوح و روشنی از دو تمرد یاد می شود که یکی پیش از بعثت پیامبر(ص) اتفاق افتاده است که موجب شد تا بخت النصر بر ایشان بتازد و ایشان را به بردگی به بابل برد و سده های طولانی گرفتار باشند و دیگر وعده ای است که هنوز انجام نشده است. در این آیات می فرماید که ایشان دوباره از نظر جمعیت و مال به اندازه قدرتمند شوند که بتوانند بر فلسطین چیره شوند و آن گاه باز اگر طغیان کردند و بدکرداری را پیشه خود ساختند ما نیز باز می گردیم و با ایشان چنان کنیم که مرتبه نخست انجام دادیم. ظاهرا این همان زمانی است که یهودیان دوباره با جمعیت و قدرت و مال فراوان وارد بیت المقدس شدند و مسجد اقصی را در تصاحب گرفته اند. این بار نیز دست به خون و خون ریزی زده و برخلاف آموزه های وحیانی که به ایشان حکم کرده است که مردمان را از خانه هایشان آواره نسازند (قرآن این حکم را در سوره بقره آورده است) باز ایشان مردمان فلسطین را آواره ساخته و به دولت مردان خویش می گویند تا مردمان این جا را نکشید و یا از خانه هایشان بیرون نکنید ما به این سرزمین نمی آییم و دولت مردان نیز برای رضایت یهودیان دست به جنایت و کشتار می زنند و خانه های فلسطینیان را به عنوان قوم جبار و گروهی سرکش و تروریست خراب می سازند و جوانانشان را می کشند و زنان و مردانشان را آواره می سازند. این زمان دوباره طغیان را آغاز کرده اند و این گونه است که خداوند چنان که وعده داده است که اگر ایشان دوباره همان رفتار را پیش گیرند ما نیز همانند قبل عمل می کنیم به زودی ایشان را آواره می سازد.

قدس، قبله نخستین و حرم دوم مسلمانان جهان، سرزمین اصلی و وطن میلیون‌ها آواره مسلمان فلسطینی است که استکبار جهانی توسط صهیونیسم جنایتکار، از سال ۱۹۴۸ آن سرزمین را از دست ساکنانش خارج ساخت و تحت سلطه نیروهای اشغالگر قدس قرار داد.

این توطئه از همان اولین سالهای اجرا، با مقاومت مردم مسلمان فلسطین و اعتراض مسلمانان و انسان‌های آزاده و بیدار دل جهان مواجه شد و به شکل مبارزات پیگیر و سیاسی ـ نظامی، چهره خود را نشان داد. ملت مسلمان ایران نیز پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مسأله آزاد‌سازی فلسطین از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمان‌هایش قرار داده و همه ساله روز قدس را به روز فریاد کشیدن بر سر ستمکاران تاریخ تبدیل کرده است.

قدس در کلام امام

پس از پیروزی انقلاب، امام خمینی در اولین فرصت روزی را برای به نمایش گذاردن حساسیت جهانی نسبت به سرنوشت قدس و نجات آن از چنگال صهیونیست‌های جنایتکار، به عنوان «روز قدس» تعیین نمودند و پیامی به همین مناسبت صادر نمودند.

امام در این پیام که روز ۱۶ مرداد ۱۳۵۸ در سیزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۹ هجری قمری خطاب به مسلمانان جهان صادر کردند، چنین فرمودند:  بسم‌الله الرحمن الرحیم؛  من طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم که اکنون، این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می‌کند.

من از عموم مسلمانان جهان و دولت‌های اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن،‌به هم بپیوندند، و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می‌کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می‌‌تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب و طی مراسمی همبستگی بین‌المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان فلسطین اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم.[۵۳]

سخنان امام خمینی (ره) در مورد اهمیت روز جهانی قدس هر ساله تکرار می شد. بخشی از این سخنان عبارتند از :

  1. روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است؛ روز حکومت اسلامی است. روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمی‌توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم می‌دانم، روزی است که بایدما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند. ۲[۵۴]
  2. روز قدس، روزی است که باید به این روشنفکرانی که در زیر پرده با امریکا و عمال امریکا روابط دارند هشدارداد. هشدار به این که اگر از فضولی دست برندارید، سرکوب خواهید شد!…. روز قدس روزی است که باید به همه‌ی ابرقدرتها هشدار داد که باید دست خود را از روی مستضعفین بردارید و سر جای خود بنشینید…. روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزی است که اسلام را باید احیا کرد و احیا بکنیم، و قوانین اسلام در ممالک اسلامی اجرا بشود. روز قدس روزی است که باید به همه‌ی ابرقدرتها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره‌ی شما،‌ به واسطه‌ی عمال خبیث شما، واقع نخواهد شد، روز قدس، روز حیات اسلام است.[۵۵]
  3. «روز قدس» یک روز جهانی است. روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله‌ی مستضعفین با مستکبرین است. روز مقابله‌ی ملتهایی است که در زیر فشار ظلم امریکا و غیر‌امریکا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند. روزی است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد. متعهدین این روز را روز قدس می‌دانند، و عمل می‌کنند به آنچه باید بکنند. و منافقین ـ آنهایی که با ابرقدرتها در زیر پرده آشنایی دارند و با اسرائیل دوستی ـ در این روز بی‌تفاوت هستند،‌ یا ملتها را نمی‌‌گذارند که تظاهر کنند. روز قدس روزی است که باید سرنوشت ملتهای مستضعف معلوم شود،‌ باید ملتهای مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین. [۵۶]
  4. مستضعفان جهان باید قدرت اسلامی خود را بیابند و از عربده‌های شرق و غرب و وابستگان و تفاله‌های آنان نهراسند و با اعتماد به خداوند تعالی و اتکال به قدرت اسلام و ایمان بپاخیزند و دست جنایتکاران را از کشورهای خود کوتاه نمایند و آزادی قدس شریف و فلسطین را سرلوحه‌ی برنامه‌ی خود قرار دهند و ننگ سلطه‌ی صهیونیسم، تفاله امریکا را از دامن خود بزدایند و روز قدس را زنده نگه دارند. امید است با زنده نگه‌داشتن این روز، بی‌تفاوتیها زایل شود و غفلتها مرتفع گردد. [۵۷]
  5. مسلمین، از لبنان و قدس عزیز پشتیبانی نمایند. مسلمانان جهان باید روز قدس را روز همه‌ی مسلمین،‌ بلکه مستضعفین بدانند و از آن نقطه‌ی حساس در مقابل مستکبرین و جهانخواران بایستند،‌ و تا رهایی مظلومان از زیر ستم قدرتمندان از پای ننشینند.[۵۸]
  6. روز قدس یک روز اسلامی است،‌ و یک بسیج عمومی اسلامی است. من امیدوارم که این امر مقدمه باشد از برای یک «حزب مستضعفین» در تمام دنیا. [۵۹]
  7. «… مسئله‌ قدس ‌یک ‌مسئله ‌شخصی ‌نیست ‌و یک‌ مسئله‌ مخصوص‌ به ‌یک‌کشور و یا یک‌ مسئله ‌مخصوص‌ به ‌مسلمین‌جهان ‌در عصر حاضر نیست‌، بلکه ‌حادثه‌ای ‌است ‌برای ‌موحدین ‌جهان‌ و مؤمنان‌ اعصار گذشته‌ و حال ‌و آینده‌…» [۶۰]

[۱] . مجمع البیان، ذیل آیه ۸۷ سوره بقره

[۲] . مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ش؛ ج۱، ص۱۷۵،  ذیل آیه ۳۰ سوره بقره

[۳] . البیهقی (م ۴۵۸ ق)، الاسماء والصفات، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ ج۱، ص۷۷، ذیل واژه قدس.

[۴] . الجنابذی (م ۱۳۲۷ق)، بیان السعاده، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۸ق؛ المصطفوی، التحقیق، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ش؛ ج۹، ص۲۱۰، «قدس». ذیل واژه قدس.

[۵] . علی بن محمد الجرجانی (م ۸۱۶ق)، التعریفات، به کوشش ابراهیم الابیاری، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۵ق، ص۸۹؛ صدرالمتالهین (م ۱۰۵۰ق)، تفسیر القرآن الکریم، به کوشش خواجوی، قم، بیدار، ۱۳۶۶ش، ج۲، ص۳۱۴.

[۶] . مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ش؛ محمد بن مصطفی القوجوی (م ۹۵۱ ق)، حاشیه محی الدین شیخ زاده، به کوشش محمد شاهین، دائره المعارف قرآن کریم، جلد ۸، صفحه ۳۹۵، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۹ق.

[۷] . سید جعفر سجادی، فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، تهران، زبان و فرهنگ ایران، ۱۳۷۸ ش، ص۲۵۳.

[۸] . اسراء، آیه ۱

[۹] . بقره، آیه ۵۸

[۱۰] . بقره، آیه ۱۱۴

[۱۱] . مائده، آیه ۲۱

[۱۲] . مائده ، آیه ۲۳

[۱۳] . ق، آیه ۴۱

[۱۴] . قصص ، آیه ۳۰؛ اعراف، آیه ۳۷؛ یونس، آیه ۹۳؛ اسراء، آیه ۱۰۴

[۱۵] . بقره، آیه ۶۱ . در این آیه از آن به عنوان شهری نام شده است. تنوین گرفتن در این جا نشان می دهد که مراد مصر نیست که غیر منصرف است، بلکه شهری از شهرهاست که مراد همان بیت المقدس است.

[۱۶] . محمدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل اسراء:۱، بیروت (بی تا)؛ حسن بن فضل طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل اسراء:۱، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛ عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی، الدّر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ذیل اسراء:۱، قم ۱۴۰۴.

[۱۷] . محمدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل بقره: ۱۴۲ـ۱۵۰، بیروت (بی تا)؛ حسن بن فضل طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل بقره: ۱۴۲ـ۱۵۰؛ عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی، الدّر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ذیل بقره: ۱۴۲ـ۱۵۰.

[۱۸] .  ابن حنبل، مسند احمدبن حنبل، ج۲، ص۲۳۸، استانبول ۱۴۰۲/۱۹۸۲ و منابع دیگر روایی

[۱۹] . مجمع البیان، ج۱و ۲ ، ص۲۴۷

[۲۰] . مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۳۵۸

[۲۱] . مجمع البیان،  ج۱ و ۲ ، ص۷۷۴

[۲۲] . نگاه کنید:  مجمع البیان،  ج۱ و ۲، ص ۳۶۱

[۲۳] . تفسیر کبیر،  ج۲ ، ص۱۲

[۲۴] . اسراء، آیه ۱ ؛ سوره نجم و روایات تفسیری و منابع تفسیری معتبر شیعه و سنی.

[۲۵] . جامع الاخبار، ص۷۰

[۲۶] . امالی طوسی ، ص ۳۷۹

[۲۷] . بحار الانوار، علامه مجلسی، ج ۹۹ ، ص ۳۸۰

[۲۸] . مانند کتاب فضائل القدس الشریف تألیف جمال الدین أبو الفرج محمد بن الجوزی

[۲۹] . عنکبوت، آیه ۵۶ ؛  فصلت، آیه ۱۰ ؛ انبیاء ، آیه ۸۱  البته به شرط آن که آن را مختص سرزمین خاورمیانه ندانیم؛ چنان که از آیه ۱۸ سوره سبا نیز بر می آید یمن نیز در این آیه به عنوان سرزمین مبارک خوانده شده است.

[۳۰] . مائده، آیه ۲۱

[۳۱] . اعراف، آیه ۱۳۷

[۳۲] . الکشاف؛ زمخشری، ج ۳ ، ص ۱۲۶

[۳۳] . کتاب مقدس، تکوین ۱۲:۵

[۳۴] . همان ۱۵:۷ تا ۹

[۳۵] . الموسوعه الفلسطینیه ج۳؛ ص ۵۱۰ ذیل مدخل قدس

[۳۶] . دایره المعارف تشیع، ج۳، ص ۵۵۸

[۳۷] . التحریر و الننویر، ج ۱۲ ، ص۱۶۲

[۳۸] . تفسیر قرطبی،  ج ۶ ، ص ۸۳

[۳۹] . مجمع البیان، ج ۳ ، ص ۲۷۶

[۴۰] . بحارالانوار ، ج ۱۳ ، ص ۱۷۷

[۴۱] . المیزان، ج۱۴، ص۱۳۷

[۴۲] . آل عمران، آیه۹۶

[۴۳] . انعام ، آیات ۹و ۱۵۵

[۴۴] . اسراء،  آیه۱

[۴۵] . دخان، آیه۳

[۴۶] . قاموس کتاب ، مقدس ص۶۸۵

[۴۷] . کتاب مقدس؛ عدد۳۴

[۴۸] . التحریر و التنویر، ج۶ ، ص۱۶۲

[۴۹] . تفسیر نمونه، ج۴ ، ص۲۳۷؛ و نیز، ج۱۲ ، ص۳۱۳

[۵۰] . المنار ، ج ۹ ، ص ۹۸ ؛ و نیز تفسیر کبیر،  ج ۱۴ ، ص۲۲۱

[۵۱] . المیزان، ج ۵ ، ص ۲۸۹ ؛ و نیز تفسیر کبیر، ج ۱۱ ، ص ۱۹۷

[۵۲] . اسراء؛ آیات ۴ تا ۸

[۵۳] . صحیفه امام، ج۹، ص۲۶۷٫

[۵۴] . صحیفه امام، ج۹، ص۲۷۸٫

[۵۵] . صحیفه امام، ج۹، ص ۲۷۷٫

[۵۶] . صحیفه امام، ج۹، ص ۲۷۶٫

[۵۷] . صحیفه امام، ج ۱۵، ص۶۱٫

[۵۸] . صحیفه امام، ج۱۵، ص ۶۲٫

[۵۹] . صحیفه امام، ج۹، ص۲۸٫

[۶۰] . صحیفه امام، ج‌۱۶، ص‌۱۹۰