فواید و زیان های علم از نظر قرآن

samamosبه نظر می رسد که علم به سبب آن که نقیض جهل و نادانی است، امری مثبت و ارزشی باشد؛ اما با نگاهی به تحلیل قرآن از دارندگان علم و دانشمند به این نتیجه می توان رسید که علم همان گونه که در دست اهل آن، آثار مفید شخصی و اجتماعی به دنبال دارد و عامل اصلی معرفت به هستی و عمل به کارهای خیر است، اما در دست نااهلان می تواند ابزار مخرب علیه جامعه انسانی بلکه همه موجودات زنده باشد.

با نگاهی به آموزه های قرآنی این معنا به دست می آید که علم تنها در نزد خردمندان و عقلاست که می تواند در راستای منافع شخصی و جمعی به کار گرفته شود؛ چرا که عقل سالم به طور فطری مسیر بهره مندی از دانش و علم را مشخص و آن را در جهت کمالی به کار می گیرد؛ اما علم و دانش در دست بی خردان و عقول ناقص و بیمار می تواند بدترین چیزی باشد که انسان می تواند تصور نماید.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با نگاهی به آموزه های قرآنی، تحلیل و تبیین خداوند را از علم مفید و علم مضر به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ارزش علم و معرفت

حقیقت علم ودانش، کشف امر خارج از ذهن به واسطه صورت ذهنی است که از راه حس، عقل و تجربه حاصل می شود(المیزان، ج ۱ ، ص ۴۷ تا ۵۳) البته در آموزه های قرآنی و علوم عرفانی از نوع دیگری علم سخن به میان آمده است که با علم به معنای صورت ذهنی و مفاهیم عقلی تفاوت دارد. از این علم به علم شهودی و حضوری در مقابل علم حصولی یاد می کنند. به این معنا که برخی از دانش های انسانی، از راه صورت های ذهنی به دست نمی آید، بلکه از راه مکاشفه و بدون واسطه و با اشراق الهی برای برخی از نفوس حاصل می شود که از آن به علم لدنی نیز یاد می شود.(التفسیر الکبیر، فخر الرازی، ج ۲، ص ۱۸۷ تا ۱۹۱)

البته همه نفوس انسانی از علم لدنی و اشراقی برخوردار می باشند، ولی آن چه در همه انسان ها وجود دارد، کف آن می باشد نه مراتب عالی و سطوح برتر آن؛ چرا که این استعداد در همه انسان ها نهفته است و از ظرفیت بالقوه ای آن برخوردار می باشند؛ چنان که دانش انسان به خودش از نوع علم حضوری و شهودی است. علم اشراقی لدنی نیز به همه انسان ها به گونه ای عنایت شده است ولی دریافت مراتب عالی تر آن نیازمند خودسازی و تزکیه نفس است.

به هر حال، علم و دانش در نوع آن، عامل معرفت و آگاهی انسان نسبت به خود و محیط پیرامونی می باشد. ارزش علم نیز به آن است که انسان را از جهل و نادانی بیرون می آورد و به معرفت و آگاهی می رساند. از این رو می توان علم را به صورت مطلق امری ارزشی ارزیابی کرد و حتی در برخی از آیات و روایات این معنا اثبات می شود که علم به خودی خود دارای ارزش نفسی است و حتی اگر به قصد امری دیگر و فواید آن آموخته نشود، از ارزش و اعتبار برخوردار می باشد. از این لحاظ علم را همانند طهارت ظاهری دانسته اند که طهارت ظاهری با وضو به قصد نماز و قرائت قرآن و مانند آن تحصیل می شود ولی خود طهارت ظاهری از نظر اسلام دارای ارزش نفسی می باشد. هم چنین علم و دانش برای بهره مندی آن است ولی نفس دانش آموزی خود دارای ارزش نفسی می باشد.

خداوند در قرآن بر این معنا تاکید می کند که علم بر خلاف عقل در انسان ها در هنگام تولد وجود ندارد، بلکه اندک اندک از طریق گوش و چشم و قلب به وجود می آید و در برخی دیگر از انسان ها با افزایش عمر به فراموشی می رود و انسان عالم گرفتار جهل و نادانی می شود.(نحل ، آیه ۷۰)

علم به کارگیری آن افزایش می یابد و عدم به کارگیری و ترک عمل به علم موجب فراموشی و نسیان علم می گردد که در آیات و روایات بسیار برآن تاکید شده است. خداوند در آیاتی از جمله ۸۰ و ۱۲۰ سوره بقره و آیات بسیار دیگر، از انسان ها خواسته است تا عقاید و رفتار خویش را مبتنی بر علم کنند و این امر بر ایشان ضروری و لازم است، چرا که ارزش عمل و عقیده خوب در علم درست و واقع بینانه است.

فواید علم و آثار مثبت آن

انسان عاقل و خردمند از علم و دانش به درستی بهره می گیرد و آن را در مسیر کمال خود و جامعه و بلکه زمین و موجودات آن به کار می گیرد. در این جا به برخی از آثار و فواید مثبت علم بر اساس آموزه های قرآنی اشاره می شود.

۱. استفاده از آیات خداوندی: از جمله فواید علم ودانش بهره مندی از آن در شناخت آیات و نشانه های الهی و استفاده از آن در شناخت حدود و قوانین هستی و به کار گیری آن در زندگی است.(بقره ، آیه ۲۳۰ و انعام ، آیات ۹۷ و ۹۸ و ۱۰۵)

۲. ایمان : علم و آگاهی زمینه ساز ایمان است؛ چرا که ایمان زاده علم و دانش است و اگر انسان نسبت به هستی و جهان علم و دانشی نداشته باشد، نمی تواند تحلیلی درست از آن داشته باشد و گرایش به ایمان یابد.(اسراء ، آیه ۱۰۷ و زخرف ، آیه ۸۶) خداوند در آیات ۱۱۷ تا ۱۲۵ سوره اعراف و ۶۹ تا ۷۲ سوره طه علم و دانش را عامل استواری و تزلزل ناپذیری اهل ایمان نیز بر می شمارد و با در آیه ۷ سوره آل عمران و ۱۶۲ سوره نساء و آیات دیگر، با اشاره به گرایش مسیحیان صدر اسلام به رسالت پیامبر(ص) علت چنین گرایشی را علم و شناخت آنان نسبت به حقانیت قرآن و حقایق آن معرفی می کند.

۳. استقامت و شکیبابی در ایمان و امور زندگی: بنابراین می توان گفت که هر چه علم و دانش انسان به مساله و موضوعی بیش تر باشد، تاثیرات مثبتی در انسان ایجاد می کند. از این رو کسانی که به حقانیت قرآن و اسلام از طریق دانش و علم معرفت پیدا می کنند، نسبت به کسانی که از چنین علمی برخوردار نمی باشند، استوارتر هستند. خداوند در آیه ۶۲ سوره اعراف بر این معنا تاکید می کند که علم و آگاهی انسان نسبت به حقانیت دین اسلام، موجب می شود تا شخص در تبلیغ دین و خیرخواهی خالصانه از پایداری و استقامت بهتر و بیش تری برخوردار شود. خداوند هم چنین در آیه ۴۹ سوره هود و ۶۸ سوره کهف ، آگاهی و شناخت درست را زمینه ساز صبر و شکیبایی انسان در زندگی بر می شمارد و بیان می دارد که وقتی انسان نسبت به امری آگاهی و شناخت داشته باشد، به سادگی می تواند مشکلات را تحمل کند و از فشارهای آن بکاهد و خود را به آرامش برساند و اضطراب و تشویق را از خود دور سازد. بسیاری از مردم به سبب عدم شناخت به مسایل و موضوعات، از آستانه تحمل اندک و پایین برخوردار می باشند؛ این در حالی است که اگر نسبت به موضوع از علم و شناخت کافی و خوبی برخوردار باشند، آستانه تحمل آنان افزایش می یابد. خداوند با یادآوری داستان خضر(ع) و موسی(ع) به این نکته اشاره می کند که علت ناشکیبایی حضرت موسی(ع) در برابر رفتارهای به ظاهر غیر عقلانی و شرعی چون قتل کودک بی گناه، سوراخ کردن کشتی و ساختن دیوار فروریخته با بیگاری، تنها عدم آگاهی و شناخت نسبت به رفتارهای خضر(ع) بوده است. جالب این که حضرت موسی(ع) از این مطلب آگاه بود که خضر(ع) مامور الهی و دارای علم لدنی و اشراقی و استاد او از سوی خداوند است. با این همه نسبت به اعمال آن حضرت(ع) تحمل خود را از دست می دهد و سه بار پیاپی به آن حضرت اعتراض می کند. در حالی که اگر عزرائیل (ع) جان کودکی را می گرفت، اعتراض نمی کرد ولی چون خضر ماموری این کار را کرد اعتراض می کند. حضرت موسی(ع) از خود نپرسید که چه تفاوتی میان سببی با سبب دیگر است. اگر عزرائیل مامور خدا و سبب مرگ کودک است و آن را بر می تابد می بایست نسبت به حضرت خضر(ع) که مامور خدا و سبب مرگ کودک است واکنش منفی نشان ندهد. ولی از ان جایی که علم موسوی علم ظاهری است و علم خضری علم رشدی ، حضرت موسی (ع) نتوانست آن موضوع را برتابد و اعتراض نکند. این نشان می دهد که هر چه علم انسان کامل تر و احاطه علمی دقیق تر و جامع تر باشد، باور به درستی عمل و استقامت و صبر و شکیبایی نیز افزایش می یابد.(کهف، آیه ۶۸ و آیات دیگر همان سوره)

۴. اطاعت از حق : هم چنین علم و آگاهی زمینه ساز اطاعت انسان از حق تعالی می شود و به همه فرمان هایی که از راه عقل و وحی به او داده می شود عمل می کند. خداوند در آیه ۱۰۴ سوره مائده و نیز ۸۹ سوره یونس و ۳۶ سوره اسراء و آیات دیگر، اطاعت از حق را نتیجه علم و آگاهی معرفی می کند.

۵. آخرت طلبی: شناخت انسان نسبت به هستی و آگاهی و توجه به حیات جاوید و مطلق از طریق دانش آموزی، موجب روی آوردن انسان به آخرت و انجام فعالیت ها و کارها در این راستا می شود. به سخن دیگر، کسانی که در حکمت آفرینش تدبر و تعقل می کنند، به دانشی نسبت به آخرت دست می یابند و به این نکته توجه پیدا می کنند که دنیا تنها بستری برای آخرت است. بنابراین تلاش خویش را به جای دنیا معطوف به آخرت می کنند و می کوشند تا کارهای را انجام دهند که آخرت خوش و خوبی را برای آنان در سرای دیگر تضمین کند.(عنکبوت آیه ۶۴) به نظر قرآن علم و آگاهی انسان نسبت به حقایق هستی و حکمت آفرینش، عامل مهمی در ترجیح دادن منافع آخرتی بر منافع دنیایی است که از آن به آخرت طلبی نیز یاد می شود.(بقره ، آیه ۱۰۲)

۶. انفاق : علم و آگاهی به بی نیازی خدا و آخرت طلبی برخاسته از دانش حکمت آفرینش موجب می شود تا شخص به کارهای خیری چون انفاق علاقه نشان داده و به آن رو آورد. از این روست که خداوند در آیه ۲۶۷ سوره بقره ، علم و آگاهی انسان را نسبت به بی نیازی و غنای الهی و نیز آگاهی به صفت حمید خداوندی که عامل رفتارهای پسندیده نسبت به آفریده هاست، به عنوان مهم ترین عامل انفاق و زمینه ساز آن معرفی می کند. بنابراین رفتارهای خوبی چون انفاق را می بایست در علم و آگاهی و ایمان افراد جست و جو کرد.

۷. تشخیص ارزش ها از ضد ارزش ها: این که چه عملی خوب و چه عملی بد است و هم چنین شناخت زشت از زیبا و کمال از نقص و حق از باطل تنها از طریق علم و دانش امکان پذیر است. ا زاین روست که خداوند در آیاتی از جمله ۱۰۳ و ۱۸۴ و ۲۸۰ سوره بقره و ۴۱ و ۹۵ سوره نحل و آیات دیگر، علم و آگاهی را وسیله تشخیص ارزش های برتر معرفی می کند که خود این علم عامل مهم در انجام کارهای بهتر و خوب تر در انسان می شود.

۸. تشخیص امور: اصولا تشخیص امور از طریق علم شدنی است. انسان اگر همین علم عادی و ظاهری را نداشت نمی توانست ساده ترین امور را تشخیص دهد و از آن در زندگی بهره گیرد. ا زاین روست که خداوند علم عادی و ظاهری را با ارزش می شمارد؛ چرا که عامل تشخیص امور برای انسان می شود.(بقره ، آیه ۱۱۵ و ۲۸۲ و نیز انعام ، آیه ۸۱ و ممتحنه، آیه ۱۰)

۹. زهد: آگاهی از بازی و سرگرمی بودن دنیا، موجب زهد و اجتناب انسان از دنیا طلبی می شود که این معنا در آیه ۶۴ سوره عنکبوت مورد تاکید قرار گرفته است. این بدان معناست که تنها انسان های جاهل و نادان هستند که در اندیشه ثروت اندوزی و گردآوری مال می باشند؛ چرا که به دنیا اصالت داده و توجهی به بازی و لهو و لعب بودن دنیا ندارند و تمام همت و تلاش خویش را به جای آخرت به این بازیچه کودکانه مصروف می دارند.

۱۰. مصونیت یابی : علم و دانش عامل مهمی در مصونیت یابی از ضررها و سختی ها و جلب منافع بهتر و بیش تر است. این معنا را خداوند در آیه ۱۸۸ سوره اعراف مورد تاکید قرار داده است.

۱۱. شایستگی امور مهم اجتماعی: علم و دانش مهم ترین عامل در ایجاد شایستگی مناصب و تصدی امور مهم اجتماعی از جمله قضاوت(انبیاء ، آیات ۷۸ و ۷۹)، مدیریت در اقتصاد و اموری اقتصادی کشور و جامعه(یوسف، ایه ۵۵) ، مدیریت قدرت سیاسی و نظامی جامعه (بقره ، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷)، ولایت و سرپرستی فردی و اجتماعی (کهف ،آیات ۵۰ و ۵۱) ، مدیریت فرهنگی و مرجعیت علمی (آل عمران، آیه ۶۶ و اعراف ، آیه ۷۱ و حج ، آیه ۳ و انبیاء ، آیه ۷ و آیات دیگر ) و مانند آن ها دانست.

۱۲. قدرت: از نظر قرآن، قدرت را می بایست در سایه علم تحصیل کرد و به دست آورد. به سخن دیگر، قدرت واقعی را می بایست در علم جست و جو کرد. از این روست که خداوند در آیاتی از جمله ۲۴۷ سوره بقره و ۴۰ سوره نمل علم را منشای قدرت معرفی می کند.

۱۳. رشد و بالندگی : رشد و بالندگی واقعی را می بایست در علم و دانش جست و جو کرد، چنان که قدرت را می بایست در آن جست. از این روست که حضرت موسی(ع) در جست و جو رشد و بالندگی واقعی از خداوند علم حکمت را می خواهد تا به کنه و اهداف هر عملی در دنیا آگاه شود و تحلیل درست و واقع بینانه و حقیقی از رخدادها و اوضاع و مسایل هستی داشته باشد. از این روست که خداوند وی را برای جست و جوی حکمت و علم رشدی به سراغ خضر(ع) این عالم ربانی می فرستد. به هر حال علم حکمت به معنای واقعی آن همان علم رشدی است که تکامل واقعی انسان را در بر خواهد داشت.(کهف ، آیه ۶۶ و نیز انعام ، آیه ۹۱)

۱۴. اعمال عبادی خالص: علم اصلی ترین عامل شناخت خداوند، حکمت آفرینش، گرایش به توحید و اطاعت از خداوند است. از این روست که عالمان واقعی کسانی هستند که همواره نسبت به نعمت های خداوند شکرگزار بوده و به حمد و ستایش پروردگار اشتغال دارند(نمل ، آیه ۱۵) و همین علم موجب می شود که شخص در برابر آیات قرآن و دیگر آیات الهی خضوع داشته باشد(اسراء، آیه ۱۰۷ و حج ، آیه ۵۴) و از هر گونه شرک در مراتب گوناگون آن اجتناب ورزد(عنکبوت ، ایه ۴۱) و خداوند را مالک هستی بداند(مومنون، آیات ۸۴ تا ۸۹) و حدود و احکام الهی را بشناسد و بهتر به آن عامل باشد (توبه ، آیه ۹۷) و از هر آیه ای از آیات الهی پند گیرد(واقعه ،آیه ۶۲) و از تکاثر و زیاده طلبی پرهیز کند(تکاثر، ایه ۱ و ۵) و خالصانه خدا را عبادت کند و در مسیر هدایت گام بر دارد(مریم ، آیه ۴۳ و سبا، آیه ۶ و ایات دیگر از جمله سوره انسان)

زیان ها و ضرر های علم

علم و دانش در دست زنگی مست بسیار زیانبار است؛ چرا که عامل بسیاری از تباهی ها در عقاید و عمل و جامعه و بلکه جهان را می بایست در علمی جست که در دست نااهل قرار گرفته است. در این جا تنها به شماری از مهم ترین زیان های علم و ضررهای فردی و اجتماعی آن اشاره می شود.

۱. غرور: شاید مهم ترین زیان علم را باید در غرور و تکبری دانست که در برخی از انسان ها ایجاد می کند. انسان های نااهل هنگامی که به علم دست می یابند به سلاح مخربی تبدیل می شوند که سلامت هر چیزی را در خطر می افکنند. آنان به سبب غرور و تکبری که از علم در ایشان ایجاد می شود، هیچ چیزی را بنده نیستند و خداوند را از یاد می برند و بر خلاف قوانین و حکمت آفرینش حرکت و گام بر می دارند. خداوند در آیاتی از جمله ۷۶ تا ۷۸ سوره قصص با اشاره به داستان قارون نشان می دهد که چگونه علم و دانش در جهت ثروت اندوزی و سرمایه داری قرار گرفت و انسانهای بسیاری را به فقر و فلاکت افکند و دین و ایمان ایشان را زایل نمود و از میان برد. اصولا انسان هایی که ظرفیت علم را نداشته باشند با علم خود مایه نکبت خود و دیگران و هلاکت خود و دیگران می شوند؛ چرا که فتنه هایی بسیاری را موجب می شوند. خداوند در آیه ۴۹ زمر با اشاره به علمی که موجب غرور و تکبر شده می فرماید که چنین علمی در حقیقت فتنه ای برای ایشان و دیگران است. با نگاهی کوتاه به رفتارهای جهانی دانشمندان مغرور و متکبر که سرمایه ها اندوخته اند می تواند درک درستی از مفهوم فتنه در این آیه یافت. دانشمندی چون بیل گیتس توانست با علم خویش نرم افزارهای رایانه ای تولید کند و سپس با انحصارگرایی جهانی ثروتی میلیارد دلاری برای خود بیاندوزد و سپس با علم و ثروت خویش در بسیاری از کشورها و جوامع جهانی به همراه سیا و دیگر نهادهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا به فساد و تباهی دامن زند. در همین ایران نیز می توان نمونه های بسیاری از علم مخرب و ثروت و قدرت فاسد را یافت که عامل فتنه در جامعه شده و بسیاری را فریفته و یار و یاور خود کرده و کشور را به سوی تباهی و بحران سوق داده اند.

۲. فتنه گری: علم عامل فتنه هاست. با نگاهی به داستان دو عالم نا اهل چون بعلم باعورا و سامری می توان دریافت که چگونه علم شهودی ایشان عامل گمراهی و تباهی خود و دیگر افراد جامعه شد و حتی قومی به علم شهودی ایشان گوساله پرست شده و از دین توحید و الهی خارج شدند.(طه ، آیات ۸۵ تا ۹۶ و نیز آیات دیگر) علم ایشان با آن که از علوم شهودی بود و توانست رد پای جبرئیل را ببیند و از آن برگیرد و در گوساله زرین و طلایی بریزد و او را به سخن و آواز آورد: "بصرت بما لم یبصروا به فقبضت قبضه من أثر الرسول فنبذتها و کذلک سولت لی نفسی" ولی این علم او عامل فتنه برای خودش و دیگران شد. هم چنین بعلم باعورا که با علم شهودی خویش به جنگ حضرت موسی(ع) به همراهی فرعون می رود و خداوند داستان وی را در آیات ۱۶۷ و ۱۶۸ سوره اعراف مثل می آورد. على بن ابراهیم قمى در تفسیر خود در ذیل آیه "و اتل علیهم نبا الذى آتیناه آیاتنا.." مى گوید: پدرم از حسین بن خالد از ابى الحسن امام رضا (علیه السلام ) برایم نقل کرد که آن حضرت فرمود: بلعم باعورا داراى اسم اعظم بود، و با اسم اعظم دعا مى کرد و خداوند دعایش را اجابت مى کرد، در آخر به طرف فرعون میل کرد، و از درباریان او شد، این ببود تا آن روزى که فرعون براى دستگیر کردن موسى و یارانش در طلب ایشان مى گشت ، عبورش به بلعم افتاد، گفت : از خدا بخواه موسى و اصحابش را به دام ما بیندازد، بلعم بر الاغ خود سوار شد تا او نیز به جستجوى موسى برود الاغش از راه رفتن امتناع کرد، بلعم شروع کرد به زدن آن حیوان ، خداوند قفل از زبان الاغ برداشت و به زبان آمد و گفت : واى بر تو براى چه مرا مى زنى ؟ آیا مى خواهى با تو بیایم تا تو بر پیغمبر خدا و مردمى با ایمان نفرین کنى ؟ بلعم این را که شنید آنقدر آن حیوان را زد تا کشت ، و همانجا اسم اعظم از زبانش برداشته شد، و قرآن درباره اش فرموده :" فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من الغاوین ، و لو شئنا لرفعناه بها و لکنه اخلد الى الارض و اتبع هواه فمثله کمثل الکلب ان تحمل علیه یلهث او تترکه یلهث " این مثلى است که خداوند زده است .

این ها تنها نمونه های از فواید و زیان های علم در دستان اهل و نااهل آن می باشد. با نگاهی به آموزه های قرآنی می توان موارد بسیار دیگری را به دست آورد که بیرون از حوصله این مقاله است.