فلسفه و چرایی عبادت غیر خدا

samamosفطرت سالم، عقل و قلب سلیم آدمی به طور طبیعی، آفریدگاری که پروردگار هستی است، معبود خویش می شمارد و در مقام بندگی و عبودیت تنها در برابر آن کرنش می کند و اطاعت می ورزد؛ اما چرا بسیاری از مردمان از این مسیر طبیعی پرستش و بندگی بیرون می روند و چیزها و یا کسانی دیگر را معبود خویش قرار می دهند؟

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی در صدد تحلیل و تبیین چرایی عبادت غیر خدا ، زمینه ها و آثار آن بر آمده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

روحیه بندگی و پرستش در انسان

عبادت به معنای نهایت تذلل و کوچکی در برابر کسی است که نهایت تفضل و بخشش را دارد. بنابراین، عقل سلیم و فطرت سالم بشر، جز خداوند را سزاوار و شایسته آن نمی داند؛ زیرا خداوند تنها کسی است که آفریدگار هستی است و در مقام تربیت و ربوبیت، به پرورش آفریده های خویش می پردازد و زمینه بروز و ظهور کمالات را برای آن ها فراهم می آورد. آن حکیم فرزانه و آن توانای دانا، وجود و هستی را به آفریده های خویش بخشیده و چون خود کمال مطلق است، بسترهایی برای دست یابی هر آفریده به این کمالات فراهم آورده است که از راه عبودیت و تقرب به وی به دست می آید. این گونه است که هر که در بندگی بیش تر بکوشد خود را به خدا نزدیک تر ساخته است؛ چرا که این نزدیکی از راه عبودیت و بندگی به معنای تحقق بخشی به ظرفیت ها و توانمندی هایی است که در آن موجود به ودیعت گذاشته شده است. از این روست که گوهر عبودیت را ربوبیت دانسته اند؛ چرا که هر موجودی با عبودیت است که می تواند خدایی شود و با متاله شدن، در مقام ربوبیت بنشیند. در این میان استعداد و ظرفیت انسان برای دست یابی به چنین مظهریت و خلافتی بیش از هر موجود و آفریده دیگری است ، چرا که خداوند تمامی اسمای خویش را به آدمی تعلیم داده و در او سرشته است و انسان می تواند از طریقت عبودیت، آن اسمای تعلیمی را فعلیت بخشد و خدایی و متاله شود و به ربوبیت دست یابد.

با نگاهی به طبیعت آدمی می توان دریافت که آدمی به طور طبیعی روحیه بندگی و پرستشگری دارد، چرا می داند که این تنها راه رسیدن به کمال است. این گرایش ذاتی و طبیعی در فطرت آدمی نهادینه شده است. خداوند در آیاتی از قرآن به این روحیه بندگی و عبودیت وی اشاره می کند و با بیان مصادیق بسیار از گذشته انسان تا کنون نشان می دهد که ذات و طبیعت آدمی این گونه آفریده شده و انسان نمی تواند از آن رهایی یابد.

از جمله آیاتی که به روحیه پرستشگری و عبادت آدمی اشاره دارد می توان به آیاتی چون ۱۲۵ و ۱۳۳ سوره بقره ، ۴۵ و ۴۹ و ۵۱ و ۱۱۳ سوره آل عمران ، ۱۳۸ سوره اعراف و آیات ۳۲ و ۶۷ سوره حج و آیات دیگر اشاره کرد.

اما آن چه موجب می شود تا آدمی از مسیر حق و حقیقت دور افتد، اشتباه در تطبیق است. به این معنا که این گرایش و علاقه ذاتی به بندگی را در جایی دیگر صرف می کند و به جای آن که خدای یکتا و یگانه ای که آفریدگار و پروردگارش است را بنده شود، بنده غیر او می شود؛ یعنی به جای این که خدایی شدن را از مسیر عبودیت خدا تجربه کند و به دست آورد در جایی دیگر می جوید و به این نیاز درونی و باطنی خویش پاسخ نادرست و نشانی غلط می دهد.

این جاست که خداوند پیامبران را مامور می کند تا نشانی درست را به آدمی بدهد و بندگی خداوند را به او نشان دهد. از این روست که ماموریت اصلی همه پیامبران(ع) ارایه نشانی راست و پاسخ درست به این نیاز طبیعی و گرایش ذاتی انسان است.(اعراف ،آیات ۶۵ و ۷۰ و ۷۳ و ۸۵ و مومنون،آیه ۳۲ و آیات بسیار دیگر) چرا که تنها خداوند شایسته عبادت و بندگی است(حمد، آیه ۵ و بقره ، آیات ۸۳ و ۱۳۳ و آیات دیگر) و اگر انسان بخواهد رنگ خدایی بگیرد و کمالات او را در خود ایجاد نماید، می بایست تنها او را بندگی و عبادت کند.(بقره ، آیه ۱۳۸)

اما انسان به علل درونی و عوامل بیرونی، به جای بندگی خدای آفریدگار و پروردگار و دست یابی به کمالات مطلقی چون ربوبیت و خلافت الهی از طریق عبودیت خدا، به بندگی غیر او مشغول می شود. این که چرا انسان نشانی راست و پاسخ درست به نیاز خود نمی دهد؟ پرسشی است که خداوند در آیاتی چند بدان پرداخته است.

عوامل و علل گمراهی بشر در عبادت

اگر بخواهیم زمینه های این گمراهی را به دست آوریم می بایست به دو دسته اصلی عوامل درونی و بیرونی توجه داشته باشیم، چرا که انسان همواره گرفتار خواسته های شهوانی و وسوسه های شیطانی است.

انسان دشمنی سوگند خورده به نام ابلیس دارد که به همراهی شیاطین می کوشد تا آدمی را از عبادت خداوند منصرف کند ، چرا که ابلیس خود مدعی خلافت الهی بود و بر این باور بود که او شایسته و سزاوار این عنوان تکوینی الهی است. از این رو، سوگند خورده تا آدمی را از مسیر عبودیت بیرون برد و اجازه ندهد تا به خلافت الهی کامل دست یابد.

ابلیس به این مطلب آگاه است که تنها راه رسیدن به خلافت الهی آن است که آدمی با عبودیت و بندگی خداوند، اسمای الهی را در خود فعلیت بخشد و متاله گردد و در مقام مظهریت ربوبیت الهی قرار گیرد. بر این اساس تمام تلاش خویش را مبذول این معنا کرده است که آدمی بنده هر چیزی جز خداوند آفریدگار و پروردگار عالم شود.(اعراف ، آیه ۱۶ و آیات دیگر)

ابلیس در راه رسیدن به هدف خویش تا آن جا پیش می رود که انسان ها او را پرستش کنند و به عبادت او مشغول شوند(مریم ، آیه ۴۴ و یس ، ایه ۶۰) به این معنا که در راستای سوگند خود، افزون بر جایگزین کردن معبودانی باطل چون، بت(انعام ، آیه ۷۴)، گوساله (صافات، آیات ۱۲۳ و ۱۲۵)، خورشید(نمل ،آیات ۲۳ و ۲۴)، ستاره (انعام، ۷۵ و ۷۶)، طاغوت و حکام باطل و جائر(مائده ، آیه ۶۰ و زمر ، آیه ۱۷ و نازعات، آیات ۱۷ و ۲۴) و گاه پیامبرانی چون حضرت عیسی (مائده ،آیات ۷۲ و ۷۳) خود را نیز معبود مردمان قرار می دهد.

در این میان ابلیس و شیاطین از جهل مردمان نیز سود می برند و این جایگزین های دروغین را معرفی می کنند. خداوند در آیه ۷۶ سوره مائده و ۶۶ سوره انبیاء جهل را عامل مهم در این گرایش به معبودان باطل می داند. تحلیل قرآن آن است که انسان ها چون به رساننده واقعی سود و زیان خویش آگاه نیستند، در جست و جوی مالک سود و زیان در هستی به معبودان باطل و غیر واقعی گرایش می یابند.

بر این اساس می توان گفت که اشتباه در تطبیق و جهل نسبت به پروردگاری که رساننده سود و زیان است، موجب می شود تا کسانی غیر از خدا را معبود قرار دهند.(اعراف، آیه ۱۳۸ و یوسف ،ایه ۴۰ و آیات دیگر) در این میان ابلیس و شیاطین از جهل مردمان سوء استفاده کرده و آنان را به سوی معبودان غیر واقعی می کشانند و پرستش آن ها را تشویق می کنند.

از نظر قرآن انسان هایی که به عبادت غیر خدا می پردازند انسان های بی منطق و برهان و دلیل هستند (اعراف ، آیات ۷۰ و ۷۱ و یوسف ، ایه ۴۰) چرا که با نگاهی به جهان ونظام حکمل بر آن به سادگی می بایست پی به پوچی و بطلانی این شرک می بردند.(حج، آیات ۶۱ و ۶۲) از این روست که خداوند در آیه ۷۱ سوره انعام، عبادت غیر خدا را ارتجاعی و ضد تکاملی می داند و در آیات ۱۴ و ۱۷ سوره فصلت آن را نشانه ای از کور دلی و ضلالت و فقدان بصیرت بر می شمارد.

البته برخی از مردم از آن جهت گرفتار شرک و بت پرستی می شوند که متاثر از هواهای نفسانی و تمایلات شهوانی هستند. در حقیقت ایشان به جای این که خدا را بنده باشند، بنده شهوات خویش هستند و آن را خدا و اله خود قرار می دهند و به عبادت و پرستش آن می پردازند.(انعام ، آیه ۵۶) این گونه است که در مسیر طغیانگری و تجاوز از حقیقت قرار می گیرند(هود، آیات ۱۰۹ و ۱۱۲) و بر خود ظلم روا می دارند و از در عدالت با خود وارد نمی شوند.(اعراف، آیه ۱۴۸ و هود ، آیات ۱۰۱ و ۱۱۳ و ۱۰۹)

اگر به این علل و عوامل توجه شود، به روشنی می توان فلسفه و چرایی عبادت غیر خدا را در انسان ها توضیح داد. به نظر می رسد که برخی از ایشان گرفتار اشتباه در تطبیق هستند. از این دسته می توان به مشرکانی اشاره کرد که عبادت غیر خدا را از آن رو در پیش گرفته اند که آن ها را عامل تقرب به خدای یکتا می دانند.(زمر ،آیه ۳) به این معنا که آنان به خداوند به عنوان آفریدگار هستی توجه دارند ولی در مقام پروردگاری به اموری توجه می یابند که به نظر ایشان پروردگار هستی می باشند و در رساندن سود و زیان به ایشان نقش دارند.

از این روست که خداوند در آیاتی از جمله آیه ۷۶ سوره مائده و ۷۱ سوره انعام و ۶۶ سوره انبیاء ، پرستش غیر خدا را غیر سودمند به حال آدمی معرفی می کند تا این گونه ایشان را از اشتباه در آورد و آگاه سازد که تنها خداوند آفریدگار همان پروردگاری است که می تواند به ایشان سود و زیان برساند.

برخی از مردمان از آن جایی که می دانند که فرشتگان وسایط فیض الهی هستند، برای رضایت مندی و خشنودی این وسایط و مجاری فیض، به پرستش ایشان می پردازند(سباء ، آیه ۴۰) چنین حالتی نیز نسبت به پیامبران (ع) در میان برخی از پیروان ایشان پدید می آید، چنان که برخی حضرت عیسی (ع) یا عزیز (ع) را این گونه فرض کرده اند. این در حالی است که ایشان خود نسبت به معبود قرار گرفتن خود به وسیله مشرکان ناخشنود هستند(سباء، آیه ۴۰ و ۴۱ و نیز مائده ، آیه ۱۱۶) و ادعای مشرکان را در تعلق مشیت الهی به فرشته پرستی را سخنی جاهلانه و موهوم می دانند(زخرف ، آیات ۱۹ و ۲۰)

خداوند در باره چرایی معبود قرار گرفتن برخی از معبودان باطل به این نکته اشاره می کند انگیزه برخی از مشرکان از پرستش غیر خدا، کسب عزت(مریم، آیه ۸۱) تقلید از نیاکان (اعراف ،ایه ۷۰) دست یابی به شفاعت و بهره مندی از مقام بلند ایشان در نزد پروردگار(مائده ، آیات ۷۵ و۷۶ و یس ، آیه ۲۳ و آیات دیگر)

این در حالی است که معبودان غیر خدا، ناتوان از رهایی از گرفتاری خود می باشند و آنان نیز همانند دیگر بندگان و آفریدگان هستی نیازمند و ناتوان هستند (اعراف ؛ آیه ۱۹۴ و یس ، آیه ۲۳ و زمر ، ایه ۳۸)

آثار و پیامدهای عبادت غیر خدا

بی گمان عبادت غیر خدا، پاسخی نادرست به نیازی طبیعی و گرایشی باطنی است و به جای آن که آدمی را به کمال مطلوب نزدیک کند او را از راه راست بیرون می برد و در مسیر نقصان و سقوط قرار می دهد.

از نظر قرآن، عبادت غیر خدا نشانه ای از جهل و بی عقلی بشر دارد، چرا که عبادت را برای دست یابی به سودی و رهایی از زیانی انجام می دهد در حالی که معبودان باطل توانایی و قدرتی بر این امر ندارند (انعام ،آیه ۷۱) بنابراین عبادت غیر خدا از نظر خداوند نخستین نشانه از جهل و نادانی و بی عقلی انسان هاست(نمل ،ایه ۶۱ و زمر ، آیه ۶۴) این گونه است که به جایی دست یابی به سود دچار خسران و زیان از سرمایه وجودی خویش (هود، آیه ۱۰۱ و زمر ، آیات ۶۴ و ۶۵) و بلکه از کف دادن سرمایه عمر خود و خانواده خویش می شوند(زمر، آیه ۱۵)

کسانی که به عبادت غیر خدا می پردازند، دچار حیرت و سرگردانی در زندگی می شوند، چرا که حق و سودی را در این عمل خویش نمی یابند و معبودان گوناگون هر یک را به سمت و سویی سوق می دهد و شیطان بر گرده ایشان سوار می شود.(انعام ، آیه ۷۱)

از آثار دیگر عبادت غیر خدا، گرفتاری در پلیدی و رجس است که در آیات ۷۰ و ۷۱ سوره اعراف به آن اشاره شده است. حبط اعمال نیک و کارهای خیر (زمر، آیات ۶۴ و ۶۵) ، ذلت و خواری در دنیا و آخرت(مریم ،آیات ۸۱ و ۸۲) گرفتار شدن به غضب و خشم الهی (اعرا ف، آیات ۷۰ و۷۱) ، محرومیت از ولایت و حمایت خداوند(اعراف، آیات ۱۹۴ و ۱۹۶ )، محرومیت از هدایت و نصرت الهی (زمر، ایه ۳) ، سرزنش و توبیخ الهی(مائده ،آیه ۷۶ و یوسف ، آیه ۳۹) و دشمنی با پیامبران و خردمندان دعوت گر به سوی عبادت خداوند( اعراف ،ایات ۱۴۸ و ۱۵۰)، ضلالت و گمراهی (انعام ، آیه ۵۶) و در نهایت شقاوت و بدبختی ابدی (مریم، آیه ۴۸) از جمله این آثار است که خداوند در این آیات و آیات دیگر قرآن به آن اشاره کرده است.

بسیاری از انسان ها می خواهند از نقص رهایی یابند و به کمال مطلق دست یابند. به این معنا که گرایش به کمالات و گریز از نواقص در ذات انسان قرار داده شده است و همین مساله است که انسان به سوی خداوند به عنوان کمال مطلق گرایش می یابد، با این همه به سبب جهل، وسوسه های ابلیسی ، هواهای نفسانی و اموری از این دست به جای آن که خداوند این کمال مطلق را معبود خود قرار دهد و به او تقرب و نزدیکی جوید به معبودانی تمسک می جوید که خود نیازمند می باشند. این گونه است که عبادتی که عامل رشد و کمال یابی انسان است خود به عاملی در برابر تقرب به کمال مطلق می شود. خداوند از مهم ترین آثاری که برای عبادت غیر خدا مطرح می کند، مانع شدن آن از تقرب به خداوند است که کمال مطلق می باشد.(زمر، ایه ۳ و احقاف ، ایه ۲۸)

انسان اموری را به عنوان عامل تقرب می جوید که خود عامل مهم تقرب زدایی از بشر می باشد(اسراء، آیه ۵۷) بنابراین لازم است که از ابزار کامل عبودیت که عامل تقرب و رشد و کمال یابی است به درستی بهره گیرد و اجازه ندهد تا این عبادت مصروف غیر خدا شود.

اگر این گونه عمل کند و عقلانی و بر اساس فطرت سالم رفتار نماید می تواند از عبادتی که در آموزه های قرانی تعریف شده یعنی از طریق شریعت اسلام به حقیقت برسد که همان عبودیت کاملی است که باطن و گوهر آن ربوبیت انسان نسبت به همه ما سوی الله می باشد. انسان به جای آن که خود را گرفتار ارباب های باطل کند می بایست خود به جایی برسد که مظهر ربوبیت الهی شود و دستگیر وخلیفه بر ما سوی الله گردد. این مهم تنها با عبودیتی حاصل می شودکه در اسلام تعریف و تبیین شده است. باشد تا شریعت را طریقت دست یابی به حقیقت عبودیت قرار دهیم که کنه آن ربوبیت الهی وخلافت خداوندی است. ترک هر گونه معبود باطلی از انسان و جن و فرشته و یا مانند آن می تواند آدمی را در این مسیر یاری دهد.