فلسفه و آثار قربانی

Masjid-al-haram(4)حج یکی از ارکان اسلام است. از این رو دارای نقش ها و کارکردهای چندی در حوزه های عبادی و اجتماعی است. نقش حج در حوزه مسایل اجتماعی و دنیوی همان اندازه با اهمیت و تأثیرگذار است که در حوزه عبادی، خودسازی معنوی دارای تأثیرات بسیار می باشد.
مناسک حج، اموری چند را در برمی گیرد که یکی از آن ها قربانی است. قربانی همان گونه که از نام آن پیداست به قصد تقرب الی الله صورت می گیرد و در زبان فارسی اصطلاح قربانی بخشی از مهم ترین فلسفه و اهداف آن را تبیین می کند هرچند که بیانگر تمام فلسفه و اهداف نمی باشد. از این رو نویسنده با بررسی آموزه های قرآنی و تحلیل و تبیین قرآن می کوشد تا در این مطلب، نگرش قرآن را به فلسفه و آثار قربانی بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

چیستی قربانی
قربانی در زبان عربی به معنای اضحیه است (المعجم الفارسی الکبیر، ج۳، ص۲۰۸۵ ذیل واژه قربانی) لذا روز دهم ماه ذی الحجه که قربانی در آن روز انجام می گیرد به عنوان عید الاضحی نامگذاری شده است.
در اصطلاحات فقهی، قربانی به معنای حیوانی است که در روز عید قربان (عیدالاضحی) تا روز دوازدهم یا سیزدهم به صورت واجب یا مستحب ذبح یا نحر می شود. (الحدائق الناضره، ج۱۷، ص۱۹۹ و نیز جواهر الکلام، ج۱۹، ص۲۱۹)
البته برخی قید تبرعی و مستحبی بودن را در معنای اضحیه ذکر کرده اند برای اینکه قربانی واجب را شامل نشود. (الموسوعه الفقهیه المیسره، ج۳، ص۴۲۰)
در کاربردهای قرآنی هنگامی که از قربانی سخن به میان می آید، منظور معنایی گسترده تر از معنای پیش گفته است و مراد هر حیوانی است که به شکل واجب و یا تبرعی در هر زمانی از جمله زمان حج و ماه ذی الحجه در منی و غیر آن در راه رضای الهی و تقرب و تقوا ذبح می شود.
در قرآن این معنا با الفاظی چون بدن، بهیمه الانعام، قلائد، منسک، هدی، نحر و مانند آن بیان شده است.
تاریخچه قربانی
خداوند در داستان فرزندان آدم، به قربانی آنان اشاره می کند و این گزارش را حاوی اطلاعاتی عبرت آموز، شایان ذکر و پر فایده می شمارد. (مائده، آیه۲۷) در این گزارش که خداوند پیامبرش را مأمور می کند تا آن را به طور صحیح نقل کند (همان) آمده است که فرزندان آدم برای تقرب به خداوند، قربانی هایی را پیشکش درگاه الهی می کنند.
از گزارش برمی آید که این اتفاق در خارج افتاده است و این گونه نیست که ماجرای قربانی کردن فرزندان آدم تنها افسانه یا امری نمادین و سمبلیک بوده باشد.
اجرای مراسم قربانی کردن فرزندان آدم را شاید بتوان گفت که نخستین نوع خود در کل تاریخ بشریت بوده است، از این رو خداوند در این آیه و آیات دیگر به آن ها می پردازد. در این گزارش آمده است که پس از انجام قربانی، یکی از دو قربانی پذیرفته و دیگر رد شده است. هر چند که نام دو نفر یاد نشده است ولی در گزارش های تاریخی این معنا مورد تاکید بوده است که آن کس که قربانی اش پذیرفته شده هابیل بود و از قابیل قربانی پذیرفته نشده است. (مجمع البیان، طبرسی، ج ۳ و ۴، ص ۲۸۳ و نیز روح المعانی، ج ۴، جزء ۶، ص ۱۶۳)
خداوند علت عدم قبول قربانی قابیل را بی تقوایی قابیل بیان می کند، چنان که علت پذیرفته شدن و یا زمینه ساز قبولی قربانی هابیل وجود تقوائی است که در وی بوده است.
پس از قبولی و رد قربانی نخستین نزاع میان انسان ها رخ می دهد و قابیل برادرش را تهدید می کند که تو را می کشم و در نهایت به سبب همین بی تقوایی و مسلط شدن وسوسه های نفسانی برادرش را به قتل می رساند.(مائده، آیه ۳۰)
البته قربانی کردن هر چند که با فرزندان آدم آغاز شد ولی به ایشان ختم نشد، زیرا گزارش های قرآنی حکایت از آن دارد که قربانی کردن در همه امت ها به عنوان یکی از آیین ها و مناسک شریعت تشریع شده بود و آنان می بایست آن را به جا می آوردند. از جمله این آیات که گزارشی از مناسک در امت های پیشین را بیان می کند، آیات ۳۴ و ۶۷ سوره حج است؛ زیرا چنان که مفسران گفته اند مراد از منسک در این آیات به معنای قربانی (مجمع البیان، ج ۷ و ۸، ص ۱۳۴ و معالم التنزیل، بغوی، ج ۳، ص ۳۴۰) یا مکان قربانی و ریختن خون چارپایان به قصد عبادت است (مجمع البیان، ج ۷ و ۸، ص ۱۵۰ و نیز معالم التنزیل، بغوی، ج ۳، ص ۳۵۰) آیه ۳۴ این معنا را نیز تبیین می کند که قربانی چهارپایان و انعام در امت های گذشته رایج بوده و اصولا در حج یکی از شرایط قربانی بشمار می رفت.
به گزارش قرآن، حتی در میان برخی از اقوام ذبح و قربانی فرزندان وجود داشته است و حضرت ابراهیم(ع) برای این که این عمل را منسوخ نماید، خود اقدام به ذبح اسماعیل(ع) و سپس جایگزینی قوچ به جای آن می کند. (صافات، آیات ۱۰۲ تا ۱۰۷ و نیز تفسیر کبیر، فخر رازی، ج ۱۳، ص ۱۳۸) البته آن حضرت(ع) برای این که این عمل را به طور کامل تغییر دهد از سوی خداوند نخست ماموریت می یابد تا فرزند خویش اسماعیل را ذبح کند (صافات، آیات ۱۰۱ و ۱۰۲) و اسماعیل نیز در برابر فرمان قربانی شدن تسلیم شده و اعلام رضایت می کند.(همان) و حتی تا آن جا پیش می روند که اسماعیل پیشانی اش را برای قربانی شدن به خاک می افکند (صافات، آیات ۱۰۲ تا ۱۰۵) و پس از آشکار شدن درجه ایمان و خلوص حضرت ابراهیم و اسماعیل(ع) خداوند قوچ را جایگزین او می سازد.(همان آیات)
قرآن همچنین گزارش می کند که پس از حضرت ابراهیم(ع) در دوران جاهلیت نیز عمل قربانی ادامه یافت با این تفاوت که آنان قربانی خویش را تقدیم بتان می کردند (حج، آیه ۴۰ و نیز المیزان، ج ۱۴، ص ۳۷۲) در حالی که در اعمال حجی که حضرت ابراهیم(ع) تشریع کرده بود، ذبح قربانی برای خداوند یکتا و یگانه بود.(حج، آیات ۲۶ تا ۲۸)
در دوره جاهلیت و صدر اسلام، قلاده به گردن قربانی حج انداختن از رسوم آن زمان بوده است(مائده، آیات ۲ و ۹۷) تا این چنین، قربانی خویش را نشانه دار کنند و همه از آن گاه شوند. این یکی از معانی شعائر در آن زمان بوده است. این عمل در زندگی اجتماعی آنان تا آن اندازه نقش داشت که قربانی های قلاده دار را با احترام می نگریستند و به خود اجازه نمی دادند تا نسبت به قربانی نشانه دار هتک و بی احترامی روا دارند. (مائده، آیه ۲)
این سخت گیری تا آن اندازه بود که به خود اجازه نمی دادند تا از منافع دام های تعیین شده برای قربانی در حج استفاده ای کنند (حج، آیات ۳۲ و ۳۳) البته پس از بعثت پیامبر(ص) این ممنوعیت برداشته شد و خداوند جواز بهره برداری از منافع چارپایان تعیین شده برای قربانی در حج را تا روز ذبح داد. (حج، آیات ۲۷ تا ۳۲) بنابراین حاجیان می توانستند از شتران علامت زده شده، برای حمل بار و سوار شدن و تغذیه از شیر آنان بهره گیرند. (همان) البته این جواز استفاده به معنای بی احترامی و هتک حرمت نبود بلکه لازم بود تا احترام حیوانات مشخص شده برای قربانی حج مراعات گردد. (حج آیات ۳۲ تا ۳۶ و نیز مائده، آیه ۲)
عرب جاهلی افکار و عقاید باطل دیگری نیز داشت که از آن جمله می توان به تحریم گوشت قربانی و استفاده از آن برای حج گزار اشاره کرد (همان) که خداوند نه تنها آن را مجاز شمرده است بلکه مستحب دانسته است که بخشی از گوشت قربانی را به خود اختصاص داده و بخورند.
خداوند در آیاتی چند از ذبح قربانی برای انصاب (مائده، آیات ۳ و ۹۰) و برای بتان (انعام، آیه ۱۳۷) در جاهلیت گزارش می کند و آن را رفتاری ناروا و سنتی نادرست و غلط معرفی می نماید. آنان در این عمل ناروا و سنت باطل خویش تا آن جا پیش رفته بودند که گاه حتی فرزندان خویش را برای بتان قربانی می کردند و آن را عامل تقرب خویش به سوی بتان می دانستند. (المیزان، ج ۷، ص ۳۶۱)
در اعمال قربانی بنی اسرائیل این معنا گزارش شده است که آنان علامت قبولی قربانی از سوی خداوند را آتش گرفتن قربانی می دانستند. این گزارش تأیید می کند که چنین اتفاقی برای قربانی های بنی اسرائیل می افتاده است. (آل عمران، آیه ۱۸۳) شاید از این روست که گمان شده که در هنگام پذیرش قربانی هابیل نیز آن قربانی آتش گرفته است چنان که در برخی از روایات این معنا آمده و تأکید شده است.
به نظر می رسد که سوخته شدن قربانی به آتش آسمانی، معجزه ای برای برخی از پیامبران و رسولان بنی اسرائیل بود (کشاف، زمخشری، ج ۱، ص ۴۴۸) و سوختن قربانی مدعی رسالت در آتش آسمانی، نشانه راست گویی او از دیدگاه یهود بوده است. بنابراین نمی توان سوختن هر قربانی را در امت یهود گزارش کرد و پذیرفت.
شگفت این که همین کسانی که چنین ادعائی درباره سوختن به آتش آسمانی داشتند، پیامبران خویش را که چنین معجزه ای می آورند می کشتند؛ زیرا آنان به هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی بیش تر پای بند بودند تا به معجزات پیامبران خویش، از این رو وقتی نخست خواهان سوخته شدن قربانی پیامبر(ص) به آتش آسمانی می شوند، خداوند بر این نکته تأکید می کند که آنان حتی اگر چنین معجزه ای ببینند باز ایمان نمی آورند. (آل عمران، آیه ۱۸۳)
فلسفه تشریع قربانی
چنان که گذشت قربانی برای همه امت ها از سوی خداوند تشریع شده است (حج، آیات ۳۴ و ۶۷) و هدف از تشریع قربانی برای همه امت ها این بود که تنها تسلیم در برابر خداوند یکتا باشند و هر آن چه فرمان می دهد به حکم تعبد عمل کنند. به سخن دیگر، سنجش تعبد و ایمان و تسلیم محض از مهم ترین علل تشریع حکم قربانی است که در آیه ۳۴ سوره حج بیان شده است.
در همین آیه و نیز آیه ۳۶ سوره حج هم چنین یاد کرد و ذکر الله به عنوان یکی از اهداف تشریع قربانی بیان می شود؛ زیرا این گونه اعمال موجب می شود تا آدمی در لحظاتی به یاد خداوندی بیفتد که فرمان قربانی را صادر کرده است.
در همین آیات این معنا نیز مورد تأکید قرار گرفته است که تنها یک نوع قربانی از سوی خداوند تشریع شده که همان قربانی برای خداوند یکتا و یگانه است؛ درحالی که مشرکان مدعی بودند که مناسک و مذابح دیگری تشریع شده است که از جمله قربانی برای بتان برای تقرب به خداوند یکتاست که خداوند این اتهام را در آیه ۳۴ سوره حج رد می کند. (التحریر و التنویر، ج ۸، جزء ۱۷، ص ۲۵۹)
البته نمی توان از تأثیرات و آثار دیگر قربانی که در فلسفه تشریع آن نقش دارد چشم پوشی کرد؛ زیرا قربانی کارکردها و نقش های دیگری دارد که از آن جمله می توان آن را یکی از مصادیق بزرگ و مهم احسان به شمار آورد. (حج، آیات ۳۶ و ۳۷) تبیین این معنا به زودی خواهد آمد.
احکام ذبح
برای این که فلسفه و هدف تشریع قربانی تحقق یابد، خداوند احکامی را برای ذبح قربانی بیان داشته است که از جمله می توان به لزوم ذکر خداوند و یا هر نام دیگر از اسمای حسنای خداوندی هنگام ذبح و یا نحر قربانی (حج، آیه ۲۸)، اجتناب از هر نوع شرک در اجرای قربانی (حج، آیات ۲۷ تا ۳۱)، لزوم تعظیم خداوند هنگام ذبح قربانی با گفتن تکبیر (حج، آیات ۳۶ و ۳۷) و حرمت خوردن از قربانی که به شرک ذبح شده (مائده، آیه ۳) اشاره کرد. اصولا از نظر قرآن، تنها قربانی ای پذیرفته و قبول می شود که برای خداوند باشد و شخص فقط به قصد تقرب به او این عمل را انجام دهد. (مائده، آیه ۲۷ و حج آیات ۳۶ و ۳۷)
اطعام به نیازمندان از گوشت قربانی حج از جمله احکام آن است که در آیاتی چند از جمله ۳۶ سوره حج و نیز ۲۷ و ۲۸ همین سوره به آن اشاره شده است. شاید بتوان گفت یکی از فلسفه ها و اهداف قربانی در حج اطعام نیازمندان و فقیران است که معنای دیگری از اطعام نیز می باشد.
البته دست یابی به این هدف هرگز منافی دست یابی انسان به فلسفه اصلی حج و قربانی یعنی تقوا نخواهد بود که در آیاتی چند از جمله ۳۶ و ۳۷ سوره حج بر آن تأکید شده است.
در همین رابطه خداشناسی (مائده، آیه ۹۷) و شکر در برابر نعمت های فراوان خداوندی از جمله چارپایان (حج آیه ۳۶) و یادکرد خداوند در روزهای مشخص و معین (حج، آیات ۲۷ و ۲۸ و ۳۶) از دیگر اهداف تشریع قربانی در حج است. قربانی باید به سه بخش تقسیم شود. بخشی برای حج گزار، بخشی برای هدیه به مؤمنان و بخشی دیگر به فقیران داده می شود. (حج، آیه ۳۶) بهتر آن است که این قربانی به صورت غذا پخته و مردم بدان اطعام شوند و خود قربانی کننده نیز از آن غذا بخورد. (حج آیه ۳۶)
قربانی می تواند انعام یعنی گاو، گوسفند و شتر باشد. بنابراین گاو و گوسفند ذبح می شوند و شتر نحر می گردد. ذبح گوسفند آسان ترین و کم ترین حد قربانی در حج دانسته شده است. (بقره، آیه ۱۹۶ و عیون اخبار الرضا، ج ۳، ص ۱۲۰ که در آن هدی همان گوسفند معرفی شده است)
قربانی در اسلام چنان مستحب است که برای هر عملی چون عقیقه فرزند و خرید خانه و مسافرت و هر امری دیگر سفارش شده است و در زمان حج حتی مستحب است که انسان اگر بتواند قرض بگیرد و گوسفند قربانی کند. در کلام امامان معصوم(ع) می خوانیم کسی که پولی نداشته باشد تا قربانی کند، می تواند قرض کند و این سنت را به جای آورد. علی علیه السلام فرمود: «اگر مردم می دانستند قربانی چه ثمره ای دارد، قرض می گرفتند و قربانی می کردند. با اولین قطره خونی که از قربانی بریزد، قربانی کننده بخشوده می شود.» (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۲۱۰) در کتاب شریف المراقبات درباره فضیلت قربانی در عید قربان آمده است: «از اعمال بسیار ارجمند این روز، قربانی است که در انجام آن باید ادب و آئین بندگی به خوبی رعایت شود… فراموش نکنیم در چنین روزی، قربانی نکردن و از ایثار مالی اندک در راه خدا امتناع کردن، چیزی جز خست و خسارت نیست.»
آثار و برکات قربانی
در مطالب گذشته برخی از آثار و برکات قربانی بیان شد. اما ناگفته نماند که آثار و برکاتی دیگر برای قربانی بیان شده است که از جمله آن می توان به دست یابی به رحمت واسعه الهی اشاره کرد که در آیات ۹۷ و ۹۸ سوره حج بیان شده است.
همچنین قرار گرفتن در زمره نیکوکاران و اهل احسان (حج، آیات ۳۶ و ۳۷) و بهره مندی از مغفرت الهی (مائده، آیات ۹۷ و ۹۸) از دیگر آثاری است که خداوند برای این عمل زیبا و خالص بنده بیان کرده است.
خداوند قربانی ها به ویژه آن هایی که پیش از قربانی نشانه گذاری می شوند و همه مردم از آن آگاه شده و مطلع می گردند را به عنوان یکی از عوامل موثر در قوام جامعه بر می شمارد. به این معنا که این گونه اعمال موجب می شود تا انسجام میان امت افزایش یابد و افراد جامعه به اشکال مختلف به هم پیوند بخورند. به ویژه آن که همه افراد از این قربانی استفاده کرده و از گوشت آن تناول می کنند و محبت و مهر در میان امت فزونی می یابد. از این رو این گونه رفتارهای احسانی را عامل تقویت انسجام امت و مردم معرفی می کند و بر انجام آن تأکید و تشویق می کند.