فلسفه قربانی

samamosیکی از مهم ترین احکام اسلامی، مناسک حج است. حج در کنار نماز، روزه، جهاد و زکات در جایگاه ویژه ای قرار گرفته بگونه ای که اگر کسی این اعمال را انجام ندهد، مسلمان نیست. مناسک و آیین عبادی، سیاسی و اجتماعی حج، دربردارنده آثار و برکات بسیاری است.

هر عمل از اعمال حج دارای فلسفه و هدفی است. از جمله اعمال مهم حج، قربانی در روز دهم ماه ذی الحجه الحرام است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام، فلسفه و هدف از حکم قربانی را تبیین کند.

حج، نمادی از نمادهای اسلام

در جامعه انسانی اقشار و طبقات اجتماعی بسیاری زندگی می کنند؛ چنانکه هر یک از انسانها یا گروهی از آنها دارای افکار و عقایدی هستند که سبک زندگی خودشان را در چارچوب آن سامان می دهند. همین مسئله موجب می شود که تفاوت های روشی و هدفی گاه بسیار برجسته و چشم نما، در رفتارهای مردمان مشاهده شود. کسی که در بینش و نگرش، فلسفه مادی را پذیرفته، به دنیا اصالت می دهد و براساس همین بینش و نگرش که هستی شناسی و جهان بینی او را شکل می دهد، رویه ای را اختیار می کند تا به سعادت و خوشبختی در دنیا برسد. بنابراین، اگر به قانونی پایبند است برای این است که تزاحم ها و تضادها را کاهش دهد و مشکلی برمشکلات خود نیفزاید. اما اگر قدرت یافت یا دید یا گمان برد که قانون شکنی برای او مشکلی نمی آفریند آن را دور می زند؛ چرا که پشتوانه ای برای این قانون و یا اخلاق اجتماعی، جز همان منافع شخصی و دنیوی وجود ندارد.

اما اگر انسان به خدایی معتقد باشد و قیامتی را باور داشته باشد وآخرت را اصالت بخشد و دنیا را پل یا کشتزاری بداند که در آخرت درو می شود، در آن صورت سبک زندگی اش به طور کلی تغییر می کند و رویه دیگری را در پیش می گیرد. در این صورت پشتوانه اخلاق و قانون، همان خدایی است که محاسبه و مواخذه می کند. پس افزون بر وجدان که پلیس درونی است، خدایی را می شناسد که شاهد و حاضر است و در روزی در دادگاهش باید پاسخ گوی ریز و درشت افکار و اعمال خود باشد.

در میان این گروه دوم همانند گروه نخست می توان طیف هایی از مردم را مشاهده کرد که با تفاوت در سطوح عقلی و علمی، دیدگاه های بینابینی را دارند. اینجاست که امت های بسیاری را می توان براساس عقاید و افکار و رویه ها شناسایی کرد.(اعراف، آیه ۱۶۸ و آیات دیگر)

در طول تاریخ بشریت، خداوند برای راهنمایی بشر پیامبرانی با کتاب و بی کتاب فرستاده است. آنانی که کتاب داشتند، شرایعی را با توجه به شرایط زمانی و مکانی آوردند (شوری، ایه ۱۳) که البته همه تحت عنوان اسلام شناخته می شود (آ ل عمران، آیه ۱۹) و پیروان آنها تحت همین نام مسلمان دانسته شده اند. (حج، آیه ۷۸؛ ذاریات، آیه ۳۶) بر همین اساس در قیامت جز اسلام از کسی پذیرفته نمی شود.(آل عمران، آیه ۵۹)

همه این شرایع دارای مناسکی خاص هستند که موجب می شود تا با همه اشتراکات در کلیات در امور جزیی از هم بازشناخته شوند. اگر همه در اصول دین چون توحید، نبوت و معاد مشترک هستند، ولی در چگونگی مناسک و آداب عبادی تفاوت هایی دارند که از یکدیگر بازشناخته می شوند (حج، آیات ۳۴و ۶۷)

این تفاوت ها در حقیقت نمادهایی است که هر امتی را از امت دیگر باز می شناساند. در تعبیر قرآنی از این نمادها با عنوان منسک و یا مناسک یاد شده است. البته ناگفته نماند که همه امت های الهی در اصل با هم مشترک هستند ولی همین تفاوت منسک و شیوه و روش عبادی است که آنان را از هم جدا می سازد. بنابراین این گونه نیست که اصل آن در شرایع دیگر الهی نباشد، بلکه با این شکل و شمایل نیست که آن را به عنوان یک آیین و منسک قرار می دهد.

مهمترین نمادهای شریعت ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی(ع) که عنوان شریعت محمدی به خود گرفته نماز، روزه، حج و جهاد، ولایت است. البته چنانکه گفته شد همه این نمادها در شرایع دیگر نیز وجود دارد، ولی تفاوت هایی می توان در آن یافت که به روشنی اسلام محمدی(ص) را از دیگر شرایع و امت ها جدا می سازد. از این رو شیوه و روش اجرای اصول اسلام را منسک و آیین نامیده اند. همه شرایع الهی، نماز و روزه و زکات و حج و جهاد و ولایت داشته اند، ولی در همه آنها شکل و شمایل و شیوه اجرا و به جا آوردن آن متفاوت بوده که آنها را از هم متمایز می کند. از این در شرایع گذاشته چنانکه قرآن گفته، حج و زکات و نماز و جهاد و ولایت وجود داشته است. (بقره، آیات ۴۳، ۸۳و ۱۸۳؛ حج، آیه۲۷ و آیات دیگر)

از آنجایی که در اصل این مناسک، همه شرایع مشترک هستند، هرگونه کفر نسبت به آنها به معنای خروج از اسلام کلی است. از این رو هر مسلمانی در همه شرایع نماز و حج بگذارد و زکات بدهد و جهاد کند و تحت امر ولایت باشد و روزه بگیرد و اگر این گونه نبود از دین اسلام خارج می شود. خداوند به صراحت بیان می کند که ترک حج به معنای کفر است. (آل عمران، آیه۷۹)

قربانی به هدف تقرب الی الله

از مهم ترین مناسک حج قربانی است. حج که به معنای قصد زیارت خانه خدا و انجام مناسک خاص است، قوانین خاصی دارد که انجام آن موجب می شود تا حج تحقق یابد. حج اکبر که در ماه ذی الحجه تحقق می یابد، حج کامل و جامع است و برهر مسلمانی است که در صورت استطاعت در طول عمر خویش یک بار آن را به جا آورد که از آن به حجه الاسلام تعبیر می شود.

در حجه الاسلام قانونی به عنوان قربانی است. البته شرایطی خاص دارد که در جای خودش بیان شده است؛ اما اصل آن اختصاص به شریعت محمدی ندارد. خداوند در آیاتی از جمله آیه ۲۷ سوره مائده از قربانی کردن فرزندان آدم(ع) سخن به میان می آورد که از یکی از آنان پذیرفته و از دیگری پذیرفته نشده است.

عمل قربانی که با حضور انسان در کره خاکی براساس همین آیه همراه است، جهت رضایت و خشنودی خداوند و به قصد تقرب به خداوند از نظر معنوی و منزلت روحی انجام می گیرد. البته در طول تاریخ برخی به بیراهه رفتند و در عمل قربانی، کسانی یا چیزهایی را وارد کردند که نه تنها موجب تقرب به خداوند نمی شود بلکه موجبات دوری را نیز فراهم می آورد. از جمله قربانی کردن برای بتان به قصد تقرب به خداوند است که در آیاتی از جمله آیه ۲۸ سوره احقاف به عنوان گمراهی معرفی شده است.

به هرحال، قربانی با توجه به اصل واژه قرب و نیز مفهومی که قرآن از آن در آیه اخیر بیان می کند، همواره به قصد قرب و نردیکی به خدا و به هدف تقرب جویی بوده است.

اما براساس همین آیات پیش گفته می توان دریافت که قربانی در ظاهر و باطن دارای شرایطی است که اگر تحقق نیابد، هدف ازقربانی و تقرب جویی تحقق نخواهدیافت. از آیه ۲۷ سوره مائده به دست می آید که شرط اصلی، همان نیت باطنی و خلوص و اخلاق است. از این رو پذیرش قربانی و تاثیر آن را به تقوا نسبت می دهد و می فرماید که خداوند تنها از متقین می پذیرد. اما کسانی که تقوای الهی ندارند. از آنان این عمل عبادی پذیرفته نمی شود حتی اگر به شکل بهتری انجام گیرد و از نظر شکل و شمایل هم برتر باشد. همچنین از آیه ۲۸ سوره احقاف به دست می آید که هرگونه شرک در نیت موجب می شود تا عمل پذیرفته نشود، چون عمل، فاقد خلوص و اخلاص برای خداست. خداوند در آیاتی از جمله ۴۳سوره حج بر اخلاص در قربانی تاکید می کند، اخلاص و یاد خدا در قربانی، هدف از تشریع آن، در میان امت ها مقصود از «فله اسلموا» در آیه انقیاد کامل و اخلاص در اطاعت است. (تفسیر التحریر و التنویر ج۸، جرء ۱۷، ص۲۶۰)

همچنین برای تقرب جویی، شکل و شمایل عمل نیز تاثیر دارد. انسان می بایست قربانی را از چیزهایی برگزیند که محبوب اوست؛ چرا که قاعده طلایی می گوید: «هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند. پس باید از چیزهایی که قربانی می شود بهترین ها و به تعبیر قرآن «مما تحبون» (آل عمران، آیه ۹۲) انتخاب شود.

با نگاهی به آنچه گذشت می توان گفت که تقرب جویی به خدا مبتنی بر دو اصل اساسی حسن فاعلی و حسن فعلی است. به این معنا که هم نیت خوب و خالص داشته باشد و هم فعل خوب و نیکو را به جا آورد. پس اگر فعل خوب و کار بد را با نیت بد چون شرک که ظلم عظیم است به جا آورد (لقمان، آیه۱۳) یانیت خوبی داشته باشد ولی کار بد و زشتی را به جا آورد، این دوعمل مقبول نخواهد افتاد؛ چرا که فکر پلید و عمل زشت، انسان را به جایی نمی رساند چه رسد که موجبات تقرب به خداوندی شود که جز نیت خالص و عمل صالح را نمی پذیرد. (فاطر، آیه ۱۰؛ انسان، آیه ۹ و آیات دیگر)

شعار قربانی با کشتن حیوان

قربانی که به قصد تقرب انجام می گیرد، براساس آموزه های وحیانی اسلام، با کشتن حیوان حلال گوشت با شرایط خاص است که از آن به شعار الهی تعبیر شده است (مائده، آیه۲)؛ واژه شعار که از شعر به معنای شعور و آگاهی است؛ نوعی اعلان از طریق اعمالی است که حقیقت باطن آدمی را آشکار می کند. شعارها نمادهایی است که انسان از طریق آن باطن و دیدگاه های قلبی خود را آشکار می کند. برخی از گفتارها و اعمال، شعارهایی است که این حقیقت را به طوری آشکار هویدا کرده و همه از آن آگاه می شوند.

کسی که به قربانگاه می رود، قربانی را با آداب خاصی می برد که همگان از این عمل آگاه می شوند. در گذشته نشانه هایی را بر قربانی قرار می دادند و همگان می دانستند که این حیوان برای قربانی و تقرب جویی به خدا به محلش یعنی مسلخ در منی برده می شود. (بقره، آیه ۱۹۶؛ حج، آیات ۳۶و ۳۷؛ فتح، آیه ۲۵)

برای این که این شعار به شکل کامل آشکار شود، عمل تکبیر وارد شده است از این رو تعظیم خداوند، هنگام ذبح قربانی با گفتن تکبیر سفارش شده است. (حج، آیات ۳۶ و ۳۷)

در اسلام، قربانی چارپایان حلال گوشت از گاو، گوسفند، بز و شتر صورت می گیرد. خداوند در آیه ۴۳ سوره حج می فرماید: ولکل امه جعلنا منسکا لیذکروا اسم الله علی ما رزقهم من بهیمه الانعام فالهکم اله واحد فله اسلموا؛ برای هر امتی منسکی را قرار دادیم تا اسم خداوند را بر آنچه روزی شان کرده ایم از چهارپایان جاری سازند. پس خدای شما خدایی واحد است پس تسلیم او باشید.

در این آیه به صراحت بیان شده که برای تقرب جویی و ذکرالله در قالب آیین های دینی می بایست از حیوانات حلال گوشتی که به مردم روزی شده، قربانی کنند و این گونه تسلیم بودن خویش در برابر خدا را آشکار سازند.

هر چند همه اعمالی که انسان در چارچوب حسن فاعلی و حسن فعلی یعنی نیت خالص و عمل صالح انجام می دهد، موجب تقرب به خداوند است، ولی تنها این عمل عبادی در این شکل خاص به عنوان قربانی بیان شده است. البته در کلمات عربی از آن به عنوان اضحیه (المعجم الفارسی الکبیر، ج ۳، ص ۲۰۸۵ «قربانی») و «هدی» یعنی هدیه به خدا و«بدن» به ضم باء به معنی (شتر چاق) نیز یاد شده است. (حج، آیه ۳۶ و آیات دیگر)

قربانی چارپایان در گذشته تاریخ بشر وجود داشته و در قرآن داستانهای از جمله در داستان حضرت ابراهیم(ع) مامور ذبح فرزند می شود و این گونه تسلیم بودن خود را به خدا بیان می کند، خداوند قوچی را به عنوان فدیه جایگزین کرده تا آن حضرت(ع) آن را قربانی کند. (صافات، آیات ۱۰۲ تا ۱۰۷) پس قربانی چارپایان در امت های پیشین نیز رایج بوده (حج، آیه ۳۴) با این تفاوت که قربانی چارپایان در امت اسلام و شریعت محمدی(ص) به عنوان یک قانون درآمده و جزو شرایط قربانی حج قرار گرفته است. (حج، آیه ۲۸)

تقرب به خدا با تسلیم، ذکر و تقوای الهی

چنان که گفته شد، هدف از قربانی، دست یابی به قرب الهی است. لذا آن را قربان گفته اند؛ چرا که وسیله و ابزاری برای تقرب به خداست.

البته انسان تنها زمانی می تواند که به خداوند تقرب جوید که با اطاعت محض او از دستورهایش نشان دهد که همواره تسلیم خداوند است و یاد و تقوای اوست که او را در زندگی مدیریت می کند و سبک زندگی و افکار و اعمال او را سامان می دهد.

از این رو در آیات قرآنی بر تسلیم در برابر خداوند به عنوان مهم ترین عامل تقرب جویی تأکید شده است. اصولا اسلام را اسلام نامیده اند که شخص در آن تسلیم محض بودن خود را به نمایش می گذارد و در فکر و عمل، تسلیم اوامر و نواهی الهی است.

تسلیم خدا با نفس کشی در قالب حیوان کشی

فلسفه و حکمت اصلی حج و دیگر مناسک نیز تسلیم بودن در برابر خداوند است. (حج، آیه ۳۴) حضرت ابراهیم(ع) با قربانی کردن فرزند خویش حضرت اسماعیل(ع) نشان داد که تسلیم محض خداوند است و حتی بر ذبح فرزند صبر و شکیبایی پیشه کرد و جان فرزند را عزیزتر از حکم الهی ندانست. (صافات، آیات ۱۰۲ تا ۱۰۷)

انسان با تسلیم محض بودن، تقربه به خدا می یابد و رضایت و خشنودی او را به دست می آورد. این تسلیم بودن می بایست همیشگی باشد و از آنجایی که دوره های آموزشی چون روزه و حج، کارگاه هائی برای ایجاد بهترین وضعیت تسلیم در برابر خداست، این اعمال در آنجا بیشتر مورد توجه است. در آنجا انسان می بایست تمرین ذکر الله و تقوا داشته باشد تا بتواند پس از بازگشت از این دوره فشرده آموزشی در زندگی خویش همان رویه و روش را ادامه دهد.

شخص در زمان حج با تکبیرگویی و نیز ذکر الله و عمل به فرمان های الهی نشان می دهد که اهل تقواست و هر آنچه را خداوند خواسته بی تکبر و غرور انجام می دهد و تسلیم محض اوست.

از آیات ۳۶ و ۳۷ سوره حج این معنا به دست می آید که انسان نباید حتما فلسفه احکام و اعمال عبادی را بداند تا تسلیم خداوند باشد؛ بلکه حتی اگر نداند که چرا خداوند قربانی را فرمان داده است می بایست آن را به حکم تسلیم به جا آورد. اینکه قربانی چارپایان چه سودی برای خدا دارد و چگونه کشتن حیوانی، تقرب به خدا ایجاد می کند، اینها نباید دغدغه فکر او باشد، بلکه تنها دغدغه آدمی می بایست توجه به تسلیم در برابر خداوند بودن باشد و کبر و غرور و اما و اگر نکند. هر چند که خداوند بسیاری از فلسفه و اهداف احکام را بیان کرده است تا انگیزه عمل را در انسان تقویت کند، ولی انسان نباید باتوجه به فلسفه احکام و علل آن، کارهای تعبدی را انجام دهد؛ چرا که آنچه مهم است تسلیم بودن در برابر مالک مطلق و خداوندگاری است که همه چیز از آن اوست و او مالک و خالق و رب العالمین است. احسان آدمی همان تسلیم در برابر خداوند است و هدف از همه احکام تعبدی نیز رسیدن به مقام تسلیم است که بی چون و چرا اعمال را انجام دهد، حتی اگر فلسفه و هدف آن را نداند. بنابراین قربانی کردن، با خون و گوشت و یا چیز دیگری موجب تقرب نمی شود، بلکه همان تقوا، ذکر الهی و تسلیم محض بودن است که عامل تقرب است. از همین رو خداوند در آیه ۳۷ سوره حج می فرماید: لن ینال الله لحومها و لا دماؤها ولکن یناله التقوی منکم؛ هرگز گوشت و خون های قربانی به خداوند نمی رسد بلکه آنکه به خدا می رسد همان تقوای شماست.

تقوا به معنای اطاعت محض از خداوند و عمل در چارچوب بایدها و نبایدهای خداوندی است که همان روح تسلیم را در شخص زنده می کند و موجب تقرب به خداوند می شود. در حقیقت نفس کشی است که عامل تقرب به خداست نه حیوان کشی. شاید کشتن حیوان که جنبه های غریزی را به نمایش می گذارد، همان نفس کشی است که جنبه حیوانی انسان است. به سخن دیگر، خداوند می خواهد به ما بیاموزد که شما باید در قربانگاه، نفس خویش را قربانی کنید که در نماد و تمثل همان حیوانیت انسان است. انسان در قربانگاه، حیوان را قربانی نمی کند بلکه نفس حیوانی خویش را قربانی می کند که در برابر خالق و رب خویش اما و اگر کرده و راه کبر و غرور می پیماید. اما اگر این نفس حیوانی در قربانگاه به مسلخ رود، جان و روح آزادشده و به سوی خداوند تقرب جسته و نیل به خدا می یابد. از این رو قرآن، نفس کش یعنی تقوا را هدف از حیوان کشی قرار داده است. (حج، آیه ۳۷)

پس آن چیزی که به قربانگاه در مسلخ منی می رود، نفس حیوانی آدمی است نه آن حیوانی که انسان با خود همراه دارد و سر آن را می برد. این که قربانی می شود نفس سرکش انسانی است که گمان می کند همه چیز دان و همه چیز خواه و همه چیز توان است و به سخن قرآن، ظلوم و جهولی است که کبر و استکبار می ورزد و راه کفر می رود. پس در قربانگاه، نماد حیوانیت خود را که به صورت چارپایی بروز و ظهور کرده می کشد و آنگاه که نفس خویش را قربانی کرد به سوی جمرات می رود تا دشمن بیرونی را در سه مرحله و سه جای حساس بکشد و از ظلمات سه گانه بیرون رود و به نور الهی برسد و خود را آزاد و رها از غیرو تسلیم خداوند نماید که مقام محسنین است. در آن صورت همانند حضرت ابراهیم(ع) تسلیم محض می شود و می گوید: قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین لا شریک له؛ بگو همانا نماز و تمام عبادات من و زندگانی و مرگم برای الله عزوجل است که هیچ شریکی ندارد. (انعام، آیات ۱۶۲ تا ۱۶۳)