فلسفه، احکام و آثار فدیه

samamosیکی از احکام اسلامی، فدیه است که در جاهای گوناگون از روزه تا رهایی از اسارت در دنیا و آخرت کاربرد دارد. فدیه را شخص می پردازد تا خود را از هر امر زشت و ناگواری حفظ و یا رهایی بخشد. در جنگ ها گاه سخن از غرامت و خسارت است و گاه سخن از فدیه است که در حقیقت عوض خون است.

در داستان ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) که فرمان ذبح اسماعیل از سوی خداوند در رویا به حضرت ابراهیم داده شده بود، سخن از قوچ بزرگی است که به عنوان فدیه و خون بها از سوی خداوند نازل شده تا جایگزین اسماعیل (ع) شود. بر این اساس، قربانی و تضحیه در مراسم و آیین حج، به معنای فدیه خواهد بود.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا تحلیل قرآن را از فلسفه فدیه و نیز آثار و احکام آن را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اصطلاح شناسی فدیه

فدیه، حفظ انسان از گرفتاری و ناگواری به وسیله چیزی است که عوض آن می دهد.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۶۲۷ ذیل واژه فدی) یکی از پرکاربردترین مصادیق فدیه، دادن مالی برای نجات و رهایی اسیران جنگی است(المصباح، الفیومی، ج ۱ و ۲ ، ص ۴۶۵) که در گذشته تاریخ تاکنون وجود داشته است.

فدیه در اصطلاح فقهی اسم از فداء به معنای بدل که به واسطه آن، انسان از امر مکروه رهایی می یابد و عوض از خون بوده که در اسلام با گرفتن فدا، از قتل برخی از اسیران جنگی منصرف می شدند.(فرهنگ معارف اسلامی،، ج ۲ ، ص ۱۳۹۷)

تعریف فدیه از نظر لغت و اصطلاح با هم در تضاد نیست. در فرهنگ قرآن نیز در همان معنای عام و گسترده به کار رفته و سازگار با همه آن هاست. البته در قرآن، افزون بر واژه فدی و مشتقات آن ، واژگانی چون عدل نیز در همین معنا به کار رفته است که در تحلیل موضوع از آن ها نیز بهره گرفته می شود.

مصادیق قرآنی فدیه

قرآن موارد چندی را به عنوان مصادیق فدیه بر شمرده است که در این جا بدان اشاره می شود تا تحلیل جامع و کاملی از مساله فدیه و فلسفه و آثار آن داشته باشیم.

خداوند در آیه ۷۰ سوره انفال و نیز ۴ سوره محمد از جواز گرفتن فدیه در مقابل آزادسازی اسیران جنگی سخن به میا می آورد. البته خداوند در آیه ۶۷ سوره انفال به این نکته توجه می دهد که مسلمانان نمی بایست از همان آغاز جنگ در اندیشه اسیرگرفتن برای دست یابی به فدیه باشند، بلکه لازم است تا از هرگونه اسیر گرفتن پیش از سرکوب کامل دشمن خودداری کنند؛ چرا که سرگرم شدن به اسیرگرفتن می توان بخش بزرگی از توان جنگی مجاهدان را به خود مشغول دارد و فرصت سرکوب دشمن از دست برود و یا دشمن بر ایشان چیره شود. بر این اساس، هر گونه اسیرگرفتن پیش از تسلط کامل و از میان بردن قدرت دشمن، امری بر خلاف عقل و شریعت می باشد و می بایست از آن اجتناب و پرهیز کرد.

از آن جایی که برخی از مجاهدان در اندیشه فدیه گرفتن بودند، این هشدار همراه با نوید جبران از سوی خداوند می شود تا مجاهدان در هنگام جنگ تنها در اندیشه پیروزی باشند و ذهن و توانشان مصروف اسیرگرفتن نگردد.

آیه ۷۰ سوره انفال هم چنین از مجاهدان می خواهد که اسلام را بر اسیران عرضه کنند تا در صورت ایمان آوری ایشان را بی گرفتن فدیه ای آزاد کنند و اگر در این راه زیانی کردند، خداوند آن را به گونه ای دیگر جبران می کند. از این روست که به مومنان ومجاهدان نوید می دهد که در صورت ایمان آوری اسیران جنگی ، خداوند از راه های دیگر آن فدیه از دست رفته را جبران می کند.

البته ناگفته نماند که فدیه گرفتن از اسیران و یا خویشان و بستگان آنان، برای آزادسازی ایشان، از اختیارات امام مسلمانان و ولی امر می باشد؛ اگر چه آیه ۴ سوره محمد در قالب جمع و خطاب به مسلمانان جهادگر وارد و نازل شده است ، ولی آزادسازی اسیر از اختیارات حاکم مسلمانان می باشد. از این روست که علامه طبرسی می نویسد: امام مسلمانان میان آزادسازی بدون فدیه یا با فدیه و یا به بردگی گرفتن آنان مخیر است.(مجمع البیان، ج ۹ و ۱۰، ص ۱۴۷)

از دیگر موارد فدیه می توان به فدیه در حج اشاره کرد. خداوند در آیه ۱۹۶ سوره بقره از روزه ، صدقه و یا قربانی، به عنوان فدیه تراشیدن سر پیش از قربانی در حج در صورت بیماری و اذیت سخن می گوید. به این معنا که حاجی در صورتی سر خود را پیش از قربانی کردن در حج تراشید، می بایست کارهایی را در شکل تخییری به عنوان فدیه این عمل انجام دهد که عبارت از روزه گرفتن، صدقه دادن و نسک وقربانی کردن است.

فدیه در طلاق نیز در آیه ۲۲۹ سوره بقره بیان شده است. به این معنا که جایز است تا زن به شوهر خویش در مقابل طلاق فدیه ای بدهد. البته این زمانی است که زن می ترسد که بر خلاف حدود الهی رفتار شود.

خداوند در صدر آیه می فرماید که هنگام طلاق جایز نیست چیزی از مهریه که به همسر داده شده بازپس گرفته شود، مگر این که همسران ترس داشته باشند که حدود الهی را بر پا نکند. در این صورت زنان می توانند فدیه بدهند و طلاق خود را از مردان بگیرند و از هم جدا شوند.

از دیگر موارد فدیه می توان به فدیه در قیامت اشاره کرد. خداوند در آیاتی چند از جمله آیات ۴۷ و ۴۸ و ۱۲۳ و ۱۲۳ سوره بقره از عدم پذیرش هر گونه فدیه در قیامت سخن به میان می آورد ، تا این گونه مردمان را وادار سازد که به کتب آسمانی از جمله قرآن و پیامبر(ص) ایمان آورند.

هشدار و تهدید به عدم پذیرش فدیه در قیامت از آن روست که برخی از جمله یهودیانی بر این باور بودند که می توانند با دادن فدیه از آتش دوزخ در امان باشند(بقره ، آیات ۴۷ و ۴۸) و یا ظالمانی گمان می کردند که با اعطای مال خویش می توانند از آتش دوزخ برهند.(یونس ، ایه ۵۴ و زمر ، ایه ۴۷ و مائده ، آیات ۳۶ و ۳۷ و آیات دیگر)

از دیگر مصادیق فدیه می توان به وجوب اعطای فدیه در صورت طاقت فرسا بودن روزه برای روزه دار یاد کرد که در آیاتی از جمله ۱۸۳ و ۱۸۴ سوره بقره تبیین شده است. خداوند در این آیات بیان کرده که روزه داران معذور برای هر روز که روزه نگرفتند می بایست یک مد طعام بدهند.(کافی ، ج ۴ ، ص ۱۱۶ ، حدیث ۵) البته اعطای فدیه بیش از مقدار تعیین شده به عنوان یک عمل خیر نیز تایید شده است. این یک مد طعام می بایست از سوی روزه خوران معذور به مسکین داده شود.

بنابراین آن چه به عنوان فدیه دریافت می شود ، از تنوع چندی برخوردار می باشد که شامل روزه گرفتن مانند فدیه تراشیدن حاجی(بقره ، آیه ۱۹۶)، اطعام دادن به مسکین برای روزه خواران معذور(بقره، آیات ۱۸۳ و ۱۸۴)، قربانی از قوچ و غیره(بقره ، آیه ۱۹۶ و صافات، آیات ۸۳ و ۱۰۱ و ۱۰۲ و ۱۰۷) و مال از طرف زن به شوهر به منظور گرفتن طلاق از وی هنگام ترس از مخالفت با حدود الهی(بقره ، آیه ۲۲۹) اشاره کرد.

فلسفه فدیه

با نگاهی به موارد جواز دادن و گرفتن فدیه می توان دریافت که انسان فدیه می دهد تا یا از اسارت و بردگی رهایی یابد(بقره ، آیات ۸۳ و ۸۵ و نیز انفال ، آیه ۷۰ و محمد، آیه ۴) یا این که برای رهایی از عقد ازدواج و جواز گسستن آن از سوی زن پرداخت می شود(بقره ، ایه ۲۲۹) و یا این که فدیه پرداخت می شود تا جبران عملی اشتباه و خلاف حکم اسلام(بقره ، آیه ۱۹۶) و یا جبران عدم انجام واجبی (بقره ، ایات ۱۸۳ و ۱۸۴) باشد.

در همه این موارد فدیه، برای حفظ انسان از گرفتاری و ناگواری به وسیله چیزی به نام عوض بوده است؛ چرا که هر یک از این کارها برای این انجام می شود تا عوض کاری باشد که می بایست در اصل انجام پذیرد ولی شخص با دادن عوض خود را از اصل انجام عمل و یا آثار و تبعات و مشکلات آن در امان قرار می دهد.

البته در مواردی که فدیه نیز پذیرفته نمی شود قصد اصلی نیز رهایی از گرفتاری ها و مشکلات است. از آن جمله کسی که می خواهد در قیامت فدیه بدهد و پذیرفته نمی شود برای آن است که با دادن مال و یا چیزی به عنوان عوض خود را از دوزخ برهاند و به بهشت رضوان در آید که از سوی خداوند چنین فدیه ای پذیرفته نمی شود و بلکه مردود دانسته می شود.

هشدارهای قرآنی نسبت به عدم وجود عوض و فدیه در قیامت برای اعمال و عقایدی که می بایست انسان در دنیا بدان ایمان آورده و انجام دهد، به معنای این است که انسان می بایست ایمان و اعمال صالح را در دنیا برای خود فراهم آورد تا در قیامت از آن سود برد و این که برای ایمان و عمل صالح در دنیا هیچ عوض و فدیه ای در آخرت نیست تا انسان آن را ارایه دهد.

خداوند در آیه ۱۱ سوره معارج بیان می کند که گناهکاران حاضرند تا به جای رفتن به دوزخ فرزندان خویش را فدیه و عوض قرار دهند تا این گونه از آتش دوزخ برهند و یا این که برخی حاضرند تا برادران خویش را برای نجات از عذاب در قیامت فدیه قرار دهند(معارج ،آیات ۱۱ و ۱۲) شگفت این که در همین آیات مجموعه ای از امور به عنوان فدیه از سوی مجرمان و گناهکاران در قیامت مطرح می شود که شامل مال و زن و فرزند و بردار و هر آن چیزی می شود که به نظر ایشان می توان با دادن آن از عذاب دوزخ رهایی یافت، در حالی که خداوند همه این موارد را مردود می داند و به عنوان فدیه و عوض نمی پذیرد، چرا که هیچ چیزی نمی تواند جایگزین ایمان و عمل صالح دنیوی در آخرت باشد. بر این اساس هر کسی می بایست برای نجات و رهایی خویش از آتش دوزخ در قیامت درهمین دنیا به ایمان و عمل صالح خود را زره پوش کند و با این کار فدیه برای خود تهیه کند، چرا که هیچ چیزی نمی تواند فدیه ایمان و عمل صالح در قیامت قرار گیرد.(همان و نیز رعد، آیات ۱۶ و۱۸ و زمر ، آیه ۴۷ و یونس ،ایه ۵۴ و حدید،ایه ۱۵ و آیات بسیار دیگر)

از آن چه بیان شد می توان گفت که فدیه در قیامت امری محال است و انسان گمان نکند چون در دنیا با پرداخت مالی و یا امری دیگر خود را از اسارت و بردگی و مرگ نجات می دهد در قیامت نیز می تواند با دادن فدیه و عوضی خود را از عذاب الهی در امان نگه دارد، چرا که تنها عامل رهایی و فدیه واقعی در آخرت همان ایمان و عمل صالح وی می باشد و هیچ چیز دیگری نمی تواند جایگزین آن شود.

باشد در دنیا با بهره گیری از آموزه های قرآنی و تقویت ایمان و عمل صالح در مسیری گام برداریم که بتوانیم در آخرت از خشم الهی و دوزخ در امان باشیم واز آن رهایی بجوییم؛ چرا که در آخرت هیچ چیزی را نمی توان فدیه و عوض ایمان وعمل صالح دنیوی قرار داد؛ زیرا انسان در آخرت همان نسخه ای است که خود با ایمان و عمل خویش بوجود آورده است؛ یعنی هر اندیشه و عمل ما چیزی از ما را در صورت برزخی و اخروی می سازد که با آن در آخرت محشور و برانگیخته می شویم و نامه اعمال ما همان تجسم بخشی اعمال در آخرت است که با نرم افزار و سخت افزار ایمان و عمل خود در دنیا ساخته ایم.

از آن جایی که هر کسی خود نسخه واقعی و اخروی خود را با نرم افزار ایمان و سخت افزار عمل می سازد در آخرت نمی توان هیچ تغییری در آن ایجاد کرد و همین سازه های ماست که در آخرت هویدا و آشکار می شود و وضعیت ما را اعلام می کند، بنابراین فدیه و عوضی نمی توان از خود قرار داد. این گونه است که اصولا آخرت نمی تواند عوض بردار باشد و فدیه در آن معنا و مفهومی ندارد.

هر کسی اگر بخواهد فدیه و عوضی در آخرت داشته باشد می بایست با اعمال و ایمان خویش در دنیا آن عوض را پدید آورد؛ چرا که آخرت زمان برداشت ایمان و عمل است نه مکان و زمان انجام عمل.