فلسفه، آثار و پیامدهای سوگند

samamosسوگند به شکل آیینی، مراسمی است که شخص برای تثبیت التزام قلبی خود انشا و ایجاد می کند. شاید بارها مراسم سوگند خوردن نمایندگان مجلس یا روسای جمهور را دیده باشید. در این مراسم آیینی، شخص با دست گرفتن کتاب الهی، متنی را می خواند که متعهد و ملتزم به اجرای آن می باشد.

این مراسم چنان مهم و ارزشمند است که مجلسی رسمی با اعیان و اشخاص مهم کشوری و لشکری گرد می آیند و رییس جمهور با قرار دادن دست روی قرآن سوگند می خورد و اخبار و حواشی آن از سوی رسانه های دیداری و شنیداری منتشر می شود.

اصولا یکی از روش های اثبات و یا انکار امری در دادگاه ها نیز سوگند خوردن به قرآن است. این مساله نشان می دهد که تا چه اندازه در فرهنگ نه تنها اسلامی بلکه در فرهنگ های دیگر، سوگند خوردن و ادای قسم ارزش و اهمیت دارد.

نویسنده در این نوشتار بر آن است تا اقسام، آثار، فلسفه و احکام قسم و سوگند خوردن را بر پایه آموزه های قرآنی تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سوگند ، تلاشی بر تاکید، ترغیب و التزام

سوگند که در زبان عربی از آن به قسم یاد می کنند، روشی برای اثبات بی گناهی در گذشته بود؛ چرا که سوگند همان گوگرد است که متهمان برای اثبات بی گناهی خود می خوردند. اگر گوگرد در شخص اثر می گذاشت و او را می کشت، دانسته می شد که متهم ، گناهکار بوده است و اگر از مرگ می رست بی گناهی او اثبات می شد.

عمید در فرهنگ فارسی خود آورده است: سوگند(sawgand)، در اصل «سوکنته»(Saokenta) به معنای گوگرد و سوگند خوردن به معنی خوردن گوگرد است که نوعی آزمایش برای تشخیص گناهکار از بی گناه بوده. در قدیم مقداری آب آمیخته به گوگرد به متهم می خورانیدند و از تأثیر آن در وجود وی گناهکار بودن یا بی گناه بودن او را تعیین می کردند، بعدها به معنای قسم به کار رفته است.(فرهنگ عمید، ج ۲، ص ۱۴۸۵).

در فرهنگ فارسی معین نیز آمده است: سوگند اقرار و اعترافی است که شخص بر روی شرف و ناموس خود می کند و خدا، یا بزرگی را شاهد گیرد، مانند قسم به خدا، رسول، امامان و بزرگان.(فرهنگ فارسی معین، دکتر محمد معین، ج ۲، ص ۱۹۵۶). واژه «قسم» در زبان عربی و تمام اشتقاقات آن مترادف کلمه «سوگند» در زبان فارسی است.

قسم را از این جهت قسم گفته‏اند که کلام را بر دو قسم کرده و قسم صواب و صحیح را از قسم خطا و اشتباه بیرون می برد. قسم در اصطلاح جمله‏ای است که بواسطه آن جمله دیگری تأکید می شود.(مغنی اللبیب ابن هشام، ص ۵۶).

سوگند در اصلطلاحات فقهی بر سه گونه است:

۱. سوگندی که با هدف تاکید بر خبر از وقوع چیزی در گذشته، حال یا آینده است؛

۲. سوگندی که به هنگام درخواست کاری از شخص به جهت ترغیب و تحریک وی بر آجرای آن آورده می شود، مثل این که بگوید: تو را به خدا کارم را انجام بده؛ این سوگند را در اصطلاح قسم مناشده می گویند

۳. سوگندی که برای تثبیت التزام قلبی انشا می شود، مثل این که بگوید: به خدا سوگند که فردا را روزه می گیرم. در اصطلاح این سوگند را قسم عقد می گویند.

از نظر فقهی تنها قسم سوم از سوگندها منعقد می شود و موضوع برای وجوب وفا و کفاره در صورت مخالفت قرار می گیرد.(تحریر الوسیله ، امام خمینی، ج ۲، ص ۹۸)

مرحوم طبرسی می گوید: قسم عبارت است از قسمتی از کلام که به واسطه آن خبر تأکید می شود به نحوی که آن را به صورت حق و درست جلوه داده و از خلاف واقع مبرّا می سازد.(مجمع البیان، امین الاسلام طبرسی، ج ۹، ص ۳۷۵). د)

سوگند از هر نوعی که باشد دارای ارکانی می باشد که عبارتند از: ۱. مُقسِم یعنی فردی که سوگند یاد می کند. سوگندهای قرآن اگر چه گاهی از زبان انبیا، مردم عادی و شیطان نیز نقل شده است، ولی بیش تر سوگندها از ناحیه ذات مقدس پروردگار می باشد. ۲. مُقسَم له یا مخاطب سوگند، فرد یا افرادی است که به خاطر آنها سوگند یاد می شود، در قرآن مجید اگر چه برخی سوگندها مخاطب خاص دارد، ولی بیش تر آنها برای عموم انسان ها اعم از مؤمن و کافر یاد شده‏اند. ۳. مُقْسَم به یعنی آنچه بدان سوگند یاد می شود مثل خدا، پیامبر و سایر مقدسات، در قرآن حدود چهل موضوع مورد سوگند واقع شده است.

گفتنی است که در کاربردهای قرآنی برای قسم افزون بر واژه قسم، واژگانی دیگر چون یمین و حلف و مشتقات آن ها نیز به کار رفته است.

شرایط سوگند خوردن

کسی که سوگند می خورد می بایست شرایطی را مراعات کند. از جمله این شرایط می توان به قدرت و استطاعت بر انجام آن باشد. بنابراین کسی که قدرت و توانایی انجام عمل و کاری را ندارد، سوگند وی منعقد نمی شود؛ زیرا شرط لزوم وفای به سوگند، توانایی و استطاعت بر انجام آن می باشد.(یوسف ، ایه ۶۶)

دومین شرط سوگند خوردن این که به نام خدا باشد؛ زیرا در سوگند معتبر لازم است تا نام خدا برده شود تا عقد منعقد گردد.(مائده، آیات ۱۰۶ و ۱۰۷ و نحل ، آیه ۹۱ و انبیاء ، آیه ۵۷) علامه طبرسی می نویسد: یکی از معانی " قد جعلتم الله علیکم کفیلا، این است که با سوگند به خداوند، گویا خدا را کفیل به وفا قرار دادید.(مجمع البیان، ج ۵ و ۶، ص ۵۹۰)

شرط سومی که برای سوگند معتبر مطرح شده، دخالت قصد و اراده است. به این معنا که قصد و اراده شخص در هنگام سوگند خوردن در تحقق و تنجیز قسم شرط می باشد.(بقره ، آیه ۲۲۵ و مائده ، آیه ۸۹ و نحل ، آیه ۹۱)

علامه طباطبایی با اشاره به آیه ۹۱ سوره نحل می نویسد: عبارت " بعد توکیدها" بنابر قولی ، بعد از محکم کردن آن سوگندها با عزم و تصمیم بر سوگند و راجح بودن متعلق قسم است.(المیزان، ج ۱۲، ص ۳۳۴)

بر اساس شرایط پیش گفته می توان گفت که قسم هایی که دارای این شرایط نباشند در حکم سوگندهای لغو و بیهوده است که هیچ تعهد و التزامی را موجب نمی شود.(بقره ، آیه ۲۲۵ و مائده، آیه ۸۹) بنابراین، انسان از سوی خداوند به علت سوگندهای لغو مواخذه نمی شود. فلسفه عدم مواخذه از سوی خداوند نسبت به این دسته از سوگندهای بیهوده و لغو آن است که خداوند در مقام مغفرت و حلم نمی خواهد تا انسان ها به سبب این کار عذاب شوند.(بقره، آیه ۲۲۵) و در حقیقت خداوند می خواهد این گونه بر مردمان رحمت کند و آنان را به سوگندی باطل و بیهوده مواخذه نکند.

البته این بدان معنا نیست که انسان سوگند را اسباب کارهای لغو و بیهوده خویش قرار دهد. از این روست که خداوند کسانی که سوگند به وی را دستاویز قرار می دهند تا کار نیکی را ترک کنند، نکوهش و سرزنش می کند؛(بقره ، آیه ۲۲۴ و مجمع البیان، ج ۱ و ۲، ص ۵۶۷) چرا که این گونه رفتار نسبت به سوگند به معنای ترک تقوا و پرهیزگاری است که از مهم ترین اهداف آموزه های وحیانی می باشد.(همان)

برخی از مردم برای این که اقدام به پا درمیانی نکنند و در حل اختلاف میان مردم شرکت نکنند، سوگند و قسم را دستاویز قرار می دهند. خداوند این رفتار را ناپسند شمرده و آن را نکوهش می کند.(همان)

نقش سوگند در ارتباطات اجتماعی

سوگند از مهم ترین ابزارهای پیوند اجتماعی و تحکیم روابط مردمی است. اگر انسان ها به سوگندهای خویش پای بند باشند و وفاداری خود را نسبت به آن با انجام مفاد سوگند به نمایش گذارند، روابط اجتماعی استواری بیش تری می یابد و سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد جایگزین بی اعتمادی می شود.

در مسایل مهم، انسان ها دوست می دارند که امری محکم و استوار آن را پشتیبانی و تایید کند. سوگند به خداوند در میان مومنان از چنین نقشی برخوردار می باشد؛ چرا که انسان مومن هنگامی که به خداوند سوگند می خورد اگر سر و جانش نیز برود، وفا به سوگند خود را زیر پا نمی گذارد و می کوشد تا به هر شکلی شده بدان عمل نماید. بنابرانی اگر سرش برود قولش نمی رود. این همان اعتماد مهم ترین سرمایه اجتماعی است که همگرایی و همدلی میان مردمان را تقویت کرده و بنیاد اجتماع را تحکیم می بخشد.

خداوند در آیه ۹۲ سوره نحل بر عمل به مفاد قسم از سوی سوگند خوردگان تاکید می کند و آن را لازم و از اصول مهم ارتباطات اجتماعی بر می شمارد. به این معنا که ارتباطات اجتماعی و تحکیم و تقویت آن بدان است که شخص به مفاد سوگندی که خورده عمل نماید تا اعتماد همان چنان باقی مانده و تحکیم گردد.

بنابراین شکستن سوگند و عمل بر خلاف مفاد آن، از نظر قرآن کاری سفیهانه و نابخردانه است.(نحل ، آیه ۹۲) به این معنا که حکم عقل و عقلا بر این است که انسان به مفاد سوگندی که خورده وفادار باشد و آن را انجام دهد و این گونه اعتماد عمومی را به خود جلب و حفظ کند. کسانی که بر خلاف مفاد سوگند عمل می کنند کاری نابخردانه انجام می دهند و افرادی بی عقل می باشند؛ چرا که با این کار سرمایه اجتماعی خود یعنی اعتماد مردمی را از دست می دهند. بی گمان اعتماد عمومی، مهم ترین سرمایه اجتماعی هر کسی است که فقدان آن به معنای فقدان اعتبار اجتماعی می باشد.

اصولا سوگند به خدا در جامعه ایمانی به معنی ایجاد اعتبار و پذیرش آن از سوی مومنان می باشد(مائده، آیات ۱۰۶ و ۱۰۷) و کسی که بر خلاف مفاد سوگند عمل می کند، این اعتبار را از دست می دهد و از دایره اهل تقوا و مغفرت بیرون می رود وخشم الهی را به جان می خرد و مومنان را با خود دشمن می کند.

در جامعه ایمانی هر مومن به این باور رسیده است که سوگند به خدا به معنای وکالت و کفالت الهی در آن امر می باشد. بنابراین شخص همواره در این اندیشه است که بر خلاف مفاد سوگند عمل نکند تا خشم الهی را به جان نخرد.

خداوند در آیات ۶۲ تا ۶۴ سوره توبه ، توجه انسان به عذاب آخرتی را مانع سوگند دروغ می داند و می فرماید که این توجه موجب می شود تا شخص حاضر نشود برای رضایت مردم و یا دست یابی به اهداف زودگذر دنیا رضایت خدا و رسول (ص) را به کناری گذارد و بر خلاف مفاد سوگند خویش عمل کند.

نماز گزاری بر اساس آیه ۱۰۶ سوره مائده نیز چنین نقش بازدارندگی را نسبت به عدم وفای به سوگند بازی می کند. به این معنا که موجب می شود تا شخص از سوگندهای دروغ پرهیز کند و با پاکسازی روحیات خود، همواره عامل به سوگند خود بوده و وفادار به مفاد آن باشد.

خداوند در آیاتی از مومنان می خواهد تا از هر گونه سوگند و قسم دروغ پرهیز کنند(آل عمران، آیه ۷۷ و نیز مائده ، آیات ۱۰۶ و ۱۰۷و مجادله، آیات ۱۴ و ۱۵) چرا که سوگند دروغ در پی دارنده عذاب دردناک خداوند در آخرت خواهد بود .(آل عمران ، آیه ۷۷)

از آیات ۶۲ و ۶۳ سوره توبه این معنا نیز به دست می آید که سوگند دروغ جهت حفظ آبرو در برابر مردم ، بی توجه به رضایت خداوند و پیامبرش(ص) نه تنها موجب عذاب اخروی می شود بلکه ذلت و خواری و رسوایی عظیم و بزرگی را نیز به دنبال خواهد داشت. این بدان معنا خواهد بود که سوگند دروغ نه تنها موجب اعتبار و حفظ آبرو نیست، بلکه خود زمینه ساز بی آبرویی و رسوایی و ذلت وی خواهد شد.(قلم ، آیات ۱۰ و ۱۶)

سوگند دروغ موجب هلاکت انسان(توبه، ایه ۴۲) و محرومیت از بهره های فراوان اخروی(آل عمران،آیه ۷۷) می شود و خداوند ایشان را از هر گونه توجهات خاص بی بهره می کند(همان) و حتی با این دسته از مردمان در آخرت سخن نمی گوید.(همان)

تاکید بر این مسایل از آن روست که سوگند دروغ پایه بی اعتمادی را در جامعه تحکیم می بخشد و بزرگ ترین سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد عمومی را از میان می برد. از این روست که عادت به سوگند یاد کردن زیاد و بی مبالاتی در آن حتی اگر دروغ نباشد، امری ناپسند و مذموم دانسته شده است(قلم ، آیه ۱۰ و نیز بقره ، آیه ۲۲۴ و مجمع البیان، ج ۱ و ۲، ص ۵۶۷) و انسان های می بایست مواظب این افراد باشند که وقت و بی وقت برای هر امر خرد و بزرگ سوگند می خورند. هم چنین اطاعت از چنین افرادی می تواند آثار بدی به دنبال داشته باشد، بنابراین لازم است که از ایشان و اطاعت از آنان پرهیز شود و به سخنان ایشان ترتیب اثر نداد.(همان) چرا که این سوگندهای بسیار خود بیانگر ضعف باور و اعتقاد وی به موضوع می باشد و بی اعتمادی را نسبت به ایشان دامن می زند.

از نظر قرآن سوگند دروغ، مانع از تزکیه و رشد انسان می شود(آل عمران ، آیه ۷۷) و مومنان می بایست مواظب باشند تا در دام شیطان نیافتند.

چنان که گفته شد عادت به سوگند زیاد یاد کردن و بی مبالاتی در آن مذموم و ناپسند و عامل مهم در بی اعتمادی عمومی نسبت به شخص است و عقل و عقل نمی پذیرند که شخص برای هر چیزی سوگند یاد کند. از این روست که خداوند در آیه ۹۲ سوره نحل از مردم می خواهد تا از تحت شعاع قرار دادن سوگند در معاملات مادی خودداری کنند و تنها زمانی به سوگند متوسل شوند که حقایق سرنوشت سازی برای جامعه را می خواهند با آن اثبات کنند.(یونس ، آیه ۵۳) بنابراین نمی بایست برای هر چیز هر چند بزرگ به سوگند متوسل شد چه برسد برای اموری جزیی و خرد که ارزش سوگند خوردن به نام خدا را ندارد.

در روایات است که امام سجاد(ع) حتی برای اثبات حق خویش حاضر نشد تا سوگند یاد کند. ابوبصیر گوید: امام باقر (ع) فرمود: پدرم زنی داشت که از خوارج بود …یکی از غلامان آن حضرت به وی گفت: یابن رسول الله (ص)! در خانه شما زنی است که از جدت علی بن ابیطالب بیزاری می‏کند؟ پدرم او را طلاق داد.

او پیش امیر مدینه رفت و شکایت کرد که علی بن الحسین مهریه مرا نمی‏دهد امیر مدینه به پدرم گفت: یا علی بن الحسین! یا باید سوگند بخورید که صداق او را داده‏اید و یا باید مهریه‏اش را بدهید.

امام فرمود: پسرم! برخیز و برای این زن چهار صد دینار بیاور.

«فقلت: له یا ابه جُعلت فداک اَلستَ مُحّقاً؟ گفتم: پدرجان فدایت شوم مگر شما به حق نیستید؟!!

فقال لی: بلی یا بنی ولکنّی اَجللتُ الله ان احلف به یمین صبر»؛ فرمود: بلی ولی من خدا را بزرگتر از آن می‏دانم که برای پول به او قسم بخورم.( فروع کافی، کلینی ، ج ۷ ، ص ۴۳۵ ، کتاب الایمان)

شکستن قسم برای اهداف دنیایی

یکی از مشکلات اساسی در جوامع آن است که برخی برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران، سوگندهای شدید و غلیظی به خدا می خورند تا این گونه مردمان را به سوی خود جلب کرده و اعتماد ایشان را نسبت به خویش افزایش دهند؛ ولی در مقام عمل به سادگی سوگند خویش را می شکنند و حنث قسم می کنند.

خداوند در آیه ۷۷ سوره آل عمران به اخلاق ناپسند برخی از اهل کتاب اشاره می کند که برای رسیدن به اهداف زودگذر و ناپایدار دنیوی سوگنده می خوردند و به همان سادگی آب خوردن آن را می شکستند. خداوند در همین آیه تبیین می کند که ایشان با این کار خویش آینده خود را نابود می کنند و در آخرت هیچ بهره و نصیبی از بهشت نخواهند برد؛ چرا که سوء استفاده از سوگند و دیگر ارزش های دینی ، یکی از مهم ترین عوامل سست شدن ایمان و عقاید دیگران می باشد(نحل ، ایه ۹۴) که اثر آن نیز از دست رفتن سرمایه وجودی شخص و خسران بزرگ در قیامت است. از این روست که خداوند در این آیه و نیز ۲ و ۳ سوره منافقون هر گونه سوء استفاده از سوگند برای پیشبرد اهداف و مقاصد فریبکارانه را حرام می داندو آن را عامل عذاب در آخرت بر می شمارد(مجادله ،آیات ۱۴ و ۱۵)

البته برخی از مردم با سوء استفاده از قسم مردم را از راه خدا دور می دارند که این عمل زشت و نادرست نیز توبیخ و خشم الهی را بر می انگیزد(منافقون، آیه ۲) هر چند که اگر این افراد به آثار رفتار خویش توجه یابند در می یابند که چقدر زیان و خسران نموده اند و هیچ چیزی به دست نیاورده اند، از این روست که خداوند در همین آیات ۲ و ۳ سوره منافقون این گونه سوء استفاده افراد بیمار دل و منافق از سوگند و قسم را نشانه عدم درک و عدم شعور ایشان معرفی می کند؛ چرا که با این عمل بسیاری از سرمایه های وجودی در دنیا و آخرت را از دست می دهند و موجبات سلب اعتماد عمومی را از خود فراهم می آورند.

خداوند در آیه ۵۳ سوره نور روشن می کند که سوء استفاده منافقان و افراد بیمار دل از سوگند به خدا و دیگر مقدسات دینی، برای پوشاندن چهره کریه و مزورانه خویش می باشد که در نهایت روشن می شود و رو سیاهی به زغال می ماند.

بدتر از این افراد کسانی که به خداوند سوگند می خورند ولی در مقام عمل بر خلاف مفاد آن می روند و حنث قسم می کنند. خداوند در آیه ۹۱ سوره نحل کسانی که سوگند خود را می شکنند، تهدید می کند و آن را به منزله خیانت به ضمانت الهی معرفی می کند و در آیات ۲ و ۳ سوره منافقون ، شکستن سوگند و قسم را خصیصه بیماردلان سست ایمان بر می شمارد و در آیه ۷۷ سوره آل عمران هر گونه سوداگری با شکستن عهد الهی و سوگندهای خویش را از گناهان بزرگ می شناساند.

کسانی که سوگندهای خویش را نادیده می گیرند و بر خلاف مفاد آن کار می کنند، گرفتار سختی ها و ناملایمات و بدی ها خواهند شد و خود را در انحراف و لغزش بزرگی قرار می دهند که دوزخ سرانجام آن خواهد بود.(نحل ،ایه ۹۴)

از این روست که در اسلام شکستن سوگند در صورت انعقاد آن با عزم و اراده و راجح بودن متعلق قسم حرام و گناه بزرگ شمرده شده است.(مائده ، آیه ۸۹ و نحل، آیه ۹۱) و در صورت شکستن قسم می بایست با رعایت توان خود یکی از کفارات یعنی اطعام ده مسکین ، تهیه پوشاک برای آنان و آزاد کردن یک بنده را متقبل شود.(مائده ، آیه ۸۹) و در صورت ناتوانی محض و عدم توان پرداخت کفاره مالی تخییری سه گانه می بایست سه روز روزه بگیرد .(همان)

این تشدید مجازات و کیفر از آن روست تا کسی وسوسه نشود که بی خود برای مقاصد دنیوی سوگند به خدا بخورد و یا بر خلاف مفاد سوگند منعقد خود عمل نماید و سوگند خویش را بشکند.

این ها تنها گوشه ای از مسایل سوگند و آثار و فلسفه آن بود که در این نوشتار کوتاه بیان شد. با نگاهی به همین مقدار می توان دریافت که سوگند در اسلام تا چه اندازه مهم و با ارزش است و شکستن آن گناهی بزرگ است. حال چگونه برخی در لباس نمایندگی و مانند آن بر خلاف سوگند عمل می کنند و دین خویش را به دنیای دیگران می فروشند این خود مساله شگفت است که می بایست از خود این افراد پرسید.