فقه رسانه؛ بایدها و نبایدها: بخش چهارم

samamosیکی از مهم ترین مباحث در فقه نوین موضوع فقه رسانه و کتاب الاعلام است. کتاب الاعلام همانند کتاب الطهاره و کتاب الجهاد یکی از کتب نوین فقه اسلامی است. در این کتاب فقهی مباحث فقه رسانه از ابعاد گوناگون مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. آن چه دراین جا می آید گامی در تبیین و تشریح فقهی این موضوع است. نویسنده تلاش کرده تا ابعاد گوناگون و مسایل فقه رسانه را بیان کند.

جرائم و گناهان رسانه ای

فعالیت رسانه ای همانند هر فعل دیگری می تواند مثبت و منفی و مطابق قانون و یا مخالف آن انجام گیرد. بنابراین، آموزه های اسلامی برای فعالیت های رسانه ای به سبب خروج از خطوط قرمز و یا زرد جرایمی را مشخص کرده است.

البته برخی از این خروج ها می تواند آثار و تبعات حقوقی داشته باشد که در قالب جرایم رسانه ای مطرح می شود و برخی دیگر تبعات و آثار حقوقی ندارد و اگر چه گناه است ولی جرم نیست. بنابراین، باید دو حوزه را از هم باز شناخت. به این معنا که ممکن است کسی در حوزه رسانه ای فعالیتی داشته باشد که مصداق گناه باشد، ولی مصداق جرم نیست، در حالی که هر جرمی نه تنها گناه است بلکه عقوبت و کیفر دنیوی دارد که شامل حدود و تعزیرات می شود.

جرایم رسانه ای عبارت است از مواردی که در قانون جزایی و کیفری و حقوقی اسلام و سایر قوانین عادی از سوی نظام قضایی و حقوقی اسلام جرم شمرده شده و اصحاب رسانه از جمله مدیر مسؤول یا صاحب امتیاز رسانه مرتکب آن می شود.

در قوانین موضوعه که از سوی بشر در همه کشورهای جهان وضع می شود، جرایم رسانه از سایر جرائم تفکیک می شود و برای جرایم رسانه ای جدا از جرایم عادی و دادرسی، قوانین موضوعه خاص تصویب و ابلاغ می گردد. دلایل عمده این تفکیک را باید یکی در سخت­گیری بیشتر نسبت به جرایم رسانه ای به دلیل قدرت ذاتی و تخریبی این رسانه همگانی و دیگر ارفاق به مطبوعات به دلیل احترام به اصل آزادی بیان و مطبوعات دانست.

حدود آزادی رسانه ها

عالی­ترین و پرافتخارترین موهبت انسان که نسل­های بی­شمار گذشته در راهش با مخاطرات بسیار، دست به گریبان بوده­اند؛ “آزادی” است. آزادی عبارت از حقی است که به موجب آن، افراد بتوانند استعداد­ها و توانایی­های طبیعی و خدادادی خویش را به کار اندازند، مشروط بر آن­که آسیب یا زیانی به دیگران وارد نسازد.

خداوند در آیات قرآنی میان تکوین و تشریع تفاوت قایل شده است. بر اساس آیات قرآنی، اصل جعل اراده و اختیار و حق انتخاب و آزادی در عمل برای انسان در چارچوب سنت ها و قوانین حاکم بر هستی است. به این معنا که در میان موجودات و آفریده های الهی انسان و جنیان دارای اراده تکوینی هستند و می تواند در چارچوب محدودیت های قوانین طبیعی حاکم بر هستی که از آن به جبر یاد می شود، از اختیار انتخاب میان امور برخوردار باشند. این همه چیزی است که در فرهنگ اسلامی از آن به «لاجبر و لاتفویض بل منزله بین المنزلین » و یا «لاجبرا و لا تفویض بل امر بین الامرین» یعنی نه جبر و نه اختیار بلکه میان او دو (اصول کافی ، ج۱ ، ص۱۵۹) یاد می شود.

بر این اساس، هر انسانی در محدود قوانین حاکم بر هستی و سنت های حاکم بر طبیعت دارای اراده و اختیار انتخاب است و می تواند میان حق و باطل و شر و خیر و مانند آن ها یکی را انتخاب کند. پس به عنوان حق اهل ایمان و شکر می شود و به عنوان باطل گرایش به کفر و کفران می یابد. خداوند می فرماید: وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ فَمَن شَاء فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن یَسْتَغِیثُوا یُغَاثُوا بِمَاء کَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا؛ و بگو: «حق از پروردگارتان [رسیده‏] است. پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند، که ما براى ستمگران آتشى آماده کرده‏ایم که سراپرده‏هایش آنان را در بر مى‏گیرد، و اگر فریادرسى جویند، به آبى چون مس گداخته که چهره‏ها را بریان مى‏کند یارى مى‏شوند. وه! چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است.»(کهف، ایه ۲۹)

در آیه ۳ سوره انسان نیز می فرماید: إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا؛ ما راه را بدو نمودیم یا سپاسگزار خواهد بود و یا ناسپاسگزار.

هم چنین در جایی دیگر آمده است: قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ؛ گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسى مى‏کنم. و هر کس سپاس گزارد، تنها به سود خویش سپاس مى‏گزارد، و هر کس ناسپاسى کند، بى‏گمان پروردگارم بى‏نیاز و کریم است.»(نمل، آیه ۴۰)

این در حوزه تکوین و طبیعت هستی و انسان است؛ اما در حوزه تشریع خداوند محدودیت ها را افزایش داده است و بر اساس همان آیه ۲۹ سوره کهف و آیات دیگر قرآن، انسان نمی تواند جز راه حق و خیر را انتخاب کند وگرنه باید آماده مجازات باشد. بنابراین، انسان از نظر قرآن با آن که از نظر تکوینی، آزاد است، ولی از نظر تشریعی آزاد نیست، بلکه مسئول انتخاب و کارهایش بوده و مجازات می شود. از نظر قرآن حتی اعضای انسان باید پاسخ گو باشند: وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولـئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً؛ چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد و باید پاسخگوی اعمال باشند.(اسراء، آیه ۳۶)

در قوانین اساسی همه کشورها، آزادی رسانه ها جایگاه ویژه­ای را به خود اختصاص داده است و در آن ها تصریح می شود که رسانه ها را در بیان مطالب آزاد هستند. البته این آزادی با تمام اهمیتی که داراست تابع محدودیت­هایی است که شامل عدم اخلال به اصول اساسی آن نظام مانند عدم اخلال به مبانی اسلام و حقوق عمومی است.

حقوق رسانه ها در فقه و نظام اسلامی

براساس آموزه های وحیانی اسلام و قرآن، رسانه ها در چارچوب قوانین اسلامی دارای حقوقی هستند که شامل امور زیر است:

رسانه ها حق دارند نظرات، انتقادات سازنده، پیشنهادها، توضیحات مردم و مسئولین رابا رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه درج و به اطلاع عموم برسانند. انتقاد سازنده مشروط به دارا بودن منطق و استدلال و پرهیز از توهین، تحقیر و تخریب می باشد.

بنابراین هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای انتشار پیامی درصدد اعمال فشار بر رسانه برآید و یا به سانسور و کنترل رسانه مبادرت کند.

کسب و انتشار اخبار داخلی و خارجی که به منظور افزایش آگاهی عمومی و حفظ مصالح جامعه باشد با رعایت این قانون حق قانونی رسانه ها است.

هر رسانه می تواند حقوق معنوی خود را داشته باشد و مطالب اختصاصی رسانه اگر به نام پدیدآورنده اثر (به نام اصلی یا مستعار) منتشر شود به نام او و در غیر این صورت به نام نشریه، مشمول قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان است.

محدودیت های رسانه ها در فقه و نظام اسلامی

رسانه ها با آن که حقوقی دارند، ولی محدودیت هایی دارند که باید آن ها مورد توجه قرار دهند. محدودیت های رسانه ها در دو دسته اصلی : ۱. محرمات غیر حقوقی و غیر کیفری؛ ۲. محرمات حقوقی و کیفری دسته بندی می شود.

محرمات غیر حقوقی و غیر کیفری به آن دسته از محرمات گفته می شود که جرم تلقی نمی شود و بار حقوقی و کیفری ندارد، ولی گناه شمرده شده است؛ اما محرمات حقوقی و کیفری، جرم دانسته و مجازات کیفری بر آن بار می شود. از جمله این محدودیت ها در قالب گناه و جرم می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. نشر مطالب الحادی و مخالف موازین اسلامی و ترویج مطالبی که به اساس اسلام لطمه وارد کند؛
  2. اشاعه فحشا ومنکرات و انتشار عکس ها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی؛
  3. تبلیغ و ترویج اسراف و تبذیر؛
  4. ایجاد اختلاف مابین اقشار جامعه، به ویژه ازطریق طرح مسائل نژادی و قومی؛
  5. تحریض و تشویق افراد و گروهها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت، حیثیت و منافع نظام اسلامی در داخل یا خارج؛
  6. فاش نمودن وانتشار اسناد و دستورها و مسایل محرمانه، اسرار نیروهای مسلح ، نقشه و استحکامات نظامی، انتشار مذاکرات غیرعلنی دولتمردان ومحاکم غیرعلنی دادگستری و تحقیقات مراجع قضایی بدون مجوز قانونی؛
  7. اهانت به دین مبین اسلام و مقدسات آن و همچنین اهانت به مقام رهبران حکومتی و مراجع مسلم دینی؛
  8. افترا به مقامات، نهادها، ارگانها و هریک از شهروندان امت اسلام و توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی که حرمت شرعی دارند، اگر چه از طریق انتشار عکس یا کاریکاتور باشد؛
  9. عدم توجه به حقوق معنوی اشخاص و نهادها و سرقتهای ادبی و همچنین نقل مطالب از مطبوعات و احزاب و گروههای منحرف و مخالف اسلام( داخلی و خارجی) به نحوی که تبلیغ از آنها باشد؛
  10. استفاده ابزاری از افراد (اعم از زن و مرد) درتصاویر ومحتوا، تحقیر و توهین به جنس زن، تبلیغ تشریفات وتجملات نامشروع و غیرقانونی، طرح مطالب موجب تضاد میان زن و مرد از طریق دفاع غیر شرعی از حقوق آنان؛
  11. پخش شایعات و مطالب خلاف واقع ویا تحریف مطالب دیگران؛
  12. انتشار تولیدات رسانه ای علیه اصول اسلام و قوانین و مقررات آن.

محرمات و مکروهات در حوزه رسانه

محرمات و مکروهات رسانه های اموری چندی است. در این جا به عناوین آن اشاره شده و در ادامه برخی از توضیحات در بخش های خود آورده می شود. برخی از محرمات و مکروهات در حوزه فعالیت های رسانه ای عبارتند از:

  1. حرمت شایعه سازی؛ همان طوری که اصل شایعه سازی در حوزه های فردی و اجتماعی و نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی حرام و ناروا و گناه است؛ هم چنین استفاده از ابزار رسانه ای برای شایعه سازی حرام است. در این باره به طور تفصیل در قسمت اراجیف خبری سخن گفته شده و به عنوان یک جرم از آن یاد می شود.
  2. حرمت شایعه پراکنی؛ همان طوری که شایعه سازی گناه و جرم است؛ هم چنین شایعه پراکنی یعنی انتشار و پخش شایعات دیگرساخته نیز گناه و جرم است. البته گاه ممکن است جرم شایعه پراکن سنگین تر از جرم شایعه ساز باشد؛ زیرا ممکن است شایعه ساز آن را بسازد و در اختیار رسانه ای قرار دهد و این رسانه است که با انتشار آن شایعه در حقیقت جرم انتشار شایعه را به عهده گرفته است. در این باره نیز در همان قسمت اراجیف خبری بحث می شود.
  3. حرمت تبلیغ کفر و الحاد؛
  4. حرمت تمسخر و استهزاء؛
  5. حرمت گسترش و اشاعه فحشاء و منکرات؛
  6. حرمت اعانه بر اثم و عدوان؛
  7. حرمت تجسس؛
  8. حرمت تعرض به حریم خصوصی؛
  9. حرمت حمایت از مجرم؛
  10. کراهت تملق و چاپلوسی؛

جرایم ارتکابی در رسانه ها

جرم انگاری یا فرآیند جرم سازی، توسل به ضمانت اجرای کیفری از طریق جرم تلقی کردن رفتارهای خاص است. قانون­گذار با توجه به ارزش های جامعه و در جهت حفظ نظم عمومی، بعضی اعمالی را که در حیطه اباحه یا انحراف است با تعیین ضمانت اجرای کیفری در قلمرو حقوق جزا قرار می­دهد.

در این میان رسانه ها نیز گاهی از مسیر و اهداف خود منحرف شده و به نظم و امنیت عمومی یا حقوق فردی تجاوز می­نمایند این تجاوزات در قانون، جرم شمرده شده است. مهم­ترین این جرایم که در دو قلمرو حقوق فردی و نظم و امنیت عمومی ارتکاب می­یابند عبارتند از:

الف ) جرایم رسانه در قلمرو حقوق فردی

  1. توهین به اشخاص؛
  2. افتراء؛
  3. نشر اکاذیب؛
  4. سرقت معنوی؛
  5. تقلید نام یا علامت رسانه دیگر؛
  6. تهدید به وسیله رسانه؛
  7. افشای اسرار شخصی؛

ب ) جرایم رسانه در قلمرو نظم و امنیت عمومی

  1. انتشار اسناد محرمانه و سری دولتی و نظامی؛
  2. انتشار مذاکرات جلسات غیر علنی مثلا محاکم دادگستری و مجلس شورای اسلامی؛ یا انتشار مصوبات شورای عالی امنیت ملی؛
  3. انتشار تحقیقات مراجع قضایی؛
  4. توهین به مقامات و مقدسات؛
  5. تحریک به جرایم علیه امنیت؛
  6. تبلیغ علیه اسلام و نظام اسلامی؛
  7. تاسیس و بهره گیری از رسانه بدون مجوز؛
  8. انتشار مطالب علیه قانون اساسی؛
  9.      انتشار مطالب و تصاویر خلاف عفت عمومی
  10. پخش شایعات
  11. دریافت کمک­های خارجی و واگذاری امتیاز رسانه.

مسؤولیت کیفری در جرایم رسانه ای

در اکثر جرایم، مرتکبین یک جرم اعم از مباشر، شریک یا معاون، به سادگی قابل تشخیص هستند، در حالی که طبع خاص جرایم رسانه ای به دلیل تعدد افرادی که در تهیه و نشر آن دخالت دارند (نویسنده، صاحب امتیاز، مدیر مسؤول، سردبیر، خبرنگار، ناشر، توزیع کننده و…)، بررسی مسؤولیت کیفری آنان را در این راستا با پیچیدگی بیشتر همراه ساخته است.

مسؤولیت کیفری صاحب امتیاز: صاحب امتیاز یک رسانه کسی است که تحت شرایط مقرر در قانون ، پروانه انتشار رسانه را دریافت نموده است. صاحب امتیاز در قبال خط مشی کلی نشریه مسؤول است و مسؤولیت وی ناظر به عدم رعایت تشریفات قانونی است که وی ملزم به رعایت آن است.

مسؤولیت کیفری مدیر مسؤول: مدیر مسؤول، مدیر رسانه است که پاسخ­گوی اصلی جرایم مطبوعاتی است. مدیر مسؤول، مسؤول امور مربوط به رسانه و یکایک مطالب و پیامی است که در رسانه در اشکال گوناگون نشر می شود.

مسؤولیت کیفری اصحاب رسانه و سایر پدید آورندگان: براساس آیه هر کسی باید مسئول و پاسخ گوی اعمال خود باشد. از این رو، مسؤولیت نویسنده مطالب و تولید کننده هر فعل رسانه ای به عهده شخص تولید کننده نیز است. هم چنین مسؤولیت سایر اشخاص فعال در یک رسانه که در ارتکاب جرم دخالت داشته باشند اعم از معاونان و شرکای جرم را باید پاسخ گو باشند.

البته اعمال سایر دست اندرکاران مطبوعات نظیر سردبیر، خبرنگار، ویراستار و … در صورتی جرم است که مشمول عناوین مجرمانه تلقی گردد. چنان­چه در مورد توزیع کنندگان و فروشندگان مطبوعات خلاف عفت عمومی، جرم دانسته شده است.

جرایم رسانه ای در فقه اسلامی

در آیات و روایات جرایم مطرح شده که در حوزه فعالیت های رسانه ای نیز ممکن است رخ دهد. البته برخی از این جرائم بیش تر این محیط رسانه ای شدنی است و اتفاق می افتد. در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:

جرم اراجیف خبری و شایعات رسانه ای

شایعات دارای انواع و اقسامی است که برخی از آن ها جرم بوده و حتی تکرار آن با تحقق شرایط چون اجرای حدود، موجب اجرای حد قتل می شود. بنابراین، یکی از سنگین ترین جرائم رسانه ای را باید اراجیف خبری دانست.

شایعه، خبرى است که فاش شده است که صحّت و نادرستى آن معلوم نیست.(لغت نامه، ج ۹، ص ۱۲۴۳۵، «شایعه»)

شایعه به دو دسته اصلی: ۱. شایعات نسبت به حوزه شخصی و افراد حقیقی؛ ۲. شایعات نسبت به حوزه عمومی و افراد حقوقی، بخش می شود. شایعات به نسبت به افراد حقوقی یعنی شایعاتی که با توجه به منصب و مقام شخص مطرح می شود و می تواند به حوزه کارکردها و مسئولیت های اجتماعی ضرر و زیان وارد کند. شایعات نسبت به امور اجتماعی و عمومی نیز در حوزه شایعات حقوقی قرار می گیرد.

به سخن دیگر، گاه شایعه درباره شخص و مسایل حریم خصوصی افراد است که جایگاه اجتماعی مهم و اساسی ندارند، و گاه نسبت به شخصی است که طرح حتی مسایل حریم خصوصی او نیز می تواند در امنیت عمومی جامعه اخلال ایجاد کند.

شایعاتی که به حوزه عمومی ارتباط برقرار می کند، در قالب اراجیف دسته بندی می شود که از نظر اسلام حتی حکم قتل نسبت به مرجفون صادر می شود.

شایعات سازی و شایعه پراکنی دو فعل متفاوت است؛ زیرا کسی ممکن است شایعه بسازد، ولی در نشر عمومی آن مشارکت و نقشی نداشته باشد، اما شایعه پراکنی عملی است که تاثیر بدی دارد. کسی که این گناه را مرتکب می شود باید به آثار عمل خود واقف و آگاه باشد. برخی از کارکردها و آثار زیانبار شایعه سازی و شایعه پراکنی آن عبارتند از:

  1. ارتداد مردم: شایعه می تواند مردم سست ایمان را به ارتداد و کفر و شرک بکشاند. بنابراین، نباید نسبت به کارکردهای خطرناک و زیانبار شایعه بی توجه بود(آل عمران، آیه ۱۴۴)؛
  2. آرامش زدایی از جامعه: اضطراب و سلب آرامش از پیامد شایعه پراکنى است(نساء، آیه ۸۳؛ احزاب، آیه ۶۰)؛
  3. شکست: یکی از کارکردها شایعه ، تضعیف روحیه رزمندگان و شکست در جبهات جهاد است(آل عمران، آیه ۱۴۴)؛
  4. هتک آبرو: شایعه فحشا و علاقه به پخش آن در میان مردم، گناهى بزرگ است؛ زیرا موجب هتک آبروى مؤمنان می شود.(نور، آیه ۱۹)

از نظر قرآن، هتک حرمت جرم است و حد و تعزیر بر هتاک جاری می شود. از این روست که خداوند در آیات ۱۱ تا ۱۹ سوره نور از هر گونه شایعه سازی و شایعه پراکنی نهی می کند و آن را عملی گناه و حرام بر می شمارد.

اراجیف خبری لرزه افکن

یکی از انواع شایعات، شایعاتی است که جامعه را به لرزه و اضطراب می افکند و بحران اجتماعی را در جامعه پدید می آورد.

خداوند در آیه ۶۰ سوره احزاب می فرماید: لَئِن لَّمْ یَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَهِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یُجَاوِرُونَکَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا؛ اگر منافقان و کسانی که در دلهایشان مرضی است و آنها که در مدینه شایعه می پراکنند از کار خود باز نایستند ، تو را بر آنها مسلط می گردانیم تااز آن پس جز اندکی با تو در شهر همسایه نباشند.

شیخ طبرسی در مجمع البیان ذیل آیه می نویسد: «مرجفون» از ریشه «ارجاف» و در اصل به مفهوم ایجاد تزلزل و اضطراب است؛ و به همین دلیل هم به دریا به خاطر موج‏هاى پیاپى و لرزاننده و تکان‏دهنده‏اش «رجّاف» گفته مى‏شود؛ امّا در آیه شریفه منظور پخش امواج باطل و شایعه است که افکار را پریشان و دل‏ها را نگران و مردم را مضطرب مى‏سازد… اینان منافقانی هستند که در قیافه دوست میان مردم مسلمان راه مى‏رفتند و پخش دروغ‏هاى رسوا از هجوم قریب‏الوقوع دشمن، یا بزرگ وانمودن قدرت پوشالى آن، و یا امید کاذب دادن به اسیران کفر و شرک و…، به سود آنان تلاش احمقانه مى‏کردند و بذر نگرانى و دلهره را میان زنان و کودکان مى‏افشاندند.

مفسران نمونه در این باره نوشته اند که مرجفون از ماده ارجاف به معنى اشاعه اباطیل به منظور غمگین ساختن دیگران است ، و اصل ارجاف به معنى اضطراب و تزلزل است و از آنجا که شایعات باطل ایجاد اضطراب عمومى مى کند این واژه به آن اطلاق شده است .

برخی نیز گفته اند که مُرجفون واژه ای است که از واژه رجف ثلاثی مجرد گرفته شده و در باب ثلاثی مزید افعال رفته است. رجفه به معنای لرزه است. این لرزه ای که از طریق خبر ایجاد می شود می تواند به اعتبار اصل لرزان و بی اساس بودن خبر باشد یا به سبب آثاری که در مخاطب و جامعه به همراه دارد و موجب لرزانی فکر و احساس شنونده می شود و بی اعتمادی را در شخص پدید می آورد.

پس مُرجفون در هر جامعه ای افرادی هستند که یا به صورت خبرنگار یا خبررسان اراجیفی را پخش می‌کنند. پس مرجف کسی است که گزارش رَجْفه‌ای دارد. رجفه و لرزه در حوزه خبری به آن دسته از اخبار و گزارش هایی گفته می شود که صادق نباشد و از پایگاه خبری محکم و درستی نداشته باشد. خبر صادق لرزان نیست ؛ چون خبری صادق است و همان صدق و راستی خبر پایگاه آن را تشکیل می دهد و از سوی هیچ کسی نمی تواند تکذیب ‌شود؛ اما خبری که صدق نداشته باشد، پایگاهی نداشته و از این جهت لرزان است. از این روست که در فرهنگ قرآنی، این‌گونه از اخبار بی‌پایه و بی‌اساس را رجفه و لرزان می‌گویند. اخبار رجفه‌دار که جمع آن اراجیف است،‌ خبری دروغ و بی پایه و اساس است و مرجفون کسانی هستند که این اخبار را می سازند یا پخش می کنند.

بنابراین خبرنگاران و گزارشگرانی که این‌گونه از اخبار لرزه‌دار را می سازند به عنوان مرجفون و اراجیف سازان و اراجیف گویان معرفی شده اند؛‌ زیرا اینان با اخبار لرزان خود جامعه را نیز لرزان و ناآرام می‌کنند.

در همین آیات قرآنی از جمله از گونه ای دیگر از اخبار سخن به میان آمده که از آن به بهتان یاد می شود. بهتان خبر و سخنی است که وقتی متهم به آن خبر می شنود از آن در بهت و حیرت فرو می رود؛ زیرا سخن یا کاری است که نگفته و نکرده است ولی به او نسبت داده شده است. از این رو، کار یا سخنی که کسی نگفته و نکرده را به شخصی نسبت دهند از آن به بهتان یاد می شود؛ زیرا شخص از شنیدن آن در بهت فرو می رود و مضطرب و مبهوت می شود. افراد بهتان‌خورده امنیت روانی‌شان را از دست می‌دهند.

حالا در نظر بگیرد که در جامعه ای گروهی اراجیف باف و اراجیف ساز و اراجیف پخش کن، همواره اخباری را می سازند که لرزان و بی پایه و اساس است و زمینه اضطراب و لرزش را در فکر و قلب جامعه ایجاد می کند. در چنین جامعه ای که پشت سر هم کسی خبری می‌دهد که دیگری آن را تکذیب می‌کند، دیگر کسی نمی‌تواند به کسی اعتماد کند و این ها زمینه بی اعتمادی افراد را به نسبت به اخبار و عملکرد دیگران را سبب می شود و مردم را به بازی می گیرند.

در شان نزول آیه آمده که گروهى از منافقین در مدینه بودند و انواع شایعات را پیرامون پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به هنگامى که به بعضى از غزوات مى رفت در میان مردم منتشر مى ساختند، گاه مى گفتند: پیامبر کشته شده ، و گاه مى گفتند: اسیر شده است. مسلمانانى که توانائى جنگ را نداشتند و در مدینه مانده بودند،‌از این اخبار و اراجیف خبری و شایعات دروغین رسانه های دشمن و ستون پنجم آنان یعنی منافقان سخت ناراحت مى شدند.

تهدید به قتل اراجیف سازان خبری

خداوند در آیه ۶۰ سوره احزاب از سه گروه خبر می دهد . گروه نخست منافقانی بودند که قصد براندازی نظام اسلامی را داشتند. اینان به قصد خرابکاری در جامعه و نظام اسلامی کارهایی را انجام می داند. گروه دوم،‌ اوباش بودند با برخی از کارهای نابهنجار رفتاری و زشت خود به حوزه امنیت اخلاقی جامعه ضربه وارد می ساختند. آنان تلاش داشتند تا با هوسرانی و تعرض به زنان ، امنیت زنان را با خطر رو به رو سازند. گروه سوم نیز به اراجیف سازی و شایعه پراکنی در جامعه اشتغال داشتند.

البته به نظر می رسد که منافقان به هر سه شکل در جامعه عمل می کردند و در حقیقت آیه به اوصاف منافقان اشاره دارد نه این که گروه های اجتماعی در جامعه مدینه متشکل از این سه گروه ضد اسلامی باشد. بنابراین، منافقان از هر وسیله ای برای نابود نظام اسلامی سود می بردند.

خداوند این سه گروه به یک تفسیر یا منافقان را به یک تفسیر دیگر،‌در این ایه تهدید می کند که اگر اینها به اعمال زشت و ننگین خود ادامه دهند دستور حمله عمومى و یورش به آنها را صادر خواهیم کرد، تا با یک حرکت مردمى مؤ منان ، همه را از مدینه ریشه کن سازیم ، و آنها نتوانند دیگر در این شهر بمانند و آن گاه در بیرون از مرزهای حکومت اسلامی زمینه قتل آنان فراهم شود؛ چرا که تا زمانی که در درون مرزهای حاکمیتی اسلام و نظام اسلامی قرار دارند، مصون از قتل هستند ولی پس از طرد از جامعه و تبعید در صورت تداوم و استمرار این روش،‌ حکم قتل آنان صادر خواهد شد به گونه ای که هر مسلمانی اگر این خبرنگاران و گزارشگران اراجیف ساز و اراجیف پخش کن را بیابند آنان را بکشند.

در آیه آمده که و هنگامى که از این شهر رانده شدند و از تحت حمایت حکومت اسلامى طرد گشتند، آن گاه هر کجا یافته شوند گرفته و به قتل خواهند رسید : ملعونین اینما ثقفوا اخذوا و قتلوا تقتیلا. واژه ثقفوا در آیه از ماده ثقف است و ثقافت به معنى دست یافتن بر چیزى با دقت و مهارت است. اگر در زبان عربی به علم و فرهنگ ، ثقافت گفته مى شود نیز به همین جهت است.

به هر حال، در آیه اشاره به این است که بعد از این حمله عمومى از سوی پیامبر(ص) و رهبران جامعه اسلامی، مرجفون و سه گروه دیگر، در هیچ جا در امان نخواهند بود، و مسلمانان آنها را با دقت در همه جا جستجو و پیدا مى کنند و به دیار عدم می فرستند.

البته در اینکه آیا منظور از این آیه این است که آنها را در بیرون مدینه و خارج از قلمروهای حاکمیت نظام اسلامی جستجو مى کنند و به قتل مى رسانند؟ یا اگر در داخل مدینه و مرزهای حکومت و حاکمیت و بعد از حکم تبعید عمومى ، گرفتار چنین سرنوشتى مى شوند؟ دو احتمال وجود دارد. مفسران نمونه بر این باورند که میان آن دو حکم منافاتى نیست؛ زیرا پس از سلب مصونیت از این توطئه گران بیمار دل شایعه ساز و مخرب و حکم اخراج آنان از مدینه و مرزهای نظام اسلامی، چه آنجا بمانند و چه بیرون روند از دست مسلمانان شجاع و جان بر کف در امان نخواهند بود!

البته آیه پس از آن این معنا به دست می آید که این قانون الهی و سنتی پایدار در همه جوامع است و اختصاص به دوره ای و زمان و شهری ندارد. از این روست که می فرماید که این دستور تازه اى نیست ؛‌بلکه این سنتى است الهى و همیشگى که در اقوام پیشین بوده است. به این معنا که هر گاه گروههاى خرابکار بى شرمى و توطئه را از حد بگذرانند فرمان حمله عمومى به آنها صادر مى شود ؛ و چون این حکم یک سنت الهى است هرگز دگرگون نخواهد شد چرا که براى سنت خداوند تبدیل و تغییرى نیست: و لن تجد لسنه الله تبدیلا. این تعبیر در حقیقت جدى بودن این تهدید را مشخص مى کند که بدانند مطلب کاملا قطعى و ریشه دار است و تغییر و تبدیل در آن راه ندارد، یا باید به اعمال ننگین خود پایان دهند و یا در انتظار چنین سرنوشت دردناکى باشند. پس در هر نظام اسلامی و تحت رهبری هر حاکم اسلامی عادل و مومن به ویژه نظام اسلامی با حاکمیت ولی فقیه ، این حکم نسبت به خبرنگاران شایعه پراکن که نظام اسلامی را تخریب می کند و اعتماد عمومی را نسبت به جامعه و نظام اسلامی سلب می کنند و با سیاه نمایی و اراجیف بافی مردم را به شک و تردید می افکند،‌ جاری خواهد شد.

ممنوعیت شایعه پراکنی و کیفر آن

به هر حال، از نظر اسلام شایعه سازی و شایعه پراکنی ممنوع و حرام و گاه جرم است. براساس آیه ۸۳ سوره نساء و ۶۰ و ۶۱ سوره احزاب، انتشار شایعات و اخبار جنگى و امنیّتى، کارى حرام است. هم چنین آیات ۱۱ تا ۱۹ سوره نور بر حرمت پخش شایعات جنسى، بین مؤمنان تاکید دارد.

از نظر اسلام، ارائه اخبار امنیّتى و جنگى به رهبران جامعه، موجب پیشگیرى از شایعات بى اساس است(نساء، ایه ۸۳) بنابراین باید دولت اسلامی رسانه ای قوی و شفاف و اطلاع رسان داشته باشد تا با اخبار صحیح و دقیق جلوی شایعات را بگیرد.

کسی که شایعه پراکنی می کند باید بداند به عنوان گناه و جرم تعقیب کیفری می شود. این کیفرها و مجازات ها عبارتند از:

  1. اعدام، کیفر شایعه پراکنان و برهم زنندگان آرامش جامعه است که با اجرای حد تبعید و تعزیر و تازیانه و مانند آن درس نگرفته و به اعمال مجرمانه خود ادامه می دهد.(احزاب، آیات ۶۰ و ۶۱)؛
  2. تبعید و آواره سازى، کیفر شایعه سازان و برهم زنندگان آرامش جامعه است که در همین ایات بیان شده است؛
  3. طرد اجتماعی: آن نیز یک روش تنبیه و مجازات شایعه پراکنان است؛
  4. شلاق و تازیانه: تعزیر و حد در برخی از موارد شایعه سازی چون هتک حرمت بر اساس ادله هتک حرمت اثبات می شود.
  5. عذاب اخروی و لعن: این از جمله مجازاتی استکه خداوند برای شایعه سازان و شایعه پراکنان در ایات قرآنی بیان کرده است.(نور، آیه ۱۹؛ احزاب، ایات ۶۰ و ۶۱)

افتراء به رهبران و مردم عادی

یکی از جرائم رسانه ای، افتراء به مردم عادی به ویژه رهبران و مسئولان است. هر چه درجه مسئولیت شخصی در نظام اسلامی برتر و از نظر شخصیت اجتماعی تاثیرگذارتر باشد، حساسیت نسبت به رفتارهای مجرمانه بیش تر خواهد بود و مجازات نیز تشدید می شود.

افترا از ماده «فرى» در لغت به معناى جعل و ساختن دروغ است(طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، محقق، حسینی، سید احمد، ج ۱، ص ۳۲۹، تهران، کتابفروشى مرتضوى، چاپ سوم، ۱۳۷۵ش) که با نسبت دادن سخن یا فعل ناحق یا صفت نادرست به دیگرى تحقّق مى‌یابد؛ هر چند این نسبت دادن برخاسته از اعتقاد افترا زننده باشد با این همه گناه و جرم تلقی می شود.

از آیات قرآنی به دست می آید که اهل کتاب حتی نسبت به خداوند نیز مرتکب این جرم و گناه می شدند و خیانت در امانت تجویز می کردند که این نسبتی بسیار ناروا و زشت است.(آل عمران، ایه ۷۵) آنان به خدا افترا می زدند که در دین بدعت ایجاد می کند.(ال عمران، ایات ۲۳ و ۲۴)

خداوند به صراحت با تعبیر جرم و مجرم از افترا به عنوان یک گناه مجرمانه یاد می کند که آثار حقوقی و کیفری در دنیا برآن بار خواهد شد که شامل حد و تعزیرات ومانند آن است. خداوند می فرماید: فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِآیَاتِهِ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ؛ پس کیست ستمکارتر از آن کس که دروغى بر خداى بندد یا آیات او را تکذیب کند؟ به راستى مجرمان رستگار نمى‏شوند.(یونس، آیه ۱۷)

افتراء به خدا موجب می شود تا شخص گرفتار ذلت و خواری در دنیا(اعراف، ایه ۱۵۲)، زیان کاری و تباهی(اعراف، آیه ۵۳؛ انعام، آیه ۱۴۰؛ هود، آیات ۱۸ تا ۲۲)، غضب خدا(اعراف، ایه ۱۵۲) و خروج از دین به سوی کفر(مائده، آیات ۷۲ و ۷۳) ، لعن خدا( مائده، ایه ۶۴) و محرومیت از رستگاری ابدی شود.(انعام، آیه ۲۱؛ یونس، آیه ۱۷)

از جمله افتراهایی که در قرآن نسبت به پیامبران از سوی دشمنان مطرح شده می توان به سحر و جادو(ذاریات، ایه ۵۲)، دیوانگی و جنون(همان)، ادعای الوهیت و ربوبیت(آل عمران، ایات ۷۸ تا ۸۰) و مانند آن ها اشاره کرد. از مهم ترین شیوه های تبلیغاتی دشمنان دین در طول تاریخ بهره گیری از افترا برای شکست ابهت و شوکت رهبران الهی بوده است.(انعام، ایه ۱۱۲) امروز نیز این شیوه از راه رسانه ها به شدت دنبال می شود.

از نظر قرآن، افترا و تهمت زدن به انسان‌هاى بى‌گناه، گناهی آشکار و روشن است.(نساء، آیه ۱۱۲؛ احزاب، آیه ۵۸) برخی عادت دارند گناه خودشان را به دیگری نسبت دهند. ز این رو، از نظر قرآن انتساب گناهان خود به افراد بى‌گناه معصیتى آشکار و افترایى بهت‌آور است که باید از آن اجتناب کرد.(همان)

گفه شد که «افترا» از ماده «فری» در لغت، به معنای دروغ بزرگی که موجب تعجب شود. البته بر اساس تعریف طریحی این لفظ هم‌چنین به معنای قذف به زنا نیز آمده است.

افتراء در اصطلاح حقوقی عبارت است از: «نسبت دادن صریح عمل مجرمانه برخلاف حقیقت و واقع، به شخص یا اشخاص معین به یکی از طرق مذکور در قانون، مشروط بر این‌که صحت عمل مجرمانه نسبت داده شده، در نزد مراجع قضایی ثابت نشود».

اما افترا در شرع مقدس اسلام با تحقیق و جست‌وجو در موارد کاربرد آن در روایات و کتاب‌های فقهی(خمینى موسوی، سید روح الله، تحریر الوسیله، مترجم، اسلامى، على‌، ج ۴، ص ۱۸۵، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ بیست و یکم، ۱۴۲۵ق؛ بهجت، محمد تقى، جامع المسائل، ج ۵، ص ۲۷۹، قم، دفتر معظم‌له‌، چاپ دوم، ۱۴۲۶ق.‌) در بیشتر موارد به معنای نسبت ناروای زنا و ارتباط نامشروع دادن به اشخاص است. به عنوان نمونه امام (ع) می فرماید: «أَیُّ رَجُلَیْنِ افْتَرَى‏ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا عَلَى الْآخَرِ فَقَدْ سَقَطَ عَنْهُمَا الْحَدُّ وَ یُعَزَّرَانِ‏؛ هر دو نفری که به یک دیگر افترا زنند حد از هر دو ساقط می شود؛ ولی تعزیر می شوند»، (اشعرى قمى، احمد بن محمد بن عیسى، النوادر، ص ۱۴۳، قم،‏ مدرسه الإمام المهدی(عج)، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.)

هم چنین امام صادق(ع) فرمود: «امام علی(ع) حکم داد که افترا بستن سه گونه است: ۱. مردى را متهم به زنا سازد، ۲. بگوید مادرش زناکار است، ۳. او را به غیر پدرش منتسب سازد، در این افترا، هشتاد تازیانه حدّ است».(بروجرى، آقا حسین طباطبایى، منابع فقه شیعه‌، مترجمان: حسینیان قمى، مهدى، صبورى، محمد حسین‌، تهیه کننده: اسماعیل‌تبار، احمد، حسینى، سید احمدرضا‌، ج ۳۰، ص ۷۸۷، تهران، فرهنگ سبز‌، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.‌)

از روایات و کتب فقهی به دست می آید که افترا جرم بوده و در صورت اثبات مانند افترا به زنا و مانند آن ، موجب اجرای حد هشتاد ضربه تازیانه و تعریز در موارد دیگر است.

افشاگری

از جمله جرم های رسانه می توان به افشاگری اشاره کرد. افشاء به معناى آشکار کردن، فاش نمودن، پدید ساختن است. پس افشاگر به معناى آشکارکننده است.(نگاه کنید: فرهنگ های فارسی دهخدا و معین) مقصود از افشاگرى آشکار کردن اسرار و رازها است. در آیات قرآنی برای بیان این معنا جملاتى مانند «أظهره اللّه علیه»، «إذا جاءهم أمر من الأمن أو الخوف أذاعوا به»، «لایحبّ اللّه الجهر بالسّوء من القول إلاّ من ظلم» و مانند آن ها به کار رفته است.

افشاگری می تواند حرام، واجب و جایز باشد.

از موارد جواز افشاگری می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. افشاى گناه دیگرى براى دفع اتّهام از خود(یوسف، آیه ۲۶)؛
  2. افشاى ستم ستمگر از سوی مظلوم(نساء، ایه ۱۴۸)

از موارد حرمت افشاگری نیز می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. افشاى معایب غیر ستمگران(نساء، آیه ۱۴۸)؛ زیرا تنها مجاز است درباره ستمگر افشا کند نه دیگران؛ برخی از مصادیق افشاگری می تواند به عنوان هتک حرمت تلقی شود هر چند که شخص آن عیب را دارا باشد.(نساء، آیه ۱۴۸)
  2. بازگویى رازهاى مسلمانان به بیگانگان(آل عمران، آیه ۱۱۸؛ توبه، آیه ۱۶)؛
  3. فاش ساختن اطّلاعات نظامى مسلمین(ممتحنه، آیه ۱) از نظر قران افشای اسرار مسلمانان و نظام اسلامی، نه تنها گناه بلکه جرم است. شخص افشاکننده جزو گمراهان(ممتحنه، ایه ۱)، از مصادیق عمل کننده به کارهای شیطانی(نساء، آیه ۸۳۶)، از مصادیق خیانت (انفال، ایه ۲۷، تحریم، آیه ۱۰) و مانند آن است.

تبلیغ کفر و الحاد و منکرات

از نظر اسلام، تبلیغ کفر و الحاد و منکرات حرام و جرم است. یک رسانه نمی تواند به تبلیغ چیزهایی بپردازد که از مصادیق کفر و الحاد و اشاعه منکرات و نابهنجاری ها و فحشاء است. از نظر قرآن، کسانی به این امر گرایش پیدا می کنند که تحت تاثیر فریبکاری شیطان و تبلیغات فریبنده او قرار گرفته باشند؛ زیرا اصولا تبلیغات فریبنده شیاطین، داراى نقش مؤثر در گناهکارى مردم بى‌ایمان است(انعام ، آیات ۱۱۲ و ۱۱۳) و کسی که در مسیر نشر و تبلیغ آن در رسانه ها بر می آید تحت تاثیر شیطان و رفتار شیطانی قرار گرفته است. از نظر قرآن کسانی که بیمار دل و منکر رستاخیز هستند به سادگی در دام این تبلیغات قرار می گیرند و همین تبلیغات رسانه ای خود کمک می کند تا مردم گمراه تر شوند و به مسیر درست بازنگردند.

گفتنی است که واژه «زخرف» به معناى زینت آراسته است و «زخرف القول» به معناى گفتار زیبا و دلپسند است. (مفردات، ص ۳۷۹ «زخرف») البته این معنا پیش گفته بر اساس آن است که «غرورا» در آیه مفعول‌له گرفته شود. (مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص‌۵۴۴؛ اعراب‌القرآن، درویش، ج ۳، ص ۲۰۱)

هم چنین از نظر قرآن، تبلیغات مستمرّ مستکبران از طرق مختلف از جمله رسانه ها، در انحراف عقیدتى و کفر مستضعفان مؤثّر است(سباء، آیه ۳۳) و اصحاب کفر و شیطنت و استکبار با استفاده از ابزارهای فریبنده و ظواهر آراسته در صدد بر می آیند تا مردم را فریب دهند(انعام، آیات ۱۱۲ و ۱۱۳)

در همین ارتباط استفاده از رمان و فیلم و داستانهاى خرافى و سرگرمیهاى واهى و باطل، ابزار کافران براى تبلیغ سوء در مقابل قرآن و وحی الهی است.(لقمان، آیه ۶) براساس یکى از شأن نزولها، نضربن حرث با استفاده از قصه‌هاى پارسیان به مبارزه با داستانهاى قرآن مى‌پرداخت تا این گونه مردم را از شنیدن حقایق قرآنی و معارف آن دور داشته و به امور باطل و بیهوده سرگرم کند. (مجمع‌البیان، ج‌۷‌-‌۸‌، ص‌۴۹۰) امروز نیز نقش بسیاری از رسانه ها سرگرمی و تفریحاتی است تا مردم از شنیدن حقایق و تجسس در امور اجتماعی و سیاسی جامعه غافل شوند.

از نظر قرآن، تبلیغات گمراه کننده با استفاده از ابزارهای آراسته و ظاهری دنیوی یکی از مهم ترین عوامل گمراهی مردم از خداشناسی و توحید و گرایش به فلسفه و سبک زندگی اسلامی است که پیامبران در طول تاریخ به آن دعوت کرده اند. تبلیغ سوء سامرى در گرایش دادن قوم موسى به شرک، با ساختن گوساله‌اى از زیور آلات آنان خود یک نمونه از تبلیغات سوء است که باید از آن احتراز کرد.(طه، آیات ۸۵ تا ۸۸) یک رسانه اسلامی به جای آن که به سرگرم کردن و دور کردن مردم از حقایق و فلسفه زندگی و آفرینش بپردازد باید به تذکر و آموزش و پرورش درست مردم توجه کند.

یکی از روش های تبلیغات سوء ، بهره گیری از روش تبادل سخنان باطل میان خودشان است به طوری که به ظاهر دیگران مخاطب پیام نیستند، بلکه غیر مستقیم پیام به دیگران منتقل می شود. خداوند در آیه ۱۱۲ سوره انعام می فرماید از روش های دشمن و شیاطین، تبلیغ سوء با تبادل سخنان به ظاهر آراسته و منطقى در بین یکدیگر تا این گونه مردم را فریب و گمراه داده و گمراه سازند.

هم چنین از فعالیتهاى شیاطین و دشمنان دین، تبلیغ سوء علیه احکام الهى و القاى شبهه در آن است(انعام، آیه ۱۲۱) به طوری که امروز بخش اصلی و اساسی فعالیت های رسانه ای مستکبران و دشمنان اسلام و انسان، تبلیغات سوء و القای شبهات نسبت به آموزه های وحیانی اسلام است.

از نظر قرآن، هر کسی در چنین فعالیت هایی مشارکت جوید، در حقیقت بخشی از طرح شیطانی است. بنابراین، رسانه هایی که به چنین فعالیت های می پردازند ، یک رسانه منفی و ضد اسلامی است. هم چنین تأثیر پذیرى از تبلیغ سوء شیاطین و اولیاى آنها و اطاعت از آنان و نیز پذیرش افکار ضد آموزه های وحیانی الهی از جمله انکار قیامت، باعث می شود تا شخص در زمره مشرکان قرار گیرد و این گونه آثار شرک بر او بار شود.(انعام، آیه ۱۲۱) از همین آیه به دست می آید که مجادله مشرکان با مؤمنان، از اهداف تبلیغات سوء شیاطین و فعالیت های متنوع آنان از جمله فعالیت های رسانه ای است.

از آثار تبلیغات سوء از راه ابزارهای تبلیغی از جمله رسانه، تحمیق مردم است. خداوند در تبیین اهداف تبلیغی فرعون بیان می کند که تبلیغات گمراه‌کننده و فریبنده فرعون در راستای تحمیق مردم بوده است تا این گونه مردم گرفتار حماقت شده و از تحلیل حق و حقیقت و گرایش بدان دور شوند.(زخرف، آیات ۵۱ و ۵۴) به طور طبیعی چنین فعالیت های تبلیغی و رسانه ای موجب می شود تا مردم منحرف شده و گرفتار کفر و شرک شوند و در دره آتشین دوزخ فرو افتند.(غافر، آیات ۳۸ تا ۴۲؛ قصص، آیات ۳۹ تا ۴۱)

در این میان قدرت و ثروت نقش اساسی را ایفا می کند. به نظر قرآن، این قدرت فرعونی و ثروت اشرافیت افراد جامعه است که طرح ها و برنامه ها و سیاست های گمراه کننده تبلیغات و رسانه ای را سامان داده و از آن برای سلطه و افزایش قدرت و ثروت خود سود می برند و با تحمیق مردم بر گرده آنان سوار می شوند .(اعراف، آیات ۸۸ و ۹۰؛ هود، آیات ۲۵ و ۲۷)

یکی از روش های کافران در تبلیغات سوء و انحرافی ، تاکید بر به عهده گرفتن همه مسئولیت های خطا و گناهان است. به این معنا که می گویند شما گناه و کفر و شرک ورزید ما اگر قیامتی باشد عهده دار گناهان و کفر و شرک شما خواهیم بود. آنان با چنین ادعای در صدد این هستند تا مردم را تحمیق کرده و از مسیر حق دور سازند. در حالی که هیچ کس بار مسئولیت دیگری را در هنگام خطر بر دوش نمی گیرد. این مطلبی است که بارها در جامعه تجربه شده است.(عنکبوت، ایه ۱۲) بنابراین نمی بایست به این تبلیغات و وعده های دروغین گوش داد و توجهی کرد.

شیوه ها و روش هایی که دشمنان برای رسیدن به اهداف خود بهره می گیرند، محدود به یک یا چند شیوه و روش نیست؛ بلکه همه شیوه ها و روش های موجود آشنا و غیر آشنا و ابداعی و ابتکاری را به کار می گیرند. این گونه است که هرروز طرحی نو در می اندازند و روش و شیوه نو ابداع می کنند. از مهم ترین شیوه های رسانه ای می توان به تهمت زدن و شایعه سازی(نور، آیه ۱۱) تشکیل گروه های محفلی در قالب های فرهنگی و اجتماعی و ادبی و مانند آن ها (مجادله، آیه ۸)، جوسازی و معرفی رهبران ایمانی مردم به مردمانی ساده و خوش باور(توبه، آیه ۶۱) و مانند آن ها اشاره کرد.

از مجموعه آموزه های اسلامی این معنا به دست می آید که تبلیغ کفر و الحاد و منکرات یک رفتار شیطانی و گناه بزرگ است. رسانه هایی که به این امور می پردازند به عنوان مجرم تلقی شده و رسانه و اصحاب رسانه مجازات می شوند.