فقه رسانه؛ بایدها و نبایدها : بخش دوم

samamosفقه رسانه در اسلام و به تعبیر عربی آن«فقه الإعلام فی التشریع الاسلامی» از موضوعات و مسایل مستحدثه است. اگر در آموزه های فقه اصغر در اسلام سخن از پنجاه کتاب فقهی با توجه به مبتلائات گذشته بود؛ امروز موضوعات و مسایل جدید و نوینی پدید آمده که نیازمند تفقه است. بنابراین ، باید کتاب الإعلام یعنی فقه رسانه در مجموعه کتب فقهی آورده شود. آن چه در پی می آید نگاهی به این موضوع و مساله مستحدثه و نوینی است که از منظر فقه اکبر و فقه اصغر به آن نگریسته می شود.

مشروعیت رسانه از منظر اسلام

رسانه همانند هر ابزار و فعالیت دیگری دو چهره مثبت و منفی دارد. از آن جایی که رسانه به ویژه در جهان امروز، بزرگ ترین ابزار تاثیر فرهنگی و تعلیم و تربیت، گفتمان سازی، سبک سازی زندگی ، افکار سازی و تغییر عقاید و افکار و رفتار است و انواع پیام ها از راه رسانه تبادل می شود، در همه عرصه های زندگی بشر حضور و نفوذ مستقیم و غیر مستقیم دارد و در حوزه های نظامی و جنگ نرم و سخت مورد توجه همگان از عالی ترین دارندگان نقش اجتماعی از رهبران تا کارگزاران و توده های مردم قرار دارد. از همین روست که باید از سوی رهبران اجتماعی مسلمان نیز در دستور کار قرار گیرد.

خداوند در آیه ۶۰ سوره انفال می فرماید: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ؛ و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید، تا با این [تدارکات‏]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان‏] دیگرى را جز ایشان- که شما نمى‏شناسیدشان و خدا آنان را مى‏شناسد- بترسانید. و هر چیزى در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما بازگردانیده مى‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت.

در جهان معاصر رسانه همه در قالب ابزار دفاعی و هم ابزار هجومی مورد کاربرد است و نمی توان از رسانه به عنوان یک وسیله دفاعی و حتی هجومی چشم پوشید.

البته در اسلام هرگز هدف وسیله را توجیه نمی کند و به هر ابزار و وسیله ای مشروعیت نمی بخشد. از این روست که برای ابلاغ پیام نمی توان از ابزارهای نامشروعی چون سکس استفاده کرد و پیام حق و مشروع و انسانی را از این راه به دیگران منتقل کرد.

شکی نیست که رسانه و ابزارهای رسانه ای در نشر فضلیت و گسترش فلسفه دین و احقاق حقوق و گسترش فرهنگ عدالت خواهی و ستم ستیزی نقش اساسی دارد و مهم ترین ابزار آموزشی و پرورشی و تعلیم و تربیت در جهان امروز است. پس در مشروعیت آن به عنوان یک ابزار کارآمد و مفید و سازنده شکی نیست.

اما این مشروعیت چنان که خواهد آمد دارای خطوط قرمز و زردی در قالب محرمات و مکروهات است. در یک جمله کوتاه اگر بخواهیم حکم فقه اسلامی را به رسانه و ابزارهای پیام رسانی در جهان امروز بیان کنیم، باید حکم اباحه و جواز را برای کلیت آن داشته باشیم.

البته با توجه به این که پیام رسانی و ابلاغ رسالات الهی یک وظیفه و تکلیف شرعی به عهده همگان است و خداوند در آیاتی چندی از جمله آیه ۳۹ سوره احزاب و آیه ۱۲۲ توبه بر تبلیغ و آموزش ویژه شماری برای ابلاغ و انذاررسانی سخن به میان آورده می توان گفت که یک واجب شرعی در حد واجب کفایی است.

در مشروعیت یا عدم مشروعیت هر ابزاری از جمله ابزار رسانه و فعالیت های آن باید به کارکردهای آن توجه داشت؛ زیرا این کارکردها است که نه تنها مشروعیت و عدم مشروعیت اسلامی یک چیز را ابزار را مشخص می کند، بلکه وضعیت مشروعیت و ابعاد فقهی آن را در چارچوب حالات احکام خمسه نیز روشن می سازد.

مهم ترین کارکردهایی که برای ابزارهای رسانه ای می توان بیان کرد، شامل موارد زیر است:

الف. روشن ساختن افکارعمومی و بالابردن سطح معلومات و دانش مردم در مسایل گوناگون خبری، انتقادی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، کشاورزی، فرهنگی، دینی، علمی، فنی، نظامی، هنری، ورزشی و نظایر اینها ؛

ب. پیشبرد اهداف اسلام و گفتمان و سبک زندگی اسلامی و تبیین آن برای همه اقشار مختلف مردم با اهتمام به تفاوت های فرهنگی و فکری و فهم و رفتار؛

ج. تلاش برای نفی مرزبندی های کاذب و تفرقه انگیز و قرار ندادن اقشار مختلف در تقابل و مقابل هم؛

د. مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری از جمله اسراف، تبذیر، لغو،تجمل پرستی، اشاعه فحشا و مانند آن ها و نیز ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضایل اخلاقی و رفتارهای هنجاری.

فعالیت های رسانه ای، واجب کفایی

از آیات قرآنی و روایات اسلامی می توان دریافت که فعالیت های رسانه ای در راستای ابلاغ دین و گفتمان و فرهنگ اسلامی و تعلیم و تربیت الهی اسلامی، از واجبات کفایی است.

دلایل بر وجوب کفایی فعالیت های رسانه و استفاه از ابزارهای رسانه (الإعلام فی الفقه الاسلامی و التشریع الاسلامی) آن شامل ادله قرآنی و روایی است:

  1. آیه استعداد: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ؛ و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید، تا با این تدارکات، دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان‏ دیگرى را جز ایشان- که شما نمى‏شناسیدشان و خدا آنان را مى‏شناسد- بترسانید و هر چیزى در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما بازگردانیده مى‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت.(انفال، آیه ۶۰) بی گمان یکی از مهم ترین ابزارهای دفاعی و حتی تهاجمی در دنیای معاصر، ابزار قدرتمند رسانه است که در جنگ نرم و تغییر افکار و تسخیر قلوب بسیار نقش اساسی دارد و می تواند فلسفه و گفتمان و سبک زندگی انسان ها را تغییر دهد و موقعیت دشمن را به خطر اندازد و در جنگ نرم و روانی دشمن را زمین گیر یا وادار به عقب نشینی کند و موجبات رهب و ترس و وحشت آنان را فراهم آورد. پس رسانه به عنوان یک ابزار و وسیله دفاعی و تهاجمی می بایست مورد استفاده قرار گیرد. از این منظر فعالیت رسانه یک واجب کفایی است که باید حتما گروهی به آن وارد و در آن توانمند شوند.
  2. دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر: یکی از واجب عمومی مسلمانان امر به معروف و نهی از منکر است که این وظیفه برای بخشی از جامعه به عنوان یک وظیفه سازمانی تعریف می شود. از این روست که که خداوند فرمان می دهد تا از امت بخشی به عنوان دعوت کننده به خیر و آمران به معروف و ناهیان از منکر مسئولیت اجتماعی در این زمینه را به عهده گیرند. شاید رسانه و ابزار آن یکی از مهم ترین ابزارهایی باشد که می تواند دعوت کننده مردم به خیر و نیز امر به معروف و نهی از منکر باشد. از این روست که ابزار رسانه در جهان معاصر به عنوان مهم ترین ابزار دعوت به خیر باید مورد استفاده برخی از اقشار جامعه قرار گیرد. این باید در حد واجب کفایی قابل اثبات است. خداوند می فرماید: وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ و باید از میان شما، گروهى، مردم را به نیکى دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتى بازدارند، و آنان همان رستگارانند.(آل عمران، آیه ۱۰۴)
  3. آیه نفر: یکی از ادله هایی که برای فعالیت های رسانه می توان به آن استناد کرد، آیه نفر است. خداوند می فرماید: وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ کَآفَّهً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَهٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَهٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ؛ و شایسته نیست مؤمنان همگى کوچ کنند. پس چرا از هر فرقه‏اى از آنان، دسته‏اى کوچ نمى‏کنند تا در دین با ژرف نگری و فهم عمیق از آن آگاهى پیدا کنند و قوم خود را وقتى به سوى آنان بازگشتند بیم دهند، شاید که آنان [از کیفر الهى‏] بترسند؟(توبه، آیه ۱۰۲)
  4. این آیه بیان می کند بر گروهی از مومنان است تا از سرزمین های خویش به سوی مرکز اسلام کوچ کرده و در دین تفقه نمایند و سپس به میان قوم بازگردند و مردم را انذار کنند. یکی از روش های انذاری بهره گیری از رسانه و فعالیت های رسانه ای است.
  5. آیه تعلیم و تزکیه: در قرآن یکی از وظایف مهم پیامبران(ع) تعلیم و تزکیه دانسته شده است. البته نوع تعلیم و تزکیه آنان با تعلیم و تزکیه دیگران تفاوت ماهوی دارد؛ زیرا آنان در تعلیم و تزکیه خود در جان مردمان تصرفاتی نیز دارند؛ که برای مومنان در درجات پایین شدنی است. خداوند می فرماید: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ؛ اوست آن کس که در میان بى‏سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد، و آنان قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.(جمعه، آیه ۲) هم چنین خداوند می فرماید: رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَیُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ؛ پروردگارا، در میان آنان، فرستاده‏اى از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و پاکیزه‏شان کند، زیرا که تو خود، شکست‏ناپذیر حکیمى.»(بقره، آیه ۱۲۹) هم چنین آیات دیگری چون آیه ۱۵۱ سوره بقره و ۱۶۴ سوره آل عمران همین معنا و مفهوم را بیان می کند. از این آیات به دست می آید که تزکیه و تعلیم نقش اساسی دارد در اسلام داراست و هر کسی موظف است تا این مسئولیت را در حد توان و استطاعت خود انجام دهد. برای انجام این مسئولیت نیاز است تا از همه ابزارها از جمله ابزار بسیار مهم و کار آمد رسانه نیز سود برد.
  6. آیه دعوت: از دیگر ادله هایی که می توان از آن برای اثبات بهره گیری از ابزار رسانه و فعالیت های رسانه ای به عنوان یک واجب کفایی اشاره کرد، آیه دعوت است. خداوند می فرماید: ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ؛ با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به شیوه‏اى‏ که نیکوتر است مجادله نماى. در حقیقت، پروردگار تو به حال کسى که از راه او منحرف شده داناتر، و او به حال‏ راه‏یافتگان نیز داناتر است.(نحل، آیه ۱۲۵) این آیه هر چند خطاب به پیامبر(ص) است، ولی هر مسلمانی در مقام دعوت باید از روش های متنوع از جمله روش ها و شیوه های مطرح در این آیه برای تبلیغ دین و دعوت مردم به حکمت الهی بهره برد که از جمله آن ها بهره گیری از روش های رسانه ای است.
  7. آیه تبلیغ: یکی از ادله برای وجوب کفایی بودن استفاده از ابزار رسانه و فعالیت های رسانه ای، تبلیغ دین به عنوان یک وظیفه و تکلیف الهی است. خداوند می فرماید: الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا؛ همان کسانى که پیامهاى خدا را ابلاغ مى‏کنند و از او مى‏ترسند و از هیچ کس جز خدا بیم ندارند. و خدا براى حسابرسى کفایت مى‏کند.(احزاب، آیه ۳۹) این آیه هر چند به طور مستقیم امر به تبلیغ نمی کند، بلکه با جمله خبری که در طلب قوی تر است بیان می کند که کسانی هستند که به امر تبلیغ رسالات الهی می پردازند. از جمله این افراد می توان به کسانی اشاره کرد که با ابزار رسانه به تبلیغ دین می پردازند.
  8. جهاد علمی: جهاد علمی یکی از وظایف هر مسلمانی است افزون بر دفع شبهه بر اساس آموزه های قرآنی، با تلاش و مجاهدت مردم را نسبت به آموزه های وحیانی قرآن آشنا و آنان را به سمت فلسفه و سبک زندگی اسلامی و قرآنی دعوت کنند. خداوند می فرماید: وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا؛ پس، از کافران اطاعت مکن، و با [الهام گرفتن از] قرآن با آنان به جهادى بزرگ بپرداز.(فرقان، آیه ۵۲) شکی نیست که یکی از ابزارهای مهم در جهاد علمی، ابزار رسانه و فعالیت های رسانه ای است. از آن جایی که جهاد علمی واجب است، این واجب کفایی در حوزه رسانه نیز به عنوان مقدمه واجب و ابزار واجب، واجب می شود.
  9. کتابت و نگارش: قرآن اصل در وحی تمدن ساز و شریعت ساز را کتاب می داند. (حدید، آیه ۲۵ و ایات دیگر) از این روست که بر ارسال رسولان همراه با انزال کتب تاکید دارد؛ زیرا تمدن و حقوق و شریعت در قالب نوشتار می تواند شکل گیرد و عنصر کتابت و نگارش و نوشتار ، عنصر اساسی مدنیت و تمدن است. اصول و قوانین شفاهی تغییر پذیر و فراموش شدنی و غیر قابل استناد است، اما کتاب قابل استناد است. شکی نیست که یکی از مهم ترین ابزارها رسانه ای کتابت و نگارش است. در آموزه های اسلامی بسیار بر نقش کتاب و نگارش و کتابت تاکید شده است. خداوند در آیه نخست سوره قلم به ، قلم سوگند می خورد و می فرماید: ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ؛ نون و سوگند به قلم و آن چه می نگارد. پیامبر(ص) می فرماید: قَیِّدُوا العِلْمَ بِالکِتابَهِ؛ علم را با نوشتن [آن] به بند بکشید.( بحار الأنوار، ج ۲، ص ۱۵۱) و نیز می فرماید: «المؤمن اذا مات وترک ورقه واحده علیها علم تکون تلک الورقه یوم القیامه سترا فیما بینه وبین النار واعطاه الله تبارک وتعالی بکل حرف مکتوب علیها مدینه اوسع من الدنیا سبع مرات؛ مؤمن چون از دنیا رود و برگه ای دانش دار از خود بر جای نهد، این برگه در روز رستخیز، میان او و آتش دوزخ پرده ای شود. و خدای خجسته و بزرگ برای هر حرفی که بر آن برگه نوشته شده باشد، شهری به فراخناکی هفت گیتی به وی بخشد.»( بحارالانوار، ج ۲، ص ۱۴۴) امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: «تامل یا مفضل! ما انعم الله [به علی الانسان] … الکتابه التی بها تقید اخبار الماضین للباقین واخبار الباقین للاتین وبها تخلد الکتب فی العلوم والاداب وغیرها؛ درنگی کن مفضل! از نعمت های الهی برای آدمی «نوشتن » باشد که به وسیله آن رخدادهای گذشتگان برای بازماندگان و رویدادهای زندگان برای آیندگان به بند کشیده می شود و نوشتارهای علمی و اخلاقی و جز آن جاودانه می ماند.»( مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۵۸)
  10. حرمت کتمان: یکی از محرمات در اسلام، حرمت کتمان حق و آموزه های وحیانی اسلام از مردم است. خداوند علمای یهودی را سرزنش می کند که به کتمان حق می پرداختند. خداوند در قالب نهی از کتمان می فرماید: وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ و حق را به باطل درنیامیزید، و حقیقت را- با آنکه خود مى‏دانید- کتمان نکنید.(بقره، آیه ۴۲) البته در این آیه از آمیزش حق و باطل برای ایجاد التباس نیز نهی شده است. شکی نیست که رسانه ها مهم ترین ابزار برای ارایه حق است، پس بهره گیری از رسانه واجب است تا حق کتمان نشود و به گوش همگان برسد. البته التباس و آمیزش حق و باطل نیز در رسانه بسیار شدنی است؛ و باید مواظب بود تا گرفتار چنین گناهی نشد. خداوند کتمان کنندگان حق و آموزه های وحیانی اسلام را ملعون می داند و می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَـئِکَ یَلعَنُهُمُ اللّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ؛ کسانى که نشانه‏هاى روشن، و رهنمودى را که فرو فرستاده‏ایم، بعد از آنکه آن را براى مردم در کتاب توضیح داده‏ایم، نهفته مى‏دارند، آنان را خدا لعنت مى‏کند، و لعنت‏کنندگان لعنتشان مى‏کنند.(بقره، آیه ۱۵۹) از نظر قرآن عدم پوشش رسانه ای حقایق و سرپوش گذاشتن روی آن برای کسب درآمد کاری بس نادرست است؛ بنابراین باید به هر طریقی از جمله رسانه ها، حقایق به گوش مردم برسد. در این باره آیات بسیاری در قرآن وارده شده است.(بقره، آیه ۱۷۴؛ نساء، آیات ۳۷ و ۴۲)
  11. حرمت تحریف: از ادله تحریف نیز می توان دریافت که فعالیت های رسانه در راستای تبلیغ دین و جلوگیری از تحریف یک واجب کفایی است. از نظر قرآن تحریف در همه ابعاد آن از جمله تحریف معنوی یعنی یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ، حرام است. البته این کار تحریف از سوی عالمان انجام می گیرد؛ زیرا تحریف معنوی از سوی کسانی صورت می گیرد که علم الکتاب داشته و به آموزه های وحیانی آگاهی و علم دارند. برای جلوگیری از تحریف باید کسانی باشند تا تحریف کنندگان را به مردم معرفی و موارد و مواضع تحریفی را بیان کنند. شکی نیست که رسانه و فعالیت های رسانه می توان جلوی تحریف و تحریف کنندگان را بگیرد همان طوری که جلوی کتمان حق را نیز می تواند بگیرد.

ادله بسیاری دیگر نیز می توان در این زمینه به دست آورد که اصل بهره گیری از رسانه و ابزارها و فعالیت های رسانه ای را نه تنها جایز بلکه واجب کفایی قرار می دهد. می دانیم که از مهم ترین ابزارهای تبلیغی ابزارهایی چون تلاوت (بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲)، بیان و سخنوری و سخندانی(نساء، آیه ۶۳؛ طه، آیات ۲۷ و ۲۸ و ۴۴؛ نحل، آیه ۳۵؛ نور، آیه ۵۴)، شعر و نظم (شعراء، آیات ۲۲۴ و ۲۲۷ )، جارچیان و منادیان(اعراف، آیات ۱۱۱ و ۱۱۲؛ شعراء، آیات ۳۶ و ۳۷)، نامه و رساله (نمل، آیات ۲۸ تا ۳۱) و مانند آن ها است. همه این ها ابزارهای رسانه ای هستند که در تلفن، تلویزیون، اینترنت و پست های الکترونیکی، سینما ، روزنامه ها و مطبوعات و مانند آن ها می توان ردگیری و شناسایی کرد. امروزه چند رسانه ها همزمان همه این اقسام دیداری و شنیداری را در اختیار مخاطب قرار می دهند و پیامرسان می تواند با این ابزارهای پیام خویش را به انواع گوناگون به گیرنده پیام برساند. پس می توان گفت اگر اصل پیام رسانی دینی یک واجب کفایی است، استفاده از این ابزارهای پیام رسانی دینی نیز به عنوان مقدمه واجب کفایی، واجب است.

البته درباره تصویر و مجسمه سازی و شعر حرف و حدیث بسیار است که آیا این ها می تواند به عنوان یک رسانه اسلامی عمل کند یا آن که ذات این امور مشکل داشته و حرام است و اسلام استفاده از هر ابزاری برای رسیدن به هر هدف مشروعی را مشروع نمی داند؛ زیرا هدف هرگز وسیله را توجیه نمی کند و ابزار فساد و باطل را صحیح و حق نمی سازد.

خداوند درباره شاعران می فرماید: وَالشُّعَرَاءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ؛ از شاعران گمراهان پیروی می کنند. (شعراء، آیه ۲۲۴) یعنی هان اى پیامبر! نه قرآن شعر است و نه تو شاعر و شعرپرداز؛ کسانى که این دروغ رسوا را بر تو مى‏بندند باید بدانند که شعر پردازان و شاعران کسانى هستند که گمراهان و ظالمان و شرک‏گرایان از آنان پیروى مى‏کنند.

امین الاسلام طبرسی در مجمع البیان می نویسد: در آیه مورد بحث، افزون بر آنچه آمد دیدگاه‏هاى دیگرى نیز آمده است:

۱ – «ابن عباس» بر آن است که: منظور شعرپردازان شرک و بیداد و در خدمت استبداد است.

۲ – و پاره‏اى نام گروهى از شعرپردازان گمراه و دروغپرداز و ستایشگر زور و زر و تزویر را آورده و مى‏گویند: اشاره آیه شریفه، به شاعرانى از این قماش است: ۱ – عبد اللّه سهمى،۲ – ابو سفیان بن حرث،۳ – هبیره مخزومى،۴ – مسافح جمحى،۵ – ابو عزّه،۶ و امیّه ثقفى.

یادآورى مى‏گردد که پنج نفر آنان قریشى بودند و نفر ششم نیز از بنى‏ثقیف بود. اینان زبان به دروغ‏پردازى و تهمت‏تراشى مى‏گشودند و در هر زشتى و گناه و ستایش ستم و بیداد سروده مى‏سرودند و از دگرسو در عیب تراشى و عیب‏جویى از پیامبر و یاران عدالت‏خواه و ستم‏ستیز آن حضرت، شعر مى‏پرداختند و انبوهى از گمراهان و شرارت پیشگان را گرد مى‏آوردند و بافته‏هاى خود را بر آنان مى‏خواندند و مى‏گفتند: ما نیز بسان آنچه محمد صلى الله علیه وآله آورده است، آورده‏ایم و بدین وسیله با راه و رسم انسان‏ساز و دعوت نجات‏بخش آن حضرت مخالفت مى‏ورزیدند، و گمراهان نیز پس از شنیدن بافته‏هاى زشت و دروغ آنان به گمراهگرى پرداخته و اشعار آنان را به همه محافل مى‏بردند؛ آرى، این‏گونه بود که این آیات فرود آمد و خدا روشنگرى فرمود که از این شعرپردازانِ دروغ‏پرداز، تنها گمراهان پیروى مى‏کنند.

۳ – به باور «مجاهد» و «قتاده» منظور از گمراهان در آیه شریفه، شیطان‏هایند.

۴ – امّا به باور پاره‏اى منظور کسانى هستند که از وحى و رسالت و پیام آسمانى و سخنان پیامبر و امامان راستین غفلت ورزیده و به شعر پردازى بیهوده و سرگرم کننده دل خوش مى‏دارند.

۵ – از دیدگاه برخى منظور، شاعرانى هستند که به هنگام خشم، دشنام مى‏دهند و به دروغ‏پردازى روى مى‏آورند. اینان بیشتر با گمراهان و بیدادگران دمسازند، چرا که مردمى گناهکار و بى‏بند و بارند؛ و شعر خود را با یاد عشق و مى و عشق‏بازى و یاد از هوسرانى آغاز مى‏کنند و براى به دست آوردن دل زورمداران و گرفتن جایزه و پاداش از آنان، به بزک چهره کریه خودکامگان مى‏پردازند؛ کسانى که بدون پرواى از خدا هر که را خواستند به باد تمسخر مى‏گیرند و عیب باران مى‏کنند و به هر کس که خواستند هر ضد ارزش را نسبت مى‏دهند و هر آلوده‏اى را آراسته به ارزش‏ها جا مى‏زنند و سراسر سروده‏هاى آنان دروغ و تهمت است.

۶ – و از دیدگاه برخى دیگر منظور داستان‏پردازانى هستند که هر آنچه به ذهن آنان آمد در پردازش داستان‏ها مى‏بافند و مى‏گویند.

۷ – «على بن ابراهیم» در تفسیرش مى‏گوید: منظور کسانى هستند که دین خدا را تغییر مى‏دهند و آن را تحریف مى‏کنند و فرمان او را نافرمانى مى‏نمایند؛ آیا هرگز دیده‏اید که انسان خردمند و پرواپیشه‏اى از شاعرى این گونه بى‏محتوا و بى‏پروا و گناه‏پیشه پیروى کند؟ آیا دیده‏اید که شاعرى از این قماش توانسته باشد دین و آیین و راه و رسم درست و شایسته و آزاد منشانه و عادلانه‏اى را – که خردمندان و حق‏طلبان و ارزش‏خواهان را قانع ساخته و مورد پذیرش و اطاعت آنان قرار گرفته باشد – بنیان نهند؟

۸ – و از ششمین امام نور آورده‏اند که: انّما عنى بذلک الذین وضعوا دیناً بارائهم فتبعهم الناس على ذلک؛ اینان کسانى هستند که از سر هوا و هوس و در راه جاه‏طلبى و کسب قدرت و یا خودسرى و گمراهى بر اساس سلیقه‏ها و بافته‏هاى بى‏اساس خویش دین و آیینى را مى‏سازند و مى‏بافند و به خورد مردم مى‏دهند و توده‏هاى ساده دل نیز از بافته‏هاى آنان پیروى مى‏کنند؛ و در نکوهش آنان مى‏افزاید: اَلَمْ تَرَ اَنَّهُمْ فِى کُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ؛ آیا نمى‏بینى که این شعرپردازان در هر رشته و راهى بدون داشتن دانش و صلاحیت، وارد مى‏شوند و دروغ و افسانه مى‏بافند و در هر کار بیهوده‏اى فرو مى‏روند و بناروا و باطل هر که را خواستند مى‏ستایند و یا به باد نکوهش مى‏گیرند.

آیه شریفه نشانگر آن است که این شاعران و سرایندگان، اسیر هواى دل خویش‏اند و بسان کسى که در هر دره و بیغوله‏اى سرگردان باشد، به سروده‏هاى رنگارنگ روى مى‏آورند و با نادانى و بى‏پروایى به بیهوده‏گویى فرو مى‏روند و بناروا بت مى‏سازند و یا کسى را خراب مى‏کنند و با آبرو و کرامت او بازى مى‏نمایند.

و مى‏افزاید: وَاَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لایَفْعَلُونَ؛ و چیزهایى را مى‏گویند و بافته‏هایى را مى‏بافند و ستایش‏ها و نکوهش‏هایى مى‏کنند که خود بدانها عقیده ندارند و به کارهایى تشویق مى‏کنند و از کارهایى هشدار مى‏دهند که نه عمل مى‏کنند و نه خود از آنها دورى مى‏جویند.

در آخرین آیه مورد بحث، گروهى از شاعران و سرایندگان را از آنان جدا مى‏سازد و مى‏فرماید: اِلاَّ الَّذِیْنَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ‏؛ آرى، شاعران همان‏گونه هستند که در آیات پیش از آنها سخن رفت، مگر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دهند.

آرى، شاعران درست‏اندیش و آگاه و استبدادستیز و با ایمان و شایسته کردارى، چون: «عبد اللّه بن رواحه»، «کعب بن مالک»، «حسان بن ثابت» و دیگر چهرهاى حق طلبى که با احساس مسئولیت و پرواى از خدا لب مى‏گشایند و سروده مى‏سرایند، درست بسان آنان که به دفاع از حق لب به ستایش پیامبر و راه و رسم توحیدى و آزادى‏بخش و عادلانه او گشودند و پاسخ شرارت دشمنان تاریک‏اندیش و خشونت‏کیش و کینه‏توز و دروغ‏پرداز او را خردمندانه دادند.

از پیامبر گرامى در مورد شعر پرسیدند که فرمود: انّ المؤمنَ مُجاهدٌ بِسیفه وَ لِسانِهِ و الّذى نفسى بِیدِهِ لکانّما ینضحونهم بالنبل؛ انسان با ایمان و شایسته کردار به وسیله شمشیر و زبان حق‏گوى خویش جهاد مى‏کند، به خدایى که جان من در کف قدرت اوست گویى سرایندگان پرواپیشه و دانشمند و خدا ترس با سرودن شعر خوب، دشمنان خود را به رگبار تیر مى‏بندند.

و نیز آن حضرت به «حسان» فرمود: اهجهم و روح القدس معک؛ بر آنان، بر اساس حق و عدالت بتاز که روح القدس به همراه توست.

به باور پاره‏اى «ابوبکر»، «عمر»، و امیر مؤمنان علیه السلام شعر مى‏سرودند، امّا از میان همه آنان امیرمؤمنان زیباترین و قوى‏ترین شعرها را مى‏سرود.(تفسیر خازن و تفسیر بغوی، ج ۵، ص ۱۰۹ و ۱۱۰؛ مجمع البیان، ذیل آیه)

از این مطالب به دست می آید که شاید مراد تنها این دسته از شاعران باشند که به مقابله حق رفته اند نه همه شاعران به ویژه آن که حسام از شاعران پیامبر(ص) و در خدمت دین بوده و اشعار بسیاری را برای دفاع از اسلام سروده است. در حقیقت، یکی از ابزارهای کارآمد پیامبر(ص) برای دعوت استفاده از ابزار کارآمد و تاثیرگذار شعر در آن دوره بوده است.

از عایشه روایت شده است که پیامبر برای «حسان بن ثابت» منبری را در مسجد می‌نهادند که در بالای آن شعر بخواند، این حدیث را «ترمذی» از عایشه چنین روایت می‌نماید: «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم یضَعُ لِحَسَّانَ مِنْبَرًا فِى الْمَسْجِدِ لیقُومَ عَلَیهِ قَائِمًا یفَاخِرُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ أَوْ قَالَتْ ینَافِحُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَیقُولُ رَسُولُ اللَّهِ: إِنَّ اللَّهَ یؤَیدُ حَسَّانَ بِرُوحِ الْقُدُسِ مَا یفَاخِرُ أَوْ ینَافِحُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ؛ پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) برای حسان منبری را در مسجد می‌نهادند که بر بالای آن ایستاده پیامبر را ستایش نماید، یا گفت که تا از ایشان دفاع نماید، و رسول خدا می‌فرمودند: خداوند حسان را به وسیله جبرئیل تا آن‌گاه که از پیامبرش دفاع کند، قوی می‌گرداند.(ترمذی، ج ۲، ص ۱۰۷)