فقدان عاطفه، ریشه تباهی جامعه

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

وزیر دادگستری گفته است که آمار ۲۰ درصدی طلاق به نسبت ازدواج و وجود ۱۴ میلیون فقره پرونده در دستگاه قضایی و زیر مجموعه آن در شأن نظام جمهوری اسلامی نیست. این تنها یکی از معضلات جامعه امروزی است. افزایش شمار کسانی که در خانه های سالمندان نگه داری می شوند، هم چنین افسردگی، خشونت، پرخاشگری و مانند آن ها در کوی و برزن و خانه از دیگر نمادهای فقدان عواطف و احساسات در جامعه است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا راهکارهای قرآنی اصلاح فقدان عواطف و احساسات را در جامعه بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

بی عاطفه گی، خاستگاه معضلات اجتماعی

انسان موجودی عاطفی و اجتماعی است، چنان که موجودی عقلانی است؛ بنابراین نادیده گرفتن هر بعد از ابعاد وجودی انسان به معنای نقص و ایجاد مشکلات و معضلات گوناگون خواهد بود. همان طوری که نمی توان از تغذیه سالم و پاسخ مناسب به خواسته های غرایز طبیعی چشم پوشید نمی توان نیازهای عاطفی و احساسی انسان را نادیده گرفت.

امروز در جوامع انسانی در سراسر دنیا، با افزایش درگیری، خشونت، جنایت، قتل عام بی گناهان، کشتارهای دسته جمعی، ذبح و مثله کردن انسان ها، تجاوز، ده ها و بلکه صدها نابهنجاری اجتماعی مواجه هستیم. در بعد فردی افزایش افسردگی، نومیدی، دلمردگی، خودکشی و مانند آن ها جامعه بشری را رها نمی کند و روز به روز بر شمار بیماران روحی و روانی افزوده می شود و داروهای گوناگون گیاهی و شیمیایی و روان گردان ها که خود به عنوان درمان وارد ساختار دارویی و درمانی شده بودند، اینک به معضلی مضاعف تبدیل شده اند.

هر چند که برای این مشکلات و معضلات فردی و اجتماعی ریشه ها و خاستگاه های بسیاری گفته اند، ولی بی گمان ریشه و خاستگاه اصلی آن را می بایست در تغییر شیوه و سبک زندگی انسان دانست که مادیات و دنیاگرایی را چنان تبلیغ کرده و به آن ارزش و بها داده اند که دیگر جایی برای عواطف و احساسات و معنویت نمانده است. تاکید مضاعف بر دارندگی مادی و ثروت و قدرت به عنوان تنها راهکارهای دست یابی به آرامش و آسایش، موجب شده است تا همه چیز فدای ثروت و قدرت شود.

افزایش ثروت و قدرت نه تنها در بعد فردی موجب آسایش و آرامش نشد، بلکه موجبات بسیاری از بیمارهای روحی و روانی شد به طوری که فرزندان ثروتمندان و قدرتمندان بیش تر در معرض این بیماری های هستند. هم چنین قدرت و ثروت در بعد اجتماعی نیز به نابهنجارها دامن زده و بر تعدد و تنوع آن افزود است.

البته ممکن است که کسی گمان کند که آسایش و رفاه از این طریق فراهم آمده و انکار آن معنایی ندارد؛ اما باید توجه داشت کسی که از نظر روحی و روانی از آرامش برخوردار نیست، آسایش و رفاه را ادراک نمی کند؛ زیرا آسایش و رفاه هر چند که خاستگاهی مادی دارد، ولی این ذهن و روان آدمی است که مفهوم لذت و آسایش و رفاه را پردازش می کند. پس اگر ذهن و روان درگیر باشد، آسایش و رفاهی را نیز ادراک نخواهد کرد. بر همین اساس می بینیم که کسی در آرامش و امنیت، با چنان لذتی غذایی ساده را تناول می کند که دیگری در حالت اضطراب و اندوه از آهوی بریان و خاویار ایران آن لذت را نمی برد.

تاکید بسیار بر مفهوم مادی خوشبختی یعنی اهتمام به یکی از دو عنصر خوشبختی به جای تاکید بر هر دو موجب شده است تا انسان واقعا مفهوم خوشبختی و سعادت را درک نکند. اگر خوشبختی و سعادت در سایه سار آرامش و آسایش فراهم می آید، نادیده گرفتن آرامش و عوامل و علل آن به معنای نادیده گرفتن کل خواهد بود؛ زیرا یک کل به اجزاء آن وابسته است و فقدان یک جزء به ویژه اصلی می تواند فقدان کل را موجب شود. پس همان طوری که با فقدان آسایش خوشبختی و سعادت نصیب انسان نمی شود به طریقیت اولویت فقدان آرامش به معنای فقدان خوشبختی خواهد بود، زیرا چنان که گفته شد هماره بعد روحی و روانی امور قوی تر و تاثیرگذارتر از ابعاد مادی آن است.

جامعه امروزی بشر به سبب فقدان عواطف و احساسات در فرد و جامعه و ارتباطات اجتماعی، فاقد عنصر اصلی زندگی یعنی خوشبختی و سعادت است. از این روست که کم تر کسی را می توان یافت که احساس خوشبختی و سعادت داشته باشد، حتی اگر غرق ناز و نعمت مادی است؛ زیرا این حالت اگر در کسی وجود داشته باشد یا توهم خوشبختی است یا دیر یا زود است که در فتنه و آزمونی حقیقت آشکار می شود و شخص خود را تنها و غریب می یابد و در آن زمان است که معلوم می شود که چه اندازه از حقیقت عنصر خوشبختی دور بوده است.

آثار فقدان عواطف و احساسات در جامعه

چنان که گفته شد، فقدان احساسات و عواطف در زندگی فردی و اجتماعی آثار سوء و بدی را به جا می گذارد. این آثار در بعد فردی عبارتند از : افسردگی، نومیدی، تنهایی، حزن و اندوه، اضطراب و فقدان تکیه گاه، خودکشی، بی تحرکی، بی انگیزگی، بی هدفی، استفاده از انواع مواد مخدر، آرامش بخش ها و مسکن ها، بیماری های گوناگون از جمله زخم معده، سکته، کند ذهنی، فراموشی و الزایمر.

آثار اجتماعی فقدان احساسات و عواطف در میان افراد یک اجتماع و جامعه عبارتند از : درگیری، خشونت، پرخاشگری، عدم گذشت و عفو، قتل و کشتار، افزایش خانه های سالمندان، کودکان بیمار و نارس، افزایش تشنج و رفتارهای نابهنجار اجتماعی، دزدی، خیانت، جنایت، تجاوز به حقوق دیگران، تجاوز جنسی، دروغ، فریب، بهتان، افتراء و مانند آن هاست.

بی گمان افزایش درگیری های خانوادگی میان اعضای خانواده به ویژه همسران موجب افزایش طلاق می شود که ریشه در فقدان عواطف و احساسات یا کاهش آن دارد. افزایش پرونده های قضایی به طوری که اگر فرض بگیریم در یک کشور هفتاد میلیونی ده میلیون پرونده در محاکم قضایی باشد، از آن جایی که هر پرونده دو طرف دارد، بیست میلیون مستقیم درگیر پرونده هستند و اگر برای هر دو نفر، سه یا چهار نفر به عنوان عضو خانواده نیز در نظر بیاوریم، دست کم بیش از نیمی از جمعیت درگیر مساله و پرونده قضایی خواهند بود. این بدان معناست که دست کم به همین میزان فشار اقتصادی و روحی و روانی بر خانواده بلکه حتی نظام تحمیل می شود. بنابراین هزینه های افراد جامعه و نظام به طور سرسام آوری افزایش می یابد و بهره وری در جامعه رو به کاهش و کاستی می گذارد.

راه های قرآنی ایجاد و افزایش عواطف و احساسات

از آن جایی که قرآن کتاب راهنمای انسان است می توان آن را همانند کتابچه هایی دانست که تولیدکنندگان یک دستگاه ضمیمه آن می کنند تا استفاده کننده بتوانند از همه خصوصیات آن آگاه شود و به درستی از آن استفاده کرده و در صورت نقص، علل و عوامل آن را شناسایی و خود یا به دست تعمیرکاران مجاز و رسمی ، آن را برطرف نماید.

خداوند به عنوان آفریدگار دستگاه انسان، دانا به تمامی خصوصیات آن است و از آن جایی که پروردگار انسان نیز است می خواهد انسان را در جهتی که کمالات آن تحقق می یابد، هدایت کند. پس هم زیر و بم انسان را می داند و هم تواناست تا انسان را به سمت و سوی هدایت کند که کمالات انسانی را محقق می سازد.

از آن جایی که برنامه های هدایتی قرآن به همه ابعاد انسانی توجه دارد، هماره مسائل را به گونه ای طرح می کند تا بتواند این دستگاه در کمال تناسب و سازگاری کار کند و بیش ترین بهره وری را داشته باشد. نظامی که قرآن در آیات قرآنی تبیین کرده است، نظامی کامل و بی نقص است به شرطی که هر چیزی به درستی در جایی خود دیده و به کار بسته شود و به علل واهی تعطیل و نادیده گرفته نشود.

در آموزه های قرآنی راهکارهای بسیاری برای افزایش و حفظ عواطف و احساسات بیان شده است. آموزه های آن به گونه ای است که یک ارتباط اجتماعی سالم موجب کمالات در دنیا و آخرت را فراهم می آورد و انسان را به سوی قله های کمال سوق می دهد و خوشبختی و سعادت حقیقی و واقعی را به انسان ارزانی می دارد. برخی از این آموزه ها و تعلیمات قرآنی عبارتند از:

  1. رحمت الهی: خداوند در آیات قرآنی هماره از رحمت عام و خاص خود به شکل رحمت رحمانی و رحمت رحیمی سخن به میان آورده است. اصولا خلقت هستی به رحمت است و خداوند رحمان و رحیم است که آفرینش را ایجاد کرده و حقیقت هستی به رحمت ایجاد و باقی است. از سوی دیگر خداوند بارها از سبقت رحمت خود سخن به میان می آورد تا این گونه بیان کند که آفریدگار انسان موجودی رحمان و رحیم است. هر چند که خداوند عاطفه و احساسی چون انسان ندارد، ولی عواطف و احساسات انسانی و موجودات دیگر ریشه در همان رحمت الهی دارد. از نظر قرآن هر آن چیزی که در اصل و فرع برای انسان و دیگر موجودات است، برخاسته از رحمت الهی است.(اعراف، ایه ۵۷؛ قصص، آیه ۷۳؛ و آیات بسیار دیگر)
  2. نفس واحده: قرآن برای این که ارتباط میان انسان ها را افزایش دهد، در گام نخست به تبیین حقیقت انسان می پردازد تا معلوم دارد که همه انسان ها از یک ریشه هستند و تفاوت های ظاهری و فیزیکی چون جنسیت، رنگ ، زبان و مانند آن ها هیچ اصالتی ندارد. خداوند در آیاتی از قرآن از جمله آیه ۶ سوره زمر می فرماید: خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها؛ خداوند شما را از یک نفس آفرید و سپس از نفس جفت و همسرش را قرار داد.چنین نگرشی به انسان ها موجب می شود که انسان تفاوتی میان کسی نبیند و همه را یکسان از فرزندان آدم بداند. چنین نگرشی موجب می شود که عواطف انسانی نسبت به یک دیگر حفظ و تقویت شود و احساس برادری و خواهری نسبت به یک دیگر داشته باشد.
  3. پس همه انسان ها از یک حقیقت و از یک وجود خارجی خلق شده اند و جفت و همسر حضرت آدم(ع) نیز از همان حقیقت است. واژه زوج به معنای جفت در قرآن به معنای همسر است. جالب این است که در قرآن زوجه در مقابل زوج به کار نرفته است. از همین روست که هماره از ازواج سخن به میان می آید نه زوجات. این بدان معناست که کم ترین تفاوت در حقیقت جفت وجود ندارد، پس اگر تفاوتی در فیزیک است در حقیقت آنان تاثیری ندارد. این که در آیه واژه « ثُمَّ » برای بیان تأخیر زمانی نیست، بلکه این تأخیر رتبی است. چنان که خداوند در آیه ۴۶ سورهٴ مبارکهٴ «یونس» می فرماید: وَ إِمّا نُرِیَنَّکَ بَعْضَ الَّذی نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّیَنَّکَ فَإِلَیْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللّهُ شَهیدٌ عَلی ما یَفْعَلُونَ؛ و یا این که ما برخی از آن چه وعده دادیم نشانت م یدهیم یا توفی می کنیم. پس بازگشتشان به سوی ماست و سپس خداوند بر آن چه می کنند شاهد است. در این جا واژه سپس درباره شاهد بودن خدا بر افعال انسانی سخن به میان آمده است. شکی نیست که شاهد بودن خدا، از نظر زمانی متأخّر از مسئله رجوع و برگشت اینها در قیامت نیست، بلکه یک ترتیب لفظی او، تقدیم و تأخیر رتبی است و مانند آنهاست. پس انسان ها همه از یک جفت آفریده شده اند و از نظر نفس یکسان هستند. از همین روست که در آیات دیگر از جمله ۱۳ سوره حجرات می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ؛ اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم، و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بى‏تردید، خداوند داناى آگاه است.
  4. مادر: در آیات قرآنی بر نقش مادر بسیار تاکید شده است. خداوند در ۷۸ سوره نحل می فرماید: وَاللّهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ؛ و خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد. تاکید بر مادر برای حفظ و تقویت جنبه احساسی و عاطفی انسان است. هر چند که صُلب پدر سهمی در فرزند دارد، اما سهم تعیین کننده در تکوّن فرزند همان نفس مادر است؛ زیرا این زن و مادر است که مجرای «أحسن المخلوقین» شدن است؛ زیرا خداوند در آیه ۱۴ سوره مومنون پس از آن که درباره پرورش انسان از نطفه تا دمیدن روح می فرماید: فَتَبارَکَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ؛ پس آفرین بر خدای پر خیر و برکت که او نیکوترین آفرینندگان است. پس اگر خدا احسن الخالقین است، انسان «أحسن المخلوقین» می‌شود. شکی نیست که این «أحسن المخلوقین» در پرورشگاه مادر ظهور می‌کند نه پدر. پس این زن و مادر است که قدرت دارد مَظهر و مَجرا و مسیر فیض «أحسن المخلوقین» شود. کودکی که در این شکم رشد می کند با گوشت و خون وعواطف و احساسات مادر تغذیه می شود. این گونه است که احساسات مادرانه موجب ایجاد و تقویت احساسات و عواطف فرزندان و نسل های بشر می شود. مادر با پرورش نطفه در وجودش به ربوبیت و تربیت می پردازد و مظهر ربوبیت الهی می شود که برخاسته از رحمت الهی است. از این روست که انسان می بایست از خداوند برای والدین رحمت خاص بخواهد تا این گونه عواطف و احساسات میان نسل های بشری تقویت شود. (اسراء، ایه ۲۴)
  5. پدر: البته شکی در نقش پدر در حوزه عواطف و احساسات نیست، هر چند که این نقش کم تر است، ولی او نیز مسئولیت ربوبیت و مظهریت در این امر را داراست. از این روست که برای حفظ و تقویت عواطف و احساسات در افراد بشری می بایست به نقش پدر در کنار مادر توجه داشت. از همین روست که خداوند از والدین سخن به میان آورده که مسئولیت ربوبیت را به عهده دارند تا انسان هایی که احسن مخلوقین است رشد کرده و پرورش یابند. خداوند در آیه ۲۴ سوره اسراء می فرماید: وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا؛ و از سر مهربانى، بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو: «پروردگارا، آن دو را رحمت کن چنان که مرا در خُردى پروردند.»
  6. شیردهی : از دیگر عواملی تاثیر گذار در حفظ و بقای و تقویت عواطف و احساسات در انسان، مساله شیردهی مادر است. مادری که شکمش پرورشگاه ابتدایی فرزند است، آغوشش تکمیل کننده آن پرورش است. در آغوش مادر است که کودک رشد می کند و عواطف و احساسات را می آموزد و با تمام وجودش حس می کند و با آن ها رشد می کند. از این روست که در اسلام بر شیردهی مادر تاکید شده است و در صورتی که مادر ناتوان بود از دایه استفاده شود تا آغوش مادرانه حفظ شود و احساسات و عواطف منتقل گردد. خداوند در آیه ۲۳۳ سوره بقره می فرماید: وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَهَ؛ مادرانی که می خواهند شیر دادن را به فرزندان خود کامل سازند ، دو سال ، تمام شیرشان بدهند. پس شیشه های شیرخشک و شیری غیر از پستان مادر و دایه نمی تواند احساسات و عواطف را در فرزند برانگیزاند و حفظ یا تقویت نماید. در بسیاری از تحقیقات این مطلب اثبات شده که بسیاری از بیمارهای جسمی و روحی و روانی فرزندان به سبب عدم توجه به این موضوع است. اگر مادران عهده دار شیردهی شوند کودک از سلامت جسمی و روحی و روانی برخوردار خواهد شد.
  7. حضانت و آغوش مادر: از دیگر راه های که قرآن برای حفظ و تقویت احساسات و عواطف انسانی بیان می کند، تاکید بر آغوش مادر است. کودک می بایست کودکی خویش را دست کم تا هفت سال نخست در آغوش مادر بگذارند. از این روست که در اسلام بر حضانت مادر در این سنین که مهم دوره کسب عواطف و احساسات است تاکید شده است. البته الان دوره زمانه تغییر کرده است و همان طوری که زنان کم تر به شیردهی کودک توجه دارند و شیشه های شیر به دست کودکان داده می شود و حتی در آغوش این عمل شیردهی انجام نمی شود، کودکان را مادران حتی در دوره های شیرخوارگی به حضانت مهدکودک ها می دهند و خود مسئولیت حضانت را به عهده نمی گیرند تا عواطف و احساسات در کودک شکل گیرد و رشد نماید و تقویت شود. (بقره، آیه ۲۳۳؛ لقمان، آیه ۱۴ و آیات دیگر)
  8. احسان به والدین: از دیگر راهکارهای قرآنی برای تقویت احساسات و عواطف، احسان بلکه اکرام به والدین است. اگر فرزندان در دامن والدین رشد کنند به طور طبیعی دارای عواطف و احساسات خواهند بود. رحمتی که والدین در کودکی بر کودک ارزانی می دارند، در بزرگسالی خود را نشان می دهد. کودکی که شیر مادر نخورده یا در آغوش مادر رشد نکرده و از حضانت او بی بهره بوده یا در مهد کودک ها رشد کرده و بیش تر عمرش را در مدرسه بوده و کم تر با والدین بر سر یک سفره نشسته است، فاقد احساسات و عواطفی است که بتواند فشار سنگین غرغرهای پیران تحمل کند. خداوند می فرماید: وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ؛ و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش به او باردار شد، سستى بر روى سستى. و از شیر بازگرفتنش در دو سال است. آرى، به او سفارش کردیم‏ که شکرگزارِ من و پدر و مادرت باش که بازگشت همه‏ به سوى من است.(لقمان، آیه ۱۴؛ هم چنین نگاه کنید: احقاف، آیه ۱۵؛ عنکبوت، آیه ۸؛ بقره، ایه ۸۳؛ نساء، آیه ۳۶؛ انعام، آیه ۱۵۱؛ اسراء، آیه ۲۳)
  9. سلام و تحیت: از جمله راهکارهای قرآنی حفظ وافزایش ارتباطات اجتماعی و ایجاد اخوت و برادری میان انسان ها می توان به آموزه دستوری سلام و تحیت اشاره کرد. خداوند می فرماید: وَإِذَا حُیِّیْتُم بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا؛ و چون به شما درود گفته شد، شما به صورتى‏ بهتر از آن درود گویید، یا همان را در پاسخ‏ برگردانید، که خدا همواره به هر چیزى حسابرس است.(نساء، آیه ۸۶) اصولا برخوردهای مهرورزانه چون سلام و تحیت حتی در مقابل انسان های جاهل عقلی و عملی می تواند رفتار آنان را تحت تاثیر قرار دهد. عبور کریمانه و بزرگورانه از کنار آنان این امر را تقویت می کند و شاید موجب شود که آنان از خشونت های کلامی و رفتاری دست بردارند. از همین روست خداوند بر عنصر سلام در هر برخوردی حتی در برابر برخوردهای تند و کلامی و رفتاری جاهلان عقلی و عملی تاکید کرده است.(فرقان، آیات ۶۳ و ۷۲)
  10. احسان: از دیگر عوامل تاثیرگذار در ایجاد و حفظ و تقویت عواطف و احساسات میان مردم، توجه به مساله احسان است. احسان به معنای نیکوکاری شامل مجموعه ای از رفتارها و کنش و واکنش هاست. عفو و گذشت و پذیرش خطا و توبه دیگران از جمله مصادیق احسان است. خداوند در آیه ۳۴ سوره فصلت بیان می کند که احسان ایجاد کننده صمیمیّت و دوستى میان انسان‌هاست.
  11. اکرام: اکرام فراتر و برتر از احسان است. اگر احسان گذشت از خطاست، اکرام افزون بر گذشت، نیکی در حق خطاکار است. وقتی کسی به شما ظلم کرد، از او گذشت کردی در حق او احسان روا داشتی اما اگر توانستی خدمتی به او نیز بکنی ، در حق او اکرام کرده ای. در روایات و سنت و سیره بر اکرام تاکید بسیاری شده است؛ زیرا موجب افزایش صمیمت و مهرورزی در میان افراد جامعه می شود. دشمن را به دوست تبدیل می کند یا موجب می شود تا از شر آن در امان باشیم. داستان اکرام حسنین(ع) نسبت به شامی معروف است. با آن که شامی دشمن بود و دشنام داد آنان از او پذیرایی کردند به طوری که شامی گفت که اگر تا پیش از این دشمن ترین مردم در نزدم اهل بیت (ع) بودند امروز محبوب ترین مردم در نزدم هستند.(مبرد، الکامل فی الادب، ج ۱، بیروت ۱۴۰۷ هجری، ص ۲۳۵؛ ابن عساکر، ترجمه امام الحسن، بیروت ۱۴۰۰ هجری، ص ۱۴۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج ۲، ترجمه حسین زوارئی، تهران، نشر ادب (بی تا) صص ۱۳۶ و ۱۳۵؛ عطاردی، عزیزالله، مسند الامام المجتبی، انتشارات عطارد، چ اول، ۱۳۷۳، ص ۹۴ )
  12. احترام: از دیگر عوامل موثر در مساله عواطف و احساسات، احترام گذاری به دیگران است. این که انسان به دیگری احترام بگذارد مثلا هنگام ورود دیگران بلند شود یا هنگام ورود به خانه و یا جایی یا کسی سلام کند(نور، ایه ۲۷) یا به دانشمندان(مجادله، آیه ۱۱) ، یا به قوانین عمومى، حتّى در جوامع غیر‌دینى احترام بگذارد(یوسف، آیه ۷۶) یا به مقدسات دیگر اهانت نکند و دشنام ندهد و بزرگان ایشان را سب نکند(انعام، آیه ۱۰۸)، موجب صمیمیت و افزایش احساسات و عواطف میان انسانی می شود و درگیری و خشونت و مسایل نابهنجار دیگر را کاهش داده یا حتی از میان می برد.
  13. صله رحم: از دیگر عواملی که در قرآن مطرح شده، صله رحم است. ارتباط خانوادگی و حفظ و صیانت از آن موجب می شود که میان افراد خانواده و بستگان صمیمیت پدید آید و هنگام مشکلات دستگیر یک دیگر شوند. (نساء، ایه ۹۰؛ رعد، آیه ۲۱؛ بقره، ایه ۱۷۷؛ توبه، ایه ۲۴) خداوند در آیه ۴۹ سوره نمل و ۱۸ سوره فاطر می فرماید که روابط خویشاوندى، زمینه ساز حمایت از یکدیگر در دنیاست؛ زیرا این روابط موجب صمیمت و وابستگی و پیوستگی بیش تر اعضای خانواده می شود. از نظر قرآن این ارتباط گاه از حد خود نیز تجاوز می کند و پیوند خانوادگی حتی موجب بروز برخی از بی عدالتی نیز می شود.(توبه، ایه ۲۴) به هر حال، شکی نیست که صله رحم از عوامل تقویت و تحکیم روابط و احساسات و عواطف میان افراد انسانی است.
  14. عاقله : از دیگر عواملی که در قرآن و فقه اسلامی بیان شده می توان به مساله عاقله اشاره کرد. یکی از مباحث قابل توجه در حقوق اسلامی، مسئله عاقله و مسئولیت آن در پرداخت دیه است. عاقله از ماده عقل به معنای منع و بازداشتن است و در اصطلاح به افرادی می‌گویند که بار پرداخت دیه را به جای جانی بر عهده می‌گیرند و این افراد بستگان ذکور نسبی پدر و مادری، یا پدری به ترتیب طبقات ارث به طوری که همه کسانی که حین الفوت می‌تواند ارث ببرند به صورت مساوی عهده دار پرداخت دیه خواهند بود. ضمان یا مسئولیت عاقله مبتنی بر قرارداد اجتماعی بین افراد قوم در جامعه سنتی پیش از اسلام به شمار می‌رفت که در زمان خود از پشتوانه حقوقی برخوردار بود و پس از اسلام هم مورد امضای شارع قرار گرفته است. موضوع مسئولت عاقله در قتل و جنایات خطایی مطرح است و عاقله باید واجد صفاتی از جمله ذکورت، عقل، بلوغ و قدرت در پرداخت دیه باشد، برای اینکه عاقله را مسئول پرداخت دیه دانست باید شرایطی رعایت شود از جمله، خطایی بودن جنایت، ثبوت با بینه و جنایت عضو به اندازه موضحه و یا بیشتر از آن باشد و دیه به خاطر ضرر بدنی بر شخص آزاد واجب شده باشد. ضمان عاقله حکمی تکلیفی می‌باشد نه وضعی، بدین معنا که پرداخت دیه ابتدا بر جانی است و مسئول و بدهکار اصلی جانی می‌باشد و عاقله از سوی جانی دین او را می‌پردازد و در صورت عجز و ناتوانی عاقله از پرداخت دیه، چیزی بر ذمه او نیست و ضامن حقیقی خود جانی است.( جبعی عاملی، زین الدین، الروضه البهیه شرح اللمعه الدمشقیه، بی تا، دار العالم الاسلامی، بیروت؛ جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینو لوژی حقوق، ۱۳۶۸، گنج دانش)
  15. جریره: جَریره، از ریشۀ «ج رر» در زبان عربی به معنای کشیدن و گستردن چیزی است، این واژه‌ای است که به شکل ترکیب «ولاء ضمان جریره» به کار رفته، و در اصطلاحی فقهی نوعی ارتباط بین دو نفر از طریق عقد است. در منابع اهل سنت اصطلاح «ولاء موالات» به همین معنا به کار رفته است. اثر شرعی عقد ولاء، لزوم پرداخت دیه (به جای عاقله) و ارث بردن یکی از متعاقدان یا هر دوی آن‌ها از دیگری است. از قوانین اسلامی مساله جریره است که نوعی پیمان برادری و اخوت است. این عمل موجب می شود که صمیمت و ارتباطات میان افرادی که حتی خویشاوند نیستند تقویت شود و نسبت به یک دیگر عاطفه و احساس بروز دهند. (نجفی معروف به صاحب جواهر، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۹، ص۲۵۹ و منابع دیگر)
  16. تعاون: از دیگر عوامل موثر در حفظ و تقویت عواطف و احساسات انسانی می توان به مساله تعاون و همکاری مالی و غیر مالی اشاره کرد. خداوند می فرماید: وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى؛ در کارهای بر و نیک و تقوا به یک دیگر معاونت و یاری رسانید.(مائده، آیه ۲)
  17. قرض الحسنه: از دیگر کارهای احسانی که موجب افزایش عواطف و احساسات میان جامعه بشری می شود، می توان به قرض الحسنه اشاره کرد. قرض الحسنه بر خلاف ربا موجب می شود که هم ارتباطات اجتماعی افزایش یابد و هم وضعیت اقتصادی بهبود یابد. بر اساس آیات قرآنی قرض الحسنه نه تنها موجب کاهش ثروت و مال نمی شود بلکه موجب افزایش و برکت در مال می شود.(بقره، آیه ۲۴۵؛ حدید، ایه ۱۱) خداوند می فرماید که رباخواری موجب کاهش ثروت می شود افزون بر این که روابط اقتصادی را مختل می کند روابط اجتماعی را نیز از میان می برد و موجب افزایش هزینه های اجتماعی می شود؛ زیرا به اختلافات و فاصله طبقاتی دامن می زند و خشونت و بی اعتمادی را در جامعه سبب می شود. هزینه های سنگینی را به جامعه وارد می کند و دادگاه و محاکم قضایی را به خود مشغول می کند. اکنون بازار و بانک ها به ربا آلوده اند و همین افزایش ربا کاهش ثروت و تولید و مشکلات اخلاقی و نابهنجارهای زیادی را موجب شده است. بسیاری از بلایایی که جامعه با آن مواجه است به سبب کاهش قرض الحسنه و افزایش ربا در شکل های قانونی و رسمی در بازار و محیط خانه و خانواده حتی میان والدین و فرزندان و برادران و خواهران است.
  18. زیارت خویشان و بستگان و دوستان: از دیگر علل و عوامل افزایش و تقویت عواطف و احساسات زیارت است. این مطلب بارها در روایات بیان شده است. امام صادق(ع) می فرماید: تَزَاوَرُوا فَإِنَّ فِی زِیَارَتِکُمْ إِحْیَاءً لِقُلُوبِکُمْ وَ ذِکْراً لِأَحَادِیثِنَا وَ أَحَادِیثُنَا تُعَطِّفُ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْضٍ فَإِنْ أَخَذْتُمْ بِهَا رَشَدْتُمْ وَ نَجَوْتُمْ وَ إِنْ تَرَکْتُمُوهَا ضَلَلْتُمْ وَ هَلَکْتُمْ فَخُذُوا بِهَا وَ أَنَا بِنَجَاتِکُمْ زَعِیم‏؛ به دیدار هم بروید تا دلها نشاط گیرند و آنگاه به یاد حدیث و مکتب بیفتند. حدیث ما اهل بیت مایه مهربانى و داد شما خواهد گشت. اگر به حدیث ما چنگ بزنید به رشد و نجات می ‏رسید. اگر حدیث ما را وابنهید سرگشته و نابود مى‏شوید. از احادیث ما الهام بگیرید تا رستگارى شما را ضمانت کنم.( الکافی، جلد۲، ص۱۸۷)
  19. در آیات و روایات موارد و مصادیق بسیار دیگر از جمله عفو ، تقدم پیاده بر سواره ، احترام گذاری سواره بر پیاده ، سلام سواره بر پیاده به طوری که هیچ سواری حق ندارد به پیاده بگوید کنار برو! و داشتن فرزندان بیش تر که عمه و خاله و دایی و عمو نیز وجود داشته باشد و ارتباط خویشاوندی را افزایش و بیش کند و موارد دیگری نیز بیان شده که به همین میزان بسنده می شود. وقتی در جامعه ملاط عاطفه نباشد ، سنگ های عقل نمی تواند روی هم قرار گیرند و اگر هم قرار گیرند جامعه استوار و متقن و قویم نخواهد ساخت؛ زیرا سنگ های عقل سر می خورند و به یک دیگر آسیب می زنند و بنای بلندی را نیز ایجاد نمی کنند. این ملاط عاطفه است که ساختمان عظیم جامعه را می سازد و بلند و استوار می کند و به اوج می رساند و قوام می بخشد و استحکام و استواری می بخشد.