فقدان اراده و عمل در آخرت

در آیه ۱۲ سوره سجده آمده است که برخی در آخرت می‌گویند:رَبَّنَا ابْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صَالِحاً؛ پرورگارا به ما بصیرت دادی و شنیدیم؛ پس ما را به دنیا برگردان تا عمل صالح انجام دهیم.

علت اینکه سخن از بازگشت به دنیاست؛ از آن جهت است که قیامت جای اراده، عمل و ایمان نیست؛ بلکه تنها جای حساب است؛ چنان که از امام علی(ع) نقل است که فرمود: إنّ الیوم عملٌ و لا حساب و غداً حسابٌ و لا عمل؛ امروز جای عمل بی‌حسابرسی و فردا جای حسابرسی بی‌عمل است. (الاصول من الکافی، الشیخ الکلینی، ج۸، ص۵۸)
براین اساس این افراد که اهل عمل صالح نبودند، خواهان بازگشت به دنیا هستند تا پس از اینکه به معرفت علمی رسیدند، به اطاعت و معرفت عملی هم دست یابند؛ زیرا ایمان از قسم عمل صالح و به حوزه عقل عملی مرتبط است که همان حوزه اراده و فعل و عزم است.
انسان در دنیا می‌تواند بگوید: سمعنا و اطعنا؛ شنیدیم و اطاعت کردیم، چنانکه می‌تواند بگوید: سمعنا و عصینا؛ شنیدیم و عصیان ورزیدیم. اما در آخرت تنها معرفت علمی است و جایی برای اطعنا و عصینا یعنی معرفت عملی نیست؛ زیرا دست و پای عمل در آنجا بسته است، هر چند که چشم و گوش علم باز می‌شود و حتی تند و تیزتر از دنیا می‌بیند و به علم شهودی وحضوری دست می‌یابد؛ ولی این علم شهودی هم سودی برایش ندارد؛ زیرا آخرت جای ایمان و عمل صالح نیست و انسان اراده‌ای ندارد؛ بلکه اراده و عمل همان چیزی است که از دنیا با خود برده است؛ پس کسی که دست خالی رفته  و ایمان و عمل صالح نداشته در آنجا از این امور تهی است و نمی‌تواند ایمان بیاورد.
شباهت وضعیت انسان در آخرت به رویا
وضعیت انسان در آخرت همانند وضعیت کسی است که رویا و خواب می‌بیند. در خواب هر کسی که حرف می‌زند یا اعمالی دارد محصول ملکات بیداری اوست و در اختیار خودش نیست تا هر چه بگوید و انجام دهد. از این رو، وقتی بیدار شد می‌گوید: ای کاش این مطلب را من سؤال می‌کردم یا ای کاش این‌طور جواب می‌دادم و این کار را می‌کردم یا چنان نمی‌کردم. پس آنچه انسان در عالَم رؤیا می‌بیند نمونه‌ای از آن چیزهایی است که در آخرت می‌بیند.(الکافی، الشیخ الکلینی، ج۸، ص۹۰) آنچه در بیداری گفته و شنیده همان ملکات را در ملکوت خواب می‌بیند و اختیار و اراده‌ای ندارد مگر آنکه با خود برده باشد؛ در آخرت هم انسان همان ملکاتی را با خود دارد که از دنیا به آن ملکوت هستی برده است.
البته انسان درخواست بازگشت به دنیا می‌کند، چون می‌داند در آخرت نمی‌تواند اراده و عمل و ایمانی داشته باشد و باید آنها را در دنیا تحصیل کند؛ اما به او پاسخ «هرگز» داده می‌شود وگفته می‌شود: اولا بساط دنیا جمع شده است (ابراهیم، آیه ۴۸)؛ ثانیا اگر بازگردد همان خواهد کرد که پیشتر کرده بود. (فاطر، آیه ۳۷؛ مومنون، آیه ۱۰۰)؛ ثالثا ما عمر طولانی دادیم تا متذکر شوید و بر اساس فطرت کارکنید: أَوَ لَمْ نُعَمِّرْکُم مّا یَتَذَکَّرُ فِیهِ مِن تذکّر(سجده، آیه ۱۳)؛ رابعا: مگر هشدار دهنده بیرونی و پیامبران نفرستادیم که بر اساس راهنمایی آنان عمل کنید: وَجَاءَکُمُ النَّذِیرُ(همان) ولی با این همه شما گوش ندادید و عصیان کردید و گفتید: سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا. (بقره، آیه ۹۳؛ نساء، آیه ۴۶) پس امروز دیگر گفتن اینکه ای کاش می‌شنیدیم و تعقل می‌کردیم فایده‌ای ندارد: وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ (ملک، آیه ۱۰) البته واژه نذیر(هشدار دهنده) در آیه ۱۳ سوره سجده و آیات دیگر، اعم از پیامبران و پیروان آنان به ویژه امامان و عالمان و دیگرانی هستند که این مطالب را به گوش مردم رساندند و کسی مستضعف فکری نبوده است؛ یعنی یک گروهی آمدند و انذاز کردند یعنی همان حرف خدا و پیامبران را زدند و این نذیر اعم از پیامبر و غیر پیامبر است.(توبه، آیه ۱۲۲)