فطرت یابی در ماه رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

ماه مبارک رمضان، در میان ماه های سال از چنان ارزشمندی برخوردار است که می بایست آن را ماهی دانست که به انسان کمک می کند تا به فطرت خویش باز  گردد و با انواع شرک سوزی در قول و فعل به جایگاه خلافت الهی بازگردد و از وحی الهی در تمامیت کمالی آن بهره مند شود. این ماه دارای شبی عظیم به نام شب قدر است که در آن انسان نه تنها می تواند «یک شبه ره صد ساله را برود»، بلکه تنها با ادراک شبی در طول عمر دنیوی خویش، ابدیت را برای خویش بسازد و در توحید محض و فی فناء الله و بقای بالله، همه اعضا و جوارح او، مصادیق عین الله، یدالله و سمع الله شود تا جایی که فرقی میان اسم الله و مسمای آن نماند.

سوختن و ساختن در ماه مبارک رمضان

براساس آموزه های وحیانی اسلام، «رمضان» اسمی از اسماء الله است. این واژه که فقط یکباره قرآن آمده(بقره، آیه ۱۸۵)، بر اساس فرهنگ نامه های عربی، از ریشه «رمض» است که به معنای گرماى سخت و سوزان اوج تابستان و نیز باران قبل از فصل پاییز است که در اوج گرما بر روى زمین گرم فرود آید.

بر اساس روایات، یکی از اسماء الله، اسم مبارک «رمضان» است. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: لَا تَقُولُوا رَمَضَانَ وَ لَکِنْ قُولُوا شَهْرُ رَمَضانَ فَإِنَّکُمْ لَا تَدْرُونَ مَا رَمَضَان؛ مگویید: رمضان، بلکه بگویید ماه رمضان؛ زیرا شما نمی دانید رمضان چیست؟(الکافی، ج‏۴، ص،؛ من لا یحضره الفقیه، ج‏۲، ص۶۹ و ۱۷۲ ؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۷۷)

در این روایت تنها به این بسنده شده که رمضان را بدون «شهر» به کار نبرید، بلکه بگویید شهر رمضان یعنی ماه رمضان؛ زیرا شما درباره خود «رمضان» چیزی نمی دانید.

البته امام باقر(ع) در تبیین کاملی مشخص می کند که علت این نهی امیرمومنان امام علی(ع) چیست؛ زیرا امام باقر(ع) می فرماید: لا تقولوا: هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان؛ فان رمضان اسم من اسماء الله عزّ و جلّ لا یجییء و لا یذهب، و انما یجیی‏ء و یذهب الزائل؛ و لکن قولوا: شهر رمضان! فالشهر المضاف الی الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذی انزل فیه القرآن، جعله الله تعالی مثلا و عیدا و کقوله تعالی فی عیسی بن مریم (علیهما السلام) و جعلناه مثلا لبنی اسرائیل؛ مگویید: این رمضان است؛ و هم چنین مگوئید: رمضان رفت و یا آمد؛ زیرا رمضان نامی از اسماء الله است که نمی‏رود و نمی‏آید؛ چرا که شی‏ء زائل و نابود شدنی می‏رود و می‏آید؛ بلکه بگویید: ماه رمضان، پس ماه را در تلفظ به این اسم اضافه کنید؛ چرا که این اسم، اسم الله است؛ و ماه رمضان ماهی است، که قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مَثَل و عید قرار داده است همچنان که پروردگار بزرگ عیسی بن مریم سلام الله علیهما را برای بنی اسرائیل مَثل قرار داده است.( بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۷۶)

بنابراین، اگر رمضان نام خدای سبحان باشد، هر دو معنای پیش گفته درباره این نام و اسم الهی محتمل است؛ به این معنا که خدای سبحان با این نام خویش، هر چیزی که غیر الله باشد در دل و قلب انسان می سوزاند؛ یا در اوج نومیدی و یاس، رحمتی را هم چون باران بر دل انسان می فرستد تا دلش زنده شود. براین اساس، «سوختن و ساختن» دو ویژگی نام رمضان است که تجلّی دو وجه جلالی و اکرامی اوست(الرحمن، آیات ۲۷ و ۷۸)؛ به این معنا خدا با وجه جلالی اش چون واحدیت و قهاریت، غیر را در هر شکل و شمایلی می سوزاند و اجازه نمی دهد تا غیر جلوه گری داشته باشد؛ و وجه اکرامی و جمالی اش چون اکرام تفضلی، رحمانیت رحیمی، توابیت و غفوریت و مانند آنها، دل مرده را زنده می کند و با بنده اش از در مهر و عفو و بخشش وارد می شود و دلش را بازسازی می کند تا دوباره فطرت دفینه و دسیسه شده، جلوه گری کند و رخ بنمایاند.

خدا در قرآن، در عظمت ماه رمضان به هر دو وجه جلالی و اکرامی نام مبارک «رمضان» اشاره دارد؛ زیرا از یک سو، با وضع حکم تشریعی روزه انسان را در شرایطی قرار می دهد تا در مراتب سه گانه تقوا فراتر از تقوای عام و خاص، در مقام تقوای اخص و مقام محسنین قرار گیرد: إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ؛ در صورتى که تقوا پیشه کنند و ایمان بیاورند و کارهاى شایسته کنند سپس تقوا پیشه کنند و ایمان بیاورند آنگاه تقوا پیشه کنند و احسان نمایند، و خدا محسنان و نیکوکاران را دوست مى دارد(مائده، آیه ۹۳)؛ و از سوی دیگر ، مهم ترین جلوه فضل و تفضل الهی یعنی هدایت وحیانی قرآن در این ماه نازل شده است؛ چنان که خدا هم چنین با محدود و غلّ و زنجیر کردن شیاطین، شرایط آرمانی ایجاد می کند تا انسان از وحی و شب قدر که شب تغییر سرنوشت و تبدیل شقاوت به سعادت است، انسان خود را برای ابدیت در امان بماند.

توضیح این که: انسان در ماه مبارک رمضان می بایست فراتر از عمل به واجبات و مستحبات، و ترک محرمات و مکروهات، مباحاتی چون زناشویی، خورد و خوراک را بر خود حرام کند. پس اگر در تقوای عام انسان تنها به واجبات و محرمات توجه دارد و در تقوای خاص به واجبات و مستحبات و محرمات و مکروهات اهتمام می ورزد، در تقوای اخص که مقام محسنین است، حتی مباحات را برخود حرام می کند و عبادیتی در سطح محسنین انجام می دهد که پیامبر(ص) در این باره عبادت اهل احسان فرموده است: الإحسانُ أن تَعبُدَ اللّه َ کَأنَّکَ تَراهُ، فإن لَم تَکُن تَراهُ فَإنَّهُ یَراکَ؛ احسان ، این است که خدا را چنان عبادت کنى که گویى او را مى بینى؛ زیرا اگر تو او را نمى بینى، او که تو را مى بیند.(کنز العمّال، متقی هندی، شماره حدیث ۵۲۵۴) خدا نیز می فرماید: أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى؛ مگر ندانسته که خدا مى ‏بیند.(علق، آیه ۱۴)

از نظر قرآن، انسان با گرفتن روزه  به ویژه ترک حتی مباحات بر آن است تا در کارگاهی قرار گیرد که بستر مناسبی برای تقوای الهی است.(بقره، آیات ۱۸۳ تا ۱۸۷) این تقوایی الهی در چارچوب روزه داری است که انسان را از هر گونه امور نادرست و زاید را می کند و نفس انسانی را به تعلیم الهی و تزکیه الهی چنان می سازد که در مقام احسان قرار گیرد.

وجه جلالی نام الهی «رمضان» در همان سوختن غیرالله در فکر و عمل و تن و روان خودنمایی می کند و انسان نه تنها به سوی خدا فرار می کند(ذاریات، آیه ۵۰)، بلکه در مقام «انابه» ، به انقطاع دست می یابد(روم، آیات ۳۱ تا ۳۳) تا جایی که در تجلی قهاریت و واحدیت، غیر از انسان می سوزد و مسما با اسم یکی می شود و دوباره این معنا در دل انسان ظهور و تجلی می کند که هستی چیزی جز نورالله(نور، آیه ۳۵) و اسم الله (بقره، آیه ۳۱) نیست. پس در این حالت است که انسان رمضانی، نه تنها در ماه مبارک رمضان بلکه در همه ماه های دیگر عمرش به این حقیقت می رسد که خود و هستی همه همان اسم الله و نور الله هست؛ و حقیقت « وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ رَمَى؛ و تو تیر نیانداختی وقتی تیر انداختی، بلکه خدا تیرانداخت»(انفال، آیه ۱۷)؛ و هم چنین حقیقت این که بیعت با رسول الله عین بیعت با خدا است؛ زیرا این دست رسول الله، همان یدالله است؛ زیرا «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ؛ دست خدا بالای دستهایشان قراردارد.»(فتح، آیه ۱۰)

البته این حقیقت هر چند که در این آیات قرآنی تنها برای پیامبر(ص) در قرآن اثبات شده، ولی حقیقتی است که برای همه مظاهر اسم الله و تجلیات نور الله است؛ زیرا « هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ»(حدید، آیه ۳)؛ چرا که در هستی جز «هو» و احدیت ذات نیست؛ هرچند که انسان گمان کند که «مسمی» غیر از اسم است؛ زیرا چنین تفکیکی برای توهمات اعتباری و تخیلات ذهنی انسان است؛ ولی در واقعیت خارجی و متن هستی چنین تفکیکی وجود ندارد؛ چرا که همه هستی «نورالله»(نور، آیه ۳۵) و اسم الله است.

خدای سبحان با اسم «رمضان» در جلوه و وجه جلالی اش، چنین کاری را با انسان می کند که «غیر» را در دل انسان می سوزاند؛ چنان که گرمای سوزان خورشید در اوج تابستان هر گیاهی و جانوری را می سوزاند، بیابان را بی آب و علف و چرنده و پرنده و خزنده می کند.

اما همین خدای سبحان با همین اسم «رمضان» تجلیاتی در وجه اکرامی و جلالی دارد؛ به طوری که در همان اوج سوختن غیر الله از دل، باران رحمتی را فرو می فرستد که کویر تفتیده را جانی تازه و دوباره می بخشد. این گونه است که انسان هابط در زمین دنیوی را از شقاوتی که بدان گرفتار آمده (طه، آیات ۱۱۷ تا ۱۲۱) به تفضل الهی، هدایتی دیگر می بخشد(بقره، آیه ۳۸) و بر او منت می نهد و «قرآن» را بر انسان به عنوان نورالله می فرستد؛ چنان که خدا به صراحت می فرماید: شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ؛ ماه رمضان همان ماه است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است؛ کتابى که مردم را راهبر و متضمن دلایل آشکار هدایت و میزان تشخیص حق از باطل است.(بقره، آیه ۱۸۵)

تفضل و منت خاص الهی به انسان با وجه اکرامی نام الهی «رمضان» به این خلاصه نمی شود که قرآن را در آن ماه و شب قدرش نازل کرده است(قدر، آیه ۱)؛ بلکه شبی عظیم در آن قرار داده که انسان می تواند در آن شب ماه مبارک رمضانش، یک شبه ره صد ساله را بپیماید و به جایی برسد که ابدیت را برای خویش بسازد؛ چنان که خدا می فرماید: لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ؛ تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ؛ سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ؛ شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است؛ در آن شب فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر کارى که مقرر شده است، فرود آیند؛ آن شب تا دم صبح صلح و سلام است.(قدر، آیات ۳ تا ۵)

هم چنین به عظمت این نام الهی، و اکرام و کرامتی که در آن است، خدا شرایط آرمانی را برای انسان قرار می دهد تا بتواند به اوج خویش برسد و درمقام خلافت الهی ظهور یابد و به عنوان اسم الله ، خلیفه الله در هستی شود. این شرایط آرمانی شامل محدودیت برای کسانی است که سد راه کمال یابی انسان می شود. امام باقر(ع) می فرماید: قَالَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یُقْبِلُ بِوَجْهِهِ إِلَى النَّاسِ فَیَقُولُ یَا مَعْشَرَ النَّاسِ إِذَا طَلَعَ هِلَالُ شَهْرِ رَمَضَانَ غُلَّتْ مَرَدَهُ الشَّیَاطِینِ وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أَبْوَابُ الْجِنَانِ وَ أَبْوَابُ الرَّحْمَهِ وَ غُلِّقَتْ أَبْوَابُ النَّارِ وَ اسْتُجِیبَ الدُّعَاءُ وَ کَانَ لِلَّهِ فِیهِ عِنْدَ کُلِّ فِطْرٍ عُتَقَاءُ یُعْتِقُهُمُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ وَ یُنَادِی مُنَادٍ کُلَّ لَیْلَهٍ هَلْ مِنْ سَائِلٍ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ اللَّهُمَّ أَعْطِ کُلَّ مُنْفِقٍ خَلَفاً وَ أَعْطِ کُلَّ مُمْسِکٍ تَلَفاً…؛  پیامبر خدا (ص) همواره چون به هلال ماه رمضان مى ‏نگریست، رو به قبله نموده و مى ‏فرمود: «اللهم اهله علینا بالامن و الایمان و السلامه و الاسلام و العافیه المجلله و الرزق الواسع و دفع الاسقام و تلاوه القرآن و العون على الصلاه و الصیام اللهم سلمنا لشهر رمضان و سلمه لنا و تسلمه منا حتى ینقضى شهر رمضان و قد غفرت لنا؛ خدایا این ماه را بر ما نو کن، با امنیت، ایمان، تندرستى، مسلمانى، عافیت سراپا، روزی فراوان، دفع بیماری، تلاوت قرآن و کمک بر نماز و روزه. خدایا ما را برای رمضان سالم نگهدار و ماه رمضان را برای ما، و بپذیر از ما، تا این که ماه رمضان به اتمام رسد، و ما را آمرزیده باشى. »(کلینی، کافی، ج ۴، ص ۶۷)

امام صادق(ع) نیز فرمود: «ان أبواب السماء تفتح فی رمضان، و تصفد الشیاطین، و تقبل أعمال المؤمنین، نعم الشهر رمضان؛ در ماه رمضان، درهای آسمان گشوده می شوند، شیاطین به بند کشیده می شوند و اعمال مؤمنان پذیرفته می شود. رمضان، خوب ماهی است! (کافی، ج ۴، ص ۱۵۷، ح ۲)

بازگشت به فطرت الهی در ماه مبارک رمضان

با درنگ و تعقل و تدبر در آن چه بیان شد، می توان دریافت که انسانی که در طول عمر یا دست کم در طول یکسال قبل از ماه مبارک رمضان، اگر با وسوسه های ابلیسی و شیطانی و هواهای نفسانی خویش با فجور، فطرت الهی وهدایت شده(طه، آیه ۵۰) خویش را دفن کرده و اجازه ظهور و بروز اسماء الله را در خویش نداده(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)، با شرایطی که اسم رمضان با دو وجه جلالی و اکرامی خویش برای انسان فراهم می آورد، می تواند به تزکیه نفس بپردازد و آن را بازسازی کند و تحت تعلیم و تزکیه الهی که از طریق وجه الله در مقام ظهور انجام می شود، فطرت از دست رفته را بازیابی و بازسازی کند تا دوباره تجلیات کامل وتمام خود را داشته باشد.

از همین روست که ماه مبارک رمضان را با ماه خودسازی و تزکیه و تعلیم دانسته اند که انسان با نور قرآن، نور ایمان و نور اعمال صالح و نور الله اولیای الهی، منور و روشن می شود.(بقره، آیات ۱۸۳ تا ۱۸۷؛ قدر، آیات ۱ تا ۵؛ دخان، آیات ۱ تا ۴ و آیات دیگر)

خدا در ماه مبارک رمضان با نام رمضان خویش، در وجه اکرامی با نام غفور بر انسان ظهور می کند، از همین روست که پیامبر(ص) در خطبه خویش پیش از آمدن ماه مبارک رمضان می فرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَکُمْ مَرْهُونَهٌ بِأَعْمَالِکُمْ فَفُکُّوهَا بِاسْتِغْفَارِکُمْ وَ ظُهُورَکُمْ ثَقِیلَهٌ مِنْ أَوْزَارِکُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا یُعَذِّبَ الْمُصَلِّینَ وَ السَّاجِدِینَ وَ أَنْ لَا یُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ؛  ای مردم، جان‌هایتان در گروی اعمال شماست؛ پس با طلب آمرزش از خدا، آن‌ها را از گرو خارج کنید.  پشت شما از بار گناهان سنگین است، پس با طولانی کردن سجده‌ها، آن را سبک کنید؛  و بدانید که حق تعالی به عزت خود سوگند یاد کرده است که نمازگزاران و سجده‌کنندگان در این ماه را عذاب نکند و در روز قیامت آن‌ها را از آتش دوزخ در امان دارد.

از نظر قرآن، استغفار، یکی از بهترین راهکارها برای زدودن این دست گناهان از زندگی انسان مؤمن و یکی از راهکارهای مهم برای برون‌رفت از مشکلات است؛ ضمن آنکه در آیات قرآن تأکید فراوانی بر آن شده است، چنان که خداوند در قرآن می‌فرماید: وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَ مَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ؛ اما (ای پیامبر) تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد؛ و (نیز) تا استغفار می‌کنند، خدا عذابشان نمی‌کند.» (انفال، آیه ۳۳)

هم چنین بنا بر آیات ۱۰ الی ۱۲ سوره نوح استغفار کردن علاوه بر جلوگیری از عذاب و بلا باعث ازدیاد روزی و تزریق برکت به زندگی خواهد شد؛ چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً، یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً؛ پس به آنان گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره بسیار آمرزنده است، تا بر شما از آسمان باران پی در پی و با برکت فرستد و شما را با اموال و فرزندان یاری کند، و برایتان باغ‌ها و نهرها قرار دهد.»

بلکه خدا در قرآن می فرماید بهره مندی از همه گونه حسنات دنیوی واخروی و هم چنین بهره مندی از همه تفضلات الهی که موجب رشد انسان تا تمامیت ظهور در اسماء الله می شود، در گرو و رهن استغفار است؛ چنان که خدا به این سر و راز الهی(نوح، آیات ۹ و۱۰) به عنوان محکم ترین حکمت های الهی اشاره کرده ومی فرماید:

الر کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ ؛ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِی لَکُمْ مِنْهُ نَذِیرٌ وَبَشِیرٌ ؛ وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَیُؤْتِ کُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ کَبِیرٍ؛ الف لام راء کتابى است که آیات آن استحکام یافته سپس از جانب حکیمى آگاه به روشنى بیان شده است که جز خدا را نپرستید به راستى من از جانب او براى شما هشداردهنده و بشارتگرم و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید تا اینکه شما را با بهره‏ مندى نیکویى تا زمانى معین بهره‏ مند سازد و به هر شایسته نعمتى از کرم خود عطا کند و اگر رویگردان شوید من از عذاب روزى بزرگ بر شما بیمناکم.(هود، آیات ۱ تا ۳)

به هر حال، بهار دوباره انسان همین ماه رمضان به ویژه شب قدر است؛ زیرا انسان با باران رحمت الهی که در قالب قرآن و غفران و اکرام برانسان نازل می شود، گویی رستاخیزی برای زمین مرده در رمضان سوزان تابستانی است که بارانی به هنگام ببارد و آن را بهاری کند و فطرت دوباره بر خیزد و جانی تازه گیرد؛ امام محمد باقر(ع) در این باره می فرماید: لکل شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان؛ هرچیز بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است. (اصول کافی، ج۲، «کتاب فضل القرآن» «باب نوادر» حدیث۹ و ۱۰) در این راستا در روایات درباره ختم قرآن در این ماه تأکید شده و مثلاً امام رضا(ع) در این باره فرمودند: من قرا فی شهر رمضان ایه من کتاب الله کان کمن ختم القرآن فی غیره من الشهور؛ هرکس در ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند مثل این است که در ماه های دیگر تمام قرآن را بخواند. (بحارالانوار ج۹۳، ص۳۴۶)

البته در باره ماه رمضان مطالب بسیار است و خدا برای آن ارزشی فراتر قرار داده که همگی از آن بهره مند شوند؛ چنان که یکی دیگر از ویژگی های این ماه آن است که ماه رمضان، ماه خداوند است. امام علی(ع) فرموده است: شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهری؛ رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است. (وسائل الشیعه، ج۷ ص۲۶۶، ح۳۲)

هم چنین جلوه رحمانی این ماه رمضان که تجلی وجه اکرامی نام الهی رمضان است، آن که این ماه رمضان، ماه رحمت قرار داده شده است. رسول خدا(ص) درباره این خصوصیت ماه رمضان فرمودند: هو شهر اوله رحمه و اوسطه مغفره و آخره عتق من النار؛ رمضان ماهی است که ابتدایش رحمت است و میانه اش مغفرت و پایانش آزادی از آتش جهنم. (بحارالانوار، ج۹۳، ص۳۴۲)