فضل الهی، احسان خدا در مقام اکرام

پیامبران

بسم الله الرحمن الرحیم

فضل الهی یک اصطلاح قرآنی است. این اصطلاح، ناظر به عطایای الهی به بندگان خاص خویش، فراتر از عطایای عادی و معمولی الهی است؛ زیرا واژه فضل به معنای «زیادت»، زمانی معنای می یابد که خدا افزون بر رحمانیتی که بر همه موجودات گسترانیده، در مقام «رحیمیت» چیزهایی را به شخص یا گروهی عطا نماید که زیادتر از مستحقّ آنان باشد.

حقیقت فضل الهی از نظر قرآن

واژه «فضل» در اصل به معنای زیاده بر حاجت است که موجب «تمیّز» و «تشخص» از دیگران می شود. راغب اصفهانی، آن را به معنای زیاده از اقتصاد و میانه روی دانسته است. از نظر او فضل الله به احسان و عطایی اطلاق می شود که عطای آن بر خدا لازم و واجب نباشد، اما خدا به اشخاصی به علل و عواملی عطا می کند.( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۶۳۹ ، «فضل».)

با نگاهی به آموزه های قرآنی که در آن مصادیقی از فضل الله هم چون اسلام، نبوت، بهشت، کتب آسمانی، نعمت هایی فراتر از رزق و روزی عادی و مانند آن ها بیان شده می توان دریافت که فضل الله، احسان و اکرامی بر بندگان است که فراتر از چارچوب عدل الهی به شخص یا گروهی می رسد؛ یعنی خدا در مقام عدل که برخاسته از رحمت رحمانی است، به هر کسی چیزی که بایسته و شایسته اش بخشیده و در حق کسی «ظلم و کم گذاری» نکرده است؛ اما به برخی از اشخاص یا گروه ها، عنایت خاص و ویژه مبذول داشته و از مقام احسان و اکرام که برخاسته از رحمت رحیمی اوست، عطایای خاص و ویژه ای دارد.

بنابراین، لازم و واجب بر پروردگار نیست تا «فضلی» داشته باشد؛ زیرا هر آن چه که خدا می بایست به عنوان خالق و رب العالمین در حق عالمین انجام داده، انجام داده و کم نگذاشته است؛ اما در حق این افراد یا گروه ها توجه و عنایتی خاص مبذول داشته که اگر نمی داشت نیز عیب و نقص نبوده است؛ زیرا در هر حال خدا، «سبوح من العیب و قدوس من النقص» است و همین معامله را با آفریده و مخلوقات خویش داشته و هر چیزی را به اکمال و اتمام رسانیده است.

مصادیقی از فضل الله

شاید بهتر باشد برای درک و فهم فضل الهی، مصادیق قرآنی فضل الله بیان شود که درک بهتری از حقیقت این مفهوم قرآنی داشته باشیم. البته از نظر قرآن مصادیق بسیاری برای فضل الله است که برخی از مهم ترین آن ها در این جا مطرح می شود:

  1. احکام شریعت: از مصادیق فضل الله می توان به احکام و قوانین اسلامی و شریعت اشاره کرد؛ زیرا بر خدا آن چه لازم بود، قرار دادن نرم افزار فطری بود که انسان را به سوی فلسفه و هدف آفرینش هدایت کند که همان عقل و قلب سلیم است که انسان رابه سوی خدا هدایت می کند؛ زیرا این نرم افزار به گونه ای طراحی شده که حق و باطل را شناخته و به سوی حق گرایش و از باطل گریزش داشته باشد(طه، آیه ۵۰؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ روم، آیه ۳۰)؛ اما از فضل الله است که خدا افزون بر آن هدایت باطنی و فطری، هدایت ظاهری رسولان را در قالب اسلام و شرایع و احکام آن برای انسان فرستاده است. این احسان و اکرام الهی در مقام رحیمیت است که ازآن به فضل الله می شود.(نور، آیه ۶؛ قصص، آیات ۷۲ و ۷۶)
  2. تزکیه نفس و اکمال دلها: این نیز یکی از مصادیق فضل الله است که در قرآن بدان توجه داده شده است؛ زیرا خدا بر اساس عدالت، نرم افزار باطنی و فطری را در هر موجودی از جمله انسان قرار داده است(طه، آیه ۵۰)، اما انسان ها به دلیل گرایش هواهای نفسانی قوای جاذبه و دافعه کم تر تحت تاثیر عقل و قلب سلیم قرار می گیرند و از آن رحمت رحمانی سود می برند که همه هستی را در بر گرفته است؛ از سوی دیگر بسیاری از مردم تحت تاثیر وسوسه های ابلیس و گام های شیطانی قرار می گیرند و از مدار هدایت فطری دور می شوند. این جاست که اگر فضل الله نباشد کسی تزکیه نمی شود و دل و جانش به سوی کمالات کشیده نشده و به رشد و نمو بایسته و شایسته اش نمی رسد. از همین روست که خدا در قرآن، از تزکیه نفس که از سوی خدا انجام می شود و حقیقت قلوب آدمی به کمالات می رسد، به فضل الله تعبیر کرده است.(نور، آیه ۲۱)
  3. فرقان و قدرت خاص تشخیص حق و باطل: از نظر قرآن، همه انسان ها به الهامات نرم افزار باطنی فطرت و عقل و قلب سلیم از قدرت تشخیص حق و باطل بلکه انگیزه مثبت گرایش به حق و گریزش از باطل برخوردار هستند؛ اما این نرم افزار به سبب گرایش های هواهای نفسانی ممکن است دفن و دسیسه و از کار بیافتد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) فضل الله موجب می شود که خدا در قالب نفس لوامه اجازه ندهد تا به سادگی این دفن و دسیسه انجام شود و با هشدارهای داخلی و بیرونی در قالب هدایت های فطری و تشریعی و انذارها می کوشد تا مردم به سمت تقوای الهی بروند و از فجور و عبور از خطوط قرمز دست بردارند. این گونه است که نرم افزاری در ذات انسان رشد و تقویت می شود که از آن به «فرقان» یاد می شود. این نرم افزار قدرت تشخیص حق و باطل و نیز گرایش و گریزش را تقویت می کند و شخص به نوعی بصیرت خاص دست می یابد. خدا از این فرقان به فضل الله یاد کرده است.(انفال، آیه ۲۹)
  4. نور باطنی: از دیگر مصادیق فضل الله می توان به نور ایمان اشاره کرد که در دلهای مومنان روشن می شود به طوری که این نور در هر جایی پیشگام در برابر انسان حرکت می کند تا نه تنها حق و باطل را تمییز و تشخیص دهد، بلکه به آن گرایش یا گریزش یابد.(حدید، آیات ۲۸ و ۲۹)
  5. غفران و تکفیر گناهان: این نیز از مصادیق فضل الله است؛ زیرا لازم نیست تا خدا کسی را ببخشد یا گناهانش را تکفیر کند و بپوشاند؛ اما خدا به فضل خویش نسبت به مردمان این گونه عمل می کند و کسی که توبه کند او را می بخشد و گناهانش را می پوشاند.(انفال، آیه ۲۹؛ حدید، آیات ۲۸ و ۲۹)
  6. ذلت در برابر مومنان و عزت بر کافران: از صفات برجسته مومنان این است که در برابر هم اهل تواضع و فروتنی و ذلت هستند، ولی در برابر دشمنان و کافران عزتمند. از نظر قرآن این نیز از فضل الله است که انسان را تا جایی بالا می برد که برای جذب و حفظ بیش تر باران رحمت الهی هم چون گودالی باشند که برکه برکت شوند؛ اما در برابر دشمنان و کافران از بلندی و بزرگی و سختی چنان برخوردار گردند که کسی نتواند در آن رخنه و نفوذ کند یا بر آن چیره و مسلط شود. (مائده، آیه ۵۴)
  7. برائت از شرک: شرک هر گونه همسان و هم سطح سازی چیزی با خدا است؛ این که کسی یا چیزی را در کنار خدا قرار دهیم. این بیماری حتی ممکن است در قلوب بسیاری از مومنان راه یابد.(یوسف، آیه ۱۰۶) از نظر قرآن، دست یابی قلب انسان به توحید محض و رهایی از انواع و اقسام و مراتب شرک، از فضل الله است که انسان می بایست شاکر چنین توحیدی باشد.(یوسف، آیه ۳۸)
  8. جهاد در راه خدا: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مرگ انسان به «اجل» است و تا پیمانه انسانی پر نشود، مرگی برای او نیست؛ اما بسیاری از مردم گرفتار همان شرک خفی و نهان هستند و گمان می کنند که مرگ به بیماری یا جهاد یا مانند آن ها است. از همین روست که از جهاد همانند بیماری واگیر می ترسند و به میدان جهاد نمی روند؛ اما باید گفت که از فضل الله است که شخص توفیق جهاد پیدا کرده و به میدان جهاد گام گذارد.(مائده، آیه ۵۴)
  9. رفاقت با مُنعَم عَلیِهم: یکی از درخواست هایی که مومنان روزانه از خدا در نماز می خواهند، بهره مندی از هدایت الهی و قرار گرفتن در صراط مستقیم کسانی است که خدا به آنان نعمت های خاصی را ارزانی کرده است.(حمد، آیات ۶ و ۷) این نعمت های خاص شامل قرار گیری در جرگه مومنان پیامبر(ص)، پیامبران، صدیقین، شاهدان و شهیدان و صالحین است؛ چرا که از نظر قرآن، رفاقت در دنیا با آنان و محشور شدن با ایشان در آخرت از مصادیق بارز و مهم فضل الله است.(نساء، آیات ۶۹ و ۷۰)
  10. حِکمت عملی: حکمت از واژه حُکم به معنای قطعیت در اعتقادی یا کاری است که بر اساس هدف متعالی سامان یافته است. انسان حکیم کسی است که در رفتارها و کردارها بر اساس فلسفه الهی گام بر می دارد و زندگی می کند. از نظر قرآن، هر کسی که حکمت های الهی را در جان و رفتار خویش تحقق بخشیده و از شرک و تکبر و عجب و غرور به توحید و تواضع و احسان و اکرام رسیده است.(اسراء، آیات ۲۲ تا ۳۹؛ لقمان، آیات ۱۳ تا ۲۲؛ بقره، آیه ۲۶۲) از نظر قرآن از مهم ترین مصادیق فضل الله می توان به حکمت الهی اشاره کرد که به هر کسی داده نمی شود و اگر داده شود خیر کثیر و فضل الله خاص است.(نساء، آیه ۱۱۳؛ جمعه، آیات ۲ و ۴)
  11. خیر: نعمت ها به دو دسته تقسیم می شوند، آنهایی که برای آزمون و ابتلاء و فتنه است؛ و آنهایی که به عنوان فضل الله خاص به اشخاص تعلق می گیرد که از آن به خیر یاد می شود؛ خیر هر چیزی است که با شخص مناسب و متناسب است و او را به کمالی می رساند و شخص از آن نعمت به خوبی بهره مند می شود. از نظر قرآن، خیرالهی از مصادیق فضل الله است.(بقره، آیه ۱۰۵)
  12. رحمت رحیمی: از مصادیق مهم فضل الله رحمت های رحیمی الهی هم چون خیر و نبوت و اسلام و نور ایمان و مانند آن ها است که خدا به عنوان رحمت مختص و اختصاصی از آن تعبیر کرده است.(بقره، آیه ۱۰۵؛ آل عمران، آیه ۷۴؛ حدید، آیات ۲۸ و ۲۹)
  13. رسالت پیامبر مکرم(ص): از فضل الله خاص به بشریت بهره مندی از رسالت پیامبر مکرم و معظم (ص) است که انسان را به عالی ترین سطح از انسانیت رسانیده و آنان را در مقام اتمام مکارم اخلاقی جا داده است.(بقره، آیات ۹۰ و ۱۰۵؛ آل عمران، آیات ۷۳ و ۷۴؛ نساء، آیات ۵۴ و ۱۱۳ و آیات بسیار دیگر)
  14. شهادت: از دیگر مصادیق فضل الله می بایست به مقام شهادت و سرور و شادی است که به شهادت به شخصی می رسد. این شهادت موجب می شود که شهید به آرامش و آسایش مطلق برسد و از هر گونه حزن و خوفی در امان ماند.(آل عمران، آیات ۱۶۹ و ۱۷۰)
  15. عافیت و سلامتی مجاهدان: عافیت و سلامت مجاهدان در میدان جهاد همانند شهادت آنان برخاسته از فضل الله است؛ زیرا این خدا است که می تواند در بیمار بلا و مصیبت کسی را از بلایا و مصیبت ها و زخم و غم و مانند آن حفظ کند و این تنها برخاسته از فضل الله است.(آل عمران، آیات ۱۷۲ و ۱۷۴)
  16. روحیه شجاعت و عزت: این که انسانی در میدان جهاد و شهادت از روحیه شجاعت برخوردار باشد و با عقلانیت همراه با هیجانات عقلی بتواند مجاهدت نماید و تحت تاثیر سخنان و تعرضات و تعریضات تغییر روحیه و رویه ندهد، همه این ها برخاسته از فضل الله نسبت به این افراد است که می بایست شاکر چنین روحیه و رویه ای باشند.(مائده، آیه ۵۴)
  17. علوم و معارف الهی: همان طوری که تزکیه نفس از سوی خدا و مظاهرش انجام می شود، هم چنین تعلیم علوم و معارف الهی تنها به دست خدا و مظاهر اکمل و اتم او یعنی معصومان(ع) خواهد بود. این که شخص بتواند به دست خدا و مظاهرش تعلیم و تزکیه یابد همه از فضل الله نسبت به اوست.(جمعه، آیات ۲ و ۴)
  18. علوم خاص پیامبر(ص): از نظر قرآن برخی از علوم و معارفی که به پیامبر(ص) داده شده، از علومی است که هرگز از طریق عادی و معمولی دست یافتنی نیست. این از فضل الله بر ایشان بود که از این علوم و معارف خاص بهره مند شده است.(نساء، آیه ۱۱۳)
  19. قدرت و حکومت: از نظر قرآن، حکومت و قدرتی که در اختیار افراد قرار می گیرد از مصادیق فضل الله است. این که شخص بتواند بر امتی حکمرانی کند یا کارهایی چون بهره گیری از جنیان و پرندگان و مانند آن ها همه از فضل الله است.(نمل، آیه ۳۸؛ نمل، آیات ۱۶ و ۴۰)
  20. عشق و محبت الهی: از نظر قرآن، عشق و محبت الهی نسبت به افراد انسانی به ویژه مومنان از مصادیق فضل الله است.(مائده، آیه ۵۴) جلوه های این محبت را می بایست در محبت به خدا و قرآن و معصومان و نفرت نسبت به کفر و شرک و عصیان و فسوق و مانند آن ها جست و جو کرد.(همان؛ حجرات، آیات ۷ و ۸)

البته باید توجه داشت که از نظر قرآن، فضل الله در یک سطح و مرتبه نیست، چنان انسان ها نیز در بهره مندی از فضل الله نیز یک سطح نیستند؛ به عنوان نمونه فضل الهی در سطح پیامبری را نمی توان با فضل الله در مسایل اقتصادی یکسان یافت؛ چنان که فضل الله درباره همان پیامبری یا رزق نیز در یک سطح به افراد نمی رسد و انسان ها متفاوت هستند.(آل عمران، آیات ۷۳ و ۷۴؛ مائده، آیه ۵۴ و آیات دیگر)

عوامل بهره مندی از فضل الله

فضل الله، زیادتی از سوی خداست؛ بنابراین، اگر از مقام احسان و اکرام و رحمت رحیمی است، شاید گفتن عوامل بهره مندی بی معنا باشد؛ ولی باید توجه داشت که فضل الله دارای اقسام و انواع گوناگونی است که برخی از آن ها به ظاهر بدون هیچ حکمت و علتی است؛ و برخی نیازمند علت و حکمت است. اما اگر کمی دقت کنیم در می یابیم که حتی آن ها که به ظاهر بی علت و بی حکمت هستند، نمی تواند بی حکمت و علت باشد؛ اما برخی از آن ها را انسان می بیند و برخی را نمی بیند. از سوی خدا اگر به کسی اکرامی می کند، بر اساس مشیت الهی است که آن در ساختار حکمت ساماندهی شده است؛ زیرا هرگز مشیت الهی بدون حکمت نیست.

به هر حال، به نظر می رسد که فضل الله زمانی به کسی می رسد که مشیتی بر اساس حکمت و علت وجود داشته باشد. در قرآن به برخی از مهم ترین اموری که دخالتی در بهره مندی ازفضل الله دارد، اشاره شده که اموری چون اطاعت از خدا و پیامبر(نساء، آیات ۶۹ و ۷۰)، تمسک به خدا و قرآن و رسول الله(نساء، آیات ۱۷۴ و ۱۷۵)، انفاق از مال طیب و حلال(بقره، آیات ۲۶۷ و ۲۶۸)، ایمان(نساء، آیات ۱۷۳ و ۱۷۵؛ روم، آیه ۴۵؛ شوری، آیه ۲۶)، عمل صالح(همان؛ نور، آیات ۳۷ و ۳۸؛ فاطر، آیات ۲۹ و ۳۰)، تقوای الهی(انفال، آیه ۲۹؛ حدید، آیات ۲۸ و ۲۹)، دعا و نیایش (نساء، آیه ۳۲) و مانند آن ها اشاره کرد.