فشار سوگیری محبوبیت اجتماعی بر مومنان

بسم الله الرحمن الرحیم

مومنان هماره از همه جهات تحت فشار قرار هستند؛ زیرا لازمه ادعای ایمان، ورود به ابتلائات و فتنه ها است که اگر برای کافران و منافقان سالی، یک یا دوبار اتفاق بیافتد، برای مومنان همه روزه و همه جانبه و همه گیرانه است. فشارهایی که موجب می شود تا صادق از کاذب، مومن از منافق از هم بازشناخته شود و ظرفیت های بی مانندی برای مومنان واقعی در عرصه های گوناگون از درونی و برونی، مادی و معنوی، ظاهری و باطنی، و دنیوی و اخروی فراهم آید و کمالاتی ایجاد یا به تمامیت برسد.

یکی از مهم ترین فشارهایی که در قالب ابتلائات و فتنه های الهی برای مومنان است، فشارهای اجتماعی است که بسیاری از مردم عادی را از حرکت در مسیر حق یا استمرار در آن باز می دارد. از جمله فشارهای اجتماعی می توان به فشار سوگیری مطلوبیت و محبوبیت اجتماعی اشاره کرد که حتی مسلمانان را از انجام مناسک دینی و ابراز مواضع حق باز می دارد و به سکوت یا حتی مخالفت ظاهری با احکام شرعی وا می دارد. این گونه است که بسیاری از مسلمانان تحت فشارهای اجتماعی و محیطی، یا دربرابر مثلا حکم قصاص یا جهاد یا ازدواج موقت یا تعدد زوجات یا احکام نشوز یا حتی ارث و مانند آن ها به سکوت معنادار می کشاند یا گاه حتی همراهی و همدلی آنان با مخالفان این احکام را موجب می شود. نویسنده در این مطلب بر آن است تا نگره قرآن را در باره این فشارهای اجتماعی بر مسلمانان و مومنان تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فرق شخصیت مومن از غیر مومن از نظر قرآن

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، شخصیت هر انسانی بر اساس عوامل گوناگون شکل می گیرد. البته میزان تاثیرگذاری عوامل در شخصیت در یک سطح و اندازه نیست؛ بنابراین اگر در شکل گیری شخصیت انسان، اموری چون وراثت، تربیت و محیط اجتماعی نقش دارد(نوح، آیه ۲۷)، این عوامل در یک سطح و اندازه در شخصیت سازی تاثیر ندارد، بلکه برخی قوی تر و برخی سست تر و ضعیف تر است.

شخصیت ها از نظر سنی نیز در یک سطح از ثبات و تزلزل نیستند؛ بلکه نوجوانان و جوانان در شخصیت متزلزل تر نشان می دهند؛ زیرا ثبات شخصیتی نگرفته و شخصیت آنان تثبیت نشده است؛ اما در سنین بالاتر از چهل سال، بسیاری از انسان ها دارای شخصیتی تثیبت شده اند که تغییر در آن بسیار سخت و دشوار است؛ زیرا بیشتر مردم در این سنین به رشد رسیده و از نوعی عقلانیت برخوردار هستند و از سفاهت و جهالت متاثر از عوامل شناختی و رفتاری رها شده اند.(احقاف، آیه ۱۵)

البته برخی از مردم به همان سفاهت خویش باقی می مانند و راه رشد را نمی یابند؛ و این گونه است که شخصیتی سست و متزلزل و در حال نوسان و تذبذب دارند و با هر بادی به هر سو می روند و در عمل و رفتار گرفتار تردید هستند.(نساء، آیه ۱۴۳)

از نظر قرآن، شخصیت هر انسانی که شاکله وجودی و هویتی او را شکل می دهد، عنصر اساسی در زندگی دنیوی و اخروی و نیز شخصی و اجتماعی هر فرد است؛ زیرا اعمال هر انسانی با خاستگاه شخصیت اوست.(اسراء، آیه ۸۴) بنابراین، اگر شخصی، دارای ثبات شخصیت باشد، افکار و رفتارش نیز از ثبات برخوردار بوده و می توان بر آن شخصیت تکیه کرد و قابل اعتماد اجتماعی نیز است؛ در برابر افرادی که دارای شخصیت متزلزل و متغیر و بی ثباتی هستند، افراد غیر قابل اعتمادی هستند و نمی توان در اجتماع از آنان برای مسئولیت ها و نقش های اجتماعی بهره گرفت. بنابراین، همان طوری که همسر خوبی نیستند، کارگر یا مسئول خوبی در نقش اجتماعی نیستند و نمی توان به آنان تکیه و اعتماد کرد و مثلا بر اساس آن طرح و برنامه ای اجرا کرد؛ زیرا در میدان عمل، دست آدم را در پوست گردو می گذارند و کارها به سرانجام نمی رسد.(نساء، آیه ۱۴۳؛ توبه، آیه ۴۷)

از نظر قرآن، کسانی که دارای ثبات شخصیت هستند، سوگیری های آنان بر اساس افکار و عقایدی است که از ثبات برخوردار بوده و تغییر نمی پذیرد؛ بنابراین، همان طوری که از نظر فکری به ثبات رسیده اند و عقیده ای را برگزیده اند، هم چنین در مقام عمل، دارای عزم جدی بوده و در کارها صبر و شکیبایی می ورزند تا به هدف برسند و مقصود را در مقصد تحقق بخشند؛ اما در برابر شخصیت های متزلزل، در سوگیری ها متزلزل هستند و متاثر از فشارهای درونی و بیرونی افکار و رفتار خویش را تغییر می دهند. بنابراین، غیر قابل اعتماد و غیر قابل پیش بینی هستند.

خدا در قرآن تفاوت مومنان را از مسلمانان در همین عنصر می بیند؛ زیرا شخصیت مومنان به دنبال آزمایش های بسیار و فتنه ها و ابتلائات گوناگون در قالب شرور و خیرات، شکل گرفته است و تحت تاثیر عوامل درونی هم چون هواهای نفسانی، یا بیرونی هم چون وسوسه های شیطانی، تغییر نمی کند، بلکه تحت فشارهای سخت محیطی و اجتماعی، افکار و رفتارشان محکم تر و استوارتر می شود و درجه ایمانی آنان ازدیاد و شدت می یابد.(احزاب، آیه ۲۲؛ فتح، آیه ۴؛ حجرات، آیه ۱۴)

در برابر این گروه که دارای ثبات شخصیت هستند، گروهی از مسلمانان سست ایمان و منافقان هستند که دارای شخصیتی متزلزل بوده، تا جایی که در برابر فشارهای بیرونی سوگیری های متغیری دارند؛ این گونه است که آنان پیوسته انتظار می‌کشند و مراقب مومنان هستند تا اگر فتح و پیروزی نصیب آنان گردد، بگویند: آیا ما با شما نبودیم پس ما نیز سهیم در افتخارات و غنائم هستیم! و اگر بهره‌ ای نصیب کافران گردد، می‌گویند: آیا ما شما را تشویق به مبارزه و عدم تسلیم در برابر مومنان نمی‌کردیم! پس با شما در پیروزی سهیم خواهیم بود!(نساء، آیه ۱۴۱)

خوشحالی و بدحالی این گروه از مسلمانان به خوبی نشان می دهد که تا چه اندازه تحت تاثیر محیط اجتماعی و آثار آن هستند؛ چنان که خدا می فرماید: «إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکَ مُصِیبَهٌ یَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ یَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ؛ هرگاه نیکی به تو رسد آنها را ناراحت می‌کند، اگر مصیبتی به تو رسد می‌گویند ما تصمیم خود را از پیش گرفته‌ ایم و باز می‌گردند در حالیکه خوشحالند.»(توبه، آیه ۵۰)

فشارهای اجتماعی در سوگیری ها

سوگیری یا سوگرایی، تمایل به جانبداری از یک نظریه یا قضیه بدون بررسیِ درستی یا نادرستی آن است و با خودداری و امتناع از در نظر گرفتن دیدگاه‌های جایگزین منطقی همراه است. سوگیری غالباً به‌طور ناآگاهانه در داوری شخص اثر می‌گذارد و غالباً به سوءتفاهم و تعارض می‌انجامد. افراد می‌توانند در دفاع یا در برابر یک فرد، قومیّت، ملّت، مذهب، طبقهٔ اجتماعی، حزب سیاسی و اُلگوهای نظری و ایدئولوژیک در حوزه‌های علمی دچار سوگیری شوند. سوگیری به‌معنی یک جانبه‌گرایی و فاقد دیدگاه بی‌طرفانه یا نداشتن یک ذهن باز است. سوگیری می‌تواند به شکل‌های مختلف نمود یابد و با پیشداوری و شهود مربوط است.(نگاه کنید: گروه واژه‌گزینی، جواد میرشکاری، ویراستار، دفتر هشتم، فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان، تهران، انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ذیل سرواژهٔ سوگیری؛ فرهنگ علوم رفتاری، علی اکبر شعاری نژاد، تهران، امیرکبیر، سال ۱۳۶۴)

از نظر قرآن، اگر شخصیتی شکل نگرفته باشد، گرفتار تزلزل های گوناگون در افکار و رفتار بر پایه عوامل تاثیرگذار درونی و برونی است.

مومنان به سبب ثبات شخصیتی هرگز در ابتلائات و فتنه ها از مسیر حق خارج نمی شوند و عزم جدی خویش را بر تحقق رضایت خدا قرار می دهند. بنابراین، فشارهای اجتماعی و محیطی هیچ گونه خللی در افکار و رفتار ایشان ایجاد نمی کند، بلکه همان طوری که گفته شد موجب ازدیاد ایمان می شود. (احزاب، آیه ۲۲؛ فتح، آیه ۴؛ حجرات، آیه ۱۴)

البته کافرانی نیز هستند که به ثبات شخصیتی رسیده اند و به هیچ وجه از کفر و رفتارهای ظالمانه خویش کوتاه نمی آیند؛ اما بیش تری مردم کسانی هستند که در میانه کفر و ایمان در تذبذب و نوسان هستند؛ آنان از نظر علمی گرفتار شک، و از نظر عملی گرفتار تردید هستند.

منافقان و سست ایمان ها از مسلمانان از جمله کسانی هستند که گرفتار تزلزل شخصیتی بوده و به ثبات نرسیده اند. آنان تحت تاثیر فشارهای محیطی افکار و رفتار خویش را تغییر می دهند.

از نظر قرآن، بسیاری از مردمان گرفتار سوگیریِ شناختی هستند؛ زیرا آنان گرفتار تکرار یا پافشاری اشتباه در اندیشیدن، ارزیابی، یادآوری یا دیگر فرایندهای شناختی و الگوی انحراف از معیارها و ملاک های برهانی – عقلانی در قضاوت هستند که به موجب آن نتایج استنتاجی، آنان نامعقول و سفیهانه است؛ ولی مدعی آن هستند که آن چه آنان نتیجه گرفته اند، عقلانی و عقلایی و در عمل مصلحانه و به دور از هر گونه فساد و افسادی است؛ در حالی که آنان به سبب «ختم قلوب» ناتوان از دریافت و ادراک حقایق هستی هستند و چیزی که ادراک می کنند ناقص، ناتمام بلکه وارونه است؛ زیرا ابزارها و منابع شناختی آنان گرفتار مشکل است.(بقره، آیات ۷ تا ۱۵)

بر اساس تعریف سوگیری شناختی می توان منافقان را در این گروه ساماندهی کرد؛ زیرا سوگیریِ شناختی الگویی است که در قضاوت و استدلال، انحراف ایجاد کرده و به موجب آن، نتیجه‌گیری‌هایی که در مورد سایر افراد و موقعیت‌ها انجام می‌گیرد ممکن است به شکلی غیرمنطقی صورت گیرد. افراد، «واقعیت اجتماعی ذهنی» شان را از طریق مشاهدهٔ ورودی‌ها شکل می‌دهند که درباره منافقان بر اساس ابزارهای ناقص شناختی است.(بقره، آیه ۷) شکل‌گیری «واقعیت اجتماعی» یک فرد هم چون منافقان که براساس همان ابزارهای ناقص شناختی شکل گرفته، رفتار وی در جامعه را دیکته می‌کند و نه ورودی‌های عینی او؛ از همین روست که منافقان خود را مصلحان و مومنان را مفسدان می بییند و این گونه با اسلام و مومنان تعامل و برخورد می کنند.

با نگاهی به افکار و عقاید و رفتار منافقان که در همین آیات ۷ تا ۱۵ و دیگر آیات آمده به سادگی می توان سوگیری شناختی را در آنان ره گیری کرد. سوگیری شناختی منافقان، در نهایت ممکن به تحریف ادراکی، قضاوت نادرست، تفسیر غیرمنطقی یا آنچه که به‌طور گسترده، بی‌خردی و سفاهت نامیده می‌شود، منجر شود که خدا به صراحت آنان را بی شعور و سفیه معرفی کرده است.(همان)

سست ایمان ها در میان مسلمانان نیز گرفتار همین سوگیری هستند. آنان بیش تر در دام چیزی می افتند که اصطلاحا لنگر انداختن است؛ یعنی سوزن آنان به همان اولین چیزی که می شنوند یا می بینند «گیر» می کند و از آن تجاوز نمی کند. این گونه است که تحت تاثیر تبلیغات سوء منافقان که با شواهد ظاهری همراه است، دست به انتخاب می زنند و کسی یا چیزی را بر می گزیندند که به اصطلاح در وهله نخست شنیده یا دیده اند. همین امر موجب همراهی سست ایمان ها با منافقان می شود.(احزاب، آیات ۶۰ تا ۶۳)

در سنجش رفتارها و تحلیل آنها نمی توان تنها با حوزه سوگیری شناختی بسنده کرد که حوزه روان شناختی است، بلکه می بایست به حوزه بیرونی هم چون فشارهای محیطی نیز توجه کرد؛ زیرا بسیاری از مردم به سبب آن که محبوبیت اجتماعی خویش را از دست ندهند، به گونه ای رفتار می کنند که مطلوب و محبوب دیگران باشند. این فشار سنگین محیطی و اجتماعی موجب می شود که سوگیری ها مردم تنها مربوط به حوزه شناختی نباشد، بلکه مبتنی بر تعامل دیگران نسبت به آنان باشد.

وقتی شخص تحت فشار گفتمانی محیط زیست اجتماعی خویش باشد، رفتارها و انتخاب هایی از خود نشان می دهد که مطابق عقاید و افکار او نیست.

مثلا وقتی از شخصی پرسش می شود به چه کسی رای می دهی؟ اگر در محیطی باشد که گرایش به حزبی داشته باشند، یا سکوت می کند، یا می گوید: هنوز انتخابی نداشته است، یا می گوید: شاید به فلانی رای دهم؛ که اکثریت افراد آن محیط پرسش و پاسخ را تشکیل می دهند.

در حقیقت این شخص، حقیقت انتخاب خود را نهان کرده است؛ زیرا می ترسد که محبوبیت اجتماعی خود را از دست بدهد یا از سوی دیگران به سفاهت، جهالت، مرتجع یا مانند آن ها شناخته یا قلمداد شود و مورد سرزنش دیگران قرار گیرد یا از محیط اجتماعی طرد شود. این شخص ممکن است در نهان به همان گزینه خویش رای دهد، اما در جمع حقیقت را بیان نمی کند و آمارگیری و سنجش افکار عمومی را به خطا سوق می دهد.

در احکام شرعی بسیاری از مسلمانان چنین مواضعی را در پیش می گیرند، این گونه است که وقتی در جمله به ظاهر روشنفکری قرار می گیرند، یا می گویند قصاص را به این شکل قبول ندارند، یا شاید تفسیری درستی از قصاص ارایه نشده است یا قانونی است که در گذشته مناسب بود و امروز با توجه به شرایط باید تعطیل شود یا این که این نوع از احکام جزو ثابتات اسلام نیست بلکه قوانین متغیر است.

کسانی که می ترسد که وجه و اعتبار اجتماعی ایشان با طرفداری از حکمی از احکام اسلام مخدوش شود یا از محبوبیت آنان کاسته گردد، تحت فشار محیط اجتماعی، سوگیری اعتقادی و رفتاری خاصی را نشان می دهد که می تواند با آن چه واقعا بدان اعتقاد دارند یا رفتار می کنند، در تضاد باشد.

البته از نظر قرآن، منافقان تحت فشار محیط اجتماعی یا منافع خاصی که در نظر دارند، به کتمان عقاید و افکار خویش می پردازند که البته چون این نفاق علیه حقیقت است، باطل است، اما مومنان نیز گاه در شرایطی مشابه قرار می گیرند و چون در اقلیت قرار هستند ممکن است سوگیری مطلوبیت و محبوبیت اجتماعی از خود بروز دهند تا فشار گفتمان محیطی را بر خویش کاهش دهند. این همان روشی است که به «تقیه» از آن یاد می شود.(نحل، آیه ۱۰۶)

این بدان معنا است که انسان ها در موقعیت های اجتماعی رفتارهای گوناگونی از خود بروز می دهند؛ پس این گونه نیست که کافران به سبب اعتقاد به کفر هماره کفر خویش را آشکار و علنی کنند، بلکه ممکن است در قالب نفاق آن را بروز دهند؛ چنان که مومنان نیز هماره بر اساس اعتقاد خویش عمل و رفتار نمی کنند، بلکه گاه با تقیه با مساله در موقعیت های خاص برخورد می کنند. این همان تاثیر فشارهای اجتماعی بر رویکردها و عملکردها و رفتارهای آدم است.

از نظر قرآن در قضاوت ها و تحلیل ها می بایست به موقعیت ها نیز توجه داشت(همان)؛ بنابراین، این گونه نباشیم که وقتی خودمان زمین خوردیم بگوییم که علت آن لیز بودن محیط بوده و اگر دیگری زمین خورد بگوییم که دست و پا چلفتی است. به سخن دیگر، خودمان را در موقعیت دیگری قراردهیم و آن چه برای خود نمی پسندیم برای دیگران نیز نپسندیم.

از نظر قرآن، تحلیل دقیق نسبت به رفتار دیگران نیازمند گردآوری همه اطلاعات است و گردآوری گزینشی اطلاعات نمی تواند تحلیل دقیقی از رفتار دیگران ارایه دهد. در باره رفتار مومنان و منافقان و کافران نیز می بایست این گونه عمل کرد. بنابراین، سوگیری اطلاعاتی که در قالب گزینش اطلاعات انجام می گیرد می تواند تحلیل و نتایج آن را مخدوش کند. این بدان معناست که در تحلیل رفتارها و سوگیری ها می بایست اطلاعات جامع گردآوری و تحلیل شود و به شواهد مبهم ارجاع داده نشود. این که شاید فلانی این مخالفت خویش را به سبب فشار محیطی اتخاذ کرده باشد، نمی تواند تمام حقیقت باشد؛ بلکه ممکن است گوشه ای یک حقیقت باشد.

بنابراین، وقتی ما از فشار سوگیری محبوبیت و مطلوبیت اجتماعی بر مومنان سخن به میان می آوریم، به این معنا نیست که به قطع تحت تاثیر این مساله و موضوع سوگیری داشته است؛ بلکه این می تواند نشان دهد که محیط اجتماعی نیز یکی از عوامل تاثیرگذاری در سوگیری های افراد است.

البته باید توجه داشت که از نظر قرآن، ایمان و کفر دارای شدت و ضعف بسیار است؛ بنابراین، همه مومنان و کافران در یک سطح از تثبیت شخصیتی نیستند؛ بلکه درجات ایمان و کفر بسیار زیاد است که بیان شد. بر این اساس، سوگیری های تحت تاثیر مطلوبیت یا محبوبیت اجتماعی نسبت به مومنان متفاوت است؛ برخی ممکن است که هیچ تحت تاثیر قرار نگیرند حتی همه قوم و قبیله علیه آنان باشد؛ زیرا برای آنان رضایت خدا از همه امور مهم تر و اساسی تر است و محبت خدا را بر محبت هر چیزی ترجیح می دهند: وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ (بقره، آیه ۱۶۵) ؛ اما برخی دیگر که در این درجه از ثبات شخصیت نیستند، ممکن است تحت تاثیر فشارهای محیطی قرار گیرند و رفتارهای خویش را تغییر دهند. البته این تغییر در رفتار ممکن است بر اساس تقیه یا توریه یا مانند آن باشد یا ممکن است بر اساس تغییر واقعی باشد. از همین روست که نمی توان بر اساس یک تغییر رفتار مقطعی به قضاوت پرداخت؛ زیرا ممکن است این رفتار متاثر از فشار محیطی در سطح ضعیف و محدود باشد. این گونه است که خدا در سنجش و ارزیابی و داوری نسبت به عملکردهای انسان ها به «سرّ، خفی و اخفی» آنان توجه دارد همان طوری که به علن و آشکار.(طه، آیه ۷؛ سجده، آیه ۱۷)

امروز در جامعه بسیاری از مردان از خواندن نماز جماعت یا آشکار شدن عقاید خویش سرباز می زنند یا زنان و دخترانی که تحت فشار محیطی حجاب خویش را تغییر داده و رفتارهایی را انجام می دهند که حتی خلاف اسلام است.