فرهنگ هدفمندی یارانه ها ازمنظر آموزه های قرآن(3)

yaraneh_thumbآثار فرهنگی و رفتاری طرح هدفمندی یارانه ها

در دو بخش گذشته از این سلسله مطالب درباره واژه های «عدالت» و «قسط» در قرآن و تأکید اسلام بر اصل گردش سالم ثروت و سرمایه در اقتصاد و تشریح برخی از اصول اقتصادی اسلام و پاره ای از آثار اقتصادی طرح هدفمندی یارانه ها سخن گفته شد. در آخرین بخش از این مباحث پیرامون آثار و شاخص های فرهنگی طرح مزبور بحث و بررسی شده که اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.

هدفمندی یارانه ها ، توزیع عادلانه و یا مساوی ثروت؟

شاید برخی بر این باور باشند که هدف از طرح هدفمندی یارانه ها و کمک های دولتی از منابع ملی، به معنای توزیع فراگیر ثروت باشد به گونه ای که همگان از منابع ملی و ثروت عمومی، یکسان و مساوی بهره مند شوند. و لذا در تمثیل هدفمندی یارانه ها آن را همانند آب نهری تجسم می کنند که با ایجاد سد و مدیریت آب، با لوله کشی و تقسیم عادلانه و قطره چکانی، همه درخت های یک بوستان از آن بهره مند می شوند بی آن که هیچ درختی بی بهره از آب ماند و یا کم تر از دیگری به آن برسد.

تحلیل این نگرش بر این پایه است که اگر آب این گونه مدیریت نشود، نه تنها هرز می رود و بخش اعظم آن توسط درختان و علف های انگلی همانند قاچاق ثروت و کالا از مرز باغ بیرون می رود و هیچ سودی عاید باغ نمی گردد، بلکه برخی از درختان به سبب نزدیکی به نهر و دیگر شرایط محیطی بیش از دیگر درختان بهره مند می شوند و برخی دیگر اصولا همانند دست به دست کردن یخ، نصیبی جز هیچ و پوچ نمی برند.

این گونه نگرش به هدفمندی، تفسیری نادرست از مفهوم عدالتی است که در آموزه های قرآنی به ویژه آیه ۲۵ سوره حدید و مانند آن بر آن تاکید شده است و همگان از جمله توده های مردم و دولت موظف به قیام اجرایی آن با بهره گیری از قانون مکتوب و میزان درست سنجش حتی از طریق قدرت سخت و زور شده اند؛ چرا که مفهوم عدالت به معنای تقسیم مساوی و بهره مندی یکسان و برابر نیست، بلکه به معنای بهره مندی هر یک از افراد جامعه به اندازه نیاز و مناسب با شرایط زیستی آن است.

اگر بخواهیم به تمثیل نهر آب و باغ باز گردیم می بایست توجه داشت که در هر باغی، تنوع بسیاری در کیفیت خاک، تنوع گیاهی و مانند آن وجود دارد. برخی ازخاک ها از فقر شدید مواد غذایی و معدنی رنج می برند. برخی دیگر از خاک های بسیار آماده برای کشت و زرع و سرشار از مواد معدنی هستند. از نظر گیاهان می توان درختانی را یافت که دارای ریشه های سطحی یا عمیق هستند که از اعماق خاک نیز از مواد غذایی و آب بهره مند می شوند. برخی تاک و رز و یا علف و بوته ها هستند و برخی چون درختان خرما می باشند. از نظر برگ نیز برخی دارای برگ های پهنی هستند که به سرعت آب از دست می دهند و آب بیش تری نیاز دارند، برخی دیگر، دارای برگ های سوزنی می باشند.

جامعه انسانی نیز همانند باغ و بوستان است و هرگز جامعه ای را نمی توان یافت که از نظر خاک و آب و درخت یکسان باشد تا بتوان گفت که با تقسیم برابر و یکسان، عدالت توزیعی اجرا می شود و هر کس باید به همان سهم و نصیب و قسط خود بسنده کند.

بنابراین با این همه تنوع از نظر برگ، ریشه، ساقه، خاک و مانند آن، هرگز باغبانی حکیم و خردمند را نمی توان یافت که به نظام عدالت تساوی و برابر رو آورد و بخواهد با نظام قطره ای همه درختان ریز و درشت و خاک مرغوب و نامرغوب را تغذیه کامل و مناسب کند و از نتیجه مطلوب نیز بهره مند شود.

بنابراین، مفهوم عدالت در هدفمندی یارانه ها و توزیع ثروت ملی، به معنای برخورداری افراد جامعه از موقعیت و وضعیت مناسب و بهره مندی متناسب هر یک از آنها با آن وضعیت است تا شرایط رشد و بالندگی برای همگان در جامعه فراهم آید و کسی از امکانات زمین و طبیعت دنیا بی بهره نماند.

هدفمندی یارانه ها، بهره مندی طبقات پایین جامعه از ثروت

از اصول اقتصادی اسلام که سلامت اقتصاد و جامعه را تضمین می کند، اصل گردش سالم اقتصاد با اجرای هدفمندی یارانه ها و کمک های نقدی و غیرنقدی دولت از منابع ملی و ثروت عمومی است.

خداوند در آیه ۷ سوره حشر، با اختصاص دهی بخشی از منابع و ثروت به عنوان «فی» و «انفال»، بر آن است تا دولت و نظام اسلامی بتواند شرایط زیستی عادلانه ای برای همه افراد امت و شهروندان فراهم آورد. از آن جایی که صاحبان ثروت از امکانات و قدرت بیش تری برای بهره مندی از ثروت برخوردارند، اگر ثروت و منابع عمومی جامعه مدیریت نشود، ثروت همواره در میان طبقه ممتاز و برتر جامعه یعنی ثروتمندان دست به دست می شود و گردش ناسالم و محدودی از ثروت تحقق می یابد. برای این که جریان گردش ثروت به گونه ای باشد که همه افراد جامعه بهره مند شوند، لازم است تا دولت با بهره گیری از همه امکانات، به توزیع عادلانه ثروت ملی و عمومی بپردازد.

اما مفهوم توزیع عادلانه ثروت ملی و عمومی به این معنا نیست که همه اقشار و طبقات اجتماعی بطور یکسان و برابر از ثروت ملی بهره مند شوند، بلکه جامعه هدف در طرح هدفمندی یارانه ها چنان که از همین آیه ۷ سوره حشر و آیات دیگر فهمیده می شود، اقشار ضعیف و آسیب پذیر جامعه از جمله مساکین، در راه ماندگان، ناتوانان و بینوایان است.

در این آیه برخی از اقشار به عنوان جامعه هدف از اجرای طرح هدفمندی ثروت ملی، مطرح شده اند که از جمله آن ها خدا، رسول و ذی القربی هستند. اما هنگامی که به آموزه های دیگر قرآنی مراجعه می شود، به خوبی معلوم می شود که مراد از این نام ها، شخص نیست بلکه شخصیت حقوقی است. به این معنا که بخشی از ثروت ملی و انفال در اختیار این سه شخصیت حقوقی قرار می گیرد تا در موارد خاص و پیش بینی شده هزینه شود. از جمله این که بخشی از اموال عمومی در اختیار دولت اسلامی گذاشته می شود تا در حوزه تبلیغ دین هزینه شود و بخشی نیز در اختیار رهبران دینی و اجتماعی و سیاسی قرار می گیرد تا بتوانند با بهره مندی از قدرت اقتصادی در کنار قدرت دینی و سیاسی و اجتماعی، اهداف عالی جامعه ایمانی را تحقق بخشند.

همان گونه که جمع کنندگان زکات به عنوان کارگزاران دولت بهره ای از زکات می برند تا به این کار مهم اقدام کرده و با گردآوری مالیات ها، بودجه ملی و ثروت عمومی را تامین کنند، همچنین شخصیت های حقوقی پیش گفته بخشی از ثروت ملی را در اختیار می گیرند تا در مسیر حکومت داری به کارگیرند. بنابراین مراد از ذوی القربی، همان امامان معصوم(ع) و در زمان غیبت، حاکم شرع و ولی فقیه است که به سبب منصب ولایت و امامت از حق ثروت عمومی و ملی برخوردار می باشند. از این رو اموالی که به عنوان منصب امام در اختیار هر امام معصومی قرار می گیرد، میان ورثه آنان تقسیم نمی شود و به امام بعدی واگذار می شود. همین مسئله در مورد مراجع و حکام شرع و ولی فقیه جاری است.

بنابراین، اموال عمومی به دو بخش عمده دسته بندی می شود، بخشی به اقشار هدف در طرح هدفمندی یارانه ها و ثروت ملی داده می شود و بخشی در اختیار رهبران و دولت اسلامی باقی می ماند تا هزینه های جاری کشور و دولت را از طریق آن بپردازند و به عمران و آبادانی بخشهای مختلف جامعه اقدام کنند.

با اجرای طرح هدفمندی یارانه ها از ثروت ملی و دولت، تلاش بر آن است تا شرایط زیستی مناسب و عادلانه ای برای دیگر طبقات اجتماعی ضعیف از نظر اقتصادی رقم بخورد. از این رو خداوند ضبط و ثبت ثروت های عمومی در قالب «انفال» و «فی» و صرف آن را در طبقات آسیب پذیر جامعه به معنای گردش سالم اقتصاد در جامعه ایمانی معرفی می کند، زیرا در این صورت، ثروتمندان نمی توانند با مصادره و تصاحب اموال عمومی، ثروتمندتر شوند و شکاف طبقاتی روز به روز افزون تر گردد.

البته منابع ملی و ثروت عمومی، تنها از طریق ثبت و ضبط منابعی چون انفال و فی و غنایم و مانند آن، فراهم نمی آید، بلکه از طرق دیگری چون گرفتن مالیات و زکات و خمس نیز فراهم می گردد. به این معنا که دولت موظف است برای مدیریت اقتصاد و گردش سالم آن در جامعه، بخشی از ثروت و دارایی ثروتمندان را به شکل مالیات بگیرد و در اختیار فقیران جامعه قرار دهد. چنان که برخی از فقیهان گفته اند، زکات و خمس اختصاص به موارد گفته شده در آیات ندارد، بلکه زکات و خمس به همه درآمدهای شخص تعلق می گیرد. مالیات هم جای خود دارد که دولت در قبال خدماتی که ارائه می دهد می تواند مبالغی را به عنوان مالیات از افراد جامعه دریافت کند.

هم چنین خداوند بر ثروتمندان واجب و لازم دانسته است که بخشی از درآمد خویش را به طور مستقیم صرف نیازمندان و سائلان نمایند و با توجه به آیه۱۹ سوره ذاریات و آیات دیگر برمی آید که در درآمد هر شخصی، حقی برای این دو دسته وجود دارد.

به سخن دیگر، آموزه های اقتصادی و احکام و دستورهای آن، به هدف مدیریت ثروت و جریان اقتصاد سالم آن است تا هرگز گروهی به عنوان مرفهان بی درد واشرافیت دولتی و غیردولتی شکل نگیرد و ثروت و منابع زمین در اختیار همگان قرار گیرد.

هدفمندی یارانه ها و ریاضت اقتصادی

برخی بر این باورند که هدفمندی یارانه ها به معنای ریاضت اقتصادی است. ریاضت اقتصادی که در برابر انفتاح و انبساط اقتصادی به کار می رود، به معنای محدودسازی بهره مندی اقشار مختلف جامعه از ثروت و منابع مالی و انقباض آن است. هر چند که امکان دارد از طریق هدفمندی یارانه ها ریاضت اقتصادی نیز به نوعی و برای مدتی تحقق یابد، ولی هدفمندی یارانه ها و ثروت عمومی، در اصل به قصد بهره مندی بهتر و بیشتر طبقات پایین دست از ثروت ملی و عمومی است تا بدین ترتیب عدالت برقرارگردد.

البته ناگفته نماند که در طرح هدفمندی این مهم مورد توجه قرار گرفته است تا همان گونه که از گردش ثروت در دست ثروتمندان جلوگیری می شود، از هدر رفتن سرمایه ها و ثروت ملی نیز جلوگیری به عمل آید؛ زیرا با اجرای این طرح، نوعی الگوسازی مصرف نیز صورت می گیرد که به نوعی ریاضت اختیاری می انجامد.

به نظر می رسد که اگر انفال و ثروت عمومی، به درستی مدیریت نشود، نه تنها مورد سوءاستفاده ثروتمندان مرتبط با قدرت قرار می گیرد، بلکه در مسیر درست مصرف نمی شود و مصداقی از تبذیر، اسراف و ناسپاسی خواهد بود.

مردم، مجریان اصلی طرح هدفمندی یارانه ها

هدفمندی یارانه ها به معنای مدیریت اقتصاد و ثروت از تولید تا مصرف است. از این رو، همه بخش های زندگی انسان تحت تاثیر این طرح قرار می گیرد. همان گونه که منابع به درستی شناسایی می شود و ثروت ملی از طریق ضبط و ثبت انفال و گردآوری زکات و خمس و دیگر مالیات ها، افزایش می یابد، هم چنین با توزیع درست، جریان سالم اقتصاد گردش می یابد و رشد و نمو اقتصادی و شکوفایی آن را سبب می شود و با مصرف درست، از هدر رفتن ثروت جلوگیری به عمل می آید.

بخشی از مسئولیت هدفمندی یارانه ها برعهده دولت و رهبران جامعه است، ولی بخش عمده و اصلی آن بر عهده ملت و جامعه می باشد؛ زیرا بیش ترین مشکل در حوزه اقتصادی در مصرف گرایی و مصرف نادرست پدید می آید که ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با الگوی مصرف جامعه دارد.

از این رو بخش عمده آموزه های اقتصادی اسلام ناظر به چگونگی مصرف و ارایه الگوی صحیح و درست مصرف است.

خداوند در آیات بسیاری همواره بر مفهوم شکر نعمت و اجتناب از کفران آن تاکید می کند. شکر و سپاس از نعمت در مفهوم قرآنی فراتر از شکر نعمت به زبان است؛ زیرا مراد اصلی از سپاس در برابر کفران و ناسپاسی، عدم بهره گیری درست و مناسب از نعمت است.

از دیگر مفاهیم کلیدی در الگوسازی صحیح مصرف در آموزه های قرآنی می توان به اسراف اشاره کرد که به معنای خروج از اعتدال در مصرف و زیاده روی در آن است. خداوند در آیاتی از جمله آیه ۳۱ سوره اعراف بر لزوم بهره مندی درست از ثروت و مصرف درست و بهینه به دور از هرگونه اسراف و زیاده روی تاکید می کند. مراد از حرمت اکل و شرب اسرافی، هرگونه تصرفاتی است که مصداق اسراف باشد؛ زیرا در آیه به مصداق آشکار و روشن آن توجه داده شده که خوردن و آشامیدن است؛ ولی در حقیقت مراد هرگونه تصرفات اسراف گرایانه است؛ چنان که مراد از حرمت خوردن مال یتیم نیز، حرمت هرگونه تصرف در مال یتیم به قصد آسیب رسانی به اموال اوست. از نظر قرآن اسراف و زیاده روی در هر کاری حتی در امور اعتقادی جایز و روانیست. در امور اقتصادی اسراف از تولید تا مصرف حرام و ممنوع شده است.(انعام، آیه ۱۴۱ و نساء، آیه ۶ و آیات دیگر)

از آیه ۳۱ سوره اعراف بر می آید که حتی اسراف در زینت ها و بهره گیری خارج از اعتدال جایز نیست؛ زیرا در آیه هرگونه اسرافی روا دانسته نشده است. (المیزان و مجمع البیان، ذیل آیه)

از دیگر مفاهیم کلیدی دراین حوزه می توان به تبذیر اشاره کرد که به معنای ریخت و پاش و عدم استفاده از نعمت و ثروت است. این مفهوم را بارها در ضرب المثل: نه خود خورد نه کس دهد،گنده کند به سگ دهد، شنیده اید. خداوند درآیه ۲۶ و ۲۶ سوره اسراء هرگونه تبذیر و ریخت و پاش را گناه وحرام دانسته و این عمل را نشانه ای از همراهی و همفکری شخص با شیطان برشمرده و مبذران را به عنوان برادران شیطانی معرفی کرده است. انسان با تبذیر و عدم استفاده از نعمت،نه تنها کفران و ناسپاسی می کند بلکه زمینه ساز کفر می شود.

اعتدال و قناعت، راهکار کلیدی مصرف

اسلام بر دو مفهوم کلیدی اعتدال در مصرف و قناعت تاکید می کند. این دو شیوه مهم ترین الگوهای صحیح مصرف است که در آیات و روایات بسیاری بر آن تاکید شده است.

خداوند درآیه ۲۹سوره اسراء برلزوم رعایت اعتدال درمصرف اموال و امکانات در زندگی شخصی تاکید می کند و مالکیت خصوصی را مجوزی برای زیاده روی و خروج از دایره اعتدال نمی داند، زیرا برخی از مردم بر این باورند که اگر مال من است هرگونه که دلم خواست عمل می کنم. چنین نگاهی از سوی قرآن مردود دانسته شده است و انسان به صرف مالکیت نمی تواند هرگونه تصرفی درمال خویش داشته باشد. از این رو می توان گفت که زیاده روی و خروج از دایره اعتدال خط قرمز آزادی مالکیت وجواز تصرف است.

خداوند همچنین برلزوم رعایت میانه روی وپرهیز از افراط و تفریط دربهره جویی از مواهب و طیبات زمین تاکید می کند (سوره مائده، آیه ۸۷) علامه طباطبایی در ذیل آیه بر این باور است که احتمال دارد جمله «لاتعتدوا» توضیحی درباره «لاتحرموا طیبات ما أحل الله» باشد؛ یعنی از حلال ها استفاده کنید؛ ولی نه به گونه ای که از حد بگذرانید.(المیزان، ذیل آیه) بنابراین، هرگونه افراط و تقریط و خروج از اعتدال در بهره مندی و مصرف براساس این آیه نیز مجاز نیست و به عنوان خط قرمز در آزادی اقتصادی معرفی می شود.

البته از آیات دیگری که در باره حرمت و ممنوعیت اسراف و تبذیر وارد شده نیز می توان لزوم اعتدال در مصرف را به دست آورد.

معنی درست قناعت

قناعت به معنای کم مصرف کردن نیست، بلکه به معنای درست مصرف کردن و به اندازه نیاز است، مثلاً وقتی در اتاقی می توان با یک لامپ کم مصرف روشنایی را تامین کرد،استفاده چلچراغ نه تنها مصرف درست نیست، بلکه فراتر از اسراف نوعی تبذیر و از میان بردن سرمایه مهم انرژی است که همه بخش های اقتصادی بدان وابسته است. هدفمندی یارانه به شخص کمک می کند تا به اندازه و به جا مصرف کند و از هرگونه اتلاف ثروت و سرمایه و هدر دادن و اسراف آن خودداری کند.

قناعت واقعی آن است که شخص آن چه از ثروت و نعمت دراختیار دارد، به درستی از آن بهره گیرد و دست نیاز به سوی کسی دراز نکند که او را زیربار خرج اضافی ببرد از حضرت سلمان فارسی نقل شده است که روزی ابوذر را مهمان خود کرد. ابوذر گفت: ای کاش همراه این غذا، نمکی بود. از آن جایی که سلمان،نمکی درخانه نداشت،آفتابه خود را به گرو گذاشت و نمکی خرید. وقتی غذا تمام شد، ابوذر گفت: خدا را شکر که ما را از اهل قناعت قرارداد و به آن چه داشتیم خرسند و راضی کرد. سلمان گفت:این قناعت نبود که آفتابه من درگرو نمکی باشد.

قناعت درحوزه عمل به اصلاح الگوی مصرف به معنای آن است که شخص به آن چه دارد بسنده کند و دولت نیز از ثروت ملی برای کارهای بزرگ و مفیدی بهره گیرد که می تواند برای جامعه انجام دهد و آن را به رفاه اقتصادی و شکوفایی تمدنی برساند بی آن که برای انجام کارهای زیربنایی و زیرساخت تمدنی جامعه، دست استقراض به سوی دیگر کشورها دراز کند؛ بلکه با مدیریت منابع ملی، کشور را بسازد و آبادان گرداند.

پس از آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت که یکی از برنامه طرح ملی هدفمندی یارانه ها این است که فرهنگ پسندیده قناعت و صرفه جویی را در میان مردم و جامعه ترویج می دهد و آنان را به سمت خود کنترلی در مصرف سوق می دهد مضاف بر اینکه کمک خواهد کرد تا فرهنگ غلط و ضد دینی اسراف و ریخت و پاش در همه بخشهای مصرفی کم کم برچیده شود. همین امر موجب می شود تا از هدر رفتن ثروت ملی جلوگیری شود و افزون بر گردش صحیح ثروت درهمه طبقات و اقشار اجتماعی و بهره مندی همگان ازثروت زمین منابع ملی درهنگام مصرف مدیریت شود. دراین شیوه به شخص مالی داده می شود تا خود مدیریت کند و درمصارفی که برای شخص اهمیت دارد به کار برد. بنابراین، هرکسی با توجه به اهم و مهم کردن امور می تواند مصرف درست را بیابد و آن را هزینه کند.

دراین راستا مسئولان حکومتی و دولتی موظفند افزون بر ارائه الگوی مصرف به شهروندان و الگوسازی دراین زمینه، بر چگونگی مصرف شهروندان نیز نظارت داشته باشند و اجازه ندهند تا شهروندان الگوی نادرست مصرف را درپیش گیرند و آن را به یک فرهنگ تبدیل کنند. درحقیقت امر به معروف و نهی از منکر دامنه وسیع و گسترده ای دارد که شامل نظارت بر مصرف و الگوهای مصرف نیز می-شود.

بنابراین لازم است تا با فرهنگ سازی در این حوزه ها جامعه را به سوی اصلاح الگوی مصرف از طریق مدیریت یارانه ها هدایت کرد.