فرهنگ برادری در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

واژه برادری که در عربی از آن به اخوت تعبیر می شود، شامل پیوندهای نسبی و غیر نسبی مانند پیوند دینی می شود. البته در کاربردهای در فرهنگ عربی، هر گونه ارتباط پیوند چیزی با چیزی را اخوت می نامند و گاه حتی در متشابهات در چیزها به کار می رود.

آن چه از برادری معروف است همان برادری از جهت اشتراک در والدین است که البته برادر رضاعی نوعی از آن خواهد بود،‌اما فراتر از این گونه برادری می بایست به دوستان صدیق و همراهان همیشگی و به ویژه همفکران و همراهان مسلک و مذهب و مانند آن اشاره کرد که در اصطلاح برادر و اخ نامیده می شوند. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های اسلامی بر آن است تا فواید و کارکردهای برادری را در عرصه اجتماعی بیان نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اخوت اسلامی، استوارترین پیوند

اخوّت مصدر «أخ» و به معناى برادرى، دوستى و مصاحبت آمده است.( لسان‌العرب،‌ ابن منظور، ذیل واژه اخ؛ المیزان، ج۱۹، ص۲۱۱)

معناى اصلى و حقیقى «أخ» شریک در ولادت یا شیرخوارگى است که برادر نَسَبى و رضاعى را شامل مى‌شود. پس کاربرد این واژه در دیگر مفاهیم مانند هم قبیلگى، مشارکت در کار و صنعت، یا مشارکت در دین و دوستى، یا مشابهت در چیزی، کاربرد در معنای حقیقی و موضوع له نیست، بلکه در این موارد به‌صورت استعاره و مجاز به کار رفته است.( مفردات‌ الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۶۸ ذیل واژه اخ؛ الوجوه والنظایر، ج۱، ص۸۹‌)

در مفردات راغب آمده است: اصل در «أَخ» ، «أَخوْ» است و او کسى است که با دیگرى در تولّد از یک پدر و مادر و یا یکى از آن دو یا در شیر خوردن ، شریک باشد . این تعبیر در مورد هر گونه شریک در قبیله ، دین ، حرفه ، معامله ، دوستى و جز اینها ، به استعاره به کار مى رود .( مفردات ألفاظ القرآن : ص ۶۸)

این واژه در قرآن در معانی حقیقی و مجازی آن به کار رفته است؛ زیرا بررسى موارد کاربرد کلمه «أخ» و «اُخت» در قرآن و حدیث ، نشان مى دهد که این واژه ، در همان معانى لغوى آن ؛ یعنى انواع پیوندهاى نسبى و غیر نسبى استعمال شده است. در مجموع ، در قرآن ۸۲ بار کلمه «أخ» و مشتقّات آن ، و چهارده بار نیز واژه «اُخت» و مشتقّات آن ، به کار رفته است. از این رو، می بایست گفت که در فرهنگ قرآن، واژه اخ همان طوری که به معنای برادر نَسَبى و رضاعى است، در معنای برادر دینى نیز به کار رفته است.

به عنوان نمونه در آیه ۲۵ سوره مائده در معنای برادر نسبی، در آیه ۲۳ سوره نساء در برادری رضاعی، در آیه ۵ سوره احزاب در برادری دینی، آیه ۴۷ سوره حجر به معنای دوستی و مودت، در آیه ۵۰سوره هود به معنای پیوند قبیله ای، در آیه ۲۳ سوره هود به معنای مصاحبت ، در آیات ۴۸ سوره زخرف و ۳۸ سوره اعراف به معنای مشابهت ،‌ در آیه ۳۷ سوره اسراء‌ به معنای متابعت و پیروی، و در آیه ۱۱ سوره حشر به معنای هماهنگی به کار رفته است.

در این مطلب، مراد از برادری و اخوت همان معنای پیوند دینی است که در آیات قرآنی از جمله آیه ۱۰ سوره حجرات برای مسلمانان و مومنان تشریع شده است و خداوند از مومنان خواسته تا پیوند و اخوت دینی را که خداوند میان آنان برقرار کرده حفظ نمایند.

برادری و اخوت اسلامی که به حکم این آیه و آیات دیگر در میان مومنان وضع شده است، آثار حقوقی دارد؛ یعنی همان طوری که برادری نسبی و رضاعی آثاری چون احکام ازدواج و ارث را موجب می شود، آثار حقوقی و شرعی بر اخوت اسلامی بار می شود که باید آن ها را شناخت و از آن پیروی کرد.

تشریع اخوت اسلامی موجب می شود که فراتر از پیوند ها و نسبت های خونی و قبیله ای و نژادی، یک نسبت قوی تر در چارچوب ایمان و عقاید شکل گیرد؛ چرا که آن چه از نظر آموزه های اسلامی اصالت دارد و به عنوان وجه الله باقی و برقرار است همان اصل ایمان و آثار آن است. این پیوند موجب می شود که مانند همه انسان ها به دور از خون،‌ قبیله و نژاد و رنگ و جنس، یک پیوند روحی و معنوی ایجاد شود. در این پیوند برادری تفاوتی میان جنس زن و مرد نیست؛ زیرا اصالت به روح ایمانی داده شده که مشترک میان همگان است. این پیوند قوی ایمانی موجب می شود که انسان فراتر از نوع خود با انواع دیگر از موجودات نیز پیوند برادری و اخوت ببندد و حتی با جنیان بلکه فرشتگان اخوت پیدا کند.

ریشه این تفکر را می بایست در اصالت روح و ایمان جست و جو کرد؛‌ زیرا این امور است که وضعیت انسان را در دنیا و آخرت تعیین می کند. ارتباط روحی افراد با یک دیگر موجب پیوند قلبی و ایمانی می شود و همین پیوند در آخرت نیز خود را نشان می دهد و انسان ها را به دو دسته بهشتی و دوزخی تبدیل می کند؛ در حالی که در آخرت چون تن انسان ها بی واسطه والدین مستقیم از خاک ایجاد می شود(نوح، آیه ۱۷؛ و آیات دیگر) و همین علاقه و رابطه خونی و نسبی برداشته می شود و در آن زمان نسبتی جز ایمان باقی نمی ماند.(مومنون، آیه ۱۰۱ و آیات دیگر)

در روایات نیز بر این نکته تاکید می شود که دین چیزی جز حب و بغض نیست(آل عمران، آیه ۳۱؛ تفسیر العیّاشی : ج ۱ ص ۱۶۷ ح ۲۷) و این که همین دوستی و دشمنی دینی است که پیوندهای واقعی و قوی تر از پیوندهای نسبی و خونی را ایجاد می کند. پیامبر(ص) می فرماید: أوثَقُ عُرَى الإِیمانِ الحُبُّ فى اللّهِ وَ البُغضُ فى اللّهِ ؛ محکم ترین رشته ایمان ، دوستى و دشمنى در راه خداست. (بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۲۳۷ ح ۳۸؛ کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۳۶۲ ح ۵۷۶۲)

چنین پیوند دینی است که مسلمانان جهان به عنوان شخص واحد، متحد واقعی می کند، به طوری که مشکل یکی در شرق عالم مشکل همگی در همه جهان می شود. پس این پیوند دوستى و برادرى در میان مومنان و مسلمانان به حدّى قوى و استوار است که مسلمانان در همه جای جهان احساس می کنند همگى اعضاى یک پیکرند تا اگر عضوى احساس رنج و درد کرد ، سایر اعضا احساس مسئولیت و همدردى نمایند و در خدمت درمان آن باشند ، چنان که از پیامبر خدا روایت شده است : یَنبَغى لِلمُؤمِنینَ أن یَکونوا فیما بَینَهُم کَمَنزِلَهِ رَجُلٍ واحِدٍ ، إذَا اشتَکى عُضوٌ مِن جَسَدِهِ تَداعى سائِرُ جَسَدِهِ ؛ شایسته است که مؤمنان ، در میان خود ، همانند یک تن باشند ، به گونه اى که هر گاه عضوى از آن تن به درد آمد ، سایر اعضا ، همدردى کنند.( کنزالعمّال : ج ۱ ص ۱۵۴ ، ح ۷۶۶)

آن حضرت(ص) در جایی دیگر می فرماید: تَرَى المُؤمِنینَ فی تَراحُمِهِم وتَوادِّهِم وتَعاطُفِهِم کَمَثَلِ الجَسَدِ ؛ إذَا اشتَکى عُضوا تَداعى لَهُ سائِرُ جَسَدِهِ بِالسَّهَرِ وَالحُمّى؛ مؤمنان را در مهربانى و دوستى و مهرورزى نسبت به یکدیگر ، همانند یک پیکر مى بینى که هر گاه عضوى از آن به درد آید ، دیگر اعضاى پیکر ، در بى خوابى کشیدن و تب ، با آن ، همنوایى و همدردى مى کنند.(بحار الأنوار: ج ۷۴ ، ص ۲۷۴ ، ح ۱۹ )

امام صادق(ع) نیز می فرماید: المُؤمِنُ أخُو المُؤمِنِ کَالجَسَدِ الواحِدِ ، إنِ اشتَکى شَیئا مِنهُ وَجَدَ ألَمَ ذلِکَ فی سائِرِ جَسَدِه۴، وأرواحُهُما مِن روحٍ واحِدَهٍ ، وإنَّ روحَ المُؤمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصالاً بِروحِ اللّهِ مِن اتِّصالِ شُعاعِ الشَّمسِ بِها؛ مؤمن ، برادر مؤمن است و همانند یک پیکرند که اگر عضوى از آن به درد آید ، سایر اعضایش نیز آن درد را در خود ، احساس مى کنند . روح آن دو مؤمن ، از یک روح است و اتّصال روح مؤمن به روح خداوند ، بیشتر از اتّصال پرتو خورشید به خورشید است.(الکافی : ج ۲ ص ۱۶۶ ح ۴)

موسى علیه السلام گفت : پروردگار من! مرا از محبوب ترین آفریده ات در نزد خود ، آگاه فرما. خداوند فرمود : «چرا؟» . گفت : تا من نیز دوستش بدارم. خداوند فرمود : «به تو مى گویم . مردى در گوشه اى از زمین ، مرا عبادت مى کند ، و در گوشه دیگرى از زمین ، برادرى از برادرانش فقط نام او را مى شنود ، ولى [از نزدیک،] او را نمى شناسد . پس اگر مصیبتى به وى برسد ، چنان است که به او رسیده است ، و اگر خارى در پاى وى فرو رود ، انگار که در پاى او خَلیده است ، و او ، وى را جز به خاطر من ، دوست نمى دارد . این است محبوب ترین آفریده ام در نزد من» .(الزهد لابن المبارک : ص ۱۱۸ ح ۳۵۱)

به هر حال، براساس آموزه های قرآنی و اسلامی، میان مسلمانان یک برادری ایمانی به حکم الهی برقرار شده است که مبانی آن اعتقادات است. پس همه مومنان به عنوان امت اسلام برادر ایمانی یک دیگر هستند(حجرات، آیه ۱۰) و این خداوند است که این پیوند محکم و استوار را میان همه اقوام بشری که مومن می شوند،‌ برقرار می کند و آنان را به چنین نعمتی بزرگ پیوند می دهد و تفرقه ها و دشمنی ها را از میان ایشان بر می دارد و مهر و صلح و صفا و تعاون و همکاری و مودت و محبت را در میان ایشان قرار می دهد(آل عمران، آیه ۱۰۳) تا به هر شکلی در حوزه های مادی ومعنوی دستگیر یک دیگر باشند(توبه، آیه ۱۱) و عدالت قسطی را حتی علیه خویش نسبت به برادران ایمانی رعایت کنند.(احزاب، آیه ۵ ؛ مائده، آیه ۸؛ انعام، آیه ۱۵۲ و آیات دیگر)

این برادری ایمانی با آن که والدین در آن نقشی نداشته اند؛ چون ممکن است شخص مومن ، برادر مادری و پدری فرد نباشد(غرر الحکم : ج ۴ ص ۷۶ ح ۵۳۵۱ ) با این همه قوی تر از برداری خونی از یک والدین است؛ چرا که خداوند مومنان را از گل بهشت آفریده و در آن ها از نیسم های بهشتی روان ساخته است و از این لحاظ که کالبد واقعی مومنان از خاک بهشت است در حقیقت یک پدر و مادر واقعی دارند که همان بهشت است.( الکافی : ج ۲ ، ص ۱۶۶، حدیث های ۷ و ۲ ) این نسبت بسیار قوی تر و مستحکم تر از خاک و خون زمین است که از طریق والدین ظاهری ایجاد می شود.

فواید و آثار برادری ایمانی

برادری ایمانی آثار و فوایدی دارد که در آیات و روایات بیان شده است. از جمله این آثار می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تساوی حقوق: خداوند در آیه ۱۱ سوره توبه بیان می کند که برادران ایمانی از نظر حقوق مساوی و یکسان هستند و کسی بر کسی دیگر تقدم نخواهد داشت و نمی تواند برتری و تقدمی برای خود اثبات کند.
  2. حسن معاشرت: از دیگر اثار برادری ایمانی وجوب نیک رفتاری و حسن معاشرت با یک دیگر است. این مطلب در آیه ۲۲۰ سوره بقره به صراحت و روشنی بیان شده است.
  3. عفو و گذشت: بر اساس آیه ۱۷۸ سوره بقره، اگر برادر ایمانی خطا و اشتباهی در حق شما مرتکب شده از او درگذرید و او را عفو کنید و حق احسان را درباره او به جا آورید و خواهان اجرای عدالت به نفع خود علیه او نشوید و از حقوق خود تا می توانید در گذرید. به عنوان نمونه اگر قصاصی طلب دارید عفو کنید و بهترین و نیکوترین رفتار پسندیده اجتماعی را در حق او به جا آورید.
  4. اصلاح: برادرى دینى، مقتضى اصلاح بین مؤمنان است.(حجرات، آیه ۱۰) از لوازم این حکم آن است که برای برطرف کردن اختلاف‌هاى میان مؤمنان باید اقدام کرد و اختلافات ایشان را از میان برداشت و آنان را مصالحه داد و به صلح و دوستی دعوت کرد.(ص، آیات ۲۲ و ۲۳)
  5. استغفار و طلب غفران: مومن همان گونه که از خدا برای خود طلب مغفرت می کند می بایست برای برادران ایمانی خود نیز طلب مغفرت کند. بر اساس آیه ۱۰ سوره حشر اخوّت دینى، مقتضى طلب مغفرت براى یک‌دیگر است.
  6. اجتناب از غیب: بی گمان غیبت و پشت سرگویی درباره مومن گناهی بزرگ است. یکی از لوازم برادری ایمانی این است که مومن این غیبت را ترک گوید و پشت سر گویی نکند. خداوند در آیه ۱۲ سوره حجرات می فرماید که اخوّت ایمانى، مستلزم پرهیز از غیبت درباره برادری ایمانی است.
  7. محبت خالص: امیرمومنان علی(ع) می فرماید: عَلَى التَّواخی فِی اللّهِ تَخلُصُ المَحَبَّهُ؛ در برادرى براى خداست که دوستى ، خالص مى شود.( غرر الحکم : ج ۱ ص ۳۱۲ ح ۶۱۹۱)
  8. رفاقت کریمانه : آن حضرت هم چنین می فرماید: مَن کانَت صُحبَتُهُ فِی اللّهِ کانَت صُحبَتُهُ کَریمَهً ، ومَوَدَّتُهُ مُستَقیمَهً؛ کسى که رفاقتش براى خدا باشد ، رفاقت او کریمانه و دوستى اش بى غَل و غش است.( غرر الحکم : ج ۵ ص ۴۱۲ ح ۸۹۷۷ )
  9. کمال ایمان: با دوستی و محبت ایمانی است که ایمان به کمال بلوغ خود می رسد و اثار آن هویدا می شود. پیامبر(ص) می فرماید: سه چیز است که هر کس آنها را داشته باشد ، طعم ایمان را مى چشد : کسى که شخصى را فقط به خاطر خدا دوست بدارد ؛ کسى که خدا و پیامبر او را از هر چیز دیگرى بیشتر دوست بدارد ؛ و کسى که اگر در آتش افکنده شود ، نزد او محبوب تر از آن باشد که پس از آن که خداوند عز و جل او را از کفر نجات داده ، دوباره به کفر باز گردد.( صحیح مسلم : ج ۱ ص ۶۶ ح ۶۸)
  10. قبولی و پذیرش اعمال: پیامبر(ص) می فرماید: بنده اى را که به نظر خودش نیکوکار است و فکر نمى کند گناهى داشته باشد ، مى آورند و به او مى فرماید : «آیا [در دنیا] دوستان مرا دوست مى داشتى؟» . مى گوید : من با مردم در آشتى بودم. مى فرماید : «آیا دشمنان مرا دشمن مى داشتى؟» . مى گوید : پروردگارا! من با هیچ کس ، مشکلى (کینه اى) نداشتم. پس خداوند عز و جل مى فرماید : «کسى که دوستان مرا دوست نداشته باشد و با دشمنان من دشمنى نورزد ، به رحمت من دست نمى یابد» .( کنز العمّال : ج ۴ ص ۲۵۶ ح ۱۰۴۱۷ ) امام باقر(ع) نیز می فرماید: اگر همه روز را روزه بگیرم و افطار نکنم و همه شب را خستگى ناپذیر نماز بخوانم و اموالم را انبانْ انبان در راه خدا انفاق کنم ، امّا در دلم مهر اولیاى او و کین دشمنانش نباشد ، آن همه برایم سودى ندارد.( تاریخ الیعقوبی : ج ۲ ص ۳۲۱ )
  11. دوری از شیطان: امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل می کند: پیامبر صلى الله علیه و آله به یارانش فرمود : «آیا شما را از چیزى آگاه گردانم که اگر انجامش دهید ، شیطان از شما دور مى شود ، آن سان که مشرق از مغرب ، دور است؟» . گفتند : بفرمایید! فرمود : «روزه گرفتن ، شیطان را روسیاه مى کند ؛ صدقه دادن ، کمرش را مى شکند ؛ دوست داشتن به خاطر خدا و همیارى در کار نیک ، ریشه اش را قطع مى نماید ؛ و استغفار ، شریان قلب او را پاره مى کند» .( الکافی : ج۴ ص۶۲ ح۲)
  12. رهایی از حکومت ظالم: امام باقر(ع) می فرماید: بر شما باد دوست داشتن براى خدا ، و دوستى و همیارى در کار نیک ؛ زیرا اینها ، ریشه آن دو ـ یعنى سلطان و شیطان ـ را قطع مى کنند .( تحف العقول : ص ۲۹۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۱۷۸ ح ۵۳ )

در روایات اسلامی آثار و برکات و فواید بسیاری برای اخوت و برادری ایمانی بیان شده است که از جمله آن ها می توان به امنیت در قیامت (وسائل الشیعه : ج ۸ ص ۴۰۷ ح ۱۵۵۲۹ ) ورود بی حساب به بهشت(بحار الأنوار : ج ۷ ص ۱۷۱ ح ۱ )، دست یابی به درجات بهشتی(بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۲۷۸ ح ۱۴)، سبقت و پیشتازی در بهشت(کنزالعمّال : ج ۹ ص ۱۸ ح ۲۴۷۱۵ ) و مانند آن اشاره کرد که تنها برای رضایت خداوند دوست می دارند و دشمن می دارند.

در روایات بسیاری به مومنان فرمان داده شده است که همه زندگی خود را بر مدار و محور ایمان سامان دهند. پس حب و بغض انسان می بایست برای خداوند باشد(بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۳۵۳ ح ۲۵ ) پس برای رضای خداوند دوست بدارد و دشمن بدارد؛ چنان که برای خدا دوست برگزیند و برای خداوند کسی را دشمن دارد و از دوستی با او پرهیز کند.( غرر الحکم : ج ۳ ص ۴۳۳ ح ۵۰۱۷؛ غرر الحکم : ج ۳ ص ۲۰۸ ح ۴۲۲۵ ) در این صورت است که به فرمان امام صادق(ع) عمل می کند: از خدا پروا کنید و برادرانى نیکوکار باشید . به خاطر خدا ، یکدیگر را دوست بدارید ، با هم ارتباط داشته باشید ، به هم مهر بورزید ، به دیدار و ملاقات یکدیگر بروید ، و در باره قضیّه ما (امامت و ولایت) ، گفتگو کنید و آن را زنده بدارید.( بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۴۰۱ ح ۴۵ )

اگر کسی این گونه رفتار کرد،‌ از آثار آن در زندگی بهره مند خواهد شد. امام باقر(ع) می فرماید: «هر که براى خدا بر پایه ایمان به خدا و وفادارى به برادرى اش و به قصد جلب خشنودى خدا، برادرى به دست آورد ، هر آینه ، پرتوى از نور خدا ، و امانى از عذاب خدا، و حجّتى که در روز قیامت با آن پیروز گردد ، و عزّتى پایدار ، و نامى فزاینده ، به دست آورده است ؛ چرا که مؤمن ، نه به خداوند عز و جل ، پیوسته است و نه از او گسسته» . گفته شد : نه گسسته است و نه پیوسته ، یعنى چه ؟ فرمود : «به او چندان پیوسته نیست که خودِ او باشد ، و از او چندان گسسته نیست که از جز او باشد»( تحف العقول : ص ۲۹۵ ؛ بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۱۷۵ ح ۳۲ )