فرمانبری امت در سایه بیعت با امام

بسم الله الرحمن الرحیم

ارتباط میان امت و امام در نظام سیاسی ولایی، بر اساس ولایت متقابل است که در جای خود تبیین شده است. بر اساس این ولایت متقابل حقوق و تکالیف بر عهده هر یک از امت و امام است. از تکالیفی که بر امت است، بیعت با امام برای اطاعت و فرمانبری و نصرت و یاری است. باید توجه داشت که ساختار و هویت بیعت با انتخابات فرق می کند و نمی توان از نظر مفهومی ارتباطی میان آن دو یافت. واژه بیعت از بیع به معنای فروش است و کسی که دست بیعت به امام می دهد، جان و مال خویش را در راستای اهداف نظام متعالی اسلام در اختیار رهبری قرار می دهد؛ در حالی که در انتخابات، این مردم هستند که کسی را برای مسئولیت های کلان کشوری یا شهری انتخاب کرده و به آنان اختیار تصرف از قدرت و ثروت می دهند؛ در حالی که در بیعت، سخن از انتخاب مسئول نیست، بلکه پذیرش مسئولیت است؛ سخن از واگذاری اختیارات به کسی به عنوان نماینده یا وکیل یا هر عنوان دیگر نیست، بلکه واگذاری خود از جان و مال و عرض است. در حقیقت معامله ای که انسان با خدا انجام می دهد و در این میان خریدار خداوند و فروشنده انسان است؛ زیرا در نظام سیاسی ولایی، ولایت رهبری و امام، بازتابی از ولایت الهی است؛ زیرا ولی الله و ولی امر و امام، مظهر ولایت الهی است و او چنان فکر و عمل می کند که خدا در قالب تکوین و تشریع خواسته است.

بیعت با امام، بیعت با خدا

بیعت از واژه بیع به معنای خرید و فروش است. بایع فروشنده و مبیع جنس فروخته شده و مشتری همان خریدار است. در هر بیعتی دو طرف است که تعهداتی را می پذیرند؛ چنان که بایع متعهد می شود مبیع را در قبال ثمن و بهایی به خریدار بدهد و خریدار ثمن را در مقابل بپردازد.

بیعت در فرهنگ قرآنی، یک اصطلاح سیاسی است. بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، بیعت به معناى دست به هم دادن امت و امام برای پذیرش فرمانروایی امام و فرمانبری از وی است.(نگاه کنید: مجمع‌البیان، ج‌۱‌-‌۲، ص‌۶۲۴‌.) در حقیقت یک پیمان و میثاق میان امت و امام است. بیعت از سوی امت براى واجب کردن فرمانبردارى است. پس این امت است که متعهد می شود تا فرمانروایی امام را بپذیرد و از وی فرمانبرداری کند. دست دادن تنها نمادی برای بیانگر این عهد و میثاق و قرارداد است؛ همان طوری که هنگام معاملات دو طرف با دادن دست و یا زدن دست خود به دست دیگری، در قالب «صفقه» معامله ای را انجام می دهند.

در بیعت امت با امام، امت می پذیرد که فرمان رهبری را در امور اجتماعی پذیرا شود و به مفاد فرمان های وی عمل کند و تخطی و خلافی نداشته باشد. در حقیقت هماره امت در برابر فرمان و دستور امام و رهبری بگوید: سَمِعنَا وأطَعنَا‌؛ شنیدم و اطاعت کردیم.(مائده ، آیه ۷)

از نظر قرآن، ولایت امام و اولوا الامر، مظهر ولایت الهی است و گرنه به عنوان ولایت طاغوت مردود و باطل دانسته شده و تمرد، عصیان، جهاد و کفر نسبت به آن واجب است؛ زیرا تنها یک ولایت در هستی وجود دارد که همان ولایت الهی است: فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِیُّ.(شوری، آیات ۹ و ۲۸؛ بقره، آیه ۲۵۷؛ نساء، آیات۶۰ و ۷۶)

خداوند به صراحت از امت خواسته تا با پیامبر(ص) به عنوان مظهر ولایت الهی بیعت کنند و از آثار دنیوی و اخروی و مادی و معنوی آن بهره مند شوند. خداوند می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّمَا یَنْکُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا ؛ در حقیقت کسانى که با تو بیعت مى کنند، جز این نیست که با خدا بیعت مى کنند. دست ‏خدا بالاى دستهاى آنان است. پس هر که پیمان‏شکنى کند، تنها به زیان خود پیمان مى ‏شکند؛ و هر که بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند، به زودى خدا پاداشى بزرگ به او مى ‏بخشد.(فتح ، آیه ۱۰)

بر اساس این آیه بیعت با پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله، مصداق بیعت با خداوند است؛ زیرا دست برتر الهی بر دست های پیامبر(ص) و بیعت کنندگان با ایشان است.

البته از آن جایی که ولایت الهی تنها در مظهر پیامبر(ص) خلاصه نمی شود، این مظهریت اختصاصی به ایشان پیدا نمی کند، بلکه همه امامان معصوم(ع) به عنوان نفس پیامبر(ص) بر اساس آیه ۶۱ سوره آل عمران و روایاتی چون «حسین منی و انا من حسین» و آیات و روایات تفسیری دیگر که در جای خود بحث شده، به عنوان مظاهر ولایت الهی تلقی شده و بیعت با آنان همانند بیعت با خدا است.

خداوند از امت خواسته تا همان طوری که از پیامبر(ص) اطاعت می کنند با اولوا الامر معصوم ایشان اطاعت کرده و با وی بیعت اطاعت و فرمانبرداری ببندند: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را نیز اطاعت کنید! پس هر گاه در امرى اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به خدا و پیامبرش عرضه بدارید. این بهتر و نیک‏فرجام‏تر است.(نساء، آیه ۵۹)

مسئولیت ها و وظایف امت در قبال بیعت

از نظر قرآن، امت موظف است تا با امام و رهبری بیعت کند و این از امور واجب در دین اسلام است؛ زیرا نظام سیاسی ولایی با بیعت امت با امام سامان می یابد، نه آن که این بیعت امام ساز و رهبرساز باشد چنان که در انتخابات غربی انجام می گیرد، بلکه مسئولیت ساز برای هر دو طرف در قالب ولایت متقابل می شود؛ چرا که پیش از بیعت امت، امام مسئولیتی اجتماعی در قبال امت ندارد که رهبری آنان را به عهده گیرد؛ هر چند که در باطن او امام و رهبر است، ولی با بیعت است که وظیفه ای بر عهده امام گذاشته می شود و بر امام واجب می شود تا امت را رهبری کند.

از مهم ترین وظایف امت در قبال امام و رهبری پس از بیعت عبارت است از:

  1. حرف شنویی: امت متعهد است پس از بیعت هر چه امام فرمان می دهد بشنود و حرف شنویی داشته باشد؛ زیرا شنیدن دقیق مفاد پیام و درک آن گام نخست در اطاعت است؛ اگر امت به درستی پیام را نشنود و درنیابد نمی تواند به درستی بر اساس مفاد پیام عمل کند. از این روست که در قرآن بر واژگانی چون «سمعنا و استماع» و مانند آن ها تاکید شده است.(مائده، آیه ۷؛ زمر، آیه ۱۸؛ اعراف، آیه ۲۰۷)
  2. اطاعت: اطاعت محض و فرمانبری و فرمانبرداری از امام، از دیگر مسئولیت ها و وظایف امت در قبال امام است که در پیمان بیعت بدان متعهد می شود.(مائده، آیه ۷)
  3. اعتماد و وثاقت: امت متعهد می شود که به آن چه بیعت کرده عمل کند و به امام اعتماد یافته و او را اهل وثاقت و وثوق بداند و هرگز به سخن و فرمانش بی اعتماد نشده و شک و تردید در دل و عمل راه ندهد.(مائده، آیه ۷)
  4. تذکر نعمت: از نظر قرآن، بیعت با ولایت و امام و رهبری به معنای نعمتی بزرگ برای امت است(مائده، آیات ۳ و ۷ و نیز روایات تفسیری) و از همین نعمت در روز قیامت پرسش می کنند؛ زیرا با بیعت ولایت را پذیرا شده و ولایت نعمتی بزرگ است(نباء، آیه ۸؛ و روایات تفسیری) بر امت است هماره متذکر نعمت ولایت و بیعتی باشند که با وی بسته اند. پس برگزاری مراسم بزرگداشت و نیکوداشت برای یادداشت این ایام بیعت با ولایت لازم است تا امت فراموش نکند چه تعهداتی به امام داده و چه مسئولیتی بزرگ را پذیرا شده است. خداوند می فرماید: وَاذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَمِیثَاقَهُ الَّذِی وَاثَقَکُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ؛ و نعمتى را که خدا بر شما ارزانى داشته، و نیز پیمانى را که شما را به انجام آن متعهد گردانیده، به یاد آورید! آنگاه که گفتید: شنیدیم و اطاعت کردیم؛ و از خدا پروا دارید! که خدا به راز دلها آگاه است.(مائده، آیه ۷)
  5. وفاداری: از جمله مسئولیت های امت در قبال امام و رهبری پس از انجام بیعت، وفاداری نسبت به مفاد بیعت است. پس امت باید به هر چه عهد می کند متعهد باشد و ملتزم به انجام آن تعهدات.(فتح، آیه ۱۰)
  6. ترک نقض پیمان: از نظر قرآن، وفاداری یک اصل اخلاقی و نیز حقوقی و فقهی است؛ چنان که خلف وعده و نقص عهد به معنای خلاف اخلاق و حقوق و فقه است. پس ناکثین و پیمان شکنان کسانی هستند که به هیچ قاعده اخلاقی و فقهی پای بند نیستند.(فتح، آیه ۱۰)

شرایط عمومی بیعت امت با امام

در آیات قرآنی برای تحقق این فریضه واجب الهی بر امت، شرایطی بیان شده که باید مراعات شود. از جمله مهم ترین شرایط بیعت می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اخلاص : از نظر قرآن، بیعت امت با امام یک عبادت شرعی است و لازم است تا در تحقق آن نیت و هم چنین عامل اخلاص مراعات شود؛ وگرنه بیعتی با شرایط صحت انجام نگرفته و آثار و برکاتی برای امت نخواهد داشت. خداوند می فرماید: لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَهِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَهَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِیبًا ؛ به راستى خدا هنگامى که مؤمنان زیر آن درخت با تو بیعت می کردند از آنان خشنود شد و آنچه در دلهایشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پیروزى نزدیکى به آنها پاداش داد. (فتح، آیه ۱۸)
  2. کسب رضایت الهی: از همین آیه به دست می آید که رضایت الهی نقش اساسی در تحقق امر بیعت دارد. خداوند در آیه ۱۸ سوره فتح بیان می کند که از امتی که با پیامبر(ص) در بیعت رضوان شرکت کرده رضایت دارد و این رضایت آثاری دارد که در جایی خود بیان می شود. پس اصل رضایت جویی خدا باید در بیعت ملاحظه شود؛
  3. تقوای الهی: از آن جایی که رعایت تقواى الهى، از عوامل وفادارى به عهدها و بیعتها است، بر امت است تا این اصل را در هنگام بیعت در نظر گیرند.(مائده، آیه ۷)
  4. توجه به علم الهی: هم چنین شکی نیست که توجه به علم الهی نقش کلیدی در تغییر رفتار آدمی به سمت و سوی مثبت و نیک دارد؛ بر همین اساس باید گفت اعتقاد و توجّه به آگاهى خداوند، نسبت به درون و نهاد انسان، از عوامل وفادارى به عهدها و بیعتها است و امت باید به این علم الهی توجه یابد تا در مسیر درست گام برداشته و اطاعت و فرمانبرداری داشته باشد.(مائده، آیه ۷)

شرایط خاص ویژه بیعت زنان

آن چه بیان شد، شرایط عمومی است که مرد و زن از امت باید آن را مراعات کند؛ اما در آیات قرآنی به سبب حساسیت های خاصی که نسبت به زنان است، شرایط خاص نیز برای بیعت ایشان بیان شده است. پیامبر(ص) موظف شده تا با شرایط خاصی و ویژه ای با زنان بیعت کند و آنان را متوجه مسئولیت های اجتماعی کند که در حوزه خانواده و حریم خصوصی انجام می گیرد.(ممتحنه، آیه ۱۲) این بدان معناست که از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مسئولیت اجتماعی محدود به حوزه عمومی و مشارکت در اجتماع بیرونی نیست، بلکه می تواند دامن و گستره آن به حوزه حریم شخصی و خصوصی خانواده نیز کشیده شود. در این جا به شرایط خاصی که برای بیعت با زنان در قرآن مطرح شده است، اشاره می شود:

  1. پرهیز از افترا و نسبت دادن فرزند نامشروع: پذیرش بیعت زنان به شرط پرهیز آنان از افترا و نسبت دادن فرزندان نامشروع به شوهرانشان جایز دانسته شده است؛ این بدان معنا است که مسایل حوزه خصوصی و حریم شخصی در جامعه می تواند تاثیر مثبت یا منفی به جا گذارد و از آن جایی که تربیت فرزندان و نسل های آینده به عهده مادران و زنان است، هر گونه رفتار منفی آنان تاثیر شگرف در آینده جامعه اسلامی و امت و نیز نظام سیاسی ولایی خواهد داشت. به سخن دیگر، از نظر قرآن حوزه خصوصی زندگی افراد بی ارتباط با حوزه عمومی و اجتماعی و حتی سرنوشت نظام سیاسی نیست و ارتباط تنگاتنگی دارد؛ اگر بر مردان است تا از نظام سیاسی در حوزه انتظامی و نظامی حمایت کنند و از نظر مالی و بدنی و مانند آن به یاری نظام سیاسی بشتابند، نقش زنان در این میان نقش دفاع از مرزهای ارزشی نظام اسلامی و امت است. این گونه است که بیعت خاص و ویژه با زنان ارزش و معنایی دیگر در نظام سیاسی ولایی پیدا می کند و لازم است تا در هنگام بیعت به زنان به این نکات مهم و کلیدی و سرنوشت ساز برای امت و نظام سیاسی توجه شود؛ زیرا اگر مردان احساس امنیت برای خانواده نداشته باشند، هرگز به مسئولیت های اجتماعی خود عمل نخواهند کرد و چنان که دیده شد، برخی از منافقان برای رهایی از انجام مسئولیت اجتماعی و فرار از آن ، به در خطر بودن ناموس و خانواده خود اشاره می کردند که این دروغی بیش نبود(احزاب، آیه ۱۳)، ولی نشان دهنده اهمیت سلامت و امنیت خانواده در سرنوشت کشور و جامعه و نظام سیاسی است. خداوند در این باره می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَنْ لَا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ؛ اى پیامبر! چون زنان باایمان نزد تو آیند که با این شرط با تو بیعت کنند که چیزى را با خدا شریک نسازند؛ و دزدى نکنند؛ و زنا نکنند؛ و فرزندان خود را نکشند؛ و بچه ‏هاى حرامزاده پیش دست و پاى خود را با بهتان و حیله به شوهر نبندند؛ و در کار نیک از تو نافرمانى نکنند؛ با آنان بیعت کن! و از خدا براى آنان آمرزش بخواه! زیرا خداوند آمرزنده مهربان است. (ممتحنه، آیه ۱۲) برخى مفسّران گفته‌اند: مقصود از «و لایأتین…» حامله شدن از راه زنا و نسبت دادن فرزند به شوهر است و به همین جهت با فقره «لایزنین» فرق مى‌کند و چون نوزاد بعد از تولّد، جلوى دست و پاى مادر قرار مى‌گیرد از آن به «بین أیدیهنّ و أرجلهنّ» تعبیر شده است. (المیزان، ج‌۱۹، ص‌۲۴۲)
  2. پرهیز از زنا: پرهیز از زنا و فحشا، از شرایط بیعت زنان است؛ زیرا فرزندان زنا هماره بر خلاف اهداف اسلام و مسلمین عمل می کنند و در مسیر ضدیت با امام و رهبری معصوم(ع) گام بر می دارند و زمینه تباهی و فساد گسترده در جوامع و افزایش نابهنجاری را موجب می شوند. از سوی دیگر، از آن جایی که مردان برای دفاع از جان و مال و عرض خویش به جهاد می روند و حتی جان و مال را برای ناموس و عرض می دهند، حرکت های نابهنجاری چون زنا از سوی زنان، هر گونه انگیزه رفتار اجتماعی و پذیرش مسئولیت اجتماعی از ایشان سلب می کند و از میان می برد. از همین روست، که با توجه به نقش کلیدی عرض و ناموس در سلامت روانی جامعه و انگیزه برای مردان ، از مهم ترین شروط بیعت با زنان، پرهیز از این فسق و فجور و رفتار ضد ناموسی است.(ممتحنه، آیه ۱۲)
  3. پرهیز از سرقت از همسر : مردان برای دفاع از مال خویش به جنگ می روند و اگر زن در خانه این حریم را بشکند و حرمت نگه ندارد، مردان تمایل و انگیزه ای برای نبرد و حضور در عرصه های مختلف اجتماع و تلاش و کوشش اقتصادی نخواهند کرد. از این روست که سرقت از همسر و تصرفات ناروا و بی اذن و اجازه مردود شمرده و از شرایط بیعت با زنان تعهد زنان نسبت به این امر دانسته شده است.(ممتحنه، آیه ۱۲)
  4. پرهیز از شرک: پرهیز از شرک یک شرط عمومی است؛ ولی از آن جایی که مردان با حضور در آزمون های اجتماعی در شرایطی قرار می گیرند که ایمان ایشان به توحید تثبیت می شود و اخلاص ایشان در جنگ ها و بذل و بخشش ها خودنمایی می کند، به این شرط کم تر توجه شده است؛ اما نسبت به زنان یک حساسیت ویژه است تا از هر گونه شرک در هر مرتبه ای رها شوند و اجازه ندهند انواع و اقسام شرک در خانه و خانواده وجان ایشان ریشه داوند.(ممتحنه، آیه ۱۲)
  5. پرهیز از فرزندکشی: پرهیز از کشتن فرزندان به هرشکلی به ویژه ایجاد شرایط سقط جنین، از شرایط پذیرش بیعت زنان است؛ زیرا حفاظت از نسل و آینده جامعه اسلامی به عهده زنان است و آنان همان طوری که در تربیت و پرورش نسل آینده جامعه و امت اسلام نقش دارند، در تکثیر و تناسل و افزایش جمعیت نقش مهمی را ایفا می کنند. رعایت اصول ایمنی و سلامت فرزند نقش اساسی در تحقق این مهم دارد و از همین روست که به صورت ویژه به عنوان وظایف و شرایط مهم زنان بیان شده است.(همان)
  6. پرهیز از مخالفت با رهبری: پرهیز از هرگونه مخالفت با پیامبر صلى الله علیه وآله به عنوان رهبر جامعه اسلامی و نظام سیاسی ولایی در امور خیر و نیک، از دیگر شرایط پذیرش بیعت زنان است.(همان) در حقیقت موافقت و همراهی با رهبری در کارهای خیر یک اصل برای همگان از جمله زنان است. با این همه آن چه در آیه مورد تاکید است، ترک عصیان ورزی است؛ زیرا اگر مردان با ترک جهاد عصیان می ورزند، زنان با ترک معروف و کارهای پسندیده عقلی و نقلی این عصیان را انجام می دهند.

آثار بیعت در زندگی امت

پذیرش بیعت و انجام آن در ساختار نظام سیاسی ولایی آثار و کارکردهای بسیاری برای جامعه و امت اسلامی در دنیا و آخرت دارد که برخی از آن ها عبارتند از:

  1. آرامش و سکونت: از نظر قرآن جامعه و اجتماع اسلامی با انجام بیعت به یک سکونت و آرامشی می رسد که پیش از آن وجود نداشته است؛ زیرا با بیعت و اعلان فرمانبرداری و فرمانبری از سوی امت، جامعه به سمت آرامش سیاسی و امنیت اجتماعی سوق داده می شود و نظام سیاسی ولایی با بهره مندی از نصرت و یاری امت می تواند پایه های خود را مستحکم و اهداف متعالی خود را برآورده سازد. خداوند به امتی که تابعیت و اطاعت خود را در ساختار بیعت به نمایش می گذارند، آرامشی می دهد که فراتر از آرامش های دیگر و از جنسی دیگر است.(فتح، آیه ۱۸) جامعه ای که دچار تحرکات و اضطراب اجتماعی و سیاسی است در چارچوب ولایت به سکونت و آرامش می رسد و هرگوه اختلافات کنار نهاده می شود.
  2. رضایت الهی: از مهم ترین راه های کسب رضایت خداوند، قرار گرفتن تحت ولایت الهی از طریق انجام بیعت با رهبران الهی منصوب به نص مستقیم خاص یا عام است.(فتح، آیه ۱۸)
  3. فتح و پیروزی: جامعه و امت اسلام با بیعت و تعهدسپاری به رهبری در قالب آمادگی نظامی و مالی و مانند آن ها، زمینه ساز فتح و پیروزی آسان و نزدیک شده و از شکست رها می شوند.(فتح، آیه ۱۸)
  4. بهره مندی از غنایم: بیعت و فرمانبری تحت این ساختار سیاسی موجب می شود که امت به انواع و اقسام غنایم مادی و معنوی و قدرت دفاع و بازدارندگی و مانند آن ها دست یابد و از آثار پیروزی در جنگ با دشمن بهره مند شود.(همان)
  5. آمرزش خاص: امت اسلام با بیعت می تواند از مغفرت و آمرزش خاص الهی بهره مند شود؛ هر چند که آیه ۱۲ سوره ممتحنه اختصاص به بیعت زنان دارد، ولی اصل کلی مغفرت و آمرزش الهی برای همه بیعت کنندگان و وفاکنندگان بدان است.
  6. استغفار: بهره مندی از استغفار و طلب آمرزش پیامبر(ص) از دیگر آثار بیعت است. (ممتحنه، آیه ۱۲) شکی نیست که استغفار پیامبر(ص) بر اساس آیات قرآنی مهم تر از استغفار دیگران است و تاثیر به سزایی در وضعیت انسان و جامعه دارد.
  7. رحمت خاص: خداوند با تاکید بر رحمت رحیمی خود بر آن است تا نشان دهد که برای مومنانی که با رهبری بیعت می کنند، رحمت خاصی در دنیا و آخرت است.(ممتحنه، آیه ۱۲)