فرعونیت در تقابل با اسلامیت

بسم الله الرحمن الرحیم

فرعون از نظر قرآن، تنها یک شخص انسانی در تاریخ نیست؛ زیرا رویه قرآنی، تحلیل و تبیین حقایق هستی و سنت های الهی در قالب نمونه های شاخص تاریخی است. مجموعه آن چه در قرآن گزارش یا بیان شده است، هم یک انسان چند هزار ساله را به نمایش می گذارد و هم سنت ها و قوانینی الهی حاکم بر جان، جهان و جامعه را تبیین می کند تا بر اساس آن، توصیه هایی را بیان کند. بنابراین، فرعون را همانند ابلیس، دو نماد اصلی از جریان شیطنتی دانست که از سوی انسان و جن علیه اهل حق به اجرا در می آید. نویسنده براساس این رویه قرآنی بر آن است تا تقابل جریان فرعونی را برابر جریان اسلامی بیان کند و نشان دهد که این جریان در میان مسلمانان و غیر مسلمانان چگونه فکر و عمل می کند و آثار آن به ویژه در نظام سیاسی ولایی چیست؟ چگونه مسلمانی در نظام سیاسی ولایی با فرعونیت خویش می تواند اسلامیت نظام ولایی را تهدید و کارکردها و کارویژه های نظام سیاسی ولایی را مختل سازد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

روحیات مشترک، برآیندهای مشترک

گاه انسان با افکار و رفتارهایی مواجه می شود که در همه جهات مشترک هستند؛ اما شگفت زده می شود که نمی توان این همه اشتراک را از دو شخص یا گروه یا ملتی با فقدان هر گونه ارتباط تاریخی، جغرافیایی و زمانی و مکانی پذیرفت. از آن جایی که برای هر مسببی، سببی لازم و ضروری و به تعبیر قرآنی «لاریب فیه» است؛ لازم است تا سبب یا اسباب برای این همه افکار و رفتار مشترک ره گیری و بیان شود. از این روست که قرآن می فرماید این همه اشتراک در افکار و رفتار اشخاص یا گروه های اجتماعی می بایست دارای سبب مشترکی باشد؛ اما از آن جایی که هیچ گونه اشتراک زمانی و مکانی به سبب فقدان ارتباط میان این اشخاص و گروه ها در طول تاریخ نیست، پس نمی تواند اشتراک افکار و رفتار، به اسباب «توصیه» و سفارش به یک دیگر پدید آمده باشد، بلکه باید اسباب و یا سبب دیگری وجود داشته باشد.

به عنوان نمونه خدا در قرآن گزارش می کند که دشمنان و مخالفان پیامبران(ع) در طول تاریخ، هر گاه با دعوت پیامبران مواجه می شدند، آنان را متهم به سحر و جنون می کردند: کَذَلِکَ مَا أَتَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ. أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ؛ بدین سان بر کسانى که پیش از آنها بودند هیچ پیامبرى نیامد جز اینکه گفتند ساحر یا دیوانه‏ اى است. آیا همدیگر را به این سخن سفارش کرده بودند؟ نه بلکه آنان مردمى سرکش بودند.(ذاریات، آیات ۵۲ و۵۳)

در جایی دیگر نیز به همین سبب روان شناختی اشاره می کند که البته شامل پندارها و آرزوهای بلند و دراز و روحیه طغیانگری آنان است که به طوری طبیعی چون به حوزه روان شناختی باز می گردد، نیاز به توصیه در ارتباط اجتماعی نیست؛ در حقیقت این روحیات اشخاص یا گروه های اجتماعی است که رفتار اجتماعی خاصی چون اتهام زنی به پیامبران را موجب می شود.(طور، آیات ۲۹ تا ۳۲)

پس ریشه اشتراک رفتار ایشان را نمی بایست در اشتراک اجتماعی و ارتباط اجتماعی آنان جست و جو کرد؛ زیرا یکی از اسباب اشتراک در فکر، اشتراک و ارتباط اجتماعی است؛ چرا که از نظر قرآن، کسانی که با هم در یک اجتماع زندگی می کنند، به سبب ارتباط اجتماعی افکار و رفتار مشترکی پیدا می کنند و گفتمان حاکم بر هر اجتماعی به عنوان یک عامل قوی در تعیین و تغییر افکار و رفتار بسیار موثر است؛ از این روست که خدا در برخی از موارد به گناهی یک فرد یا گروه، قومی را به عذاب استیصال نابود می کند، چنان که کشتن ناقه صالح به دست اشقی الاشقیاء موجب می شود تا قوم نابود شوند(شمس، آیات ۷ تا ۱۳)، یا کلاه شرعی گذاشتن و مخالفت اصحاب سبت و عدم نهی از منکر برخی آنان را به بوزینه تبدیل می کند.(اعراف، آیات ۱۶۴ تا ۱۶۷)

از نظر قرآن، از آن جایی که هیچ گونه ارتباط اجتماعی میان اقوام به سبب بُعد مکانی و زمانی در این موارد اتهام زنی به جنون و سحر وجود ندارد، می بایست سبب دیگری را شناسایی و بیان کرد. از نظر قرآن، بر اساس آیه ۵۳ سوره ذاریات، سبب اشتراک افکار و رفتار را می بایست در حوزه روان شناسی جست و جو کرد نه در حوزه ارتباط اجتماعی. از این روست که می فرماید سبب «طغیان» که عامل روان شناختی است، سبب می شود که تا رفتار مشترکی از سوی دشمنان پیامبران(ع) انجام شود. به سخن دیگر، عامل اجتماعی یعنی ارتباط اجتماعی سبب فکر و عمل مشترک میان اقوام در طول تاریخ نشده است؛ بلکه عامل روانی یعنی طغیانگری موجب می شود تا ایشان پیامبران را متهم به سحر و جنون کنند.

بر این اساس، وقتی قرآن، از ابلیس و فرعون سخن به میان می آورد، به عنوان نمادهای طاغوتی است که به سبب اوج در افکار و رفتارهای ضد ولایت الله معرفی می شوند. پس همان طوری که صفات حسنای الهی در پیامبران به ویژه معصومان(ع) در اوج قرار دارد، در برابر صفات های زشت شیطانی در این ابلیس و فرعون در اوج است؛ از این روست که به عنوان دو نمونه از انسان شیطانی و جن شیطانی به افکار و رفتار آنان اشاره می دارد تا معلوم دارد شیطنت در فرعون و ابلیس چگونه است و چه آثار و پیامدهای مخربی دارد.

در آیات قرآنی، به صفات و افکار و رفتار فرعون توجه خاص مبذول شده است تا بدین وسیله به مومنان توصیه و سفارش کند که فرعونیت چه پیامدهایی در زندگی فردی و اجتماعی و شخصی و عمومی به جا می گذارد.

فرعونیت علیه اسلامیت

از نظر قرآن، لازم است تا صفات و ویژگی های فرعونیت از نظر روان شناختی و رفتارشناسی اجتماعی دانسته شود؛ زیرا این گونه است که می توان آثار و سنت های الهی را در این رابطه کشف کرد و راهی برای رهایی از سنت هایی یافت که بازتاب آن عذاب و نابودی است.

به سخن دیگر، در هر اجتماعی افرادی با خصوصیات شیطنت فرعونی و ابلیسی زندگی می کنند که افکار و رفتار آنان، تاثیرات مخربی بر اجتماع می گذارد. شناسایی این صفات و خصوصیات شیطانی فرعون می تواند معلوم دارد که چه کسانی در اجتماع و امت اسلام گرفتار تفرعن و فرعونیت شیطانی هستند و چه آثار و پیامدهای مخربی را این تفرعون و فرعونیت شیطانی برای اجتماع به ویژه امت اسلام موجب می شود.

با نگاهی به آیات قرآنی می توان به این حکم اولی و ظاهری دست یافت که تفرعن و فرعونیت شیطانی، هماره علیه اسلامیت است؛ زیرا صفات و ویژگی های تفرعن از مصادیق افکار و رفتارهای طاغوتی و خارج از ولایت اسلامی و ولایت الله است.

قرآنی صفات پست و رذایلی را برای فرعون بیان می کند که در تقابل با رفتارهای اسلامی است. این صفات در هر کسی باشد، از اسلام و مسلمانی سودی نبرده است؛ هر چند که به ظاهر مدعی اسلام و ایمان باشد و حتی لباس پیامبر(ص) در تن؛ زیرا فرعونیت و تفرعن به ویژه در حوزه قدرت و سیاست بیش تر نمود می کند، ترس این که مسئولان و رهبران مدعی اسلام گرفتار آن باشند، بیش تر است و این گونه است که با رفتارها و افکار فرعونی و شیطانی خویش، مردم را از اسلام زده کرده و سد راه استوار در برابر با پیشرفت ها و انجام کارویژه های نظام سیاسی ولایی می شوند. مهم ترین ویژگی های تفرعن و فرعونیت در مسئولان و رهبران اجتماع موارد زیر است:

  1. استکبار: استکبار رفتار اجتماعی است که ریشه در «کبر» دارد. البته از نظر قرآن، استکبار به دو قسم استکبار حق و استکبار باطل تقسیم می شود(قصص، آیه ۳۹؛ احقاف، آیه ۲۰؛ اعراف، آیه ۱۴۶) از نظر قرآن، کسانی که «کبر» و بزرگی ایشان از خدا نشات می گیرد؛ زیرا با عبودیت به عنوان مظهر عبودیت در آمده اند، در برابر دشمنان مستکبر، رفتار استکباری دارند که به سبب ریشه در حق، رفتاری درست است؛ زیرا در برابر مستکبران بغیر الحق باید رفتار استکباری بر اساس حق بروز داد تا دشمن را به شکست کشاند. استضعاف در برابر مستکبر و نشان دادن ضعف و ناتوانی از نظر قرآن باطل است؛ بنابراین، در برابر مستکبران فرعونی باید استبکار ورزید نه این که تن به ضعف و استضعاف داد. به سخن دیگر، مظلوم واقع شدن اشکالی ندارد؛ زیرا شخص تلاش خودش را می کند، اما منظلم بودن درست نیست و نباید شخص خود را ضعیف قرار دهد و ظلم و تکبر ظالمان و متکبران را پذیرا باشد. از نظر قرآن، فرعون و فرعونیان که تفرعن دارند و از قدرت و قوت لشکران باطل خویش بهره می گیرند، انسان های مستکبری هستند که به ناحق و بغیر الحق مردم را به استضعاف می کشند و حقوق ایشان را تضییع می کنند و اجازه مطالبه گری از حقوق طبیعی و الهی آنان را نمی دهند.(قصص، آیه ۳۹؛ مومنون، آیات ۴۵ و ۴۶) روحیه تفرعن و فرعونیت در صاحبان قدرت موجب می شود تا مردم را تحقیر کرده و آنان را مردمانی بی نام و بی شناسنامه معرفی کنند که توانایی فهم و ادراک و تحلیل حقایق و واقعیت های جهان و زندگی را ندارند و نمی تواند خوب و بد، خیر و شر را تشخیص دهند.(زخرف، آیات ۵۱ و ۵۲) و هم چنین متفرعن، رهبران الهی و پیامبران را به عنوان انسان های ناتوان از تبیین گری معرفی می کند(همان) ایشان را متهم می سازند که فاقد نیت های اصلاحی هستند، بلکه مردمان مفسد هستند که می خواهند قدرت و مناصب را در اختیار گرفته و ارذال و اوباش و مردمان برده و بنده و مستضعف را حاکم کنند.(اعراف، آیه ۱۱۰؛ شعراء، آیات ۲۲ تا ۳۵، طه، آیه ۵۷) استکبار فرعونی به دنبال استضعاف جامعه از طریق دو طبقه کردن جامعه است. از این رو، جامعه را هماره در دو طبقه مستضعف و مستکبر، دارا و ندار، ثروتمند و فقیر ساماندهی می کند و با مقامات و مناصب اجتماعی و امتیازات رانتی شکاف طبقاتی را روز به روز افزایش می دهند و با جلوگیری از پرداخت یارانه از بیت المال و اجرای دقیق عدالت قسطی، بر این شکاف طبقاتی می افزایند.(قصص، آیه ۴؛ شعراء، آیات ۵۴ تا ۵۸) اسرافکاری در همه ابعاد از عقیده تا حیف و میل بیت المال و ثروت عمومی از طریق پاداش ها به هامان ها و توجیه گران فلسفی قدرت و مبلغان فرهنگ استکباری و قارون های وابسته به دولت (غافر، آیات ۲۴ و ۳۶؛ قصص، آیه ۳۸) و بهره گیری از رسانه های تبلیغاتی از سحر رسانه های دیداری و شنیداری و قدرت ثروت و پرداخت رشوه به درباریان و دولتمردان و نزدیک کردن افراد هوچی گر و مروجان فساد و فحشاء به خود و بهره گیری جنسی از زنان بی حیا(غافر، آیه ۲۵؛ اعراف، آیه ۱۱۴؛ شعراء، آیه ۴۲، قصص، آیه ۴) و دیگر رفتارهای استکباری دولت و نظام سیاسی بلکه جو اجتماعی را با خود همراه می کند تا علیه اسلامیت عمل کند. اینان با آن که خود را اهل رشد و بلوغ فکری دانسته و رایی خویش را در امور اجتماعی و سیاسی با رای دیگر افراد جامعه برابر نمی دانند، در کاخ های شیشه ای خویش در اوج نخوت و تکبر و خودباوری، راهبران الهی را فاقد رشد می دانند تا رهبری فکری و اجتماعی را به دست گیرند.(غافر، آیات ۲۹ ) در حالی که خود پیشوایانی هستند که به جای دعوت و راهنمایی مردم به بهشت، راه دوزخ را به مردمان نشان می دهند(قصص، آیات ۳۹ تا ۴۱)
  2. اختلاف افکنی: از دیگر ویژگی های فرعون و فرعونیان، اختلاف افکنی میان طبقات اجتماعی برای دست یابی به اهداف استکباری و شوم خودشان است. از این روست که گرایش به تحزب و حزب کردن مردم به عنوان یک سیاست در دستور کار ایشان است تا این گونه بتوانند در برابر هر گونه اجتماع متحد مردم عمل پیشگرانه ای داشته باشند و اجازه ندهند مردم به وحدت در فکر و عمل برسند. این گونه است که هر روز در اجتماع حزبی می روید تا بر اساس گرایش های حزبی هر کسی راهی برود و اجازه ندهد تا فکر و عمل اتحادی از سوی مردم در تقابل با ایشان پدیدار شود.(قصص، آیه ۴)
  3. رفتارهای ارتجاعی: در حالی که اسلامیت و رهبری اسلامی به «عقل سالم و نقل معتبر» تکیه می کند که نقل با تعقل مورد پذیرش قرار می گیرد(ملک، آیه ۱۰؛ روم، آیه ۳۰؛ فرقان، آیه ۴۴) اما اینان این گونه نیستند، و به جای بهره گیری از دو کاشف حقایق یعنی نقل وحیانی و عقل سلیم، گرفتار سنت های قومی وملی و قبیله ای هستند و خود و دیگران را بدان گمراه می کنند و سنت های جاهلی را مقدم بر عقل سلیم و نقل وحیانی مطابق با عقل سلیم قرار می دهند.(یونس، آیات ۷۵ و ۷۸؛ قصص، آیات ۳۲ و ۳۶)
  4. افساد و استثمار و فساد برنامه ریزی شده : از نظر قرآن، فرعون رفتارهای ضد اسلامی خویش را بر اساس اتفاق انجام نمی داد، بلکه بر اساس اندیشکده یا به تعبیر قرآنی«ملاء» انجام می داد که برای او طرح و برنامه ریزی داشتند و در خدمت اهداف استثماری و استکباری او فعالیت می کردند. در حقیقت فساد در فرعونیان نهادینه شده و رفتارهای آنان طبق برنامه ریزی دقیق و سیاست گذاری های از پیش تعیین شده انجام می شود؛ از این روست که با تاکید بر واژه «مفسد» بر آن است تا بیان کند که مثلا استثمار و بهره کشی جنسی از زنان یا قتل کودکان از طریق کاهش جمعیت با سقط جنین و یا تغذیه نامناسب که امروز در ایران اسلامی از سوی دولت های سازندگی و پس از آن انجام شده و می شود، یک برنامه دقیق فرعونی علیه نظام سیاسی ولایی بوده است. بی حیا کردن زنان و استثمار جنسی از آنان نیز در همین راستا انجام می شود و تاکید بر فضای مجازی و آلوده سازی خانواده از سوی دولتمردان مکتب فرعونی در حال برنامه ریزی و اجرا است تا بنیاد خانواده اسلامی و در نهایت نظام اسلامی از هم فروپاشد.(غافر، آیه ۲۵؛ قصص، آیه ۴؛ نمل، آیه ۱۴؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۸ ؛ روح المعانى، ج ۱۱، جزء ۲۰، ص ۶۵)
  5. استهزاء و تمسخر: از سیاست فرعونی در قبال مسلمانان بهره گیری از رفتار زشت و ناپسند تمسخر و استهزاء دیگران است؛ زیرا کسی که دلیلی برای اثبات مدعای خود ندارد، برای پاسخ گویی و استدلال عقلی و نقلی به تخریب شخصیت گوینده و مخاطب می پردازد. از این روست که مخالفان خویش را به بی شناسامه، شرذمه قلیلون(شعراء، آیه ۵۴) که ما را به غیظ و خشم می آورند(شعراء، آیه ۵۵) یاد می کنند و با تمسخر و استهزاء آنان بر این است که شخصیت آنان را تخریب کرده تا سخنان حق و عدالت خواهانه آنان شنیده نشود و این گونه قسط و سهم ایشان را از بیت المال ندهند و خود به عنوان مدیران برتر اجتماع و صاحبان مقام کریم به غارت برند و بخورند.(غافر، آیه ۲۶؛ شعراء، آیات ۲۳ تا ۲۷؛ زخرف، آیات ۴۶ و ۴۷)
  6. اتهام های ناروا: از دیگر سیاست های تفرعن می بایست به اتهام های ناروا اشاره کرد؛ در حالی که خودشان به آن امر سزاوارتر هستند؛ در حقیقت چیزی که خود بدان گرفتار هستند به دیگران نسبت می دهند. به عنوان نمونه خودشان گرفتار انواع فسادهای مالی و جنسی و رانت و غارت هستند، مسلمانان و رهبران الهی را بدان متهم می سازند(غافر، آیه ۲۶) یا رهبران الهی را متهم می کنند که می خواهند سنت های خوب و نیک آنان را تخریب کنند و به جای آیین و سنت های نیک، سنت های نادرست و آیین های باطل و نابخردانه را جایگزین کنند.(همان)
  7. اهانت: اهانت در برابر تکریم قرار دارد. (فجر، آیات ۱۵ و ۱۶) بنابراین از نظر قرآن، فرعونیان به جای آن که مردم مسلمان و رهبران آنان را تکریم کنند، به اشکال گوناگون آنان را مورد اهانت قرار می دهند و به جای تکریم ارباب رجوع در ادارات دولتی با آنان بد برخورد می کنند و حتی نمایندگان مجلس خودشان را تافته جدا بافته از مردم دانسته و به آنان اهانت و توهین می کنند. اهانت و توهین همانند استهزاء و تمسخر از شیوه های آنان برای تخریب شخصیت کسانی است که در تقابل با آنان به تذکر یا توصیه یا نصحیت یا موعظه می پردازند.(زخرف، آیات ۵۱ و ۵۲) از جمله اهانت هایی که فرعون خطاب به حضرت موسی(ع) داشت، گفتن عبارت «نفهم» است که نه مطلب را می فهمد و نه می تواند تبیین درست و روشنی از آن داشته باشد. یعنی در فهم مطالب و نیز بیان آن عاجز و ناتوان است و نمی توان به سخنان ایشان گوش داد.(همان)
  8. انحصار طلبی: اصولا از نظر قرآن، فرعونیان از روحیه ایثار محروم هستند؛ زیرا آنان نه بر اساس عدالت و مقابله به مثل عمل می کنند و نه اهل عفو و احسان هستند، بلکه آن چه درایشان نمود دارد، همان روحیه انحصار طلبی است که به جای ایثار، گرفتار استئثار هستند؛ یعنی همه چیز را برای خود می خواهند و در هر امری خودشان را مقدم می دارند. انحصارگرایی قدرت و ثروت از جلوه های تفرعن است که خدا در آیات قرآنی به آن اشاره می کند. اینان بر آن است که همه مملکت را برای خودشان بر دارند و ثروت ها را غارت کنند. همان طوری که فرعون می گفت همه ملک مصر و مردم و دارایی های آن مال من است، هم چنین سعودی ها همه مملکت حجاز و نجد را به نام خودشان زده اند، این جماعت فرعونی در ممالک اسلامی نیز این گونه دنبال انحصار همه ثروت و قدرت برای خودشان هستند در حالی که به ظاهر مدعی مردم داری و دفاع از حقوق مردم هستند و موسی(ع) و رهبران الهی را متهم به سوء استفاده از قدرت کرده و مردم را علیه آنان بسیج می کنند و راهبران الهی را تهدیدی جدی برای مردم و ملت و مملکت معرفی می کنند.(زخرف، آیه ۵۱؛ اعراف، آیه ۱۱۰؛ شعراء، آیات ۲۲ تا ۳۵، طه، آیه ۵۷)
  9. اضلال و گمراه سازی: فرعونیان خود گمراه هستند و تمام تلاش خویش را مبذول این معنا می کنند تا مردمان را گمراه سازند؛ زیرا این گونه بهتر می تواند به سلطه خویش ادامه دهند و در فساد و نابهنجاری می توانند از ثروت و قدرت ملت سوء استفاده کنند و با بی حیا سازی زنان و رواج فسق و فحشاء به شهوت رانی و هوسرانی بپردازند. از این روست که به فضای نابهنجار در فضای حقیقی و مجازی دامن می زنند و از همه رسانه ها و امکانات برای تحقق اهداف شوم خویش بهره می برند و از آن جایی که شهوت به ویژه جنسی دام شیطان و گرایش توده های مردم است، به طور طبیعی گروه زیادی را نیز همراه خویش می سازند و با مناور بر اکثریت گمان می کنند که حق با آنان است در حالی که اکثریت یا اقلیت ملاکی برای حقانیت نیست.(طه، آیه ۷۹؛ قصص، آیه ۴ و آیات بسیار دیگر)
  10. خودکامگی و اسراف در ابعاد گوناگون: ظلم و علو و برترجویی و خودکامگی واسراف در همه ابعاد زندگی از پیامدهای تفرعن در افراد اجتماع است. در دولت مردان می توان به وضوح چنین رفتارهایی را شناسایی و ردگیری کرد که برخاسته از همان روحیه تفرعن است.(نمل، آیه ۱۴؛ یونس، ایه ۸۳؛ غافر، آیه ۲۶ تا ۲۸؛ دخان، آیات ۳۰ و ۳۱)
  11. خشونت: خشونت کلامی و رفتاری از دیگران اموری است که قرآن برای فرعون و فرعونیان اثبات می کند که در مناصب قدرت و ثروت و امکانات قرار می گیرند.

از دیگر صفات فرعونی که در فرعونیان زمان به ویژه دولتمردان می توان شناسایی و ردگیری کرد می توان به عهدشکنی، دروغگویی، تکذیب حقایق، ترویج باطل، رفاه طلبی، بدمستی در رفتار و کردار، هیجان زدگی مثلا در موفقیت های ظاهری هم چون برجام، فسق و فجور، دامن زدن به آن ها، نژادپرستی و قوم گرایی ایرانی و عربی و ترکی، عهدشکنی، بی وفایی، هتک حرمت ، هنجارشکنی، مخالفت با ارزش ها، تاکید بر نابهنجارها و ضد ارزش ها، گسترش فساد و هنجارشکنی، اذیت و آزار زبانی و رفتاری مخالفان، شکنجه بدنی و روانی مخالفان، تبعید مخالفان و ده ها صفت و رفتار زشت و نادرست و مانند آن ها اشاره کرد که در فرعونیان زمان نیز بروز و ظهور دارد.

از نظر قرآن، فرعون و ابلیس نماد تمام راذیل اخلاقی و انسانی است، هم چنین فرعونیان نیز این گونه رذایل و صفات های زشت فرعونی و ابلیسی را در خود و اجتماع ظاهر می کنند و گسترش می دهند. با نگاهی به رفتارهای دولتمردان حتی در نظام سیاسی ولایی می توان دریافت که چه کسی تفرعن دارد و چه کسی از تفرعن در امان است.