فرصت های تکرار نشدنی

samamosفرصت های رحمت الهی همانند ابرهای بارا نزایی هستند که همواره درحال عبورند. انسان باید فرصت ها را غنیمت شمارد و از آنها بهره گیرد. بی گمان هیچ چیز دوباره تکرار نخواهد شد و هر فرصتی که به انسانی داده شده هرگز باز نمی گردد؛ چرا که گذر عمر نمی گذارد تا انسان بطور تکراری تجربه کند و خداوند را نیز هرگز تکراری در تجلی نیست و در هستی هر دم تجلیات دیگری است که در پیش نبوده است.

ظرفیت بی نهایت انسان

آدمی می بایست با راهنمایی قرآن و پیامبران، ظرفیت وجودی خود را چنانکه هست بشناسد و آن را به کار گیرد. خداوند در آیاتی از جمله آیه ۳۱ سوره بقره از ظرفیت بی نهایت انسان سخن گفته است که می تواند همه صفات و اسمای الهی را در خود جا دهد.

ما انسانها با سعه وجودی که داریم می بایست از بن بست زمان و مکان بیرون آییم و خود را در جهانی بی زمان و مکان دریابیم. روح انسانی و فکر او چنین توانایی را داراست و به خوبی خود را نشان می دهد. پس نباید به دلیل از دست دادن فرصتی، نومید شویم هرچند که باید خود را سرزنش و توبیخ کنیم، چرا که درهای رحمت الهی به سوی انسان باز است و او خلیفه الهی است و می تواند خود را به چنان جایگاهی برساند که ره صدساله را یک شبه برود.

فرصت ها برای هیچ کسی تکرار نخواهد شد؛ از این رو وقتی انسان به جهانی دیگر می رود و حقیقت بزرگ برای او کشف می شود و پرده ها کنار می رود، آرزوی بازگشت دارد، ولی از خداوند جواب «کَلّا » به او می رسد که هرگز بازگشتی در کار نیست.

فرصت های طلائی عمر

انسان تا در دنیاست باید از این فرصت های فوق طلایی عمر استفاده کند. هر دم عمر انسانی فرصتی فراتر از طلا و تکرار نشدنی است هرچند که به نظر می رسد هر روزی مانند روز دیگر است و خورشید و ماه تکرار شده اند، اما هیچ تکراری نه برای دنیاست و نه برای انسانی که در آن درحال سفر است. انسانها مانند کودکی هستند که قطعات جورچین زندگی خودشان را در کنار هم قرار می دهند و آینده ابدی خود را می سازند. پس باید خیلی با دقت هر قطعه زمانی و مکانی را در جای خود قرار دهیم و در نهایت تصویری زیبا و کامل از بهشت سعادت ابدی داشته باشیم.

هر سالی که می گذرد، همانند یک قطعه کامل از یک جورچین است. ما با این قطعات گوناگونی که در طول سالها در کنار هم قرار داده ایم در حقیقت تصویر کاملی از خودمان را ساخته ایم. البته تا زمانی که در دنیا هستیم می توانیم آن را بازسازی کنیم و با آب توبه تصویر نادرست را بازسازی و قطعه ناجور را برداریم و قطعه جور را قرار دهیم؛ اما وقتی اجل آمد دیگر اجازه نداریم هیچ قطع های را تغییر دهیم یا بازسازی و اصلاح نماییم.

عارفان هر صبح را عید می گیرند؛ چرا که به حکم آیه ۴۲ سوره زمر می دانند که خواب، خود مرگ و توفی است. پس هر بار که زنده می شوند خود را همانند کسی می دانند که اجازه بازگشت به دنیا را یافته است و می تواند شکستها و ناکامی های خود را اصلاح کند و آن را به موفقیت تبدیل نماید.

از همین رو شبانه به محاسبه نفس می پردازند و روز دیگر به اصلاح اموری که فاسد شده یا افساد بدان راه یافته می پردازند. شکس تها و ناکامی ها برای آنان بسیار با اهمیت است؛ چرا که با تفکر در آنها عیوب خود را می یابند و با تغییر هدف و روش می کوشند تا آن را برطرف و اصلاح کنند.

لزوم عبرت گیری از زندگی دیگران

خداوند بارها در آیات قرآنی انسان را به تفکر در زندگی خود و دیگران دعوت می کند. انسان عاقل آن است که از زندگی دیگران درس بگیرد و بدبخت کسی است که بخواهد همان راه غلط و نادرست دیگران را برود و به همان ناکامی ها و شکستهائی برسد که دیگری رسیده است. یعنی بخواهد آزموده را بیازماید. بدبخت تر از این افراد، کسی است که از این ناکامی ها درس نگیرد و بدبخت ترین، کسی است که خود درس عبرت دیگران باشد؛ چنانکه اقوامی که خداوند به عذابشان دچار ساخت، درس عبرت دیگران شدند و خداوند می فرماید بر این گذرگاه های مرگ ایشان صبح و شام بروید و از زندگ یشان عبرت بگیرید. اعتبار آن است که انسان با دیده عبرت بنگرد و نخواهد همان آزموده را بیازماید.

کسی که از ناکامیها و شکستهای دیگران درس نمی آموزد باید آماده باشد که خود نیز گرفتار ناکامی شود و اگر نخواهد از شکست و ناکامی های خود درس بگیرد می بایست آن را بارها و بارها تجربه کند درحالی که عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.

شکستها نباید مایه افسردگی انسان شود؛ چرا که فرصت عمر بگونه ای است که می توان گذشته را با آیند های خوب اصلاح کرد و از مسیر نادرست بازگشت و به راه راست درآمد. شرح صدری که انسان با تحمل مصائب و مشکلات کسب می کند در هیچ جای دیگر امکان تجربه آن نیست. از این رو خداوند سنت امتحان و ابتلاء به مصیب تها را برای انسان گذاشته است تا همچون سنگ زیرین آسیاب، در کشاکش دهر، آبدیده شود.