فرح در مفهوم قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم

واژگان قرآنی هر یک با دقت تمام از سوی خدا انتخاب و در قرآن به کار برده شده است. شناخت این واژگان می تواند درباره علل و آثار رفتار و کردار ما کمک شایانی کند؛ زیرا هریک از رفتارها و کردارهای انسانی با واژه یا واژگانی بیان می شود که می تواند بار مثبت و منفی به دنبال داشته باشد. واژه های فرح، سرور، بُشر، ضحک، تبسم و مانند آن ها بیانگر حالات متفاوتی انسان است که با اشتراک در کلیات معنایی دارای لطائف ظریفی است که توجه به آن ها می تواند ما را نسبت درستی یا نادرستی رفتار و کردار ما آگاه سازد.

فرح محبوب و فرح مذموم

فرح حالت هیجانی شدید است که در انسان بر انگیخته می شود. هیجانی که انسان را از حالت طبیعی خارج می سازد و آثار آن در بدن و رفتار و حرکات بروز می کند.

از نظر قرآن، فرح به اعتبار عامل ایجادی آن می تواند محبوب یا مذموم باشد. اگر عامل ایجاد فرح امری معنوی باشد، فرحناکی امری پسندیده و محبوب است و اگر فرحناکی مرتبط با عامل مادی باشد، امری مذموم و ناپسند است.

از نظر قرآن اهل بهشت، اهل فرحناکی هستند؛ زیرا آنان به عنوان پیروزمندان وارد جهانی شده اند که هر از گونه غم و اندوه و خوف و حزن خالی است و همه مولفه های آسایش و آرامش و سعادت و خوشبختی برای آنان فراهم است. در حقیقت آنانی که در دنیا با انجام تکالیف و وظایف الهی خود را در محدودیت شدید قرار داده و بر اساس شریعت اسلام عمل کرده اند، خود را برای فرحناکی حقیقی آماده کرده اند. در حقیقت عامل معنوی و ایمان موجب می شود تا در بهشتی قرار گیرند که فرحناکی در آن طبیعی است؛ خدا درباره شهیدان در راه خدا می فرماید: وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ؛ هرگز کسانى را که در راه خدا کشته شده‏ اند مرده مپندار بلکه زنده‏ اند که نزد پروردگارشان روزى داده مى ‏شوند به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است‏ فرحناک هستند و براى کسانى که از پى ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته‏ اند شادى مى کنند که نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین مى ‏شوند. (آل عمران، آیات ۱۶۹ و ۱۷۰)

در حقیقت عامل معنوی شهادت و حضور در بهشت مهم ترین عامل در فرحناکی اهل بهشت است که در این آیات به آن توجه داده شده است.

خدا در آیات قرآنی به این نکته توجه می دهد که بهره مندی از فضل و خیر الهی از سوی مومنان مهم تریبن عامل فرحناکی در میان مومنان است: قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ ؛ بگو به فضل و رحمت‏ خداست که مؤمنان باید فرحناک شوند و این از هر چه گرد مى ‏آورند بهتر است. (یونس، آیه ۵۸)

با توجه به این که آیه قبل درباره قرآن و تاثیر آن در شفای دلها است می توان گفت که این بهره مندی از قرآن همان فضل الهی است که می بایست موجب فرحناکی مومنان باشد نه امور مادی و دنیوی. پس اگر کسی بخواهد به سبب عاملی فرحناک باشد، همان عامل معنوی چون قرآن و اسلام وایمان باشد نه امور زودگذر دنیوی.

در حقیقت فرحناکی مثبت و پسندیده آن چیزی است که ریشه در عامل معنوی چون ایمان و قرآن دارد، نه امور مادی دنیوی. از همین روست که خدا درباره فرحناکی محبوب و پسندیده که عامل آن معنوی است ، در جایی دیگر می فرماید: فِی بِضْعِ سِنِینَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ وَیَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ ؛ فرجام کار در گذشته و آینده از آن خداست و در آن روز است که مؤمنان از یارى خدا فرحناک مى‏ گردند. (روم، آیه۴)

در حقیقت مومنان به حکم ایمان نسبت به کسانی که هم عقیده هستند، احساس وابستگی می کنند و پیروزی آنان را پیروزی خودشان می دانند و نسبت به آن واکنش مثبت نشان می دهند. این گونه است که فرحناکی آنان نه تنها مذموم نیست، بلکه خدا آن را تایید می کند؛ زیرا هیجانی بر خاسته از عامل معنوی است نه مادی.

از نظر قرآن، اهل اسلام نسبت به پیروزی مومنان فرحناک می شوند، از همین روست که پیروزی مسیحیان رومی موجب فرحناک مومنان می شود؛ چنان که اهل کتاب نیز وقتی آیات مصدق تورات و انجیل را می شوند، نسبت به آن واکنش مثبت نشان داده و فرحناک می شوند؛ چنان که خدا می فرماید: وَالَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ یُنْکِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلَا أُشْرِکَ بِهِ إِلَیْهِ أَدْعُو وَإِلَیْهِ مَآبِ ؛ و کسانى که به آنان کتاب آسمانى داده‏ ایم از آنچه به سوى تو نازل شده فرحناک مى ‏شوند؛ و برخى از دسته ‏ها کسانى هستند که بخشى از آن را انکار مى کنند، بگو: جز این نیست که من مامورم خدا را بپرستم و به او شرک نورزم به سوى او مى‏ خوانم و بازگشتم به سوى اوست. (رعد، آیه ۳۶)

البته از نظر قرآن دشمنان اسلام، هرگاه مومنان با پیروزی مواجه شوند، عصبانی می شوند و هرگاه شکستی به مومنان می رسد، آنان فرحناک می شوند. خدا می فرماید: نْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْکُمْ سَیِّئَهٌ یَفْرَحُوا بِهَا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ ؛ اگر به شما خوشى رسد آنان را بدحال مى ‏کند و اگر به شما گزندى رسد بدان فرحناک مى ‏شوند و اگر صبر کنید و پرهیزگارى نمایید نیرنگشان هیچ زیانى به شما نمى ‏رساند، یقینا خداوند به آنچه مى کنند احاطه دارد.(آل عمران، آیه ۱۲۰)

در قرآن بیش ترین آیات درباره فرحناکی مذموم و ناپسند است. این فرحناک مذموم هماره ناظر به رفتار دنیاگرایانی است که به سبب دارایی های مادی و دنیوی گرفتار سرمستی و فرحناکی می شوند؛ چنان که خدا درباره قارون می فرماید: إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَیْهِمْ وَآتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَهِ أُولِی الْقُوَّهِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ ؛ قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم کرد و از گنجینه ‏ها آن قدر به او داده بودیم که کلیدهاى آنها بر گروه نیرومندى سنگین مى ‏آمد؛ آنگاه که قوم وى بدو گفتند: فرحناک مباش که خدا فرحناکان را دوست نمى دارد. (قصص، آیه۷۶)

هر چند در آیه از زبان قوم این مطلب بیان شده که خدا فرحناکان را دوست ندارد، ولی عدم نقد آن از سوی خدا در قرآن، بیانگر این معنا است که این گزاره «خدا فرحناکان را دوست ندارد»، حکم قطعی الهی است؛ اما در همین آیه مشخص شده است که عامل این فرحناکی وضعیت بسیار خوب اقتصادی قارون است. در حقیقت عاملی که موجب فرحناکی اوست، همان اموال وثروتی است که در اختیار اوست. پس با این که به شکل جمله اطلاق و عموم بیان می شود که خدا فرحناکان را دوست ندارد، اما این عموم و اطلاق را نمی توان پذیرفت؛ زیرا با توجه به آیات دیگر باید گفت که فرحناکی زمانی مذموم است که ریشه در عوامل مادی دنیوی داشته باشد.

همین مطلب را می توان از آیات دیگر قرآن به دست آورد؛ چنان که خدا می فرماید: مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ؛ هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما به شما نرسد مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم در کتابى است؛ این کار بر خدا آسان است تا بر آنچه از دست‏ شما رفته اندوهگین نشوید و به سبب آنچه به شما داده است فرحناک مشوید و خدا هیچ خیال باف، خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد.(حدید، آیات ۲۲ و۲۳)

در این آیات بیان می شود که انسان ها نمی بایست به سبب داده های الهی مانند مال و ثروت مغرور شده و گرفتار فرحناکی شوند؛ زیرا آن چه خدا به شخص می دهد از باب ابتلاء و آزمون و مبتنی بر حکمت و مشیت الهی است. در حقیقت خدا به هر کسی بر اساس مشیت و حکمت الهی چیزی می دهد. این بدان معنا نیست که شخص به علم و دانش خویش آن را به دست آورده است؛ چنان که قارون مدعی بود که ثروتی که در اختیار اوست، به سبب دانش اقتصادی بوده که در اختیار داشته است؛ در حالی که چنین نیست، بلکه خیال بافی قارون است که چنین تصوری را در او برانگیخته است؛ و اگر قارون دقت می کرد می فهمید که آن چه دارد به حکم مشیت و حکمت الهی است. پس اگر فرحناکی انسان به خیال بافی و داشته ها و ثروت و مالی یا دیگر داده های الهی باشد، رفتار نادرست و مذموم است.

خدا در جایی دیگر نیز به همین نکته اشاره می کند و می فرماید: فَلَمَّا جَاءَ سُلَیْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِیَ اللَّهُ خَیْرٌ مِمَّا آتَاکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِیَّتِکُمْ تَفْرَحُونَ؛ و چون فرستاده نزد سلیمان آمد، سلیمان گفت: آیا مرا به مالى کمک مى‏ دهید آنچه خدا به من عطا کرده بهتر است از آنچه به شما داده‏ است، نه بلکه شما به هدیه و ارمغانی خود فرحناکی مى ‏نمایید.(نمل، آیه ۳۶)

در این آیه بیان می شود که چگونه عامل مال و ثروت زیادی که هدیه آورده اند، به عنوان عامل فرحناک مطرح می شود و به عنوان یک عامل و امر مذموم و ناپسند بیان می شود.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، هر چه به انسان از نعمتی می رسد مبتنی بر آزمون و حکمت و مشیت الهی است و نمی توان دارایی را مبنایی برای کرامت قرار داد و بدان فرحناک شد؛ زیرا چنین نگاهی از نظر قرآن، نگاهی بر خاسته از خیال بافی است که به طور طبیعی به فخرفروشی و رفتارهای هیجانی فرح می انجامد؛ چنان که خدا می فرماید: وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیِّئَاتُ عَنِّی إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ؛ و اگر پس از محنتى که به او رسیده نعمتى به او بچشانیم حتما خواهد گفت گرفتاریها از من دور شد بى‏ گمان او فرحناک و فخرفروش است. (هود، آیه ۱۰)

هم چنین در جایی دیگر می فرماید: ذَلِکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَبِمَا کُنْتُمْ تَمْرَحُونَ ؛ این عقوبت به سبب آن است که در زمین به ناروا فرحناکی و سرمستى می کردید و بدان سبب است که سخت به خود مى ‏نازیدید. (غافر، آیه ۷۵)

در حقیقت امور مادی و دنیوی موجب می شد تا افراد در زندگی دنیا گرفتار فرحناکی می شود و در مسیری گام بردارند که آنان را از خدا و قیامت دور می داشت و سرمستی و فرحناکی آنان را گرفتار غفلت از آن امور حقیقی می کرد.

اصولا از نظر قرآن، کسانی که گرفتار خیال بافی و دنیاگرایی هستند، بر اساس ظواهر مادی و دنیوی گمان می کنند که ثروت یا دوری از مقام شهادت و مانند آن ها عامل خوشبختی است و این گونه است که گرفتار فرحناکی می شوند، چنان که اهل تخلف از جهاد چنین گرفتار فرحناکی بودند: فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَکَرِهُوا أَنْ یُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ کَانُوا یَفْقَهُونَ ؛ بر جاى‏ ماندگان به خانه نشستن خود پس از رسول خدا فرحناک شدند و از اینکه با مال و جان خود در راه خدا جهاد کنند کراهت داشتند و گفتند: در این گرما بیرون نروید. بگو: اگر دریابند آتش جهنم سوزان‏تر است. (توبه، آیه ۸۱)

از نظر قرآن کسانی که گرفتار فرحناک مذموم هستند، به همان سادگی از فرح گرفتار حزن شدید می شوند؛ زیرا عامل مادی به همان سادگی که می آید می رود. از همین روست که خدا می فرماید: فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا إِنْ عَلَیْکَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَهً فَرِحَ بِهَا وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسَانَ کَفُورٌ ؛ پس اگر روى برتابند ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‏ ایم بر عهده تو جز رسانیدن پیام نیست و ما چون رحمتى از جانب خود به انسان بچشانیم بدان فرحناک و سرمست گردد و چون به سزاى دستاورد پیشین آنها به آنان بدى رسد انسان ناسپاسى مى ‏کند.(شوری، آیه ۴۸)

خدا در جایی دیگر نیز در همین باره می فرماید: فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَهً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ؛ پس چون آنچه را که بدان پند داده شده بودند فراموش کردند درهاى هر چیزى از نعمتها را بر آنان گشودیم تا هنگامى که به آنچه داده شده بودند فرحناک گردیدند، ناگهان گریبان آنان را گرفتیم و یکباره نومید شدند. (انعام، آیه ۴۴)

بنابراین، خدا گاه با سرگرم کردن اهل دنیا به امور مادی کاری می کند که در اوج فرحناکی گرفتار بلا شوند و به یک باره همه داشته های مادی خود را از دست داده و گرفتار نومیدی و بدبختی شوند.

برخی از اهل دنیا ممکن است به دنبال عامل به ظاهر معنوی فرحناک شوند، ولی این عامل معنوی ، عامل حقیقی نیست؛ چنان که خدا می فرماید: فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ ؛ و چون پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند به آن چیز مختصرى از دانش که نزدشان بود خرسند شدند و سرانجام آنچه به ریشخند مى‏ گرفتند آنان را فروگرفت.(غافر، آیه ۸۳)

در این آیه بیان می شود که علم عامل فرحناکی کافران است، اما این علم ، علم ناقص و نارسایی است که نه تنها رهنمون به حق نیست، بلکه موجب می شود تا دارندگان آن اهل حق و پیامبران را به علم ناقص خویش به ریشخند گیرند.

از نظر قرآن ، انسان ها نمی بایست گرفتار غفلت شوند و گمان کنند همیشه شرایط موافق خواسته های آنان خواهد بود، زیرا همان زمانی که احساس فرحناکی دست می دهد، ممکن است خود این نشانه های از عذاب و تغییر اوضاع باشد؛ چنان که خدا می فرماید: هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا کُنْتُمْ فِی الْفُلْکِ وَجَرَیْنَ بِهِمْ بِرِیحٍ طَیِّبَهٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِیحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ کُلِّ مَکَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنْجَیْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ ؛ او کسى است که شما را در خشکى و دریا مى‏ گرداند تا وقتى که در کشتیها باشید و آنها با بادى خوش آنان را ببرند و ایشان بدان فرحناک شوند بناگاه بادى سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر ایشان تازد و یقین کنند که در محاصره افتاده‏ اند در آن حال خدا را پاکدلانه مى‏ خوانند که اگر ما را از این ورطه بر هانى قطعا از سپاسگزاران خواهیم شد. (یونس، آیه ۲۲)

از نظر قرآن انسان نمی بایست به داشته ها و دارایی های مادی دلبسته و آن را عامل فرحناکی خویش قرار دهد؛ زیرا این امور ارزشی ندارد و همان طوری که می آید می رود؛ چنان که خدا می فرماید: اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا فِی الْآخِرَهِ إِلَّا مَتَاعٌ ؛ خدا روزى را براى هر که بخواهد گشاده یا تنگ مى‏ گرداند، ولى آنان به زندگى دنیا فرحناک شده‏ اند و زندگى دنیا در برابر آخرت جز بهره‏ اى ناچیز نیست. (رعد، آیه ۲۶)

مومنان نمی بایست فرحناکی کافران را مبنایی برای حقانیت آنان بشمارند؛ زیرا این نوع هیجانات شدید عاطفی همانند درختی بی ریشه است و این فرحناکی آنان موجب سرور حقیقی نیست. خدا به مومنان هشدار می دهد و می فرماید: لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوْا وَیُحِبُّونَ أَنْ یُحْمَدُوا بِمَا لَمْ یَفْعَلُوا فَلَا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَهٍ مِنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ؛ البته گمان مبر کسانى که بدانچه کرده‏ اند فرحناکی مى کنند و دوست دارند به آنچه نکرده‏ اند مورد ستایش قرار گیرند قطعا گمان مبر که براى آنان نجاتى از عذاب است که عذابى دردناک خواهند داشت. (آل عمران، آیه ۱۸۸)

از نظر قرآن، کسانی که وابستگی و دلبستگی های دنیوی دارند، چنان به عقاید و افکار و رفتار خویش دلخوش هستند که آن را را عامل فرحناکی خویش قرار می دهند و از همین روست که احزاب گوناگون در میان امت هر یک به آن دلخوش می دارند؛ چنان خدا می فرماید: مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ؛ از کسانى که دین خود را قطعه قطعه کردند و فرقه فرقه شدند هر حزبى بدانچه پیش آنهاست فرحناک شدند. (روم، آیه ۳۲)

و نیز می فرماید: فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ زُبُرًا کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ؛ تا کار دینشان را میان خود قطعه قطعه کردند و دسته دسته شدند هر دسته‏ اى به آنچه نزدشان بود فرحناک شدند. (مومنون، آیه ۵۳)

با نگاهی به آیات قرآنی معلوم می شود که این حالت هیجانی شدید عاطفی که از آن به عنوان فرح یاد می شود، اگر دارای عامل معنوی حقانی چون اسلام و ایمان و شهادت باشد، حالت بسیاری مثبت و خوبی است؛ اما اگر ریشه آن امور مادی دنیوی زودگذر باشد، یک حالت مذموم و ناپسندی است؛ زیرا عامل غفلت انسان از خدا و قیامت و فلسفه آفرینش انسان خواهد بود.