فراموشی وظایف، عوامل و آثار آن

بسم الله الرحمن الرحیم

فراموشی یا نسیان، گاه به امر طبیعی بر اثر کهولت یا بیماری، و گاه به سبب اشتغال به اموری دنیوی و مادی رخ می دهد. از نظر قرآن، انسان وظایف و تکالیفی دارد که می بایست آن را به تمام معنا انجام دهد تا وفاداری خویش را به اثبات برساند؛ اما اشتغال به امور مادی و دنیوی یا بی اهمیت یا کم اهمیت موجب می شود تا چیزی که به یاد داشته و می بایست انجام دهد، را فراموش کرده و آن را انجام نمی دهد؛ و این گونه گرفتار مشکلاتی در دنیا و آخرت می شود. هر چند که برخی از مصادیق نسیان و فراموشی، با عفو و گذشت الهی و اسلام مواجه است، اما در برخی دیگر از موارد نسیان و فراموشی، چنین اتفاقی نمی افتد و تبعات و آثار آن دامن گیر شخص یا جامعه می شود. نویسنده در این مطلب بر آن است تا عوامل و اثار فراموشی نسبت به وظایف و تکالیف الهی را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

عوامل فراموشی وظایف از سوی انسان

از نظر قرآن، گاه انسان به دلیل کهولت سن یا بیماری دچار نیسان و فراموشی می شود به طوری که همه دانش و دانسته های خویش را فراموش کرده و به تعبیر فارسی «از یاد می برد». خدا می فرماید: وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفَّاکُمْ وَمِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لَا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ قَدِیرٌ؛ و خدا شما را آفرید سپس جان شما را مى‏ گیرد و بعضى از شما تا خوارترین دوره سالهاى زندگى فرتوتى بازگردانده مى ‏شود، به طورى که بعد از آن همه دانستن، دیگر چیزى نمى‏ دانند. قطعا خدا داناى تواناست. (نحل، آیه ۷۰)

در جایی دیگر نیز می فرماید: وَمِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلَا یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئًا؛ برخى از شما به غایت پیرى مى ‏رسد به گونه‏ اى که پس از دانستن بسی چیزها، هیچ چیزى نمى‏ داند.(حج، آیه ۵)

در این آیات هر چند از واژه «نیسان» استفاده نشده است، ولی با توجه به مفهوم «ندانستن پس از دانستن» می توان گفت که مراد همان نسیان است؛ زیرا هر چند از الفاظ دیگری بهره گرفته شده است، اما مراد از جمله همان، مفهوم نیسان است که در آیات دیگر به کار رفته است؛ زیرا نیسان نیز به معنای «از یاد بردن دانسته ها» و «ندانستن پس از دانستن» است.

البته واژه نیسان و فراموشی در جایی دیگر در ارتباط با «فراموشی» نه به عوامل طبیعی یا بیماری، بلکه به سبب تاثیرات درونی یا بیرونی چون تاثیرات شیطانی مانند نیسان و فراموشی ماهی از سوی همراه موسی(ع) که در آیات ۶۱ و ۶۳ سوره کهف بیان شده است، یا عوامل درونی مانند اشتغال به هواهای نفسانی و فراموشی قیامت یا خدا مانند خبری که خدا در این باره نسیان خود نسبت به کسانی که قیامت را فراموش کرده در آیات ۱۴ سوره سجده یا ۳۴ سوره جاثیه می دهد.

به سخن دیگر، فراموشی و نیسان یا همان از یاد بردن دانسته ها، به دو دسته عواملی اصلی : ۱. طبیعی چون کهولت سن و بیماری؛ ۲. عوامل انسانی تحقق می یابد. عوامل انسانی، نیسان و از یاد بردن، نیز به دو دسته اصلی : ۱. درونی ؛ ۲. بیرونی دسته بندی می شود.

البته باید توجه داشت که نیسان در خدا به معنای از یاد بردن نیست، زیرا خدا منزه از هر گونه نسیان است(مریم، آیه ۶۴؛ طه، آیه ۵۲)، بلکه به معنای عدم توجه و اهتمام در راستای واکنش به کنش هایی است که انسان فراموشکار به دست خود موجب شده است. پس نیسان در خدا به معنای از یاد بردن نیست، بلکه به معنای عدم توجه به کسانی است که خواهان توجه در شرایطی هستند که در موقعیت خودشان توجهی به آموزه های وحیانی خدا نداشته اند.

به سخن دیگر، چون بنده نسبت به آموزه های وحیانی و تکالیف و وظایف خود در زندگی دنیوی توجه و اهتمام نداشته، بلکه با سرگرم شدن به امور دیگر مادی و دنیوی، از انجام تعهدات سرباز زده یا غفلت ورزیده است، خدا نیز در موقعیت خطرناک قیامت هیچ توجهی و نظر لطفی به آنان نخواهد داشت. پس نسیان الهی نسبت به بنده در قیامت، به معنای عدم نظر لطف و رحمت به آنان در شرایط سخت و دشوار قیامت است.(سجده، آیه ۱۴؛ جاثیه، آیه ۳۴)

پس نسیان در خدا ناظر به نتیجه نیسان است که همان «عدم توجه و اهتمام به امری» است؛ یعنی همان طوری که فراموشکار با سرگرم شدن به امور دنیوی از خدا و قیامت، وظایف مربوطه خویش را انجام نمی دهد و بدان اهتمام نمی ورزد، خدا نیز به آنان، هیچ اهتمام و توجهی نداشته و نظر لطف و رحمت خویش را از آنان بر می دارد و ایشان را عفو نمی کند، چنان که مومنان در دعا و نیایش به آموزش الهی می طلبند.(بقره، آیه ۲۸۶)

هم چنین از نظر آموزه های وحیانی قرآن، پیامبران (ع) از جمله چهارده معصوم(ع) از هر گونه نسیان، خطا، سهو، غفلت و مانند آن ها در امان است که این ها «رجس» است و خدا ایشان را از همه این ها تطهیر کرده است(احزاب، آیه ۳۳)، بنابراین از نظر قرآن عامل مصونیت از این امور در معصومان(ع) خود خدا است.(اعلی، آیه ۶)

البته کسانی که خود گرفتار این نوع مسایل و امور هستند، برای تبرئه رفتارهای زشت و مخالفت ها، به اتهام زنی به پیامبران متوسل می شوند، چنان که چنین اتهاماتی به پیامبر(ص) از سوی حتی اصحاب نزدیک آن حضرت(ص) انجام شد و خدا گزارش می کند سامری نیز از اصحاب بسیار نزدیک حضرت موسی(ع) با بهره گیری از چنین شیوه ای بر آن شد تا علیه هارون این خلیفه موسی(ع) بشوراند و بستری برای گوساله پرستی فراهم آورد. از همین روست که سامری مدعی می شود که موسی(ع) گرفتار نسیان شده بود تا گوساله را به عنوان خدا به ایشان معرفی کند. پس سامری خود مسئولیت آن را به دست گرفته تا خدای موسی(ع) را معرفی کند(طه، آیات ۸۷ و ۸۸)؛ زیرا مقصود از «نسى» موسى(ع) است که خداوند از زبان سامرى نقل مى کند که آن حضرت(ع) پروردگار خود را فراموش نموده و او اینک به جای موسی این مسئولیت را به عهده گرفته و با معرفی گوساله آن را انجام داده است. (جامع البیان، ج ۹، جزء ۱۶، ص ۲۵۰ – ۲۵۱)

از نظر قرآن، اگر عامل و علت نسیان و فراموشی انسان نسبت به تکالیف و وظایف، کهولت سن یا بیماری باشد، مواخذه ای در کار نخواهد بود؛ زیرا در این موارد به تعبیر روایت متواتر معتبر «رفع القلم» شده و آثار و تبعات فراموشی بر فراموشکار بار نمی شود. پیامبر(ص) می فرماید: «رُفع عن امّتی تسعه اشیاء: الخطا و النسیان و ما اکرهوا علیه و ما لا یعلمون و ما لا یطیقون و ما اضطروا الیه و ما استکرهوا علیه والطیره و الوسوسه فی التفکر فی الخلق و الحسد ما لم یظهر بلسان او یَد؛ از امت من نه چیز برداشته شده است: اشتباه ، فراموشی ، آن چه که به آن اکراه و اجبار شوند، آن چه را که توانایی انجام دادنش را ندارند، آن چه به آن مضطر شوند، حسد ، فال بد زدن و اندیشه‌های وسوسه انگیز درباره خلقت و آفرینش، تا زمانی که بر زبان جاری نشود».( وسائل الشیعه، حر عاملی، محمد بن حسن، ج۱۱، ص۲۹۵)

البته از نظر آموزه های وحیانی اسلام، اضطرار بالاختیار هیچ منافاتی با اختیار ندارد؛ زیرا شخص به خواسته و اختیار خویش شرایطی را فراهم کرده که دچار فراموشی و نیسان اضطراری شود. مثلا کسی که با مواد مخدر موجب می شود تا دچار فراموشی نسبت به دانسته ها و وظایف شود، چنین شخصی جزو کسانی نیست که قلم عفو بر ایشان جاری شده و رفع قلم شود.

خدا در قرآن می فرماید که فراموشى، برخاسته از مقدّمات اختیارى نسبت به اجرا و انجام کاری یا ترک چیزی بر اساس تکالیف، موجب مؤاخذه الهی است(بقره، آیه ۲۸۶)؛ زیرا امکان دارد مقصود از مؤاخذه شدن مکلّف از روى نسیان، در صورت تعلّق آن به اسباب و مقدّمات اختیارى باشد. (المیزان، ج ۲، ص ۴۴۴؛ مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۶۹۱)

به سخن دیگر، انسان باید نه تنها تکالیف و وظایف خویش را بیاموزد و در آن قصور و تقصیری نورزد، بلکه باید مواظبت و مراقبت داشته باشد تا آنها را فراموش نکند؛ زیرا به طور طبیعی هر گونه فراموشی و خطایی که به دست خود شخص تحقق می یابد، آثار زیانبار خطا و نیسان را با خود همراه دارد؛ از همین روست که خدا در قرآن به مومنان یاد می دهد تا در نیایش و دعا از خدا بخواهند نسبت به مواردی نسیان و خطا از آثار زیانبار چنین حالاتی در امان باشند: رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَهَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ؛ پروردگارا، اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم بر ما مگیر، پروردگارا، هیچ بار گرانى بر دوش‏ ما مگذار؛ هم چنان که بر دوش کسانى نهادى که پیش از ما بودند‏. پروردگارا، و آنچه تاب و طاقت آن را نداریم، بر ما تحمیل مکن‏؛ و از ما درگذر؛ و ما را ببخشاى و بر ما رحمت آور؛ سرور و سرپرست ما تویى‏؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز کن‏.(بقره، آیه ۲۸۶)

پس از نظر قرآن، فراموشیهاى آموزه های دستوری و نیز مواعظ الهى، ناشى از اشتغالات دنیایى و مادّى و مانند آن ها حرام است؛ زیرا تبعات و آثار زیانباری دارد(همان؛ انعام، آیات ۴۲ تا ۴۴)؛ زیرا مراد از «نسوا ما ذکّروا» مواعظ خداوند است که فراموشی آن می تواند انسان را گرفتار عذاب های سخت دنیوی و اخروی کند. (تفسیر الصافى، ج ۲، ص ۱۲۰; تفسیر مقاتل، ج ۱، ص ۵۶۱)

حضرت موسی(ع) نیز که برای یادگیری«علم لدنی» نیز خضر(ع) می رود، از وی می خواهد تا به هر دلیلی گرفتار نسیان و فراموشی شده، او را مواخذه نکند و سخت گیری نداشته باشد: قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِی بِمَا نَسِیتُ وَلَا تُرْهِقْنِی مِنْ أَمْرِی عُسْرًا؛ موسى گفت به سبب آنچه فراموش کردم مرا مؤاخذه مکن و در کارم بر من سخت مگیر.(کهف، آیه ۷۳)

مهم ترین عوامل تاثیرگذار درونی و بیرونی که انسان را گرفتار فراموشی و آثار و تبعات آن می کند، عبارتند از :

  1. تزیین گری شیطان: از نظر قرآن، ابلیس و شیاطین انسی و جنی پیرو ابلیس، بزرگ ترین دشمن بیرونی انسان است که می کوشد تا او را به دوزخ برساند و از بهشت سعادت دور کند. از این روست که شیطان به اشکال گوناگون از جمله تزیین گری دنیا و جلوه دادن آن به انسان بر آن است تا انسان سرگرم دنیا و مادیات شده و از تکالیف و وظایف خود دور ماند و نتواند در مسیر درست و سازنده گام بردارد و به مقصد برسد. از این روست که با شیوه های گوناگون از جمله تزیین گری موجبات فراموشی را نسبت به وظایف و تکالیف اصلی موجب می شود.(کهف، آیات ۶۱ تا ۶۳؛ انعام، آیات ۴۲ تا ۴۴ و ۶۸ ؛ مجادله، آیه ۱۹)
  2. قساوت قلب: از نظر قرآن همان طوری که عامل بیرونی چون شیاطین با تزیین گری امور دنیوی و مادی انسان را سرگرم و مشغول می دارند تا انسان وظایف اصلی خویش را فراموش کند، هم چنین فجور و گناه که موجب دسیسه قلب و قساوت آن می شود، موجب می شود تا دل های سنگی نتوانند توجهی به وظایف اصلی داشته باشند و بدان مشغول شوند. این گونه است که چنین دل هایی گرفتار فراموشی می شوند.(انعام، آیات ۴۲ تا ۴۴)
  3. خودفراموشی: از نظر قرآن، خدا حقیقتی است که همه هستی را به عنوان «صمد» پر کرده و جایی را خالی نگذاشته است. بنابراین، هر انسانی اگر به خود مراجعه کند، باید پیش از آن که خود را ببیند، به علم شهودی باید خدا را ببیند؛ زیرا او از خود انسان به خودش نزدیک تر (ق، آیه ۱۶) است؛ زیرا معیت خدا با انسان، معیت قیومی است؛ که هستی انسان به خدا وابسته است.(حدید، آیه ۴) پس وقتی انسان حقیقت حقیقی و واقعی خویش را که همان خداست فراموش می کند، به طور طبیعی خدا و وظایف و تکالیف انسانی خویش نسبت به خدا را فراموش می کند.(حشر، آیه ۱۹)
  4. فسق: فسق به معنای برآمدن پوست از گوشت است؛ چنان که در سنجد و خرما گاه این حالت پیش می آید. برخی از اعمال که موجب می شود تا آبروی آدم در جامعه برود، به عنوان فسق شناخته می شود که نوعی رفتار نابهنجار و زشت اجتماعی و عرفی نیز است. از نظر قرآن، کسانی که گرفتار فسق هستند، گرفتار نسیان خود یا همان خودفراموشی می شوند که به خدافراموشی می انجامد. خدا می فرماید: وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ؛ و چون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند و او نیز آنان را دچار خودفراموشى کرد. آنان همان فاسقان هستند.(حشر، آیه ۱۹؛ و نیز توبه، آیه ۶۷)
  5. علم بی عمل: از نظر قرآن، علم بی عمل از مصادیق نسیان و فراموشی واقعی است؛ زیرا علم برای عمل است تا آثار و برکات علم خودنمایی کند. پس کسی که به دانسته ها و دانش های خود عمل نمی کند یا حتی گاه بر خلاف آن رفتار می کند، گرفتار نسیان و فراموشی بلکه خودفراموشی است.(بقره، آیه ۴۴)
  6. رفاه و آسایش: داشتن امکانات و بهره مندی از آن ، موجب می شود تا انسان احساس استغنا و بی نیازی کند و به جای انجام مسئولیت ها و تکالیف، بی خیال آن شود. از نظر قرآن، انسان با داشتن امکانات گرفتار غرور و بدمستی می شود و نسبت به تکالیف و مسئولیت گرفتار نسیان و فراموشی می گردد.(فرقان، آیه ۱۸؛ زمر، آیه ۸؛ الکشاف، ج ۳، ص ۲۷۰)
  7. عدم تعقل و بی خردی: از نظر قرآن، خداوند همه اسباب برای تفکر را فراهم آورده است؛ زیرا ابزارهای ادراکی از شنوایی و بینایی و تعقل با قلب را فراهم آورده است؛ اما بسیاری از مردم از این ابزارهای الهی بهره نمی گیرند تا با تعقل و تفکر در مسیر درست گام بردارند و تکالیف و وظایف خویش را در دنیا نسبت به آخرت و خدا انجام دهند. این گونه است که گرفتار نسیان می شوند.(بقره، آیه ۴۴)

از نظر قرآن، اموری چون ظلم، نفاق(توبه، آیات ۶۷ و ۶۸)، تفاخر و تکاثر، اختیال و خیال پردازی، عجب و خودپسندی(قصص، آیات ۷۶ و ۷۷)، کفر و شرک(انعام، آیات ۴۰ و ۴۱؛ یس، ایات ۷۴ تا ۷۹) و مانند آن ها هستند، گرفتار خودفراموشی و نسیان و خدا فراموشی و تبعات و آثار آن می شوند.

آثار فراموشی و نیسان

در آیات قرآنی افزون بر آثار پیش گفته نسبت فراموشی و نیسان، آثار چندی را برای آن بیان کرده است که برخی از مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. ترویج بدی: انسان های فراموشکار، به جای آن که بر دانش عمل کنند، به سبب سرگرم شدن به دنیا و اشتغالات آن، از علم و دانش دور می شوند و گرفتار نسیان به کارهای خوب نیز می گردند. این گونه است که به جای کارهای معروف و نیک، کارهای بدی را انجام داده و حتی به ترویج آن می پردازند.(توبه، آیه ۶۷)
  2. دوزخ: از نظر قرآن، پیامد نسیان و ترک عمل بر اساس وظایف و تکالیف الهی، دوزخ و آتش آن است.(سجده، آیه ۱۴؛ جاثیه، آیه ۳۴)
  3. عدم نصرت الهی: کسانی که گرفتار نسیان می شوند، حامی قدرتمندی چون خدا را از دست می دهند و نه تنها از ولایت الهی بهره مند نمی شوند، بلکه خدا نصرت خویش را از ایشان سلب می کند.( جاثیه، آیه ۳۴)
  4. استهزاء: از دیگر پیامدهای نسیان می توان به استهزاء مومنان و آیات الهی از سوی این افراد اشاره کرد.(جاثیه، آیات ۳۴ و ۳۵)
  5. فریب دنیا: از نظر قرآن، غرور دنیا و فریب آن از دیگر پیامدهایی است که فراموشکاران بدان مبتلا هستند؛ از این روست که دنیا برایشان ارزشمند می شود و آخرت و قیامت از یادشان می رود.(همان)
  6. عدم پذیرش عذر: از نظر قرآن، انسان ممکن است گرفتار خطا و نسیان شود و باید از خدا بخواهد که از او در گذرد؛ چنان که مومنان این گونه عمل می کنند، اما کسانی که همه عمر خویش را گرفتار دنیا بودند و در دام آن مانده باشند، در قیامت عذرشان پذیرفته نیست.(همان)
  7. ترک احسان و انفاق: افراد گرفتار نسیان ، تارک احسان و انفاق نسبت به دیگران هستند و هیچ گونه خیر مالی و نیکی به دیگران نمی کنند.(توبه، آیه ۶۷)
  8. عدم هدایت: از آثار خودفراموشی و نسیان افزون بر خدا فراموشی، عدم بهره مندی از هدایت های تشریعی الهی و عمل بر اساس شریعت است.(کهف، آیه ۲۴)
  9. ممانعت از معروف: ابتلاء به خود فراموشی وخدا فراموشی ، مانع جدی بر سر راه امر به معروف بلکه انجام کارهای خیر و معروف است.(توبه، آیه ۶۷)
  10. لعن و نفرین الهی: کسانی که گرفتار نسیان هستند، از نظر خدا ملعون هستند و خدا ایشان را لعن و نفرین می کند.(توبه، آیات ۶۷ و ۶۸)

راه رهایی از فراموشی و آثار و تبعات فراموشکاری

از نظر قرآن، برای رهایی از فراموشی و نیز از تبعات و آثار فراموشکاری می بایست روش هایی را در پیش گرفت که شامل موارد زیر است:

  1. تذکر و یادکرد خدا: انسان هماره باید ذکر خدا را در دل و بر زبانش جاری داشته باشد(احزاب، آیه ۴۱)، تا بتواند از خود نسیان و نیز آثار نسیان در صورت تحقق آن رهایی یابد. خدا می فرماید: إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ وَاذْکُرْ رَبَّکَ إِذَا نَسِیتَ وَقُلْ عَسَى أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا ؛ مگر آنکه خدا بخواهد و چون فراموش کردى پروردگارت را یاد کن و بگو امید که پروردگارم مرا به راهى که نزدیکتر از این به صواب است هدایت کند. (کهف، آیه ۲۴) البته این برداشت بنا بر یک احتمال است که در آن جمله «واذکر» استینافیّه است.(مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۷۱۲)
  2. نیایش و دعا به درگاه خدا: از نظر قرآن، یکی از راه های رهایی از فراموشی و تبعات آن نیایش به درگاه خدا و درخواست عذر و پوزش برای غفران و رحمت الهی است.(بقره، آیه ۲۸۶)
  3. استثناء با ان شاء الله: از نظر قرآن، برای رهایی از فراموشی و نیز آثار آن می بایست با استثناء و گفتن «ان شاء الله» خود را از فراموشی و آثار آن در امان نگه داشت(کهف، آیات ۲۳ و ۲۴) ؛ هم چنین می بایست در موارد دیگر از جمله هنگامی که انسان یاد خدا کرده، با ان شاء الله خود را از نسیان و آثار آن در امان نگه دارد؛ زیرا یکی از افعالی که انسان انجام می دهد؛ ذکر الله است و برای این که این فعل در آینده نیز انجام شود، با گفتن ان شاء الله خود را در امان از فراموشی نسبت به این فعل نگه دارد؛ زیرا بنا بر یک قول، متعلّق «إذا نسیت» به استثنا است؛ یعنى گفتن ان شاء اللّه هنگام یاد خدا مراد از آیه است. (مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۷۱۲) البته در برخی از روایات آمده است که لازم است که انسان هنگام سوگند به خدا ، ان شاء الله را بگوید تا گرفتار فراموشی نشود؛ زیرا امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) درباره «واذکر ربّک اذا نسیت» فرمودند: هرگاه کسى براى انجام دادن کارى سوگند یاد کرد و فراموش کرد و ان شاء اللّه نگفت، هرگاه یادش آمد، آن را بگوید. (الکافى، ج ۷، ص ۴۴۷، ح ۱؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۲۵۳، ح ۴۸) مقصود این است که در هر زمان ان شاء اللّه را فراموش کردى آن را بگو، اگرچه بعد از یک روز یا یک ماه و یک سال باشد.(مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۷۱۲)
  4. تسبیح و نماز شب: مومنان برای رهایی از فراموشی و نیز آثار و تبعات آن به تسبیح و ذکر و نماز شب اقدام می کنند تا هماره دل هایشان با نور الهی روشن و از فراموشی در امان مانند.(سجده، آیات ۱۴ تا ۱۶)