فرار به سوی خدا و انقطاع الی الله

نماز در جبهه

یکی از برترین مقامات عرفانی در سیر و سلوک قرآنی، رسیدن به مقام انقطاع الی الله و بریدن از غیر است و وصول به معدن عظمت با انوار الهی است که حجاب های نوری را نیز کنار می زند و امکان رویت قلبی خدا را که لطیف است فراهم می آورد و انسان از این رویت سرشار و سرمست از لذت می شود. اما سخن این است که راه رسیدن به این مقام والا و شاخص در سیر و سلوک قرآنی چیست؟

چرایی بریدن از غیر خدا

اسلام بر توحید در همه مراتب از توحید ذات، صفات و فعل تاکید دارد، همان طوری که توحید در خالقیت، توحید در ربوبیت و توحید در عبادت مورد تاکید است. این بدان معناست که ذات خداوند بسیط محض است و صفات الهی عین ذات و تفاوت مفهومی هیچ تاثیری در مقام مصداقی به جا نمی گذارد و از همین رو، تناقض و تضادی که در اولیت و آخریت و ظاهریت و باطنیت وجود دارد، در خدا معنایی ندارد؛ چنان که هر چه در هستی تحقق می یابد فعل خداوند است هر چند که به مظاهر خلقی نسبت داده می شود؛ ولی این نسبت حقیقی نیست، بلکه نسبت حقیقی هر فعلی با خدا است. هم چنین همان خدایی که آفریدگار هستی است، پروردگار هستی است و هیچ تفویض و واگذاری از سوی خداوند صورت نگرفته است؛ و دیگر آن که تنها اوست که مالوه و معبود است و عبادت تنها شایسته اوست و هیچ یک از مظاهر به هیچ عنوانی شایسته عبودیت و عبادت نیست؛ چرا که هیچ چیزی در عرض خداوند نیست، بلکه همه چیز در مقام مظاهر و طول قرار گرفته و هیچ چیزی شایسته معبودیت نیست.

چنین تصویر فلسفی از توحید دیگر امکان خودنمایی به کسی و یا چیزی نمی دهد و انسان را در مسیری قرار می دهد که چاره ای جز بریدن از غیر خدا نخواهد داشت؛ زیرا همه هستی ملک اوست و او به عنوان مالک مطلق در مظاهر هستی کار می کند؛ پس کسی را ملکیتی در چیزی نیست تا بتواند تصرف و کاری را انجام دهد. از این روست که خداوند در آموزه های قرآنی ضمن تبیین فلسفی این چرایی «انقطاع الی الله» در قالب ادبیات تصریفی و گوناگون، به چگونگی این انقطاع اشاره کرده است.

خداوند به اصل اساسی، «انقطاع الی الله» با واژگان و اصطلاحات چندی توجه داده است. از جمله مهم ترین آن ها می توان به دو اصطلاح «فرار» و «تَبتُّل» اشاره کرد. تبتل از واژه «بتل» به معنای بریدن است. وقتی چیزی از چیزی دیگر بریده شود این واژه به کار می رود. از همین رو، به کسی که «حصور» است و ازدواجی نکرده، واژه «تبتل» به کار برده می شود. واژه «بتول» برای حضرت فاطمه(س) از سوی پیامبر(ص) به کار رفته است که بیانگر انقطاع الی الله در ایشان یا بریده شدن از دوزخ و مانند آن ها است. در فرهنگ و ادبیات عربی به شکل کنایی به صاحبان عفت و حیا، «بتول و بتوله» می گویند.

باید توجه داشت که اصطلاح انقطاع در قرآن به معنا و مفهوم انقطاع الی الله به کار نرفته است، بلکه این مفهوم از طریق واژگانی دیگر از جمله فرار و تبتل بیان شده است. در فرهنگ قرآنی، اصطلاح «تَبَتُّل» به معناى انقطاع الى اللّه در عبادت و نیت به کار رفته است.( مفردات الفاظ قرآن کریم، ص‌۱۰۷، «بتل».)

خداوند در آیه ۸ سوره مزمل، به پیامبرش فرمان می دهد که باید حتما و قطعا از غیر خدا بریده و به خدا بپیوندد. خداوند می فرماید: واذکر اسم ربّک وتبتّل إلیه تبتیلا. و نام پروردگارت را یاد کن و به سویش بریده شو، بریدنی. چنان که گفته شد، بریدن و تبتل هماره از چیزی است.

از آن جایی که در آیه بریدن به قصد پیوستن به خدا با عنوان « تبتّل إلیه تبتیلا» مورد تاکید قرار گرفته، هدف و مقصود از بریدن دانسته می شود؛ اما دانسته نمی شود که از چه چیزی باید برید؟ به نظر می رسد که نیاوردن و عدم ذکر آن به این منظور انجام شد تا بر مردم معلوم شود که باید از هر چیزی غیر از خدا، برید و به خدا پیوست.

همین معنا و مفهوم در رابطه با فرار به سوی خدا مطرح است. خداوند در آیه ۵۰ سوره ذاریات می فرماید: فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ مِنْهُ نَذِیرٌ مُبِینٌ؛ پس به سوى خدا بگریزید که من شما را از طرف او بیم‏ دهنده‏ اى آشکارم.

در این آیه نیز این که باید به سمت چه چیزی گریخت مشخص شده که همان الله است، اما بیان نشده که از چه چیزی باید گریخت. به نظر می رسد که منظور آیه فرار و گریزش از هر چیزی غیر از خدا به سوی خدا است. این بدان معناست که انسان باید همانند یک فراری از دشمن به سوی پناهگاهی به نام خدا بگریزد. پس اصل باید وحشت از غیر و جست و جوی انس در خدا بداند.

مرحوم طبرسی در مجمع البیان می‌گوید: «ففرّوا» به معنای «فاهربوا من عقاب الله إلى رحمته و ثوابه بإخلاص العباده له»؛ از عقاب خدا به رحمت خدا فرار کنید و عبادت را برای خدا خالصانه انجام بدهید. این جمله، تعبیر اخلاقی و تربیتی بسیار خوبی است که انسان دائماً باید از عقاب خدا به رحمت خدا فرار کند، با سرعت خودش را از دایره عقاب خارج کرده و در دایره رحمت و ثواب قرار بدهد، و راهش هم اخلاص است.

ایشان در ادامه می‌فرماید: «و قیل ففروا إلى الله بترک جمیع ما یشغلکم عن طاعته و یقطعکم عما أمرکم به»؛ و گفته شد که باید از جمیع آنچه شما را از طاعت خدا بازمی‌دارد ترکش کنید (ترک جمیع گناهان)، اصلاً «ففرّوا إلی الله»؛ یعنی جمیع گناهان و محرّمات الهیه را ترک کرده و از حرام فرار کنید، که اساساً با توجه به «إنی لکم نذیرٌ مبینٌ» و منذر بودن رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) (که مورد توجه قرار گرفته)، ظهور در همین لزوم ترک محرمات دارد. این ظاهر آیه شریفه است.

سپس می افزاید: قیل معناه «حجوا» عن الصادق (علیه السلام) «إنی لکم منه» أی من الله «نذیر» مخوف من عقابه «مبین» لکم ما أرسلت به؛ گفته شده که معنایش حج بگزارید. این از امام صادق(ع) نقل شده است. من برای شما از آن انذار دهنده آشکار هستم؛ یعنی از خدا و انذار از ترس از عقاب و آشکار کننده از هر چیزی به سوی شما فرستاده شده است» (مجمع البیان، ج۹، ص۲۴۰.)

اما مرحوم علامه طباطبائی در تفسر آیه می‌فرماید: «فالمراد بالفرار إلى الله الانقطاع إلیه من الکفر و العقاب الذی یستتبعه، بالإیمان به تعالى وحده و اتخاذه إلها معبودا لا شریک له. و قوله: “و لاتجعلوا مع الله إلها آخر” کالتفسیر لقوله: “ففروا إلى الله” أی المراد بالإیمان به الإیمان به وحده لا شریک له فی الألوهیه و المعبودیه.»؛ «فالمراد بالفرار إلى الله الانقطاع إلیه من الکفر و العقاب الذی یستتبعه، بالإیمان به تعالى وحده و اتخاذه إلها معبودا لا شریک له»؛ مراد از «ففرّوا إلی الله»، إنقطاع به خدا از کفر و عقاب است و فقط به خدا ایمان داشته باشید و تنها او را معبود قرار دهید که «لا شریک له» است. آیه بعدی که می فرماید با الله، خدای دیگر قرار ندهید، در حقیقت تفسیر همان سخن پیشین است که فرموده است: ففروا إلى الله. مراد از ایمان به خدا، همان ایمان به خدای یگانه ای است که شریکی برای او در الوهیت و معبودیت نیست؛ پس مراد از فرار الی الله، بریدن به سوی خدا از کفر و عقابی است که به دنبال آن می آید و مراد به ایمان به خدای تعالی، ایمان توحیدی است و این که او را معبودی قرار دهد که شریکی برایش نیست.(المیزان، ج۱۸، ص۲۰۱.)

به نظر می رسد که این تفسیر علامه طباطبایی، یک تفسیر نارسا و نادرستی است؛ زیرا تفسیر علامه از آیه موجب می شود که آیه بعدی تکرار آیه پیشین باشد و حرف جدیدی نداشته باشد که این خلاف ظاهر آیات قرآنی است.

به نظر می رسد که تفسیر به حج بیت الله الحرام، از باب جری و تطبیق است؛ زیرا وقتی انسان از غیر خدا می برد و به سوی خدا می رود، قصد خدا کردن با توجه به مظاهری است که بیانگر توحید عبادی است که از تجلیات آن حج بیت الله است که باطن آن نیز حج و قصد معصومان(ع) است که تمام حج به زیارت و بیعت با آن مظاهر اسمایی الهی و خلفای خداوندی است.

به هر حال، آن چه که در تفسیر مجمع البیان و المیزان آمده، تفسیر مصداقی و تعیین مصادیق است که نمی توان به عنوان تفسیر از آن یاد کرد. به نظر می رسد که همان طوری که خداوند بریدن شدن از چه چیزی را مطلق گذاشته باید گفت که این اطلاق شامل غیر خدا می شود و شخص باید از غیر خدا به سوی غیر خدا فرار کند.

چگونگی انقطاع الی الله

از آیات پیشین به دست آمد که باید از غیر خدا به سوی خدا گریخت و برید و به خدا پیوست. از این بریدن از هر آن چیزی است که انسان را از خدا غافل می کند و یاد خدا را از دل می زداید و سرگرم خود می کند. از این روست که خداوند با تاکید بر ذکر الله بر آن است تا جهت گیری را مشخص کند و راه بریدن از غیر و فرار از آن و پیوستن به خدا را تبیین کند.

خداوند می فرماید: واذکر اسم ربّک وتبتّل إلیه تبتیلا؛ و نام پروردگارت را یاد کن و به سوی خداوند به بریدنی کامل از دیگران ببر.(مزمل، آیه ۸) خداوند در آیه ۷ سوره مزمل، به این نکته توجه می دهد که در طول روز انسان سرگرم شنا در عالم مادیات برای کسب فضایل روزی یعنی فراتر از روزی قسمت شده است. خداوند می فرماید: إنّ لک فى النّهار سبحا طویلا؛ به راستی برای تو در طول روز سباحت و شنای طولانی است. این سباحت و شنا درباره پیامبر(ص) به فعالیت های اجتماعی ایشان و مانند آن در راستای ابلاغ رسالت و درباره دیگر مردمان به فعالیت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی دنیوی آنان مربوط می شود.

این آیات به این نکته توجه می دهند که گرفتاری مردم به سبب غفلتی است که به سبب فعالیت های طولانی و سخت روزانه به وجود می آید و شخص می تواند با ذکر الهی خود را از این غفلت رها سازد.

هم چنین از آیات پیش گفته به دست می آید که چون روز انسان سرگرم امورات روزانه می کند، شب می تواند به عنوان بهترین زمان برای رهایی از غفلت روز عمل کند و انسان را از این بحران رهایی بخشد تا شخص هماره گرفتار غفلت نماند و با بیداری شبانه از خواب غفلت نیز بیدار شود. از این روست که این آیات در سوره مزمل آمده است که نماز شب و تهجدهای شبانه در آن محوریت دارد. خداوند در آغاز این سوره می فرماید: یا أَیهَا الْمُزَّمِّلُ. قُمِ اللَّیلَ إِلَّا قَلِیلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلًا. أَوْ زِدْ عَلَیهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا. إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیکَ قَوْلًا ثَقِیلًا. إِنَّ نَاشِئَهَ اللَّیلِ هِی أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِیلًا. إِنَّ لَکَ فِی النَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلًا . وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیهِ تَبْتِیلًا ؛ اى جامه به خویشتن فرو پیچیده. به پا خیز شب را مگر اندکى. نیمى از شب یا اندکى از آن را بکاه. یا بر آن نصف بیافزاى و قرآن را شمرده شمرده بخوان. قطعا برخاستن شب رنجش بیشتر و گفتار در آن هنگام راستین‏تر است و تو را در روز آمد و شدى دراز است و نام پروردگار خود را یاد کن و تنها به او بپرداز. در حقیقت ما به زودى بر تو گفتارى گرانبار القا مى ‏کنیم.(مزمل، آیات ۱ تا ۸)

در این آیات به صراحت به مساله بیداری و تهجدات شبانه به عنوان راهی برای انقطاع الی الله و بریدن از خلق و پیوستن به خالق اشاره شده است. تهجدات شبانه شامل نماز شب، قرائت قرآن و اذکار شبانه است.

به نظر می رسد که از نظر قرآن، انقطاع الی الله با فعالیت های زندگی روزانه هیچ تنافی ندارد؛ به این معنا که شخص با آن که به زندگی روزانه و فعالیت های سنگین و طولانی آن می پردازد می تواند از آن انقطاع داشته باشد؛ زیرا آن چه مهم است رهایی از تعلق خاطر است؛ زیرا بسیاری از مردم حتی ممکن است متعلقاتی در خارج نداشته باشند، ولی تعلق خاطری دارند که ایشان را گرفتار غفلت می کند.

به هر حال، می توان با حفظ فعالیت های روزانه دنیوی و انجام آن، رویه ای را در پیش گرفت که موجب غفلت نشود و انسان با آن که به دنیا و فعالیت های آن می پردازد از تعلق بدان رها و بریده شود. از همین روست که خداوند در آیات ۷ و ۸ سوره مزمل سفارش می کند با یاد خدا، تبتّل و انقطاع از غیر او همزمان توأم با توسعه زندگى مادّى و فعالیت های روزانه داشته باشند؛ زیرا «سبحاً» در آیه شریفه به معناى فعالیت، عمل و انجام دادن کار براى رفع نیازهاى زندگى است؛ یعنى اى پیامبر، چون مشغله روزانه‌ات زیاد است، شب، وقت فراغت قلب براى تذکّر و یاد خداوند و قرائت قرآن است؛ پس مقدارى از شب را براى عبادت قرار بده تا بهره خویش را از خیر دنیا و آخرت برگیرى. (مجمع‌البیان، ج‌۹‌-‌۱۰، ص‌۵۷۰‌-‌۵۷۱) اما در همان حال روزانه نیز می توان به ذکر الله خود را از عوامل غفلت زا حفظ کرد. از این روست که به سرعت به دنبال تبیین عوامل غفلت یعنی فعالیت های روزانه بر ذکر نام پروردگار به عنوان یک سفارش و دستور توجه داده و می فرماید: إنّ لک فى النّهار سبحا طویلا . واذکر اسم ربّک وتبتّل إلیه تبتیلا.(مزمل، آیات‌۷‌و‌۸)

هم چنین در ادامه آیات همین سوره بیان می شود که حتی در روز می توان این انقطاع الی الله را با برخی از اعمال به دست آورد. به عنوان نمونه فاصله گرفتن از مردم به ویژه مردمانی جاهل هستند و در مسیر الی الله سنگ اندازی می کنند، از جمله راه هایی است که در انقطاع الی الله کمک می کند. خداوند می فرماید: وَاصْبِرْ عَلَى مَا یقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلًا ؛ و بر آنچه مى‏ گویند شکیبا باش و از آنان با دورى گزیدنى خوش فاصله بگیر.(مزمل، آیه ۱۰) در آیه ۱۱ سوره بیان می کند که این افرادی که باید از آنان دوری گزیند کسانی هستند که از ثروت و نعمت برخوردار بوده و مسیر الهی دور هستند. اصولا از آن جایی که رهبران جامعه بیش ترین فعالیت های اجتماعی و درگیری روزانه را دارند و زمینه غفلت فراهم است، توجه یابی به ذکر الله در روز و شب برای آنان یک ضرورت است تا این گونه در مسیر کمالی باقی و برقرار باشند.(مزمل، آیات ۷ و ۸)

به هر حال، خداوند در آیات قرآنی ضمن بیان چرایی انقطاع الی الله و اهداف آن، به چگونگی آن اشاره داشته و به مردمان می آموزد که چگونه می توان به این انقطاع رسید در حالی که به فعالیت های روزانه دنیوی نیز اشتغال دارد.

به سخن دیگر، همزمان با انجام مسئولیت های اجتماعی و نقش اجتماعی می توان از انقطاع الی الله بهره مند بود و از فواید آن سود برد، بی آن که فعالیت ها و مسئولیت های اجتماعی و فعالیت های دنیوی تاثیر منفی در کمال یابی و انقطاع الی الله ایجاد کند.

در حقیقت انقطاع الی الله و توجه کامل به حضرت معبود و بریدن و گسستن از غیر خداوند هرگز به معنای بریدن از خلق و انزوا و گوشه نشینی و دوری از اجتماع و ترک فعالیت های اجتماعی نیست و بهترین گواه بر این امر این است که اولیای الهی و تربیت شدگان مکتب آنان چون امام خمینی (ره) در عین حال که توجه کامل به حق را داشتند و انقطاع الی الله را دارا بودند؛ ولی فعالیت های اجتماعی و سعی و کوشش آنان در راه هدایت مردم و دستگیری از آنها از همه بیشتر بوده است. به ویژه آن که فرائضی چون امر به معروف و نهی از منکر جز با حضور در اجتماع و مشارکت و فعالیت فعال مثبت اجتماعی شدنی نیست.

از سوی دیگر بر اساس آیات سوره عصر تنها راه رهایی از خسران ابدی عمل به چهار وظیفه ایمان و عمل صالح و توصیه دیگران به حق و صبر است که لازمه آن حضور و فعالیت اجتماعی است. پس معنای درست انقطاع الی الله و توجه نداشتن به غیر حق این است که انسان به جایگاهی برسد که با وجود زندگی در میان مردم و اشتغال به کارها و فعالیت معمولی زندگی هرگز توجه او از خداوند برداشته نشود و در هیچ حالی خداوند و حضور و احاطه او را فراموش نکند و در واقع همه مظاهر و خلایق و موجودات هستی را آینه خدانما و نمایانگر صفات و کمالات حق ببیند و به هیچ موجودی در وجود و صفات و افعالش استقلال ندهد و هستی و صفات و افعال او را از خود او نداند، بلکه همه را از خداوند و سرچشمه گرفته از آن هستی مطلق و اسماء و صفات او بداند و این همان معنای دقیقی است که در منابع اسلامی از آن تعبیر به «تجافی» شده است. چنانچه در دعا آمده است: «اللهم ارزقنی التجافی عن دار الغرور و الانابه الی دار الخلود؛ خدایا! کناره گرفتن از سرای فریب (دنیا) و بازگشت همه جانبه به سرای جاودانگی (عالم آخرت) را به من عطا کن». هنر این است که انسان در عین حال که با مردم است وجلوه های مختلف دنیا و زر و زیور آن را می بیند، از عالم ملکوت و حضور خداوند در همه ذرات عالم غافل نباشد و در عین برخورداری از مواهب دنیا و نعمت های الهی با دیده استقلال به آنها ننگرد و آنها را قائم به خود و ایستاده بر روی پاهای خود و بی نیاز از خدای خود نبیند.

آشنایان ره عشق در این بحر عمیق

غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

از مهم ترین راه هایی رسیدن به این انقطاع ذکرالله دایمی است به طور که انسان هماره خود را در نماز و بندگی می یابد و در حضور خویش را در محضر خداوند به نمایش می گذارد و از این حضور و محضر بهره مند می شود. خداوند درباره تهجدات شبانه به عنوان عامل مهم در حفظ این انقطاع و بریدن می فرماید: إِنَّ هَذِهِ تَذْکِرَهٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا ؛ إِنَّ رَبَّکَ یعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَى مِنْ ثُلُثَی اللَّیلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَهٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَکَ وَاللَّهُ یقَدِّرُ اللَّیلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَیکُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَیسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیکُونُ مِنْکُمْ مَرْضَى وَآخَرُونَ یضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَیسَّرَ مِنْهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَیرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ؛ قطعا این [آیات] اندرزى است تا هر که بخواهد به سوى پروردگار خود راهى در پیش گیرد. در حقیقت پروردگارت مى‏ داند که تو و گروهى از کسانى که با تواند نزدیک به دو سوم از شب یا نصف آن یا یک سوم آن را [به نماز] برمى ‏خیزید و خداست که شب و روز را اندازه‏ گیرى مى ‏کند [او] مى‏ داند که [شما] هرگز حساب آن را ندارید پس بر شما ببخشود [اینک] هر چه از قرآن میسر مى ‏شود بخوانید [خدا] مى‏ داند که به زودى در میانتان بیمارانى خواهند بود و [عده‏ اى] دیگر در زمین سفر مى کنند [و] در پى روزى خدا هستند و [گروهى] دیگر در راه خدا پیکار مى ‏نمایند پس هر چه از [قرآن] میسر شد تلاوت کنید و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و وام نیکو به خدا دهید و هر کار خوبى براى خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا بهتر و با پاداشى بیشتر باز خواهید یافت و از خدا طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده مهربان است. (مزمل آیات ۱۹ و ۲۰)

در حقیقت خداوند بیان می کند که راه باقی ماندن دایمی در مقام ذکر الله و یاد خدا، راهی است که در این آیات بیان شده که شامل ذکر دایمی در شبانه روز به عنوان یک فعالیت عام و کلی و تهجدات شبانه در قالب ترتیل قرآن و نماز و تفکر و تدبر در آیات آفاق و انفس به عنوان یک فعالیت خاص در راستای تبتل و انقطاع الی الله است.

امیرمومنان امام علی(ع) در مناجات شعبانیه رسیدن به این مقام را خواستار شده و می فرماید: «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک وأنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق الابصار القلوب حجب الفوز فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک؛ خدایا نهایت بریدن از غیر تو و پیوستن به خودت را روزی ام ساز و چشم های قلبمان را با نظاره به خودت روشن ساز تا بدانجا که چشم قلبمان حجاب های نوری را پاره کند و به کانون عظمت بپیوندد و ارواح ما به ساحت قدس تو متصل گردد».

پس کمال الانقطاع الیک، همان توحید و فنای فی الله است؛ یعنی از همه چیز فارغ شوم و به تو بپردازم. یعنی خدامحوری کامل در زندگی. روش آن هم این است که انسان مومن خدای متعال را محور تمامی اندیشه ها و اخلاق و رفتار خود کند و در خدا متمرکز گردد. همه چیز را برای به خدا و رسیدن به او بخواهد و از خود موحدی خدامحور بسازد.

و معنای انقطاع، توجه کامل و همه جانبه به خداوند متعال و التفات نداشتن به غیر او است. انقطاع الی الله دارای مراتب گوناگونی است و درجات متفاوتی دارد که بستگی به میزان معرفت و شناخت انسان از خداوند و صفات الهی و سعی و تلاش در نزدیک شدن به خداوند و قرب به حق دارد. درجه کامل انقطاع مربوط به انبیاء الهی و اولیاء بزرگ خداوند است و دیگران به میزان پیروی از دستورهای الهی و تبعیت از پیشوایان دین و راهنمایان الهی انقطاع به سوی خداوند دارند.