فتوا، نظریه پردازی کامل دانشمندان

samamosیکی از مهم ترین ماموریت های دانشمندان اسلامی، ارایه راهکارهای درست درباره مسایل و مشکلات جامعه است. این راهکارها می بایست در قالب نظریه های کامل و تمام ارایه شود تا جامعه از مشکلات عبور کرده و در مسیر درست هدایت حرکت رو به جلو و رشد خود را ادامه دهد.

هر چند که کاربردهای اصطلاحی، معنا و مفهوم آن به شدت محدود به پاسخ گویی به مسایل شرعی شده است، ولی در آموزه های قرآنی مرزهای فتوا بیش از این دایره محدود اصطلاحی است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آیات قرآنی بر آن است تا نقش عالمان را در مدیریت فکری و فرهنگی جامعه و ارایه راهکارهای سازنده بر پایه حقایق و واقعیت ها به دست دهد و جایگاه فتوای واقعی را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

گستره معنایی فتوا

یکی از اصطلاحات قرآنی، فتواست. در آیات بسیاری این واژه به کار رفته است. فتوا واژه ای برگرفته از ماده فتی در اصل به معنای نظریه کامل و تمام درباره هر چیزی است؛ بنابراین تفاوتی نمی کند که این نظریه در حوزه امور اعتباری چون قوانین تشریعی باشد و چه در حوزه امور تکوینی چون واقعیت جهانی باشد. پس اگر کسی درباره قانونی چون ارث نظریه ای کامل و تمام ارایه کند، در حقیقت فتوا داده است، چنان که اگر درباره یکی از واقعیت ها و حقایق هستی چون وجود فرشتگان و جنیان نظریه ای را ارایه دهد، در این باره فتوا داده است.

از این روست که در قرآن این واژه و اصطلاح در هر دو مورد به کار رفته است. به عنوان نمونه در باره امور اعتباری خداوند در آیه ۱۷۶ سوره نساء از فتوا درباره ارث کلاله خبر می دهد و می فرماید: قل الله یفتیکم فی الکلاله ؛ بگو خداوند درباره کلاله نظریه کامل وتمام و فتوا می دهد.

هم چنین در آیه ۱۴۹ سوره صافات خداوند می فرماید: فاستفتهم الربک البنات؛ از ایشان فتوا و نظریه ای تمام و کامل بخواه که آیا برای پروردگارت دختران است؟ این فتوا خواهی و نظریه طلبی در حوزه امور تکوینی است؛ زیرا خداوند از پیامبر گرامی (ص) می خواهد تا از مشرکان بخواهد نظریه کامل و تمام خودشان را در باره فرزنداری خداوند بیان کنند؛ چرا که مشرکان مردمانی بودند که دختران را زنده به گور می کردند و از شنیدن خبر دختردار شدن چهره درهم می کشیدند و به شدت از آن بیزاری می جستند و پسران را برای خود می خواستند در حالی که برای پروردگار جهان، فرزندانی دختر قایل بودند.

به هر حال، فتوا در کاربردهای فرهنگ قرآن، تنها مخصوص امور اعتباری و احکام تشریعی نیست بلکه امور تکوینی را نیز در بر می گیرد.

از آیه ۳۲ سوره نمل این معنا را می توان استنباط کرد که نظریه پردازی در امور جدید و مسایل مستحدث نیز راه دارد. از این روست که خداوند از زبان ملکه سبا می فرماید: افتونی فی امری، درباره این امر جدید نظریه ای کامل و تمام ارایه دهید؛ چرا که حضرت سلیمان(ع) خواهان ایمان آوری به خدای یکتا و یگانه از سوی ملکه سبا و قوم وی بود و آن حضرت (ع) تهدید کرده بود که در صورت عدم تسلیم ملکه سبا، به آن سرزمین حمله نظامی خواهد کرد. ملکه سبا با موضوعات جدیدی در عرصه سیاست ورزی و حکومت داری مواجه بود؛ از این رو، خواهان فتوا درباره مساله و موضوعی بود که تازگی داشت و سابقه و پیشینه ای برای آن در حوزه حکمرانی وی وجود نداشت؛ به ویژه که سخن از پیامبری و ایمان آوری به خدای یکتا و یگانه بود و تهدید نظامی در صورت عدم ایمان آوری شکل می گرفت. بنابراین خواهان نظریه و فتوا در امری جدید بود که پیشینه ای نداشت.

بنابراین، در اموری که پیشینه ای ندارد و از پدیده ها و کارهای جدید در زندگی بشر است، می توان از دانشمندان و عالمان، خواهان نظریه تمام و کامل شد.

با توجه به مطالب پیش گفته می توان این معنا را استنباط کرد که فتوا در فرهنگ قرآنی در امور تکوینی و اعتباری و هم چنین امور قدیم و جدید به کار می رود و اختصاصی به احکام تشریعی و قدیمی ندارد.

البته برخی از زبان شناسان گفته اند: فتوا به معنای بیان کردن احکام مشکل است و اصل آن از واژه فتی به معنای جوان نیرومند گرفته شده است. با این مناسبت که احکام مشکل به واسطه توضیح و تبیین نظریه پردازان دانشمند، همانند جوان، قوت و نیرومندی می گیرد.(التحقیق، حسن مصطفوی، ج ۹، ص ۲۸ ذیل واژه فتی)

اگر مراد از احکام در این جا همان معنای حکم منطقی باشد، می تواند اعم از موضوعات تشریعی و تکوینی باشد و هر دو دسته را در بر گیرد. بر این اساس می توان گفت که نزدیک به همان معنای پیش گفته است. بنابراین، فتوا در حقیقت در همه امور مشکل و سخت است به طوری که نیازمند تفکر و تدبر و بصیرت است تا آن مشکل شناسایی و راه برونرفت آن معلوم شود.

البته در کاربردهای متشرعه و به ویژه علوم دینی، مراد از فتوا، بیان حکم شرعی کلی به صورت اجتهادی از کتاب و سنت است بی آن که بر انطباق آن بر موارد آن توجهی شود.(المصطلاحات، مرکز المعجم الفقهی ، ص ۴۳۲ و ۱۹۳۵)

به نظر می رسد که حتی اگر همین معنا مورد توجه و نظر درست و دقیق قرار گیرد، صاحبان فتوا می بایست به گونه ای عمل کنند که مشکلات جامعه با نظریه پردازی دقیق آن ها حل و فصل شود. بنابراین ، کسانی که به دور از جامعه به صدور فتوا اشتغال دارند، در حقیقت اهل فتوا حتی در همین چارچوب محدود اصطلاح فقهی نیستند.

در آموزه های قرآنی، به مساله مهم فتوا به عنوان نظریه پردازی تمام و کمال در حوزه های گوناگون، از جهات و ابعاد گوناگونی توجه شده است. با نگاهی به واژگانی که در این مساله مهم به کار رفته می توان اهمیت و ارزش فتوا را دریافت، چرا که در آیات قرآنی غیر از واژه فتوا، واژگانی چون تفقه به کار رفته است که بیانگر دقت تمام و کامل در موضوع و شناسایی همه ابعاد مساله با ریزنگری و لطافت اندیشی است؛ چرا که فقه همان فهم دقیق و موشکافانه ای است که به همه لطائف و ریزکاری ها و نهان های مساله توجه می دهد. مراجعه به اهل الذکر برای دست یابی به فتوا نیز خود بیانگر ارزش فتوا می باشد، چرا که اهل الذکر کسانی در حد و اندازه های معصومان (ع) می باشند که به سبب ویژگی های خاص تالی تلو معصوم (ع) قلمداد شده و مراجعه به آنان در کسب نظریه و فتوا مجاز شمرده شده است.

شرایط فتوا

چنان که بیان شد، نظریه پردازی کامل و تمام در موضوعات ابتلایی مردم و نیازهای معرفتی و غیر معرفتی ایشان، نیازمند دانش و بصیرت خاصی است که هر کسی از آن برخوردار نمی باشد. اصولا صاحبان فتوا، اندیشمندان و دانشمندان به نامی هستند که اهل تفقه و دقت و فهم لطیف و دقیق می باشند. چنین اشخاصی به سبب تقوا و داشتن دغدغه دین و همدردی با مردمان، خود را در میان و بحبوحه رخدادها و مشکلات می یابند و می کوشند تا با تفکر و تدبر ، برای مشکلات جامعه چاره جویی کنند.

از آن جایی که همه انسان ها از نظر فهم و درک یک اندازه نیستند و سطوح گوناگونی برای افراد جامعه متصور است، نیاز به کسانی که در حوزه نظریه پردازی قرار گیرند و مردمان از ایشان تبعیت و پیروی کنند، امری معقول است. به این معنا که عقل حکم می کند تا دیگران به کسانی مراجعه کنند که اهل الذکر و فتوا هستند.

خداوند در آیه ۱۲۲ سوره توبه بر جواز فتوا از سوی عالم و دانشمند آشنای به اسلام و احکام اشاره می کند. از آیه ۴۳ سوره نحل و نیز آیه ۷ سوره انبیاء این معنا نیز به دست می آید. این بدان معناست که تنها انسان های خاص قابلیت دادن نظریه و فتوا در امور را دارا می باشند و از برخی روایات نیز به دست می آید که این وظیفه و ماموریت الهی بر عهده دانشمندان است که به مسایل و مشکلات توجه داشته و در صورت مراجعه دیگران فتوا ونظریه کامل و تمام خود را ارایه دهند.

از سوی دیگر، بر توده های ناآشنا به احکام و اسلام است که از نظریه و فتوای دانشمند و فقیه پیروی کند؛ چرا که خداوند در آیه ۱۲۲ سوره توبه، فتوا و نظریه فقیهان و دانشمندان آشنا به احکام و اسلام را حجت می داند ؛ چرا که اگر انذار و هشدار فقیه حجت شرعی نباشد، مقتضی برای وجوب انذار از سوی دانشمند وجود ندارد. از آن جایی که قاعده قبح عقاب بلابیان مقتضی عدم عقاب است، پس وجوب تحذر از انذار فقیه مستلزم حجیت فتوای فقیه خواهد بود.(التنقیح فی شرح العروه الوثقی، الاجتهاد و التقلید، ص ۸۶)

این که خداوند در آیه ۴۳ سوره نحل و نیز آیه ۷ سوره انبیاء از مردمان می خواهد تا از اهل الذکر بپرسند بدان معناست که شخص می بایست به پاسخ اهل ذکر عمل نماید؛ چرا که وجوب پرسش به معنای وجوب عمل و اطاعت از نظریه و فتوای اهل ذکر می باشد.

به هر حال بر دانشمندان است که مشکلات مردم و مسایل ایشان را بشناسند و برای آن نظریه ای تمام و کامل ارایه دهند و برمردمان است تا از این نظریه ها پیروی کنند.

البته از آن جایی که همه دانشمندان لیاقت و شانیت فتوا و قرار گرفتن در مقام نظریه پرداز را ندارند، خداوند شرایطی را برای پذیرش فتوای دانشمندان بیان کرده است که در این جا به آن ها اشاره می شود.

بی گمان علم ودانش مهم ترین شرط از شرایط پذیرش فتوای هر کسی است. بنابراین تنها کسانی مجاز هستند که نظریه پردازی کنند و فتوا صادر نمایند که از علم و آگاهی برخوردار باشند. خداوند در آیاتی از جمله ۱۶۸ و ۱۶۹ سوره بقره و نیز آیات ۱۰۳ و۱۰۴ سوره مائده، اظهار نظر و فتوا دادن در احکام شرعی را منوط به علم وآگاهی می داند و کسانی که از علم و آگاهی برخوردار نیستند از اینکار بر حذر می دارد. از این روست که شرط نخست در فتوا را می بایست دانش و علم کافی به موضوعات دانست.

خداوند به صراحت در آیاتی از جمله ۱۰۳ سوره مائده و ۱۳۸ و ۱۴۰ سوره انعام و هم چنین ۵۹ و ۶۰سوره یونس و ۱۱۶ سوره نحل ، فتوا دادن بدون علم را حرام و از مصادیق افترا و تهمت به خدا می شمارد. از نظر قرآن، حرمت اظهار نظر و فتوا دادن درباره احکام دین بدون علم و آگاهی امری بدیهی است که در آیاتی چون ۸۰ و ۱۶۹ سوره بقره و آیات ۱۴۳ و ۱۴۴ و ۱۴۸ سوره انعام و هم چنین آیات ۲۸ و ۳۳ سوره اعراف بدان تاکید شده است.

داشتن تقوای الهی از دیگر ویژگی های است که در اهل نظریه و فتوا می بایست جست و جو کرد؛ چرا که این اصل نخست مراجعه به دانشمندان است؛ زیرا اگر دانشمندی با همه علم و دانش خویش ، از تقوای عقلانی و شرعی برخوردار نباشد، می تواند در ارایه نظریه خیانت ورزد و سخنی نادرست بر زبان اورد و دیگران را بر خلاف علم و دانش خود گمراه کند.

از دیگر شرایط فتوا، لزوم اجتهاد و تفقه در احکام و موضوعات پیش از فتوا و بیان آن به مردم است.(توبه ، آیه ۱۲۲) اصولا کسانی که بی اجتهاد و تفقه فتوا و نظریه می دهند ، کسانی هستند که عقل خویش را به کار نگرفته اند؛ زیرا شخص هر چند که دانشمند باشد می بایست در فهم دقیق موضوع تلاش کند تا کوچک ترین موضوعی از چشم او مخفی نماند و بتواند نظریه ای جامع و تمام و کمال ارایه دهد.

منابع فتوا

در هر موضوعی می بایست به منبع اصلی آن مراجعه کرد. در موضوعاتی که ارتباط تنگاتنگی با زندگی بشر دارد، قرآن به عنوان کتاب راهنمای زندگی بشر همه اطلاعات را به طور کامل در اختیار بشر قرار داده است؛ چرا که هر آن چیزی که انسان به عنوان راهنمای زندگی نیاز دارد در قرآن به طور کامل و آسان و روشن بیان شده است. بنابراین نخستین منبع نظریه پردازی می بایست قرآن قرار گیرد.

خداوند در آیه ۱۸۹ سوره بقره به صراحت به پیامبر(ص) فرمان می دهد که پاسخ پرسش های مردم را در قرآن بجوید و با استناد به کلام خداوند نظریه پردازی و فتوا دهد. آیات دیگری چون آیات ۲۱۵ و ۲۱۷ و ۲۱۹ و ۲۲۰ و۲۲۲ سوره بقره و نیز آیات ۱۲۷ و ۱۷۶ سوره نساء و ۴ و ۱۰۱ سوره مائده بر این معنا دلالت می کند که منبع پاسخ گویی به امور و مسایل مربوط و مرتبط به زندگی بشر می بایست قران قرار گیرد.

این بدان معنا خواهد بود که نظریه پردازی های دانشمندان اسلامی در مسایل زندگی بشر می بایست بر اساس مستندات قرآنی انجام گیرد و قرآن به همه مسایل پاسخ داده و تنها نیازمند استنطاق و استنباط از قرآن توسط دانشمندان و اهل ذکر می باشد.

البته برخی از جزئیات در آیات قرانی نیامده است ولی از آن جایی که کلام معصومان (ع) همان کلام الهی به ویژه در امور اجتماعی و سیاسی است و مردمان می بایست بی چون و چرا از نظریه ها و فتواهای انان پیروی کنند، می بایست گفت که دومین منبع اهل بیت و عترت طاهره است که به شکل سنت و سیره به ما رسیده است.

بر این اساس می بایست در مسایل خرد و جزیی به سنت و سیره معصومان(ع) به عنوان یک منبع معتبر مراجعه کرد و کلام خدا و سنت معتبر را در مقدمات قیاس برهانی نظریه پردازی خود قرار داد و بر اساس آن نظریه پردازی و فتوا صادر کرد.

این در حالی است که در جوامع اسلامی کم ترین توجه به این دو منبع اصیل و اساسی در حوزه فتوا و نظریه پردازی می شود. با نگاهی گذرا به نظریه های موجود در جوامع اسلامی به سادگی می توان دریافت که کم ترین توجهی به قرآن و سنت معتبر به عنوان منابع معتبر فتوا و نظریه پردازی نمی شود و اساس بسیاری از نظریه پردازی های خیالات و یا توهماتی است که به نام علم و دانش صورت می گیرد و هر دم نیازمند بازسازی می باشد، چرا که با فطرت بشر همسان و سازگار نیست.

عقل به عنوان پیامبر درونی زمانی به کار می آید که عقل به درستی به کار گرفته شود و با بررسی دقیق و کامل در آیات آفاقی و انفسی و تفکر در مسایل و موضوعات آن را به خدمت وحی در آورد. آن گاه است که عقل و وحی می توانند در ساحت نظریه پردازی و فتوا به درستی عمل کنند و مشکلات جامعه را حل و فصل نمایند.

این در حالی است که کم تر به عقل و وحی به عنوان مکمل توجه می شود و گروه های افراطی یا به تنهایی به عقل تکیه می کنند و یا تنها به دامن وحی می آویزند و عقل و وحی را در کنار هم به کار نمی گیرند تا مشکلات اجتماعی ایشان را شناسایی و برای آن راهکارهای برونرفت بر اساس موازین شرعی ارایه دهد.

مشکلی که جوامع اسلامی با آن مواجه است ، عدم بهره گیری از منابع فتوا در زندگی خویش است. دانشمندان اسلامی در مشکلات مردم در اندیشه نظریه پردازی نیستند و به مسایل دیگر سرگرم شده اند. این گونه است که جامعه اسلامی برای مشکلات خویش به سوی نظریه های دیگرانی می رود که هیچ سنخیت با جامعه اسلامی ندارد و نظریه های ایشان مبتنی بر اصول عقلانی و فطرت بشر نمی باشد و تنها پاسخ گوی نیازهای جسمی و بدنی و جنسی بشرمی باشد بی آن که به مسایل روحی و معنوی و آخروی بشر کار داشته باشند به نظریه پردازی اقدام می کنند. باشد با تعقل و تدبر در قرآن و سنت معتبر نظریه پردازی های مبتنی برآن در مشکلات ارایه دهیم و جامعه را به سوی حق و عدالت رهنمون شویم.