فتنه و فتنه گری از منظر قرآن

samamosفتنه در معانی چندی به کار رفته است که از جمله آن ها بلایا ، شکنجه و آشوب و اخلال در نظم اجتماعی است. قرآن به مساله فتنه از جهاتی مختلفی پرداخته است؛ زیرا ارتباط تنگاتنگی با مساله امنیت و آرامش فردی و اجتماعی شخص و جامعه دارد و می تواند تاثیرات شگرفی در امر فلسفه آفرینش به جا گذارد؛ چون هدف و فلسفه آفرینش تعالی انسان به تقرب به خداوند است که فتنه می تواند مانع این حرکت کمالی شود.

نویسنده در این مطلب با بررسی آیات قرآنی بر آن است تا تحلیل قرآن را از مساله فتنه ، عوامل و مصادیق آن به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم شناسی

فتنه در اصل به معنای قراردادن طلا و زر در آتش برای به دست آوردن خالصی آن است. از این رو می توان گفت با فتنه است که سره از ناسره جدا می شود و حق از باطل ، خوب از بد، زشت از زیبا شناخته و دانسته می شود.

این واژه در فرهنگ قرآنی در معانی چندی به کار رفته است که از آن جمله می توان به معنای امتحان ، آزمون، عذاب و شکنجه، سوختن با آتش ، بلیه ، سختی ، اضلال(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۶۲۳ ذیل واژه فتن و نیز تفسیر کبیر ، فخر رازی ، ج ۴ ، ص ۴۰۶)، شرک ، بازداشتن از دین (مجمع البیان، علامه طبرسی، ج ۱ و ۲، صص ۵۱۱ و ۵۱۳)، آشوب و اخلال در امور دین ( تفسیر التحریر و التنویر، الطاهر بن عاشور، ج ۴ ، جزء ۶ ، ص ۲۷۶) اشاره کرد.

این در حالی است که برخی از محققان دانش زبان شناسی بر این باورند که اصل در ماده فتن ، چیزی است که موجب اختلاف و هرج و مرج همراه با اضطراب می شود و اموال ، اولاد و کفر در قرآن از مصادیق آن است.(التحقیق، مصطفوی، ج ۹ ، صص ۲۳ تا ۲۵ ذیل واژه فتن)

بر این اساس می توان گفت که فتنه در فرهنگ قرآنی به هر چیزی که موجب آشوب و اخلال در نظم شخصی و عمومی شود و موجبات اضطراب و تشویش را فراهم آورد و امنیت و آرامش را سلب کند، گفته می شود. از این روست که شکنجه و عذاب، یا بلایای طبیعی ، آشوب های اجتماعی ، جنگ و شورش و مانند آن به عنوان فتنه در قرآن معرفی و شناسایی شده است؛ زیرا هر یک از این علل و عوامل موجب می شود تا امنیت و آرامش از شخص و جامعه سلب شود. این که کفر و شرک فتنه دانسته می شود از آن روست که آرامش و امنیت را از شخص سلب می کند و در آخرت نیز گرفتار فقدان آرامش و آسایش شده و ترس و خوف دایمی را به جان می خرد. فرزندان یا اموال نیز چنین وضعیتی را برای شخص به ارمغان می آورند و آرامش را از شخص سلب می کنند. این گونه است که امیرمومنان علی (ع) می فرماید که علم حافظ و نگه دارنده انسان است در حالی که انسان می بایست حافظ و نگه دارنده مال باشد و همه خود را در رنج و زحمت افکند تا از آن محافظت نماید و آرامش را از خود سلب کند.

از این جا دانسته می شود که فتنه در فرهنگ قرآنی، با همه گستردگی معنایی اش ناظر به اموری است که آرامش و امنیت را از انسان سلب کرده و اخلال در نظم عمومی و نظام احسن ایجاد می کند و زندگی را از حالت عادی و طبیعی اش بیرون می برد. از این رو آشوب ها و اغتشاشات اجتماعی را می توان یکی از مهم ترین مصادیق فتنه دانست؛ زیرا آشوب و اغتشاش نظم اجتماعی را از میان می برد و آرامش و امنیت را از جامعه سلب می کند و بحران چندی را در پی می آورد.

مصادیق فتنه انگیزان

برای این که تصویر روشن و درستی از فتنه در فرهنگ قرآنی داشته باشیم به سراغ آیاتی می رویم که به مصادیق فتنه انگیزان توجه می دهد؛ زیرا از این طریق می توان دریافت که غیر از عوامل طبیعی که نظم را مختل می سازد و آرامش را از آدمی سلب می کند، چه علل و عوامل دیگری می تواند موجبات سلب آرامش و امنیت شود و نظم را به هم ریزد؟ البته هماره بر این نکته تاکید می شود که عوامل طبیعی نیز ارتباط تنگاتنگی با رفتارها و کنش های انسانی دارد؛ زیرا کنشگری آدمی است که موجبات اخلال در نظم طبیعت را فراهم می آورد و امنیت و آرامش را از وی سلب می کند؛ از این روست که خداوند از فساد و تباهی در نظم طبیعت و محیط زیست خشکی و دریایی زمین به سبب کنش های انسانی خبر می دهد و آدمی را مسبب اصلی بسیاری از حوداث و رخدادهای به ظاهر طبیعی زمین بر می شمارد.

۱. ستمگران : خداوند در آیه ۲۵ سوره انفال از ستمگران و ظالمان به عنوان فتنه انگیزان اصلی جامعه یاد می کند. اینان کسانی هستند که به حقوق خود بسنده نمی کنند و با تجاوز و تعدی به حقوق دیگران می کوشند تا نظم طبیعی جهان و جامعه را که بر پایه عدالت استوار است به هم ریزند. در حقیقت ظلم و ستمی که از سوی ستمگران اعمال می شود خود مصداقی از فتنه است ؛ زیرا هم نظم طبیعی که بر مدار و محور عدالت است از میان می برد و هم آرامش و امنیت را از دیگری و یا جامعه سلب می کند.

با نگاهی به تاریخ و گزارش های تاریخی قرآن می توان به آسانی و سادگی دریافت که چگونه ستم ستمگران فتنه اصلی در جوامع بشری بوده است و آنان را از پیشرفت و تکامل و تعالی در حوزه های فرهنگی و تمدنی باز داشته است و اجازه نداده تا همه انسان ها به کمال و تعالی دست یابند. جوامع به سبب ستم و ظلم ستمگران هرگز روی عدالت به خود ندیده و از امنیت و آرامش سودی و بهره ای نبرده است.

۲. منحرفان و هنجارشکنان: دسته دومی که خداوند از آنان به عنوان فتنه انگیزان سخن به میان می آورد، کسانی هستند که ما آنان را به نام منحرفان و هنجارشکنان می شناسیم. این دسته کسانی هستند که با ایجاد فتنه و فساد در جامعه ، امنیت و آرامش را از آن سلب کرده و در نظم عمومی و اجتماعی جامعه اختلال ایجاد می کنند. انحرافات ایشان که با هنجارشکنی و بهره گیری از قوانین متشابه صورت می گیرد به آنان این امکان را می بخشد تا عرف و عادت پسندیده را زیر پا گذاشته و با هنجار شکنی ، امنیت اخلاقی و هنجاری جامعه را با بحران مواجه سازند.

خداوند در آیه ۷ سوره آل عمران این افراد را کسانی معرفی می کند که هماره دنبال متشابهات هستند و از آن پیروی می کنند. این در حالی است که حقایق و اصول محکم و متقتن در اختیار آنان است ولی آنان با چشم پوشی نسبت به این اصول محکم و متقن در پی مشتابهات و اموری می روند که شک و تردید در صحت و سقم آن وجود دارد؛ زیرا آنان در این آب گل آلود بهتر می توانند ماهیگیری کنند و در صورت حرکت در مسیر قوانین شفاف و روشن دست های ایشان رو می شود. به عنوان نمونه با آن که اصول شفاف قانون اساسی وجود دارد در پی قوانین متشابه و غیر شفاف می روند و با هیاهوی و غوغا سالاری می کوشند تا زمینه برای آشوب و هرج و مرج قانونی را فراهم آورند و جامعه را در سطح بحران قرار دهند تا بتوانند از این وضعیت بحرانی برای منافع خویش بهره گیرند. این دسته هر گز در به اصول شفاف و روشن اعتنا و توجهی نمی کنند و چون بیمار دل می باشند و در دل هایشان زنگار کینه و کدورت است و از سلامت شخصیت و روحی و روانی برخوردار نمی باشند تنها دنبال مصادیق غیر روشن قانونی می روند.این گونه است که هنجار شکنی به عمل طبیعی آنان تبدیل می شود و از جاده قانون و سلامت بیرون می روند و منحرف می شوند.

خداوند در این آیه تبیین می کند که بددلی و بیمار دلی ایشان موجب می شود تا هماره در جایی قرار گیرند که فتنه و اخلال در نظم و فقدان آرامش است و برای رسیدن به این هدف از تاویل نادرست قوانین نیز خودداری نمی کنند. این گونه است که برداشت های نادرست خود از قوانین را به عنوان تاویل و تفسیر درست مطرح می سازند و موارد مشکوک را دامن و به شبهات و متشابهات توجه خاص و ویژه ای دارند؛ زیرا در این فضا می توانند زیست کنند. اینان میکروب ها و ویروس های اجتماعی هستند که در فضای متشابهات و تاویلات نادرست زیست و رشد می کنند و تکثیر می شوند.

۳. کافران: بی گمان کافران به سبب عدم پذیرش فلسفه و هدف آفرینش و انکار نظم کلی هستی ، یکی از مهم ترین دشمنان نظم واقعی در هستی و جامعه می باشند. اینان هماره در جست و جوی آن هستند که نظم اجتماعی را به هم ریزند و در مسیر بهره برداری خود از آن سود برند. البته این گونه نیست که همه کافران ظالم به دیگری و یا جامعه باشند ولی بی گمان ایشان ظالم به خود و جان خویش هستند و در حق خود کوتاهی و ظلم روا می دارند. از این روست که نمی توانند در مسیر درست تعالی و کمال حرکت کنند و با هر چیزی که با اعتقادات و باورهای آنان است به مخالفت بر می خیزند و اجازه نمی دهند تا حقیقت بر ایشان روشن شود.

خداوند در آیه ۱۹۱ سوره بقره فتنه ای که از سوی کافران ایجاد و دامن زده می شود به عنوان بدتر از کشتار و قتل و در آیه ۲۱۷ همین سوره به عنوان بزرگ تر از قتل و کشتار معرفی می کند. دو واژه اشد و اکبر من القتل به این معناست که فتنه به سبب بازتاب ها و پیامدهای خطرناک آن در جامعه می تواند بدتر از کشتن شخص باشد؛ زیرا با اختلال در امنیت و نظم عمومی جامعه ، امکان رشد و تعالی جمعی از جامعه گرفته می شود و جامعه در شرایط فقدان امنیت نمی تواند در مسیر شکوفایی و تعالی و رشد قرار گیرد. از این روست که خداوند در این آیات فتنه انگیزی کافران را بدتر از قتل دانسته است.

کافران با بستن راه ها، جلوگیری از آزادی های بیانی و مبادلاتی و فرهنگی ، راندن شهروندان از شهر و دیار خودشان ، و رفتارهایی از این دست ، فتنه گری کرده و جامعه را از حالت امنیت و آرامش و تعادل بیرون برده اند. چنین رفتاری از نظر قرآن بدتر از کشتاری است که بر خی مرتکب می شوند، زیرا با کشتن شخص و یا کشتار جمعی ، نظم عمومی در کوتاه مدت به هم می ریزد و آرامش سلب می شود و یا کشتن شخصی تنها بحران کوچک و مدیریت شده است در حالی که جلوگیری از آزادی های اجتماعی ، بستن راه آمد و شد مردمان، جلوگیری از انجام عبادی از سوی مومنان و مانند آن، بحران عمومی و فراگیری را پدید می آورد که جامعه نمی تواند در آن احساس آرامش کرده و به سوی شکوفایی و توسعه حرکت نماید.

خداوند با آن که قتل کافران حربی را مجاز می شمارد، ولی به سبب آن که حفظ حرمت و حریم برخی از مراکز عبادی و اصلی لازم و ضروری است به مومنان اجازه نمی دهد تا اقدام به قتل کافران حربی در این مراکز و محل ها نمایند. البته این امر مشروط بر آن است که کافران حربی، دست از فتنه انگیز بردارند. اما همین که فتنه انگیزی ایشان ادامه یابد حتی در این مراکز یعنی حتی در مسجد الحرام نیز جایز است که کافر فتنه گر کشته و مجازات شود. به سخن دیگر، فتنه انگیزی از نظر قرآن چنان بد و نادرست شمرده شده است که حتی جواز قتل فتنه گران در مسجد الحرام و مکان های امن دیگر صادر می شود.(بقره آیات ۱۹۱ تا ۱۹۳)

۴. منافقان و ستون پنجم کافران: بی گمان منافقان که از ترس قدرت و اقتدار دولت اسلامی تابعیت امت را پذیرفته و به عنوان شهروند خود را معرفی می کنند تا از منافع شهروندی دولت اسلامی سود برند، از دشمنانی هستند که از نظر قرآن از کافران بدتر هستند. از این روست که خداوند در تهدیدی آشکار آنان را کسانی می شمارد که در درک اسفل دوزخ و در پایین ترین و پست ترین درجه از درجات و مراتب دوزخی جای می گیرند.

منافقان به سبب حضور در جامعه و اطلاع کامل و کافی از نقاط ضعف و قوت نیروهای خودی به شکل ستون پنجم دشمن عمل کرده و افزون بر ایجاد شایعات بی اساس و جنگ روانی به جاسوسی علیه نیروهای خودی و امت اسلام می پردازند. خداوند منافقان جاسوس را به سبب آن که عامل بسیاری از اختلافات و آشوب ها و درگیری ها میان امت و شهروند اسلام می باشند، سرزنش می کند و آنان را فتنه گرانی معرفی می کند که با حضور در صفوف نیروهای خودی و رزمندگان اسلام از پشت به دولت و امت ضربه می زنند.

خداوند از مومنان می خواهد که منافقان شناخته شده را در صفوف خود به ویژه مراکز حساس کشوری و لشکری جا ندهند و اجازه ندهند تا آنان از امور نهان و پنهان شما آگاه شده و به دشمنان کافر خبر دهند. اصولا حضور ایشان هر چند که به ظاهر مفید است ولی در عمل بسیار زیانبار است. اگر تخصص و توانایی دارند به سبب تعهد ایشان به کفر و کافران ، هیچ سود و بهره ای از این تخصص و توانایی ایشان به امت و ملت و دولت ا سلامی نمی رسد . بنابراین لازم است تا این فتنه گران منافق را از صفوف لشکری و کشوری خودی بیرون رانده و به ا یشان اجازه بهره مندی از فرصت های به دست آمده در مکان ها وجاهای مهم ندهند.(توبه آیات ۴۷ و ۴۸)

علامه طبرسی و ابن کثیر بر این باورند که این آیات درباره منافقانی است که در میان مسلمانان حضور داشته و به جاسوسی علیه ایشان و به نفع دشمنان می پرداختند.(مجمع البیان ، ج ۵ و۶ ، ص ۵۵ و نیز تفسیر القرآن العظیم ، ابن کثیر، ج ۴، ص ۱۴۰)

۵. متخلفان : از دیگر مصادیق فتنه انگیزان می توان به متخلفان از دستورهای خداوند و رسول اشاره کرد. کسانی که بر خلاف دستور صریح مقام رهبری عمل می کنند و به خود اجازه می دهند تا راه دیگری را در پیش گیرند از کسانی هستند که خداوند آنان را به سبب این رفتار فتنه انگیزشان سرزنش می کند؛ زیرا تخلف از فرمان رهبری به معنای ایجاد اخلال در نظم عمومی جامعه و فتنه فراگیری است که دیگران را نیز به سوی تخلف از قانون و رهبری سوق می دهد. این گونه است که خداوند در آیات ۲۴ و ۲۵ سوره انفال هر گونه تخلف از فرمان رهبری را تخلف از فرمان الهی دانسته که موجبات فتنه در جامعه و آشوب و فقدان امنیت و آرامش آن می شود.

بنابراین بر همگان است که در حوزه فرمان های اجتماعی رهبری چون جهاد و مشارکت فعال سیاسی و مانند آن ، از رهبری اطاعت کرده و هیچ گونه تخلف و سرپیچی نداشته باشند؛ زیرا این گونه رفتار موجب بحران در اطاعت از ولایت شده و به عنوان اخلال در نظم عمومی و فقدان امنیت ، فتنه انگیز تلقی می شود. هر گونه تخلف از احکامی که فصل الخطاب است می تواند به معنای فتنه انگیزی تلقی شده و مجازات خاص آن را به دنبال داشته باشد.

۶. جاسوسان : از دیگر مصادیقی که قرآن برای فتنه انگیزان بر می شمارد، جاسوسان هستند. این گروه به سبب آن که اطلاعاتی از مراکز حساس کشوری و امت و رهبری و نظام در اختیار دشمن قرار می دهند، زمینه بسیاری از بحران های اجتماعی را فراهم می آورند. از این روست که از ایشان به عنوان فتنه انگیزان در آیات ۴۷ و ۴۸ سوره توبه سخن به میان آمده است.

۷. اعتماد کنندگان به خبر فاسق: امروز چون دیروز دشمنان از جنگ روانی به خوبی سود می برند. نقش رسانه ها در دنیا امروز بیش از آن که اطلاع رسانی باشد، ابزارهای جنگ روانی است. بنگاه خبر پراکنی بی بی سی و فاکس نیوز و مانند آن در دنیای امروز از مصادیق مخبران فاسقی هستند که دیروز جامعه اسلامی عصر نبوی را تهدید می کردند و امروز جامعه اسلامی را تهدید می کنند. فاسقان به سبب خصلتشان ، هماره باطل خویش را در لفافه ای حقیقت می پیچند. به عنوان نمونه به این دو خبر توجه کنید: خبرگزاری های ایرانی: فلسطینی ها با کمبود و بحران آب مواجه هستند. گفتنی است که دولت اسرائیل اجازه ترمیم چاه های قدیمی و یا احداث و حفر چاه های جدید را نمی دهد.

بی بی سی: فلسطینی ها با کمبود و بحران کم آبی مواجه هستند. منابع اسرائیلی علت این بحران را سوء مدیریت فلسطینی ها مطرح می کنند.

این دو خبر در آغاز هر انسان آزاده را از نظر احساسی و عواطف، تحت تاثیر خود قرار می دهد ولی خبر دوم سرزنش را متوجه فلسطینی ها کرده و احساس نخست را از میان بر می دارد و به شخص اجازه همدردی با فلسطینی ها را نمی دهد. در حالی که خبرنگار فاسق بی بی سی اصل علت بحران را سرپوش گذاشته و آن را به شکل دیگری که با جنگ روانی خود سازگار است تغییر داده است.

خداوند در آیه ۶ سوره حجرات از کسانی که به اخبار چنین فاسقانی اعتماد می کنند سرزنش می کند ، زیرا زمینه برای فتنه انگیزی در جامعه را فراهم می آورند. بسیاری از کسانی که در آشوب های اخیر پس از انتخابات ایران دست داشته اند ، کسانی بودند که به اخبار ماهواره های بیگانه و دشمن فاسق و فاسقان منافق داخلی اعتماد کرده و بر اساس آن عمل کرده اند. اخبار فاسقانی که به نام دانشجو و یا حمایت از فلان نامزدهای انتخاباتی ، از کشته شدن دانشجویان خبر می دادند، موجب می شود تا شماری از اعتماد کنندگان به این اخبار فاسقان به خیابان ها ریخته و آشوب و فتنه گری کنند.

عوامل فتنه

عوامل فتنه را می توان از مصادیقی که قرآن بیان کرده به دست آورد ولی برای آن که بحث جامع و کاملی داشته باشیم به این عوامل نیز می پردازیم و تبیین و تشریح قرآنی را بیان می کنیم.

خداوند انحراف قلبی و بیمار دلی را عامل ایجاد فتنه و فساد در جوامع معرفی می کند و در آیه ۷ سوره آل عمران می فرماید که برخی از افراد بیمار دل به سبب پیروی از متشابهات در قوانین و دین به گونه ای عمل می کنند تا هرج و مرج در جامعه ایجاد شود. ایشان به جای آن که قوانین محکم و استوار پیروی کنند تنها در جست و جو و ابتغای متشابهات برای ایجاد فتنه و تاویلات ناروا می باشند. این نوع از فتنه ها، خاستگاهی در حوزه مفهومی دارند و در حقیقت می توان از آن ها به فتنه در حوزه مفاهیم یاد کرد. این گونه است که با تغییر در مفاهیم و یا انتخاب مفاهیمی که مورد تردید و شبهه و شک است، زمینه برای تاویلات ناروا فراهم می آید و در عمل اجتماعی ، به شکل بحران ها خودنمایی می کند. بسیاری از بحران اجتماعی ریشه در تحلیل های نادرست مفاهیمی چون آزادی و عدالت و مانند آن دارد، این گونه است که برخی از بیماردلان و اهل شبهه و متشابهات، مردم را به بازی می گیرند و آنان را به سوی چراگاهی می برند تا بتوانند بهره های خود را از ایشان بگیرند. ایشان در قالب دوستان و همدلان به سراغ جامعه ایمانی می آیند و در چراگاه اختلافات و تردیدها و شبهه افکنی ها چون تقلب و مانند آن جامعه را به سوی بی نظمی و اختلال و اغتشاش سوق می دهند تا سود خود را از آشوب ها و فقدان امنیت برگیرند و بر جرگه مردمان سوار شوند.

به هر حال هر گونه رفتار بیماردلان که با القای شبهات و متشابهات و یا پیروی از آن، موجبات بی ثباتی و تزلزل در ایمان و باورهای مردم پدید آورد و امنیت و آرامش را از آنان سلب نماید و به اختلافات اعتقادی و نظری و یا حتی عملی دامن زند، از مصادیق فتنه است. این گونه است که خداوند پیروی بیماردلان از شبهات و متشابهات را به عنوان فتنه انگیزی معرفی می کند.

پذیرش ولایت کافران وایجاد رابطه ولایی با آنان، از دیگر زمینه سازهای ایجاد فتنه و فسادگری در جامعه و زمین است که در آیه ۷۳ سوره انفال به آن اشاره شده است. با نگاهی گذرا به فتنه های تاریخی در جامعه اسلامی از گذشته تا کنون می توان به این مساله به عنوان یکی از مسایل مهم فتنه گری توجه یافت، زیرا هماره همین ارتباط میان شهروند امت ا سلام با کافران بوده است که دست فتنه و تجاوزگری را باز کرده و امت را از پیشرفت و تکامل باز داشته است.

تخلف از رهبری و فرمان های وی به ویژه در حوزه های حساس و زمان های ویژه و مسایل اجتماعی و سیاسی از دیگر علل و عوامل فتنه در جوامع است که آیات ۲۴ و ۲۵ سوره انفال به آن توجه داده است.

عصیان و تخلف از فرمان های خداوندی نیز عامل دیگری برای فتنه و بروز اختلال در نظم اجتماعی جامعه و جهان و زمین است که همین آیات به آن اشاره دارند.

ظلم و ستم گری نیز از دیگر علل و عواملی است که آیه ۲۵ به آن توجه می دهد. البته از روایتی که از رسول الله(ص) از باب جری و تطبیق در همین رابطه وارد شده است ، ظلم به علی (ع) و مخالفت با خلافت او ، پس از رسول خدا(ص) سبب فتنه ای دامنگیر در جامعه ایمانی دانسته شده است(مجمع البیان ، ج ۳ و ۴ ، ص ۸۲۲) که می توان در زمان حال نیز به عدم اطاعت و تخلف از ولایت فقیه از سوی برخی توجه داد که موجب برخی از فتنه ها در جامعه اسلامی شده است.

خبر فاسق (حجرات آیه ۶) و اعتماد به آن (همان ) ، جاسوسی و خبر چینی و شایعه پراکنی (توبه آیات ۴۷ و ۴۸) و ترک امداد و سرباز زدن از مسلمان از کمک و یاری به یک دیگر ، از دیگر علل و عوامل فتنه انگیزی است که در آیات ۷۲ و ۷۳ سوره انفال به آن توجه داده شده است.

آثار فتنه

بی گمان فتنه دو دسته از آثار دنیوی و اخروی را به دنبال دارد. دشمنان با فتنه گری خویش می کوشند تا از گسترش فرهنگ توحیدی اسلام و نظام عدالت پرور آن جلوگیری کنند واجازه ندهند تا اسلام در یک فضای روشن و سالم به رشد و بالندگی خود ادامه دهد و نظریه نظام سیاسی مبتنی بر ولایت و امامت و عدالت را در عمل به اثبات رساند (بقره آیات ۱۹۱ تا ۱۹۳ و ۲۱۷ و انفال آیه ۳۹)

از سوی دیگر فتنه انگیزی مشرکان و کافران و هر عامل داخلی و بیرونی موجب می شود تا حکم جهاد از سوی خداوند و رهبری جامعه برای سرکوب فتنه انگیزان صادر شود و موجبات قتل و یا اخراج آنان از سرزمین های اسلامی را فراهم آورد.(همان آیات) بنابراین می توان گفت که کسانی که در پی فتنه انگیزی هستند می بایست آماده کشته شدن به دست مومنان و مجاهدان و یا اخراج از کشور و شهروندی امت را داشته باشند ، چنان که می بایست انتظار بلا و عذاب الهی در آخرت را نیز داشته باشند.

این ها گوشه هایی از مساله فتنه و فتنه گری و تحلیل و احکام آن بود که در آموزه های قرآنی بدان ا شاره شده بود. بحث بیش تر فرصتی دیگر می طلبد که بیرون از حوصله این مقاله است.