غیب دانی واقعی و دکانی

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز هر کسی با مشکلی مواجه می شود، در حالت ناامیدی به سراغ کسانی می رود که مدعی توانایی و دانایی خاص هستند. کسانی که می توانند با نیرودرمانی، بیماری های سخت درمان و بددرمان و حتی بی درمان را درمان کرده و بخت بسته دختران را باز کنند و با دانایی از اسرار و رازهای مگویی بگویند که در گذشته و بلکه آینده زندگی شما است و به سادگی طالع شما را می بینند و سرنوشت بد و خوب شما را حاضر می یابند. پرسش این است که بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، چنین توانایی و دانایی برای عموم مردم یا افراد خاص وجود دارد؟ چه کسی راست می گوید و چه کسی دروغ می بافد؟ نویسنده در این مطلب بر آن است تا به این پرسش پاسخ قرآنی دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

دانایی و توانایی انسان و جن

از نظر آموزه های قرآنی تنها دو گونه از آفریده های الهی برای عبادت و بندگی آفریده شده اند.(ذاریات، آیه ۵۶) با نگاهی به آموزه های معرفتی قرآن می توان دریافت که مراد از این عبادت ، عبادت ارادی و اختیاری است؛ زیرا همه موجودات هستی به شکلی در حال عبادت و تسبیح آفریدگار و پروردگار هستی هستند.(اسراء، آیه ۴۴؛ نور، آیه ۴۱؛ رعد، آیه ۱۳؛ انبیاء، آیه ۷۹ و آیات دیگر)

البته در این میان فرشتگان با اعتراضی که نسبت به جعل خلافت برای آدم(ع) دارند، نشان می دهند که آنان مدعی اصلی عبادت و بندگی هستند؛ زیرا می گویند: وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ؛ و ما به حمدت تو را تسبیح کرده و برایت تقدیس می کنیم.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱)

اما آن چه مراد آفریدگار و پروردگار است، تسبیح و تقدیسی فراتر از آن است که فرشتگان به جا می آورند؛ یعنی شاید مراد خداوند تحقق تهلیل، تسبیح، تقدیس، تکبیر و تحمید و عبادتی خاص باشد که تنها از عهده کس یا کسانی بر می آید که دارای علم الاسماء هستند.

به سخن دیگر، عبادتی که فرشتگان به جا می آورند، نوعی عبادت تکوینی غیر ارادی و اختیاری است؛ زیرا در آنان قوه شهوت و غضب و مانند آن نیست که به دو جهت متضاد و متقابل شخص را سوق می دهد؛ از این روست که خداوند درباره آنان می فرماید: وَلِلّهِ یَسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مِن دَآبَّهٍ وَالْمَلآئِکَهُ وَهُمْ لاَ یَسْتَکْبِرُونَ یَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ ؛ و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است، براى خدا سجده مى‏کنند و تکبّر نمى‏ورزند. از پروردگارشان که حاکم بر آنهاست مى‏ترسند و آنچه را مأمورند انجام مى‏دهند.(نحل، آیات ۴۹ و۵۰) اما درباره انسان آمده است: إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا؛ ما راه را بدو نمودیم یا سپاسگزار خواهد بود و یا ناسپاسگزار.(انسان، آیه ۳)

پس انسان ها در مقام تکوین از اراده و اختیاری برخوردارند که به آنان امکان اطاعت و طغیان و کفران و شکران و ایمان و کفر را می دهد؛ هر چند که در مقام تشریع از ایشان خواسته شده تا ایمان و شکران داشته باشند؛ زیرا در صورت طغیان و کفر و کفران باید آماده رفتن به دوزخ باشند؛ چنان که در آیه ۲۹ سوره کهف می فرماید: وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ فَمَن شَاء فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن یَسْتَغِیثُوا یُغَاثُوا بِمَاء کَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا؛ و بگو: «حق از پروردگارتان رسیده‏ است. پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند، که ما براى ستمگران آتشى آماده کرده‏ایم که سراپرده‏هایش آنان را در بر مى‏گیرد، و اگر فریادرسى جویند، به آبى چون مس گداخته که چهره‏ها را بریان مى‏کند یارى مى‏شوند. وه! چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است.»

به هر حال، انسان از توانایی و دانایی خاص برخوردار است که او را از دیگر آفریده ها متمایز ساخته و در مقام خلافت الهی قرار داده است.

البته این دانایی و توانایی که در قالب «علم الاسماء» به انسان داده شده است، باید ظهور و فعلیت بیابد. در آیات قرآنی به سبب تنوع دانایی و توانایی انسان، راه های گوناگونی بیان شده که شامل علم حصولی، علم حضوری، علم لدنی، علم شهودی و مانند آن می شود. انسان ها از از این راه ها می توانند به انواع و اقسام علوم عام و خاص دست یابند. ابزارهای ابتدایی دانایی و توانایی انسان همین ابزارهای حسی چون گوش و چشم و قلب و فواد است (اسراء، آیه ۳۶؛ نحل، آیه ۷۸؛ مومنون، آیه ۷۸)؛ اما ابزارهای دانایی خاص شامل عبادت تقوایی (بقره، آیات ۲۱ و ۲۸۲)، عنایت و فضل الهی(کهف، آیه ۶۵ و مانند آن) است.

از نظر قرآن، جنیان نیز پس از انسان از دانایی و توانایی برخوردار هستند که ارتباط تنگاتنگی با همان اراده و اختیار و مساله عبادت اختیاری آنان دارد. البته برخی از جنیان هم چون ابلیس بر آن است که به سبب ویژگی کالبدی و جسمی بر انسان مقدم و برتر است(اعراف، آیه ۱۲) ؛ در حالی که فصل ممیز و فرق اساسی میان انس و جن را باید در تفاوت روح آنان دانست نه کالبد جسمانی آنان.( ص، آیات ۷۲ تا ۷۶)

به هر حال، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان و جن دو آفریده ای هستند که از توانایی و دانایی خاصی برخوردار بوده و در این میان انسان ها برتر از جنیان هستند هر چند که نظر توانایی بدنی و جسمانی، جنیان از نوعی برتری برخوردار هستند که از جمله آنان دیده نشدن است.(اعراف، آیه ۲۷)

از نظر قرآن با همه توانایی و دانایی انسان و جن، باید توجه داشت که این دانایی و توانایی ۱. محدود؛ ۲. غیر مستقل است؛ زیرا وجود همه موجودات وجود حرفی غیر مستقل و وجود ربط محض و فقر هویتی است.(فاطر، آیه ۱۵) پس آن چه می دانند و می توانند بسیار اندک و محدود و منوط به عنایت و اراده و مشیت الهی است.(اسراء، آیه ۸۵)

چیستی غیب

غیب، به معناى غایب شدن چیزى از دید چشم، حس و یا از علم انسان است، و براى هر چیزى که نسبت به انسان، غیب و غایب است به کار مى رود؛ امّا نسبت به خدا کلمه غیب به کار نمى رود، زیرا هیچ چیزى از او غایب نیست. کلام خدا در آیه «یؤمنون بالغیب» یعنى ایمان به چیزى که حواس آن را درک نمى کند و عقول ابتدایى نیز اقتضاى درک آن را ندارد، و فقط با خبر انبیا دانسته مى شود.( مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۶۱۶ – ۶۱۷ ، «غیب».)

از نظر قرآن، جهان به دو جهان شهادت و غیب تقسیم می شود. جهان شهادت همین جهان مادی محسوس و مشهود به حواس ظاهری است. اما جهان دیگری غیر از جهان شهادت است که از آن به جهان غیب تعبیر می شود. جهان غیب با حواس ظاهری قابل ادراک و فهم نیست. جهان غیب شامل خدا، رستاخیز، فرشتگان و مانند آن می شود. از این رو، کسانی اهل ایمان شمرده می شوند که افزون بر جهان شهادت به جهان غیب نیز اعتقاد و باور و ایمان داشته باشند. خداوند در آیات ۲ تا ۵ سوره بقره ایمان به غیب را از صفات اهل تقوا و عامل هدایت انسان به راه حق و رستگاری می داند.

البته راه هایی برای انسان است تا بتواند به جهان غیب هم چون جهان شهادت علم و آگاهی یابد؛ زیرا در درون انسان این دو جهان به گونه ای تعبیه شده است. آیات قرآنی بر آن است تا با تشبیه حقایق غیبی به امور حسی، راهی برای آگاهی بشر به آن عالم گشوده شود.(بقره، آیه ۷۳؛ انعام، آیه ۹۴؛ اعراف، ایه ۲۹؛ کهف، آیه ۴۸ و آیات دیگر)

مراتب غیبی

از نظر قرآن، غیب دارای مراتب و درجاتی است. برخی از حقایق غیبی برای انسان و جن قابل دسترسی است ؛ اما برخی دیگر غیر قابل دسترسی است. به عنوان نمونه خداوند در آیه ۶۵ سوره نمل می فرماید که علم غیب و آگاهى به فرجام امور، غیر قابل دسترسى براى انسان است.(نگاه کنید: قلم، آیه ۴۷؛ نجم، آیه ۳۵)

هم چنین خداوند در آیات ۶ تا ۸ سوره صافات بر جهل شیاطین از اخبار غیبى آسمان، به رغم تلاش براى دستیابى به آنها تاکید می کند.

از جمله اموری که انسان ها به آن مرتبه دست یابی ندارند غیب خداوند است. از این روست که عیسى(علیه السلام) به ناآگاهى خود، از اسرار درونى خداوند اعتراف می کند.(مائده، آیه ۱۱۶)

از آیات ۱۲ تا ۱۴ سوره سبا به دست می آید که جنیان غیب نمی دانند؛ زیرا اگر غیب می دانستند از مرگ حضرت سلیمان (ع) آگاه می شدند و مدتی در اسارت ایشان حتی پیش از مرگ باقی نمی ماندند.

هم چنین فرشتگان خود اقرار کردند که از برخى امور غیبى و نهانى جهان آگاهی ندارند و تنها علم آنان محدود به همان چیزی است خداوند تعلیم داده و بر آنان معلوم داشته است.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۳)

علم غیب مطلق، علم اختصاصی و انحصاری

خداوند علم غیب مطلق را از علوم اختصاصی و انحصاری خود می داند(آل عمران، آیه ۱۷۹؛ انعام، آیه ۵۹) به طوری که هیچ کس از فرشته و بشر و جن و دیگری بر آن آگاهی ندارد.(بقره، آیه ۳۳؛ هود، آیه ۱۲۳؛ نحل، آیه ۷۷؛ کهف، آیه ۲۶ و آیات دیگر)

از نظر قرآن تنها خداوند است که به غیب از جمله غیب آسمانها و زمین آگاهی و احاطه علمی کامل دارد.(همان) و بر اساس آیات ۱۲۳ سوره هود و ۷۷ سوره نحل و نیز ایه ۲۶ سوره کهف، مالکیّت غیب آسمانها و زمین، تنها در انحصار خداوند است.

از آیه ۱۷۹ سوره آل عمران دانسته می شود که ایمان و کفر و هم چنین به یک معنا پاکى و ناپاکى واقعى انسانها، از امور غیبى است که تنها خداوند بر آن اطلاع و آگاهی دارد و کسی نمی داند چه کسی مومن و کافر و پاک و ناپاک واقعی است.

محدودیت نسبت به غیب از سنت های الهی

در آیات قرآنی برخی از امور به عنوان سنت های الهی مطرح شده است. سنت های الهی قوانین حاکم بر جهان و جان و جامعه است. از جمله سنت های معروف الهی می توان به سنت ابتلاء و امتحان، سنت امهال و استدراج، سنت مرگ جانداران و مانند آن اشاره کرد.

خداوند از جمله سنت های حاکم بر هستی را سنت مخفی نگه داشتن برخی از امور و حقایق غیبی دانسته است. بر اساس ایه ۱۷۹ سوره آل عمران آگاه نکردن همه انسانها به اسرار غیبى دیگران، از سنّت الهى دانسته شده است.

بر همین اساس باید گفت که ناتوانی جنیان از کسب اطلاعات غیبی از انسان و اهل زمین از سنت های الهی است. خداوند در آیات ۶ تا ۸ سوره صافات بیان می کند که شیاطین، ناتوان از شنود اخبار غیبى از آسمان هستند هر چند که آنان درصدد دستیابى به اطّلاعات موجود در آسمان و اخبار مربوط به امور غیبى اهل زمین هستند و برای آن تلاش می کنند.

از نظر قرآن هر چند که فرشتگان از اخبار غیبی نسبت به اهل زمین آگاه هستند و آن را به امر الهی به زمین منتقل می کنند(صافات، آیات ۶ تا ۸) ولی همین فرشتگان، فاقد علوم غیبى بودند که از سوی خداوند به حضرت آدم(ع) آموخته شده است.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۳)

هم چنین خداوند در آیه ۱۷۹ سوره آل عمران بیان می کند که برخى از مؤمنان، خواستار آگاهى از غیب و نهان انسانها، براى شناختن افراد مؤمن از غیر مؤمن بودند ولی خداوند این امکان را نمی دهد تا آنان به این اسرار آگاه شوند؛ چون سنت الهی بر این نیست که همگی به همه مراتب غیب دسترسی داشته و از اخبار و اطلاعات غیبی نسبت به یک دیگر آگاه شوند.

باید توجه داشت غیب دارای مراتب و نیز تنوع بسیاری است. از این رو، نیازی نیست که فرشتگان و حتی پیامبران از اهل رسالت و نبوت به همه اخبار و اطلاعات غیبی دسترسی داشته باشند. پس نباید علم اطلاع نسبت به برخی از مراتب و موضوعات غیبی از سوی پیامبران را نقص یا ناقض پیامبری و رسالت آنان بدانیم. از این روست که پیامبران می فرمایند ما علم غیب نمی دانیم که البته منظورعلم غیب مطلق و استقلالی است.(انعام، آیه ۵۰؛ اعراف، آیه ۱۸۸؛ یونس، آیه ۲۰؛ هود، آیات ۲۵ و ۳۳؛ احقاف، آیه ۹)

خداوند پیامبرش را مامور می کند تا اعلان رسمی کند که علم غیب استقلالی ندارد و اگر چیزی را می داند به تعلیم الهی بوده است؛ زیرا اگر علم غیب استقلالی داشت جز خیر برای خود چیزی را نمی خواست و رقم نمی زد؛ در حالی که ایشان نیز گرفتار مشکلات مالی و غیر مالی می شده است:قُل لا اَملِکُ لِنَفسى نَفعـًا ولا ضَرًّا اِلاّ ما شاءَ اللّهُ ولَو کُنتُ اَعلَمُ الغَیبَ لاَستَکثَرتُ مِنَ الخَیرِ وما مَسَّنِىَ السّوءُ اِن اَنَا اِلاّ نَذیرٌ وبَشیرٌ لِقَوم یُؤمِنون. (اعراف، آیه ۱۸۸؛ و نگاه کنید: انعام، آیه ۵۰)

آگاهان به علم غیب

چنان که گفته شد، از نظر قرآن علم غیب مطلق اختصاصی و انحصاری خداوند است. از سوی دیگر، از سنت های الهی این است که همه نوع علم غیب در اختیار هر کسی قرار نگیرد و اگر کسی به عنایت و مشیت الهی از علم غیب برخوردار شد در محدوده ای خاص است و محدودیت هایی نیز بر او اعمال می شود.

مهم ترین کسانی که از نظر قرآن از علم غیب به درجات و مراتبی آگاه می شوند عبارتند از:

  1. پیامبران: خداوند در آیات قرآنی از افاضه علم غیب به برخی از پیامبران سخن به میان آورده است.(آل عمران، آیه ۱۷۹؛ جن، آیات ۲۶ و ۲۷) خداوند در همین آیات سوره جن افاضه علم غیب را مشروط و منوط به رضایت خود دانسته و می فرماید رضایت خداوندی از پیامبران، موجب آگاه ساختن آنان بر علم غیب است. هدف از این تعلیم و افاضه الهی ، ایمان مردمان به خدا و پیامبرانش است نه چیزی دیگر.(آل عمران، آیه ۱۷۹) از این روست که آنان از علم غیب خویش برای مقاصد شخصی بهره ای نمی برند بلکه در خدمت دین و ایمان و اسلام قرار می دهند. پس دانایی و توانایی آنان به معنای آزادی عمل آنان نیست، بلکه مامور هستند در راستای اهداف رسالت از آن بهره گیرند نه امری دیگر.(نگاه کنید: اعراف، ایه ۱۸۸) از این روست که آنان برای کسب مال و رفاه و آسایش و خیر از آن بهره نمی گیرند یا برای دفع ضرر و بدی از خود به کار نمی برند.(همان) به عنوان نمونه با آن که حضرت عیسی(ع) از اسرار خانه های یهود آگاه بود و می دانست که چه اندوخته ای دارند، با این همه آن را برای مقاصد دنیوی خویش به کار نمی گرفت بلکه در خدمت دین و روشنگری و هدایت مردم از آن سود می برده است.(آل عمران، آیه ۴۹)
  2. فرشتگان: از آیات قرآنی از جمله آیات ۶ تا ۸ سوره صافات به دست می آید که فرشتگان در محدوده ای از علم غیب برخوردارند و همین علم غیب است که موجب طمع جنیان می شود تا به آسمان برای کسب خبر بروند و با شهاب ثاقب مورد حمله قرار گیرند؛ زیرا آنان می خواهند استراق سمع کرده و از علم غیب و آینده با خبر شوند. بنابراین، آگاهی فرشتگان نسبت به علم غیب به اراده و عنایت الهی است.

راه های بهره مندی از علم غیب

از نظر قرآن ، هر چند که علم غیب مطلق در انحصار خداوند است، ولی همان طوری که گفته شد برخی از انسان ها و غیر انسان ها به رضایت و عنایت الهی از برخی از مراتب و موضوعات غیبی آگاهی می یابند. به هر حال بر اساس آیات قرآنی امکان دسترسی به علم غیب برای انسان ها فراهم است، هر چند که این امکان موجب نمی شود تا ایشان به علم غیب مطلق یا علم غیب استقلالی دست یابند.

بر اساس آموزه های قرآنی، از جمله راه های دسترسی و بهره مندی از علم غیب می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. وحی: بر اساس آیات قرآنی، وحى، راهى براى دسترسى بشر به غیب است.(آل عمران، آیات ۴۴ و ۱۷۹؛ هود، آیه ۴۹؛ یوسف، ایه ۱۰۲؛ جن، آیات ۲۶ و ۲۷)
  2. تعلیم خاص: افزون بر وحی از دیگر راه هایی که خداوند دسترسی بشر را به غیب مطرح کرده، تعلیم خاص است. این تعلیم خاص اختصاص به پیامبران ندارد، بلکه برخی از غیر پیامبران نیز به علوم غیبی می توانند دسترسی پیدا کنند، چنان که حضرت خضر(ع) به عنایت و تعلیم الهی از آن برخوردار شد.(کهف، آیات ۶۵ تا ۷۸)
  3. استراق سمع جنیان: برخی از جنیان به برخی از مراتب علم غیب در محدوده یک یا چند روزه آگاهی می یابند. این دسترسی از طریق دزدی از آسمان رخ می دهد که در آیات ۶ تا ۸ سوره صافات و آیه ۹ سوره جن به آن اشاره شده است؛
  4. ارتباط با جنیان: برخی از افراد کاهن با ارتباط با جنیان از این اطلاعات سرقتی بهره می گیرند.(جن، آیه ۶)

آثار علم غیب

در آیات قرآنی برای علم غیب آثاری بیان شده که برخی از آن ها عبارتند از:

  1. جلب منفعت و خیر: از نظر قرآن کسی که دارای علم غیب است تلاش می کند تا از آن برای کسب خیر و جلب منفعت سود برد.(اعراف، آیه ۱۸۸)
  2. دفع ضرر و بدی: بر اساس آیه ۱۸۸ سوره اعراف و ۱۴ سوره سبا، برخوردارى از علم غیب، زمینه دور ماندن انسان از ضررها و سختیها و مشکلاتی است که در دنیا بدان گرفتار می آید. انسان می تواند با علم غیب خود را از هر گونه مشکل و بدی و ضرر دور دارد؛
  3. نجات و رهایی : علم غیب موجب می شود تا انسان خود از خواری و خفت و حاکمیت و حکومت دیگری رها کرده و به نوعی از آزادی دست یابد. خداوند در آیات ۱۲ تا ۱۴ سوره سبا با تعریض نسبت به جنیان و شیاطین می فرماید اگر جنّیان علم غیب می دانستند خودشان را از رنج خدمت و سختى خفّت بار در دستگاه سلیمان(علیه السلام) رها می کردند و حتی زمانی پس از مرگ ایشان در خواری و خفت به بردگی و بیگاری نمی پرداختند؛ اما چون آنان علم غیب نداشتند تا مدتی پس از مرگ نیز گرفتار بودند و بردگی و بیگاری می کشیدند.

غیب دانی دکانی

دانسته شد که علم غیب از علوم انحصاری خداوند است و انسان ها به راه هایی به برخی از مراتب غیب دانایی پیدا می کنند. از نظر قرآن کسانی که مورد رضایت خداوندی هستند از علم غیب به تعلیم و عنایت الهی برخوردار می شوند؛ اما آنان در چارچوب معین و مشخصی و خطوط قرمز الهی از علم غیب سود می برند و نمی توانند برای مسایل شخصی و خیررسانی به خود و دفع ضرر از خود از آن بهره گیرند.(اعراف، آیه ۱۸۸)

البته برخی از انسان ها از طریق بهره گیری از برخی از جنیان نه همه آنان، به برخی از اطلاعات غیبی بسیار محدود دسترسی می یابند. این اطلاعات غیبی محدود به مسایل روزمره است که هر روز فرشتگان به حکم الهی فرود می آورند؛ زیرا بر اساس آیات قرآنی اموری هستی براساس مقدرات تقدیر می شود که روزمره است و فرشتگان آن را برای تنفیذ و اجرا فرود می آورند. این امور شامل منافع و مضرات و مصیبت ها و خیراتی است که به هر موجودی از جمله بشر می رسد. خداوند در آیات قرآنی از جمله آیات ۲۲ و ۲۳ سوره حدید بیان می کند که همه امور در کتاب الهی ثبت و ضبط است. پس اگر مصیبتی می آید و یا خیری می رسد بر اساس مشیت الهی است. این مشیت بر اساس آیات قرآنی از جمله سوره قدر و آیات نخست سوره دخان هر ساله تقدیر و سپس روزانه امضا می شود و فرود می آید. در این جاست که هنگام فرود از سوی فرشتگان، برخی از جنیان به استراق سمع می روند و آن اطلاعات را می دزدند.

پس می توان گفت که استراق سمع و اطلاعات غیبی جنیان و به تبع آنان کاهنان و مرتبطان به جنیان، درباره آینده مربوط به روز یا یک دو روز آینده است نه سال و نه سالهای آینده؛

البته جنیان به سبب آن که عمری طولانی دارند از سابقه زندگی ما آگاهی دارند و گذشته ما را می دانند ؛ زیرا با ما زندگی می کنند و آنان را می بینند در حالی که ما آنان را نمی بینیم. آنان در حمام و خوابگاه ما حضور دارند. برای رهایی از حضور آنان بسم الله و معاذ الله بگویید. اینان هم چنین به سبب عبور از دیوار به سبب آن که از عصاره آتش هستند همانند نور و گرما عبور کرده و به سبب سرعت انتقال و جابه جایی می توانند اطلاعاتی را به دست آورند و به کاهنان انتقال دهند. بنابراین، نمی بایست این را از علوم غیبی دانست؛ زیرا این امور از علوم مشهود و محسوس آنان است؛ هر چند که به نظر ما غیبی تلقی می شود.

به هر حال، بسیاری از کسانی که از علم غیب و دانایی آن سخن می گویند، دروغگو بوده و نمی توان به سخنان آنان به ویژه نسبت به آینده اعتماد کرد؛ به ویژه که آنان راست و دروغ را به هم می آمیزند. البته نسبت به گذشته که علم مشهود است، علم غیب تلقی نمی شود. اینان با بهره گیری از همین اطلاعات مخاطب و شنونده را خلع سلاح کرده و او را به سمت خود می کشانند و زمینه سوء استفاده مالی و جنسی از شنونده را فراهم می آورند و گمراهی و انحراف دینی و غیر دینی را موجب می شوند. بنابراین، می بایست مواظب این دکاندارها بود که دین فروش هستند.(بقره، آیه ۱۰۲)