عیب جویی در راستای تحقیر اجتماعی

متهم کردن

بسم الله الرحمن الرحیم

انسانی بی عیب و نقص جز چهارده معصوم (ع) نیست؛ زیرا هیچ انسانی آن اندازه از کمال را به دست نیاورده که هیچ نقص نداشته باشد. اما برخی از مردم در روابط اجتماعی دنبال نقاط ضعف دیگری هستند تا از این طریق یا خود را اثبات کنند یا دیگری از چشم بیاندازند و نقص خود را در تنقیص دیگری جبران و نهان کنند. عیب جو کسی است که دنبال نقاط ضعف و نقص دیگران می رود تا با برجسته سازی و آشکارسازی مقاصد شوم و سخیف خود را برآورده سازد؛ عیب جو هر چند از یک جهت صادق است و کذبی را به دیگری نسبت نمی دهد؛ ولی با آشکارسازی و بزرگ سازی عیب دیگران، زمینه تحقیر اجتماعی آنان را فراهم می آورد؛ از این رو، صداقتی است که جز تخریب در آن هدفی دنبال نمی شود؛ پس عیب جو، بر خلاف آموزه اخلاقی«جز راست نباید گفت/ هر راست نشاید گفت» عمل نمی کند؛ بلکه با بیان راستی ، شایستگی دیگران را از میان می برد و بستر هتک حرمت دیگران را فراهم می آورد. از این روست که عیب جو از نظر اخلاق اجتماعی، نابهنجاری ضد ارزشی است که باید کنار گذاشته شود و به عنوان نابهنجار به حکم عقل و نقل از آن اجتناب کرد.

احکام شرعی عیب جویی

عیب جویى، در اصطلاح اخلاقی و فقهی، تفحّص معایب دیگران، ایراد عیبها و خطاهاى دیگران، نکته گیرى و خرده گیرى را گویند.( فرهنگ فارسى، ج ۲، ص ۲۳۶۸، «عیبجویى».) از این روست که حکم فقهی آن حرمت است؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی قرآن، فاش کردن عیبهاى مؤمنان، در غیاب یا حضور آنان حرام و از گناهان کبیره است که خداوند وعده آتش دوزخ را به عیب جویان داده است.(نساء، آیه ۱۴۸؛ توبه، آیه ۷۹؛ حجرات، آیه ۱۱)

خداوند به صراحت در آیه ۷۹ سوره توبه عیب جو و لامز که به تمسخر و استهزاء مومنان می پردازند، شایسته عذاب دردناک دوزخ دانسته است تا این گونه بیان کند که عیب جویی گناهی بزرگ است. خداوند به صراحت در آیه سوره همزه، عیب جویان را شایسته دوزخ و چاه آتشین آن دانسته و با تعبیر از ویل آنان را نسبت به عیب جویی برحذر داشته است؛ زیرا کلمه «ویل»، همان تهدید الهى به عقاب دوزخ است. (مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۸۱۸) چنان که «ویل» به معناى وادى یا چاه خاصّى در جهنّم و یا نام یکى از درّه هاى آن آمده است. (روح المعانى، ج ۱۶، جزء ۳۰، ص ۱۲۰) پس این شخص در درکات دوزخ خواهد بود که دره های عمیق و پایین دوزخ و مرکز آتش است؛ از این روست که در سوره همزه بیان می شود که عیب جویان از درونشان شعله آتش بیرون می آید؛ چرا که خود سوخت و آتش دیگر درکات دوزخ را فراهم می آورند.

پس با توجه به عذاب دوزخ برای عیب جو باید گفت که عیب جویی از دیگران از گناهان کبیره ای است که خداوند وعده عذاب به مرتکبان این گناه کبیره داده است. از نظر قرآن عیب جویان در قیامت هماره در حبس خواهند بود و آتشی مسلط و فراگیر از درون و بیرون آنان را احاطه و محبوس می دارد(همزه، آیات ۱ تا ۸)؛ زیرا «وصیده» به اتاقى گفته مى شود که براى نگهدارى اموال، در کوه ایجاد مى کنند. فعل «اصدته» یعنى درب آن را بستم و محکم ساختم، (مفردات، ص ۸۷۲ ، «وصد») بنابراین «مؤصده» به معناى مکان بسته و غیر قابل خروج است. حرف «على» در «علیهم» بر احاطه و سلطه دلالت دارد. این آتش دایمی از درون و برون بر آنان احاطه دارد؛ زیرا «الّتى تطّلع على الافئده» وصف «الموقده» است و بر دوام دلالت مى کند. (مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۸۱۸)

از دیگر احکام عیب جویی آن است که عیب جو حرمتی در جامعه ندارد و کسی نباید سخن او را بپذیرد و از او اطاعت و پیروی کند؛ زیرا کسی که حرمت دیگران را حفظ نمی کند و هتک حرمت می کند، شایسته و لیاقت اطاعت و پیروی را ندارد. پس نباید به سخنان چنین فردی در محاکم قضایی و امور دیگر توجهی کرد؛ بلکه با عدم پذیرش سخنان و محتوای آن، چنین شخصی را از اعتبار ساقط کرد. به سخن دیگر، عیب جو هیچ اعتباری در جامعه ایمانی ندارد و سخن و رفتارش بی ارزش و بی پایه قلمداد می شود.(قلم، آیات ۱۰ و ۱۱)

از نظر قرآن، عیب جویی از مومنان چنان گناهی بزرگ و رفتار نابهنجار و زشت اجتماعی است که هیچ تاثیری برای استغفار پیامبر(ص) در تغییر غضب و خشم الهی نخواهد داشت. به سخن دیگر، با آن که پیامبر(ص) حبیب الله است و خداوند او را بسیار دوست می دهد و برای رضایت او اجازه می دهد تا هر گونه بخواهد شفاعت کند تا جایی که آن حضرت راضی و خشنود شود(ضحی، آیه ۵) اما چنان عیب جو محل و مورد خشم الهی است که هفتاد بار استغفار پیامبر(ص) در حق ایشان سودی نخواهد داشت.(توبه، آیات ۷۷ تا ۸۰)

آثار زیانبار اجتماعی عیب جویی

عیب جو، شخصیت و رفتار دیگری را زیر ذره بین قرار می دهد تا این گونه با شناسایی عیوب دیگری و آشکارسازی آن اهداف خویش را از تخریب و تحقیر دیگری برآورده سازد. چنین رفتاری بسیار زشت و زننده است؛ زیرا حرمت ها را از میان می برد و آبروی دیگران را مورد هتک قرار می دهد.

بی گمان عیب جویی یک اخلاق زشت و رذیلتی پست اجتماعی است که باید از آن پرهیز کرد؛ زیرا این رفتار آسیب های جدی به شخصیت خود و دیگران وارد می سازد. انسان نباید گمان کند با عیب جویی و افشاگری از آن چیزی را به دست می آورد و دیگری را خوار و خود را عزیز می دارد؛ بلکه از نظر قرآن، پیش از آن که به دیگری آسیب زده باشد، شخص عیب جو به خودش آسیب وارد می سازد و خواری و ذلت اجتماعی را برای خود می خرد.

از نظر قرآن، عیب جویی از دیگر مسلمانان چیزی جز عیب جویی از خود انسان نیست؛ در حقیقت کسی که عیب مسلمانی را آشکار می سازد در حقیقت عیب خودش را آشکار ساخته است؛ چرا که از سویی مسلمانان امت یکتا و یگانه ای هستند. پس کسی که برادر ایمانی خود را با عیب جویی و آشکار کردن عیبش تحقیر و خوار می کند، در حقیقت خودش را خوار کرده است؛ از این ، در آیه ۱۱ سوره حجرات عیب جویی از دیگران را عیب جویی از خود تعبیر کرده است؛ زیرا «أنفسکم» اشاره به این است که مسلمانان از یک جمعیّت اند، پس در حقیقت عیب جویى از دیگران، عیب جویى از خود است.(المیزان، ج ۱۸، ص ۳۲۲)

البته شاید مراد این باشد که شخصی که به عیب جویی از دیگران می پردازد، زمینه و بستری برای رسوایی و تحقیر خود فراهم آورده است؛ چرا که هیچ کسی بی عیب و نقص نیست؛ پس کسی که عیب دیگری را می جوید و آشکار می کند، خود معرض عیب جویی از سوی دیگران قرار می گیرد و این عیب جویی اش ممکن است باعث انگیزش آنان به اقدام متقابل شود؛ زیرا مقابل به مثل یک امر طبیعی است؛ پس عیب جویی از دیگران چیزی جز بستر سازی برای رسوایی و تحقیر خود نیست. از همین روست که به مسلمانان هشدار می دهد تا عیب جوی دیگران نباشند تا خود به مقابل به مثل دیگران، تحقیر و رسوا نشوند.

از نظر قرآن، هر کسی که عیب دیگران می جوید و آشکار می کند و موجبات رسوایی دیگران را در جامعه فراهم کرده و به تخریب و تحقیر دیگری می پردازد، باید بداند خود را در معرض تحقیر و رسوایی قرار داده است؛ چرا که به دلیل اصل کنش و واکنش، هر عملی عکس عملی را بر می انگیزد و کسی که عملی را انجام می دهد آن را در خط تولید قرار داده است؛ پس تبعات و آثار بسیاری از آن عمل پدید خواهد آمد که یکی از مهم ترین و ابتدایی ترین آن، مقابله به مثل و برانگیزاندن حس انتقام در دیگری است. این گونه است که خود نیز در معرض تحقیر قرار می گیرد و مردم نسبت به او حساس شده و اعمال و رفتارش را زیر ذره بین می برند و برجسته و بزرگ سازی کرد و او را رسوا می کنند. دست کم خود فرد تحقیر شده ، تلاش می کند تا عیوب او را آشکار کند. این گونه است که عیب جو خود در معرض عیب جویی از سوی تحقیر شده یا دیگران قرار گرفته و رسوا و خوار خواهد شد.(حجرات، آیه ۱۱)

جواز انتقام و اصل مقابله به مثل برای کسی که تحقیر اجتماعی و رسوا شده از دیگر آثاری است که باید مد نظر قرار گیرد. به سخن دیگر، تحقیر شده با عیب جویی از این حق برخوردار است تا عیب جو را رسوا سازد و عیب او را آشکار کند؛ چرا که فرد مظلوم از این حق برخوردار است تا با صدای بلند ظالم را رسوا کند؛ پس از نظر عقلی ونقلی برای عیب شونده این حق ثابت است تا عیب جو را رسوا کند و عیبش را آشکار سازد.(نساء، آیه ۱۴۸)

خداوند به عیب جویان هشدار می دهد تا پیرامون عیب جویی نگردند؛ زیرا عیب جویی از دیگران انسان را گرفتار فسق می کند.(توبه، آیات ۷۷ تا ۸۰) فسق به معنای جدا شدن گوشت خرما از پوست آن است به گونه ای اتصال کم اندکی میان آنها برقرار باشد. تو گویی لباسی که بر تن چیزی پوشیده شده تا عیوب او را نهان و جلوه و زیبایی به او بخشد، این گونه از وی جدا شده یا در حال جدا شدن باشد؛ پس فاسق گرفتار نوعی رسوایی می شود؛ چرا که لباس زینت و عیب پوش خود را جدا ساخته است. عیب جو با عیب جویی و آشکارکردن عیب دیگری ، خود را گرفتار فسق می کند و رسوایی را برای خود به ارمغان می آورد.

از بدترین آثار اجتماعی عیب جویی باید به مساله گسست اجتماعی اشاره کرد؛ زیرا عیب جویی از دیگر برادران ایمانی انسجام اجتماعی را از میان می برد و به اختلافات دامن می زند؛ کسی که دنبال تحقیر دیگری در قالب بیان و افشای عیوب او می رود، به طور طبیعی محل خشم تحقیر شونده و دیگران قرار می گیرد. خداوند پس از آن حکم در آیه ۱۰ سوره حجرات حکم برادر ایمانی میان مومنان را بیان می کند، از اموری بر حذر می دارد که موجب گسست اجتماعی میان مومنان می شود. از نظر قرآن تجسس از حال و احوال دیگران، غیبت و پشت سرگویی ، تمسخر و تحقیر دیگران، عیب جویی و مانند آن ها از مهم ترین عواملی است که این وحدت اجتماعی میان مسلمانان و مومنان را مخدوش می سازد و گسست اجتماعی را موجب می شود.(حجرات، آیات ۱۱ و ۱۲)

البته خداوند به عیب جویان هشدار می دهد که عیب جویی موجب می شود تا انسان از هدایت تشویقی الهی محروم شود و قرآن و اسلام در این افراد تاثیر مثبتی به جا نگذارد و آنان در مسیر کمالی نتواند گام برداشته و حرکت کنند(توبه، آیات ۷۷ تا ۸۰)؛ پس چنین افرادی به طور طبیعی از مغفرت و آمرزش الهی به دور خواهند بود(همان)؛ مگر آن که از کرده خویش توبه کرده و راه اصلاح ذات بین را بپیماند.(حجرات، آیه ۱۱)

خداوند از عیب جویی و افشای عیوب دیگران بسیار خشمناک می شود؛ زیرا این افراد حرمت ها و حریم را می شکنند و عرض و آبروی دیگران را به سادگی بر باد می دهند. چنین افراد هر چند تهمت نمی زنند و امری غیر واقعی و حقیقی را به شخص نسبت نمی دهند، بلکه یک واقعیت و حقیقی را بیان و افشا می کنند؛ ولی این رفتار عیب جویان بر خلاف مقام ستاریت خدا است. خداوند دوست نمی دارد کسی هتک ستر عورت نماید و عیوب دیگری را آشکار کند.

عیب جویان به سبب تحقیر دیگران ، موجبات خواری و ذلت اجتماعی را برای آنان فراهم آورده اند؛ از این روست که خداوند آنان را به بلایی دچار می کند که ذلت و خواری برای آنان ثابت باشد. از این رو، دماغ آنان را چنان دراز می کند که همانند خرطوم فیل بلند باشند تا روی زمین کشیده شود. در حقیقت چهره ملکوتی عیب جویان انسانی با خرطوم فیل بلند است که بر زمین کشیده می شود. این گونه است که خداوند دماغ عیب جویان را به خاک مذلت می کشاند و آنان در آخرت رسوا و خوار می سازد.(قلم، آیات ۱۰ تا ۱۶) مفسران گفته اند، تعبیر خدا در قرآن درباره عیب جو با عنوانی چون «بر بینى او داغ خواهیم زد» کنایه از این است که او را به شدّت ذلیل خواهیم کرد. (الکشاف، ج ۴، ص ۵۸۸) پس عیب جویان باید ذلت و خواری شدیدی را به عنوان عذاب الهی به جان بخرند و رسوایی و ذلتی بی مانند را تحمل کنند.

عیب جویان هم چنین در قیامت گرفتار آتشی می شوند از درون آنان بیرون می آید و چون ستونی به آسمان و درکات بالاتر دوزخ کشیده می شوند. خداوند در سوره همزه به این نکته توجه می دهد تا مردمان از همازی و لمازی یعنی عیب جویی و طعنه زدن به دیگران دست بردارند؛ زیرا «همّاز» به معنای بسیار عیب جو و بسیار طعنه زن است (روح المعانى، ج ۱۶، جزء ۲۹، ص ۴۵) که خداوند در این سوره آنان را به آتش بزرگ در دل ها و درون وعید می دهد و می ترساند. البته «هُمَزَه» نزد برخى به معناى کسى است که جلوى روى افراد، از آنان خرده گیرد و «لُمَزَه» به معناى کسى است که پشت سر دیگران، عیب آنان را فاش کند. (مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۸۱۸) با این حال، هر دو این دسته از افراد باید توجه داشته باشند گرفتاری خشم الهی هستند؛ زیرا این نوع اخلاق اجتماعی جزو گناه بزرگ و کبیره است که خداوند وعده آتش دوزخ را داده است. در این آیات بیان شده که این آتش از درون آنان می جوشد و ستونی می شود که دیگران نیز از آن معذب می شوند.

از نظر قرآن، عیب جویان بیماردلانی هستند که آتش در قلب ایشان فوران می کشد و باید به همین آتش بسوزند و بسازند.(همزه، آیات ۱ و ۶) این عذاب الهی چنان حطام و خرد کننده و سوزان و گُر گرفته است که هیچ کس را راهی برای فرار از آن نیست(همزه، آیات ۱ و ۴)؛ زیرا «حطم» ریشه «حطمه» به معناى شکستن چیزى مانند هیزم است، سپس براى هر شکستن کامل استعمال شده است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۲۴۲، «حطم»)

گروه های اجتماعی گرفتار عیب جویی

از نظر قرآن برخی از گروه های اجتماعی بیش تر در معرض خطر عیب جویی هستند. از جمله مهم ترین این گروه ها می بایست به کافران(توبه، آیات ۷۷ تا ۷۹)، ظالمان(حجرات، آیه ۱۱) ، فاسقان(توبه، آیات ۷۹ و ۸۰)، منافقان(همان) ، گناهکاران(مطففین، آیات ۲۹ و ۳۰) و مکذبان(مطففین، آیات ۸ و ۱۱) اشاره کرد.

از نظر قرآن این گروه ها از ظرفیت بیش تری برای عیب جویی و تحقیر دیگران برخوردار هستند؛ چرا که آنان به هیچ اصل و قاعده ای پای بند نیستند و برای مقاصد زشت و پست خود به تحقیر دیگران از راه عیب جویی می پردازند. اصولا انسان های مومن و خدا ترس نه تنها دنبال عیب جویی نیستند، بلکه تلاش می کنند تا عیوب دیگران را بپوشانند و برای رفتارهای به ظاهر مشکل دار آنان وجوه مقبولی را بسازند و ارایه دهند تا عیبی آشکار نشود. این در حالی است که فاسقان و منافقان و گناهکاران برای نوعی همسانسازی و یا ترویج فحشاء و منکرات به تشییع آن می پردازند و با افشای عیوب دیگران تلاش می کنند تا ناهنهجاری ها را گسترش داده و راه برای پدیده های نابهنجار فراهم سازند.

انگیزه هایی که عیب جویان را به این رفتار سوق می دهد، چیزی جز حسادت، خود برتر بینی، تحقیر دیگران برای خود برترسازی، دامن زدن به زشتی ها و نابهنجاری ها، اشاعه فحشاء و منکرات و اموری از این دست است.

به هر حال، عیب جویی یک پدیده زشت در اخلاق اجتماعی است که باید از آن پرهیز کرد. از این روست که خداوند با هشدار نسبت به این پدیده و آثار و عذاب آن بر آن است تا جامعه را از این ضد هنجار رها سازد و در مسیر کمالی به جایی سوق دهد که نه تنها عیب جویی نکنند بلکه عیب پوشان باشند.