عوامل کیفر الهی در دنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

کیفر و مجازات در دنیا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، تنها در شرایطی خاص انجام می شود؛ زیرا اصل بر آن سامان یافته تا مجازات و کیفر اعمال در آخرت انجام شود؛ از همین روست که امیرمومنان امام علی(ع) چنان که در خطبه ۴۲ نهج البلاغه آمده است، می فرماید: فَالْیَوْمَ عَمَلٌ بِلَا حِسَابٍ ، وَغَدًا حِسَابٌ بِلَا عَمَلٍ؛ پس امروز در دنیا زمان عمل است، بدون حساب، و فردای قیامت حساب است نه زمان عمل. اما این بدان معنا نیست که خدا کسی را در دنیا مجازات و کیفر نمی کند؛ زیرا اگر چنین سنتی بر نظام اجتماع حاکم باشد، سنگ روی سنگ بند نمی آید. بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، سنت الهی بر این قرار گرفته تا با همه عفو و گذشت الهی نسبت به گناهان و خطاها و خطایا، برخی از کیفرها برای برخی از موجبات وعوامل آن در همین دنیا انجام گیرد که حتی برخی از آن ها به مجازات و کیفر دست جمعی در قالب عذاب استیصال است که اصل و ریشه آن قوم و مردمان ظالم و ستمگر را در همین دنیا بر می کند. نویسنده در این مطلب بر آن است تا عوامل و موجبات کیفر الهی در دنیا را بر اساس آموزه های وحیانی قرآن تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سنت دو گانه ابتلاء و کیفر

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، هر چیزی که انسان در زندگی دنیوی از مصیبت ها و گرفتاری های با آن مواجه می شود در قالب دو سنت اصلی الهی است که شامل : سنت ابتلاء و سنت کیفر است. به این معنا که خدا فرد و اجتماع را گاه بر اساس سنت ابتلاء گرفتار برخی از مصیبت ها می کند.

در قرآن، بخش اعظمی از گرفتاری های انسان به این سنت ابتلاء و فتنه نسبت داده شده است؛ زیرا بر اساس این سنت و فلسفه و هدف آن، انسان تنها در چنین شرایطی است که می تواند ظرفیت ها و استعدادهای خویش را بشناسد و شکوفا سازد و به کار گیرد و از قوه به فعل و از بطون و ظهور برساند. افزون بر این که با چنین سنتی، هر کسی معلوم می کند تا چه اندازه اعتقاد و ایمان به آفریدگاری و پروردگاری خدا دارد و در امر ایمان استقامت می ورزد و صبوری می کند.(بقره، آیات ۱۵۵تا ۱۵۷؛ عنکبوت، آیات ۲ و ۳؛ حجرات، آیه ۱۴)

سنت کیفر در دنیا زمانی جاری می شود که شخص یا اجتماع بر خلاف عدالت الهی رفتار کرده و قسط و سهم خویش یا دیگران یا حتی محیط زیست را چنان که باید و شاید ادا نکرده باشند، بلکه با ظلم و خیانت به خویش یا دیگران زمینه فساد و تباهی را فراهم آورده باشند.

از نظر قرآن، با آن که خدا از بسیاری از گناهان و بدی های انسان می گذرد، ولی برخی از آنها غیر قابل گذشت است و باید شخص یا اجتماع مجازات و کیفر شود تا از خواب غفلت بیدار شده و با توبه و با گذشت در مسیر درست قرار گیرد. در حقیقت کیفر و مجازات های دنیوی برای ایجاد بستری برای توبه و بازگشت در مسیر درست است؛ چنان که خدا می فرماید: وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ؛ و اوست کسى که توبه را از بندگان خود مى ‏پذیرد و از بدی ها و گناهان در مى‏ گذرد و آنچه مى ‏کنید، مى‏ داند. (شوری، آیه ۲۵)

خدا در ادامه همین سوره توضیح می دهد که با این که از بسیاری از بدی ها در می گذرد و عفو می کند و بخشش دارد، ولی این گونه نیست که از همه گناهان و بدی های انسان بگذرد و آن را نادیده گیرد، بلکه برخی از آنها به گونه ای است که باید شخص و اجتماع در همین دنیا مجازات شود، تا در مسیر توبه و بازگشت قرار گیرد و به اصلاح امر فاسد بپردازد. خدا در این باره می فرماید: وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ؛ و هر گونه مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و خدا از بسیارى درمى‏ گذرد. (شوری، آیه ۳۰ )

پس بخشی از گرفتاری ها و مصیبت هایی که به شخص یا اجتماع می رسد، به سبب دستاوردها و اعمالی است که خود شخص یا اجتماع انجام می دهد. به عنوان نمونه مشکلات زیست محیطی و فساد و تباهی در خشکی و دریا چیزی جز دستاورد نادرست و فسادآور خود انسان نیست؛ چنان که خدا می فرماید: ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشکى و دریا نمودار شده است تا سزاى بعضى از آنچه را که کرده‏ اند به آنان بچشاند باشد که بازگردند. (روم، آیه ۴۱)

در این آیه نیز بیان شده که خدا از بسیاری از بدی ها و گناهان فسادآمیز انسان در می گذرد، ولی با این همه همان اندک اعمال چنین فسادی را در محیط زیست بشری پدید آورده است و انسان را گرفتار مصیبت هایی چون ریزگردها، بحران خشکسالی، توفان، زلزله، کاهش ماهیان دریا یا مانند آن ها کرده است.

البته از نظر قرآن، تاثیر گناهان انسان تنها به این بخش محدود نمی شود، بلکه حتی برخی از گناهان، آثاری دارد که از جمله آن ها نابودی جوامع و امت های بشری است؛ از همین روست که در آیه ۴۲ می فرماید: قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلُ کَانَ أَکْثَرُهُمْ مُشْرِکِینَ؛ بگو در زمین بگردید و بنگرید فرجام کسانى که پیشتر بوده و بیشترشان مشرک بودند چگونه بوده است.

پس از نظر قرآن، کیفرهایی در حد نابودی اجتماع بر اساس گناهان و بدی های بشر نیز در همین دنیا اتفاق می افتد و این گونه نیست که اعمال انسانی در حوادث طبیعی از جمله سیل و زلزله و مانند آن ها دخالت مستقیم یا غیر مستقیم نداشته باشد؛ بلکه نقش اساسی دارد؛ زیرا از نظر قرآن، خدا از راه حوادث طبیعی و همین اسباب به ظاهر مادی است که مجازات و کیفر می کند؛ چنان که خدا می فرماید: وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ یَأْتِیَهُمْ بَأْسُنَا بَیَاتًا وَهُمْ نَائِمُونَ أَوَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ یَأْتِیَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ یَلْعَبُونَ أَفَأَمِنُوا مَکْرَ اللَّهِ فَلَا یَأْمَنُ مَکْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ أَوَلَمْ یَهْدِ لِلَّذِینَ یَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِهَا أَنْ لَوْ نَشَاءُ أَصَبْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَسْمَعُونَ؛ و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعا برکاتى از آسمان و زمین برایشان مى‏ گشودیم؛ ولى تکذیب کردند. پس به کیفر دستاوردشان گریبان آنان را گرفتیم. آیا ساکنان شهرها ایمن شده‏ اند از اینکه عذاب ما شامگاهان در حالى که به خواب فرو رفته‏ اند به آنان برسد و آیا ساکنان شهرها ایمن شده‏ اند از اینکه عذاب ما نیمروز در حالى که به بازى سرگرمند به ایشان دررسد آیا از مکر خدا خود را ایمن دانستند با آنکه جز مردم زیانکار کسى خود را از مکر خدا ایمن نمى‏ داند، مگر براى کسانى که زمین را پس از ساکنان پیشین آن به ارث مى ‏برند باز ننموده است که اگر مى‏ خواستیم آنان را به کیفر گناهانشان مى ‏رساندیم و بر دلهایشان مهر مى ‏نهادیم تا دیگر نشنوند.(مائده، آیات ۹۶ تا ۱۰۰)

از آیات قرآنی به دست می آید که اقوام پیشین با باد و باران و آب یا زلزله و سیل و مانند آن ها نابود شدند و از جایی که احساس امنیت می کردند از همان جا ضربه خورده و گرفتار مصیبت های سخت از جمله کیفر و عذاب استیصال شدند. خدا می فرماید: فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی أَیَّامٍ نَحِسَاتٍ لِنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَهِ أَخْزَى وَهُمْ لَا یُنْصَرُونَ وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَهُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ؛ پس بر آنان تندبادى توفنده در روزهایى شوم فرستادیم تا در زندگى دنیا عذاب رسوایى را بدانان بچشانیم و قطعا عذاب آخرت رسواکننده‏ تر است و آنان یارى نخواهند شد و اما ثمودیان پس آنان را راهبرى کردیم، ولى کوردلى را بر هدایت ترجیح دادند. پس به کیفر آنچه مرتکب مى ‏شدند صاعقه عذاب خفت ‏آور آنان را فروگرفت.(فصلت، آیات ۱۶ و ۱۷)

هم چنین می فرماید: إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ تَنْزِعُ النَّاسَ کَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ؛ ما بر سر آنان در روز شومى به طور مداوم تندبادى توفنده فرستادیم که مردم را از جا مى ‏کند گویى تنه ‏هاى نخلى بودند که ریشه‏ کن شده بودند.(قمر، آیات ۱۹ و ۲۰)

از این آیات به دست می آید که کیفر و مجازات با همین حوادث به ظاهر طبیعی چون تندباد انجام شده است. در جایی دیگر نیز می فرماید: إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ صَیْحَهً وَاحِدَهً فَکَانُوا کَهَشِیمِ الْمُحْتَظِرِ ؛ ما بر سرشان یک صیحه و فریاد مرگبار فرستادیم و چون گیاه خشکیده کومه ‏ها ریزریز شدند. (قمر، آیه ۳۱)

خدا درباره عذاب و کیفر فرعون و قارون و هامان در همین دنیا با همین اسباب طبیعی و ظاهری می فرماید: فَکُلًّا أَخَذْنَا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنَا عَلَیْهِ حَاصِبًا وَمِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنَا بِهِ الْأَرْضَ وَمِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنَا وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَلَکِنْ کَانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ؛ و هر یک از ایشان را به گناهش گرفتار عذاب کردیم. از آنان کسانى بودند که بر سر ایشان بادى همراه با شن فرو فرستادیم و از آنان کسانى بودند که فریاد مرگبار آنها را فرو گرفت؛ و برخى از آنان را در زمین فرو بردیم و بعضى را غرق کردیم و این خدا نبود که بر ایشان ستم کرد، بلکه خودشان بر خود ستم می کردند. (عنکبوت، آیه ۴۰)

موجبات کیفر در دنیا

از آن جایی که برخی از مصیبت ها و گرفتاری ها حتی در حد نابودی به سبب گناهانی است که خدا از آن نمی گذرد، باید با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن دریافت که چه گناهانی است که گرفتاری و مصیبت ها را موجب می شود تا از آن ها اجتناب کرده و یا با توبه از پیامدها و به تعبیر قرآن، ذنوب و دنباله های آن در امان ماند.

از نظر قرآن، لازم است تا برخی از افراد به سبب برخی از گناهان در همین دنیا مجازات شوند تا شرایطی مناسب برای زندگی اکثریت فراهم آید. اصولا از نظر قرآن، اقتضای عدالت که نزدیک ترین عملکرد انسان به تقوای الهی است(مائده، آیه ۸) مجازات و کیفر افراد و اجتماع در همین دنیا نسبت به برخی از اعمال مجرمانه و گناهان و بدی ها است. از همین روست که خدا بر اساس عدالت، خواهان مقابله به مثل در مجازات و کیفر برخی از گناهان شده است.(بقره، آیه ۱۹۴؛ نحل، آیه ۱۲۶؛ حج، آیه ۶۰؛ شوری، آیات ۳۹ تا ۴۱)

در این آیات خدا از مومنان نیز می خواهد تا رویه الهی را در مجازات در پیش گیرند، به این معنا که همان طوری که خدا از بسیاری از گناهان و خطاها در می گذرد و عفو می کند، مومنان نیز این گونه عمل کنند که به خیر و تقوای الهی نزدیک تر است.(نحل، آیه ۱۲۶؛ حج، آیه ۶۰؛ شوری، آیه ۴۰) به سخن دیگر، از نظر قرآن، احسان و عفو از مهم ترین رویه هایی است که انسان را به تقوای الهی می رساند که هدف خلقت و عبادت شرعی است.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیه ۲۱) از همین روست که خدا می فرماید: وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ و عفو و گذشت کردن شما به تقوا نزدیکتر است و در میان یکدیگر بزرگوارى را فراموش مکنید؛ زیرا خداوند به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست.(بقره، آیه ۲۳۷)

بنابراین، مومنان نیز می بایست در مجازات و کیفرها، مقابله به مثل را به عنوان اصل عدالت مراعات کنند، ولی بهتر است تا در مقام محاسن و مکارم اخلاقی که پیامبر(ص) برای آن مبعوث شده است، همانند خدا و پیامبر(ص) از مقام احسان و اکرام وارد شده و از گناهان و خطاها و جرم های آنان بگذرند و عفو نمایند. البته این عفو و گذشت در مسایل شخصی و میان فردی است؛ اما اگر جرم و جنایت به حوزه عمل اجتماعی کشیده شود، عفو و گذشت معنایی ندارد؛ زیرا به شکل پدیده ممکن است اجتماع را به خطر اندازد.

در آیات قرآنی به موجبات کیفر دنیوی اشاره شده است که از جمله آن ها اذیت و آزار مومنان است که به عنوان یک جرم اجتماعی مطرح است؛ از همین روست که عفو و گذشت در آن معنا و مفهومی ندارد. در این جا به برخی از مهم ترین موجبات و عوامل کیفر دنیوی اشاره می شود:

  1. اذیت و آزار مومنان و پیامبر: از نظر قرآن، هر گونه اذیت و آزار مومنان و در خطر انداختن امنیت روانی امت به عنوان یک رفتار مجرمانه تلقی شده است. از همین روست که شایعه سازان و شایعه پراکنان مانند خبرنگاران و رسانه های خبری که بستر ناامنی روانی را فراهم می آورند و جنگ روانی دشمن را تشدید می کنند، به عنوان رفتاری مجرمانه در همین دنیا کیفر دیده و برای آنان مجازات هایی چون طرد اجتماعی، زندان و بازداشت، تبعید، شلاق و حتی قتل وضع شده است.(احزاب، آیات ۵۸ تا ۶۱) بنابراین، این نوع شایعات که فراتر از شایعات درباره اشخاص و مسائل فردی است، به عنوان یک تهدید برای امت شناسایی شده و بدون هیچ گونه عفو و اغماضی، مجازات شدیدی برای مرتکبان آن وضع شده است.
  2. مفسدان فی الارض: برخی از اعمال فردی دارای آثار و پیامدهای خطرناک اجتماعی در حوزه اقتصاد و امنیت، نظامی و انتظامی و مانند آن ها است؛ در چنین مواردی نیز بی هیچ اغماض و عفو، مجازات هایی وضع شده است تا جلوی این گونه اعمال و تشدید و گسترش آن گرفته شود. از نظر قرآن، اعدام و به دار آویختن و قطع دست و پا به خلاف یکدیگر و تبعید، از جمله عذابهاى دنیایى مفسدان فى الارض است که باید اعمال شود.(مائده، آیات ۳۳ و ۳۴) البته برخی از گروه های اجتماعی مانند منافقان هماره در مسیر گام بر می دارند که اعمال ایشان به امت زیان و ضرر می رساند. از این روست که خدا نسبت به آنان حساسیت بیش تری را روا داشته و مجازاتی برای آنان در همین دنیا قرار داده است. جالب این است که از نظر قرآن، یهودیان نیز به شکل یک جریان مفسدانه هماره اعمالی را مرتکب شده و می شوند که مجازات دنیوی برای آنان حتمی و قطعی است.(اسراء، آیات ۴ تا۷)
  3. دشمنی با خدا و پیامبر: از دیگر موجباتی که کیفر در دنیا را موجب می شود، دشمنی با خدا و پیامبر(ص) و کفر و کفران نسبت به نعمت های الهی و بی تقوایی است.(مائده، آیات ۹۶ تا ۹۸؛ حشر، آیات ۲ تا ۴)
  4. جرم و خلاف قانون: عمل بر خلاف قانون از اعمال مجرمانه است که مجازات آن در همین دنیا از طریق نظام ولایی یا اسباب دیگر انجام می شود. هر گونه رفتار مجرمانه می بایست به سرعت شناسایی و با مرتکبان آن برخورد شود تا قانون در اجتماع تثیبت شود و عدالت اجرا گردد. از اعمال مجرمانه می توان به قتل بی گناهان، سرقت، زنا و مانند آن ها اشاره کرد.(نور، آیات ۱ تا ۱۰؛ یوسف، آیات ۶۹ تا ۷۵) هر گونه سوء قصد جنسی و ناموسی نیز می بایست به سرعت پیگیری و مجازات شود تا امنیت جنسی و روانی در اجتماع ایجاد شود.
  5. ظلم و استکبار : مجازات ظالمان در دنیا باید در دستور کار قرار گیرد؛ به ویژه اگر موجب ظلم اجتماعی به گروه های بسیاری را فراهم آورد و مستکبران و ظالمان مردم را در استضعاف نگه دارند. جنگ علیه ظالم و مستکبر باید هماره به عنوان راهکاری برای مجازات نظام سیاسی ظالم و مستکبر در دستور کار باشد.(نساء، آیه ۷۵؛ کهف، آیات ۸۳ تا ۸۷ و آیات دیگر)
  6. بدی و خیانت: هر گونه بدی به ویژه خیانت در امانت می بایست مرتکبان آن در همین دنیا مجازات شوند تا اعتماد اجتماعی حفظ شود.(نساء، آیه ۱۲۳؛ انعام، آیات ۱۲۰ و۱۶۰؛ قصص، آیه ۸۴)
  7. محاربه علیه نظام سیاسی ولایی: از نظر قرآن، هر گونه حرب علیه نظام سیاسی در اشکال گوناگون امنیتی، نظامی، اقتصادی و مانند آن ها مجازاتی را موجب می شود که در همین دنیا اعمال می شود. اعدام، به دار آویختن، قطع دست راست و پاى چپ و یا تبعید از سرزمین خود، عذاب و کیفر دنیایى محاربان با خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله) و نظام سیاسی ولایی است که در قرآن بر آن تاکید شده است.(مائده، آیه ۳۳)
  8. تخلف کارگزاران نظام سیاسی: کارگزاران نظام سیاسی، به عنوان امین امت شناخته شده و مسئولیت هایی را به عهده گرفته اند. هر گونه رفتار خلاف قانون وتخلفات آنان می بایست به سرعت شناسایی و با نظارت دقیق نسبت به هر گونه تخلف و خلافی اعمال قانون شود؛ زیرا احتمال سوء استفاده قدرت و منصب در این افراد بسیار است؛ بنابراین نظارت دقیق بر عملکرد آنان و نیز مجازات سریع لازمه مدیریت قرآنی است که باید انجام شود.(نمل، آیات ۲۰ و۲۱)