عوامل کلیدی در تولید اقتصادی

samamosتولید یا فرآوری، در اصطلاحات علم اقتصاد، به معنای تهیه کالا و خدمات مورد نیاز با استفاده از منابع و امکانات موجود است. فعالیت تولیدی، سلسله اقداماتی است که برای تبدیل منابع به کالاهای مورد نیاز صورت می گیرد. شاید بتوان گفت نخستین تجلی و مظهریت انسان از خداوند و دست یابی به مقام خلافت الهی، هنر تولید و فرآوری اقتصادی باشد؛ زیرا انسان با این هنر توانست یکی از مهمترین مأموریت ها و وظایف خود را در جهان مادی و دنیا به عنوان خلیفه الهی به انجام رساند و مأموریت آبادانی زمین را در مسیر نمایش خدایی و ربانی شدن انسان نشان دهد.

تولید و فرآوری، نشانه ای از استعداد شگفت انسان در مهندسی و خلاقیت اوست. در تولید دو عنصر و مؤلفه مهم منابع انسانی و مادی نقش مهمی را ایفا می کند. البته آنچه تولید اقتصادی و فرآوری را تحقق می بخشد، همان نقش بی بدیل انسان است که از آن به عنوان کار یاد می شود. کار، فرآیندی پیچیده است که انسان ها با فعالیت های مدیریت شده و هوشمند خود تحقق می بخشند.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی به بررسی نقش بی بدیل کار و سرمایه یعنی منابع انسانی و مادی در تحقق تولید اقتصادی و فرآوری پرداخته است.

کار و خلافت انسان

انسان براساس آموزه های قرآنی، خلیفه الهی بر زمین است (بقره، آیه ۳۰) و مأموریت های متفاوتی به عنوان خلیفه برعهده او گذاشته شده است. از جمله مأموریت هایی که برعهده اوست، آبادانی زمین است. (هود، آیه۶۱) آبادانی زمین دو کارکرد برای انسان و موجودات زمینی دارد؛ نخست اینکه انسان بهتر می تواند از منابع زمینی برای رشد و تعالی و تکامل خود بهره برد و آنها را در خدمت خود بگیرد؛ دیگر آنکه موجودات زمینی را به کمالات بایسته و شایسته آنها برساند و تحت ربوبیت و پروردگاری خود، آنها را رشد بخشد.

انسان از چنین ظرفیتی برای ربوبیت و پروردگاری برخوردار است، زیرا خداوند پس از دمیدن از روح خود (حجر، آیه ۲۹؛ ص، آیه ۷۲) به تعلیم همه اسماء به انسان اقدام کرد و صفات کمالی کامل را در انسان به ودیعت گذاشت. (بقره، آیه ۳۱) از این رو انسان، شایستگی خلافت الهی را یافت و همه موجودات ماسوی الله، از فرشتگان و غیرفرشتگان از موجودات زمینی و آسمانی، از جمادات تا مجردات مأموریت یافتند تا تحت ربوبیت و پروردگاری انسان قرار گیرند و با اطاعت و سجده بر انسان از آموزش ها و تربیت و پرورش انسانی بهره مند شوند. البته این خلافت به شکل تمام و کامل برای کسانی اتفاق می افتد که خدایی شده و همه اسمای الهی را در خود با عبودیت به فعلیت رسانند. (ذاریات، ۵۶) اما هر انسانی در هر مقداری که اسمای الهی چون خلاقیت را در خود تحقق بخشد، از خلافت بهره مند می شود، لذا هر انسانی در هر درجه ای باشد، بخش یا نوعی از خلافت الهی را به نمایش می گذارد؛ چرا که انسان، خلیفه الهی است و تفاوت در مظهریت تنها به سبب درجه و شدت تحقق و فعلیت اسماء و صفات الهی در او است.

بی گمان پس از استقرار انسان در زمین، نخستین گامی که او برداشت، تصرفات خلاقانه در موجودات زمینی برای بهره مندی بهتر از آن بود. این گونه است که انسان با صفات و عناصری چون خلاقیت، فعل، علم و مانند آن دست به هنری زد که از آن به تولید در علم اقتصاد یاد می شود؛ زیرا در منابع زمینی برای مقاصد خود، تغییراتی ایجاد کرد تا بهتر بتواند از آن استفاده کند. این تغییرات مثبت که انسان در هر یک از منابع زمینی ایجاد کرده به عنوان آبادانی، ضمن آنکه انجام مأموریت خلافت الهی بود، گامی برای بهره مندی بهتر از موجودات زمینی برای رشد و تکامل و تعالی خود بوده است.

پس انسان در مقام خلافت انسانی، حرکت هایی را از همان آغاز شروع کرد که از آن به عنوان تولید در علم اقتصاد یاد می شود و او از همان آغاز هبوط بر زمین، هنر انسانی در ساختن و آبادانی زمین را به نمایش گذاشت که نشان از اقتدار و توانمندی وی در مقام خلافت انسانی بود.

عناصر اصلی در تولید

از آن جایی که تولید، یک فرآیند است و فعالیت های انسان در منابع و تبدیل و تغییر در آن موجب آن چیزی می شود که از آن به تولید و فرآوری یاد می شود؛ لازم است که به دو عنصر اساسی در تولید و فرآوری توجه شود.

عناصری که برای تولید می توان برشمرد: سرمایه انسانی و مادی است. از سرمایه انسانی گاه به عنوان منابع انسانی یا همان کار یاد می شود. از سرمایه مادی به عنوان منابع مادی و ثروت و مانند آن سخن به میان می آید. اگر دو عنصر سرمایه انسانی و مادی وجود نداشته باشد، هرگز چیزی به عنوان تولید یا فرآوری تحقق نخواهد یافت. از این رو تولید را برآیند طبیعی کار و سرمایه یعنی سرمایه انسانی و مادی دانسته اند؛ زیرا این انسان با عناصری چون خلاقیت، فعل و کار، اندیشه و فکر خود، در منابع مادی تصرف و تغییرات مثبتی را ایجاد می کند که به کالا یا خدمات می انجامد و زمینه بهره مندی بشر از آن کالا را به شکل مناسب و مطلوبی فراهم می آورد.

بنابراین، عناصر اصلی تولید، کار و سرمایه است که می بایست وجود داشته باشد. اختلال و یا فقدان هر یک به معنای فقدان تولید خواهد بود.

الف) کار و سرمایه انسانی، عنصر اصلی در تولید اقتصادی

بی گمان عنصر اصلی و اساسی در تولیدات اقتصادی و فرآوری محصولات و کالا، منابع انسانی است. این انسان است که با بهره گیری از آن چیزی که به آن منابع مادی، سرمایه و ثروت گفته می شود، تغییراتی در منابع مادی می دهد و تولید و فرآوری را تحقق می بخشد.

هیچ فرآیند تولیدی نیست که به کار انسانی نیازمند نباشد و هیچ تولیدی بدون مشارکت انسان و کار انسانی صورت نمی گیرد. نقش نیروی انسانی از کار بدنی شروع می شود ولی زمانی تولید تحقق می یابد که این کار و فعالیت بدنی انسان با کار فکری و اندیشه ای همراه باشد. در حقیقت تولید اقتصادی از دو نظر به منابع انسانی و کار او بستگی دارد؛ از نظر ایجاد تغییرات به کار بدنی و فیزیکی و از نظر چگونگی تغییرات مثبت به نیروی کار فکری بشر متکی است. از این رو منابع انسانی و کار انسان، مهمترین جایگاه و اهمیت را در تحقق معنا و مفهوم تولید اقتصادی دارا می باشد. تولید اقتصادی تنها زمانی معنا و مفهوم می یابد که کار فکری در کنار کار بدنی انسان، به چیزی که از آن به منابع مادی یاد می شود تعلق گیرد. انسان با اندیشه و فکر خود تغییرات مثبت در منابع مادی را شناسایی می کند و سپس با مهندسی، آن تغییرات را با کار بدنی انجام می دهد.

البته در گذشته همه تولیدات اقتصادی متکی بر کار فکری و بدنی انسان بود، ولی با توجه به پیشرفت های کنونی در جوامع بشری، انسان توانسته است که بخشی از کارهای بدنی و فیزیکی خود را به ماشین واگذار کند و خود به امور فکری و مهندسی و مدیریتی بپردازد. از این حالت به توسعه و پیشرفت صنعتی یاد می شود.

اما هیچ شک و شبهه ای نیست که تولید اقتصادی همواره متکی بر کارهای فکری و بدنی انسان بوده است؛ زیرا ساخت همان ماشین های کار، نیازمند گام نخست در تولید ماشین با کارهای فکری و بدنی انسان است.

به هرحال، تولید اقتصادی و توسعه صنعتی به اتکای دو منبع مهم سرمایه ای یعنی سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی صورت می گیرد. به این معنا که سرمایه اصلی تولید را می بایست در انسان و کارهای فکری و بدنی او دانست. این انسان است که در سرمایه های مادی با کارهای فکری و بدنی خود تغییرات مطلوب و مثبت و سازنده ایجاد می کند تا امکان بهره مندی و بهره وری بهتر و بیشتر را فراهم آورد.

از این رو، آنچه بیش از هر چیز در سال های اخیر در کشورهای پیشرفته مورد توجه قرار گرفته، سرمایه انسانی بوده است. منابع انسانی دو نقش اصلی در تولید و رشد اقتصادی به عهده دارند:

۱- نقش کار به عنوان یک عامل اولیه تولید؛

۲- نقش انسانی به عنوان یک عامل فراتر از کار و سایر عوامل تولید.

امروزه دیگر کار به عنوان یک عامل کمی در تولید و توسعه مطرح نیست بلکه توجه به کیفیت و کارآیی نیروی کار و افزایش بهره وری به دلیل آثار و نتایج سودمند آن بسیار زیاد می باشد.

به طور مثال بازسازی ژاپن در سال های بعد از جنگ دوم جهانی عمدتا به اتکای سرمایه انسانی گسترده آن کشور بود نه سرمایه های وارداتی از خارج یا منابع مادی آن کشور. (مردوخی، بایزید، ۱۳۶۸، نقش سرمایه انسانی در توسعه اقتصادی، مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی، شماره ۳)

مطالعات انجام شده نشان می دهد که علل عقب افتادگی کشورهای توسعه نیافته، بطور اساسی ناشی از تأثیر پدیده بهره وری پایین می باشد. بنابراین رشد بالای بهره وری خصوصا بهره وری نیروی کار، همه فعالیت های اقتصادی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. افزایش بهره وری نیروی کار در بخش صنعت بر روی ظرفیت تولیدی، کیفیت کالای تولید شده، کاهش هزینه ها، کاهش قیمت ها و بررسی سرمایه گذاری اثر می گذارد.

بهبود بهره وری می تواند از درون دامنه گسترده ای از برنامه ها سرچشمه گیرد. برنامه هایی که توقعات عملکرد، شرح شغل و وظیفه های شغل را روشن می سازد نه تنها به کار می انجامد، که در بهتر کردن بهره وری نیز موثر و کارساز است.

امروزه نقش و اهمیت نیروی انسانی در فرآیند تولید و ارائه خدمات درجوامع بشری به عنوان مهمترین عامل درتولید و فرآورده های اقتصادی مشخص شده است. شکی نیست که عامل انسانی مهمترین بخش تحول و توسعه جوامع انسانی است. با نگاهی به مراحل تمدن بشری مشخص می شود که نقش نیروی انسانی از نیروی کار ساده (قدرت بازو وکار مکانیکی) به سرمایه انسانی (دانش و مهارت) که اصلی ترین عامل تولید به شمار می رود، تکامل یافته است؛ چرا که اگر انسان ها نتوانند از ابزارها و تجهیزات پیشرفته و تکنولوژی، استفاده مطلوب نمایند عملاً پیشرفت فناوری فاقد کارآیی لازم خواهد بود.

امروزه این حقیقت مسلم شده است که تزریق مقادیر معتنابهی از سرمایه های فیزیکی و مادی به کشورهای جهان سوم لزوما موجب تسریع روند توسعه آنها نشده است، بلکه تنها کشورهایی که از یک سازمان کار آمد و درعین حال از سرمایه های انسانی متخصص برخوردار بوده اند، توانسته اند سرمایه فیزیکی و مادی را به نحو مناسب جذب و در تسریع روند رشد آن را به کار گیرند.

بخش های اقتصادی در سرلوحه فعالیت های خود توجه زیادی به کیفیت و کارآیی نیروی کار به دلیل آثار و نتایج سودمند آن دارند و با توجه به اینکه هدف اصلی، یافتن راههای بهبود بهره وری است، در نخستین مرحله بایستی از سرمایه گذاری در نیروی انسانی شروع کرد.

سرمایه گذاری در نیروی انسانی و اعتلای کیفیت نیروی کار یکی از زمینه ها و راههای اصلی و اساسی افزایش بهره وری و تسریع رشد اقتصادی جامعه است. در بررسی های اقتصادی می توان گفت که سرمایه انسانی یک مفهوم کاملا «اقتصادی» است در واقع خصوصیات کیفی انسان، نوعی سرمایه است؛ چرا که این خصوصیات می تواند موجب بهره وری و تولید بیشتر و درآمد و رفاه بیشتر شود.

برخی ها سرمایه انسانی را ارتقاء بهبود تولیدی افراد (عمادزاده، مصطفی، ۱۳۶۲، اقتصاد آموزش و پرورش، اصفهان ، جهاد دانشگاهی، ص ۱۶) دانسته اند. از نظر برخی دیگر، سرمایه انسانی عبارت است از علم و دانش، مهارت و تجربه، توان و قابلیت و در نهایت انضباط و خلاقیتی که از طریق تعلیم و تربیت به انحای مختلف در نیروی کار جامعه ذخیره شده و باعث افزایش بهره وری نیروی انسانی می گردد که به واسطه ارتقای سطح کیفی و تلاش ایجاد شده باشد.

این اصل که نیروی کاربا کیفیت بالا جزو سرمایه یک کارگاه به شمار می رود، سبب شده که کشورهای پیشرفته اهمیت بیشتری به پرورش و تربیت نیروی کار و روابط و مناسبات انسانی در فرآیند تولید صنعتی قاتل شوند.

این کشورها به تجربه دریافته اند که افزایش بهره وری از طریق ارتقاء کیفیت نیروی کار، سریع ترقابل تحقق است. اگرچه با جایگزین کردن ماشین آلات مدرن، تغییر و اصلاح خطوط، اجرای سیستم های نوین انبارداری و… می توان بهره وری را بهبود بخشید اما باید توجه داشت که این موارد نیز به عنوان عوامل اصلی در گرو قابلیتها و انگیزه های منابع انسانی می باشد و به جرأت می توان ادعا کرد که هر ماشینی در نهایت یک ظرفیت تعریف شده دارد که بیش از آن نمی توان انتظار داشت اما ظرفیتهای انسان، تا بی نهایت است.

تعلیم و تربیت به عنوان بارزترین نمود سرمایه گذاری انسانی، نقش اصلی در بهبود بهره وری نیروی انسانی ایفا می کند.

به هر حال شکی نیست که نیروی انسانی به عنوان سرمایه اصلی تولید است و خداوند نیز بر عنصر نیروی انسان تأکید کرده و به عنوان خلیفه الهی بر زمین از او خواسته است تا با کار و تلاش خود تغییرات مثبتی در راستای آبادانی زمین ایجاد کند.(هود، آیه۶۱؛ اسراء، آیه۱۲؛ مزمل، آیه۲۰؛ الکافی، ج۵، ص۸۸؛ بحارالانوار، ج۹۸، ص۷، حدیث۱ و ص۱۰۰، حدیث۱۳، عده الداعی، ص۳۸)

ب) سرمایه و منابع مادی، عامل تعیین کننده

دومین عامل تعیین کننده در تولید اقتصادی و فرآوری ها، سرمایه و منابع مادی است. سرمایه نیز به دو شکل در تولید نقش ایفا می کند: ۱- سرمایه به عنوان ثروت و پشتوانه کار؛ ۲. سرمایه به معنای منابع تولید و مواد خام.

تولیدگر همان گونه که به سرمایه ای انسانی به دو شکل سرمایه فکری و سرمایه فیزیکی و بدنی نیاز دارد؛ لازم است تا ثروتی در اختیار داشته باشد تا بتواند منابع انسانی را به کار گیرد و آن را فعال سازد و یا منابع مادی را تهیه و در اختیار گیرد تا با فعالیت و کار انسانی در منابع مادی تغییرات مطلوب و مناسبی را انجام دهد.

بنابراین، همان اندازه که به منابع انسانی و سرمایه انسانی نیاز است، لازم است تا مال و ثروتی در اختیار باشد تا با به کار اندازی آن در حوزه اقتصادی، فرآوری و تولیدات در کالا و خدمات انجام گیرد.

بسیاری از کشورهای جهان دارای مواد خام و منابع مادی هستند. به عنوان نمونه کشورهای آفریقایی غنی ترین منابع مادی را در اختیار دارند و با آنکه حتی نیروی انسانی در حد مطلوبی را نیز دارا می باشند، ولی به سبب فقدان سرمایه نخستین یعنی ثروت و پشتوانه کار و تولید، نمی توانند از منابع خام خود استفاده کرده و آن را فراوری نمایند و به تولید محصولات برسانند.

در برخی دیگر از کشورها، منابع انسانی و حتی ثروت و سرمایه در اختیار است، ولی فاقد منابع مادی و خام است تا بر آن، کار اقتصادی و تولید و فرآوری انجام گیرد. به عنوان نمونه ژاپن و بسیاری از کشورهای اروپایی فاقد منابع خام مادی هستند.

کشورهایی می توانند سخن از استقلال همه جانبه بزنند که از نظر اقتصادی دارای استقلال اقتصادی باشند و از سرمایه انسانی (فکری و بدنی) و سرمایه مادی (ثروت و منابع خام) برخوردار باشند.

خداوند در آیاتی از قرآن همچنان که از انسان ها می خواهد تا از سرمایه های انسانی خود بهره گیرند و به آبادانی زمین بپردازند، همچنین خواهان سرمایه گذاری از ثروت و مالی می شود که در اختیار ثروتمندان است. یکی از دلایل مخالفت اسلام با مسئله تکاثر و جمع و کنز آن (سوره تکاثر) لزوم سرمایه گذاری مال و ثروت در تولید است. همچنین خداوند خواهان آن است که منابع خام که گاه از آن به انفال و فی نیز یاد می شود، در اختیار دولت اسلامی باشد؛ زیرا این امکان را به دولت می بخشد تا با سرمایه گذاری آن در تولید و آبادانی زمین، امکان بهره وری و بهره مندی بیشتر مردم را فراهم می آورد. از نظر اسلام، سرمایه گذاری ثروت و منابع، امری بسیار پسندیده و اسلامی و محبوب است و هرگونه تکاثر و ذخیره ثروت و مال و عدم گردش آن جایز نمی باشد. اصولا وضع برخی از قوانین چون خمس و زکات دارای حکمت های متعدد و متنوعی است که یکی به خاطر جلوگیری از کنز آن است؛ زیرا به این شکل گردش ثروت و سرمایه انجام می گیرد و ثروت و مال در تولید به کار گرفته می شود. (انفال، آیات ۱ و ۴۱؛ حشر، آیات ۶و ۷ و آیات دیگر قرآن)

از نظر قرآن ثروت اندوزی و عدم به کاراندازی آن در حوزه تولید اقتصادی، عامل مهمی در زوال و فروپاشی جامعه است و تحولات منفی و بحران اجتماعی را در جوامع بشری سبب می شود. (محمد، آیه ۳۸) از این رو خواهان گردش سرمایه و ثروت در بازار کار و تولید می شود تا زمینه رشد اقتصادی و بهره مندی عمومی از ثروت و سرمایه فراهم آید.

از سوی دیگر، برای اینکه منابع خام در تولید به کار گرفته شود لازم است تا ثروت و سرمایه ای به عنوان پشتوانه کار و تولید وجود داشته باشد تا این مواد خام را تبدیل به فرآورده ای نماید که مطلوب و مناسب انسان است.

به هرحال، از نظر اسلام و قرآن، تولید اقتصادی برآیند کار و سرمایه ای است که می بایست به درستی شناخته و به کار گرفته شود تا رشد اقتصادی و شکوفایی تمدنی فراهم آید. از این رو رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای، خواهان توجه به تولید ملی در سایه سار حمایت از کار و سرمایه ایرانی می شود تا اقتصاد اسلامی مستقل در کشور شکل گیرد و ایران اسلامی بتواند استقلال همه جانبه خود را تضمین و حمایت کند و الگویی برای جهانیان معرفی نماید.