عوامل پیروزی مومنان و شکست کافران

بسم الله الرحمن الرحیم

تقابل میان حق و باطل در دنیا از سنت های الهی و قوانین حاکم بر جان، جهان و جامعه است. بر اساس فلسفه تاریخ قرآنی، فرجام این تقابل با شکست باطل و پیروزی حق همراه خواهد شد؛ البته این بدان معنا نیست که باطل یا حق در برخی از دوره های زمانی شکست و پیروزی های مقطعی را تجربه نکنند، بلکه بر اساس سنت های الهی به ویژه سنت امتحان و ابتلاء، تجربه های شکست و پیروزی برای هر دو طرف معادله رقم خواهد خورد؛ زیرا نمی بایست در پیروزی و شکست، عوامل موثر را نادیده گرفت؛ این عوامل در هر طرف معادله تحقق یابد موجبات پیروزی یا شکست را رقم خواهد زد. بنابراین، پیش از آن که به عوامل پیروزی مومنان اشاره شود، بهتر است که عوامل شکست مومنان دانسته شود تا با آگاهی و شناخت نسبت به این عوامل بتوان عوامل پیروزی مومنان را بر اساس آموزه های وحیانی قرآن بیان کرد.

در حقیقت شناخت نسبت به عوامل شکست مومنان به ما کمک می کند تا از آن ها به عنوان موانع پیروزی اجتناب کرده و با تاکید بر عوامل پیروزی به عنوان مقتضیات شکست کافران از آن بهره گرفت.

عوامل شکست مومنان در تقابل با کافران

در آیات قرآنی همان اندازه که به عوامل پیروزی مومنان بر کافران اشاره شده، به عوامل شکست آنان نیز توجه داده شده است؛ زیرا بدون رهایی از این عوامل نمی توان پیروزی بر کافران و شکست آنان را تجربه کرد. در حقیقت این عوامل شکست خود به عنوان موانع جدی بر سر راه پیروزی مومنان عمل می کند؛ پس لازم است تا از آن ها اجتناب و پرهیز کرد. از جمله مهم ترین عوامل شکست مومنان و موانع تحقق پیروزی آنان بر کافران می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اختلاف: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر گونه اختلاف و نزاع میان مومنان، عاملی مهم در شکست و مانع جدی بر سر راه پیروزی آنان است. پس باید مومنان و امت و دولت اسلامی از هر گونه اختلاف و نزاع پرهیز کنند؛ چرا که نه تنها قدرت پشتیبانی و بازدارندگی را کاهش می دهد، بلکه موجب تزلزل در پیشانی جهاد مجاهدان و جبهات نبرد می شود و انسجام صفوف مقدم را دچار فروپاشی و پاشیدگی می کند؛ به طوری که شکست در چنین حالتی طبیعی ومرگ و نابودی و از دست رفتن نظام سیاسی ولایی دور از انتظار نخواهد بود.(آل عمران، آیه ۱۵۲؛ انفال، آیه ۴۶)
  2. بیماردلان: از نظر قرآن، مسلمانان در یک سطح و مرتبه ایمانی نیستند، بلکه مراتب متعددی برای اسلام و ایمان افراد می توان تصور کرد. این در حالی است که افزون بر سطوح ایمانی متعدد در میان مسلمانان، گروه هایی نیز وجود دارد که اصولا از جریان اسلام خارج هستند ولی به ظاهر خود را مسلمان قرار می دهند. از این گروه هایی که موجبات تزلزل در میادین نبرد و حتی مناطق پشتیبانی می شود، می توان به منافقان، بیماردلان، سست ایمان ها و مانند آن ها اشاره کرد. از نظر قرآن، بیماردلان کسانی هستند که به ظاهر در میان مسلمانان زندگی می کنند، ولی دلهایشان با کافران است؛ از همین روست که در شرایط بحرانی و خطر به سادگی جبهه را تغییر می دهند و هنگام احساس شکست مومنان، به جرگه دشمنان فرار می کنند و در خدمت اهداف آنان قرار می گیرند. اصولا این افراد را می توان «حزب باد» دانست که بر اساس جهت گیری و شدت آن مواضع خویش را مشخص کرده و به هر سمتی که احتمال پیروزی وجود دارد تمایل و گرایش می یابند. این افراد هماره در ترس این هستند که گرفتار مجموعه دایمی از مشکلات نشوند که آرامش و آسایش ایشان را به خطر افکند؛ زیرا آنان مردمانی راحت طلب هستند که از هر گونه مشکل گریزان هستند و هرگاه احساس کنند که مشکلات دور آنان می گردد، به هر شکلی شده خود را از گرداب مشکلات بیرون می اندازد و آسودگی و راحت طلبی را پیشه می کنند. این گونه است که همانند دو تابعیتی ها جسمشان در ایران اسلامی و روح و روانشان در بهشت مستکبران است و با کوچک ترین احساس خطر به بهشت مستکبران می گریزند تا در آن جا به قول خویش در آسایش و آرامش باشند و روزگار بگذارنند؛ البته این افراد رنگ خوش زندگی را در میان آنان نیز نخواهند دید؛ زیرا شرایط برای آنان چنان مساعد نیست که بتوانند سعادت دنیوی را نیز تجربه کنند؛ از این روست که بسیاری از آنان نادم و پشیمان می شوند که البته سودی برای آنان نخواهد داشت.(مائده، آیه ۵۲)
  3. نفاق: چنان که گفته شد جریان نفاق یک جریانی بس خطرناک در اجتماع و امت اسلامی است؛ زیرا این افراد در ذهن و قلب خویش هیچ اعتقادی به آموزه های اسلامی ندارند و در حقیقت جزو امت اسلامی نیستند، بلکه تنها به ظاهر مسلمان و جزو امت هستند. اینان هر گاه در جایی به ویژه جبهات نبرد حاضر می شوند، جز برای جاسوسی و ایجاد فتنه و شبهه سازی حضور پیدا نمی کنند. اینان به جای اخذ محکمات به متشابهات می آویزد و حق و باطل را به هم می آمیزند و در خدمت اهداف کافران هستند. منافقان تلاش می کنند تا افراد همسو خویش را در مواضع حساس قرار دهند و با نفوذ در بدنه اجتماعی و حتی فرماندهی تلاش می کنند تا شرایط را به گونه تحلیل و تبیین کنند که مقاومت مجاهدان به تحلیل رود و با ایجاد شایعات از یک سو و انتقال اطلاعات امنیتی و نظامی به دشمن از سوی دیگر، شرایط شکست مومنان را فراهم می آورند. البته از نظر قرآن، بر خلاف تصور و تحلیل منافقان، امور چنان که کوردلان منافق تحلیل می کنند پیش نمی رود؛ زیرا اصولا قلب بیمار آنان دچار وارونگی شناختی و اطلاعاتی و تحلیل است و توصیه های آنان نیز هماره ناکارآمد و بلکه حتی به ضرر آنان و کافران تمام خواهد شد؛ افزون بر این که این خدا است که به عنوان توحید فعل حتی دشمنان از شیاطین را در خدمت اهداف حکیمانه خویش به کار می برد و همان هایی که به ظاهر برای دشمن و پیروزی آن تلاش می کنند، ناخواسته در خدمت اهداف اسلام خواهند بود؛ چرا که همه هستی جنود الهی هستند و اگر خدا چیزی را نخواهد تحقق نمی یابد، هر چند که به ظاهر آن چیز، سبب و علت تحقق چیزی است؛ ولی زمانی اسباب عمل خواهند کرد که اراده و مشیت الهی بدان تعلق گیرد. به هر حال، برخلاف تصور منافقان، این گونه نیست که هر چه بخواهند تحقق یابد، بلکه وقتی اراده الهی تعلق به امری گیرد از باب «سکنجبین صفراء فزود»، امور علیه آنان دگرگون می شود و آنان هر چند که ناخوش دارند، نمی توانند موفقیت و کامیابی خویش را در نابودی صد در صد مومنان ببیند؛ زیرا خدا هماره دین خویش را حتی با شیاطین یاری می کند. البته این بدان معنا نیست که مومنان مواظب و مراقب منافقان و فتنه گری ها و جاسوسی ها و شایعه سازی آنان نباشند؛ زیرا این امور به طور طبیعی تاثیرات منفی در جبهه حق خواهد گذاشت و پیروزی را با دشواری مواجه یا حتی می تواند به شکست بکشاند.(توبه، آیات ۴۷ و ۴۸؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص ۱۴۱)
  4. تخلف از فرماندهی: از دیگر عوامل شکست و موانع پیروزی می توان به تخلف مجاهدان از فرماندهی اشاره کرد که خود معصیتی جبران ناپذیر و گناهی بزرگ است. از نظر قرآن، علت و عامل این که مجاهدان از فرماندهی تخلف می کنند اموری از جمله گرایش به مادیات و دنیا و کسب غنایم است. این که مجاهدان پیش از تثبیت مواضع و تحکیم پیروزی، مواضع خویش را خالی کنند می تواند فرصتی را برای دشمن برای پاتک فراهم آورد و تک پیروزمندانه مجاهدان را با پاتکی به شکست تغییر دهد. در حقیقت دلبستگی به دنیا و مادیات آن می تواند بستری برای معصیت از فرماندهی و عصیان از فرمان هایی شود که موجبات پیروزی یا تثبیت آن است.(آل عمران، آیه ۱۵۲)
  5. فقدان بودجه و سرمایه جنگی به سبب ترک انفاق و احسان: از نظر قرآن، جهاد نیازمند بودجه مناسبی است تا بتواند هزینه ها و مخارج مربوط به عُده و عِده یعنی نفرات و تجهیزات تامین کند. بنابراین بر امت است تا با انفاق مال و احسان، هر نیازی را برآورده و تامین کنند. از نظر قرآن، امت می بایست به گونه ای در این امر وارد شوند که بتوانند در سطح از بازدارندگی نفرات و تجهیزات برسند که دشمن فکر و هوس تهاجم و حمله نکند و ترس و دلهره از شکست آنان را از هر گونه تهاجمی باز دارد(انفال، آیه ۶۰)؛ اما اگر مومنان و امت به این وظیفه خویش عمل نکنند، به طور طبیعی ضعف منابع مالی تاثیرات خود را در نفرات و تجهیزات می گذارد و بستری برای شکست در برابر دشمن فراهم می آورد.(بقره، آیات ۱۹۴ و ۱۹۵)
  6. جهل و فقدان ژرف نگری: از نظر قرآن، مومنان مردمانی عاقل و عالم هستند و هیچ کاری را بر پایه سفاهت و جهالت انجام نمی دهند. بنابراین، مومنان می بایست با علم نه ظن و گمان و هم چنین با تعقل و خردوزی نه سفاهت و بی خردی در هر کاری وارد شوند تا پیروزی برای آنان رقم بخورد. هر گونه جهالت و سفاهت و بی بصیرتی و بی برنامه گی می تواند عامل شکست مومنان در جهاد باشد. از همین روست که خدا با اشاره به فقدان فقاهت در دشمنان و کافران، آن را به عنوان یکی از عوامل شکست آنان بر می شمارد تا این گونه به مومنان هشدار دهد که در هر کاری از جمله جهاد می بایست بر عنصر علم و ژرف نگری در سطح فقاهت اهتمام و توجه داشته باشند(انفال، آیه ۶۵)؛ زیرا جمله «باَنّهم قوم لایفقهون» تعلیل براى «یغلبوا» است و مقصود این است که جبهه باطل از امور جنگ و مسائل آن آگاهى صحیح ندارند و همین موجب شکست آنان است. (المیزان، ج ۹، ص ۱۲۲) البته این اختصاص به جبهه باطل ندارد و سنت الهی بر این است که جاهل به هر دو معنای بی علمی و بی عقلی گرفتار شکست خواهد شد.
  7. ترس از دشمن: هر ملت و گروهی که از دشمن بترسد، گرفتار شکست خواهد شد. این ترس می تواند علل و عوامل متعددی داشته باشد که شامل عدم باور و اعتقاد به امدادهای غیبی، گرایش به دنیا، فقدان معادباوری، تحلیل نادرست از قدرت خود و توان دشمن و مانند آن ها موجب می شود که ترس باطل و دروغین در دل رزمندگان و فرماندهان ایجاد شود. از نظر قرآن، یکی از اسباب شکست کافران آن است که تنها به اسباب ظاهری از قدرت و نفرات و تجهیزات خویش توجه یافته و بر اساس آن به ارزیابی توان خویش و دشمن می پردازند، در حالی که در این تحلیل ها مسبب الاسباب یعنی خدا دیده نمی شود و توجهی به امدادهای غیبی خدا از جمله رعب افکنی نمی کنند. از این روست که کافران با تحلیل باطل و توصیه نادرست خویش شکست را برای خویش رقم می زنند.(آل عمران، آیه ۱۵۱؛ انفال، آیه ۱۲؛ احزاب، آیه ۴۶؛ حشر، آیه ۲) پس مومنان می بایست در ارزیابی های خویش به امدادهای غیبی توجه داشته باشند و در تحلیل توان دشمن تنها به توان مادی و ظاهری بسنده نکنند؛ زیرا چنین تحلیلی می تواند موجب ترس از دشمن شود.
  8. خیانت به خدا: اسلام امانتی در دست مومنان است و باید به گونه ای عمل کنند تا این امانت الهی حفظ شود. از نظر قرآن، هر گونه عمل بر خلاف آموزه ها و احکام و دستورهای الهی ، خیانت است و می بایست از آن اجتناب کرد؛ چنان که زناشویی در شب های ماه رمضان در دوره نخست وضع این حکم، حرام بود، اما برخی خیانت می کردند.(بقره، آیه ۱۸۷) از نظر قرآن، هرگونه خیانت موجب شکست است، حال از سوی مسلمانان باشد یا کافران؛ زیرا کافران نیز با کفر خویش به اسلام و فطرت الهی خویش خیانت می کنند و همین موجب شکست آنان می شود(انفال، آیات ۷۰ و ۷۱) زیرا تفریع جمله «فاَمکن منهم» بر «خانوا اللّه من قبل» دلالت مى کند بر اینکه خیانت کافران به دین خدا، موجب شکست آنان شد. (المیزان، ج ۹، ص ۱۳۷؛ التبیان، ج ۵، ص ۱۶۰) پس مومنان نیز نمی بایست در امور دینی از جمله احکام الهی و دستورهای پیامبر(ص) خیانتی روا دارند که موجب شکست آنان خواهد شد.
  9. دشمنی با پیامبر(ص): از نظر قرآن هر گونه دشمنی با پیامبر(ص) و مخالفت و عصیان با فرمان های او موجب شکست می شود. پس همان طوری که کافران به سبب دشمنی با پیامبر(ص) برای خویش شکست را رقم می زنند، مسلمانان نیز با عصیان و مخالفت خویش با فرمان های پیامبر(ص) برای خویش شکست را رقم خواهند زد.(مجادله، آیه ۲۰) البته از نظر قرآن، دشمنی با پیامبر(ص) شامل دشمنی با اهل بیت و عترت معصوم(ع) ایشان نیز می شود و کسانی که با عترت (ص) دشمنی می ورزند با پیامبر(ص) دشمنی کرده و همین امر موجب شکست چنین مسلمانی می شود.
  10. دنیاطلبی: یکی از مهم ترین عواملی که انسان را گرفتار کفر و کفران می کند، دنیا طلبی است. همین دنیا طلبی موجب شکست حتی مومنان و مسلمانان است.(المیزان، ج ۴، ص ۴۳؛ تفسیر الجوامع الجامع، ج ۱، ص ۲۲۳)پس برای رهایی از شکست و کسب پیروزی می بایست دل از دنیا کند و به آخرت دل بست تا پیروزی در راه حق رقم بخورد.
  11. سستی و ضعف: از نظر قرآن، کسی که بخواهد در کاری پیروز و موفق باشد می بایست در مقام عمل و اراده اهل عزم باشد و هر گونه ضعف و سستی در مقام عمل موجب شکست و ناکامی است.)آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۵۲؛ نساء، آیه ۱۰۴؛ انفال، آیه ۴۳؛ محمد، آیه ۳۵) خدا به مومنان هشدار می دهد در زمانی که دست برتر را در میدان دارید، حق ندارید برای راحت طلبی دست صلح به سوی دشمن دراز کنید؛ زیرا چنین امری بیانگر سستی و ضعف شما و موجب تقویت قدرت دشمن و در نهایت شکست شما است.(محمد، آیه ۳۵)
  12. شایعه : یکی از عوامل شکست در میدان جهاد وجود شایعات دروغین به ویژه نسبت به فرماندهی یا توان نظامی خود و دشمن است که موجب ترس و شکست می شود. در حقیقت جنگ روانی از طریق شایعات می تواند عاملی برای شکست در برابر دشمن باشد.(آل عمران، آیه ۱۴۴؛ المیزان، ج ۴، ص ۳۷)
  13. عدم توکل: از نظر قرآن، توحید فعل اقتضا می کند که انسان کارهایش را به خدا تفویض کند و دست کم هر کاری را انجام می دهد با تکیه و اعتماد به خدا باشد که از آن به توکل یاد می شود. عدم توکل به خدا در امور به ویژه جهاد می تواند موجبات شکست را فراهم آورد.(آل عمران، آیات ۱۵۹ و ۱۶۰)
  14. عصیان و نافرمانی: چنان که گفته شد هر گونه مخالفت و عصیان و نافرمانی از فرماندهی می تواند موجبات شکست را فراهم آورد؛ همان طوری که اطاعت از فرماندهی می تواند ضمن وحدت رویه و اتحاد صفوف مجاهدان دشمن را شکست دهد و پیروزی را رقم زند.(آل عمران، آیه ۱۵۲؛ المیزان، ج۴، ص ۴۳-۴۴؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۸۵)
  15. عجب و غرور: هر گونه عجب و غرور در افراد موجب می شود تا چنان که باید و شاید در میدان عمل ظاهر نشوند و اصول احتیاط را از دست بدهند و همین امر موجب می شود که دشمن را دست کم گرفته و شکست بخورند.(توبه، ایه ۲۵؛ حشر، آیه ۲)
  16. فرار از میدان: مجاهدان می بایست در برابر دشمن بر اساس عقیده شهادت یا پیروزی عمل کنند و میدان را برای دشمن خالی نکنند. فرار از دشمن و پشت کردن عامل شکست مومنان در برابر دشمن کافر است.(آل عمران، آیات ۱۵۲ و ۱۵۳)
  17. فساد : اسلام خواهان صلح و اصلاح در امور است و هر گونه فساد و افساد را به معنای ظلم می داند. عدالت محوری حتی نسبت به دشمن نیز در دستور کار است و مومنان می بایست عدالت و عدالت قسطی را به تمام کمال به جا آورند.(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸) از نظر قرآن هر گونه فساد نسبت به زمین و مردم می تواند موجبات شکست را فراهم آورد.(اسراء، آیات ۴ و ۶)
  18. تنازع : نزاع و درگیری در امور جنگی و اجتماعی و عدم وحدت فکری و رویه در این امر که با عصیان از فرماندهی رخ می دهد می تواند عامل شکست باشد.(آل عمران، آیه ۱۵۲؛ روح المعانى، ج ۳، جزء ۴، ص ۱۴۰؛ انوار التنزیل، ج ۲، ص ۴۳)
  19. ولایت کافران: از نظر قرآن، یکی از عوامل شکست امت این است که تحت ولایت کافران قرار گیرد و بر اساس سلطه و ولایت آنان بخواهد کاری را انجام دهد. اصولا قرار گرفتن تحت ولایت کافران به هر شکلی مانند چیزی که امروز دولت های عربی در منطقه بدان امید بسته اند، موجب شکست ونابودی آنان است؛ زیرا ولایت کافران ولایت طاغوتی و خروج از ولایت الهی است.(مائده، آیات ۵۴ تا ۵۶) در حقیقت بقا در ولایت الله موجب پیروزی و خروج از ظلمت به نور است؛ در حالی ولایت طاغوتی چیزی جز شکست و ظلمت نیست.

عوامل پیروزی مومنان

چنان که گفته شد، حذف عوامل شکست و جایگزین کردن آن با عواملی که ضد آن است می تواند موجبات پیروزی مومنان باشد. به سخن دیگر، عوامل شکست همان موانعی است که اگر برداشته شود می تواند به عنوان عوامل پیروزی مطرح باشد. در حقیقت کسی که ولایت کافران را نمی پذیرد و تنها ولایت الله و اولیای الهی را می پذیرد پیروز میدان جهاد خواهد بود. توکل به خدا، توجه به امدادهای غیبی و باور به این که همه هستی جنود الهی و در خدمت اهداف خدا هستند و حتی شیطان در خدمت مشیت الهی کار می کند، می تواند عاملی برای پیروزی باشد؛

اما غیر از آن چه بیان شد، عواملی دیگر نیز در پیروزی موثر است که شامل باور به امدادهای غیبی و توجه یابی به آن ها در تحلیل و توصیه ها(انفال، آیه ۱۸)، هوشیاری مومنان و آمادگی دایمی (نساء، آیه ۱۰۲) و مانند آن ها است.