عوامل پیشرفت وعقب ماندگی کشاورزی

samamosکشاورزی به عنوان یک عبادت، اطاعت و ماموریت انسان در آموزه های قرآنی مطرح شده است.
خداوند براساس آیه ۶۱ سوره هود، یکی از ماموریت های انسان را در زمین، آبادانی زمین معرفی می کند. این ماموریت در دو شکل ابتدایی و کمالی آن انجام می شود؛ چرا که همه انسا نها درهر مرتبه ای که باشند، خلافت ربوبی بر زمین دارند و زمین را آباد و پرورش می دهند؛ اما در مرتبه عالی تر، این ماموریت به گونه ای دیگر تفسیر می شود که همان ربوبیت و پرورش مطلق است که موجب رشد کمالی هر موجود زمینی می شود.

اما درهمان مرتبه نخست، ماموریت انسان، آبادانی زمین است که کشاورزی یکی از مصادیق عینی و ملموس آن می باشد. کشاورزی افزون براین که زمینه تغذیه انسان را فراهم می آورد، تاثیرات شگرف دیگری نیز دارد. از جمله آثاری که برای کشاورزی می توان بر شمرد، قوام جامعه و حکومت است.
اهمیت کشاورزی
انسانها نخستین نیازی که در زندگی دنیوی دارند، نیاز غذایی است. بسیاری از مشکلات جوامع بشری، ریشه در تغذیه و کمبود آن دارد. ترس از گرسنگی، انسان را به کارهای زشت و زننده ای می کشاند که قتل فرزند یکی از پست ترین مصادیق آن است. (اسراء آیه ۳۶)
بی گمان شکوفایی اقتصادی را می بایست در تامین این مهم جست وجو کرد. جامعه ای که از تامین غذایی خود عاجز و ناتوان است، از اقتصاد بیمار رنج می برد حتی اگر بتواند در صنایع دیگر رشد داشته باشد؛ چرا که تامین غذا نخستین نیاز آدمی است. کشوری که از تامین موادغذایی ناتوان باشد، با کوچک ترین تعرضی نابود می شود حتی اگر از لحاظ درآمدهای صنعتی و خدماتی در اوج شکوفایی باشد. این گونه اقتصاد را در اصطلاح، اقتصاد بادکنکی می گویند. امام خمینی(ره) براساس آموزه های اقتصادی اسلامی، کشاورزی را اولویت نخست کشور می دانست.
البته این بدان معنا نیست که از دیگر منابع اقتصادی غافل شویم، بلکه به این معناست که بنیاد اقتصاد بر کشاورزی و تامین موادغذایی جامعه است. اگر کشاورزی صنعتی در کشوری رشد کند و صنعت کشاورزی از شکوفایی مناسبی برخوردار باشد، این کشور هرگز نیازمند به جایی نخواهد بود و به سادگی به استقلال واقعی می تواند دست یابد؛ چرا که وقتی از نظر غذایی، کشوری تامین باشد، می تواند در عرصه های دیگر نیز در مسیر شکوفایی و رشد قرار گیرد و از صنعت مستقل و پایدار برخوردار شود.
خداوند نیز به عناوین گوناگون بر اهمیت کشاورزی به عنوان بنیاد اقتصاد، قوام جامعه و حکومت پرداخته و در آیه ۲۰۵ سوره بقره و نیز ۴۷ و ۵۵ و ۵۶ سوره یوسف به این مهم توجه داده است. بنابراین، چنان که امام خمینی(ره) بیان داشته باید، کشاورزی را به عنوان مهم ترین رکن رکین اقتصاد جامعه و حکومت مورد توجه و اهتمام قرار داده و سرمایه گذاری ها را متوجه این بخش کنیم. امام خمینی می فرماید: خوشبختانه یکی از برکات انقلاب اسلامی، استقلال سیاسی است و باید بدنبال ایجاد این استقلال در سایر مسائل بویژه در بخش اقتصاد که کشاورزی محور اصلی آن است، نیز باشیم؛ چرا که مباحث علوم استراتژیک در کشاورزی یک بحث اقتصادی نیست، بلکه در این مورد بحث کشاورزی وارد حوزه امنیت می شود.
ایشان در یکی از بیانات خود می فرمایند: «چقدر برای یک مملکتی عیب است و سرشکستگی که دستش را دراز کند طرف آمریکا که گندم بده، کشکول گداییش را باز کند پیش دشمنش و از او بخواهد که رزقش را بدهد. چقدر برای ما سرشکستگی دارد. تا این ملت بنایش را بر این نگذارد که کشاورزیش را تقویت کند و بسازد به آنکه خودش به دست می آورد، ما نمی توانیم استقلال پیدا کنیم.»(صحیفه امام، ج۱۱، ص۲۲۲) ایشان در جای دیگر در همین باره می فرمایند: «مهم این است که ما بفهمیم که دیگران به ما چیزی نمی دهند؛ ما خودمان باید تهیه کنیم. اگر کشاورزها این معنا باورشان بشود که خارج به ما چیزی نمی دهند، خود کشاورزها کار را انجام می دهند.» (صحیفه امام، ج۱۴، ص۱۱۶)
بنابراین، محور استقلال کشور و جامعه و حکومت را می بایست در خودکفایی و استقلال کشاورزی دانست. امام خمینی(ره) بارها استقلال و قوام جامعه و حکومت را در خودکفایی در همه بخشها به ویژه کشاورزی دانسته و بر اینکه «جامعه ای که نیازهای خود را نتواند تأمین کند، زنده نمی ماند» و کشوری که خودکفا نباشد، به محض شنیدن اسم تحریم به خود می لرزد، تأکید می داشت.
خداوند در آیاتی از جمله ۱۵ و ۱۸ سوره سبا، کشاورزی، کشتزارها و محصولات و فرآورده های کشاورزی را نمود برکت الهی دانسته و در آیه ۹ سوره ق، کشاورزی و محصولات آن را به عنوان مبارک و برکت مورد توجه قرار داده و به عنوان آیتی بزرگ که قابل تفکر و تدبر و تشکر است، از آن یاد نموده است. کشاورزی آنچنان از نظر قرآن مهم و اساسی است که تدبر و تفکر در آن را مساوی با خداشناسی معرفی می کند. (رعد، آیه۴، زمر، آیه۲۱ و نحل، آیات ۱۰ و ۱۱)
عوامل پیشرفت و نابودی کشاورزی
از آن جایی که نگرش قرآنی به همه هستی، نگرش مبتنی بر توحید و خداشناسی است، نمی توان موردی از آیات دید که به دور از نگاه تبیین توحیدی باشد. در همه آیات هر پدیده ای به عنوان آفریده ای دیده می شود و ارتباط تنگاتنگ آن با خدا مورد توجه و تأکید قرار می گیرد؛ چرا که قرآن کتابی است که توحید در سرتاسر آن موج می زند و هر آیتی، نشانه ای از توحید است.
بر این اساس، هنگامی که به مسایلی چون عوامل پیشرفت و یا نابودی کشاورزی می پردازد، تنها به عوامل مادی توجه نمی دهد، بلکه در کنار عامل مادی، ارتباط آن را با عامل معنوی تبیین می کند. از این رو افزون بر عوامل پیشرفت چون خاک مناسب و آب کافی، مسایلی چون زکات و انفاق را به عنوان عوامل پیشرفت کشاورزی ذکر می کند؛ چرا که هستی یک مجموعه به هم پیوسته و وابسته است و اگر نگوییم که رابطه میان آفریده ها و پدیده ها، رابطه علی و معلولی نیست، ولی به یک معنا علت ناقصه را می توان در آنان به عنوان سبب و پیوند شناسایی کرد؛ چرا که همه در دایره ربوبیت الهی قرار دارند و خداوند همان گونه که آب را به ریشه و ساقه و برگ و میوه هدایت می کند، انفاق و احسان شخص را به گیاه پیوند می زند و به آن برکت می بخشد.
بر این اساس باید گفت که همان اندازه که آب (انعام، آیه۹۹ و یونس، آیه ۲۴ و رعد، آیه۴)، خاک و اصلاح و آبادانی آن (روم، آیه۹)، بذر مناسب (یوسف، آیه ۴۷ و روم، آیه۹ و واقعه، آیات ۶۳ و ۶۴)، کار و تلاش (یوسف، آیه ۴۷ و روم، آیه۹)، ابزار و ادوات مناسب (بقره، آیه ۷۱) و مدیریت آب و خاک و بذر و کار (یوسف، آیات ۴۶ تا ۴۹ و نیز ۵۵ و ۶۵ و ۸۸) در توسعه کشاورزی نقش اساسی دارد، همین طور امور معنوی چون اراده و مشیت الهی (واقعه، آیات ۶۳ تا ۶۷)، زکات و انفاق (بقره، آیات ۲۶۷ و نیز انعام، آیه ۱۴۱ و سبا، آیات ۱۵ و ۱۶) به عنوان مهم ترین عوامل پیشرفت بشمار می روند.
خداوند درباره عوامل نابودی کشاورزی، بیش از عوامل مادی، به عوامل معنوی توجه می دهد؛ چرا که بسیاری از مصیبت های بشر به سبب عواملی چون طغیان بشر نسبت به خداوند و نوعی سر باز زدن از اطاعت اوست.
به سخن دیگر، اصل در هستی، رحمت رحمانی خداوند است که به شکل وفور نعمت در همه بخش ها بروز و ظهور می یابد، ولی به سبب رفتارهای طغیانی و عصیانی بشر نسبت به خداوند در اشکال مختلف، خداوند نعمت را به نقمت تبدیل می کند و آب و باران را که عامل توسعه و رونق کشاورزی است، به عامل ویرانگر آن تبدیل می کند.
عوامل معنوی نابودی کشاورزی
خداوند در آیه ۱۱۷ سوره آل عمران «گناه» را از مهمترین عوامل نابودی کشاورزی و کشت معرفی می کند و بادهایی را که می بایست برای بهره وری گیاهان باشد، به بادهای آفت زا تبدیل می کند؛ چرا که انسان با ظلم به نفس یعنی گناه (مجمع البیان، ج۱ و ۲، ص ۸۱۸) موجبات غضب و خشم الهی را فراهم می آورد و بادهای مفید را به بادهای زیانبار تبدیل می کند.
طغیانگری بشر از مهم ترین عوامل نابودی کشاورزی و زراعت است که آیات ۱۹ تا ۳۱ سوره قلم به خوبی آن را تبیین و روشن کرده است. در کنار این طغیانگری و فرار از اطاعت و عبودیت است که بسیاری از مشکلات برای بشر فراهم می آید و مهم ترین ابزار زندگی و بقای بشر با بحران کمبود و قحطی مواجه می شود. این گونه است که کفر (کهف، آیات ۳۲ تا ۴۲) و غفلت از خدا و یاد و تسبیح او (قلم، آیات ۲۰ و ۲۸) و نیز ناسپاسی و کفران نعمت (سباء، آیات ۱۵ و ۱۶) نظام کشت و زراعت را به هم می ریزد و هرگونه کار و مدیریت بشر بی نتیجه می ماند.
از آیات ۳۲ تا ۴۲ سوره کهف همچنین برمی آید که نوع رفتار آدمی در زندگی چون غرور و خودبینی به جای خدابینی و تکبر نیز می تواند تاثیرات شگرفی در کشت و کشاورزی به جا گذارد. تکبر و خودبینی بشر و غفلت از خداوند و این که اوست که نعمت هایی چون غذا و محصولات کشاورزی را در اختیار او می گذارد، موجب می شود تا کشاورزی با بحران مواجه شود. انسان باید دریابد که عامل اصلی تنها مدیریت و کار بشر نیست، بلکه فراتر از آن اطاعت و عبودیت اوست که موجبات جلب نعمت و برکت زایی می شود.
بادهای شدید سرد یا سوزان (آل عمران، آیه ۱۱۷) سیل و توفان بنیان کن و ویرانگر (سبا، آیات ۱۵ و ۱۶) به ظاهر مظاهر طبیعی آسمانی است؛ ولی اگر انسان به خوبی دقت کند و حقیقت مالکیت و ربوبیت خداوند را دریابد، برای او روشن می شود که این بلایا به سبب گناهان، انکار قیامت و حساب و کتاب (کهف، آیات ۳۲ تا ۴۲)، ترک انفاق و پرداخت بخشی از محصولات کشاورزی به مستمندان و نیازمندان (قلم، آیات ۱۷ تا ۲۶)، تکبر و غرور (کهف، آیات ۳۲ تا ۴۲) کفر و شرک (همان) و مانند آن پدید می آید.
به سخن دیگر، هر چند که بی توجهی به قوانین طبیعی مرتبط با کشاورزی و عدم مدیریت خاک و آب و بی توجهی به مکان های مناسب کشت و زراعت یا زمان نامناسب، (آل عمران، آیه ۱۱۷ و مجمع البیان، ج۱ و ۲، ص ۸۱۹) در کنار عدم استفاده از ابزارهای مناسب (بقره، آیه ۷۱) یا عدم آبیاری مناسب (همان) یا شخم نامناسب (همان) و بی تدبیری در داشت و مدیریت منابع و مانند آن (یوسف، آیات ۲۶ تا ۸۸) تاثیرات شگرفی در نابودی کشاورزی یا عدم دست یابی به پیشرفت مناسب در این صنعت بجا می گذارد، ولی فراتر از اینها باید به ابعاد معنوی و علل و عوامل اصلی یعنی عدم اطاعت و عبادت انسان توجه کرد؛ چرا که هرگونه تخطی از مسیر آفرینش و عدم اطاعت در قالب پرداخت زکات و انفاق و مانند آن (انعام، آیه ۱۴۱ و بقره، آیه ۲۶۷ و نیز مجمع البیان، ج۳ و ۴، ص ۵۷۸) یا گرایش به کفر و شرک در حوزه اعتقادی است که نابودی کشاورزی را به همراه دارد.
خداوند به صراحت در آیه ۲۰۵ سوره بقره، حاکمیت فاسد و ستمگرانه را از دلایل عمده نابودی کشاورزی و محصولات غذایی بشر معرفی می کند؛ چرا که حکومت ستمگر کاملا برخلاف مسیر عدالت آفرینش گام برمی دارد و آثار آن در همه جای زمین از دریا و خشکی بروز و ظهور می کند، بنابراین، وجود دولت های فاسد و ستمگر به عنوان یک عامل معنوی نابودی کشاورزی باید مورد توجه قرار گیرد.
به هر حال، برخلاف تصور ظاهر آنچه به چشم می آید، عوامل مادی کمتر در توسعه یا نابودی کشاورزی نقش دارد، بلکه نقش علل و عوامل معنوی در حوزه اعتقادی یا عمل اجتماعی بیش از هر عامل دیگری چون آب و خاک و باد است؛ چرا که در صورت فقدان عوامل معنوی همین عوامل مادی به جای آنکه سازنده و مفید باشد، آفت کشاورزی خواهد بود، چنان که سیل و بادها و توفان های بنیان کن نمونه های بسیاری است که ما هر روز شاهد آن هستیم که چگونه کشت و زراعت را به دمی از میان می برد و نابود می سازد.
بنابراین، مسئولان امور مدیریت کشاورزی به جای اینکه تنها بر عوامل مادی چون آب و خاک و بذر و مانند آن تاکید کنند باید در کنار آن بر اموری چون ترک گناه، اطاعت خدا، پرداخت زکات و انفاق از محصولات و مانند آن تاکید کنند و مردم را این گونه به توسعه و ترویج کشاورزی تشویق نمایند.