عوامل و چرایی مرگ زودرس

samamosدر روایات است که بیش تر مردم به سبب کارهای خودشان گرفتار مرگ زودرس می شوند و پیش از آن که اجل مسمی آنان برسد به اجل معلق می میرند. بسیاری از مشکلات و گرفتاری های مردم نیز به سبب همین رفتارهای بد و گناهان آدمی است و کم تر می توان مواردی را شناسایی کرد که به سبب سنت امتحان و ابتلاء به مصیبتی گرفتار شوند؛ چرا که انسان ها چنان برای خودشان بلا و عذاب و معیشت سخت و تنگ می سازند که دیگر نیازی به فتنه و ابتلای الهی نیست؛ زیرا ابتلاء و فتنه برای کسانی است که مدعی نام و مقام وعنوانی هستند و خداوند می خواهد یا زمینه آن را ایجاد کند یا نشان دهد که تا آن مقام راه بسیار است و گزافه گویی است که شخصی خود را مثلا در مقام ایمان و رضا بداند در حالی که رسیدن به این مقام نیازمند گذر از مشکلات و مصیبت ها و رنج ها و دردهای بسیار است. مرد می خواهد تا سنگ زیرین آسیاب چون ایمان و رضا باشد.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های اسلامی روشن سازد که چه علل و عوامل موجب بدبختی ها و مرگ زودرس و عذاب استعجال می شود؟ با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نقش انسان در استعجال عذاب در دنیا

سنت الهی بر این قرار گرفته است که در عذاب کافران تعجیل نکند.(طور، آیات ۴۲ و ۴۵) از آیات ۵۸ سوره کهف و ۵ و ۶ سوره رعد نیز به دست می آید که غفران و رحمت گسترده خداوندی مانع تعجیل در عذاب کافران است؛ چنان که خداوند در آیات ۷۱ تا ۷۳ سوره نمل با اشاره به فضل خود نسبت به افریده ، آن را مانع در تعجیل در عذاب کافران بر می شمارد. خداوند به علم خود و در چارچوب نظام احسن بر آن است تا عذاب های کافران در دنیا انجام نپذیرد.(انعام، آیات ۵۸ و ۵۹) از این روست که به کافران مهلت می دهد تا حتی در دنیا از زندگی بهتر و مناسبی برخوردار باشند. این گونه است که خداوند روزی کافران را افزایش داده و بر کم و کیف نعمت ایشان می افزاید.(مریم، آیه ۷۵ ؛ نمل ، آیات ۷۱ تا ۷۳؛ آل عمران، آیه ۱۷۸؛ موضوع استدراج و املاء به این مهم پرداخته است)

خداوند هم چنین در آیاتی از جمله آیه ۶۸ سوره هود و نیز ۵۸ سوره کهف و ۴۵ سوره فصلت با اشاره به مساله اجل در کارها بیان می کند که خداوند بنابر سنت آجال بر آن است تا هر چیزی در زمان مشخص و معین خود انجام گیرد. پس این گونه نیست که تا اجل مسمی نرسد کاری انجام گیرد و اتفاقی پیش از موعود مشخص آن تحقق یابد. پس سنت الهی اجل (زمان مقدّر و معیّن) داشتن کارها، خود از اسباب مهم تأخیر عذاب در دنیاست؛ ولی این تاخیر هرگز به معنای تردید در قطعیت عذاب نیست؛ به این معنا که عذاب ممکن است گاه همراه با تاخیر باشد از اجل معلق خود تا اجل مسمی به تاخیر بیافتد هم قطعیت آن از میان نمی رود.(هود، آیات ۷ و ۸)

اما برخی از رفتارهای مردمان موجب می شود که خداوند به طور استثنا برخی از این کافران را در همین دنیا عذاب کند و آنان را گرفتار عذاب استیصال نماید و یا حتی برخی از رفتار عذاب قطعی را از شخص یا جامعه از همین دنیا بردارد. خداوند به عنوان نمونه با اشاره به مساله بدایی که برای قوم یونس پیش آمده می فرماید که در عذاب موعود نسبت به قوم یونس، پس از ایمان آوردن آنان بدا شد و عذاب قطعی از آنان برداشته شد و آنان تا زمانی بهره مند از زندگی خوب شدند. البته این محدودیت زمانی به معنای تاخیر نبوده است؛ بلکه به این معنا بوده که ایشان چون ایمان آورده از عذاب رهایی یافتند تا زمانی که باز به رفتارهای کفر آمیز و گناه باز گردند که عامل عذاب دیگری است. پس آن عذاب نخست از ایشان برداشته شد و اگر هم بعدها دوباره عذابی به ایشان رسید به سبب کفر و گناهی دیگر بوده است.(یونس، آیه ۹۸)

پس می توان گفت که کارها و اعمال انسانی نقش مهمی در ایجاد عذاب، تقدم و تاخر آن دارد و حتی ممکن است که عذاب قطعی اخروی را به دنیا بکشاند، چنان که می تواند عذاب قطعی دنیوی را بردارد.

نکته ای دیگر آن که مسلمانان و مومنان نیز با کارهای خود می تواند زندگی را در دنیا بر خود سخت و یا آسان کنند؛ چرا که برخی از تنبیهات الهی که می بایست در آخرت انجام گیرد در دنیا به سراغ ایشان می آید یا زندگی همراه با آرامش و آسایش آنان به زندگی همراه با بدبختی تبدیل می شود. از این روست که خداوند در آیاتی از جمله آیه ۱۲۴ سوره طه بیان می کند که چگونه یاد خدا موجب افزایش و کاهش نعمت و نیز سخت و آسان شدن زندگی می شود.

در آیات قرآنی به این نکته بارها توجه داده شده که برای انسان ها بلکه حتی جوامع بشری دو دسته اجل و زمان مرگ قرار داده شده که از آن به اجل مسمی و اجل معلق یاد می شود. اجل مسمی زمان مشخص و معین مرگ انسان یا جامعه است که هیچ تاخیر و تقدمی در آن راه نمی یابد؛ اما اجل معلق ، زمان مرگی است که به کارها و اعمال انسان و جامعه بسته است. پس می تواند مرگ شخص یا امتی پیش بیافتد و شخص و جامعه دچار مرگ زودرس شود.(انعام، آیات ۲ و ۶۰؛ نحل، ایه ۶۱؛ طه ، آیه ۱۲۹؛ فاطر، آیه ۴۵؛ نوح، آیه ۴)

عوامل استعجال و سختی ها

چنان که گفته شد برخی از کارها و اعمال انسان ها موجب تقدیم عذاب از آخرت به دنیا و نیز از اجل مسمی به اجل معلق می شود و یا مسلمان و مومن را دچار گرفتاری و سختی در زندگی می کند و آسایش و آرامش را از او بر می دارد.

۱. فسق و فجور: خداوند در آیه ۱۶ اسراء در بیان علت گرفتاری مردم به عذاب دنیوی به رفتارهای آنان توجه می دهد و می فرماید که اعمال فسق و فجور موجب آن است که خداوند مردمان را در همین دنیا عذاب کند و به آنان مهلت ندهد؛ در حالی که سنت الهی بر تاخیر عذاب تا آخرت است؛ ولی این گونه رفتار آن چنان بر جوامع بشری خطرناک است که می بایست در همین دنیا به عذاب استیصال دچار شوند تا جلوی گسترش آن گرفته شود و دیگران نیز عبرت گیرند.( هم چنین انعام، آیات ۱۲۳ و ۱۲۴؛ اعراف، آیات ۹۴ و ۹۵)

۲. هتک حرمت و آبروریزی: خداوند در آیه ۱۹ سوره نور بیان می کند که اعمالی چون هتک حرمت اشخاص و آبروریزی موجب می شود تا خداوند عذاب را پیش اندازد و شخص را در همین دنیا مجازات کند و کیفر دهد افزون بر این که در آخرت نیز عذاب دردناکی در انتظار او خواهد بود.

۳. اشغال گری و آواره سازی مردم: آواره سازی مردم از خانه و وطن ایشان نیز عامل دیگری است که موجب خشم خداوند شده و خداوند خواری و بلکه مرگ همراه با عذاب را در همین دنیا به آواره کنندگان می چشاند.(بقره، ایه ۵۸؛ اسراء، آیات ۶۶ و ۶۷ و نیز آیات ۱۰۱ و ۱۰۳)

۴. جاسوسی و تجسس: هم چنین جاسوسی و استراق سمع برای مقاصد شیطانی خود عامل استعجال عذاب در دنیاست که در آیات ۷ تا ۹ سوره صافات به آن اشاره شده است.

۵. زیاده رویی و اسراف: اسراف نیز از جمله عواملی است که موجب هلاکت انسان و جامعه در دنیا می شود.(ذاریات، آیات ۳۱ تا ۳۴؛ انبیاء، آیات ۷ و ۹)

۶. اطاعت از مستکبران و جبارین: پیروی و اطاعت از مستکبران و زورگویان و جباران نیز از دیگر عوامل گرفتاری انسان در دنیا به عذاب هایی الهی است.(هود، آیات ۵۸ و ۵۹؛ انعام، آیات ۴۶ و ۴۷)

۷. ظلم و ستم: امام صادق (ع) می فرماید: رسول خدا (ص) فرمود: زودرس ترین بدیها از نظر کیفر و عقوبت تجاوز کارى و ستمگرى است.( اصول کافى جلد ۴ صفحه ۱۹) علامه مجلسى (ره ) گوید: مقصوداز تعجیل در کیفر او اینست که در دنیا نیز کیفر کردارش باو میرسد، بلکه در دنیا نیز زود باو برسد.

۸. بدخلقی: تند خویی و بد خلقی از دیگر عواملی استجعال عذاب در دنیاست که در آیاتی از جمله آیات ۱۳ و ۱۶ سوره قلم به آن اشاره شده است.

۹. بخل ورزی: این که انسان با داشتن نعمت از آن بهره نبرد و در بخشش به آن کوتاهی ورزد و بخل نماید، یکی از علل خشم الهی نسبت به او و دچار شدن به عذاب خداوندی در دنیاست.(قلم، ایات ۱۷ تا ۲۴ )

۱۰. عاق والدین: همان طوری که دعای والدین و صله رحم موجب ازدیاد و افزایش عمر است؛ چنان که امام باقر(ع) می فرماید: نیکی به پدر و مادر عمر را زیاد می‌کند.(بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۵۸) عقوق والدین نیز موجب تعجیل عذاب و مرگ زودرس می شود. پیامبر(ص) می فرماید: قال رسول الله (ص) : ثلاثه من الذنوب تُعجّل عقوبتها ولا تؤخّر إلى الآخره : عقوق الوالدین ، والبغی على الناس ، وکفر الإحسان ؛ پیامبر (ص) فرمود: سه گناه است که عقوبت را پیش می اندازد و تا اخرت به تاخیر نمی اندازد: عقوق والدین؛ بغی و ستم گری بر مردم، و کفران نسبت به احسان و نیکی دیگران.( مجالس المفید، ص۱۴۸ ، أمالی الطوسی، ج ۱ ، ص۱۳ )

۱۱. کفران نعمت و ترک شکرگزاری: از دیگر عواملی که موجب می شود تا نعمت از انسان گرفته شود و عذاب و گرفتاری به آدمی رو آورد، کفران نعمت و ترک شکر و سپاسگزاری است. امام سجاد(ع) می فرماید: الذنوب التی تغیّر النعم : البغی على النّاس ، والزوال عن العاده فی الخیر واصطناع المعروف ، وکفران النعم ، وترک الشکر؛ گناهانی که موجب تغییر نعمت می شود عبارتند از : ظلم به مردمان، ترک عادت در کارهای خیر و انجام معروف؛ کفران نعمت و ترک شکر و سپاس.( معانی الأخبار ص۲۷۰)

۱۲. سکوت در برابر گناه : سکوت کردن و ترک امر به معروف و نهی از منکر از دیگر عواملی است که مرگ و عذاب را زودرس می کند و انسان وجامعه در همین دنیا گرفتار خشم و عذاب الهی می شود.(اعراف، ایات ۱۶۳ تا ۱۶۵)

۱۳. سفاهت و اعمال سفیهانه : اعمال سفهیانه از دیگر علل و عوامل استعجال عذاب در دنیا می شود چنان که این مطلب از ایه ۱۵۵ سوره اعراف به دست می اید.

۱۴. جدال و ستیزه جویی: این که انسان بی دلیل جدال کند و بخواهد سخنی ناروا را به کرسی بنشاند خود عامل استعجال عذاب می شود. از این روست که مومن آل فرعون و جدال گران فرعونی هشدار می دهد که رویه ای را در پیش نگیرند که قوم شعیب در پیش گرفتند و موجب نابودی خودشان شدند.(هود، آیات ۸۴ و ۸۹)

۱۵. بی تقوایی: از دیگر علل و عوامل مهم در استعجال عذاب و تقدم آجال و افزایش بدبختی ها و مصیبت هاست که در آیات بسیاری به این نکته توجه داده شده است.(هود، آیات ۷۸ تا ۸۲؛ حجر، آیات ۶۹ تا ۷۴؛ شعراء، آیات ۱۷۷ تا ۱۸۴)

۱۶. پلیدی قلب: از دیگر عوامل گرفتاری انسان به خواری و ذلت در دنیاست که در آیه ۴۱ سوره مائده به آن توجه داده شده است.

۱۷. ترک انفاق: انفاق عملی است که برکات را بر انسان و جامعه افزایش می دهد ولی ترک آن خود مهم ترین عامل در عذاب و تقدیم آن است.(قلم، آیات ۱۷ تا ۳۳)

در روایات بسیاری از گرفتاری ها و مشکلات و مصیبت های مردم را برخاسته از رفتار خود انسان دانسته است و مبتنی بر ۵۳ سوره انفال و نیز آیه ۱۱ سوره رعد بیان می کند که خود انسان و رفتاریش است که تغییرات را در جهان خارج و جامعه موجب می شود و اگر انسان ها خودشان نخواهند تغییری در آن ایجاد نخواهد شد.

مثلا فحشا موجب می شود تا جامعه گرفتار طاعون و بیماریهایی شوند که در پیشینان سابقه نداشته است؛ نقص در ترازو و پیمانه موجب خشکسالی ، سختی مونه زندگی، جور دولتمردان و حاکمان می شود و نیز عدم پرداخت زکات موجب می شود تا باران از آسمان نبارد مگر برای به سبب چارپایان؛ هم چنین مخالفت با عهد خدا و رسولش (ص) موجب می شود تا دشمنان بر ایشان مسلط شوند و برخی از نعمت های الهی از دست ایشان برود و مخالفت با حکم الهی نیز موجب می شود تا جنگ و درگیری در میان خودشان بیافتد.(کافی، ج ۲، ص ۳۷۳) هم چنین زنا موجب افزایش مرگ ناگهانی و سکته می شود و قطع صله رحم عامل آن است که اموال آنان به دست اشرار بیافتد؛ و اگر ترک امر به معروف و نهی از منکر کنند، گرفتار حکومت بدکاران و اشرار خواهند شد.(همان ، ص ۳۷۴)

آن چه گذشت تنها گوشه ای از علل و عواملی است که به مساله تعجیل در عذاب و تقدیم آن می شود و به جای آن که انسان در آخرت گرفتار عذاب الهی شود، گرفتار خشم زودرس خداوندی در همین دنیا می شود و یا دست کم گرفتاری و مصیبت را بر خود و جامعه اش افزایش می دهد. بسیاری از مرگ ها و مصیبت های آدمی به دست خودش رقم می خورد. در روایتی امام جواد (ع) می فرماید: مَوْتُ الاْنْسانِ بِالذُّنُوبِ أکْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالاْجَلِ، وَ حَیاتُهُ بِالْبِرِّ أکْثَرُ مِنْ حَیاتِهِ بِالْعُمْرِ؛ فرارسیدن مرگ انسان ها، به جهت معصیت و گناه، بیشتر است تا مرگ طبیعی و عادی، همچنین حیات و زندگی ـ لذّت بخش ـ به وسیله نیکی و إحسان به دیگران بیشتر و بهتر است از عمر بی نتیجه. (کشف الغمّه، ج ۲، ص ۳۵۰)

امام صادق(ع) نیز درباره تأثیر رفتار و اعمال انسان در زندگی بشر می فرمایند: پدرم مدام می فرمود: من الذنوب التی تعجل الفناء و تقرب الأجال و تخلی الدیار و هی قطیعه الرحم و العقوق و ترک البر؛ به خدا پناه می برم از گناهانی که نابودی را تسریع و اجلها را نزدیک و سرزمین ها را خالی می کنند؛ و آن گناهان، قطع رحم، نافرمانی والدین و ترک نیکی است.» (الکافی، ج ۲، ص ۸۴۴)

پس نمی بایست نقش خود و جامعه را در تعجیل در عذاب و تاخیر آن و هم چنین در افزایش نعمت و یا نقمت در جامعه نادیده بگیریم و می بایست توجه داشته باشیم که هر عمل ما در جامعه و جهان چه تاثیر شگرفی می گذارد و تا چه اندازه بسیاری از بدبختی ها و گرفتاری های ما به دست خود ما ساخته و پرداخته می شود و دیگران را سرزنش می کنیم و به دهر و روزگار و زمان بد و بیراه می گویم و آنها را مقصر در بدبختی و خوشبختی خود می دانیم در حالی که می بایست خودمان یا در نهایت جامعه را سرزنش و ملامت کنیم که عامل بدبختی ما شده است.