عوامل و نشانه های خوشبختی از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

خوشبختی در برابر بدبختی، احساس خوشی است که در افراد به دنبال کامیابی و به سبب دست یابی به آرزوها پدید می آید. افراد هنگامی احساس سعادت و خوشبختی می کنند که از بدبختی و شقاوت در امان باشند و آرامش و آسایش را در زندگی تجربه نمایند. از نظر قرآن، حقیقت سعادت و خوشبختی، تقرب به خدا و زندگی اخروی در بهشت ابدی است؛ چنان که حقیقت بدبختی و شقاوت، دوری از خدا و زندگی اخروی در دوزخ ابدی است.

به هر حال، انسان ها در زندگی دنیوی خویش تلاش می کنند که درجه و سطحی از سعادت و خوشبختی را تجربه کنند و از شقاوت و بدبختی برهند. آموزه های وحیانی قرآن، به عوامل و نشانه های خوشبختی در زندگی دنیوی توجه داده است.

نشانه ها و آثار خوشبختی در زندگی دنیوی

از نظر قرآن، برای هر چیزی آثار و نشانه هایی است که برای وجود یا عدم وجود آن می بایست به وجود یا عدم وجود این آثار و نشانه ها توجه داشت. موضوعات باطنی هم چون خوشبختی و بدبختی زمانی حقیقی خواهد بود که آثار و نشانه های آن وجود داشته باشد؛ چرا که در غیر این صورت احساس خوشبختی، احساسی کاذب و دروغین است؛ زیرا فاقد نشانه ها و آثار خوشبختی در فرد و اجتماع است. امام صادق علیه ‏السلام می فرماید: لایَنبَغى لِمَن لَم یَکُن عالِما أَن یُعَدَّ سَعیدا؛ کسى که بهره اى از دانش ندارد، معنا ندارد که دیگران او را سعادتمند بدانند.(تحف العقول، ص۳۶۴) در حقیقت چنین شخصی احساس کاذب خوشبختی را دارد و اصولا خوشبخت نیست.

پیامبر صلى ا‏لله‏ علیه ‏و ‏آله نیز می فرماید: اَلْعِلمُ إمامُ الْعَمَلِ وَ الْعَمَلُ تابِعُهُ یُلهَمُ بِهِ السُّعَداءُ وَ یُحْرَمُهُ الأْشقیاءُ؛ دانش پیشواى عمل و عمل پیرو آن است. به خوشبختان دانش الهام مى ‏شود و بدبختان از آن محرومند.(امالى، طوسى، ص ۴۸۸، ح۳۸)

هم چنین همه افراد بشر دنبال خوشبختی حقیقی نیستند؛ از همین روست که دنبال عوامل ایجاد یا بقایی آن نخواهند رفت؛ چنان که امام صادق علیه ‏السلام می فرماید: إِنَّ الْمُنافِقَ لا یَرغَبُ فِیما قَد سَعِدَ بِهِ الْمُؤْمِنونَ وَ السَّعیدُ یَتَّعِظُ بِمَوعِظَهِ التَّقْوى وَ إنْ کانَ یُرادُ بِالْمَوعِظَهِ غَیْرُهُ؛ منافق به آنچه مؤمنان بواسطه آن خوشبخت مى‏ شوند، میلى ندارد، و خوشبخت سفارش به تقوا را مى‏ پذیرد هر چَند مخاطب موعظه، کس دیگرى باشد.(مجموعه ی ورام ج۲ ،ص۱۴۶ ؛ الکافى، الاسلامیه، ج۸ ، ص۱۵۱، ح ۱۳۲)

امیرمومنان علی (علیه السلام) درباره حقیقت خوشبختی و بدبختی می فرمایند: «إنَّ حَقیقَهَ السَّعادَهِ أن یُختَمَ لِلْمَرءِ عَمَلُهُ بِالسَّعادَهِ و إنَّ حَقیقَهَ الشَّقاءِ أن یُختَمَ لِلْمَرءِ عَمَلُهُ بِالشَّقاءِ؛ خوشبختى حقیقى این است که کار انسان به خوشبختى بینجامد و بدبختى حقیقى این است که فرجام کار آدمى به بدبختى ختم شود.»(معانی الاخبار، صدوق، ص ۳۴۵) در جایی دیگر نیز فرموده اند: «عِندَ العَرضِ عَلَى اللّه ِ سبحانَهُ تَتَحَقَّقُ السَّعادَهُ مِنَ الشَّقاءِ؛ در هنگام عرضه اعمال بر خداى سبحان است که خوشبختى حقیقى از بدبختى حقیقى باز شناخته مى شود.»( غرر الحکم، ح۶۲۲۳)

پس اگر بخواهیم وجود و تحقق خوشبختی و سعادت حقیقی را در خود یا دیگران بدانیم، می بایست به نشانه ها و آثار آن توجه پیدا کنیم. از نظر قرآن، خوشبختی آثار و نشانه های بسیاری دارد که برخی از مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. آرامش: آرامش حالتی نفسانی است که انسان در خود احساس می کند. شخص دارای آرامش، به دور از هر گونه اضطراب خواهد بود. اطمینان و امنیت در روان و تن شخص به خوبی مشهود است؛ زیرا هیچ گونه خوف و ترسی از آینده ندارد؛ چنان که نسبت به گذشته و از دست داده ها هیچ حزن و اندوهی در دل ندارد. برای همین است که شخص از چهره بشاش برخوردار است که بیانگر سرور باطنی اوست. خود را پیروز میدان زندگی می داند و هیچ بدی را احساس نمی کند؛ زیرا یا سوء و بدی وجود ندارد یا اگر دارد، تاثیری در زندگی و تن و روان او ندارد. این چنین آرامشی بیانگر و نشانه خوشبختی حقیقی است شخص آن را به حقیقت در می یابد و احساس می کند.(یونس، آیات ۶۲ و ۶۴؛ زمر، آیه ۶۱)
  2. امنیت: از نظر قرآن، از دیگر نشانه ها و آثار خوشبختی آن است که شخص احساس امنیت می کند؛ پس همان طوری که در درون احساس آرامش دارد، از خطرهای بیرونی احساس امنیت دارد؛ زیرا می داند هیچ چیزی نمی تواند خوشبختی او را تهدید کند و او را از این احساس بیرون آورد و در شرایط ناکامی و عدم موفقیت در زندگی قرار دهد. احساس امنیت در این شخص به «قوام» رسیده و به عنوان یکی از مقامات در او بروز و ظهور پیدا کرده است. پس ترسی از هیچ کسی ندارد و احساس امنیت کامل دارد.(دخان، آیات ۵۱ و ۵۲)
  3. بهره مند از خیرات: خیرات آن دسته از نعمت هایی است که مناسب با شخصیت و حقیقت شخص است؛ زیرا گاه نعمتی در اختیار شخص است، ولی مناسب او نیست و نمی تواند از آن برای زندگی خویش بهره برد. بنابراین، از دیگر نشانه های خوشبختی بهره مندی از خیراتی است که مناسب با زندگی و روحیات اوست و او به آسانی و سادگی می تواند از آن ها بهره مند شود و به خواسته ها و آرزوها و امیدهایش برسد.(توبه، آیه ۸۸) پیامبر صلى ا‏لله‏ علیه ‏و ‏آله می فرماید: مِن سَعادَهِ ابنِ آدَمَ اسْتِخارَهُ اللّهِ و رِضاهُ بِما قَضَى اللّهُ و مِن شِقْوَهِ ابن آدَمَ تَرکُهُ اسْتِخارَهَ اللّهِ و سَخَطُهُ بِما قَضَى اللّهِ ؛ از خوشبختى انسان درخواست خیر از خداوند و خشنودى به خواست اوست و از بدبختى انسان است که از خدا درخواست خیر نکند و به خواست او ناخشنود باشد.(تحف العقول، ص ۵۵)
  4. امداد غیبی: از دسگر نشانه ها و آثار خوشبختی حقیقی آن است که شخص از امدادهای غیبی و تایید الهی برخوردار باشد و در هیچ موردی با مشکل اساسی مواجه نشود؛ بلکه برای هر مشکلی که برای او فراهم می آید از طریق اسباب عادی و غیرعادی مشکلات برطرف شده و راه برونرفتی پیدا شود. شخص از تایید روح الهی برخوردار بوده و از روحیه عالی در زندگی برخوردار می شود.(مجادله، آیه ۲۲)
  5. رضایت و خشنودی: از نظر قرآن، کسانی که احساس خشنودی و رضایت نسبت به زندگی دارند، کسانی هستند که از خوشبختی حقیقی برخوردار هستند؛ این رضایت مندی و خشنودی دو طرف است؛ یعنی چون خدا از ایشان خشنود و راضی است، اینان نیزاز خدا راضی و خشنود هستند و هیچ گلایه ای زندگی ندارند و احساس خوشبختی می کنند.(مجادله، آیه ۲۲)
  6. پذیرش مقدرات الهی : از نظر قرآن، این افراد خوشبخت به سبب آن که به حکمت وعلم و قدرت الهی ایمان داشته، نسبت به اموری که در زندگی با آن مواجه می شوند، هیچ گلایه و شکایتی ندارند؛ زیرا به مقدرات الهی ایمان داشته و آن را می پذیرند؛ زیرا آن را حکیمانه می دانند و می یابند.(مائده، آیه ۱۱۹؛ توبه، آیه ۱۰۰؛ مجادله، آیه ۲۲)
  7. محافظت از بدی: افراد خوشبخت از آن جایی که دنبال رضایمندی الهی هستند، مورد عنایت خاص خداوندی و موید به تایید الهی می شوند؛ این گونه است که خدای رحمان به رحمانیت خویش، آنان را از هر گونه بدی حفظ و محافظت می کند.(زمر، آیه ۶۱؛ تغابن، آیه ۹)
  8. تبدیل اوضاع و تکفیر اعمال: خوشبختی برای اهل آن به انواع گوناگون رقم می خورد تا جایی که اگر با بدی ها گریبانگیر شوند، خدای تبارک تعالی آن را به نیکی تبدیل می کند و حتی رفتارهای اشتباه آنان را نه تنها نادیده می گیرد بلکه به گونه ای اصلاح می کند که تبدیل به نیکی و حسنات شود. پس آنان هر چند که ممکن است خطا و اشتباهی کرده و بدی انجام دهند، ولی چون ذات ایشان دنبال بدی وبدکاری نیست، خدا شرایطی را فراهم می آورد که بدی تکفیر شده و با خوبی پوشیده گردد.(فتح، آیه ۵؛ تغابن، آیه ۹)
  9. نجات از گرفتاری ها: هم چنین خدا این افراد خوشبخت را از شرایط بد و گرفتاری ها نجات می دهد و اجازه نمی دهد که بدی با آنان تماسی بگیرد و اذیت و آزاری جدی را ایجاد کند و موجبات از دست رفتن چیزهایی شود که موجب حزن باشد و اگر جیزی از دست رفت، حزن و اندوهی در دل آنان راه نمی یابد.(زمر، آیه ۶۱)
  10. درجات معنوی: از نظر قرآن، از دیگر نشانه های خوشبختی آن است که صاحبان آن به درجات عالی معنوی می رسند حتی اگر در شرایط مادی دنیوی از امتیازات مادی و ثروت و قدرت و مانند آن ها برخوردار نباشند. آنان به سبب تلاش هایی که در چارچوب شریعت انجام می دهند به این مقامات عالی و درجات بلند معنوی می رسند.(توبه، آیه ۲۰)
  11. برخورداری از رحمت خاص: اگر همگان از رحمت رحمانی عام و همگانی برخوردار هستند، اهل خوشبختی حقیقی از رحمت خاص و رحیمی الهی نیز برخوردار هستند و خدا در همین دنیا عنایت خاصی نسبت به آنان داشته و آنان را در شرایط مطلوبی نگه می دارد که احساس خوشبختی حقیقی دارند.(انعام، آیات ۱۵ و ۱۶؛ توبه، آیات ۲۰ و ۲۱؛ غافر، آیه ۹؛ جاثیه، آیه ۳۰)
  12. برخوردار از فضل الهی: فضل الهی زیادت هایی است که خدا به افرادی خاص می دهد. اسلام و ایمان و نور قرآن و ولایت و مانند آن ها از مصادیق فضل الهی است. از نظر قرآن کسانی که خوشبخت حقیقی هستند از فضل الهی برخوردار هستند.(دخان، آیات ۵۱ و ۵۷)
  13. نجات از عذاب های دنیوی و اخروی: از دیگر نشانه های خوشبختی آنان است که این افراد از عذاب های الهی در دنیا و آخرت در امان هستند.(انعام، آیات ۱۵ و ۱۶؛ صافات، آیات ۵۹ و ۶۰؛ زمر، آیه ۶۱؛ دخان، آیات ۵۱ تا ۵۷) از نظر قرآن، کسانی که خوشبختی حقیقی را درک می کنند، حتی از مرگ های عوالم دیگر از جمله برزخ وقیامت در امان هستند و تنها مرگ در دنیا را برای انتقال به بهشت تجربه می کنند.( دخان، آیات ۵۱ تا ۵۷) البته در دنیا ممکن است این افراد از سوی دشمنان گرفتار برخی از مشکلات شوند، ولی هرگز طعم عذاب الهی را در دنیا نمی چشند و خدا مشکلات ایشان را نیز به فضل و رحمت خاص خویش با امدادها و تایید الهی برطرف می کند.

در روایات نیز نشانه ها و آثاری برای خوشبختی حقیقی بیان شده که از جمله آن ها می توان به روایت پیامبر صلى ا‏لله‏ علیه ‏و ‏آله اشاره کرد که فرمود : أربَعٌ مِنَ السَّعادَهِ و أربَعٌ مِنَ الشِّقاوَهِ، فَالأربَعُ الَّتى مِنَ السَّعادَهِ: الْمَرأَهُ الصّالِحَهُ و َالْمَسکَنُ الْواسِعُ و َالْجارُ الصّالِحُ وَ الْمَرکَبُ الْبَهىُّ وَ الأْربَعُ الَّتى مِنَ الشَّقاوَهِ: اَلْجارُ السُّوءُ و َالْمَرأهُ السُّوءُ و َالْمَسکَنُ الضَّیِّقُ و َالْمَرکَبُ السُّوءُ؛ چهار چیز از خوشبختى و چهار چیز از بدبختى است: چهار چیز خوشبختى: همسر خوب، خانه بزرگ، همسایه خوب و سوارى نیکو است و چهار چیز بدبختى: همسایه بد، همسر بد، خانه کوچک و سوارى بد است.(مکارم الأخلاق، ص ۱۲۶)

هم چنین در جایی دیگر پیامبر صلى ا‏لله‏ علیه ‏و ‏آله می فرماید: إذَا اسْتُحِقَّتْ وَلایَهُ اللّهِ و َالسَّعادَهُ جاءَ الأْجَلُ بَینَ الْعَینَینِ و ذَهَبَ الأْمَلُ وَراءَ الظَّهرِ و إذَا اسْتُحِقَّتْ وَلایَهُ الشَّیطانِ و َالشَّقاوَهُ جاءَ الأْمَلُ بَینَ الْعَینَینِ و ذَهَبَ الأْجَلُ وَراءَ الظَّهرِ؛ هرگاه کسى مستحق دوستى خداوند و خوشبختى باشد، مرگ در برابر چشمان او مى‏ آید و آرزو پشت سرش مى ‏رود؛ و هرگاه مستحق دوستى شیطان و بدبختى باشد، آرزو پیش چشم او ، و مرگ پشت سرش قرار مى ‏گیرد.(کافی، الاسلامیه، ج ۳، ص ۲۵۸، ح ۲۷) بنابراین کسانی که از مرگ و لقاء الله می ترسند، گرفتار خوشبختی کاذب هستند؛ زیرا مرگ دروازه ای به سوی بهشت و خوشبختی ابدی و جاودان و لقاء الله است و کسی از آن نمی ترسد. پس اهل ترس می بایست کسانی باشند که واقعا خوشبخت نیستند و گرفتار خوشبختی کاذب در دنیا هستند. از همین روست که یهودیان مدعی احباء الله و ابناءالله بودن، از مرگ می هراسند و دوست دارند هزاره ها زندگی کنند.(مائده، آیه ۱۸؛ بقره، آیه ۹۶)

در حالی که پیامبر صلى ا‏لله‏ علیه ‏و ‏آله می فرماید: اَلسَّعیدُ مَنِ اخْتارَ باقِیَهً یَدومُ نَعیمُها على فانیَهٍ لا یَنفَدُ عَذابُها وَ قَدَّمَ لِما یَقدِمُ عَلَیهِ مِمّا هُوَ فى یَدَیهِ قَبلَ أن یُخَلِّفَهُ لِمَن یَسعَدُ بِإنفاقِهِ وَ قَد شَقىَ هُوَ بِجَمعِهِ؛ خوشبخت کسى است که سراى باقى را که نعمتش پایدار است بر سراى فانى که عذابش بى ‏پایان است برگزیند و از آنچه در اختیار دارد براى سرایى که به آنجا مى ‏رود پیش فرستد قبل از آن‏که آنها را براى کسى بگذارد که او با انفاق آن خوشبخت مى ‏شود ولى خودش با گردآورى آن (دارایى‏ها) بدبخت شده است.(اعلام الدّین فی صفات المومنین ، ص ۳۴۵)

عوامل خوشبختی در زندگی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عواملی که موجب می شود تا انسان به احساس حقیقی خوشبختی برسد و خوشبختی را در زندگی احساس کند، عواملی هستند که خوشبختی ابدی را نیز برای شخص به ارمغان می آورند و پاداش به کار گیری این عوامل نیز بهشت ابدی و خوشبختی دایمی و ابدی است.

از نظر قرآن، عوامل اصلی و اساسی همان ایمان حقیقی و عمل صالح است که موجب تقوای الهی و تقرب به خدا می شود. این تقرب خود عامل خوشبختی است. بنابراین، عناصر اصلی و اسباب مهم خوشبختی را می بایست در همان ایمان و تقوای الهی جست و جو کرد. در آیات بسیاری از قرآن، مصادیق این ایمان و تقوای الهی بیان و سپس تبیین شده است که چگونه این امور موجب خوشبختی در دنیا و آخرت برای انسان می شود. بنابراین، در یک دسته بندی می توان گفت که مهم ترین عواملی که موجب خوشبختی وسعادت برای افراد می شود، عبارتند از:

  1. ایمان: از مهم ترین عوامل موثر در خوشبختی حقیقی، ایمان به خدا(توبه، آیات ۹۹ و ۱۰۰)، ایمان به غیب(بقره، آیات ۳ و ۵)، ایمان به قرآن و آیات الهی(بقره، آیات ۴ و ۵) است که موجب می شود تا انسان نسبت به زندگی و فلسفه و حکمت آن به گونه ای دیگر بنگرد و به مقدرات الهی بر اساس حکمت باور داشته باشد و برای رهایی از مشکلات تقوایی الهی پیشه گیرد یا صبر و استقامت ورزد و جزع و فزع نکند و نسبت به داشته ها فرحناک و فخور نشود و تخیلات او را به بیراهه نبرد و نسبت به از دست داده ها حزین و غمگین نشود و در عین آرامش باقی بماند.
  2. تقوای الهی: تقوای الهی به معنای هر چیزی است که انسان را از خشم و غضب الهی در امان نگه می دارد. بنابراین، انجام واجبات و ترک محرمات از مهم ترین عوامل تحقق تقوای الهی است. از نظر قرآن، کسانی به خوشبختی واقعی و حقیقی دست می یابند که واجبات خویش عمل کرده و از محرمات اجتناب نمایند.(بقره، آیات ۲ و ۵ و ۲۱) در همین راستا اجتناب از گناهان و پلیدی ها چون بت پرستی( مائده، آیه ۹۰)، شراب و خمر(همان)، قمار و بخت آزمایی(همان)، رسوم و سنت های جاهلی(بقره، آیه ۱۸۹) ، ربا خواری(بقره، آیه ۱۸۹؛ آل عمران، آیه ۱۳۰)، بخل (حشر، آیه ۹؛ تعابن، آیه ۱۶) و انجام واجباتی چون پرداخت زکات(اعراف، آیات ۱۵۶ و ۱۵۷)، انفاق مالی(بقره، آیات ۳ و ۶)، ایثارگری(حشر، آیه ۹ )، جهاد مالی و جانی(مائده، آیه ۳۵؛ توبه، آیات ۸۸ و ۱۱۱)، نماز (بقره، آیات ۳ و ۵)، روزه(توبه، آیات ۱۱۱ و ۱۱۲)، حفظ عفت و حیا(مومنون، آیات ۱ و ۵) و مانند آنها، موجب رستگاری و خوشبختی در دنیا و آخرت است. در آیات قرآنی به مصادیق واجبات و محرمات اشاره و تبیین شده که چگونه این عوامل موجب می شوند تا انسان احساس خوشبختی کرده و خوشبختی وسعادت حقیقی را در دنیا و آخرت تجربه نماید.
  3. اطاعت از رهبران الهی: از دیگر عوامل موثر در خوشبختی که مرتبط با همان ایمان و تقوای الهی است، می توان به اطاعت از رهبران الهی هم چون پیامبر اکرم(ص) به عنوان اطاعت از خدا اشاره کرد.(نساء، آیه ۱۳؛ نور، آیه ۵۲؛ احزاب، آیه ۷۱) کسی که به وظیفه و مسئولیت خویش به تمام کمال بپردازد، هیچ خوف نسبت به آینده و هیچ حزن و اندوهی نسبت به گذشته نداشته و به سبب انجام حدود الهی و مسئولیت ها و تکالیف احساس رضایت و خوشبختی می کند و در آرامش کامل به سر می برد. از نظر قرآن اطاعت از پیامبر(ص) بلکه اطاعت از امامان معصوم(ع) به معنای اطاعت از خدا و تقرب به وی و در نتیجه تحقق خوشبختی و احساس آن در زندگی دنیوی و اخروی است.( اعراف، آیه ۱۵۷) حضرت زهرا سلام الله علیها می فرماید: اِنَّ السَّعیدَ، کُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَن أحَبَّ عَلّیاً فی حَیاتِه وَ بَعدَ مَوتِه؛ همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.( امالی، صدوق، ص۱۸۲)

باید توجه داشت که برخی از اعمال می تواند شقاوت و بدبختی را به خوشبختی تبدیل کند، به عنوان نمونه پیامبر اکرم(ص) می فرماید: اَلصَّدَقَهُ عَلى وَجه ِها وَ اصطِناعُ المَعروفِ وَ بِرُّ الوالِدَینِ وَ صِلَهُ الرَّحِمِ تُحَوِّلُ الشِّقاءَ سَعادَهً وَ تَزیدُ فِى العُمرِ وَ تَقى مَصارِعَ السُّوءِ؛صدقه بجا، نیکوکارى، نیکى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوش بختى تبدیل و عمر را زیاد و از پیشامدهاى بد جلوگیرى مى کند.(نهج الفصاحه ص۵۴۹ ، ح ۱۸۶۹)

امیرمنان(ع) در سخنان بسیاری به عوامل سعادت و خوشبختی به شکل جزیی پرداخته است. از جمله ایشان می فرمایند: «إنَّ أسعَدَ الناسِ فی الدنیا مَن عَدَلَ عَمّا یَعرِفُ ضُرَّهُ، وإنَّ أشقاهُم مَنِ اتَّبَعَ هَواهُ؛ خوشبخت ترین مردم در دنیا کسى است که از آنچه مى داند برایش زیان آور است دورى کند، و بدبخت ترین آنان کسى است که از هواى نفس خود پیروى کند.»( وقعه صفین، نصر بن مزاحم، ص۱۰۸)

در جایی دیگر نیز می فرماید: مِنْ کَمالِ السَّعادَهِ السَّعْىُ فى صَلاحِ الْجُمْهورِ؛ کوشش در راه اصلاح عموم مردم، از کمال خوشبختى است.( جامع الاخبار، ص ۱۱۹)