عوامل و موجبات دوستی

پدر و پسر

بسم الله الرحمن الرحیم
دوستی و رفاقت با دیگران آثار بسیاری در زندگی فردی و اجتماعی و مادی و معنوی انسان به جا می گذارد. مهارت دوست یابی یکی از مهم ترین مهارت زندگی اجتماعی است. شناخت عوامل و موجبات دوستی می تواند کمک بسیاری برای کسب این مهارت بکند؛ از این رو نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام بر آن است تا این عوامل و موجبات را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
عوامل و موجبات دوگانه دوستی
دوستی یک رابطه دو سویه عاطفی و روانی است که آثار آن در حوزه های گوناگونی خودش را نشان می دهد. انسان زمانی می تواند یک رابطه صمیمانه دوستی را تجربه کند که به درستی بتواند عوامل و موجبات آن را به کار گیرد. شاید برای شما این شگفت انگیز باشد که برخی ناتوان از دوستی یا دوست یابی بوده یا به سادگی می توانند رابطه دوستی را از میان ببرند و در حقیقت فاقد مهارت زندگی در دوست یابی و حفظ دوستان هستند؛ زیرا عوامل و موجبات دوستی را نمی شناسند و با موانع دوستی آشنایی ندارند و یا اگر دارند نمی توانند آن علم را در مقام عمل به تجربه درآورند و از دانش خود برای دوست یابی و یا حفظ آن بهره برند.
در آموزه های وحیانی اسلام عوامل و موجباتی به عنوان عوامل ایجاد دوستی و حفظ رابطه دوستانه مطرح شده است که شامل دو دسته اصلی: ۱. عوامل منشی ؛ ۲. عوامل کنشی دسته بندی می شود. به این معنا که عوامل و موجبات دوستی شامل عوامل و موجباتی است که به حوزه اخلاق و فضایل فردی و حوزه اخلاق اجتماعی و رفتاری تعلق دارد. بنابراین، عوامل و موجبات دوستی را باید در این دو حوزه شناخت و در مقام عمل و کردار به کار گرفت.
عوامل خلقی و منشی دوستی
عوامل و موجباتی که در حوزه خلق و خوی انسان و منش شخصیتی هر کسی لازم است تا زمینه و بسترساز دوستی و ایجاد و بقای رابطه دوستی باشد، بسیار متعدد و متنوع است. در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:
۱. خوش نیتی: نیت یک حالت باطنی در انسان است که بیانگر انگیزه واقعی رفتار انسان نیز است. انسان هر کاری را با انگیزه ای انجام می دهد که اصطلاحا به آن نیت عمل می گویند. اگر انسان در زندگی نیت نیک و خیر داشته باشد، به طور طبیعی یک نیرو و انرژی از وی ساطع می شود که موجب جلب خوبان و نیکان به سوی او می شود. بنابراین، برای ایجاد دوستی و حفظ آن لازم است تا انسان نیت نیک داشته باشد. در برابر هر کسی سوء نیت داشته باشد از وی انرژی منفی بیرون می آید و به طور طبیعی دیگران را از خود دور می کند. پس باید نیت بد و سوء داشتن را به عنوان مانع دوستی و صداقت میان انسان مطرح کرد. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: مَن حَسُنَت نِیَّتُهُ کَثُرَت مَثوبَتُهُ، وطابَت عیشَتُهُ، وَوَجَبَت مَوَدَّتُهُ؛ هر که خوش نیّت گردد، پاداشش فراوان مى شود، زندگى اش خوش مى گردد و دوستى اش [بر دیگران] لازم مى شود.(غرر الحکم: ۹۰۹۴ )
۲. خوش گمانی: حسن ظن که ضد سوء ظن است، از دیگر عوامل و موجبات دوستی است. انسان اگر بخواهد در جامعه زندگی سالم و بی اضطرابی داشته باشد، باید نسبت به دیگران خوش گمان باشد؛ زیرا بدگمانی عامل اضطراب و ده ها بیماری روانی و رفتاری است. از همین روست که در آیات قرآنی از بدگمانی نهی شده است. خداوند می فرماید: یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱجْتَنِبُوا۟ کَثِیرًۭا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ ٱلظَّنِّ إِثْمٌۭ ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است.(حجرات، آیه ۱۲) خوش گمانی به دیگران موجب می شود تا نسبت به دیگران احساس آرامش داشته باشد و هراسان و ترسان نشود و رابطه با دیگران برایش سخت و  دشوار نشود. این گونه است که به سادگی با دیگران ارتباط برقرار کرده و گرم می گیرد و همین امر موجب می شود تا دیگران نیز به وی گرایش یابند و زمینه دوستی میان او و دیگران فراهم آید.  امام على علیه السلام درباره نقش خوش گمانی در ایجاد و بقای دوستی می فرماید:  مَن حَسُنَ ظَنُّهُ بِالنّاسِ حازَ مِنهُمُ المَحَبَّهَ؛ هر که به مردم خوش گمان گردد، دوستى آنان را به دست مى آورد.(غرر الحکم: ۸۸۴۲.)
۳. خوش خویی: در آیات و روایات بر خوش خویی و حسن خلق تاکید بسیار شده است. همین خوش خویی در پیامبر(ص) موجب شده تا مردمان به ایشان گرایش یابند و پیرو عقاید اسلام و  مکتب وحیانی آن شوند. اگر پیامبر(ص) بد خلق بود مردمان از دور ایشان پراکنده می شدند و کسی به ایشان گرایش پیدا نمی کرد. در خوش خویی ایشان همین بس که خداوند در آیه ۴ سوره قلم درباره ایشان می فرماید: وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍۢ ؛ و تو اخلاق عظیم و خویی والا و برجسته‌ای داری! آن حضرت(ص) خود آینه خوش خویی بوده است ؛ چنان که خداوند در آیات قرآنی بر این نکته تاکید و توجه می دهد. سنت و سیره آن حضرت (ص) و اهل بیت(ع) خوش خویی بوده است و حسن خلق ایشان زبانزد عام و خاص و دوست و دشمن بوده است. به هر حال، در روایات بر حسن خلق و خوش خویی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل و موجبات جلب محبت دیگران و دوستی آنان تاکید شده است. امام على علیه السلام می فرماید:  عَلَیکَ بِحُسنِ الخُلُقِ ؛ فَإِنَّهُ یَکسِبُکَ المَحَبَّهَ ؛ پایبند خوش خویى باش که دوستى [مردم] را نصیبت مى کند.(غرر الحکم: ۶۱۰۰) امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: طَلَبتُ صُحبَهَ النّاسِ فَوَجَدتُها فی حُسنِ الخُلُقِ ؛ خواستار همراهى مردم شدم، پس [ریشه] آن را در خوش خویى یافتم. (مستدرک الوسائل: ۱۲، ۱۷۴، ۱۳۸۱۰ نقلاً عن مجموعه الشهید.) پس اگر کسی بخواهد دوستی دیگران را برای خود جلب کند، باید خوش خویی را در خود تقویت کند؛ زیرا عامل و موجب دوستی در خود شخص است نه در جایی دیگر.  امام صادق علیه السلام در جایی دیگر می فرماید: حُسنُ الخُلُقِ مَجلَبَهٌ لِلمَوَدَّهِ ؛ خوش خویى، جلب کننده دوستى است.(الکافی: ۱، ۲۷، ۲۹ عن مفضّل بن عمر، تحف العقول: ۳۵۶، بحار الأنوار: ۷۸، ۲۶۹، ۱۰۹.) البته همان طوری که خوش خویی در ذات آدمی موجب جلب دیگران به سوی وی است، هم چنین عامل بقای دوستی است؛ زیرا اگر انسانی خوش خو باشد دیگران تمایل به بقای دوستی خود با وی دارند و بدخویی آنان را گریزان می کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله خود درباره تاثیر خوش خویی در بقای دوستی و افزایش درجه و مرتبه آن می فرماید: حُسنُ الخُلُقِ یُثبِتُ المَوَدَّهَ ؛ خوش خویى، دوستى را استوار مى کند. (تحف العقول: ۴۵، مشکاه الأنوار: ۷۰ عن الإمام الکاظم علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله، بحار الأنوار: ۷۷،۱۴۸،۷۱.) امام على علیه السلام نیز می فرماید: حُسنُ الأخلاقِ یُدِرُّ الأَرزاقَ ویونِسُ الرِّفاقَ ؛ خوش خویى، روزى را فراوان مى کند و دوستان را [با انسانْ ] مأنوس مى نماید.(غرر الحکم: ۴۸۵۶ )  امام على علیه السلام: حُسنُ الخُلُقِ یورِثُ المَحَبَّهَ، ویُؤَکِّدُ المَوَدَّهَ ؛ خوش خویى، محبّت به بار مى آورد و دوستى را استوار مى کند.(غرر الحکم: ۴۸۶۴.)
۴. خوش رفتاری: خوش رفتاری بازتابی از خوش خویی آدمی است. بنابراین، کسی که خوش رفتار است نیت خوب و نیکی دارد و نسبت به دیگران خوش گمان است. همین امور موجب می شود تا دیگران به ایشان رغبت داشته و گرایش یابند و دوستانش افزایش پیدا کنند. امام على علیه السلام می فرماید:  بِحُسنِ العِشرَهِ تَأنَسُ الرِّفاقُ؛  با خوش رفتارى، رفیقان، انس مى گیرند.(غرر الحکم: ۴۲۳۳.) امام على علیه السلام در جایی دیگر می فرماید: مَن حَسُنَت عِشرَتُهُ کَثُرَ إخوانُهُ ؛ هر که خوش رفتار باشد، برادرانش فراوان مى گردند. (غرر الحکم: ۸۳۹۲.) این خوش رفتاری در خوش صبحتی و مصاحبت و همراهی با دیگران نیز خودش را نشان می دهد که عامل ترغیب دوستان است. امام على علیه السلام در این باره نیز فرموده است:  فی حُسنِ المُصاحَبَهِ یَرغَبُ الرِّفاقُ؛ با خوش رفتارى، رفیقان [به دوستى با انسانْ] تمایل پیدا مى کنند. (غرر الحکم: ۶۵۱۴.)امام على علیه السلام در جایی دیگر در این باره می فرماید:  بِحُسنِ الصُّحبَهِ تَکثُرُ الرِّفاقُ ؛ با خوش رفتارى، رفیقانْ فراوان مى شوند. (غرر الحکم: ۴۲۸۲.) شاید بتوان گفت که نیک مصاحبت و همراهی با دیگران در زندگی محبت را در دل ها افزایش می دهد و همین موجب افزایش دوستان می شود. امام على علیه السلام به این ارتباط نیز  این گونه اشاره داشته و فرموده  است: حُسنُ الصُّحبَهِ یَزیدُ فی مَحَبَّهِ القُلوبِ ؛ خوش رفتارى، بر محبّت دل ها مى افزاید. (غرر الحکم: ۴۸۱۲.) ایشان در جایی دیگر می فرماید:  مَن أحسَنَ المُصاحَبَهَ کَثُرَ أصحابُهُ ؛ هر که خوش رفتارى پیشه کند، دوستانش فراوان مى شوند.(غرر الحکم: ۸۳۴۱. )
۵. اخلاص و خلوص: چنان که گفته شد انسان باید خوش نیت باشد تا دیگران رغبت به دوستی ایشان پیدا کنند. اخلاص در دوستی بازتابی از این خوش نیتی است؛ زیرا بدون اخلاص در دوستی نمی توان از خوش نیتی و صفا و صمیمیت در دوستی سخنی به میان آورد. امام علی (ع) می فرماید: دارِ عَدُوَّکَ، وأخلِص لِوَدودِکَ ؛ تَحفَظِ الاُخُوَّهَ، وتُحرِزِ المُروءَهَ ؛   با دشمنت مدارا کن و براى دوستت خالص شو، تا [حقّ ]برادرى را حفظ کرده، مروّت را به دست آورده باشى.(غرر الحکم: ۵۱۳۰.)  پیامد  و نتیجه این گونه دوستی آن است که اگر انسان در دوستی صداقت و خلوص داشته باشد، و راستی راستی دوست باشد، با جفای دوست هرگز دست از دوستی بر نمی دارد و بر دوستی اش باقی می ماند، چنان که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: لا یَحولُ الصَّدیقُ الصَّدوقُ عَنِ المَوَدَّهِ وإن جُفِیَ ؛  دوستِ راستین، از دوستى اش بر نمى گردد، گرچه در حقش جفا شود.(غرر الحکم: ۱۰۸۲۴)
۶. گشاده رویی: بازتاب خوش خویی، گشاده رویی و بشاشت وجه است. انسان هایی که خوشخو هستند، گشاده رو هستند. از این رو وقتی با ایشان مواجه می شویم هماره با گشاده رویی به استقبال آدمی می آیند و هرگز عبوس و اخمو نیستند. همین گشاده رویی که بازتابی از باطن نیک ایشان است، عامل جلب و جذب دیگران است. برای همین امیرمومنان امام علی(ع) از گشاده رویی به عنوان دام و صید یاد کرده و می فرماید: البَشاشَهُ فَخُّ المَوَدَّهِ ؛ گشاده رویى، وسیله شکار کردنِ دوستى است. (تحف العقول: ۲۰۲، کنز الفوائد: ۱، ۹۳، أعلام الدین: ۱۷۸، بحار الأنوار: ۷۸، ۳۹، ۱۳.) و در جایی دیگر می فرماید: البَشاشَهُ حِبالَهُ المَوَدَّهِ ؛ گشاده رویى، دامى براى دوستى است.(نهج البلاغه: الحکمه ۶، مشکاه الأنوار: ۲۲۳، روضه الواعظین: ۴۱۳، غرر الحکم: ۱۰۷۵ و ۶۱۰۱ وفیه «علیک بالبشاشه»، بحار الأنوار: ۷۴، ۱۶۷، ۳۵.) هم چنین گشاده رویی موجب می شود تا دوستان با هم انس بیش تری بگیرند. امام على علیه السلام می فرماید:  البِشرُ یونِسُ الرِّفاقَ؛ گشاده رویى، رفیقان را [با انسانْ] مأنوس مى کند. (غرر الحکم: ۷۳۶.) از نظر امام على علیه السلام محبت میان افراد بشر با گشاده رویی ایجاد می شود؛ در حقیقت برای هر چیزی اسبابی است که از اسباب محبت نیز گشاده رویی است.  ایشان می فرماید:  سَبَبُ المَحَبَّهِ البِشرُ ؛ گشاده رویى، عامل دوستى است. (غرر الحکم: ۷۳۶، ۵۵۴۶.) به سخن دیگر، بشر بیانگر خوشخویی و خوش نیتی و خوش گمانی است که در چهره ظاهر می شود و همین چهره ظاهر سبب می شود تا دیگران از محبت شما آگاه شده و بدان گرفتار آیند. بر همین اساس کلینی در کافى  ـ به نقل از فُضَیل ـ  نقل می کند که:  [امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام ]فرموده است: صَنائِعُ المَعروفِ وحُسنُ البِشرِ یَکسِبانِ المَحَبَّهَ، ویُدخِلانِ الجَنَّهَ. وَالبُخلُ وعَبوسُ الوَجهِ یُبعِدانِ مِنَ اللّهِ، ویُدخِلانِ النّارَ ؛  نیکوکارى در حقّ دیگران و گشاده رویى، دوستى را نصیب [انسان] مى کنند و او را به بهشتْ مى برند. بُخل و تُرشرویى، [انسان را] از خدا دور مى کنند و به دوزخ وارد مى کنند.(الکافی: ۲، ۱۰۳، ۵، بحار الأنوار: ۷۴، ۱۷۲، ۴۰.)
۷. ادب: ادب لطائف رفتاری است که انسان در هر جایی باید مراعات کند؛ زیرا هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد. از این رو، انسان در هر مجلسی نمی تواند از یک نوع بیان بهره گیرد؛ به عنوان نمونه در مصاحبت با کودکان نمی توان همان رویه ای را در پیش گرفت که در مصاحبت با دوستان یا دیگران در پیش گرفته می شود. شناخت لطائف رفتار با دیگران و به کارگیری جزئیات در رفتار از مصادیق ادب است. ادب ورزی خود عاملی مهم در حفظ و جذب دوستان است. امام کاظم علیه السلام می فرماید:  لا تُذهِبِ الحِشمَهَ بَینَکَ وبَینَ أخیکَ، أبقِ مِنها ؛ فَإِنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَیاءِ، وبَقاءُ الحِشمَهِ بَقاءُ المَوَدَّهِ ؛ احترام میان خود و برادرت را از بین مَبَر و چیزى از آن بگذار ؛ زیرا از میان رفتن آن، از میان رفتن شرم است و بر جاى بودن احترام، [عامل ]بر جاى بودن دوستى است.(تحف العقول: ۴۰۹ و ص ۳۷۰، الکافی: ۲، ۶۷۲، ۵ عن الإمام الکاظم علیه السلام ولیس فیه «وبقاء الحشمه»، مشکاه الأنوار: ۲۲۰ و ص ۱۰۵ عن خالد بن نجیح عن الإمام الصادق علیه السلام، بحار الأنوار: ۷۸، ۳۲۰، ۱۴.)
۸. مودت: مودت اظهار دوستی و محبتی است که در باطن است. این امر خود عامل جلب و جذب دیگران و ایجاد زمینه دوستی با ایشان است. امام علی(ع) می فرماید:  بِالتَّوَدُّدِ تَکونُ المَحَبَّهُ ؛  با اظهار دوستى، دوستى پدید مى آید.(غرر الحکم: ۴۱۹۴ ) هم چنین از نظر آن حضرت(ع) مودت و اظهار دوستی در آشکار و بیان و رفتار موجب می شود تا دوستی های باقی و برقرار بماند و استواری یابد: بِالتَّوَدُّدِ تَتَأَکَّدُ المَحَبَّهُ؛ با اظهار دوستى، دوستى استوار مى شود.(غرر الحکم: ۴۳۴۱.)
۹. فروتنی و تواضع: از جمله عوامل باطنی و فضایل فردی که عامل جلب محبت و دوستی دیگران است، فروتنی و تواضع است. در این باره بسیار گفته و نوشته شده است. امام علی (ع) می فرماید: ثَمَرَهُ التَّواضُعِ المَحَبَّهُ؛ محبت و دوستى، میوه فروتنى است.(غرر الحکم: ۴۶۱۳، شرح نهج البلاغه: ۲۰، ۲۹۶، ۳۸۹.)
۱۰. وفاداری: وفا به معنای انجام تعهدات و پیمان ها و قول و قرارها، هم عامل ایجادی دوستی و محبت و هم عامل حفاظت آن است. امام على علیه السلام می فرماید: سَبَبُ الاِیتِلافِ الوَفاءُ؛ وفادارى، عامل الفت گرفتن [مردم با شخص ]است.(غرر الحکم: ۵۵۱۱ ) ایشان هم چنین در بیان بقای دوستی می فرماید: مَن کانَ ذا حِفاظٍ ووَفاءٍ لَم یَعدَم حُسنَ الإِخاءِ؛ هرکه باوفا و مرزْ نگهدار باشد، برادرىِ نیکو را از دست نمى دهد.(غرر الحکم: ۸۷۲۶.)
۱۱. انصاف: این فضلیت اخلاقی بیانگر این معنا است که انسان اگر خیری به او رسید بر آن است تا با دیگران تقسیم کند. چنین رفتار و رویه در زندگی موجب می شود که انسان جنبه ای از عدالت اجتماعی و به ویژه اقتصادی را مراعات کند. این که انسان همه خیر را برای خود بخواهد و نسبت به دیگران مانع الخیر باشد، دور از انصاف است. انصاف کردن یعنی نیمی از خیر و نعمتی برای من و نیمی دیگر از آن تو. این گونه است که در معامله همه سود را برای خود نمی خواهد و با انصاف بر آن می شود تا بهره ای از سود را به مشتری بدهد. اتخاذ چنین رویه ای در معاملات و اقتصاد بسیار مهم است. این که در مشکلات نیز همه تقصیر را به گردن دیگری نیاندازد و انصاف دهد که بخشی از مشکل از سوی خود یا دیگران ایجاد شده نیز نوعی دیگر از اقتصاد است که در روابط اجتماعی می تواند موجب الفت میان آدم ها شده و محبت را ایجاد نمایند و دوستی را پدید آورد. امام على علیه السلام می فرماید:  الإِنصافُ یُؤَلِّفُ حدیث  القُلوبَ؛ انصاف، دل ها را به یکدیگر مى پیوندد.(غرر الحکم: ۱۱۳۰.) ایشان هم چنین می فرماید: الإِنصافُ یَرفَعُ الخِلافَ، ویوجِبُ الإیتِلافَ ؛   انصاف، اختلاف را مى زداید و الفتْ پدید مى آورد.(غرر الحکم: ۱۷۰۲.) از نظر آن حضرت(ع) نه تنها انصاف موجب ایجادی محبت و الفت میان مردمان است، بلکه عامل حفظ محبت و بقای دوستی نیز است: الإِنصافُ یَستَدیمُ المَحَبَّهَ ؛ انصاف، دوستى را پایدار مى کند.(غرر الحکم: ۱۰۷۶.) ایشان هم چنین می فرماید: مَعَ الإِنصافِ تَدومُ الاُخُوَّهُ ؛ با انصاف، برادرى ادامه مى یابد.(غرر الحکم: ۹۷۳۶.) امام على علیه السلام:  با انصاف می توان در دلها رسوخ و نفوذ کرد و دل ها را به گونه ای در آورد تا خود گرفتار محبتی شوند که اطاعت برآیند آن است. امام على علیه السلام در این باره می فرماید: عَلَى الإِنصافِ تَرسَخُ المَوَدَّهُ ؛ برپایه انصاف، دوستى استوار مى شود.(غرر الحکم: ۶۱۹۰) برای افزایش دوستان نیز می بایست این خلق و خو را در خود تقویت کرد. امام على علیه السلام می فرماید: المُنصِفُ کَثیرُ الأَولِیاءِ وَالأَوِدّاءِ؛ شخص با انصاف، یاران و دوستان بسیارى دارد.(غرر الحکم: ۲۱۱۶.) امام جواد علیه السلام نیز می فرماید: ثَلاثُ خِصالٍ تُجتَلبُ بِهِنَّ المَحَبَّهُ: الإِنصافُ فِی المُعاشَرَهِ، وَالمُؤاساهُ فِی الشِّدَّهِ وَالاِنطِواعِ، وَالرُّجوعُ إلى قَلبٍ سَلیمٍ؛ با سه خصلت، دوستى را به دست مى آورند: انصاف در معاشرت، همدردى [با دیگران ]در خوشى و ناخوشى، و داشتن قلبى پاک [از گناهان].(کشف الغمّه: ۳، ۱۳۹، بحار الأنوار: ۷۸، ۸۲، ۷۷.)
۱۲. صداقت و راستی: از دیگر عوامل موثر در جلب و جذب دیگران به دوستی و محبت می بایست به راستی و صداقت اشاره کرد؛ زیرا انسان ها با دروغ و کذب از یک دیگر دور می شوند و با صداقت به یک دیگر گرایش می یابند. انسان راستگو و صادق محبوب دل ها است. امام على علیه السلام می فرماید: یَکتَسِبُ الصّادِقُ بِصِدقِهِ ثَلاثا: حُسنَ الثِّقَهِ بِهِ، وَالمَحَبَّهَ لَهُ،  وَالمَهابَهَ عَنهُ ؛  شخص راستگو با راستگویى خود، سه چیز را به دست  مى آورد: اعتماد، دوستى و هیبت و شُکوه [در دل ها].(غرر الحکم: ۱۱۰۳۸، وفی بعض الطبعات «منه» بدل «عنه».)
۱۳. نرمی: نرمی در اشکال گوناگونی چون رفق و لیانت می تواند موجب جذب و جلب قلوب مردمان شود و انسان ها را به هم نزدیک کند. این نرمی میان افراد یک جامعه ایمانی بسیار مهم است. خداوند در آیات قرآنی در توصیف پیامبر(ص) و یارانش می فرماید که ایشان با خودشان رحیم و مهربان و با دشمنان شدید و سخت هستند. (فتح، آیه ۲۹) نرم سخن گفت و نرم رفتاری به جای درشت خویی و درشت گویی امری است که در روایات بسیار تاکید شده است. مدارا کردن با دیگران حتی موجب می شود که انسان محبوب دشمنانش شود. امام على علیه السلام می فرماید:  رِفقُ المَرءِ وسَخاؤُهُ یُحَبِّبُهُ إلى أعدائِهِ ؛ نرمى و بخشندگى انسان، او را محبوبِ دشمنانش مى کند.( غرر الحکم: ۵۴۲۹. ) در این میان نرمی با افراد جامعه بسیار مهم و اساسی است.  امام على علیه السلام می فرماید:  مَن لانَت عَریکَتُهُ وَجَبَت مَحَبَّتُهُ ؛  هر که نرمخو گردد، دوستى اش [در دل ها ] جای گیر مى شود. (غرر الحکم: ۸۱۵۲.) امام على علیه السلام هم چنین در جایی دیگر می فرماید: مَن یُلِن حاشِیَتَهُ یَعرِفَ صَدیقُهُ مِنهُ المَوَدَّهَ ؛ هر که نرمخو گردد، دوستش [آثار ]دوستى را از او خواهد شناخت.( الکافی: ۲، ۱۵۴، ۱۹ عن یحیى عن الإمام الصادق علیه السلام.)
۱۴. کرامت: کرامت امری فراتر از بزرگواری است. کریم افزون تر از محسن عمل می کند و نه تنها اهل گذشت است بلکه اهل ایثار است. از این روست که در میان دوستان انسان باید فراتر از احسان به اکرام معروف باشد. شخصیت کریم بسیار محبوب در نزد خدا و خلق است؛ چنان که امیرمومنان امام على علیه السلام می فرماید: الکَریمُ عِندَ اللّهِ مَحبورٌ مُثابٌ،وعِندَ النّاسِ مَحبوبٌ مُهابٌ ؛ شخص بزرگوار، نزد خداوند، خرّم و باپاداش است و نزد مردم، محبوب و با شُکوه و هیبت.(غرر الحکم: ۲۱۴۶.)
۱۵. خاموشی: سخن گفتن آفاتی دارد. از این روست که در اسلام کم گویی و گزیده گویی و حتی بر سکوت و خاموشی تاکید شده است. در روایات خاموشی را به عنوان عامل ایجادی محبت معرفی کرده اند.  امام رضا علیه السلام می فرماید:  مِن عَلاماتِ الفِقهِ الحِلمُ، وَالعِلمُ، وَالصَّمتُ. إنَّ الصَّمتَ بابٌ مِن أبوابِ الحِکمَهِ. إنَ الصَّمتَ یَکسبُ المَحَبَّهَ. إنَّهُ دَلیلٌ عَلى کُلِّ خَیرٍ؛ بردبارى، دانش و خاموشى، از نشانه هاى فهم است. خاموشى، درى از درهاى حکمت است. خاموشى، دوستى را نصیب [انسان] مى کند و راهنمایى به سوى هر نیکى است.  (الکافی: ۲، ۱۱۳، ۱، الخصال: ۱۵۸، ۲۰۲، قرب الإسناد: ۳۶۹، ۱۳۲۱، عیون أخبار الرضا علیه السلام: ۱، ۲۵۸، ۱۴ وفیه «الفقیه» بدل «الفقه» کلّها عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر، تحف العقول: ۴۴۵ وفیه «الحلم والعلم، والصمت بابٌ.» و ص ۴۴۲، الاختصاص: ۲۳۲ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ۷۱، ۲۷۶، ۸، وراجع مشکاه الأنوار: ۱۷۵.)
۱۶. سخاوت و جود: سخاوت به معنای استفاده از مالی به گونه ای است که هم خودش استفاده می کند و هم به دیگران می دهد. در روایات بر سخاوت تاکید شده و آثار و برکاتی برآن بیان شده که از جمله آن ها جلب محبت و دوستی دیگران است. امام على علیه السلام می فرماید:   السَّخاءُ یَکسِبُ المَحَبَّهَ، ویُزَیِّنُ الأَخلاقَ ؛ سخاوت و بخشندگى، دوستى را نصیب [انسان ]مى کند و اخلاق را زینت مى بخشد.( غرر الحکم: ۱۶۰۰.) آن حضرت (ع) سخاوت را سبب ایجادی محبت دانسته و می فرماید: سَبَبُ المَحَبَّهِ السَّخاءُ ؛ بخشندگى، عامل دوستى است.( غرر الحکم: ۵۵۱۰، وراجع بحار الأنوار: ۱۵، ۳۱، ۴۸.) به نظر ایشان سخاوت مزرعه و کشتزار محبت است: السَّخاءُ یَزرَعُ المَحَبَّهَ ؛ بخشندگى، [بذر] دوستى را [در دل ها] مى کارد.(غرر الحکم: ۳۰۶.) ایشان هم چنین آن را عامل افزایش رزق و روزی دانسته و می فرماید: عَلَیکُم بِالسَّخاءِ وحُسنِ الخُلُقِ ؛ فَإِنَّهُما یَزیدانِ الرِّزقَ، ویوجِبانِ المَحَبَّهَ؛  پایبند بخشندگى و خوش خویى باشید؛ زیرا این دو، روزى را افزایش مى دهند و باعث دوستى مى شوند.(غرر الحکم: ۶۱۶۱.) از نظر ایشان جود که بخشندگی برتر از جنس های نیک و دارای جودت است، می تواند تاثیر مثبتی بگذارد: جودُ الرَّجُلِ یُحَبِّبُهُ إلى أضدادِهِ، وبُخلُهُ یُبَغِّضُهُ إلى أولادِهِ ؛   جود و بخشندگىِ انسان، او را محبوب مخالفانش مى کند و بُخلش او را منفور فرزندانش مى سازد.(غرر الحکم: ۴۷۲۹.) از ویژگی های جواد آن است که محبوب همگان است: الجَوادُ مَحبوبٌ مَحمودٌ وإن لَم یَصِل مِن جودِهِ إلى مادِحِهِ شَیءٌ، وَالبَخیلُ ضِدُّ ذلِکَ ؛ آدم بخشنده، محبوب و ستوده است، گرچه از بخشش او چیزى به ستایشگرش نرسد، برعکسِ شخص بخیل.(غرر الحکم: ۱۹۰۹.) ایشان هم چنین می فرماید: السَّیِّدُ مَحسودٌ، وَالجَوادُ مَحبوبٌ مَودودٌ؛ انسان بزرگ، مورد حسادت است و انسان بخشنده، محبوب و دوست داشتنى است.(غرر الحکم: ۱۷۶۳.)
۱۷. بیزاری از بدی: همان طوری که فضایلی چون صداقت و سخاوت موجب جلب محبت و دوستی دیگران است، نداشتن گرایش به بدی بلکه گریزش از آن خود عامل جلب محبت و دوستی است. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید:  مَن کَرَّهَ اللّهُ إلَیهِ الشَّرَّ… رَزَقَهُ اللّهُ مَوَدَّهَ النّاسِ ومُجامَلَتَهُم، وتَرَکَ مُقاطَعَهَ النّاسِ وَالخُصوماتِ، ولَم یَکُن مِنها ولا مِن أهلِها فی شَیءٍ ؛   هرکه خداوند، بدى را منفورش ساخته باشد،… دوستى و سازگارى با مردم را روزى او ساخته است. چنین کسى، از گسستن از مردم و دشمنى ها به دور است و هیچ نسبتى با این خصلت ها و صاحبان آنها ندارد.(الکافی: ۸، ۱۲، ۱ عن إسماعیل بن مخلّد السراج وإسماعیل بن جابر وحفص المؤذّن، تحف العقول: ۳۱۴، بحار الأنوار: ۷۸، ۲۲۲، ۹۳.)
۱۸. فقدان حسادت: هم چنین فقدان حسادت در آدمی موجب جلب محبت دیگران و دوستی آنان می شود. امام على علیه السلام می فرماید: مَن تَرَکَ الحَسَدَ کانَت لَهُ المَحَبَّهُ عِندَ النّاسِ؛ هرکه حسادت را رها کند، محبوب مردم مى شود. (تحف العقول: ۸۹ وص ۹۹، بحار الأنوار: ۷۷، ۲۳۷، ۱.) امام صادق علیه السلام نیز می فرماید:  إنَّ صاحِبَ الدّینِ… اِطَّرَحَ الحَسَدَ فَظَهَرَتِ المَحَبَّهُ؛ شخص دیندار،… حسادت را رها کرده است. در نتیجه، دوستى پدیدار شده است.(الأمالی للمفید: ۵۲، ۱۴ عن محمّد بن نضر بن قرواش، بحار الأنوار: ۶۹، ۲۷۷، ۱۲.)
۱۹. فراموشی بدی دیگران: عفو و گذشت از مهم ترین عوامل روابط اجتماعی سالم است. در این میان فراموشی بدی دیگران مهم تر است؛ زیرا موجب آرامش شخص و تاثیر مثبت در اخلاق و رفتار وی می گذارد. امام على علیه السلام می فرماید:  تَناسَ مَساوِئَ الإِخوانِ تَستَدِم وُدَّهُم؛ بدى هاى برادران را فراموش کن، تا دوستى شان را پایدار کنى. (غرر الحکم: ۴۵۸۴.) ـ در حکمت هاى منسوب به امام على علیه السلام آمده که ایشان می فرماید: مِمّا تَکتَسِبُ بِهِ المَحَبَّهَ أن تَکونَ عالِما کَجاهِلٍ، وواعِظا کَمَوعوظٍ ؛ یکى از عوامل به دست آوردن دوستى، آن است که دانا باشى [امّا با ظاهرى] چون نادان، و پند دهنده باشى، [با ظاهرى] چون پند گیرنده. (شرح نهج البلاغه: ۲۰، ۳۳۰، ۷۸۸.)
۲۰. اقبال دل به خدا: از مهم ترین عوامل دیگر موثر می توان به اقبال دل به سوی خداوند اشاره کرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:  تَفَرَّغوا مِن هُمومِ الدُّنیا مَا استَطَعتُم ؛ فَإِنَّهُ مَن أقبَلَ إلَى اللّهِ بِقَلبِهِ جَعَلَ اللّه ُقُلوبَ العِبادِ مُنقادَهً إلَیهِ بِالمَوَدَّهِ وَالرَّحمَهِ،وکانَ اللّهُ بِکُلِّ خَیرٍ یُسرِعُ ؛   هر چه مى توانید، از اندوه هاى دنیا فارغ شوید؛ زیرا هر که با دل خود به خدا روى بیاورد، خدا دل هاى بندگان را به دوستى و مهربانى، رام او خواهد ساخت و خدا به هر خیرى [برایش ]مى شتابد.(الدرّه الباهره: ۱۷ وفی هامشه «کذا، وفی بعض النسخ: کان اللّه إلیه بکلّ خیر أسرع، وهذا هو الصحیح»، بحار الأنوار: ۷۷،۱۶۶،۳. ) آن حضرت (ص) هم چنین می فرماید: ما أقبَلَ عَبدٌ بِقَلبِهِ إلَى اللّهِ إلاّ جَعَلَ اللّهُ قُلوبَ المُؤمِنینَ تَفِدُ إلَیهِ بِالوُدِّ وَالرَّحمَهِ، وکانَ اللّهُ بِکُلِّ خَیرٍ إلَیهِ أسرَعَ ؛   هر گاه بنده اى با دل خود به خدا روى بیاورد، خدا دل هاى مؤمنان را بر آن مى دارد تا با دوستى و مهربانى به او روى آورند، و خدا برایش به هر خیرى شتابان تر است.( المعجم الأوسط: ۵،۱۸۶،۵۰۲۵، حلیه الأولیاء: ۱،۲۲۷ کلاهما عن أبی الدرداء، کنز العمّال: ۳،۱۸۵،۶۰۷۷.)
عوامل رفتاری و کنشی دوستی
همان طوری که عوامل خلقی و منشی در جلب و جذب مردم و محبت ایشان و نیز دوستی و بقای آن نقش دارد، رویه و رفتارها و کردارهای اجتماعی ما نیز نقش بسیار تعیین کننده و حساس در ایجاد و بقای محبت و دوستی دارد که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:
۱. احسان و نیکی به مردم: خداوند درباره تاثیر نیکی به مردم به ویژه در برابر بدی ایشان که از مصادیق احسان و گاه اکرام است، می فرماید وَ لاَ تَسْتَوِى الْحَسَنَهُ وَ لاَ السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ و عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِیمٌ (خوبى و بدى برابر نیستند. [بدى را ]به آنچه بهتر است، پاسخ ده. پس آن گاه، آن که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى یک دل مى گردد.(فصلت، آیه ۳۴) پیامبر(ص) نیز می فرماید: إذا أرَدتَ أن یُحِبَّکَ المَخلوقونَ فَأَحسِن إلَیهِم، وَارفُض ما فی أیدیهِم ؛ هرگاه خواستى که آفریدگان دوستت بدارند، به آنان نیکى کن و آنچه را در دست دارند، رها کن و طمع در اموال آنان مدار(أعلام الدین: ۲۶۸ عن الإمام علیّ علیه السلام، بحار الأنوار: ۸۵، ۱۶۴، ۱۲.)  رسول خدا صلی الله علیه و آله هم چنی می فرماید:  جُبِلَتِ القُلوبُ عَلى حُبِّ مَن أحسَنَ إلَیها، وبُغضِ مَن أساءَ إلَیها ؛ دل ها بر دوستى آن که به آنها نیکى کند و دشمنى آن که  بدان ها بدى کند، سرشته شده اند.(کتاب من لا یحضره الفقیه: ۴، ۳۸۱، ۵۸۲۶ و ص ۴۱۹، ۵۹۱۷ عن الإمام الرضا علیه السلام، تحف العقول: ۳۷، نثر الدرّ: ۱، ۲۶۴، بحار الأنوار: ۷۷، ۱۴۰، ۱۸ ؛ شُعب الإیمان: ۶، ۴۸۱، ۸۹۸۴، تاریخ بغداد: ۷، ۳۴۶، حلیه الأولیاء: ۴، ۱۲۱ کلّها عن عبداللّه بن مسعود، کنز العمّال: ۱۶، ۱۱۵، ۴۴۱۰۲.) رسول خدا صلی الله علیه و آله هم چنین می فرماید: ومَن بَسَطَ کَفَّهُ لَهُم بِالمَعروفِ رُزِقَ المَحَبَّهَ مِنهُم ؛  هرکه دستش را براى نیکى به مردم بگشاید، دوستى آنان روزى اش خواهد شد.(کنز الفوائد: ۱، ۱۳۵، أعلام الدین: ۳۱۵، بحار الأنوار: ۷۵، ۳۵۹، ۷۴ و ح ۷۵.) امیرمومنان امام علی(ع) به صراحت احسان و نیکی را از اسباب و عوامل محبت و دوستی دانسته و فرموده است: سَبَبُ المَحَبَّهِ الإِحسانُ ؛عامل دوستى، نیکوکارى است.(غرر الحکم: ۵۵۱۸.)  از نظر آن حضرت(ع) افزایش دوستان با افزایش نیکی و احسان به دیگران شدنی است: مَن کَثُرَ إحسانُهُ أحَبَّهُ إخوانُهُ ؛ هرکه بسیار نیکى کند، برادرانش دوستش خواهند داشت.(غرر الحکم: ۸۴۷۳.)
۲. بخشش مالی: بخشش مالی در قالب عطا و بذل و صدقات و مانند آن ها موجب دیگری است که در روایات به عنوان عوامل جلب محبت و ایجاد دوستی مطرح شده است. پیامبر(ص) می فرماید: مَن طَلَبَ مَحَبَّهَ النّاسِ فَلیَبذِل مالَهُ ؛ هرکه خواستار دوستى مردم است، از دارایى خود ببخشد.( فردوس الأخبار: ۴، ۷۷، ۵۷۲۶ عن أنس بن مالک، کنز العمّال: ۶، ۳۹۱، ۱۶۲۰۵.) این بذل مال می تواند حتی نسبت به کیفیت دوستی دوستان نیز تاثیر گذار باشد و محبت ایشان را به سمت کمال سوق دهد. چنان که آن حضرت عیسی(ع) می فرماید: کَیفَ یَستَکمِلُ حُبَّ خَلیلِهِ مَن لا یَبذِلُ لَهُ بَعضَ ما عِندَهُ ؟! چگونه کسى که پاره اى از آنچه را دارد، نمى بخشد، محبّت کاملِ دوستش را مى خواهد ؟(تحف العقول: ۵۰۶، بحار الأنوار: ۱۴، ۳۰۹، ۱۷.) اگر چه محبت امری عاطفی و روانی است و با امر مادی نمی توان آن را مقایسه کرد ولی می توان امر مادی را به خدمت گرفت و در ایجاد یا تقویت آن بهره گرفت. خداوند در آیات قرآنی می فرماید که نمی توان محبت مردمان را پول خرید یا ایجاد کرد بلکه این خداوند است که موجبات محبت و الفت و گرایش مردم را به شخصی فراهم می آورد: وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ  لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِى ٱلْأَرْضِ جَمِیعًۭا مَّآ أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَٰکِنَّ ٱللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ  إِنَّهُۥ عَزِیزٌ حَکِیمٌۭ؛ و میان دلهایشان اُلفت انداخت، که اگر آنچه در روى زمین است همه را خرج مى‌کردى نمى‌توانستى میان دلهایشان اُلفت برقرار کنى، ولى خدا بود که میان آنان اُلفت انداخت، چرا که او تواناى حکیم است.(انفال، آیه ۶۳) ولی به عنوان بستر و مقدمه ای می تواند مال و بذل آن نقش داشته باشد و دلهای مردم را به سوی شخص یا اشخاص متمایل سازد. از همین روست که امیرمومنان امام علی می فرماید:  العَطاءُ مَحَبَّهٌ ؛ بخشش، محبت و دوستى است.(مطالب السؤول: ۵۶.) هم چنین می فرماید: مَن بَذَلَ مَعروفَهُ کَثُرَ الرّاغِبُ إلَیهِ ؛ هرکه نیکى [و دارایى] خود را ببخشد، راغبان به او فراوان مى گردند.( غرر الحکم: ۸۴۹۲.) پس بذل مال بدون چشمداشت و اعلان نیاز موجب جلب قلوب مردمان می شود: مَن بَذَلَ النَّوالَ قَبلَ السُّؤالِ فَهُوَ الکَریمُ المَحبوبُ ؛   هرکه پیش از آن که از او بخواهند، ببخشد و عطا کند، بزرگوار و محبوب است.(غرر الحکم: ۸۶۴۳.)
۳. زهد و بی رغبتی به مال مردم: همانطوری که بخشش و نیکی به دیگران موجب جلب محبت و ایجاد دوستی می شود، هم چنین بی رغبتی به داشته های مردم و زهد ورزی نسبت به آن موجب می شود تا مردم به شخص گرایش یابند. امام على علیه السلام می فرماید:   تَحَبَّب إلَى النّاسِ بِالزُّهدِ فی ما أیدیهِم تَفُز بِالمَحَبَّهِ مِنهُم؛  با بى رغبتى به آنچه در دست مردم است، با آنان دوستى بورز، تا دوستى شان را به دست آورى. (غرر الحکم: ۴۵۰۶ فی طبعه بیروت ص ۳۱۲، ۴۶ و ط طهران ص ۳۴۹، ۴۶: بین أیدیهم. )و نیز می فرماید: تَحَلَّ بِالیَأسِ مِمّا فی أیدِی النّاسِ تَسلَم مِن غَوائِلِهِم، وتُحرِزِ المَوَدَّهَ مِنهُم ؛ با طمع نداشتن به آنچه در دست مردم است، خود را بیاراى، تا از کینه هایشان ایمن گردى و دوستى شان را به دست آورى.  (غرر الحکم: ۴۵۰۷.)
۴. حق محوری: از دیگر عوامل رفتاری که موجب گرایش مردم به سوی شخص و محبت و دوستی با وی می شود، حق محوری است. الإمام علیّ علیه السلام می فرماید: مَن عَمِلَ بِالحَقِّ مالَ إلَیهِ الخَلقُ ؛ هرکه بر اساس حق رفتار کند، خلق به سوى او روى خواهند آورد.(غرر الحکم: ۸۶۴۶.)
۵. با کفایت و کاردان: هر انسانی دارای کفایت و کاردانی در میان مردم محبوب می شود و حتی فرمانروایان نیز افراد کاردان و با کفایت را دوست داشته و به کار می گیرند و مردم به دوستی او گرایش و افتخار می کنند. امام على علیه السلام می فرماید: مَن حَسُنَت کِفایَتُهُ أحَبَّهُ سُلطانُهُ ؛ هرکه کاردان باشد، فرمانروایش او را دوست خواهد داشت.(غرر الحکم: ۸۴۷۴. )
۶. دید و بازدید: رفت و آمد با دیگران و دید و بازدید موجب محبت و دوستی می شود. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:  الزِّیارَهُ تُنبِتُ المَوَدَّهَ؛  دید و بازدید، دوستى را استوار مى کند. (مستدرک الوسائل: ۱۰، ۳۷۴، ۱۲۲۱۰، بحار الأنوار: ۷۴، ۳۵۵،۳۶.) رسول خدا صلی الله علیه و آله هم چنین می فرماید:  یا أهلَ القَرابَهِ تَزاوَروا، ولا تَجاوَروا، وتَهادَوا؛ فَإِنَّ الهَدِیَّهَ تَسُل  السَّخیمَهَ، وَالزِّیارَهَ تُثبِتُ المَوَدَّهَ ؛ اى خویشاوندان! به دیدار یکدیگر بروید وهمسایگى مکنید و به یکدیگر هدیه دهید ؛ زیرا هدیه دادن، کینه را ریشه کن مى کند و دید و بازدید، دوستى را استوار مى سازد.( مستدرک الوسائل: ۱۳، ۲۰۳، ۱۵۱۰۹ ) آن حضرت صلی الله علیه و آله در جایی دیگر می فرماید:  یا أهلَ القَرابَهِ تَزاوَروا، ولا تَتَجاوَروا، وتَهادَوا ؛ فَإِنَّ الزِّیارَهَ تَزیدُ فِی المَوَدَّهِ، وَالتَّجاوُرَ یُحدِثُ القَطیعَهَ، وَالهَدِیَّهَ تَسُلُّ الشَّحناءَ؛ اى خویشاوندان ! به دیدار یکدیگر بروید و همسایگى مکنید و به یکدیگر هدیه بدهید ؛ زیرا دید و بازدید، بر دوستى مى افزاید و همسایگى، جدایى به بار مى آورد و هدیه دادن، کینه را ریشه کن مى کند.(مستدرک الوسائل: ۱۳، ۲۰۵، ۱۵۱۱۸، دعائم الإسلام: ۲، ۳۲۶، ۱۲۳۳. )
۷. صله رحم: در آیات و روایات درباره آثار صله رحم بسیار مطلب گفته شده  است. از جمله آثار صله رحم جلب محبت و دوستی و افزایش آن است. امام على علیه السلام  می فرماید:  صِلَهُ الرَّحِمِ توجِبُ المَحَبَّهَ ؛ صله رحم، سبب دوستى مى شود. (غرر الحکم: ۵۸۵۲.) امام باقر علیه السلام می فرماید:  صِلَهُ الأَرحامِ تُزَکِّی الأَعمالَ… وتُحَبِّبُ فی أهلِ بَیتِهِ صله رحم، کارها[ى انسان] را بارور مى کند… و [شخص را ]محبوب خاندانش مى سازد. (الکافی: ۲، ۱۵۲، ۱۳ عن أبی حمزه، بحار الأنوار: ۷۴، ۱۱۸، ۸۱.) رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:  صِلَهُ القَرابَهِ مَحَبَّهٌ فِی الأَهلِ، ومَثراهٌ فِی المالِ، ومَنسَأَهٌ فِی الأَجَلِ؛ دیدار خویشان، [مایه] دوستى در خاندان، افزایش دارایى و به تأخیر افتادن مرگ است.( عوالی اللآلی: ۱، ۲۵۵، ۱۹ ؛ المعجم الأوسط: ۸، ۱۴، ۷۸۱۰ عن عمرو بن سهل نحوه، کنز العمّال: ۳، ۳۵۸، ۶۹۲۵.)
۸. از دیگر عوامل رفتاری که موجب جلب محبت و دوستی دیگران می شود می توان به سلام کردن و اظهار و افشای آن(صحیح مسلم: ۱، ۷۴، ۹۳، سنن أبی داود: ۴، ۳۵۰، ۵۱۹۳، سنن الترمذی: ۵، ۵۲، ۲۶۸۸، سنن ابن ماجه: ۱، ۲۶، ۶۸ و ج ۲، ۱۲۱۷، ۳۶۹۲، مسند ابن حنبل: ۳، ۴۴۷، ۹۷۱۵ و ص ۵۵۶، ۱۰۴۳۶ )، نرمی و لیانت در سخن(تحف العقول: ۹۱، غرر الحکم: ۷۹۴۱، بحار الأنوار: ۷۱، ۳۹۶، ۷۹)، شیرین سخنی و عذوبت در کلام(المناقب للخوارزمی: ۳۷۵، ۳۹۵ عن الجاحظ.)، هدیه دادن؛ چنان که پیامبر(ص) می فرماید: الهَدِیَّهُ تورِثُ المَوَدَّهَ، وتُجَدِّدُ الاُخُوَّهَ، وتُذهِبُ الضَّغینَهَ ؛   هدیه دادن، دوستى به بار مى آورد، برادرى را تازه مى سازد و کینه را مى زداید.( عوالی اللآلی: ۱، ۲۹۴، ۱۸۳، بحار الأنوار: ۷۷، ۱۶۶، ۲.) دست دادن و مصافحه کردن؛ چنان که پیامبر (ص) می فرماید: مِن تَمامِ المَحَبَّهِ المُصافَحَهُ ؛ دست دادن، یکى از نشانه هاى کمالِ دوستى است.( جامع الأحادیث للقمّی: ۱۲۲)، نصحیت شنوی، خیرخواهی در حق دیگران، و مانند آن ها  اشاره کرد.