عوامل و موانع گسترش اسلام

samamosاسلام به عنوان کامل و جامع ترین دین الهی، از سوی خداوند برگزیده و به انسان معرفی شده است. یکی از وظایف همه مسلمانان تبلیغ و دعوت عمومی آن است تا به اراده و مشیت الهی ، حکومت و حاکمیت جهانی اسلام تحقق یابد. بنابراین برای انجام این مسئولیت الهی لازم است تا عوامل گسترش و موانع آن دانسته و شناخته شود.

یکی از راه های شناخت عوامل گسترش و موانع آن ، مراجعه به قرآن به عنوان راهنمای زندگانی بشر است؛ زیرا اگر تبلیغ و دعوت دیگران به اسلام به عنوان امر به معروف و نهی از منکر و یا سفارش و توصیه به حق و عمل صالح ، وظیفه، مسئولیت و تکلیف هر مسلمانی در زندگی دنیوی است، می بایست این مساله در قرآن نیز مورد توجه و تحلیل قرار گرفته باشد. از این رو برای درک بهتر از عوامل و موانع گسترش اسلام به سراغ قرآن باید رفت و از آن راهنمایی خواست. نویسنده با چنین پیش فرضی به سراغ قران رفته تا تحلیل و تبیین قرآن را در این مساله به دست آورد. آن چه در پی می آید، برداشت های نویسنده در این باره از آیات قرآنی است. این مطلب را از نظر می گذرانیم.

دعوت به اسلام

خداوند به عنوان یک تکلیف برای همه بشر، حرکت در مسیر کمالی آموزه های وحیانی اسلام را تعیین کرده است و از همگان خواسته است که برای دست یابی به سعادت و خوشبختی جاودانه از مسیری که قرآن تعیین و اسلام تبیین کرده است حرکت و عبور کنند.

مسئولیت و تکلیفی دیگری که بر عهده همه انسان های در راه در هر موقعیت و مرتبتی هستند گذاشته شده است، دعوت دیگران به حق و عمل صالحی است که همان آموزه های قرآنی و وحیانی اسلام می باشد؛ زیرا هر کسی در هر مرتبه ای قرار دارد به عنوان خلیفه الهی و پروردگار در طول ربوبیت الهی موظف است تا دیگران را نیز در مسیر قرار دهد و دست یاری ایشان را بفشارد و حتی کسانی که در راه نمی آیند با سرزنش و نکوهش به راه آورند. از این روست که نقش دو گانه ای برای هر انسانی تعریف شده است که عبارت از خودسازی و دیگرسازی است. چنان که با توجه به تفاوت انسان ها می بایست در دو نقش دیگر نیز ظاهر شوند؛ زیرا گاه کسانی هستند که دست یاری دراز کرده و از انسان هایی که پیشگام ایمان و کار نیک هستند کمک و یاری می خواهند و گاه دیگر ، انسان هایی وجود دارد که حاضر به حرکت نیستند و یا در مسیر متقابل گام بر می دارند و یا در جا خود ایستاده اند. از این روست که می بایست هر انسان مومن ، به عنوان سائق از پیش کسانی را بکشد و یا از پشت هل داد و پیش براند.

در آیات قرآنی تبیین شده است که هر انسان مومنی همانند پیامبر مکلف است تا دیگران را به اسلام بخواند و در این راه استقامت ورزد؛ زیرا بر پایه فرمان کلی و عمومی ، اسوه و سرمشق قرار دادن پیامبر(ص) لازم است تا هر مومنی برای دست یابی به کمالات خویش نیز این گونه عمل کند و در این راه نیز همانند پیامبر استقامت ورزد.(شوری آیات ۱۳ و ۱۵ و صف آیات ۶ و ۷ و آل عمران آیه ۱۰۴ و نحل آیه ۱۲۵ و آیات بسیار دیگر)

به نظر می رسد که بر اساس آیه ۱۰۴ سوره آل عمران نه تنها بر همگان است تا این گونه عمل کنند بلکه می بایست تشکیلات منسجم و سازماندهی شده نیز ایجاد کنند تا برخی از افراد به شکل تخصصی در این حوزه وارد شده و دیگران با اسلام و قرآن بخوانند؛ زیرا هیچ شک و تردیدی نیست که اسلام مصداق اتم و اکمل خیر می باشد و اگر لازم است تا در هر جامعه ای گروهی از اهل ایمان دیگران به خیری دعوت کنند، می توان گفت که ضرورت دارد تا این گروه به اسلام به عنوان مصداق کامل ترین و تمام ترین خیرهای هستی توجه دهند و مردم را بدان بخوانند.

آیه ۷۰ سوره انفال که در ارتباط با اسیران جنگ بدر وارد شده است به خوبی تبیین می کند که اسلام و ایمان مصداق کامل خیر می باشد؛ زیرا در این آیه این معنا تبیین شده که اگر در این اسیران خیری است خداوند می داند و آشکار می سازد.

خداوند در آیه ۱۲۲ سوره توبه حتی فرمان می دهد تا گروهی از مومنان هر جامعه به سوی مراکز علمی برای شناخت اسلام بروند تا با آموزش و پرورش صحیح در آن مراکز برای تبلیغ و دعوت دیگران به مناطق و جامعه خویش باز گردند. به این معنا که لازم است تا گروهی برای تعلیم و تربیت دین مهاجرت کرده و پس از آموزش بازگردند. بی گمان بازگشت به مناطق و جامعه خود به معنای آن است که انسان از خویشان خود بهتر یاد می گیرند و می توان از این طریق از عواطف خویشاوندی و نژادی و زبانی بهره گرفت . آیه ۷۸ سوره حج به این نکته توجه می دهد که بهره گیری از عواطف خویشاوندی در مساله تبلیغ نقش موثر و کارایی دارد؛ از این روست که بر واژگانی چون مله ابیکم تاکید شده است .

این که در آیه ۱۲۲ سوره توبه بر واژه تفقه تاکید می شود از آن روست که تبلیغ درست اسلام متوقف بر یادگیری کامل و شناخت ژرف است ؛ بنابراین می بایست همین امر به عنوان یک انگیزه قوی برای طلاب علوم دینی باشد که در فراگیری اسلام و علوم آن دقت تمام داشته باشند و ژرف نگری را اساس آموزش های خود قرار دهند تا هنگام بازگشت بتوانند به درستی و راستی اسلام را تبلیغ کنند و اشتباه و خطا نکنند؛ زیرا هر گونه عدم آموزش کامل و ژرف می تواند آثار و پیامدهای زیانباری را به دنبال داشته باشد؛ چون دفاع بد و نادرست بدتر از دشمنی است. بسیاری از دوستان نادان به اسلام ضرباتی سخت تر و سهمگین تر از دشمنان سوگند خورده آن زده اند و اکنون نیز بسیاری از گمراهی ها در جامعه به سبب روحانیونی است که در اسلام ژرف ننگریسته و تحصیلات خوبی نداشته و با اسلام ناقص خود ، ریشه دین و دینداری مردم را می زنند و همه بافته های عالمان وارسته و دانشمند را رشته کرده و از میان برده اند.

به هر حال از آن جایی که خداوند در آیه ۸۵ سوره آل عمران هیچ دینی را جز اسلام نمی پذیرد می توان گفت که دعوت عمومی مردم می بایست به این دین باشد و در این راستا حتی پذیرش زبانی و اظهار شهادتین در وهله نخست کفایت می کند(نساء آیه ۹۴ و حجرات آیات ۱۴ تا ۱۷) تا این که زمینه تاثیرگذار اسلام و قوانین آن در این مردم به ظاهر مسلمان شده فراهم آید و یا در نسل های دیگرشان آثار خود را نشان دهد.

این روش سهل و اسان از آن رو در پیش گرفته شده است تا اندک اندک همه جوامع تحت حکومت و حاکمیت اسلام در آید و اسلام بر همه جهان و ادیان غلبه و چیره شود.(توبه آیه ۳۳ و فتح ایه ۲۸ و نیز صف آیات ۸ و ۹)

خداوند در گام نخست از مردمان اسلام می خواهد که دارای دایره وسیع و گستره بزرگی است که کف و ابتدای آن اظهار شهادتین و بیان قولی و زبانی است و سطح و سقف آن بی نهایت می باشد که می توان گفت که همان پذیرش ولایت مطلق می باشد.

کسانی که اسلام می آورند می بایست به زبان هم شده به خدای یگانه (بقره آیه ۸ و آیات دیگر ) ، آخرت و رستاخیز (بقره آیه ۴ و آیات بسیار دیگر) ، پیامبران به ویژه رسالت محمد مصطفی درود خداوند بر او و خاندان پاکش باد(بقره آیه ۱۳۶ و نساء آیات ۱۳۶ و ۱۷۰ و آیات بسیار دیگر)، وحی و کتاب های آسمانی از جمله قرآن (بقره آیه ۴ و آیات دیگر) ، غیب (بقره آیه ۳ و آیات دیگر) مانند فرشتگان (بقره آیه ۱۷۷ و ۲۸۵ و نساء آیه ۱۳۶) باور و ایمان داشته باشد و این امور را بپذیرد.

در حقیقت این امور ارکان اسلام است و کسی که این امور را نپذیرفته است اصولا اسلام را نپذیرفته است و به ظاهر آن باور نکرده است. بنابراین این اصول را می بایست بنیاد اسلام و پذیرش وقبول آن شمرد و انکار آن را عین کفر دانست.( نساء ایه ۱۳۶) از این روست که خداوند در این آیه و نیز آیاتی دیگر هر گونه رویگردانی از این اصول اسلامی را نشانه جدایی از حق و ستیزه جویی با خداوند می داند.

دعوت به اسلام دعوت به حق

از آن جایی که خداوند حق است ، دعوت الهی نیز به حق می باشد و اسلام تنها دین حق و مورد پذیرش خداوند می باشد. این مطلب را خداوند در بسیاری از جمله آیه ۱۰۹ سوره بقره و ۱۹ و ۸۳ و ۸۵ سوره آل عمران بیان داشته است.

بسیاری از مردم به سبب دشمنی با حق به دشمنی با اسلام می روند. از جمله اهل کتاب می باشند که به سبب آگاهی از حقانیت اسلام تنها به سبب حسادت و خوی تجاوز گری با اسلام دشمن می باشند و به آن کفر می ورزند.( ال عمران آیه ۱۹) خداوند در آیه ۱۰۹ سوره بقره می فرماید که بسیاری از اهل کتاب درباره حقانیت اسلام هیچ گونه تردیدی ندارند ولی همان حسادت موجب شده است تا زیر بار اسلام نروند.

بنابراین دشمنان اسلام را می بایست انسان های جاهل و یا ضد حق دانست که به سبب حسادت و یا امور دیگری چون خوی تجاوز گری حاضر نمی شوند تا آن را بپذیرند و بدان پای بند باشند.

در حقیقت دشمنان اسلام انسان های خبیث و ناپاک هستند( انفال آیات ۳۶ و ۳۷) و ایشان زیان کاران واقعی می باشند(همان ) بانبراین لازم است تا از آنان پرهیز شود و دوستی و رابطه ای با آنان برقرار نشود(ممتحنه آیات ۱ و ۹) و یا کارهای خوب و نیکی برای آنان انجام نشود(همان ) بلکه با آنان به ا شکال مختلف مبارزه شود (انفال آیه ۳۹) و در دنیا آنان را شکست داده و فتنه وجودی ایشان را از روی زمین برداشته (همان و بقره آیه ۱۹۳) و در آخرت گرفتار دوزخ شوند(همان )

عوامل گسترش اسلام

دیدیم که دشمنان اسلام به اسباب درونی و بیرونی از جمله حسادت و کینه جویی و خباثت و ناپاکی ذاتی حاضر نیستند تا به اسلام بگروند و با آن کنار آیند و در مسیر آن گام بردارند. بنابراین سد راه پیشرفت و گسترش اسلام قرار می گیرند و با آن که اراده خداوندی به این است تا نور اسلام همه زمین را روشن سازد (توبه آیات ۳۲ و ۳۳ و فتح آیه ۲۸ و صف آیه ۸ و ۹) ولی دشمنان می کوشند تا این روند گسترش کاهش یافته و یا بایستد.

سرعت گسترش اسلام از زمان پیدایش تا زمان استقرار و شکوفایی آن ، چنان که در عصر رسالت مایه شگفتی و خشم کافران و دشمنان اسلام بود اکنون نیز این گونه است و می کوشند تا اجازه پیشرفت به آن ندهند.(فتح آیه ۲۹ و آیات دیگر)

با این همه خداوند از راه های مختلف در گسترش اسلام کمک می کند. از جمله می توان به امدادهای غیبی الهی اشاره کرد که موجب گسترش اسلام در آغازین روزهای آن شده و اکنون نیز این گونه است.(نصر آیات ۱ تا ۳)

دیگر عامل مهم را می بایست در جهاد مومنان جست و جو کرد که به هر شکلی می کوشند تا اسلام در همه جهان نفوذ کند. جهادی که شامل همه انواع آن می باشد که یکی از آن ها دفع حملات دشمنان و بیرون راندن کافران از سرزمین های اسلامی می باشد.(بقره ایه ۱۹۳ و انفال آیه ۳۹)

اگر دشمنان از مناطق و سرزمین اسلامی رانده نشوند نمی توان امید داشت تا زمینه گسترش فراهم اید. بنابراین لازم است تا فتنه کافران را سرکوب کرد و اجازه نداد تا آ نان با توطئه های مختلف از جمله اشغال سرزمینی و جنگ نرم اختلاف افکنی و تفرقه سازی جامعه اسلامی را سست و ناتوان سازند.

خداوند یکی از علل گسترش اسلام را در روزهای نخست فتح مکه می داند( نصر آیه ۱ تا ۳) به نظر می رسد که در حال حاضر نیز لازم است که به این مهم توجه داشت که می بایست قلب دشمن را مورد حمله قرار داد و آن را به عنوان مرکز فتنه شناسایی و از میان برداشت. بنابراین شناسایی مراکز قدرت دشمنان و تضعیف آن به ویژه از راه جنگ های نرم وبی هزینه جانی و جسمی بهترین فرصت برای گسترش اسلام را فراهم می آورد. به این معنا که در عقردار آنان می بایست وارد شد و اجازه هر گونه حرکت و تحرک جدی را از آنان سلب کرد.

خداوند از موانع مهم گسترش اسلام تلاش ها و کوشش های اهل کتاب بر می شمارد؛ زیرا آنان به سبب نوعی همانند با اسلام می توانند به عنوان رقیب خود را به جوامع تحمیل کنند. بنابراین می بایست با آشکار سازی نقاط ضعف و گمراهی آنان ، حقیقت نمایی آنان را آشکار ساخت و اجازه نداد تا خود را به عنوان دین کامل و حق به امت ها و ملت ها غالب کنند.

خداوند در آیات بسیاری به سنگ اندازی اهل کتاب اشاره کرده است و در آیه ۳۴ تبیین می کند که بسیاری از عالمان اهل کتاب مانع اصلی در راه گسترش اسلام می باشند؛ زیرا آنان هستند که با ایجاد شبهات و یا تشبیه سازی حق و باطل می توانند مردمان را فریب دهند و استحمار کنند.

از دیگر گروه هایی که به شدت در برابر اسلام قرار می گیرند می توان به ظالمان و ستمگران اشاره کرد.(اعراف آیات ۴۴ و ۴۵ و هود آیات ۱۸ و ۱۹) زیرا آنان می دانند که تبیین حقایق و ایجاد و یا افزایش سطح مطالبات مردمی به معنای از میان رفتن زمینه برای تجاوز و ستم ایشان خواهد بود. اگر اسلام موجب می شود تا مردم درخواست های عدالت خواهانه و حق و حقوقی داشته باشند دیگر جایی برای ستم آنان نمی ماند. این در حالی است که ا سلام از همان اغاز هدف و انگیزه بعثت و ارسال کتاب و پیامبران را ایجاد بستری لازم برای قیام عمومی و توده ای مردم برای عدالت معرفی می کند.( حدید آیه ۲۵)

از دیگر موانع جدی می توان به کافران اشاره کرد که آگاهانه به ستیز با اسلام می پردازند و کوشش های بدخواهانه ای از خود بروز می دهند.(نساء آیه ۱۶۷ و نحل آیه ۸۸ و آیات دیگر) آنان حتی در این مساله سرمایه گذاری می کنند (انفال آیه ۳۶) و با صرف هزینه های بسیار اجازه نمی دهند تا اسلام گسترش یابد.(محمد آیه ۱)

در راستای همین گروه های می توان به مشرکان اشاره کرد که به عنوان یکی از موانع جدی گسترش اسلام مطرح می باشند(انفال آیه ۴۷ و توبه آیات ۷ تا ۹)

به نظر می رسد که دشمن درونی چون منافقان بسیار خطرناک تر وارد شده اند تا اجازه گسترش به اسلام را ندهند. آنان با حضور در درون مومنان و مسلمانان از همه جزئیات برنامه و اهداف و سازوکارها و راهبردهای و حتی سیاست ریز و درشت و خط مشی های جامعه اسلامی آگاه هستند از این روست که بسیار خطرناک تر عمل می کنند.

از صدر اسلام تاکنون بزرگ ترین ضربات و کاری ترین آن ها از سوی منافقان بر جامعه اسلامی وارد شده است و اکنون نیز در بسیاری از کشورهای اسلامی به سبب حضور منافقان در اریکه قدرت است که اسلام نمی تواند جان بگیرد و خود را نشان دهد.

جامعه ایرانی نیز در طول همین سی ساله اخیر بسیار از منافقان ضربه خورده است. آنان در مراکز قدرت و تصمیم گیری به عنوان حزب الله و مومنان و انقلابیون واقعی حضور می یابند و با چهره سازی از خود و همکشیان خود ، امکان حضور درجاهای حساس را می یابند و اجازه نمی دهند تا اسلام خود را نشان دهد و در جهان گسترش یابد. در همین سال های اخیر آنان برای کاهش تاثیر قدرتمند اسلام ، بارها با دشمنان بیرونی هماهنگ شده و کارهایی کرده اند که ابهت و اقتدار و عزت اسلام و مسلمانان شکسته شود.

با این همه خداوند می فرمیاد که کوشش های منافقان برای منع گسترش اسلام با سوگندهای دروغ و پیمان های دروغین هر چند ضرباتی را وارد می سازد (منافقون آیات ۱و ۲) ولی در نهایت کاری از پیش نمی برد و این اسلام است که نورش همه جهان را فرا خواهد گرفت.( تو به آیات ۳۲ و ۳۳)

این ها نمونه هایی از موانع گسترش اسلام و عوامل آن می باشد که در این مجال بیان شد. با همین مطالب می توان وضعیت خود را شناخت و در برابر دشمنان ایستاد و با امید بیش تر گام برداشت تا حکومت و حاکمیت اسلامی جهانی شود چنان که وعده تخلف ناپذیر خداوندی است.