عوامل و موانع شیطان پرستی

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر قرآن شیاطین به دو دسته انسانی و جنی تقسیم می شوند؛ هر چند که نماد شیطنت و نخستین شیطان همان ابلیس از جنیان کافر و رانده شده و ملعون از درگاه و پیشگاه خداست؛ اما شیاطین انسانی هم چون فرعون و «جبت و طاغوت» های عصر پیامبر(ص) و امروز آمریکای جهانخواره این شیطان بزرگ، دست کمی از ابلیس ندارند؛ زیرا شیاطین انسی و جنی تلاش می کنند که راه مستقیم که همان صراط ولایت معصومان(ع) است بر مردمان سد کرده و اجازه ندهند تا مردمان از «مخلصین» به فتح لام که از عصمت و اخلاص الهی برخوردار هستند، پیروی و اطاعت کنند، بلکه به اطاعت خویش در آورده و ولایت و سلطه خویش را تحمیل کنند. این گونه است که بسیاری از مردم از جرگه ولایت الله و معصومان(ع) خارج شده و در ولایت طاغوتی شیاطین جنی و انسی قرار می گیرند تا جایی که به پرستش و عبودیت شیطان می پردازند.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا عوامل و بسترهای اطاعت از ولایت شیاطین و شیطان پرستی را در کنار موانع آن بر اساس آموزه های وحیانی بیان کند تا معلوم شود چرا و چگونه عده ای دنبال ولایت شیطانی مستکبران کافری چون ابلیس، فرعون، آمریکای جهانخواره و دولت های استعماری فرانسه و انگلیس می روند و به اطاعت از ایشان، سر به آستان شیاطین جنی و انسی می سایند و علیه ولایت الله و معصومان(ع) و نظام سیاسی ولایی اقدام می کنند؟ با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

برادران و پیروان شیاطین

از نظر قرآن، انسان ها و جنیان یا تحت ولایت الله قرار دارند یا در ولایت الشیطان؛ زیرا گزینه سومی وجود ندارد؛ چرا که تقابل میان ولایت الله با ولایت الشیطان، تقابل نقیضین و سلب و ایجاب است تا جایی که اگر کسی ولایت الله داشته باشد، از ولایت الشیطان خارج بوده و بر عکس کسی که تحت ولایت الشیطان قرار می گیرد از ولایت الله خارج می شود.

از نظر قرآن، شیطنت حالتی از سرکشی و تمرد است که ویژه ابلیس نیست، بلکه هر انسان و جنی و حیوانی بدان گرفتار می آید.(المصباح، ج ۱ – ۲، ص ۳۱۳، «شطن»؛ مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۴۵۴، «شطن».) بنابراین، در آیات قرآنی سخن از «شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ» است.(انعام، آیه ۱۱۲)

البته از نظر قرآن، ابلیس نماد اصلی و نخستین شیطنت در میان موجودات است؛ از همین روست هر گاه به شکل مطلق واژه شیطان به کار می رود، مراد از آن ابلیس است که اولین بار با شیطنت خویش حضرت آدم و حوا(علیهما السلام) را از بهشت بیرون راند و موجبات هبوط آنان را فراهم آورد و لباس تقوای الهی را از تن ایشان خارج کرده و زشتی های انسانی را نمایان ساخت.(اعراف، آیه ۲۷)

بر اساس گزارش های قرآنی، ابلیس در عمل شیطانی خویش از سوگند دروغ، وسوسه، فریبکاری غرورآمیز ، وعده های دروغین و مانند آنها بهره برد تا به نتایج دلخواه خویش برسد و انسان را از خلافت الهی و عبودیت دور سازد و موجبات هبوط بلکه سقوط را فراهم سازد.(بقره، آیات ۳۶ تا ۳۸؛ اعراف، آیات ۲۰ و۲۷؛ انعام، آیه ۱۱۲؛ طه، آیات ۱۲۰ تا ۱۲۳)

از نظر قرآن، شیاطین انسی و جنی تلاش می کنند تا با بهره گیری از همه ابزارهای باطل و ناحق و فتنه گری شرایطی را فراهم آورند که انسان ها از ولایت الله خارج شوند و به جای اطاعت از خدا و معصومان(ع) از شیاطین جنی و انسی پیروی و اطاعت کرده و سر به آستان بندگی آنان بسایند. آنان در این کار حتی گاه شرایطی را فراهم می آورند که شخص گمان می کند که از فرشتگان ماموران الهی پیروی می کند یا به بندگی آنان می پردازد، در حالی که در حال بندگی و عبودیت جنیان شیطانی است.(سباء، آیات ۴۰ و۴۱)

خدا در قرآن بیان می کند افرادی که تحت ولایت طاغوت شیطانی قرار دارند، از ویژگی های چندی بهره مند هستند که از جمله آنان می توان به اسراف اعتقادی و اقتصادی(یونس، آیه ۶۳؛ دخان، آیه ۳۱؛ انعام، آیه ۱۴۱) ، تبذیر اقتصادی(اسراء، آیه ۲۷) ، استکبار سیاسی و اجتماعی(ابراهیم، آیات ۲۱ و ۲۲)، اصرار بر گمراهی(اعراف، آیات ۲۰۱ و۲۰۲؛ الکشّاف، ج ۲، ص ۱۹۱؛ مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۷۹۰)، علم بی عمل(اعراف، آیه ۱۷۵)، استضعاف فکری و فرهنگی (ابراهیم، آیات ۲۱ و ۲۲) و مانند آنها اشاره کرد.

پیروان دولت های شیطانی

از نظر قرآن، کسانی از شیاطین جنی و انسی و دولت های استکباری شیطانی پیروی و اطاعت می کنند و آنان را معبود خویش قرار می دهند و برایشان سینه چاک می کنند، که گرفتار اخلاق و رفتارهای نادرست و زشت هستند. مهم ترین ویژگی های اخلاقی آنان را می توان این موارد دانست:

  1. دروغگویی: پیروان دولت های استکباری شیطانی، انسان های صادقی نیستند و صدق و راستی در آنان وجود ندارد. به سخنان ایشان نمی توان اعتماد کرد؛ زیرا قول و قرارها و وعده های آنان پوچ و دروغ است. آنان اهل افک و افترا به دیگران هستند و اتهامات ناروایی را به دیگران نسبت می دهند که باید گفت خود اهل آن هستند. این گونه است که اینان به دنبال شیاطین و دولت های شیطانی می روند و از سخنان افک و باطل آنان پیروی می کنند و در رسانه های خویش بوق تبلیغاتی دولت های شیطانی از جمله آمریکا و اسرائیل می شوند.(شعراء، آیات ۲۲۱ و ۲۲۲)
  2. دنیاطلبی و جاودانگی در دنیا: از دیگر ویژگی های این افراد می بایست به دنیاطلبی آنان اشاره کرد. این افراد یا اصولا گرایشی به آخرت ندارند، یا در انتخاب میان دنیا و آخرت، نقد دنیا را می گیرند و نسیه آخرت را رها می کنند. از همین روست که همه تلاش خویش را می کنند که نه تنها دنیای بهتری برای خودشان از نظر مالی و شهوانی و مانند آنها فراهم آورند، بلکه برای رهایی از مرگ و دست یابی به زندگی جاودانه دنیوی تلاش می کنند و از همه امکانات مالی و معنوی برای جاودانگی در دنیا سود می برند.(اعراف، آیات ۱۷۵ و ۱۷۶) از آن جایی که دنیا طلب هستند، نسبت به جهاد و جنگ واکنش منفی دارند؛ زیرا می ترسند که جان خویش را از دست بدهند و نتوانند از زندگی دنیوی بهره مند باشند.(آل عمران، آیه ۱۵۵)
  3. گناه: این افراد اهل گناه و فسق و فجور هستند و نسبت به شریعت گریزان بوده و دشمنی می ورزند. رسانه های شیطانی برای آنان بسیار باب میل است؛ زیرا همان چیزی را که می خواهند به ایشان می گویند و آنان را تشویق و ترغیب می کنند تا در مسیر باطل و گناه گام بردارند و زندگی آلوده خویش را آلوده تر سازند.(آل عمران، آیه ۱۵۵؛ شعراء، آیات ۲۲۱ و ۲۲۲) براین اساس هنجارشکنی و مخالفت با ارزش های اجتماعی و عرفی پسندیده امری است که در میان این افراد نهادینه شده است؛ چنان که افک و افتراء و دروغ برای آنان ملکه شده است.(همان)
  4. هواپرستی: از نظر قرآن کسانی که پیرو هواهای نفسانی هم چون شهوت و غضب هستند، در دام شیاطین انسی و جنی قرار می گیرند و دولت های شیطانی بر آنان مسلط شده و آنان را به کارگزاران و بندگان بی جیره و مواجب خویش تبدیل می کنند. از نظر وحی قرآنی این افراد ممکن است حتی از عالمانی باشند که دارای مراتب علمی و عملی بالایی هستند و از جایگاه ویژه علمی و اجتماعی بلندی برخوردار باشند، اما در دام شیطان و هواهای نفس گرفتار شده و برده و بنده شیاطین و دولت های استکباری می شوند؛ چنان که بلعم باعورا از عالمان دارای کرامت در خدمت دولت استکباری شیطانی فرعون قرار گرفت و علیه موسی(ع) و ولایت الله اقدام کرد.(اعراف، آیات ۱۷۵ و ۱۷۶)
  5. آرزوهای شیطانی: کسانی که به جای امید گرفتار آرزوهای واهی می شوند، در دام شیاطین جنی و انسی و دولت های شیطانی می افتند؛ زیرا آنها با استفاده از همین آرزوهای واهی و بلند دام پهن می کنند و به صید آرزومندان اقدام می نمایند و با فریبکاری و دروغ مردمان را بنده وبرده خویش می سازند؛ چنان که وعده بهشت های دروغین آمریکایی و زندگی بهتر در دولت های شیطانی از جمله راهکارهای نفوذ بر مردمان ساده لوح و ساده دل است که شیاطین هماره به کار گرفته و می گیرند.(نساء، آیه ۱۱۹)
  6. شرک: از نظر قرآن کسانی که گرفتار شرک هستند و برای خدا شریکی قرار می دهند، در نهایت در دام شیطان و دولت های شیطانی می افتند و آنان ولایت خویش را جایگزین ولایت الله می کنند.(نحل، آیات ۹۸ و ۱۰۰)

چگونگی رهایی از شیاطین مستکبر

خدا در قرآن، افزون بر این که عوامل گرفتاری آدمی به شیاطین را بیان می کند، موانع و بلکه عوامل رهایی از دست شیطان را نیز بیان می کند تا کسانی که گرفتار شیاطین جنی و انسی و دولت های استکباری شیطانی هستند بتوانند خود را از شرور آنان رها سازند و به ولایت الله در آیند و تحت حاکمیت نظام سیاسی ولایی قرار گیرند. از مهم ترین موانع رهایی از سلطه شیطانی و ابزار رهایی از دولت استکباری شیطانی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. ایمان به آخرت و توجه بدان: از نظر قرآن کسانی که به آخرت ایمان داشته باشند و زندگی خویش را بر مدار و محور آخرت ساماندهی کنند، از شیاطین جنی و انسی در امان مانده و از شرور آنان رها می شوند؛ زیرا اطاعت از خدا نمی گذارد کسی گرفتار اطاعت شیطان شود؛ چرا که ولایت الله در تناقض با ولایت شیطان است.(انعام، آیات ۱۱۲ و۱۱۳) البته خدا به این نکته توجه می دهد که تنها ایمان خالی کفایت نمی کند، بلکه می بایست این ایمان به شکلی در آید که انسان در هر کاری متوجه به امر آخرت باشد و هر کاری را که انجام می دهد نخست آخرت را در محاسبات خویش وارد سازد تا کاری بر خلاف آخرت گرایی انجام ندهد.(بقره، آیات ۲۰۸ و ۲۱۰)
  2. توجه به صفات الهی: از نظر قرآن، برای رهایی از شرور شیاطین جنی و انسی و دولت های شیطانی می بایست انسان متوجه صفات الهی به ویژه علم و قدرت و حکمت و عزت الهی باشد؛ زیرا این صفات به انسان یاد آور می شود که خدای حکیم با هدف و فلسفه خاصی که دارد خلق را مدیریت و مهار می کند و عالم به کلیات و جزئیات امور هستی بلکه هر چیزی است ؛ هم چنین قدرت این را دارد که هر کاری را که حکمت و مشیت اقتضا می کند انجام دهد و انسان را به عزتی برساند که فراتر از دسترسی شیاطین است. توجه به این صفات است که انسان را از شرور شیطانی در امان قرار می دهد و هرگز در برابر شیاطین و دولت های استکباری و شیطانی تسلیم نمی شود بلکه در برابر آنان می ایستد؛ زیرا خدا را با خود دارد.(نور، آیه ۲۱؛ بقره، آیات ۲۰۸ و ۲۰۹)
  3. بهره مندی از فضل و رحمت الهی: خدا در قرآن بیان می کند که مومنان از رحمت و فضل خاص الهی برخوردار هستند و همین امر اجازه نمی دهد تا شیاطین جنی و انسی بتواند سلطه خویش را تحمیل کنند و مومنان را به خواری و ذلت دولت و ولایت شیطانی بکشانند.(نساء، آیه ۸۳؛ نور، آیه ۲۱)
  4. توجه به دشمنی شیاطین: از مهم ترین عواملی که می تواند سلطه شیطانی را ناکارآمد کرده و به شکست بکشاند و مردمان را نجات دهد، توجه به دشمنی و کینه توزی شیاطین جنی و انسی و دولت های شیطانی استکباری است؛ زیرا کسی که به دشمنی آنان توجه نداشته باشد، ممکن است در دام فریب و غرور آنان گرفتار شود. بنابراین، باید باور داشت که دولت استکباری چون آمریکا هرگز دست از دشمنی بر نمی دارد و نمی توان به آنان اعتماد کرد؛ این بدان معناست که توطئه دشمنان شیطانی واقعیتی انکارناپذیر است و نمی بایست آن را جزو توهم توطئه یا دشمنی دانست، بلکه توطئه گری و دشمنی جزو ذاتیات دولتهای شیطانی و استکباری است.(بقره، آیات ۱۶۸ و ۲۰۸؛ انعام، آیه ۱۴۲؛ یس، آیه ۶۰؛ زخرف، آیه ۶۲)
  5. توفیق الهی: از نظر قرآن، انسان هر کاری بکند نمی تواند از شیطنت شیاطین که اهل فریبکاری و غرور هستند رهایی یابد، بنابراین، می بایست خود را واگذار به خدا کرد و از خدا خواست تا توفیق دهد تا از شرور شیاطین جنی و انسی در امان ماند و دولت های شیطانی نتوانند بر آنان مسلط شده و آنان را به اطاعت و بندگی و بردگی خویش در آورند. از نظر قرآن توفیق الهی از جمله مهم ترین اموری است که انسان می بایست به آن توجه یابد و از خدا بخواهد تا شیاطین را از وی دور سازد.(نساء، آیه ۸۳؛ نور، آیه ۲۱؛ الکشّاف، ج ۱، ص ۵۴۱ – ۵۴۲)
  6. رهبری الهی: از نظر قرآن، کسانی می توانند از شرور شیاطین جنی و انسی و دولت های استکباری در امان بمانند که تحت ولایت الله و رهبری الهی قرار گیرند؛ زیرا کسی که تحت ولایت الله و رهبری الهی معصومان(ع) قرار می گیرد و از نظام سیاسی ولایی بهره می برد، از ولایت طاغوت تبری می یابد و این تبری خود موجب می شود تا از سلطه و ولایت شیاطین و دولت های شیطانی استکباری در امان باشد.(نساء، آیه ۸۳)