عوامل و موانع شکرگزاری

samamosشکر، به معنای شناخت احسان و نشر آن ( لسان العرب ، ج ۷ ، ص ۱۷۰) و یا تصور نعمتی و اظهار آن ( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی ، ص ۴۶۱) از حالات طبیعی آدمی است. هنگامی که انسان از کسی نعمتی دریافت می کند و احساس محبت و مهری را می بییند و آن را احساس می کند، به طور طبیعی،‌ عواطف وی برانگیخته می شود و نسبت به طرف مقابل واکنش مثبت و سازنده ای نشان می دهد. این گونه است که به قلب و زبان به ستایش احسان کننده و صاحب نعمت می پردازد.

البته گاه مراد از شکر گزاری نسبت به نعمتی ستایش قلبی و یا زبانی نیست،‌ بلکه مراد از آن ، تنها به کار گیری درست نعمتی در مسیر درست و محل مناسب آن است. ازاین دست شکرگزاری می توان به شکر نعمت اعضا و جوارح اشاره کرد که وقتی کسی می گوید شکر نعمت چشم و یا گوش را به جا آورید منظور وی از این عبارت بهره گیری درست از آن ها و صرف آن در جای خود می باشد.

چنان که هنگامی که شکر را به خداوند نسبت می دهیم و می گوییم خداوند نسبت به چیزی یا کسی شکرگزار می باشد ، منظور آن است که خداوند به بندگان خویش که از نعمتی به درستی بهره گرفته و در مصرف به جای آن کوشیده اند، پاداش می دهد و یا در رشد اعمال نیک و افزایش پاداش های مضاعف توجه خاص و عنایت ویژه ای مبذول می دارد.(مفردات ، ص ۴۶۱ و لسان العرب ، ج ۷ ، ص ۱۷۰)

شکر گزاری انسان نسبت به هر کسی از جمله خداوند هر چند که امری طبیعی است ولی امری اختیاری نیز می باشد؛ از این روست که خداوند در آیاتی چون ۶۲ سوره فرقان و ۴۰ سوره نمل و ۱۲ سوره لقمان و ۳ سوره انسان سخن از اختیاری بودن امر پیمودن راه شکر و سپاسگزاری به میان می آورد و در آیات بسیاری چون ۲۴۳ سوره بقره و ۱۰ و ۱۷ سوره اعراف از ترک سپاسگزاری به درگاه الهی از سوی اکثریت مردم سخن می گوید.

قرآن در آیات قرآنی به تبیین و تحلیل علل و عوامل شکرگزاری و موانع آن ، می پردازد تا روشن سازد که چرا بیشتری مردم از سپاس و شکر گزاری اعراض می کنند و به ناسپاسی و کفران نعمت رو می آورند. نویسنده در این نوشتار به تحلیل قرآنی در این باره پرداخته که با هم آن را از نظر می گذرانیم.

شکرگزاری ،‌ سفارش خداوند

خداوند به علل مخلتفی در مقام ربوبیت از مردمان می خواهد که به انواع و شیوه های گوناگون شکرگزار نعمت های بی شمار الهی باشند که از آن جمله می توان به آثاری اشاره کرد که بر شکر گزاری مترتب و بار می شود. خداوند برای تشویق مردم به شکرگزاری به فواید و آثاری چون ارزشمندی شکرگزاری به عنوان یک فضلیت انسانی و اخلاقی (ابراهیم آیه ۵ و لقمان آیه ۳۱ و سبا آیه ۱۹) و نشانه ارزشمندی وی (انعام آیات ۵۲ و ۵۳) افزایش نعمت ( رعد آیه ۱۱ ؛ ابراهیم آیه ۷) دست یابی به بصیرت و بیداری دل ها (اعراف آیه ۵۸) تداوم نعمت و استمرار و بقای آن (نحل آیه ۱۱۲ و سباء آیات ۱۵ و ۱۶) مایه راهیابی به صراط مستقیم و هدایت الهی ( نحل آیات ۱۲۰ و ۱۲۱) برخورداری از نعمت ها و نیکی ها و خیر دنیوی(همان ) و رهایی از عذاب الهی (قمر آیات ۳۴ و ۳۵) و رضایت خداوند و خشنودی وی (زمر آیه ۷ ) و رشد اقتصادی فردی و اجتماعی (ابراهیم آیه ۷ و نحل آیه ۱۱۲سبا آیات ۱۵ و ۱۶) و مانند آن اشاره می کند.

در ضمن به مردمان هشدار می دهد که سپاسگزاری و شکر نعمت های خداوندی را ترک نکنند؛ زیرا ترک آن موجب سلب نعمت می شود و خداوند بر مردمانی که شکرگزار نعمتی نباشند آنان را به سختی می گیرد ( رعد آیه ۱۱ و سباء آیات ۱۵ تا ۱۷)

آیات ۳۵ و ۷۱ و ۷۳ سوره یس و آیه ۷۰ سوره واقعه ترک شکرگزاری و سپاسگزاری در برابر نعمت های الهی را کاری زشت می شمارد و افرادی که ترک شکر نمایند توبیخ و سرزنش می کند. آیه ۱۷۲ سوره بقره و ۱۱۴ سوره نحل بر وجوب شکر خدا همانند دیگر عبادات واجب تاکید کرده است.

خداوند در آیه ۶۳ سوره انعام از عهد مردمان نسبت به شکرگزاری از نعمت های خداوندی در هنگام گرفتاری و سختی ها سخن می گوید که نشان می دهد که مردمان در حالت آسایش و آرامش به سوی ناسپاسی کشیده می شوند در حالی که در حالت گرفتاری و سختی خود را سپاسگزار معرفی و نشان می دهند. این بدان معناست که هم انسان ها موجوداتی ناسپاس هستند و چنان که ایشان موجوداتی هستند که به عهد خویش وفا نمی کنند.

آیه ۱۲ سوره لقمان تبیین می کند که سپاسگزاری به درگاه خداوند ریشه در حکمت دارد و انسان هایی که از نعمت حکمت برخوردارند شاکر نعمت های خداوندی می باشند. این بدان معناست که شناخت و آگاهی از فلسفه سپاس و نعمت و نیز جایگاه خود و خدا موجب می شود تا انسان واکنش های مناسب و درست نشان دهند و کسانی که از سپاس و شکرگزاری سر باز می زنند در حقیقت انسان هایی هستند که از حکمت بهره ای نبرده اند.

هر کسی که دارای شناخت و آگاهی بیش تری به هستی و خدا و خود است نسبت به نعمت های الهی واکنش مثبت تر و بهتری نشان می دهد که این خود بیانگر مراتب گوناگون و درجات مختلف سپاس نیز می باشد. از این روست که خداوند در آیات ۵ سوره ابراهیم و ۳ اسراء و ۳۰ فاطرو آیات دیگر بر وجود درجات و مراتب در شکرگزاری سخن می گوید و شکر فراوان مردمان و هم چنین در برابر افزایش کمی و کیفی شکرگزاری از سوی خداوند را مورد تاکید قرار می دهد.(فاطر آیه ۳۴ و شورا آیه ۲۳ و تغابن آیه ۱۷)

البته انسان هر چه در شکر گزاری و سپاس خداوند بکوشند و در نهایت آن قرار گیرند نمی توانند مدعی شوند که شکر نعمت های الهی را به جا آورده اند؛ زیرا انسان ها از شکر نعمت های بی حد و حصر الهی عاجز و ناتوان هستند(ابراهیم آیه ۳۴ و نحل آیه ۱۸) بی شمار بودن نعمت های خدا ، سببی است که آیات به عنوان سبب عجز برمی شمارند حتی اگر بخواهد که شکر نعمت را به تمام و کمال به جا آورد.

سعدی در گلستان خویش بر اساس این آیات می نویسد: منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکراندرش مزید نعمت٬هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون برون می آید مفرح ذات. پس در هر نفس دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب.

از دست و زبان که بر آید / کز عهده شکرش بدرآید.

بنده همان به که ز تقصیر خویش /عـُـذر بــدرگاه خــدای آورد

ورنـه سـزاوار خــداونـدیـش/کـس نـتـوانــد کـه بجـای آورد

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده  پردۀ ناموس بندگان بگناه فاحش ندرد و وظیفۀ روزی بخطای منکر نبرد.

ای کریمی که از خزانۀغیب/ گبر و ترسا وظیفه خور داری

دوستان را کجا کنی محروم/ تو که با دشمن این نظر داری

فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردی بگسترد

عوامل و موانع شکر

چنان که گفته شد خاستگاه شکر را می بایست در شناخت نعمت و ارزش و کاربرد آن برای انسان جست؛ زیرا هر چه انسان به چیزی و آثار و فواید آن آگاه تر باشد واکنش مثبت و سازنده تری از خود بروز می دهد. از این روست که خداوند سپاسگزاران را انسان های می شمارد که بر اساس حکمت عمل می کنند. در حقیقت شناخت فلسفه افرینش و اهداف وجودی خود و نعمت هایی که به وی ارزانی می شود موجب می شود تا مردمان به سوی شکرگزاری متمایل شوند.(واقعه آیات ۶۸ تا ۷۰ و نحل آیه ۷۸ و مومنون آیه ۷۸ و سجده آیه ۹)

از این روست که خداوند در آیات قرآنی می کوشد تا به تشریح و تبیین نعمت ها و فواید آن در زندگی بشر بپردازد و آن را عاملی برای شکرگزاری بشر قرار دهد. خداوند درآیات ۸۹ سوره مائده و ۵۸ سوره اعراف و ۵۰ سوره فرقان به تحلیل علل و عوامل شکرگزاری به مساله نقش تبیین و تشریح وضعیت بشر و نعمت ها و آیات الهی توجه می دهد تا معلوم دارد که تا چه اندازه شناخت از مساله و امری در شکرگزاری می تواند نقش داشته باشد.

از دیگر علل و عوامل اساسی و بنیادین در شکرگزاری می بایست به ایمان انسان ها اشاره کرد؛ زیرا بسیاری از کسانی که نسبت به همه چیز شناخت دارند ولی از نظر عاطفی و احساسی متاثر نمی شوند و قلب و جانشان گرایش به آن پیدا نمی کند. از این روست که خداوند از کسانی یاد می کند که شناخت کاملی دارند و در مقام یقین می باشند ولی با این همه دل و جانشان منکر آن چیز می شود و حجد می ورزند.

بر این اساس می بایست پس از شناخت عنصر ایمان را نیز افزود تا شکر گزاری در شخص تحقق یابد. آیه ۱۷۲ سوره بقره و نیز ۵۳ سوره انعام به ایمان به عنوان یکی از عناصر و عوامل اساسی در شکرگزاری انسان توجه داشته و بر آن تاکید می ورزد.

آیات دیگری این دو عنصر و مولفه اصلی را باز کرده و تبیین می کنند که چگونه ایمان و شناخت در درجات مختلف می تواند شیوه شکرگزاری را تغییر دهد چنان که می تواند عاملی مهم در شدت و ضعف یافتن شکرگزاری باشد.

انسانی که اهل توحید محض است و از هر گونه شرک خفی و اخفی در امان است به گونه ای دیگر شکر می گذارد که انسان مشرک به شرک خفی و یا اخفی آن را انجام می دهد. در حقیقت رهایی از هر گونه شرک و دست یابی به مراتب عالی تر در کمیت و کیفیت شکرگزاری بشر تاثیر شگرفی به جا می گذارد که آیات ۶۳ و ۶۴ سوره انعام و ۳۸ سوره یوسف بدان توجه می دهد.

بر این اساس می توان گفت که تزکیه نفس و جدایی انسان از پلیدی در سایه رسالت پیامبر حرکت کردن خود عاملی مهم در شکرگزاری بهتر بشر می باشد که آیات ۱۵۱ و ۱۵۲ سوره بقره بر آن تاکید می ورزد.

رعایت تقوا که در آیه ۱۲۳ سوره آل عمران به عنوان زمینه ساز شکر و سپاسگزار بهتر بشر معرفی شده است بر اساس این تحلیل معنا و مفهوم درست می یابد.

توجه به ربوبیت و نیز معاد و رستاخیز خود عامل مهمی در انگیزش سپاسگزاری در بشر است که آیات ۱۷ سوره عنکبوت و نیز ۱۴ سوره لقمان بدان اشاره می کند. این بدان معناست که انسان هر چه بیشتر به خود و جهان و اهداف و فلسفه آفرینش توجه یابد در ارزیابی محیط و نعمت هایی که در اختیار او گذاشته شده است رفتار و کنش و واکنش درست تری بروز می دهد و رشد و تعالی خویش را سبب می شود.

خداوند در آیه ۷۸ سوره نحل و نیز ۷۸ سوره مومنون در یک جمع بندی بیان می کند که بهره مندی انسان از قلب و قدرت درک و تعقل در کنار ایمان و تزکیه موجب می شود تا در مقام درست تری قرار گرفته و تحلیل واقع بینانه ای از خود و هستی به دست دهد و ضمن شناخت جایگاه خود و خدا به شکرگزاری بپردازد و هم به زبان و هم به قلب شکرگزار خداوند و نعمت هایش بوده و در عمل نیز با به کار گیری درست نعمت در جای مناسب آن شکرگزار واقعی نعمت باشد.

خداوند در آیه ۱۵ سوره احقاف رشد و کمال عقلی بشر را مایه توجه افزون تر آدمی برای سپاسگزاری به درگاه ربوبی بر می شمارد که این تاکیدی بر معنای پیش گفته است. آیات ۱۵۱ و ۱۵۲ سوره بقره و نیز ۷۹ و ۸۰ سوره انبیاء و ۱۵ و ۱۹ سوره نمل نیز همین معنا را مورد توجه قرار می دهد و بر مقام علم و دانش و نقش آن در سپاسگزاری تاکید می کند.

به هر حال در علل و عوامل شکرگزاری می توان به شناخت و ایمان و تقوا به عنوان علل اصلی توجه کرد هر چند که علل و عواملی دیگر نیز درایجاد انگیزه و زمینه های شکرگزاری تاثیر دارد ولی همه آن در چارچوب همین معنا تحلیل و تبیین می گردند. بر این اساس امور دیگر تنها به عنوان مصادیق و موارد جزیی همین کلی می باشد.

در بخش موانع شکر می توان به مسایلی چون فقدان شناخت ، عقل ،‌ علم ، ایمان ، تزکیه ، شرک و مانند آن اشاره کرد؛ زیرا فقدان هر یک خود مانع جدی در شکرگزاری انسان تلقی می شود.

البته قرآن آسایش و رفاه بیش از اندازه و رسیدن به مقام استغنای تخیلی و توهمی (انعام آیات ۶۳ و ۶۴ و یونس آیات ۲۲ و ۲۳) را از جمله موانع سپاسگزاری معرفی می کند که خود امری مهم و حساس است که می بایست بدان توجه ویژه ای مبذول داشت. چنان که توجه به مساله دشمن بیرونی یعنی ابلیس به عنوان مانع خود نیز یکی از مسایل مهم و اساسی در بخش موانع است،‌زیرا ابلیس دشمن سوگند خورده ای است که بر جنبه ناسپاس سازی بشر تاکید داشته است.(اعراف آیات ۱۱ تا ۱۷)

به هر حال مواردی چون کفر ( سجده آیات ۷ و ۹) و شرک ( زمر آیات ۷ و ۸ و زخرف آیا ت ۱۲ تا ۱۵) از موانع ناسپاسی بشر است که می بایست هماره مورد توجه قرار گیرد.