عوامل و موانع شقاوت از نظر قرآن

خیانت

بسم الله الرحمن الرحیم

شقاوت ضد سعادت ، حالتى سخت و دشوار است که انسان را از پیمودن راه خیر، شایسته و کمال مادّى و معنوى باز مى دارد و در دنیا و آخرت گرفتار انواع و اقسام بدبختی و فقدان آرامش و آسایش می کند و جهان را بر شخص تیره و تار و ظلمانی می سازد. بی گمان شناخت علل و عوامل آن و نیز موانعی که انسان را از شقاوت دور می  سازد، می تواند بسیار مفید و سازنده باشد؛ زیرا کم ترین آثار شقاوت در زندگی، از دست رفتن امید و گرفتاری در نومیدی است که انسان را از درون متلاشی می کند.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا ضمن بیان عوامل ایجادی حالت شقاوت در انسان، موانع آن را نیز بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

آثار شقاوت در زندگی از نظر قرآن

به نظر می رسد که برای شناخت هر چیزی توجه به آثار و پیامدهای مثبت و منفی آن بسیار مفید و سازنده باشد؛ زیرا وقتی انسان از آثار چیزی آگاه شود انگیزه ای در قلب برای گرایش یا گریزش از آن می شود. از این روست که قرآن در بیش تر موارد برای ایجاد انگیزه و اهمیت بخشی به چیزی به بیان آثار مثبت و منفی آن می پردازد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، حالت شقاوت در زندگی با هر عاملی ایجاد شده باشد، نقش به سزایی ایجاد حالت روانی نگرانی و اضطراب در شخص دارد، به طوری که زندگی معنای خودش را از دست می دهد و شخص در بحران هویتی و وجودی غرق می شود تا جایی که حتی انگیزه بودن و زیستن را از دست می دهد؛ چرا که انسان گرفتار شقاوت، «ضال» و  گم شده است؛ یعنی هویت خویش را گم می کند و در شرایط هبوط قرار می گیرد که سرگردانی و ندانم کاری از مهم ترین جلوه های آن است. کسی که خود را گم می کند، فراتر از هرسرگردانی نمی تواند با محیط پیرامونی ارتباط برقرار کند؛ زیرا گم شدن درونی اجازه نمی دهد تا نوعی پیوند و ارتباط متعادل با بیرون از خود ایجاد کند و موقعیت خویش را بشناسد و بر اساس آن رفتار نماید. از همین روست که خدا ارتباط تنگاتنگی میان «شقاوت» و «ضلالت» ایجاد می کند و آن را عامل مهم از دست رفتن سرمایه نفس می داند؛ به این معنا که انسانی شقی گرفتار ضلالت، سرمایه وجودی خویش که همان «نفس» باشد را در شرایطی قرار می دهد که از دست رفته می شود. خدا از این حالت به خسران نفس یاد می کند که به معنای از دست رفتن سرمایه وجودی انسان است.(مومنون، آیه ۱۰۳ و ۱۰۶)

پس از نظر قرآن، اساسی ترین زیانی که انسان به سبب ایجاد شقاوت با آن مواجه می شود، خسران نفس خویش است که همان از دست رفتن هویت وجودی اوست. چنین شخصی هیچ سرمایه ای ندارد و احساس پوچی و بیهودگی می کند و در ضلالت خویش چنان فرو می رود که فراتر از هبوط به سقوط می انجامد.

البته قرآن توضیح می دهد که این حالت که اوج شقاوت در انسان است، زمانی رخ می دهد که انسان نسبت خویش با خدا را فراموش کند و یاد خدا در دل انسان بمیرد؛ زیرا کسی که خدا را فراموش کند، همه حقیقت وجودی نفس خویش را فراموش کرده  است؛ زیرا نفس انسانی چیزی جز همان مظهریت اسماء الله نیست که در قالب روح الله دمیده در کالبد انسانی خودش را نشان می دهد.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱؛ ص، آیه ۷۲، حجر، آیه ۱۵)

همین فراموشی خدا، موجب می شود تا انسان در دنیا گرفتار شقاوت شود؛ زیرا بصیرت خویش را نسبت به مبدای وجودی و بقایی خود از دست می دهد و دچار کوری و نابینایی می شود که او را در ظلمات قرار می دهد. شاید این ظلمات در دنیا کم تر خودش را نشان دهد؛ زیرا محل اصلی تجلیات امور به شکل اتم و اکمل، قیامت است. از همین روست که خدا در تبیین آثار دیگر شقاوت انسان، به کوری انسان شقی در قیامت اشاره می کند و می فرماید که این حالت در آخرت تنها خود را به شکل اتم و اکمل نشان می دهد، وگرنه شقی در دنیا نیز انسانی نابینا و کور است.(طه، آیات ۱۲۳ و ۱۲۴)

از نظر قرآن، همین کوردلی و عدم بصیرت قلب اهل شقاوت است که اجازه نمی دهد تا آیات و نشانه های الهی را در انفس و آفاق ببیند و حقیقت وحدت وجودی حق بر هستی(فصلت، آیه ۵۳) برایش آشکار شود و آیات تکوینی و تدوینی برایش معنایی نداشته باشد و تحت تاثیر حجت های الهی قرار نگیرد(مومنون، آیات ۱۰۵ و ۱۰۶)، بلکه به تکذیب آیات الهی و دعوت پیامبران بپردازد و به سبب شقاوت دلی، علیه پیامبران اقدام کند.(شمس، آیات ۱۱ تا ۱۴)

خدا به مردمان هشدار می دهد که پیمودن چنین سبکی از زندگی می تواند زندگی را چنان سخت و نکبت بار کند که قابل تحمل نباشد(طه، آیات ۱۲۳ و ۱۲۴) به طوری که انواع مشقت ها و رنج ها بر او از همه جهات فشار آورد و طاقتش را طاق سازد.

انسانی که به سبب عدم بهره گیری از هدایت های الهی(همان) در شرایط سخت شقاوت قرار می گیرد، حتی از آب و غذا محروم می شود تا جایی که گرسنگی و تشنگی حالت غالب و اکثری زندگی او می شود و تحت فشار گرما ، سرما ، بی پوشاکی و بی پوششی، گرمازدگی و سرمازدگی در رنجی مضاعف قرار می گیرد.(طه، آیات ۱۱۷ تا ۱۱۹)

وحشت از فقر چنان چنین شخصی را فرا می گیرد که هر چه دارد را با بخل برای خویش نگه می دارد تا در شرایط نداری و فقر قرار نگیرد.(لیل، آیات ۸ تا ۱۸)

پس از نظر قرآن، آثار روانی و بدنی شقاوت در زندگی دنیوی و اخروی انسان چنان سخت و دشوار است که انسان را از بودن خسته می کند و مرگ را به نوعی رستن می داند، از همین روست که اهل شقاوت در دوزخ خواهان آن هستند که خدا مرگ آنان را برساند تا از شقاوت ابدی در امان باشند(زخرف، آیه ۷۷)، در حالی که پس از قیامت دیگر مرگی نیست و جاودانگی و ابدیت برای انسان رقم خورده و سرنوشت اوست.(احزاب، آیات ۶۴ و۶۵؛ جن، آیه ۲۳)

خدا در قرآن می فرماید که شقاوتمندان در آتش جهنم جاودانه خواهند بود(هود، آیات ۱۰۶ و ۱۰۷؛ مومنون، آیات ۱۰۳ تا ۱۰۷) و با آن که ذلیلانه اقرار می کنند و از سر درد و رنج بسیار، فریاد و شیهه و ناله سر می دهند، ولی فریادرسی ندارند (همان)، بلکه همان طوری که به سگان پارس کننده می گویند: لال شو! به آنان نیز خطاب «اخسئوا» می کنند که بدترین اهانت نسبت به انسانی است؛ چرا که «اخسـوا» لفظى است که براى راندن سگ به کار برده مى شود و در این جا جهت تحقیر و توهین به کار رفته است. (مومنون، آیه ۱۰۸؛ مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۱۹۰؛ الجامع لاحکام القرآن، ج ۱۳، ص ۱۵۳)

عوامل شقاوت انسان از نظر قرآن

انسانی که بخواهد از شقاوتی این چنین برهد و به سعادت برسد و آسایش و آرامش در دنیا و آخرت را برای خویش بخرد، می بایست عوامل شقاوت را بشناسد و با موانع آن آشنا شود. از همین روست که خدا به عوامل شقاوت و موانع آن در قرآن توجه می دهد تا انسان ها از عوامل دوری و موانع را در خود ایجاد کنند. از نظر قرآن مهم ترین عوامل شقاوت عبارتند از :

  1. گرایش به ضلالت: از نظر قرآن خدا دو سرمایه هدایتی درونی (طه، آیه ۵۰) و بیرونی(بقره، آیه ۳۸) برای انسان قرار داده که مطابق هم هستند.(روم، آیه ۳۰) کسی که به هدایت های فطری و تشریعی توجهی نداشته باشد، گرفتار شقاوت می شود.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ طه، آیه ۱۲۳؛ مومنون، آیه ۱۰۶)
  2. غفلت از آیات الهی: کسی که نسبت به آیات الهی غافل شود و آن چه که پیش روی اوست نبیند، نمی تواند خدا را ببیند و مطابق فرمان او زندگی کند. این گونه است که گرفتار شقاوت می شود.(طه، آیات ۱۲۳ تا ۱۲۶)
  3. اعراض از هدایت: کسی که از هدایت های تکوینی و تشریعی الهی اعراض می کند گرفتار شقاوت می شود؛ چرا که اعراض از تعالیم هدایت بخش الهی به ویژه آموزه های وحیانی قرآن، موجب می شود که به فلسفه و سبک زندگی رو آورد که چیزی جز شقاوت را برایش به ارمغان نمی آورد.(همان)
  4. بت پرستی: اعراض از هدایت های الهی موجب می شود تا انسان به جای آن که خدا را بنده باشد، بنده غیر خدا از جمله بتان شود که موجبات شقاوت انسان را فراهم می آورد و به شقاوت می اندازد.(هود، آیات ۱۰۶ و ۱۰۷؛ مریم، آیه ۴۸)
  5. گناه: کسی که گناه می کند گرفتار شقاوت می شود؛ زیرا زشتکاری و گناه موجب می شود که دل تیره و ظلمانی گردد و هدایت های الهی در آن تاثیر نگذارد.(مومنون، آیه ۱۰۶) مفسران گفته اند که منظور از «غلبت علینا شقوتنا» اعمال شقاوتمندان باشد (تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۵۶۶، ح ۱۶۰) که همان زشتیها و گناهان است. (مجمع البیان، ج ۷ – ۸، ص ۱۹۰)
  6. ظلم به نفس: ظلم به نفس آن است که انسان به جای بندگی خدا به بندگی هواهای نفسانی و از جمله معبودهای باطل دیگر بپردازد که موجب دوری از خدا و پرستش آن می شود. این گونه است که شخص گرفتار شقاوت می شود.(هود، آیات ۱۰۱ و ۱۰۶؛ مومنون، آیات ۱۰۶ و ۱۰۷)
  7. بی تقوایی: همان طوری که تقوا موجب می شود تا انسان به سعادت برسد، بی تقوایی موجب می شود تا در دام شقاوت گرفتار آید(لیل، آیات ۱۵ و ۱۶)؛ یعنی به قرینه مقابله «اشقى» با «اَتقى» معلوم مى شود فاصله گرفتن از تقوا، عامل شقاوت است.
  8. دنیا طلبی: کسی که دنیا را هدف خویش قرار داده و تنها دنبال آن می رود، از آخرت غافل می شود و این گونه است که به شقاوت گرفتار می شود.(اعلی، آیات ۱۱ تا ۱۷) به سخن دیگر، دنیا طلبان دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند و هنگام محاسبه و انتخاب یکی از آن ها، دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند و این گونه است که از خدا و اهداف الهی غافل می شوند و خود را به شقاوت می افکنند.
  9. عقوق والدین: کسی که خشم والدین را بر انگیزد و گرفتار عاق آنان شود، رنگ سعادت را به خود نخواهد دید و گرفتار شقاوت می شود(مریم، آیه ۳۲)؛ زیرا بر اساس روایتی امام صادق(علیه السلام) آن حضرت براى بیان آثار عاقّ والدین به این آیه استدلال کردند که خود نشان می دهد که عاق والدین موجب شقاوت انسان است. (تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۳۳۵، ح ۷۱؛ تفسیر الصافى، ج ۳، ص ۲۸۱)
  10. خسارت جانی: انسانی که عمر و جان خویش را صرف دنیا و راه های باطل کند، گرفتار شقاوت است.(مومنون، آیات ۱۰۳ و ۱۰۶)
  11. ثروت اندوزی: کسی که دنیا طلب است دنبال ثروت اندوزی می رود و در انفاق بخل می ورزد و این گونه گرفتار شقاوت می شود.(لیل، آیات ۸ و ۱۵)
  12. احساس غنا و بی نیازی: انسان از نظر ذاتی فقیر است و در همه چیز در حدوث و بقا نیازمند خدای غنی حمید. بنابراین کسی که احساس کاذب غنا و بی نیازی را دارد، از خدا دور شده و گرفتار شقاوت می شود.(همان)
  13. ارتداد: خروج از دین اسلام و ارتداد از عوامل اصلی شقاوت انسان است.(کهف، آیه ۲۰)
  14. استبداد: از نظر قرآن استبداد و ادعای بی جا موجب می شود که انسان گرفتار شقاوت شود و پشنهادها و روش های دیگران که مبتنی بر هدایت و سعادت است را نپذیرد.(مریم، آیه ۳۲)
  15. بخل: کسی بخل می ورزد که دنبال ثروت اندوزی و دنیا طلبی است. چنین شخصی به سبب مال داشتن و ثروت احساس اسغنا کرده و گرفتار شقاوت می شود؛ زیرا از خدا و حقیقت وجودی خویش دور می شود.(لیل، آیات ۸ و ۱۵)

موانع شقاوت از نظر قرآن

از نظر قرآن، همان طوری که برخی از امور موجب شقاوت می شود، برخی امور نیز مانع از آن است که انسان گرفتار حالت شقاوت بشود. از جمله مهم ترین موانع ایجادی شقاوت می توان به مواردی چون بهره مندی از هدایت های الهی(طه، آیه ۱۲۳)، بهره مندی از کتب آسمانی و هدایت های آن(مریم، آیات ۳۰ و ۳۲)، کسب تقوای الهی(لیل، آیات ۱۵ و ۱۷)، توجه به ربوبیت و پروردگاری الهی(مریم، آیات ۴ و ۴۸)، تزکیه نفس(اعلی، آیات ۱۱ تا ۱۴؛ لیل، آیات ۱۲ تا ۱۸؛ شمس، آیات ۱۱ و ۱۲)، انفاق در راه خدا(لیل، آیه ۱۵)، پرداخت زکات(مریم، آیات ۳۱ و ۳۲)، دعا و عبادت و بندگی در درگاه خدا(مریم، آیات ۴ و ۴۸)، ذکر و یاد خدا(اعلی، آیات ۱۱ تا ۱۵)، نیکی به مادر(مریم، آیه ۳۲)، هجرت از دیار شرک(کهف، آیات ۱۶ و ۲۰؛ مریم، آیه ۴۸)، نماز(مریم، آیات ۳۱ و ۳۲؛ اعلی، آیات ۱۱ تا ۱۵)، عبادت(مریم، آیات ۳۰ و ۳۲ و ۴۸)، بهره مندی از عنایت، برکات و رسالت الهی(مریم، آیات ۳۰ و ۳۲) و مانند آنها از جمله مهم ترین مواردی است که می تواند انسان را از شقاوت دور نگه دارد.

البته ناگفته نماند که انسان با ترک عوامل شقاوت می تواند به این مهم برسد که سعادت را برای خویش بسازد و از شقاوت دور بماند یا دور شود. بنابراین، اگر کسی بخواهد اصلا وارد حوزه شقاوت نشود می بایست از عوامل شقاوت اجتناب و به موانع شقاوت اهتمام ورزد و اگر خدای نکرده گرفتار شقاوت است، با ترک عوامل خود را در شرایطی قرار دهد که عنایت الهی متوجه او شده و او را از شقاوت دور ساخته و به سعادت برساند.