عوامل و موانع سعادت انسان از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

سعادت و خوشبختی واقعی زمانی تحقق می یابد که انسان به «فلاح» و «فوز عظیم» برسد؛ زیرا «فلاح» به معنای دست یابی، چیرگی و پیروزی بر خواسته ها و مرادها است که با هر گونه چاره جویی و حتی شکاف در امور سخت و شدید به دست می آید؛ چنان که کشاورز به عنوان «فلاّح» این گونه است که به «خیر و نعمت» و شکوفه های خوشبختی با برآورد نیازهای خویش دست می یابد.

هر انسان و اجتماع بشری تلاش می کند تا سعادت را برای خود تامین کند؛ از همین روست که نظام ها و نهادهای اجتماعی گوناگونی را سامان می دهد تا این سعادت را دست کم در دنیا برای خویش تامین کند.

هر چند همگان مفهوم سعادت و خوشبختی را می شناسد و به شکلی حتی مصداق آن را در قالب «آرامش و آسایش» مشخص می کنند؛ ولی ممکن است از نظری در درک خوشبختی و سعادت واقعی ناتوان باشد؛ زیرا این سعادت با توجه به فلسفه زندگی تغییر می یابد و «متغیر» فلسفه زندگی؛ نقش اساسی در شناخت مصداقی آن دارد؛ چرا که سعادت متاثر از هستی شناسی و جهان بینی افراد می تواند محدود به ماده و دنیا یا فراتر از آن باشد و به آخرت نیز کشیده شود. از همین روست که برخی «سعادت دنیوی» در همان سعادت مادی محدود می یابند و به آن گرایش دارند؛ و برخی دیگر «سعادت دنیوی و اخروی» را با هم می جویند.

پس با آن که ممکن است هر دو گروه انسانی، خواهان سعادت باشند، تفاوت هایی در معنا و مفهوم و مصداق آن قایل هستند؛ چرا که برخی «مرگ» را عامل سعادت زدا ، و برخی دیگر عامل سعادت آفرین می یابند و با مرگ، خود را در محیطی احساس می کنند که سعادت ابدی را برای آنان تضمین می کند؛ از همین روست که آنان «مرگ» را دریچه ای برای سعادت ابدی خود یافته و با شهادت در راه خدا به استقبال مرگ می شتابند و این گونه با هر ابزاری تلاش می کنند(حج، آیه ۷۷) تا خود را به «فوز عظیم» فلاح و رستگاری برسانند و از همه حزن و خوف دنیوی برهانند و در آرامش و آسایش ابدی زندگی طیب جاودانه داشته باشند.(آل عمران، آیه ۱۶۹؛ توبه، آیه ۲۰) در حالی که دیگری از آن گریزان است و آن را عامل بدبختی خویش و از دست رفتن سعادت می یابد و همه تلاش و کوشش خویش را بر آن مبذول می دارد تا مرگ را از خود دور کند و هزارسال به عمر خویش بیافزاید.(بقره، آیه ۹۶؛ نساء، آیات ۷۲ و ۷۳)

عوامل سعادت بشر در زندگی دنیوی

شناخت عوامل سعادت از مهم ترین اموری است که خدا در قرآن بر آن تاکید دارد؛ زیرا بدون شناخت این عوامل نمی توان از سعادت سخن گفت؛ چرا که با تحقق این عوامل است که سعادت شکل می گیرد و انسان می توان از سعادت در زندگی بهره مند شود.

مهم ترین عواملی که می توان برای سعادت حتی در زندگی مادی و دنیوی بشر مطرح کرد اموری است که به حوزه های گوناگون مرتبط است و اختصاص به ساحتی خاص ندارد؛ بلکه لازم است تا انسان از نظر غذایی، رفتاری، روحی و روانی، فکری و مانند آن ها نوعی خاص از امور را مد نظر قرار دهد تا به سعادت دست یابد و دست کم در زندگی مادی و دنیوی آن را تجربه کند.

عوامل فکری سعادت شامل نوع نگاه انسان به هستی و جهان بینی اوست که از نظر قرآن ایمان به غیب و خدا از مهم ترین عوامل سعادت بشر در زندگی دنیوی است. البته انسان می بایست در حوزه فکر و اندیشه به جای ظنون از «علم و یقین» بهره گیرد و به جای خرافه به استدلال و برهان اعتماد نماید تا سعادت را برای خویش فراهم آورد.(بقره، آیات ۴ و ۵؛ لقمان، آیات ۴ و ۵)

از نظر رفتاری نه تنها شخص لازم است رفتارهای هنجاری و ارزشی را بشناسد و بر اساس آن عمل کند، بلکه می بایست رفتار جمعی و اجتماعی را زیر نظر بگیرند و اجازه ندهند تا کسانی با عمل به منکرات و هنجارشکنی ها، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی را نادیده بگیرند و سعادت مردم را به مخاطره افکنند. به سخن دیگر، سعادت فردی در گرو سعادت جمعی است و انسان نمی تواند به تنهایی سعادت را برای خویش فراهم آورد. بنابراین لازم است تا برای دست یابی به سعادت شخصی و فردی به سعادت جمعی و اجتماعی توجه کرده و اهتمام ورزد.(آل عمران، آیه ۱۰۴؛ توبه، آیات ۱۱۱ و ۱۱۲)

از نظر قرآن دعوت و توصیه دیگران به خیر چیزی جز دست یابی به سعادت و رهایی از خسران و زیان ابدی نیست که بسیاری از انسان ها در همین دنیا بدان گرفتار هستند. بنابراین، همان اندازه که انسان می بایست به خود بپردازد و عوامل سازنده و مثبت سعادت را در خود ظهور و بروز دهد، بیش تر از آن می بایست تلاش کند تا دیگران را به خیر و حق ومعروف و صبر دعوت کند تا بتوانند در کنار هم با تعاون بر کارهای نیک و خیر و تقوای الهی به سعادت دنیوی و اخروی دست یابند.(آل عمران، آیه ۱۰۴؛ عصر، آیات ۱ تا ۳ و آیات دیگر)

خدا در قرآن می فرماید اگر اجتماعی بخواهد به سعادت برسد می بایست در همه ابعاد با یک دیگر همکاری کنند؛ زیرا تغییرات اجتماعی بدون همکاری و تعاون همگانی به دست نمی آید(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ مائده، آیه ۲) و بهره مندی از سعادت جمعی در گرو و رهن همکاری جمعی است.(اعراف، آیه ۹۶؛ نحل، آیه ۱۱۲)

در تامین عنصر آرامش و امنیت لازم است همگان در این عرصه وارد شوند و به دفاع از مرزهای جغرافیایی، جان و مال و عرض یک دیگر کمک و همکاری کنند و مرزها را از خطر حفظ نمایند.(آل عمران، آیه ۲۰۰؛ انفال، آیه ۶۰)

از دیگر عوامل بسیار موثر در سعادت بشر در زندگی توجه و اهتمام به اصل قانون مداری است؛ زیرا قانون که بر اساس عدالت سامان یافته است، تامین کننده حقوق همگان است و با حفاظت بر آن می توان به این اطمینان رسید که هر کسی از مواهب الهی به گونه ای بهره مند می شود که سعادت در گرو و رهن آن است.(نساء، آیه ۱۳؛ توبه، آیات ۱۱۱ و ۱۱۲؛ حدید، آیه ۲۵)

از نظر اخلاقی و خلق و خو، لازم است تا افراد اجتماع در سطح محاسن و مکارم اخلاقی از اخلاق نیک و خلق حسن بهره مند باشند؛ زیرا بدون خوش خلقی و فضایل اخلاقی سخن گفتن از سعادت فردی و جمعی بی معنا است. بنابراین، اگر جامعه ای بخواهد سعادت را برای خویش رقم بزند می بایست به حوزه خلق انسانی توجه خاص داشته باشد و به پرورش و نیز تربیت افراد عنایت کند. داشتن حیا و عفت(مومنون، آیات ۱ و ۵؛ نور، آیه ۳۱)، صداقت و راستی(مائده، آیه ۱۱۹)، حفظ حجاب(نور، آیه ۳۱)، چشم پوشی و پرهیز از نگاه حرام و چشم چرانی(نور، آیات ۳۰ و ۳۱)، ایثارگری(حشر، آیه ۹)، امانت داری(مومنون، آیات ۱ و ۸)، ادای حقوق مالی و غیر مالی دیگران و ادای امانت الهی(روم، آیه ۳۸)، اخلاص و خشوع و خشیت در برابر خدا(روم، آیه ۳۸؛ نور، آیه ۵۲)، سخنان استوار(احزاب، آیات ۷۰ و ۷۱) و تزکیه نفس (اعلی، آیه ۱۴؛ شمس، آیه ۹) و مانند آن ها از مهم ترین عوامل سعادت بشر در زندگی است.

موانع سعادت بشر در زندگی دنیوی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، برخی از امور مانع جدی بر سر راه سعادت بشر در زندگی دنیوی است؛ یعنی اگر بخواهد کسی به آرامش و آسایش دنیوی برسد لازم است تا از برخی از امور به عنوان مانع عبور کند تا به سعادت و خوشبختی برسد. بر همین اساس، بخشی از آیات قرآنی به انسان یاد آور می شود برای دست یابی به سعادت لازم است تا از اموری اجتناب و پرهیز کند.

به عنوان نمونه در حوزه غذایی انسان می بایست از اموری اجتناب کند؛ زیرا برخی از غذاها به سلامت جسمی و روانی انسان آسیب می رسانند. بنابراین، برای این که سلامت بدنی و جسمی و حتی روحی و روانی انسان تامین شود، لازم است تا از آن غذاها چه خوراکی یا نوشیدنی پرهیز کند. به عنوان نمونه اجتناب و پرهیز از خمر(مائده، آیه ۹۰)، مواد غذایی خبیث و پلید که با مزاج و طبیعت آدمی تناسب ندارد(مائده، ۱۰۰؛ اعراف، آیه ۱۵۷) و مواد غذایی طیب ولی حرام(مائده، آیه ۹۰) مانع جدی بر سر راه سعادت بشر در دنیا است ؛ چرا که این ها آرامش و آسایش و سلامت او را در معرض خطر قرار می دهد.

هم چنین برخی از صفات در انسان به عنوان رذایل اخلاقی شناخته می شود که خود می تواند مانع جدی بر سر راه سعادت شخص و اجتماع باشد، به عنوان نمونه بخل ورزی ، خساست ، حرص و طمع(حشر، آیه ۹؛ تغابن، آیه ۱۶) از جمله اموری است که مانع اساسی برای سعادت انسان است.

از نظر قرآن، افکار و اندیشه های باطل نیز می تواند انسان را از سعادت و خوشبختی در دنیا باز دارد چه رسد که انسان را به خوشبختی ابدی برساند. شرک و کفر و بت پرستی و مانند آن از جمله موانع سعادت بشر در دنیا و آخرت است.( مائده، آیه ۹۰)

هم چنین کسانی که رفتارهای اجتماعی آنان بر خلاف عقلانیت و اصول وحیانی است، به سبب اهتمام به هواهای نفسانی و پیروی از ظنون و خواسته های شهوانی، از سعادت دور می شوند و خوشبختی دنیوی را نیز به دست نمی آورند.(بقره، آیه ۱۸۹؛ نجم، آیات ۲۳ و ۲۸) در همین رابطه فعالیت های ربوی در عرصه اقتصاد نیز می تواند به سعادت فردی و جمعی ضربه بزند و لازم است برای خوشبختی وسعادت فردی و جمعی از آن اجتناب کرد.(آل عمران، آیه ۱۳۰) هم چنین فعالیت های اقتصادی و رفتار اجتماعی مبتنی بر شیوه های غلط و نادرست هم چون قماربازی(مائده، آیه ۹۰) می تواند آسیب جدی به سعادت بشر وارد سازد.

هم چنین از نظر قرآن، پرهیز از بیهودگویی و بیهوده گرایی و ترک لغو از جمله مواردی است که می توان سعادت فردی و جمعی را تضمین کند.(مومنون، آیات ۱ و ۳)

با نگاهی به آیات قرآنی این معنا به دست می آید که بسیاری از مردم مفهوم سعادت واقعی و حقیقی را درک نمی کنند و به جای آن که دنبال عوامل حقیقی سعادت بروند دنبال عوامل می روند که در حقیقت سعادت آفرین نیست، بلکه سعادت کاذب یا عامل شقاوت است؛ از جمله همین عواملی که در حقیقت موانع سعادت حقیقی است. کسی که مال حرام می خورد یا غذای خبیث و پلید را مصرف می کند یا رفتارهای هنجارشکنانه یا قانون گریزانه دارد به ظاهر شخص گمان می کند که به آرامش و آسایش دست یافته و از زندگی لذت می برد، ولی این لذت دروغین و شادی کاذب است که به زودی از دست می رود و به جای آن غم و غصه و ناامنی و بی قراری قرار می گیرد.

خدا با تاکید بر عوامل حقیقی کسب سعادت فردی و جمعی و نیز دنیوی و اخروی بر آن است تا انسان به سعادت حقیقی دست یابد و بتواند از مسیر درست به آن برسد و خود را از مشکلات و ناامنی و فقر و نداری رهایی بخشد و به رستگاری برسد.

پس اگر کسی بخواهد حتی در همین زندگی دنیوی به سعادت واقعی دست یابد لازم است تا از عوامل حقیقی بهره مند شود و از موانع پرهیز کند.

در آیات قرآنی به عوامل و موانع دیگری برای سعادت توجه داده شده است؛ ولی با نگاهی به مجموعه آیات و عوامل و موانع مطرح در آن می توان گفت که انسان اگر بخواهد به رستگاری حتی در دنیا برسد و سعادت و آرامش و آسایش در همین زندگی مادی و دنیوی داشته باشد، باید از نظر فکری و رفتاری به گونه ای خود را بسازد که بتواند به خود و دیگران خیر برساند و هرگز مانعی بر سر راه سعادت دیگران ایجاد نکند؛ این زمانی خواهد بود که از نظر اعتقادی بر اساس فلسفه ای زندگی خویش را سامان دهد که انسان را فراتر از حوزه یک انسان مادی و بشری بیبند و ارزش های انسانی را بشناسد و برای آن تلاش کند و از هرگونه خودبینی و خودپسندی پرهیز کند و برای دیگران همان چیزی را بخواهد که برای خود می خواهد.