عوامل و شیوه های تربیت از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

تربیت خود و دیگران به معنای پرورش شخص به گونه ای است که مطابق با فلسفه زندگی و هنجارهای اجتماعی باشد؛ زیرا زمانی شخص در یک اجتماع پذیرفته می شود که رفتارهای شخص مطابق با فلسفه و هنجارهای آن اجتماع باشد. در حقیقت تربیت کمک می کند تا مساله «جامعه پذیری» از سوی افراد اجتماع به شکل درستی تحقق یابد. از این رو، می توان گفت که تربیت ارتباط تنگاتنگی با «جامعه پذیری» افراد اجتماع دارد؛ چرا که هر گونه عدم تحقق تربیت «صحیح» از نظر یک جامعه، جز «طرد اجتماعی» برای افراد تربیت ناپذیر به دنبال نخواهد داشت.

تغییر تربیتی، امری شدنی

برخی از مردم بر این باورند که انسان ها دارای خلق و خویی طبیعی هستند که قابل تغییر نیستند. این افراد حتی به استناد به برخی از آیات قرآنی به این «تغییرناپذیری» خلق انسانی اشاره می کنند و می گویند خدا در قرآن، صفاتی را به عنوان «خلق بشری و انسانی» بیان کرده است که خود گواهی روشن بر عدم تغییرپذیری این خلق و خوی انسانی است. به عنوان نمونه خدا در قرآن در بیان صفات خُلقی بشر و انسان، آنان را موجوداتی «هلوع» دانسته که هرگاه با شرور مواجه شود، جزع می کند و هر گاه با خیر رو به رو می شود، مانع از رسیدن خیر به دیگری می شود.(معارج، آیات ۱۹ تا ۲۱)

هم چنین خدا در قرآن، انسان ها را موجوداتی «جهول و ظلوم» معرفی کرده است که انتخابات وی بر اساس همین دو صفت انجام شده و مشکلاتی را برای انسان موجب می شود.(احزاب، آیه ۷۲)

با دقت در آموزه های وحیانی می توان دریافت که اگر چنین صفاتی برای «خلقت» انسان مطرح است، بدان معنا نیست که این «صفات» قابل اصلاح و تغییر نیست، بلکه «تغییر» در خلق و خلقت انسان شدنی است و حتی ابلیس به سبب همین «امکان» تغییر تلاش می کند تا به گونه ای تغییرات انجام شود که اهداف پلید شیطانی او تامین شود.(نساء، آیه ۱۱۹)

از نظر قرآن، نه تنها «تغییر» در خلقت و صفات خلقی انسان امکان پذیر و شدنی است، بلکه چنین «تغییراتی» به وقوع پیوسته است، به طوری که آثار آن نیز در فرد و اجتماع بروز یافته است؛ زیرا بر اساس «تغییرات» منفی که در نفوس آدمی به سبب «فجور» پدید آمده است، انسان ها «قوای مثبت نفسانی خویش» را از حالت «استواء و اعتدال» خارج کرده و با «دفن و دسیسه»(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) و «ختم» قلوب خویش(بقره، آیه ۷) از نظر ادراکی و رفتاری با مشکل جدی مواجه شدند(بقره، آیات ۷ تا ۱۵) و نعمت ها را به «نقمت» ها تغییر داده اند و در زندگی برای خویش مشکلاتی را ایجاد کرده اند.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳)

البته از نظر قرآن، نفوس انسانی و صفات آن، غیر قابل «تبدیل» و «تحویل» هستند؛ زیرا آن چه به عنوان صفات فطری و خلقتی نفس انسانی مطرح است، به عنوان «سنت های الهی» غیر قابل «تبدیل و تحویل» است(روم، آیه ۳۰؛ اسراء، آیه ۷۷)؛ اما قابل «تغییر» است؛ از همین روست که به صراحت از «تغییر ما بانفسهم» سخن به میان آورده است.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳)

هم چنین خدا در مواردی به صفات خلقی بشر و انسان اشاره می کند سپس بیان می کند که این صفات با این که جزو «خلقت» طبیعی انسان است، اما انسان هایی با تلاش و کوشش آن را «اصلاح» می کنند و صفات نیک را جایگزین مثلا «هلوع» می سازند؛ از همین روست که در آیات ۱۹ تا ۲۲ سوره معارج، «مصلین» را از هلوع بودن استثنا می کند؛ زیرا این افراد نمازگزار با «تغییر در فلسفه و سبک زندگی خویش» توانسته اند، «هلوع» را در خود تغییر داده و اصلاح کنند، به طوری که که تنها آزمند و حریص نیستند و در برابر شرور جزع یا در برابر خیر رسانی، مانعیت ایجاد نمی کنند، بلکه خود اهل «ایثارگری» می شوند و در کار خیر پیشگام می شوند و در برابر مشکلات «صبار شکور» هستند و با اعتماد به «خدا» مصیبت ها را متحمل می شوند.

اصولا از نظر قرآن کریم، انسان در مدت عمر خویش در دنیا می بایست تلاش کند تا «صفات» مرتبط با «طبیعت» را به گونه ای «تغییر» دهد تا به کمالات الهی برسد. در حقیقت همین صفاتی که متقضی طبیعت بشری و انسانی است، می بایست با «تزکیه» نفس، تغییر یابد. صفات «ظلوم و جهول و هلوع» و مانند آن ها تحت مدیریت «قلب» و «عقل» در آید و برای مقاصد کمالی مورد استفاده قرار گیرد.

به سخن دیگر، اگر نفس انسان دارای «شهوت و غضب» است، می بایست تحت مدیریت «عقل و قلب» قرار گیرد و از آن برای جذب کمالات و دفع و رفع موانع استفاده شود. بنابراین، تغییرات در نفس انسانی نه تنها شدنی بلکه وقوع یافته است و حتی انسان می بایست برای «تغییرات» مثبت در «نفس» را بر اساس آموزه های وحیانی اسلام و شرایع آن تلاش مضاعفی داشته باشد؛ زیرا از یک سو، وسوسه های نفسانی و از سوی دیگر وسوسه های شیطانی وجود دارد که نمی خواهد این تغییرات مثبت رخ دهد، بلکه تغییرات در جهت و سویی باشد که انسان را به سقوط می کشاند.(نساء، آیه ۱۱۹)

عوامل موثر تربیتی

از نظر آموزه های وحیانی قران، عوامل بسیاری می تواند در تغییرات تربیتی نفس انسان موثر باشد. برخی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار عبارتند از:

  1. استعداد ذاتی: از نظر قرآن، مهم ترین عامل تغییرات تربیتی، استعداد ذاتی، ظرفیت و قابلیت انسان ها در تربیت است؛ یعنی انسان به گونه ای آفریده شده اند که می توانند تغییرات مثبت و منفی تربیتی را پذیرا باشند. هر انسانی در ذات خویش از استعداد تغییر برخوردار است؛ این تغییرات می تواند بر اساس فلسفه و سبک زندگی فرد یا والدین یا محیط اجتماعی، مثبت یا منفی باشد. در حقیقت نفس انسانی از یک حالت انفعالی برخوردار است و همین حالت انفعالی موجب می شود تا شخص پذیرای تغییرات مثبت و منفی باشد. از نظر قرآن، نفوس انسانی همانند زمین ها متفاوت هستند، به طوری که برخی از زمین ها، طیب و پاک و برخی دیگر، خبیث و ناپاک هستند.(اعراف، آیه ۵۸) این پاکی و ناپاکی به «وراثت» بستگی دارد(نوح، آیات ۲۶ و ۲۷؛ مریم، آیه ۲۸)؛ اما این بدان معنا نیست که فقط «وراثت» تنها عامل تغییرات باشد، بلکه عوامل دیگری نیز نقش دارد که باید همه را در کنار هم دید. بنابراین، اگر ازنظر استعدادی کسی از وراثت خوبی برخوردار نباشد، به این معنا نیست که دیگر هیچ ظرفیت و استعدادی برای تغییرات مثبت را نداشته باشد، بلکه تغییرات می تواند تحت تاثیر محیط اجتماعی انجام شود با آن که شخص از نظر وراثتی با مشکل مواجه است. به سخن دیگر، اگر از نظر استعداد ذاتی انسان ها در سطوح چندی هستند که گاه از آن به معادن تعبیر شده است: اَلّناسُ معادِنُ کَمَعادِنِ الَّذهَبِ وَ الْفِضَّهِ ؛ مردم مانند معادن طلا و نقره هستند( کافى، ج ۸، ص ۱۷۷؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۸۰؛ بحار الانوار، ج ۵۸، ص ۶۵ و ۱۰۶؛ ج ۶۴، ص ۱۲۱)؛ اما این بدان معنا نیست که عوامل دیگری در تغییرات تربیتی نقش نداشته باشد؛ زیرا عوامل دیگری از جمله «محیط اجتماعی» و زمان نیز نقش اساسی در تغییرات دارد.(نوح، آیات ۲۶ و ۲۷)
  2. تعلیمات عقلی تربیتی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، در تغییرات تربیتی می بایست نقش تعلیم و آموزش را بسیار مهم و اساسی ارزیابی کرد. از همین روست که حتی می توان اسب و سگ را با «تعلیمات تربیتی» چنان آموزش داد که مورد نظر انسان و خواسته های اوست.(نساء، آیه ۴) بنابراین، اگر بخواهیم تغییرات مثبت تربیتی داشته باشیم، می بایست تعلیمات مبتنی بر «برهان و استدلال» عقلی باشد تا شخص به سادگی بر اساس «فطرت سلیم» خویش آن را پذیرا شده و بر اساس آن جامعه پذیری داشته باشد.(نساء، آیه ۱۷۴؛ یوسف، آیه ۲۴؛ قصص، آیه ۳۲)
  3. آموزه های وحیانی اسلام: از نظر قرآن، آموزه های وحیانی قرآن مبتنی بر فطرت انسانی است. بنابراین، کسانی که از این آموزه های وحیانی اطاعت می کنند، مطابق فطرتی رشد می یابند که مقتضی کمال یابی انسان است. پس می بایست آموزه های اسلامی را به عنوان یکی از عوامل موثر در تغییرات مثبت نفوس انسانی مد نظر قرار داد و از آن برای ایجاد شرایط تربیتی و جامعه پذیری مبتنی برفلسفه و سبک زندگی اسلامی بهره گرفت.(بقره، آیه ۱۸۶) از نظر قرآن، تعلیم و تعلم آموزه های وحیانی اسلام و شرایع آن در طول تاریخ یکی از مهم ترین عوامل تربیتی است که خدا برای بشر قرار داده است تا انسان با بهره برداری از آن ها تربیت و ربانی شوند و در مقام مظهریت در ربوبیت ظهور یابند.(آل عمران، آیه ۷۹)
  4. آزمون و امتحان: انسان ها دارای استعدادها و ظرفیت های گوناگونی است؛ نادیده گرفتن تفاوت ها در استعداد می تواند زیانبار باشد و تاثیرات تعلیمات تربیتی را کاهش دهد؛ بنابراین، لازم است تا برای سنجش استعدادها و برنامه ریزی مبتنی بر تفاوت ها، آزمون ها و امتحاناتی انجام شود تا ظرفیت و استعداد هر کسی دانسته و شناخته شده و براساس آن برنامه ریزی تربیتی انجام شود. در حقیقت، امکانات و مزایاى هر انسانی، وسیله آزمون و امتحانی است که می توان با آن استعداد سنجی کرد و برنامه ریزی مناسبی برای هر شخصی ارایه داد.(انعام، آیات ۱۶۴ و ۱۶۵؛ بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷ و ۱۲۴ و ۴۹؛ اعراف، آیه ۱۶۸؛ و آیات دیگر) از نظر آموزه های وحیانی قرآن، آزمون ها که در قالب سختی ها و آسانی ها و نیز خوشی ها و ناخوشی ها انجام می شود در راستای تربیت انسان ها و سنجش ظرفیت ها و استعدادها و ظهور و بروز آن ها انجام می شود.(همان)
  5. تبیین حقایق: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تبیین حقایق چنان که هست می تواند نقش موثری در تربیت نفوس انسان ها داشته باشد؛ زیرا وقتی انسان حقیقتی را شناخت به دنبال تحقق آن تلاش و کوشش می کند و اگر تغییراتی را نیاز داشته باشد آن را در درون و بیرون خویش ایجاد می کند تا به آن حقیقت دست یابد. از همین روست که تلاش همه عالمان و پیامبران بر این سمت و سو بوده که مردمان با حقایق هستی چنان که هست آشنا شوند و از توهم حقیقت و فتنه های آن نجات یابند.(کهف، آیه ۲۹)
  6. ایمان به قیامت: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، یکی از مهم ترین عوامل در «تربیت» اعتقاد و ایمان به قیامت است؛ زیرا اگر برای توحید و ایمان به آن نقش تربیتی بتوان قایل شد، باید نقش اساسی را به «اعتقاد به معاد و قیامت» داد؛ چرا که این ایمان به قیامت است که به زندگی انسان معنا و مفهوم می بخشد و جهت گیری آن را مشخص می دارد؛ کسی که معتقد به قیامت باشد به این امر باور دارد که زندگی در دنیا بدون هدف و حکمت نیست و خدای رب العالمین برای تحقق آن حکمت و هدف زندگی، برنامه ریزی و دستور العملی دارد که می بایست بر اساس آن عمل و رفتار شود. از همین روست که در قرآن، هر گونه ایمانی به قیامت به معنای «جامعه پذیری» فرد نسبت به اسلام و آموزه های آن و هر گونه شبهه در قیامت و باور بدان، به معنای «فجور» و بی بندو باری قانونی و رفتاری است.(قیامت، آیات ۱ تا ۵) بر همین اساس، در آیات قرآنی بر مساله ایمان و اعتقاد به معاد و قیامت به عنوان مهم ترین عامل در تغییرات تربیتی توجه داده شده است؛ زیرا معتقدان به قیامت و معاد خود را موظف می دانند در برابر خدا و آموزه های وحیانی اسلام تسلیم باشند و زندگی خویش را بر اساس آن سامان دهند و تغییرات مثبت تربیتی را در این چارچوب تجربه کنند.(قیامت، آیات ۱ تا ۶؛ لقمان، آیات ۱۳ تا ۱۶؛ بقره، آیه ۲۳۲)
  7. تسلیم در برابر خدا و اسلام: چنان که گفته شد باور و اعتقاد به قیامت موجب می شود تا انسان در برابر خدا و آموزه های وحیانی اسلام و شرایع آن تسلیم باشد و رفتار و زندگی خویش را بر اساس آن ساماندهی کند. بنابراین هر گونه تغییر مثبت تربیتی را می توان وامدار تسلیم در برابر خدا و اسلام دانست.(بقره، آیات ۱۱۲ و ۱۳۱ و ۲۸۵؛ انعام، آیه ۷۱؛ نمل، آیه ۴۴)
  8. اعمال عبادی: در همین راستای تاثیر عوامل اسلامی در تربیت می توان به اعمال عبادی چون نماز و زکات و کسب تقوای الهی اشاره کرد؛ زیرا همه این ها در تحقق تربیت مثبت و جامعه پذیری الهی اسلامی نقش اساسی دارد و انسان را به گونه ای تربیت می کند که تحقق بخش اهداف و فلسفه زندگی مبتنی بر اسلام باشد.(بقره، آیه ۲۱؛ طه، آیه ۱۳۲؛ توبه، آیه ۱۰۳ و آیات بسیاردیگر)
  9. پرهیز از رذایل اخلاقی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، از مهم ترین عوامل تربیتی و تغییرات مثبت آن می توان به پرهیز شخص از رذایل اخلاقی از جمله شرک(لقمان، آیه ۱۳)، تکبر و غرور و خودپسندی(لقمان، آیات ۱۶ تا ۱۸) و مانند آن ها اشاره کرد که مانع جدی بر سر راه جامعه پذیری اسلامی انسانی و تغییرات مثبت تربیتی است.

شیوه ها و روش های تربیتی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، زمانی تربیت می تواند تاثیرگذار و موثر باشد که روش ها و شیوه های صحیح و درست تربیتی از سوی اولیای مربیان به کار گرفته شود. از مهم ترین شیوه ها و روش هایی که می توان برای دست یابی به تغییرات مثبت تربیتی سود جست می توان به مواردی چون آسان گیری نسبت به تکالیف و وظایف(بقره، آیات ۱۷۸ و ۲۸۶؛ حج، آیات ۷۷ و ۷۸)، ارایه سرمشق های پسندیده و عینی و ملموس(بقره، آیه ۱۴۶؛ یس، آیات ۱۶ تا ۱۹؛ تحریم، آیه ۱۰)، استمرار و تکرار رهنمودهای تربیتی (قصص، آیه ۵۱)، اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط(اسراء، آیات ۲۹ و ۳۸؛ لقمان، آیات ۱۷ تا ۱۹)، ایجاد امید واقعی در فرد در کامیابی و موفقیت(کهف، آیه ۴۶)، تشویق و بشارت و انذار مناسب و به هنگام(فرقان، آیه ۵۶؛ بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷)، بیان تدریجی از آسان به سخت(شعراء، آیه ۱۹۲؛ حدید، آیه ۹)، ایجاد تعادل میان بیم و امید و خوف و رجا(آل عمران، آیه ۱۹۴؛ ذاریات، آیات ۱۳ تا ۱۶)، تبیین علل رفتارها و احکام و قوانین(لقمان، آیات ۱۳ تا ۱۹)، تحریک عواطف و احساسات(نساء، آیه ۹؛ نور، آیه ۲۲)، تذکر و یادآوری دایمی نسبت به تاثیرات تغییرات در تحقق اهداف(مدثر، آیات ۵۴ تا ۵۶؛ عبس، آیات ۳ تا ۱۲)، توجه دهی به آثار و نیز محاسبه در دنیا و آخرت(لقمان، آیه ۱۶)، استفاده از حکمت های نظری و عملی(بقره، آیه ۱۲۹؛ اسراء، آیه ۳۹)، استفاده از پرسش براى ایجاد ذهنیت مساعد جهت تفهیم حقیقت به مخاطب(بقره، آیه ۲۸؛ مائده، آیات ۵۰ و ۷۳)، نشان دادن عاقبت و فرجام اعمال خوب و بد(بقره، آیات ۲۶۴ تا ۲۶۶)، مشاهده نمونه های عینی و ملموس (بقره، آیات ۷۳ و ۷۴ و ۲۵۸ و ۲۵۹)، بهره گیری از موعظه(بقره، آیه ۶۶) و مانند آن ها اشاره کرد.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، در استفاده از شیوه ها و روش های تربیتی می بایست به گونه ای عمل کرد که شخص تحت تاثیر سخنان و رفتار تربیتی قرار گرفته و تغییرات مثبت و سازنده را به نفع خویش ارزیابی و خود به آن قیام کند؛ زیرا فشارهای بیرونی و محیطی هر چند که می تواند تغییرات مقطعی را موجب شود، ولی در صورتی که این تغییرات خواسته درونی و بر اساس فشار درونی نباشد، ممکن است هر زمانی که فشار برداشته شود، از ادامه و استمرار تغییر دست کشیده شود و حتی شخص به حالت بدتر از قبل باز گردد و از در عناد و لجاجت به مخالفت بلکه تشدید مخالفت با اصول جامعه پذیری و اخلاق پسندیده اجتماعی بپردازد و تغییرات در خلق و خوی و تبدیل راذیل به فضایل را بر نتابد و علیه آن اقدام و عمل کند.

بنابراین، هر گونه اقدام تربیتی از سوی اولیای مربیان می بایست با در نظر گرفتن اصول و روش های تاثیرگذار مثبت و با ایجاد انگیزه مناسب درونی در شخص باشد تا خود شخص خواهان تغییر و تبدیل رذایل به فضایل اخلاقی باشد.