عوامل و آثار و درمان بیماردلی

بد حجابی

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از مهم ترین بیماری های بشری بیماردلی است که در آیات قرآنی از آن سخن به میان آمده و آن را عامل بسیاری از انحرافات اعتقادی و اخلاقی و رفتاری دانسته است. از این رو، توجه به علل و عوامل ایجادی و نیز آثار و نشانه های این بیماری در راستای درمان آن بسیار مهم و اساسی است. نویسنده در این مطلب بر آن شد تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، این علل و عوامل و نیز آثار و هم چنین راه های درمان را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
چیستی ماهیت بیماردلی
واژه قلب و دل در فرهنگ اسلامی به دو معنا به کار رفته است. گاه مراد از دل و  قلب همان عضو صنوبری است که مسئولیت خون رسانی و مانند آن را به عهده دارد و در سینه آدمی می تپد؛ و گاه مراد از دل و قلب، قوه نفسانی است که مسئولیت ادراکی و فهم و عواطف و احساسات آدمی را به عهده دارد. هر یک از این دو ممکن است دچار بیماری شود؛ ولی آن چه از نظر اسلام و آموزه های وحیانی قرآن مهم و اساسی است، سلامت و بیماری همان قوه نفسانی است که یکی از مراتب نفس انسانی است؛ زیرا این سلامت و مرض این قوه نفسانی نقش اساسی در خوشبختی و بدبختی انسان در دو سرا را دارد.
خداوند در بسیاری از آیات قرآنی وقتی سخن از قلب و قلوب یا از واژگانی چون فواد و افئده سخن به میان می آورد، مراد همین قوه نفسانی است نه عضو صنوبری جسمانی. از نظر قرآن این قلب و فواد به عنوان یکی از قوای نفسانی، مسئولیت ادراکی و فهم مسایل و مطالبی را به عهده دارد که گاه از طریق ابزارها و منابع شناختی و معرفتی چون گوش و چشم در قالب شنوایی و بینایی در دسترس قلب قرار می گیرد. از این روست که در قرآن فهم و عدم فهم به قلب این قوه نفسانی نسبت داده می شود و خداوند می فرماید: وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًۭا مِّنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌۭ لَّا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌۭ لَّا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ ءَاذَانٌۭ لَّا یَسْمَعُونَ بِهَآ  أُو۟لَٰٓئِکَ کَٱلْأَنْعَٰامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ  أُو۟لَٰٓئِکَ هُمُ ٱلْغَٰافِلُونَ؛ و در حقیقت، بسیارى از جنّیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده‌ایم. چرا که‌ دلهایى دارند که با آن حقایق را دریافت نمى‌کنند، و چشمانى دارند که با آنها نمى‌بینند، و گوشهایى دارند که با آنها نمى‌شنوند. آنان همانند چهارپایان بلکه گمراه‌ترند. آرى، آنها همان غافل‌ماندگانند.(اعراف، آیه ۱۷۹)
و در جایی دیگر می فرماید: رَضُوا۟ بِأَن یَکُونُوا۟ مَعَ ٱلْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ؛ راضى شدند که با خانه‌نشینان باشند، و بر دلهایشان مُهر زده شده است، در نتیجه قدرت درک ندارند.(توبه، آیه ۸۷؛ و نیز نگاه کنید: منافقون، آیه ۳)
از نظر قرآن این قوه نفسانی، گرفتار بیماری و مرضی می شود که از مصادیق بیماری های روانی و نفسانی است؛ زیرا مرض نفسی و بیماری روانی مجموعه ای از بیماری ها و مرض هایی است که روان آدمی بدان دچار می شود. بیماری های روانی از نظر قرآن همان بیماری های جسمی دارای عوامل و علل متعدد بوده و از شدت و ضعف برخوردار است به گونه ای که قابل افزایش و یا کاهش است. خداوند به عنوان نمونه دروغگویی را به عنوان یک عامل مهم در تشدید بیماردلی بر شمرده و می فرماید: فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ فَزَادَهُمُ ٱللَّهُ مَرَضًۭا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌۢ بِمَا کَانُوا۟ یَکْذِبُونَ؛ در دلهایشان مرضى است؛ و خدا بر مرضشان افزود؛ و به سزاى آنچه به دروغ مى گفتند، عذابى دردناک در پیش‌ خواهند داشت.(بقره، آیه ۱۰)
پس با توجه به آن چه گفته شد باید گفت: مرض و بیماری دل به عنوان یک بیماری روانی و مرض نفسانی، مرضی است که قلب به عنوان یک قوه نفسانی به آن دچار می شود، نه قلب جسمانی صنوبری که در سینه ما در تپش است.
بیماردلی دارای علل و عوامل و آثار متعددی است که از جمله مهم ترین آن ها می توان به تردید و اضطرابی اشاره کرد که  ایمان انسان به خدا و حقایق هستی را در دل انسان مخدوش می سازد و قلب را دچار نفاق، کفر و شرک می کند و آدمی را به سوی هنجارشکنی و رفتارهای طغیانی سوق می دهد.
آثار بیماردلی نفسانی
در آیات قرآنی برای بیماردلی نفسانی، آثاری بیان شده که شامل آثار رفتاری و پیامدی است. به  این معنا که در آیات قرآنی تبیین می شود که شخص بیماردل چه رفتاری دارد و این که این بیماردلی چه زیانی به شخص در زندگی دنیوی و اخروی وارد می سازد. بنابراین، باید آثار بیماردلی نفسانی را به دو دسته اصلی دسته بندی کرد:
الف: آثار رفتاری
۱. تبلغیات منفی: از مهم ترین آثاری که در رفتار بیماردلان می توان مشاهده کرد، تبلیغات منفی است. اینان چون امور را وارونه می بینند و تحلیل و تفسیر می کنند، رفتاری را در پیش می گیرند که موجب تزلزل و اضطراب در جامعه می شود.(احزاب، آیه ۱۲)
۲. آزاررسانی: از آثار رفتاری بیماردلی می توان به آزارسانی و اذیت دیگران از سوی بیماردلان اشاره کرد.(احزاب، آیات ۵۹ و ۶۰)
۳. هنجارشکنی جنسی: اختلالات جنسی از پیامدهای بیماردلی است که در رفتار این اشخاص خودنمایی می کند. این گونه است که آزاررسانی جنسی و هنجارشکنی در این حوزه را باید از آثار بیماردلی دانست. این بیماردلان به زنان طمع بسته و تلاش می کنند تا از آنان بهره جنسی بگیرند.(احزاب، آیات ۵۹ و ۶۰) بهره مندی جنسی آنان در اشکال گوناگونی چون چشم چرانی، عورت نمایی، بچه بازی، یادگارخواهی، دستمالی کردن، تجاوزگری و مانند آن ها خودنمایی می کند.
۴. ارتداد: از جمله بازتاب های رفتاری بیماردلی در عقیده افراد خودنمایی می کند. این افراد زمینه و بستری مناسبی برای تغییر عقیده و ایمان داشته و به سادگی از دایره اسلام به نفاق و سپس کفر و شرک کشیده می شوند.(مائده، آیات ۵۱ تا ۵۴)
۵. استهزاء و تمسخر: از دیگر آثار رفتاری بیماری باید به استهزاء و تمسخر دیگران اشاره کرد. آنان به سبب وارونگی قلب و بسته و مهر شدن دل هایشان حقایق را به درستی در نمی یابند. بر همین اساس رفتار مومنان و اهل حقیقت برای ایشان مسخره آمیز است. بنابراین، به جای آن که خود را مورد سرزنش قرار دهند به تمسخر دیگران رو می آورند و رفتارهای سالم دیگران را دیوانگی می شمارند. بر همین اساس است که از نظر بسیاری از مردم رفتارهای خلاقانه پیامبران ، رفتارهای برخاسته از سفاهت و جنون و دیوانگی قلمداد می شود؛ زیرا بسیاری از به نوعی از بیماردلی در مراتب ضعیف تا شدید آن رنج می برند. بیماردلان در همه اقوام پیامبر و مومنان را سفیه دانسته و به تمسخر و استهزای آنان می پرداختند.( مدّثر ، آیات ۳۰ و ۳۱؛ بقره ، آیات ۱۰ و ۱۳ و ۱۴)
۶. اعراض از عدالت و حق: از نظر قرآن اعراض از داورى عادلانه برخاسته از بیمار دلى افراد است و می توان از این نشانه به سلامت و مرض افراد از نظر روانی و نفسانی پی برد.(نور، آیات ۴۸ و ۵۰)
۷. افترا و تهمت: بیماردلى سبب متهم ساختن دیگران به سفاهت و بى خردى است. از این روست که منافقان، اهل ایمان را به سفاهت و بی خردی متهم می سازند؛ زیرا رفتار سفاهت آمیز خودشان را نمی بینند و خردمندان را دیوانه و سفیه می خوانند.(بقره، آیات ۱۰ و ۱۳) خداوند در آیه ۴۹ سوره انفال بیان می کند که مومنان و اهل خرد و تعقل، از طرف بیماردلان منافق هماره متهم غرور دینی بی جا می شوند؛
۸. انذارناپذیری: از نظر قرآن، انذارناپذیرى افراد، برخاسته از مرض قلب و بیماردلی است. به سخن دیگر، یکی از نشانه های بیماردلی در افراد، عدم تاثر از انذار و هشدارهایی است که به ایشان داده می شود.(بقره، آیات ۶ و ۷ و ۱۰)
۹. تکذیب خدا و آخرت: بیمارى قلب، موجب تکذیب خدا و آخرت(بقره، آیات ۸ و ۱۰) و تکذیب وعده خدا، درباره غلبه اسلام بر همه ادیان و اتهام زنی به غرور به مومنان به وعده الهی است.(احزاب، آیه ۱۲)
۱۰. حق ناپذیری : از دیگر آثاری که برای بیماردلی در حوزه رفتار بیان شده ، حق ناپذیری است. بیماردلی موجب می شود تا شخص ناتوان از فهم و درک حقایق شده و نتواند حق را بشناسند و بدان گرایش یابد. بنابراین پیامد طبیعی بیماردلی حق ناپذیری و عدم پذیرش حق از سوی این افراد است.(حج، آیات ۵۲ و ۵۳؛ مدثر، آیه ۳۱)
۱۱. خدعه گری: بیماردلی موجب می شود تا شخص نسبت به دیگران خدعه ورزد ؛ زیرا یکی از علل و عوامل خدعه گری، بیماردلی است. پس شخص بیماردلی چیزی می گوید که به غیر آن باور و عمل می کند و این گونه سعی در فریب دیگران می کند.(بقره، آیات ۸ تا ۱۰)
۱۲. دروغگویی: بیماردل همان طوری که حرف راست و درست دیگران را دروغ می شمارد و تکذیب می کند، خود اهل دروغ و کذب است و حرف راست نمی زند. در حقیقت چیزی که خود دارد به دیگران نسبت می دهد و دیگران را دروغگو می شمارد؛ چون خود اهل دروغ و نیرنگ است.(بقره، آیات ۸ تا ۱۰) این بیماردلان چون اهل دروغ هستند نمی توان به سخنان ایشان در باره ایمان و امور دیگر اعتماد کرد.(مائده، آیات ۵۲ و۵۳)
۱۳. دوستی با دشمنان: بیماردلان به جای سخت گیری  وقطع رابطه با دشمنان(محمد، آیه ۲۰؛ ممتحنه ، آیات ۱ و ۲) با دشمنان طرح دوستی می ریزند و با آنان ارتباط تنگاتنگ دارند. از نظر قرآن ولایت و دوستى با دشمنان اسلام، نشانه بیماردلی افراد است(مائده، آیات ۵۱ و ۵۲) و علت این که به این نوع رفتار گرایش دارند، ترس از پیشامدهاى ناگوار و آینده خود(همان) است. آنان به جایی که عزت و خوشبختی را در خدا و ارتباط با مومنان بجویند در دشمنان جست و جو می کنند و در امر دوستی با دشمنان به ویژه اهل کتاب از یهودی و مسیحی شتاب می ورزند.(همان)
۱۴. طمع به زنان: بیماردلان در رفتار اجتماعی به زنان طمع می ورزند و می کوشند رفتار جنسی نامتعارف و نابهنجار با آنان داشته باشند.(احزاب، آیه ۳۲) این بیماردلان دوست می دارند که زنان صدای خویش را نازک کنند و با عشوه و کرشمه با ایشان رفتار و سخن بگویند تا این گونه رفتار جنسی نابهنجار و اختلال جنسی خویش را جبران و برطرف سازند.(همان)
۱۵. ظلم و بی عدالتی: بیماردلان مردمانی ظالم و ستمگر هستند و در بیدادگری می کوشند.(مائده، آیات ۵۱ و۵۲؛ حج، آیه ۵۳)
۱۶. عصیان از فرمان خدا: بیماردلان مردمانی طاغی و یاغی بوده و نسبت به فرمان های الهی عصیان می ورزند و بر اساس شریعت عمل نمی کنند. بنابراین مردمانی شریعت گریز و شریعت ستیز هستند.(مائده، آیات ۵۱ و ۵۲)
۱۷. فتنه گری: بیمارى قلب نفسانی، موجب فتنه گرى در آیات الهى و گمراه کردن مردم می شود(آل عمران، آیه ۷)؛ چنان که زمینه اى مناسب براى افتادن شخص در دام فتنه ها و اغواگریهاى شیطان است.(حج، آیه ۲۳)
۱۸. فساد: بیماردلی موجب می شود که شخص به جای اصلاح امور به افساد آن بپردازد و حتی فسادگری خویش را اصلاحات بشمارد؛ زیرا امور را وارونه می بیند و تحلیل و تفسیر می کند.(بقره، آیات ۸ تا ۱۲)
۱۹. نصیحت ناپذیرى: نصیحت ناپذیرى منافقان، از نشانه هاى بیمارى دل آنان است.(بقره، آیات ۱۰ و ۱۱)
۲۰. متظاهر: بیمردلان افرادی متظاهر، ریاکار و عوام فریب هستند؛ زیرا در گفتار اعلان ایمان می کنند، ولی در باطن ایمانی ندارند.( بقره، آیه ۸؛ نور، آیه ۴۷ )
۲۱. فاقد صداقت و اخلاص: بیماردلان از اخلاص و صداقت به دور هستند ؛ زیرا افرادی ناراستند و شفافیت ندارند.(محمد، آیه ۲۱؛ توبه، آیه ۱۲۷) این موضوع در ۲۱ سوره محمد(ص) بدین صورت است که خدای تبارک و تعالی آنها را صادق ندانسته بیان شده است. در ۱۲۷ سوره توبه نیز خداوند با جمله: نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ یَرَاکُمْ مِنْ أَحَدٍ؛ به یکدیگر نظر می کنند و می گویند آیا کسی شما را می بیند؟ از وضعیت مخفی کاری و عدم شفافیت آنان سخن به میان آمده و این حالت ایشان را تشریح کرده است.
۲۲. تقلب و حقه بازی: خدعه ، تقلب و حقه بازی شیوه کارشان است و از دروغ گفتن پرهیزی ندارند و هم با خدا و هم با مردم چنین می کنند. (بقره، آیه  ۹، محمد، آیه ۲۱)
۲۳. رفتارهای نابهنجار اجتماعی: بیماردلان با فرو رفتن در تقلب ، حقه بازی ، ناراستی ، ریاکاری و تظاهر با آن بیشتر خو گرفته و از آن جدایی نمی گیرند.  این گونه است که هماره بیماری و مرض آنان شدت و افزایش می یابد و کم نمی شود.( بقره، آیه ۱۰)
۲۴. تخریب اجتماعی: بیماردلان، اقدامات مخرب و ویرانگر در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی انجام می دهند. این در حالی  است که خودشان نسبت به این موضوع اگاهی ندرند و مشی و روش خود را اصلاحی و خود را یک مصلح تمام عیار می پندارند. این تصویر نا صحیح و غلط و کج از خود بدان جهت است که به دلیل ناراستی و عدم شفافیت نمی توانند تمام ابعاد شخصیتی خود را تعریف و تحلیل نمایند و ماهیت واقعی خودشان از چشم خودشان پنهان است. (بقره ، آیات ۱۱و ۱۲؛ محمد، آیه ۲۲)
۲۵. خودبرتربینی و استکبار: بیماردلان خودبرتربین هستند و رفتار و باورهای نادرست خود را مبتنی بر عقلانیت می دانند. در عوض دیگران(مومنین) را احمق و کودن فرض می نمایند و نسبت به باورها و اعمال آنها با کوته نظری نگاه می کنند. این در حالی است که در پیشگاه حق تعالی نمونه بارز انسانهای سفیه بیماردلان منافق دانسته و بیان می کند که این سفاهت و فرومایگی نیز همانند ویرانگری و مخرب بودن ایشان از نظر خودشان مستور و پوشیده است.(بقره، آیه ۱۳)
۲۶. توطئه گری: بیماردلان نفسانی از روی استهزاء و تمسخر همدرد و همراه یک جمع و گروه خود را جلوه می دهند (مومنین) و در این رابطه از تاکید و تکرار و چرب زبانی و قسمهای فراوان نیز دریغ ندارند. این در حالی است که در پشت سر و خفا از آن جمع و گروه بیزاری جسته و خود را متعلق به جای دیگر می دانند. (بقره، آیه ۱۴؛ مائده، آیه ۵۳ )
۲۷. فرصت طلبی: آنان سوء استفاده گر و فرصت طلب هستند و تعهد و وفاداری نسبت به جمع و گروهی که ظاهرا به آنها تعلق دارند،(مومنین) ندارند. بدین دلیل که حاضرند برای در امان ماندن از خطر و فشار و گرفتاری بدون هیچ وقفه ای با دشمنان انها نیز مصالحه و دوستی نمایند و پشت به دوستان قدیمی نمایند. این در حالی است که اگر پیروزی و گشایشی به آنها برسد اظهار پشیمانی کرده و مایلند که به آنها ملحق شوند.( مائده، آیات ۵۱و ۵۲)
۲۸. طعنه زدن: آنان زبان طعن و نیش و گزنده نسبت به دیگران به ویژه مومنین به کار می برند.(انفال، آیه ۴۹ ؛ احزاب، آیه ۱۹)
۲۹. تهمت فریبکاری به دیگران: بیماردلان باورها و اعمال راست و صادقانه دیگران را دروغ و فریب می دانند و بر اساس آن داوری و واکنش نشان می دهند.(انفال، آیه ۴۹)
۳۰. پیمان شکنی : بیماردلان عهد شکن بوده و وعده های خود را به خاطر منافع زودگذر زیر پا می گذارند. (احزاب، آیه ۱۵)
۳۱. کارشکنی و تشویق به آن: بیماردلان در گروه و جمعی که هستند، تنها برای خود کارشکنی نمی کنند، بلکه دیگران را نیز به این امر وا می دارند. بازداشتن از جنگ در راه خدا از جمله این موضوعات است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است.(احزاب، آیه ۱۸)
۳۲. مردم آزار: بیماردلان مردم آزار هستند و حریم روابط شخصی را نمی شناسند و آن را رعایت نمی کنند. از آزار جنسی زنان ابایی ندارند و برای آنها به طرق مختلف در صورت امکان مزاحمت و ناراحتی ایجاد می کنند.(احزاب، آیات ۵۸و ۵۹ و ۶۰ )
۳۳. قاطع پیوند خویشاوندی: بیماردلان از ارتباط سالم اجتماعی به ویژه با خویشان اجتناب می ورزند. با خویشان و نزدیکان خود نیز ممکن است قطع رابطه کنند.(محمد، آیه ۲۲)
۳۴. نیش زن و سرزنشگر: بیماردلان دارای نوع و شیوه خاص خود در گفتار هستند، به گونه ای که افراد زیرک و تیز می توانند آنها را با گفتارشنان شناسایی و تحلیل کنند. لحن کلام این افراد نیش زننده و زهراگین است و از این شیوه بیانی می توان حقیقت ایشان را شناخت و به باطن آنان پی برد. (محمد، آیه ۳۰)
ب: آثار پیامدی و بازتاب های شخصیتی
۱. قفل شدن قلوب و قوه ادراکی: از جمله آثار بیماردلی باید به قفل شدن قلوب این افراد اشاره کرد که بازتاب آن ناتوان در فهم و ادارک است؛ زیرا وقتی قلب و قوه ادراکی بسته شود، شخص ناتوان از درک و فهم حقایق می شود.(محمد، آیات ۲۰ و ۲۴)
۲. متاثر از القائات شیطانی: شخص بیماردل از القائات شیطانی متاثر می شود و زمینه گرفتاری آنان در فتنه را فراهم می آورد.(حج، آیات ۵۲ و۵۳)
۳. مفتون شدن: چنان که گفته شد، شخص بیماردل متاثر از القائات شیطانی گرفتار فتنه شده و مفتون می گردد.(حج، آیات ۵۲ و ۵۳)
۴. افزایش بیماردلی: بیماردلی همانند هر امر باطنی دیگر چون محبت و ایمان قابل افزایش و ازدیاد است. بیماردلان در معرض افزایش بیماری هستند.(بقره، آیات ۸ و ۱۰)
۵. پلیدی: از نظر قرآن بیماردلان گرفتار رجس و پلیدی قلب هستند.(توبه، آیه ۱۲۵) هم چنین این بیمارى قلب، سبب افزایش پلیدى و خباثت انسان است.(همان) این افزایش دارای علل و عواملی است که از جمله آن ها تمسخر و انکار تأثیر قرآن بر قلب خود از سوی بیماردلان است.(توبه، آیات ۱۲۴ و ۱۲۵)
۶. لعن و تهدید خدا: بیماردلانی که به مقابله با اسلام می روند از سوی خداوند معلون شمرده و تهدید شده اند.(احزاب، آیات ۶۰ و ۶۱)
۷. حبط عمل صالح: بیماردلی موجب می شود تا اعمال صالح  ونیکی که شخص انجام داده از میان برود و حبط شود و شخص گرفتار خسران و زیان شود.(مائده، آیات ۵۲ و ۵۳)
۸. خسران و زیان: گاه انسان از سود سرمایه چیزی را از دست می دهد که خیلی با اهمیت نیست، اما گاه شخص سرمایه های اصلی خود را بر باد می دهد که از آن به خسران و زیان تعبیر می شود. بیماردلی موجب خسران و از دست رفتن سرمایه اصلی حیاتی انسان می شود.(مائده، آیات ۵۲ و ۵۳)
۹. خوف و ترس: بیماردلان هر صدایی را علیه خود دانسته و هماره در خوف و اضطراب به سر می برند. این ترس  وخوف تا جایی تشدید می شود که گویی حکم مرگ آنان صادر شده باشد.(محمد، آیه ۲۰)
۱۰. ذلت: احساس ذلت از پیامدهای بیماردلی است. بیماردلان انسان های ذلیل و خواری هستند که عزت را در جایی می جویند که جز ذلت نتیجه ای ندارد. بیماردلان در برابر دشمنان و کافران احساس خواری و حقارت و ذلت می کنند و فاقد هر گونه عزت و رفتار عزتمدارانه هستند.(مائده، آیه ۵۱ و ۵۲)
۱۱. کفرورزی: بیماردلی عامل کفرورزی بشر است.(بقره، آیات ۸ تا ۱۴؛ توبه، آیه ۱۲۵)
۱۲. کینه : بیمارى قلب منافقان، موجب کینه نسبت به مؤمنان و انسان های حق محور و عدالت مدار می شود و به جای محبت دشمنی آنان را به دل راه می دهد.(محمد، آیه ۲۹)
۱۳. مانع درک و فهم: بیماردلی موجب می شود تا شخص ناتوان از درک و فهم حقایق شود. بنابراین شخص ناتوان از تحلیل حق و حقایق شده و فساد را صلاح و افساد را اصلاح می بیند و بدان شیوه و رویه داوری و عمل می کند.(بقره، آیات ۸ تا ۱۲؛ توبه ، آیات ۱۲۴ تا ۱۲۷)
۱۴. مانع ایمان آوری: بیماردلی مانع ایمان آوری به حقایقی از جمله حقیقت قرآن می شود.( توبه ، آیات ۱۲۴ تا ۱۲۷)
۱۵. محرومیت از فضل الهی: بیماردلان سست ایمان و پذیراى ولایت و دوستى کافران، محروم از فضل خاص خداوند هستند.(مائده، آیات ۵۱ تا ۵۴)
۱۶. محرومیت از محبت خدا: تهى بودن دل از محبّت خدا، از نشانه هاى بیمارى قلب است.(مائده، آیات ۵۱ تا ۵۴)
۱۷. محرومیت از هدایت: بیمارى قلب، زمینه محرومیّت از هدایت الهى است. (مائده، آیات ۵۱ تا ۵۴)
۱۸. نفاق: دورویی و نفاق از پیامدهای بیماردلی است. از نظر قرآن نفاق، از عوارض جانبى قلب و نمایانگر بیمارى آن است و این گونه می توان درباره صحت و سلامت قلب قوه نفسانی آگاهی یافت.(بقره، آیات ۸ و ۱۰؛ مائده، آیه ۵۲؛ انفال، آیه ۴۹ و آیات بسیار دیگر)
۱۹. اضطراب و نگرانی بی جا: بیماردل هماره دل نگران و مضطرب است. خداوند در آیات قرآنی از این حالت بیماردل سخن گفته است؛ مانند نگرانی بی جا بیماردلان از فرجام اسلام.(مائده، آیات ۵۱ و ۵۲)
۲۰. یاس و نومیدی: از دیگر حالاتی که به بیماردل دست می دهد یاس و نومیدی است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است. از نظر قرآن ناباورى به حمایت خدا از مؤمنان و متوکّلان به خدا، از علایم بیمارى قلب است.(انفال، آیه ۴۹)
۲۱. شکست در آزمایش الهی : خداوند بیماردلان را در سال یکبار یا دوبار به صورت جدی امتحان می کند تا مسیر بازگشت را بیابند و عبرت گرفته و توبه نمایند، اما توبه نمی کنند و تذکر و عبرت نمی گیرند. این گونه است که در زندگی هماره شکست می خورند و هیچ موفقیت خوشبختی آفرینی را تجربه نمی کنند.(توبه، آیه ۱۲۶)
۲۲. اجتناب از استماع حق: بیماردلان نفسانی از هدایت یافتگان نیستند؛ چرا که هدایت را به ضلالت فروخته اند و قلبهایشان به اذن و خواست الله از حق بازگردانده شده و بر آن قفل زده شده است. از این رو، تمایلی به شنیدن و تتبع درباره حق ندارند. (بقره، آیه ۱۶؛ توبه، آیه ۱۲۷؛  محمد، آیه ۲۴)
۲۳. سطحی اندیشی: بیماردلان اهل تفکر عمیق نیستند و درباره هستی ، خدا ، خلق ، آخرت و قرآن و مانند آن ها، ظاهری و سطحی می اندیشند.(توبه، آیه ۱۲۷)
۲۴. منفعت طلب: بیماردلان انسان هایی سودجو و منفعت طلب هستند. برای مثال اسلام و حق را برای نفع و میل شخصی و یا حتی گروهی می خواهند و اگر سود و نفعی در آن نبود، به سادگی آن رد و انکار می کنند. (نور، آیات ۴۸و ۴۹)
۲۵. بدگمانی:  بیماردلان به خدا و پیامبرش بدگمان بوده و سوء ظن داشته و فکر می کنند که حق تعالی و رسولش با آنها ظالمانه و غیر منصفانه رفتار می کنند.( نور، آیه ۵۰)
۲۶. زودرنجی: هنگام مواجهه با سختیها و تنگناها، زود سنگ ناامیدی به سینه می زنند و وعده های خد و رسولش را دروغ می انگارند. از نظر این بیماردلان، خداپرستی ملازم با خوشی و متنعم شدن و در راحتی بودن است و اگر غیر از آن باشد، برای آنها غیر قابل تحمل است. بنابراین، در برابر مشکلات تاب و تحمل نداشته و زودرنج بوده و واکنش عصبی نسبت به مشکلات بروز می دهند.(احزاب، آیات ۱۰و ۱۱ و ۱۲)
۲۷. بهانه جویی: بیماردلان انسان های بهانه جویی هستند. از این رو، با جهاد و جنگ در راه خدا میانه خوبی ندارند و مثل مرگ از آن فرار می کنند. اینان به سبب طبع ناراست بهانه های واهی و ناراست برای فرار از کار و عمل صالح می تراشند برای فرار از انجام کارهای حق بهانه جویی می کنند.(احزاب، آیات ۱۳و۱۹؛ محمد، آیه ۲۰)
۲۸. تزلزل شخصیت : بیماردلان شخصیتی متزلزل و بی ثباتی دارند و بر باورها و اعتقادات خود محکم و استوار نیستند و مطابق با نرخ روز حرکت می کنند و جوگیر هستند. (احزاب، آیه ۱۴؛ مائده، آیه  ۵۲ )
۳۵. تاثیر منفی حقیقت : حقیقت بر انسان های سلیم النفس تاثیر مثبت می گذارد، اما بر بیماردلان تاثیر منفی داشته و به جای درمان آنان موجب افزایش و شدت بیماری می شود. از همین رو، قرآن و شنیدن آن نه تنها اثری بر ایمانشان ندارد، بلکه بر پلیدی و ناپاکی ذهنی و قلبی آنها نیز می افزاید؛ یعنی به خاطر آلودگیهای ذهنی و قلبی با قرآن نیز هدایت نمی شوند و همین قرآن به جای سلامت و شفا بخشی برای آنان افزایش بیماری را به دنبال دارد؛ گویی دباغی با عطرخوش به جای هوش آمدن بیهوشی اش تشدید می شود. (توبه، آیات ۱۲۴و ۱۲۵) شرخواهی: بیماردلان دنبال شر و شرارت بوده و اهل خیر و خیرخواهی نیستند.(احزاب، آیه ۱۹)
۳۶. بی تدبر: بیماردلان اهل تدبر در قرآن نیستند و از قرآن و مفاهیم و آموزه های آن فاصله زیاد دارند و در عمق جان کلمات و حقایق و معارف قرآنی فرو نمی رود. بر أساس همین سطحی نگری با قرآن و مثلهای خدا در قرآن مواجه شده و با نگاهی مسخره آمیز با آن برخورد می کنند.(محمد، آیه ۲۴ ؛  مدثر، آیه ۳۲)
۳۷. بدخواه: بیماردلان کینه ها و بدخواهی های شدید در دل دارند که در وقت خاصش آشکار می شود.(محمد، آیه ۲۹)
۳۸. نهان سیما: دارای چهره و سیمای منحصر به خود هستند که البته تنها خداوند و مومنان واقعی آن چهره ها را می شناسند. (محمد، آیه ۳۰)
۳۹. کم ظرفیت و تحریک پذیر: انسانهایی کم ظرفیت و تحریک پذیرند و به سادگی برانگیخته می شوند. مثلا ممکن است با سخن گفتن یک زن تحریک جنسی شوند و نسبت به آن زن طمعکار شوند. البته دایره این برانگیختگی می تواند بسیار زیادتر از اینها باشد. این موضوع نیز نشان از شخصیت بی ثبات آنها می دهد.(احزاب، آیه ۳۲)
۴۰. عذاب دردناک درقیامت: بیمارى قلب منافقان، در پى دارنده عذاب دردناک در قیامت برای آنان است.(بقره، آیات ۸ تا ۱۰)
راه درمان بیماردلی نفسانی
در آیات قرآنی با توجه به مراتب بیماردلی دستورالعملی هایی داده شده که می توان در برخی از موارد و شرایط بیماردل را درمان کرد. البته از آن جایی که بیماردلی دارای مراتب ضعف و شدت است نمی  توان امید به درمان هر بیماردل نفسانی داشت.
۱. قرآن درمانی : بی گمان مهم ترین راهکاری که می توان برای درمان بسیاری از بیماری های نفسانی و روانی بیان کرد، بهره گیری از خود قرآن است؛ زیرا قرآن خود مهم ترین داروی شفابخش الهی است که برای بشر نازل شده است. خداوند در آیات بسیاری به شفابخشی قرآن به ویژه برای بیمارهای روانی و نفسانی اشاره کرده است. از جمله این آیات می توان به موارد زیر اشاره کرد. خداوند می فرماید: یـا اَیُّهَا النّاسُ قَد جاءَتکُم مَوعِظَهٌ مِن رَبِّکُم وشِفاءٌ لِما فِى الصُّدورِ؛ ای مردم از سوی پروردگارتان موعظه و شفای آن چه در دلهایتان است، آمده است.(یونس ، آیه ۵۷) هم چنین می فرماید: ونُنَزِّلُ مِنَ القُرءانِ ما هُوَ شِفاءٌ ورَحمَهٌ لِلمُؤمِنینَ؛ و فرو می فرستیم از قرآن آن چه شفاء و رحمت برای مومنان است.(اسراء ، آیه ۸۲) و نیز می فرماید:ءاعجَمىٌّ وعَرَبىٌّ قُل هُوَ لِلَّذینَ ءامَنُوا هُدًى وشِفاءٌ؛ آیا عجم و عربی ؟ بگو آن برای کسانی که ایمان آورده اند هدایت  وشفا است. (فصّلت ، آیه ۴۴)
۲. توسل و توکل به خدا: از آن جایی که پاکی قلب انسان در گرو اراده الهی است(مائده، آیه ۴۱) و تنها خداوند است که می تواند تزکیه و پالایش قلب از آلاینده ها و آلودگی ها را انجام دهد و ناخالص ها را از ایشان دور داشته و از هجوم اندوه ها و سختی ها باز دارد، باید با توسل و توکل به خداوند اقدام به درمان بیماردلی کرد و از خداوند خواست تا بیماردلی را پیش از آن که تشدید شود و به ختم و بسته شدن دل ها بیانجامد، برطرف و درمان نماید. کسی که خود را به خداوند واگذار کرده و تفویض امر نماید و با توکل و توسل به خداوند درمان را آغاز کند، زمینه های طهارت را در خود می یابد و نشانه های سلامت را در دل می بیند.(بقره، آیه ۲۳۲)
۳. مراعات زمینه های طهارت و سلامت دل: پس شخصی که می خواهد بیماردلی خویش را درمان کند باید زمینه ها و بسترهای لازم را فراهم آورد. از نظر قرآن زمینه هایی که موجب پاکی و سلامت دل از بیماری های نفسانی و روانی می شود شامل: احترام به پیامبر اکرم(احزاب، آیه ۵۳)، توبه(تحریم، آیه ۴)، استفاده از حجاب برای حفظ عفت و حیا(احزاب، آیه ۵۳)، مراعات حریم عفت و عفاف در ارتباط گیری با زنان (همان) و مانند آن ها می شود.
۴. اجتناب از اصرار و پافشاری بر باطل و کفر: انسان پیش از آن که بیماردلی وی تشدید و به بسته شدن قلب و  فهم انجامد، باید با شناسایی عوامل بیماری زا از آن ها اجتناب کند. از مهم ترین عوامل بیماری زا می توان به اصرار و پافشاری در امور باطل و لجبازی اشاره کرد. کسی که می خواهد بیماری اش را درمان کند باید از هر گونه اصرار و لجاجت و لجبازی در این امور دست بردارد.(مائده، آیه ۴۱)
۵. پرهیز از عوامل چرکین ساز دل: از دیگر عواملی که می تواند زمینه را برای پاکی و سلامت دل فراهم آورد، پرهیز و اجتناب از پلیدی ها و عوامل چرکین سازی است که دل را آلوده می کند.(مطففین، آیات ۱۴ و ۱۵)
۶. اجتناب از گناهان خرد و درشت: گناهان کوچک و اصرار بر تکرار آن موجب می شود تا انسان اندک اندک دل چرکین شود. از این روست که در آیات قرآنی بر ترک گناه و اصرار بر آن تاکید شده تا قلب دچار دگرگونی باطل و گرایش به کفر نشود.( مطففین، آیات ۱۱ تا ۱۶)
۷. اجتناب از مکروهات و مشتبهات: اصولا مکروهات اموری است که نوعی کراهت نفسانی برای انسان درباره آنان وجود دارد. این کراهت یا به سبب عدم تناسب کامل با جسم یا عدم تناسب کامل با روان آدمی است. چنان که مستحبات اموری است که نوعی تناسب قوی با روان و تن آدمی دارد. بنابراین ترک مکروهات به معنای بسترهایی است که پلیدی زا است هم چنان که ترک مشتبهات به معنای نزدیک نشدن به قرقگاه است؛ زیرا کسی که در اطراف قرقگاه نفس خویش را به چرا برد، گاه از سنگ چین و سیم خاردار عبور می کند و زمینه تاریک دلی و بیماردلی را برای خود فراهم می آورد. اولی النهی کسی است که به این سیم ها و سنگ چین ها نزدیک نمی شود تا خدای ناخواسته وسوسه های نفسانی و شیطانی او را به عبور از آن و ورود به قرقگاه تشویق و ترغیب نکند. کسی که به قرقگاه نزدیک می شود یا گاه از آن می چرد دلش زنگار می بندد و کم کم توانایی فهم و ادراکی و شناختی خود را از دست می دهد.(همان و روایات تفسیری)
۸. مدیریت رفتارها: از آن جایی که انحراف و کژی و بیماردلی قلب معلول رفتار و افکار آدمی است(صف، آیه ۵؛ تحریم، آیات ۳ و ۴؛ بقره، آیات ۹۲ و ۹۳ و ۲۲۵ و ۲۸۳؛ آل عمران، آیات ۷ و ۸ و ۱۰۳ و ۱۲۶ و آیات بسیار دیگر)، کسی که می خواهد بیماردل نشود یا بیماردلی خویش را درمان کند باید از افکار و رفتار پلید و نادرست  و باطل اجتناب کرده و خود را با افکار راست و حق مشغول دارد. از این روست که در آیات و روایات بر ذکر الله تاکید شده و خداوند آن را عامل اطمینان نفس دانسته است.(رعد، آیه ۲۸) تلاوت قرآن(انفال، آیه ۲؛ زمر، آیه ۲۳؛ حدید، آیه ۱۶)، دعا و نیایش(ابراهیم، آیه ۳۷؛ حشر، آیه ۱۰)، ذکر الله(همان) و مانند آن ها در ایجاد اشتغال مثبت قلب و رهایی از وسوسه های نفسانی و شیطانی بسیار موثر است.
۹. اجتناب از اسراف و تبذیر: هر گونه عمل افراطی به ویژه در حوزه اقتصادی می تواند قلب را بیمارکرده و یا بیماردلی را افزایش دهد. بنابراین اجتناب از اسراف و تبذیر می تواند بستری برای درمان بیماردلی فراهم آورد.(کهف، آیه ۲۸)
۱۰. اجتناب از دنیاطلبی: توجه و دلبستگى به زر و زیور دنیا، موجب غفلت قلب از خدا و بیماردلی می شود. بنابراین با ترک آن می توان بیماردلی را درمان کرد.(همان)
۱۱. هواپرستی: غفلت از خدا و حق و بیماردلی بازتابی از هواپرستی نفس است؛ بنابراین می توان با مدیریت و مهار نفس کاری کرد تا انسان غافل و بیمار نشود یا بیماردلی خویش را درمان کند.(همان؛ اعراف، آیات ۱۷۵ تا ۱۷۹)
۱۲. اجتناب از نامحرم: ارتباط با نامحرمان در کلام و رفتار موجب بیماردلی می شود. بنابراین، می توان با پرهیز و اجتناب از نامحرم زمینه  و بسترهای آن را از میان برد و یا به درمان بیماردلی در این حوزه پرداخت.(احزاب، آیه ۳۲)