عوامل و آثار و درمان بدبینی

خیانت

بسم الله الرحمن الرحیم

بدگمانی و بدبینی، چنان تاثیر بدی بر شخصیت فردی و رفتار اجتماعی انسان به جا می گذارد که خداوند آن اثم و گناه دانسته و از آن نهی کرده است. نویسنده در این مطلب بر آن است از نظر آموزه های وحیانی اسلام، عوامل و آثار آن را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

بدبینی، بیماری روانی

نیک گمانی و نیک بینی، به این معنا است که آدمی گمان و ظن نیک به دیگری داشته باشد و به امور به دیده خوش بینانه ای نظر کند و امور و مسایل را به جنبه صحیح و سالم و نیک آن حمل نماید. وقتی با مرد و زنی مواجه می شود، آنان را درستکار و راست کردار بداند و رابطه صحیح و شرعی و عرفی را بر رابطه آنان بار کند. خوش بینانه با امور و مسایل برخورد کند و همیشه آیه یاس نخواند و بر نمی شود و نمی تواند تاکید نکند. نیک بین و خوش بین، از نظر بینشی جهان را در مسیر حرکت بالنده و کمالی دانسته و امور خلاف را تعمیم نداده و جزیی را کلی قرارنمی دهد.

این حسن ظن و خوش گمانی و نیک بینی، باید در حوزه روان شخص چنان جای گیر شود که عوامل و پدیده های نابهنجار و باطل و خلاف حق، موجب نشود تا نگرشی متضاد در وی پدید آید. از نظر قرآن، انسان مسلمان و جامعه اسلامی از نظر روانی در حالت تعادل شخصیت به سر می برد و هماره بر اساس اصالت صحت، اصالت برائت و دیگر اصولی که تصحیح کننده رفتار دیگران و حمل بر جنبه مثبت و ارزشی است، مسایل و امور را تحلیل و ارزیابی کرده و واکنش نشان می دهد.

خداوند در آیه ۱۲ سوره نور حتی جامعه اسلامى را به رعایت حسن ظن و نیک گمانی، نسبت به یکدیگر موظف و تکلیف کرده و از امت خواسته تا با خوش گمانی و نیک بینی هر چیزی را به بهترین و نیکوترین وجه آن حمل کنند و از بدگمانی پرهیز کنند.

از نظر قرآن، کسی که نیک بین و خوش گمانی نداشته باشد و در مسایل و امور اجتماعی بر اساس نیک گمانی برخورد نکند، شایسته سرزنش است. از این رو، از سوى خداوند ، مؤمنان به جهت نداشتن حسن ظن به یکدیگر، در ماجراى افک سرزنش می شوند.(نور، آیات ۱۱ و ۱۲)

پس از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اصالت با حسن ظن و نیک گمانی است و جایی برای بدگمانی نیست و انسان نباید نسبت به هستی یا رفتار دیگران بدگمان و بدبین باشد و بر اساس آن رفتار کند.

حالت بدبینی و ریب و شک ذهن و شخص یک حالت بیماری روانی است و شکاک آدمی بیمار است که باید درمان شود. امیرمومنان امام على علیه ‏السلام می فرماید: اَلمُریبُ اَبَدا عَلیلٌ؛ آدم بدبین، همیشه بیمار است.(تصنیف غررالحکم و درر الکلم ص ۷۲ ، ح ۱۰۶۶)

از نظر آموزه های قرآنی، بدگمانی به عنوان یک بیماری می تواند به شخص و شخصیت و جامعه آسیب برساند؛ زیرا وجود این حالت در انسان موجب رویه ای می شود که بی اعتمادی به دیگران بدترین بازتاب و برآیند آن است. برخورد و کنش و واکنش بر اساس بدگمانی و بدبینی موجب می شود تا اعتماد متقابل در میان مردم از میان رفته و مهم ترین سرمایه اجتماعی این گونه از دست برود.

انسان بدبین و بدگمان متاثر از شایعات و دروغ ها و تحریفات، کنش و واکنش های خود را سامان می دهد که خود عامل افزایش بی اعتمادی در سطح جامعه و اجتماع می شود.(نور، آیات ۱۱ و ۱۲)

آثار بدبینی و بدگمانی

برای این که حقیقت بدبینی و بدگمانی در جان و جامعه دانسته شود، بهتر است تا آثار بدبینی و گمانی تبیین شود؛ زیرا این گونه می توان آثار این حالت درونی و رفتاری دانسته و برای درمان و حذف علل وعوامل آن تلاش کرد. از مهم ترین آثار بدبینی و بدگمانی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. بی اعتمادی: چنان که گفته شد، بدبینی روانی و بدگمانی رفتاری می تواند پایه اصلی و سرمایه اساسی جامعه یعنی اعتماد را فروپاشد و بذر بی اعتمادی نسبت به یک دیگر را در اجتماع بپاشد.(نور، آیات ۱۱ و ۱۲)
  2. اتهام زنی: بدبینی و بدگمانی موجب می شود تا انسان قضاوت صحیح نسبت به گفتار و رفتار دیگری نداشته باشد و سخنان کنایی و حتی نص و صریح را بر معنایی بار کند که مفهوم بد و زشت از آن فهمیده می شود. این گونه است که رفتار دیگران را به جای حل بر صحت و سلامت، بر جنبه باطل و نادرست حمل کرد و این گونه به دیگران تهمت و افترا می زند؛ چنان که در داستان افک چنین امری اتفاق افتاد.(همان)
  3. تهدید اخوت اسلامی: از نظر قرآن، رواج بدگمانى در مؤمنان، تهدیدى براى اخوّت ایمانى آنان است. از این روست که از آن برحذر می دارد.(حجرات، آیات ۱۰ و ۱۲)
  4. زمینه گناه: بدگمانى مؤمنان به یکدیگر، زمینه آلودگى آنان به گناه است؛ زیرا کسی که بدگمان باشد و به حالت بدبینی در وی جاگرفته باشد، هماره رفتار را تحلیل نادرست کرده و زمینه آلوده شدن به گناهانی چون تهمت و افترا و افک در وی پدیدار می شود.(همان)
  5. گناه: اصولا از نظر قرآن، برخی از بدبینی ها وبدگمانی ها گناه و اثم است و انسان مسلمان باید از آن ها اجتناب و پرهیز کند.(حجرات، آیه ۱۲؛ نور، آیات ۱۱ و ۱۲) از این روست که بسیارى از بدگمانیهاى مؤمنان نسبت به یکدیگر، نادرست و مورد نهى خداوند قرار گرفته است.(همان) از آن جایی که وعده دوزخ به برخی از بدبینی و بدگمانی ها داده شده ، باید این دسته از بدبینی ها را جزو گناهان کبیره شمرد. از همین روست که پیامبر(ص) می فرماید: بزرگترین گناه کبیره، سوء ظن و بدبینی به خداوند است.( میزان الحکمه، ج۲، ص ۱۷۸۸. )
  6. هجوم بی امان بدی ها: از نظر قرآن، گمان بد داشتن به خدا، باعث گرفتارى آدمی در گردابهاى بد زمانه می شود و بدی ها همانند دایره ای او را در بر می گیرد، به طوری که از بدی راهی گریز نمی یابد.(فتح، آیه ۶) از همین آیه هم چنین به دست می آید که گرفتار شدن آدمی به انواع و اقسام بدی ها و بلایا به سبب بدگمانی و سوء ظنی است که شخص به خدا دارد.
  7. خسران و زیان ابدی: خداوند به بیماردلانی که گرفتار حالت بدبینی یا ملکه بدبینی هستند و یا گرفتار بدگمانی شده اند، هشدار می دهد که این گمان بد اگر به خدا نیز سرایت داده شود و شخص به خداوند بدبین باشد ، دچار خسران و زیان ابدی خواهد شد.(فصلت، آیات ۲۲ و ۲۳)
  8. دوزخ و فرجام بد: کسی که بدبین و بدگمان شود، این بدگمانی گاه به خدا و کفر می انجامد و در نتیجه باید آخرت دوزخ را به عنوان فرجام بد بدگمانی و بدبینی برای خود بپذیرد.(فتح، آیه ۶)
  9. غضب خداوند: بد گمانى به ویژه بدگمانی به خدا، در پى دارنده خشم و غضب الهى خواهد بود.(همان)
  10. لعن خدا: کسی که بدگمانی اش به بدگمانی نسبت به خدا ختم شود، از سوی خداوند لعن می شود.(همان)
  11. تباهی: کسی که بدبین و بدگمان باشد، برای خود آینده ای بدفرجام و تباهی را رقم می زند.فتح، آیه ۱۲)
  12. وحشت: کسی که گرفتار بدبینی و بدگمانی است، جامعه گریز می شود و وحشت از حضور در جامعه او را در بر می گیرد و هماره در ترس و وحشت است. وحشت ضد انس است. پس چنین شخصی هرگز با دیگران انس و الفت نمی گیرد و ناتوان از رسیدن به آن است؛ زیرا زمینه اعتماد به دیگران ، رهایی از وحشت از دیگران است و کسی که در توحش به سر می برد نمی تواند به کسی انس گیرد؛ زیرا اعتمادی به دیگران ندارد بلکه از آنان وحشت دارد. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: مَن لَم یُحسِن ظَنَّهُ استَوحَشَ مِن کُلِّ أَحَدٍ؛ آن کس که گمان خود را نیکو نسازد (و بدبین باشد) از هر کسى وحشت مى کند.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۲۵۴ ، ح ۵۳۳۳)
  13. منفی نگری : بدبینی و بدگمانی، خود را در منفی نگری نشان می دهد. شخص بدبین همه چیز را منفی می بیند و از آن رنج می برد. نمی تواند رفتار و کردار دیگران را مثبت ارزیابی کند و بر اساس آن رفتار نماید. این گونه است که بی اعتماد به دیگران بوده و بر اساس بی اعتمادی کنش و واکنش نشان می دهد.(همان)
  14. یاس و ناامیدی: کسی که گرفتار بدبینی به ویژه خداوند است، از خدا مایوس است و دریچه امید بر دلش بسته می شود و همین او را به یاس و افسردگی می کشاند.(یوسف، آیه ۸۷)
  15. احباط عمل صالح: از بین رفتن عبادات از جمله آثار بدبینی نسبت به دیگران است. حضرت علی (ع) می فرماید: ایاک ان تبسی الظن فان سوء الظن تفسد العباده و یعظم الوزر؛ بپرهیز از آن که گمان را بدگردانی؛ زیرا به راستی بدگمانی عبادت را از بین می برد و گناه را بزرگ می کند.(شرح غرر الحکم، ج ۲، ص ۳۰۸)
  16. انزوا: بدبینی موجب از دست دادن دوستان و تنهایی و انزوا می شود. امام علی (ع) می فرماید: من غلب علیه سوء الظن لم یترک بینه و بین خلیل صلحا ؛ هر که بدگمانی بر او چیره شود جای آشتی با هیچ دوستی را باقی نمی گذارد.(شرح غرر الحکم، ج ۵، ص ۴۰۶)
  17. صفات پست و رذایل زشت: بدبینی هم چنین موجب ترس و بخل و حرص می شود. پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: اى على ترس و بخل و حرص غرائزى هستند که از سوء ظن تولد پیدا مى‏کنند.(عطاردى، عزیز الله، ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر، بحار الانوار، ج ‏۲، ص ۷۳.) خداوند در آیه ۱۰۳ سوره آل عمران به بدبینی افراد بخیل اشاره کرده و می گوید که بخل ریشه در بدبینی نسبت به خداوند دارد؛ چنان که در آیه ۳۲ تا ۳۷ سوره کهف تکبر را به نگرشی نسبت می دهد که شخص نسبت به خداوند پیدا می کند.

علل و عوامل بدبینی و بدگمانی

از نظر قرآن حالت بیماری بدبینی به حوزه فلسفی و هستی شناختی و جهان بینی افراد باز می گردد. اصولا برخی از مردم نسبت به جهان بدبین بوده و اصالت را به شرور و بدی می دهند و ذات انسانی را موجودی شرور و پست و بدکار می دانند. چنین نگاهی به جهان و جان انسانی موجب می شود که جامعه انسانی را نیز جامعه ای مخرب و زیانبار و خطرناک برای کل هستی بر شمارد و خواهان نابودی و حذف بشریت شود. چنین افرادی وجود خویش را شر دانسته و والدین را جنایتکاری می دانند که شری را آفریده اند. از این رو گمان می کنند با حذف خویش و ترک ازدواج و فرزندداری کمکی برای جلوگیری از شر در عالم و خدمتی به دیگران کرده اند. مهم ترین علل و عوامل بدبینی و بدگمانی عبارتند از:

  1. کفر و شرک: این بیماری در بسیاری از افرادی که باور درستی به خدا و آخرت ندارند وجود دارد؛ در حالی که از نظر آموزه های وحیانی اسلام، کسانی که باوری درست به خداوند و آخرت داشته باشند، از خلقت حکیمانه جهان و انسان آگاه بوده و اصالت را به خیر می دهند و شرور را امری عرضی و عدمی می شمارند که عارض وجود می شود و هیچ اصالتی ندارد. از نظر قرآن، کسانی که به خداوند شرک می ورزند گرفتار بدبینی و بدگمانی می شوند و این بیماری در آنان ایجاد و رشد می کند.(فتح، آیه ۶)
  2. نفاق: بر همین اساس منافقان که اعتقادی به خدا و آخرت ندارند و تظاهر به ایمان می کنند، از این بیماری روانی رنج می برند و نه تنها نسبت به انسان ها و جامعه بدبین و بدگمان هستند، بلکه این بدگمانی را همانند مشرکان نسبت به خدا نیز دارند.(همان)
  3. پندارهای جاهلی: از نظر قرآن پندارها و بینش ها و نگرش های سفیهانه جاهلی عاملی مهم در ایجاد حالت بدبینی و بدگمانی در افراد می شود. این جهل در برابر علم نیست، بلکه جهلی است که در برابر عقل و خرد قرار دارد. به این معنا که شخص سفاهت و بی خردی دارد و امور هستی و جهان و رفتارها را بر اساس عقلانیت تفسیر و تعبیر نمی کند.(آل عمران، آیه ۱۵۴)
  4. دنیاطلبی: انسان های بی خرد و سفیه هستی را محدود به دنیا می کنند و اعتقادی به جهان غیب و آخرت ندارند. آنان با توجه به نگاهی که به دنیا می کنند نگرش منفی و رفتاری ضد اجتماعی در پیش می گیرند و این گونه است که عامل بسیاری از رفتارهای نابهنجار در شخص می شود.(همان)
  5. شکست: از نظر قرآن شکستها و حوادث ناگوار در زندگی، موجب گمان بد به خداوند می شود و همین بدگمانی رفتار اجتماعی شخص را تحت تاثیر مستقیم قرار داده و او را بدگمان و بدکردار اجتماعی می کند.(همان)
  6. محدودیت و محرومیت ها: حتی افراد مسلمان ممکن است در صورت سست ایمانی با دیدن برخی از محدودیت ها و محرومیت ها، نه تنها نسبت به وعده های الهی بی اعتقاد شوند بلکه به خدا و آموزه های وحیانی آن نیز بی اعتقاد شده و بدبین و بدگمان شوند.(احزاب، آیه ۱۰)
  7. هم نشینی با بدان: همنشینی با بدان عامل دیگری برای بدبینی است. وقتی که انسان با افراد فاسد نشست و برخاست داشت طبیعی است که نسبت به همه افراد بدبین شود؛ چون تصور می کند معاشران او نمونه هایی از مردم اند. در حدیثی امام علی (ع) می فرماید: مجالسه الاشرار تورث سوء الظن بالاخیار؛ منشینی با بدان سبب بدگمانی به نیکان می شود.(بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۹۷،مؤسسه الوفاء بیروت، ۱۴۰۴ ق.)

پیشگیری و درمان بدبینی و بدگمانی

انسان برای این که گرفتار بیماری و حالت بدبینی و بدگمانی نشود، باید اقدام به پیش گیری کند و در صورتی که گرفتار است باید به درمان بپردازد. این درمان شامل درمان شناختی و اعتقادی و درمان رفتاری می شود. مهم ترین عواملی که می تواند در پیشگیری و درمان این بیماری کمک کند، عبارتند از:

  1. ایمان: مراد از ایمان در این جا مجموعه ای از اعتقادات است که در اسلام و شریعت وحیانی آن مطرح شده است. این ایمان شامل ایمان به خدا و آخرت و رسالت و مانند آن ها است. اگر کسی به این ایمان دست یابد ، نگاه خوش بینانه به هستی و جهان و جامعه و انسان خواهد داشت. این گونه است که نگرش بدبینی در او راه نمی یابد و جای نمی گیرد. کسی که ایمان داشته باشد همه اصول اسلامی را مراعات می کند و بر اساس اصول اسلامی رفتار دیگران را بر اصالت صحت حمل کرده و برائت را در مورد ایشان جاری می کند مگر آن که خلاف آن ثابت شده باشد. پس ایمان، مانع سوء ظن مؤمنان به یکدیگر می شود و اجازه نمی دهد تا شخص بدبین و بدگمان به جهان و جامعه ومردمان باشد.(نور، آیه ۱۲) امام رضا علیه‏ السلام می فرماید: أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنِ بِی إِنْ خَیْراً فَخَیْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّا؛ به خداوند خوش گمان باش، زیرا خداى عز و جل مى‏ فرماید: من نزد گمان بنده مؤمن خویش هستم، اگر به من خوش گمان باشد، به خوبى با او رفتار مى‏ کنم و اگر به من بدگمان باشد، به بدى با او رفتار مى ‏کنم.(کافى، الاسلامیه، ج ۲، ص ۷۲، ح ۳)
  2. تقوای الهی: تقوای الهی به معنای اهتمام به همه احکام شرعی از واجب و مستحب و حرام و مکروه است. کسی که تقوای الهی داشته باشد نسبت به دیگر بدگمان نخواهد بود.(حجرات، آیه ۱۲)
  3. توبه: کسی که گرفتار بدبینی و بدگمانی است باید استغفار و توبه کند و از خداوند بخواهد تا گناه و آثار بدگمانی را بر او ننویسد و او را ببخشد.(حجرات، آیه ۱۲)
  4. تقویت خوش بینی و خوش گمانی: اشخاصی که گرفتار بدگمانی و بدبینی هستند باید جنبه های مثبت را ببیند و اجازه ندهند تا تفسیرهای نادرست و شایعات و دروغ و تحریفات بر ذهن آنان چیره شود. مجالست با افراد نیک و شنیدن اخبار خوب و ترک شایعه شنیدن و پلاس شدن در محیط های آلوده را باید کنار بگذارند.(نور، آیات ۱۱ و ۱۲) امیرمومنان امام على علیه السلام می فرماید : مَن ظَنَّ بِکَ‌ خَیرَاً فَصَدِّق ظَنَّه؛ کسی که به تو گمان نیکی برد، گمانش را (عملاً) تصدیق کن.(نهج البلاغه، صبحی صالح، ص ۴۰۳ ، از نامه ۳۱ ؛ تحف العقول ص ۸۲ )
  5. عذرتراشی: اگر بدی از دیگران دیدید باید برای آن عذر و بهانه ای بجویید تا این گونه از تاثیر بدبینی رها شوید. پیامبر(ص) می فرماید: اطلب لاخیک عذرا فانلم تجد له عذرا فالتمس له عذرا؛ برای گفتار و کرداری که از برادرت سر می زند عذری بجوی و اگر نیافتی عذری بتراش.( میزان الحکمه، ج ۱۲؛ بحار الانوار، ج۷۵، ص ۱۹۷، ح ۱۵.)
  6. تقویت عقل و خرد: بدبینی از آثار کمبود عقل و خرد است که هر چیزی را نادیده قبول می کند. بنابراین برای رهایی از بدبینی می بایست به تقویت عقلانیت در فرد و جامعه کمک کرد. امام علی (ع) می فرمایند: گمان درست از ویژگی های خردمند است.( میزان الحکمه، ح۱۱۶۶۷.)
  7. تزکیه نفس: آلودگی های نفسانی است که موجب بدگمانی در انسان می شود. بنابراین انسان باید خودسازی و تزکیه نفس کند. کسی که بدبینی دارد، همه کس را از دریچه روح آلوده خود می بیند و اگر صفا داشت این گونه نبود. امام علی علیه السلام می فرماید: شخص بد، گمان خیر به کسی نمی برد؛ زیرا کسی را نمی بیند، مگر به اوصاف خودش.( میزان الحکمه، ج۲، ص ۱۷۸۶. )
  8. مقابله با آثار بدبینی: در رفتار درمانی باید به مقابله با آثار بدبینی پرداخت. از آن جایی که بدبینی و بدگمانی آثاری در حوزه های گوناگون از جمله حوزه صفات اخلاقی دارد، باید آثار آن را از میان برد تا بدبینی در آدمی از میان برود. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می فرماید: به درستی که ترس و بخل و حرص غریزه های واحدی می باشند که آن ها را سوء ظن جمع کرده است.( وسائل الشیعه، ج۱۲، ص ۴۶.)
  9. خودداری از تجسّس و تحقیق؛ کمتر کسی پیدا می شود که فکر منفی و گمان به سراغش نرود؛ اما مهم، مدیریت آن ها، نحوه برخورد و واکنش در مقابل آن است. امام علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: هرگاه گمان نمودی، پیرامون آن جستجو و تحقیق نکنید.( تحف العقول، ص ۵۰.)

البته انسان باید نسبت به دشمنان بدگمان باشد و خوش بینی نسبت به آنان نادرست و نارواست. امیرمومنان امام علی(ع) به مالک اشتر می نویسد: مراقب باش، مراقب باش، از دشمن خود پس از آشتی کردن؛ زیرا گاهی دشمن نزدیک می شود تا غافلگیر کند پس دور اندیش باش و حسن ظن خود را متهم کن.(نهج البلاغه، نامه ۵۳.)

هم چنین نباید در محیط های آلوده انسان خوش گمان باشد و بی احتیاطی کند. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: هر گاه روزگاری بود که در آن بیداد بر دادگری غالب شد نباید به کسی گمان نیک برد، مگر این که خوبی او بر تو معلوم شود.(میزان الحکمه، ج ۷، ص ۳۴۰۱.)

البته امام هادی (ع) با توضیح بیش تری در این باره می فرماید: هر گاه روزگاری بود که عدالت در آن بر ستم غالب شد، حرام است به کسی گمان بد ببری، مگر این که بدی او بر تو معلوم شود.( میزان الحکمه، ج ۷، ص ۳۴۰۱.)