عوامل و آثار نور الهی در قلب انسانی

آزادگی

بسم الله الرحمن الرحیم

نور انعکاس یا همان بازتابش ضیاء خورشید است؛ از همین روست که خدا در قرآن تاب را به خورشید و بازتابش یعنی همان نور را به ماه نسبت می دهد و می فرماید: هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا ؛ او کسی است که شمس را تاب و ضوء و قمر را بازتابش و نور قرار داده است.(یونس، آیه ۵) این بدان معناست که نور یک درجه پایین تر و به یک معنا رقیقه حقیقتی به نام تابش است.

هم چنین از نظر قرآن، نور محسوس نیز رقیقه های نور حقیقی مجرد یعنی همان نور الله است؛ چرا که از نظر قرآن، همه هستی از جمله آسمان و زمین به نور الله روشن است؛ زیرا همه هستی مظاهر صفات و اسماء الهی است؛ چنان که خدا می فرماید: اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ؛ خدا نور آسمان و زمین است.(نور، آیه ۳۵)

بر این اساس، هر چند که نور ظاهری و محسوس، امری بسیار مهم است؛ زیرا همین نور ظاهری، نه تنها موجب ظهور خود، بلکه موجب ظهور دیگر چیزها می شود؛ اما آن چه مهم و اساسی است، همان نور باطنی و ملکوتی مجرد است که نورهای محسوس و ظاهری رقایق همان حقیقت است. از همین روست که خدا خواهان آن است که انسان نور حقیقی را از طریق اموری چون ایمان، قرآن، اسلام، نماز، وضو و مانند آنها کسب کند؛ زیرا نور ایمان و عمل صالح، همان نور حقیقی است که ملکوت و باطن انسان را روشن می کند و قلب انسان به نور آنها روشن می شود.

اقسام نورهای ملکوتی

از نظر قرآن، بازتاب ضیاء هویت احدیت بر قلب انسان موجب می شود تا انسان به جایگاه ارزشمندی برسد که برترین کرامت ها و تفضلات الهی به کسی یا چیزی است.

توضیح این که مقام احدیت که مقام «هو» است، وقتی بر واحدیت می تابد که مقام «الله» است، نسبتی مانند تابش خورشید و انعکاس و بازتاب ماه میان آنها پدید می آید. پس نسبت احدیت هو با واحدیت الله همانند نسبت خورشید و ماه و بهره گیری ماه از تابش خورشید است.

همین نسبت میان خورشید احدیت با قلب واحدیت انسان ایجاد می شود؛ زیرا از نظر قرآن، اگر همه هستی تجلیات ظهوری نور الله است(نور، آیه ۳۵)، هر شخص انسانی نیز به تنهایی تجلیات ظهوری همه نور الله است؛ زیرا خدا همه اسماء و صفات الهی خویش را به حضرت آدم(ع) داده(بقره، آیه ۳۱) تا لیاقت خلافت الهی بر همه هستی را پیدا کند.(بقره، آیه ۳۰) بنابراین، نفس انسانی با محوریت قلب، تجلی همه صفات الله است و همه صفات الهی در قلب انسانی ظهور یافته است.

بر این اساس، قلبی که خود را در همان سلامت و اعتدال فطری ابتدایی خلقت(شمس، آیه ۷؛ انفطار، آیه ۷) خویش نگه دارد و به فجور مریض و بیمار نشده باشد، می تواند هم چنان از انوار الله یعنی همه صفات الهی بهره برده و مظهریت تمامیت صفات الهی را داشته باشد و اشکال گوناگون انوار صفات الهی را به نمایش گذارد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، حقیقت محمدی(ص) به سبب تمامیت کمالی همه صفات، مظهر اتم و اکمل همه انوار الله و صفات الله است. از همین رو، برتر و کریم تر ایشان در هستی نیست؛ خدا در توصیف حقیقت محمدی(ص) می فرماید: قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ؛ نور از خدا به سمت شما آمد.(مائده، آیه ۱۵) این نور مطلق همان نور محمدی(ص) است که اسلام و ایمان را برای انسان به ارمغان آورده است.

پس از نظر آموزه های وحیانی قرآن، حقیقت محمدی(ص) نوری است که تجلی مظاهر این حقیقت، اقسام و انواع نورهایی است که از آن به نور اسلام، ایمان، قرآن و مانند آنها یاد می شود.

از نظر قرآن، چون حضرت محمد(ص) خود مطلق نور الله است، با خود نورهای دیگری را نیز دارد که شامل نور اسلام است که با آن در میان مردم راه می رود و زندگی می کند تا دیگران از آن بهره مند شوند.(انعام، آیه ۱۲۲؛ زمر، آیه ۲۲) البته دشمنان سعی می کنند که نور اسلام محمدی(ص) را خاموش کنند، ولی چون نور الله است چنین امکانی برای دیگران فراهم نیست(توبه، آیه ۳۲؛ صف، آیه ۸)

خدا در قرآن تاکید دارد که هر کسی به نور اسلام و ایمان موجود با حقیقت محمدی(ص) بگرایید و بدان ایمان عملی یابد، همان نور یا درجایی از آن بر اساس میزان و درجه ایمان خویش بهره مند خواهد شد که سبک زندگی و رفتاری او را ساماندهی می کند.(انعام، آیه ۱۲۲؛ حدید، آیه ۲۸)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، نور الله در همه هستی است؛ اما نور الله خاص با تمام تجلیات خودش تنها در انسانی ظهور می کند که بتواند ایمان و اسلام را با عوامل گوناگونی چون اعمال صالح(طلاق، آیه ۱۱)، هم چون قرض الحسنه(حدید، آیات ۱۱ تا ۱۹)، نیکوکاری(مطففین، آیات ۲۲ تا ۲۴)، انفاق(حدید، آیات ۱۰ تا ۱۹)، عبادت خالص(نور، آیات ۳۵ تا ۳۷)، تقوا(حدید، آیه ۲۸)، تلاوت قرآن(طلاق، آیه ۱۱)، رضایت خدا(مائده، آیات ۱۵ و ۱۶) و یاد خدا(نور، آیات ۳۵ و ۳۶) جمع کند و این گونه قلب خویش را به سلامتی برساند که مقوم و ملکه وجودی اش شود؛ یعنی قلب سلیم را در خود تحقق و ظهور بخشد.

البته می توان در یک کلمه همه این حقیقت را به عنوان نور ایمان معرفی کرد؛ زیرا همه آن چه به عنوان علل و عوامل بیان شده همان معنای جامع و کامل ایمان است. بنابراین، وقتی در ادامه از ویژگی های نور الهی باطنی و ملکوتی در شخص سخن به میان می آید، همان آثار نور ایمان است که در هر مومنی تجلی می کند. البته ایمان افراد و اشخاص متفاوت است و هر کسی بر اساس درجه و مرتبه ایمانی خویش از نور ایمان بهره می برد؛ چرا که نور ایمان و آثار آن نیز تشکیکی است(مائده، آیه ۹۶) و دارای تمایز و فرق بسیاری است که بیانگر شدت یا ازدیاد ایمان یا ضعف و سستی آن است.

ویژگی های نور الهی ایمان

نور ایمان، دارای خصوصیات و ویژگی هایی است که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. حیات واقعی: از نظر قرآن، هر چند که همه هستی به نور الله ظهور یافته و دارای حیات است(نور، آیه ۳۵)، اما حیات واقعی بدون هیچ گونه موت و مردگی تنها در دلهای مومن قرار دارد؛ در حالی که کافران، مرده دلان بوده و در تاریکی و ظلمات قرار دارند.(انعام، آیات ۱۲۱ و ۱۲۲) همین حیات واقعی را مومنان با خود به آخرت می برند و در محیطی اخروی زندگی می کنند که حیات محض و مطلق است.(عنکبوت، آیه ۶۴)
  2. رویت شهودی: آنان دارای رویت شهودی هستند و چیزی برای آنان غیب نیست؛ بلکه همه چیز برای آنان مشهود است. در حقیقت مشاهده آنان نسبت به عالم شهادت و عالم غیب یکسان است؛ زیرا آنان دارای قلب سالم و سلیم هستند و نور ایمان در آنان تابیده است؛ از آن جایی که پرده ای بر قلب خویش ندارند، کشف الغطاء که برای دیگران در هنگام مرگ یا پس از آن یا در قیامت اتفاق می افتد(حجر، آیه ۹۹؛ ق، آیه ۲۲) برای آنان در همین دنیا اتفاق افتاده است. از همین روست که همانند کسی که در عالم برزخ زندگی می کند، مسائل دنیا را می ببیند و به باطن و ملکوت آنها علم یقین شهودی داشته و می تواند به سادگی حق و باطل را تشخیص دهد و هیچ چیزی برای آنان از باب شک و ریب نخواهد بود.(انعام، آیه ۱۲۲) البته از نظر قرآن، ظهور اتم نور ایمان در قیامت است که نه تنها مومنان را نورانی می کند، بلکه پرتو نور آنها پیرامون ایشان را نیز روشن می کند.(حدید، آیات ۱۲ و ۱۳)
  3. شناخت حق و باطل: نور ایمان، قدرت تشخیصی فراتر از تشخیص ابتدایی ایجاد می کند که نور هدایت فطری ایجاد می کند(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)؛ زیرا نور هدایت فطری را همگان دارند(طه، آیه ۵۰) و اگر بر اساس آن نور به عنوان چراغ تشخیص عمل کنند، خدا به پاداش تقوای نخستین، هدایت تشریعی را که همان نور ایمان است، به دل آنان می افکند و این گونه قدرتی چند برابر از نور ابتدایی را به دست می آورد.(انعام، آیه ۱۲۲) باید توجه داشت که کسی که بر هدایت فطری باشد و از آن بهره گیرد(طه، آیه ۵۰)، به تقوایی ابتدایی می رسد که بستری برای بهره گیری از هدایت تشریعی و نور ایمان می شود(بقره، آیات ۲ و ۳) و همین نور ایمان و تقوای برخاسته از هدایت تشریعی قدرتی مضاعف در شناخت حق و باطل می دهد.
  4. سبک برتر زندگی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کسی که نور ایمان را داراست، در میان مردم رفتاری شاخص دارد؛ زیرا سبک زندگی او برتر از دیگران بوده و توانایی شناخت خیر و شر، نفع و ضرر، منفعت و مصلحت، حق و باطل و مانند آنها را دارد و می تواند از این نور برای شناخت افراد و کارها بهره برد. این گونه است که نوع مشی و سلوک او در میان مردمان متمایز است؛ زیرا بر اساس این نور زندگی و با دیگران معاشرت می کند و هرگز گرفتار فریب و فریبکاری دیگران نمی شود؛ زیرا می تواند نور و ظلمت دیگران را تشخیص دهد و انتخابی درست داشته باشد.(انعام، آیه ۱۲۲)
  5. انتخاب صحیح در زندگی: از دیگر آثار بسیار ارزشمند نور ایمان آن است که می تواند در پرتو نور ایمان، صحیح را از باطل و راست را از ناراست و درست را از نادرست تشخیص دهد و افکار و اندیشه ها و نیز رفتارهای دیگران را به درستی ارزیابی و داوری کرده و بر اساس آن، انتخاب درست داشته باشد.(انعام، آیه ۱۲۲)
  6. برتری ذاتی: کسانی که نور ایمان را دارند، از یک برتری ذاتی برخوردار هستند که دیگرانی که در حالت فطرت هستند آن را درک می کنند؛ زیرا نسبت مومن با کافر مانند نسبت نور و ظلمت است که اهل فطرت به سادگی می توانند آن را ببیند و دریابند.(رعد، آیه ۱۶)
  7. درخشش شگفت انگیز: دارندگان نور ایمان به توجه به درجات متفاوت آن، دارای درخشش شگفت انگیز هستند؛ البته هر چه ایمان و به تبع آن تقوای الهی آنان افزایش می یابد، سیر و سلوک آنان نیز متمایز می شود(مائده، آیه ۹۶) و به همان میزان نور ایمان نیز تشدید می شود به طوری که نور مومنان در بهشت بهجت انگیز و محبت آفرین است.(مطففین، آیات ۲۲ تا ۲۴)
  8. عفو و احسان: نور ایمان موجب می شود تا مومنان فراتر از عدالت تقابلی با عفو و گذشت با دیگران تعامل داشته باشد و در گامی بعد به احسان ایثاری برسد.(مائده، آیه ۹۶) آنان هم چنان که خود از نور ایمان برای خروج از ظلمت بهره می گیرند، دوست دارند دیگران نیز از نور ایمان بهره مند شده و از ظلمات خارج شوند.(حدید، آیه ۹؛ طلاق، آیه ۱۱)
  9. شخصی غیر قابل انتقال: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، نور ایمان از مصادیق امور اختصاصی و شخصی غیر قابل انتقال به دیگری است. به این معنا که امری ذاتی شخصی است که نمی توان آن را به دیگری داد؛ زیرا هر کسی می بایست خود نور ایمان را مستقیم از خدا کسب کند و از مصادیق «لدینا» و « من لدنا» است. از همین روست که وقتی منافقان خواهان کسب آن هستند، به آنان گفته می شود که باید آن را در دنیا کسب می کردند.(حدید، آیات ۱۲ و ۱۳)
  10. قابل کسب در دنیا: از نظر قرآن، نور ایمان را تنها می توان در دنیا کسب کرد؛ زیرا از مصادیق عمل است؛ چرا که در تفسیر ایمان گفته شده : «الْإِیمَانُ تَصْدِیقٌ بِالْجَنَانِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَان‏» یا گفته شده : الإیمانُ عَقدٌ بِالقَلب وَ لفظ ٌ بِاللّسَانِ و عَمل ٌ بالجَوارح؛ یا گفته شده: اَلْإِیمَانُ مَعْرِفَهٌ بِالْقَلْبِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ»(نهج البلاغه، حکمت ۲۱۸) همه آن تعاریف که ماثور از معصومان(ع) است، دلالت بر نقش عناصر سه گانه از جمله عمل در تحقق ایمان کامل دارد. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید که دنیا جایی برای عمل از جمله ایمان است و آخرت جز حساب رسی عمل چیزی نیست.(نهج البلاغه ، نامه ۳۱) از آیات قرآنی به دست می آید که دنیا مکانی برای کسب نور ایمان است و اگر کسی نور ایمان را در دنیا کسب نکند، در آخرت شرایطی برای کسب این نور نیست.(حدید، آیات ۱۲ و ۱۳)
  11. اشراق زمین دل و خانه: از نظر قرآن، آسمان و زمین به نور الهی روشن است(نور، آیه ۳۵) و زمین اخروی نیز به اشراق نور پروردگار می درخشد.(زمر، آیه ۶۹) البته همان طوری که نور ایمان بیرون را روشن می کند، خانه های مومنان و دلهای مومنان را نیز منور می سازد؛ به طوری که خانه اهل ایمان همانند دل آنان روشن به انوار ایمان است.(نور، آیات ۳۵ و ۳۶)
  12. شناخت صفات افراد با نور: افزایش و کاهش نور در هر شخصی بیانگر میزان بهره مندی آن شخص از نور صفات الهی است؛ زیرا هر صفتی از صفات الله دارای نوری خاص است و شخصی که دارای نور ایمان و اهل بصیرت و از مصادیق اولی الابصار است می تواند این نورهای مختلف را از هم تمایز دهد و بداند چه کسی از چه صفتی برخوردار است. پس همان طوری که از نور و ظلمت می تواند حق و باطل را شناخت می توان از سطوح و مراتب نور گوناگون در افراد میزان بهره مندی از صفات الله را در شخص تشخیص داد.(نور، آیات ۳۵ و ۳۶)
  13. نور آذرخشی موقت: از نظر قرآن، ایمان در هر سطحی نوری از خود بر می تاباند. همان طوری که ایمان عالی موجب نورانیت قوی و رسیدن به درجه شهودی حق الیقین و شهود مطلق و کامل و اتم است، ایمان ضعیف نیز نوری دارد؛ بلکه حتی منافقان که تظاهر به ایمان می کنند، از نور لحظه ای و اندکی بهره مند هستند که همانند آذرخشی می تابد و می رود.(بقره، آیه ۱۷)
  14. هاله نور: از نظر قرآن، کسانی که ایمان دارند، از نور ایمان به همان سطح و درجه ایمان و تقوای خویش بهره مند هستند. برخی تنها قلب و چهره ای نورانی دارند، و هاله ای از نظر از آنان به میزان کم و زیاد می تابد. این نور می توان ملایم یا تند و تیز باشد تا جایی که انسان نتواند به آن صاحب نور بنگرد؛ برخی دیگر دارای نوری اندک هستند. هم چنین نور می تواند تمام بدن افراد را همانند هاله در بر گیرد(حدید، آیات ۱۲ تا ۱۵)؛ چنان که ظلمت کافران نیز دارای درجاتی است که از صورت تا همه بدن را شامل می شود.(آل عمران، آیات ۱۰۶ و ۱۰۷؛ عبس، آیه ۳۸)
  15. رنگهای متنوع: هر صفتی از صفات الهی نوری دارد که رنگ آن با نور دیگر از صفتی دیگر فرق دارد. بنابراین، در کسی که همه صفات الهی باشد، مجموعه از الوان و رنگهای را می توان یافت. از همین رو، کسی که اهل بصیرت است همه رنگ های انوار صفاتی که در شخص باشد می بیند.(نور، آیه ۳۵) از نظر قرآن نور شهداء غیر از نور صدیقین است.(حدید، آیه ۱۹) پس این گونه می توان اشخاص را بر اساس صفات و نوری که از آن می تابد شناسایی کرد. چنان که نور علم غیر از نور محبت یا نور ولایت یا دیگر نورهای الهی است.(انعام، آیه ۱۲۲؛ احزاب، آیه ۴۳)
  16. امواج نورها و رنگها: از نظر قرآن، نور ایمان هر چه قوی تر و شدیدتر باشد، امواج آن نیز قوی تر ساطع می شود؛ نور از چهره ها و قلب مومنان هم چون دانه ها و قطرات در آسمان به سوی بیننده اهل بصیرت قلبی می آید.(آل عمران، آیات ۱۰۶ و ۱۰۷؛ عبس، آیه ۳۸)
  17. تمامیت در قیامت: از نظر قرآن، هر کسی صفتی از صفات الله را در خود ایجاد کند، با این ایمان واقعی نوری را در خود ایجاد می کند؛ درجه و رتبه نوری هر صفتی بستگی به میزان حال، ملکه و مقوم شدن آن صفت در انسان دارد. از آن جایی که بسیاری از مردم ناتوان از رساندن همه صفات به تمامیت آنها هستند، آنان در روز قیامت از خدا می خواهند تا نور ایشان را تمام کند و به اتمام برساند. بنابراین، فرصتی برای اتمام نور به مومنان در قیامت داده شده که آن نیز از فضل الهی است.(تحریم، آیه ۸)
  18. همراهی نور ایمان: نور ایمان تنها در دل انسان نیست، بلکه همراه او است تا جایی که همه اطراف به ویژه سمت راست و پیش روی آنان را روشن می کند که بیانگر ممیمنت زندگی آنان در دنیا و آخرت است.(حدید، آیه ۱۲؛ تحریم، آیه ۸) البته هر چه نور قوی تر باشد، انسان را احاطه می کند که هم چون هاله ای قوی و شدید در اطراف بدن خاکی و اخروی آنان قرار می گیرد و ساطع می شود.(همان) از نظر قرآن، نور محمدی که همان نور الله است، قوی ترین و شدیدترین نور است که همه هستی را روشن کرده است.(نور، آیه ۳۵؛ احزاب، آیات ۴۵ و ۴۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۴، جزء ۱۱، ص ۳۲۷؛ جامع البیان، ج ۱۰، ص ۱۳۶)
  19. پوشش کامل: نوری الهی همانند هاله ای، قلب و تن و روان آدمی را محاصره و احاطه کرده و آنان را تحت پوشش قرار می دهد.(حدید، آیه ۲۸)
  20. رستگاری: نور الهی موجب رستگاری انسان است و کسی که این نور را دارد رستگار است.(اعراف، آیه ۱۵۷)
  21. افشاگر کتمان ها: نوری الهی که از ایمان و مانند آن برخاسته، موجب افشاگری و بر ملا کننده کتمان ها است و کسی نمی تواند آنان را فریب دهد. این نور موجب می شود تا نه تنها حقایق بلکه واقعیت ها را نیز بداند و داوری بر اساس حقانیت داشته باشد.(مائده، آیه ۱۵)
  22. راه سلامت: نوری الهی موجب می شود تا راه سلامت را بشناسد و در آن حرکت کند و به چپ و راست گرایش پیدا نکند و رضوان الهی را مد نظر قرار دهد و جز برای رضایت خدا نگویید و عمل نکند.(مائده، آیات ۱۵ و ۱۶؛ الکشاف، ج ۱، ص ۶۱۷؛ المحرر الوجیز، ج ۲، ص ۱۷۱)
  23. عزیز و حمید: هر کسی از نور ایمان بهره مند شود، در صراط مستقیم به مقام عزت می رسد محمود و ستوده از سوی همگان است.(ابراهیم، آیه ۱)
  24. شفاف و خالص از تیرگی: نور الهی شفاف و خالص از هر گونه تیرگی کدری است، به گونه ای که هیچ نوری همانند آن نیست؛ حتی نور خورشید.(نور، آیه ۳۵) این شفافیت به دلیل شدت روشنایی و خلوص آن است.(همان)
  25. خیره کنندگی: از نظر قرآن نور ایمان مومنان برای منافقان بسیار خیره کننده است به طوری که قدرت نگاه و نظر کردن به آن را ندارند.(بقره، آیه ۲۰)