عوامل و آثار عفت و عفاف نفس

حجاب در اربعین

بسم الله الرحمن الرحیم
عفت حالتی باطنی و درونی است که بازتاب آن در رفتار اجتماعی در قالب حیا بروز و ظهورمی کند. از این روست در روایات حیا به معنای اخلاق رفتاری معنا شده است. تحقق این حالت نفسانی و باطنی علل و عوامل و آثاری دارد که نویسنده در این مطلب بر اساس آموزه های وحیانی اسلام به آن ها پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
چیستی و ماهیت عفت
عفّت، حالتى از حالتهاى نفس است که با وجود آن، شهوت نمى تواند بر نفس غلبه کند.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۵۷۳ «عفّ».) بنابراین خوددارى نفس از شهوات نفسانى و تمایلات غیر شایسته، در هر شخص و در هر موضوع، عفّت نامیده مى شود.(التحقیق، مصطفوی، ج ۸، ص ۱۸۰، «عفّ».)
در اصطلاح علم اخلاق اسلامی، عفّت، انقیاد قوّه شهویّه، در مقابل امر و نهى عقل، همچون ازدواج و خوردن در حد اعتدال عقلى و عرفى است.(جامع السعادات، نراقی، ج ۲، ص ۱۷.)
عفت هر چند در حوزه عفت جنسی بیش تر خودنمایی می کند و برخی در فارسی آن را به همین حساب، به پاکدامنی معنا کرده اند، ولی بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، عفت در حوزه شهوت غذایی و قناعت ورزی و پرهیز از طمع و حرص نیز بسیار مهم و اساسی است.
به هر حال، کسی که بتواند قوه شهوانی و قوه جاذبه خود را از زیاده خواهی حفظ کند و در چارچوب عقل و نقل رفتار نماید و اعتدال نگه دارد، به عنوان انسان عفیف شناخته می شود. این حالت زمانی در انسان به عنوان یک فضلیت به صورت ملکه و مقوم در می آید که با مهار نفس خود را از خواسته های شهوانی نفس نگه دارد و به جای حرص یعنی زیاده خواهی بیش از استحقاق یا طمع یعنی درخواست غیر مستحق، به داشته هایش قناعت ورزد.
اقسام و انواع
عفت نفس دارای اقسام و انواعی است. به این معنا نفس انسانی می بایست در برابر اموری چندی خود را حفظ و  صیانت کند و از بدی ها و زشتی ها دور نگه دارد. هر چند که مهم ترین واکنش انسان در حوزه عفت نفس، واکنش نسبت به کنش های شهوانی از جمله شهوت جنسی و غذایی و ثروت دوستی و دنیا دوستی است؛ اما باید گفت که انسانی می تواند به کمال و تمامیت عفت نفس برسد که خود را از هر گونه بدی و زشتی در امان نگه دارد. برخی از مصادیق و انواع و اقسام عفت نفس عبارتند از: ۱. عفت جنسی(نور، آیه ۳۳)؛ ۲. عفت مالی(بقره، آیه ۲۷۳)؛ ۳. عفت نفس بیانی به ویژه نسبت به مسایل جنسی(بقره، آیات ۱۸۷ و ۲۲۲ و ۲۳۶ و ۲۳۷؛ نساء، آیات ۳۴ و ۴۳؛ مائده، آیه ۶؛ نور، آیه ۲۶؛ وآیات دیگر)، عفت مالی
ریشه و علل عفّت نفس
شناخت ریشه ها و علل هر چیزی از جمله عفت نفس که امری نفسانی و باطنی است، می تواند به انسان کمک کند تا آن را در خود با استفاده از علل و عوامل ایجاد کرده و به عنوان انسان عفیف شناخته شود. بنابراین در این جا بهتر است پیش از هر سخنی به علل و عوامل و ریشه و خاستگاه عفت نفس توجه شود. در این جا به برخی از اصول و علل عفت نفس اشاره می شود:
۱. قناعت: اگر عفت را یک درخت بدانیم، باید برای آن ریشه و تنه و برگ و باری قرار دهیم. از نظر امیرمومنان امام على علیه السلام ریشه درخت عفت، قناعت و بسندگی به دارایی ها و ترک طمع و حرص است. کسی که درخت عفت را با قناعت بپروراند و ریشه آن را در دل خویش قرار دهد، درخت عفت، میوه ای دارد که از مهم ترین آن ها می توان به اثر کم حزنی و اندوهی اشاره کرد. امام علی(ع) می فرماید: أصلُ العَفافِ القَناعَهُ، و ثَمَرَتُها قِلَّهُ الأحزانِ؛ ریشه عفّت قناعت است و میوه اش کم شدن اندوهها.(مطالب السؤول: ۵۰.)
از این حدیث به دست می آید که انسان وقتی چیزی را از دست دهد، گرفتار حزن و اندوه می شود؛ ولی شخصی که اهل عفت است؛ چون بر مدار و محور قناعت به داشته ها عمل می کند و حرص و طمع نمی ورزد، به طور طبیعی وقتی چیزی را از دست دهد، اندوهی نمی خورد و اگر هم بخورد اندک و زود گذر است.
از نظر امیرمومنان اگر کسی بخواهد به عفت دست یابد و حالت عفت نفس در او ایجاد شود، باید از قناعت به عنوان یک خاستگاه و ریشه عفت ساز بهره گیرد. از این روست امام على علیه السلام می فرماید: مَن قَنَعَت نَفسُهُ أعانَتهُ عَلى النَّزاهَهِ و العَفافِ؛ هر که نفْسش قانع شد، او را در راه پاکى و عفّت کمک کرد.(غرر الحکم: ۸۶۶۳.)
در آیات قرآنی تعفف در دو حوزه شهوت مالی – غذایی(بقره، آیه ۲۷۳) و شهوت جنسی(نور، آیه ۳۳) مورد توجه قرار گرفته است.
۲. خرسندی به کفاف: هم چنین از دیگر عوامل موثر که به عنوان ریشه و اصول درخت عفاف می توان به آن توجه کرد، باید به کفاف و خودداری اشاره کرد. خودداری به این معنا است که انسان چشم طمع و حرص از غیر بشوید و به داشته هایش قناعت ورزد. کفّ و کفاف که همان خودداری است موجب می شود تا انسان ورزیده شده و بتواند هواهای نفس خویش را مهار و مدیریت کند و آن را به انقیاد دارد. از این رو امام علی(ع) بر خشنودی به داشته ها و خودداری از غیر برای دست یابی به عفت نفس تاکید داشته و می فرماید: الرِّضا بِالکَفافِ یُؤَدّی إلَى العَفـافِ؛ خرسند بودن به کفاف، منجرّ به عفاف مى شود.(غرر الحکم: ۱۵۱۲.)
این عفت نفس می تواند نسبت به اموری مالی یا غیر مالی باشد. این گونه است که صاحبان کفاف و قناعت، به صاحبان عفت تبدیل می شوند به طوری که نسبت به داشته هایش خویش بسنده کرد و چشم طمع و حرص از اموال یا غیر اموال دیگری فرو می بندند و شهوت غذایی و جنسی و مانند آن ها را مهار و مدیریت می کنند. رضایت و خرسندی و خشنودی یک حالت نفسانی در نفس است که انسان را در حالتی از خوشبختی و سعادت قرار می دهد و شخصی که دارای چنین حالتی است اصولا چون خود را خوشبخت و خشنود می یابد هیچ گونه طمع و حرصی نمی ورزد و این گونه است که از عفت نفس بهره مند می شود.
۳. غیرت: غیرت به معنای غیرزدایی از حریم حرمت ها است. کسی که غیرت می ورزد اجازه نمی دهد تا دیگری به حریم او وارد شود و حرمت شکنی کند. یکی از مهم ترین حرمت ها که باید حریم آن محافظت شود و اجازه ورود به غیر و اغیار نداد، حریم خانواده است. انسان غیرتمند کسی است که اجازه نمی دهد تا کسی به حریم خانوادگی او وارد شود و شهوترانی داشته باشد. البته غیرت اعتقادی در قالب تعصب مثبت، غیرت اقتصادی در قالب اقتصاد مقاومتی، غیرت سیاسی در قالب عزت سیاسی و مانند آن ها خودنمایی می کند. هر کسی به میزان همت پست و بلند خود از ارزش اجتماعی برخوردار می شود و هر کسی به اندازه غیرت ورزی خویش از عفت باطنی سود می برد؛ چنان که امام على علیه السلام می فرماید: قَدرُ الرَّجُلِ عَلى قَدرِ هِمَّتِهِ ··· و عِفَّتُهُ عَلى قَدرِ غَیرَتِهِ؛ ارزش و اندازه مرد به اندازه همّت اوست··· و عفت و پاکدامنى او به اندازه غیرتش.(نهج البلاغه: الحکمه ۴۷.)
در حقیقت غیرزدایی از حریم حرمت ها و خطوط قرمز، این حالت نفسانی را در انسان ایجاد می کند که تحت غلبه شهوات قرار نگیرد. انسانی که بتواند غیرت ورزد و حریم حرمت ها را حفظ کند، نفس خویش را نیز منقاد می سازد؛ زیرا آن حضرت(ع) در جایی دیگر می فرماید: ما زنی غیور قطّ؛ غیرتمند و جوان مرد هرگز زنا نمی‏کند.(نهج البلاغه، فیض الاسلام، کلمات قصار، شماره ۲۹۷، ص ۱۲۲۲؛ حکمت ۳۰۵) از نظر امام علی(ع) نشانه و راهنمایی غیرت شخص را باید در عفت او جست و جو کرد: دَلیلُ غَیرَهِ الرَّجُلِ عِفَّتُهُ؛ دلیلِ غیرتِ مرد، عفّت اوست.(غرر الحکم: ۵۱۰۴.) در حقیقت ارتباط میان غیرت و عفت چنان است که می توان از وجود یکی به وجود دیگری پی برد. اگر بخواهیم بدانیم شخص غیرتمند است باید به عفت او نگاه کرد و اگر کسی عفت داشت می دانیم که او غیرتمند است.
۴. تعقل: عقل در مفهوم قرآنی – اسلامی، آن چیزی است که انسان به پرستش خدا و تلاش برای سعادت ابدی در بهشت وادار کند. به سخن دیگر، تعقلی که تفکر در حقیقت زندگی و  فلسفه آن را موجب شده و آدمی را به عبادت برای کسب آن هدف و حکمت زندگی ترغیب کرده و جزم را به عزم در مقام عمل بکشاند. بر این اساس، عقل و خردی که قرآن و روایت بیان کرده، به طور طبیعی انسان را به عفت می کشاند که به معنای مهار و مدیریت شهوات و انقیاد آن هاست. امام علی(ع) به این علت و عامل ایجادی عفت توجه داده و می فرماید: مَن عَقَلَ عَفَّ؛ هر که خردمند باشد، عفیف و خویشتندار گردد.(غرر الحکم: ۷۶۴۶.)
۵. صبر و مقاومت در برابر شهوت: از آن جایی که شهوت نفسانی به عنوان یک قوه جاذبه ضرورت زندگی انسانی و ابزار کمالی اوست، یک امر مثبت است؛ اما این ابزار باید با عقلانیت اشراقی مدیریت و مهار شود تا در مسیر درست قرار گیرد؛ چنان که قوه دافعه یعنی غضب نیز برای تامین امنیت و آرامش ضرورت دارد ولی باید مهار و مدیریت شود تا به درستی تامین کننده امنیت و آرامش باشد. از آن جایی که فشار قوای شهوانی و غضبانی یک فشار درونی است، مقاومت در برابر چنین  فشاری به صبوری و شکیبایی نیاز دارد. کسی که بتواند در برابر فشارهای دو قوه به ویژه قوه شهوانی و جاذبه صبر ورزد و مقاومت کند، می تواند عفت را در خود ایجاد کند.  امام على علیه السلام  می فرماید: الصَّبرُ عَنِ الشَّهوَهِ عِفَّهٌ، و عَنِ الغَضَبِ نَجدَهٌ؛ مقاومت و شکیبایی در برابر فشار شهوت، عفّت است و مقاومت در برابر خشم، شجاعت.(غرر الحکم: ۱۹۲۷.) آن حضرت(ع) به مساله شهوت به عنوان مقوم عفت توجه می دهد و بر آن است که مبارزه با شهوت را به عنوان اصل مقوم عفت گوشزد نماید. ایشان می فرماید:  الفَضائلُ أربَعَهُ أجناسٍ: أحَدُها: الحِکمَهُ، و قِوامُها فی الفِکرَهِ، و الثّانی: العِفَّهُ، و قِوامُها فی الشَّهوَهِ، و الثّالِثُ: القُوَّهُ، و قِوامُها فی الغَضَبِ، و الرّابِعُ: العَدلُ، و قِوامُهُ فی اعتِدالِ قُوَى النَّفسِ؛ فضایل چهار گونه اند: اول حکمت، که جانمایه آن اندیشه است؛ دوم عفّت، که جانمایه اش شهوت است؛ سوم قدرت، که جانمایه اش خشم است؛ و چهارم عدالت، که جانمایه اش اعتدال قواى نفس است.(بحار الأنوار: ج ۷۸، ص۸۱، حدیث۶۸.)
۶. استعاذه به خدا:  از نظر قرآن پناه بردن به خداى رحمان، زمینه جلوگیرى از سقوط در ورطه بى عفتى است.(مریم، آیات ۱۷ و ۱۸)
۷. استمداد از خدا: قرآن، استمداد یوسف(علیه السلام) از خداوند را بسترى مناسب براى حفظ حریم عفّت و پاکى او معرفی می کند.(یوسف، آیات ۲۹ تا ۳۳)
۸. ایمان به ربوبیت خداوند: باور یوسف(علیه السلام) به ربوبیت و تدبیر الهى، زمینه ترک گناهان و عفّت او بوده است.(یوسف، آیات ۲۳ و ۲۴ و ۵۳)
۹. تقوای الهی: تقوای الهی، زمینه اساسى براى عفّت انسان است که در قرآن بیان شده است.(مریم، آیه ۱۸)
۱۰. حجاب: پوشش و حجاب زنان، زمینه ساز حفظ عفّت و پاکى درونى خود و مردان می شود که خداوند در آیات قرآنی به این عامل موثر در  عفت اشاره کرده است.(احزاب، آیه ۵۳)
۱۱. اعتراف به رحمت الهی: اعتراف یوسف(علیه السلام) به رحمت الهى زمینه مصون ماندن عفّت او بوده است و اگر کسی بخواهد از این عفت برخوردار شود، باید در قول و فعل اقرار و اعتراف به رحمت الهی کند و خود را در سایه آن قرار دهد.(یوسف، آیات ۵۱ و ۵۳)
۱۲. برهان الهی: رؤیت برهان پروردگار، عامل اصلى عفّت و پاکدامنى یوسف(علیه السلام) بوده است و کسانی که از این برهان بهره مند شوند به نوعی عصمت و عفت در این حوزه دست می یابند.(یوسف، آیه ۲۴)
آثار، کارکردها و نشانه های عفّت نفس
در آیات و روایات به فضلیت عفت نفس توجه داده شده و از مومنان خواسته می شود تا برای کسب این حالت نفسانی و فضلیت اخلاقی تلاش کنند و با استفاده از علل و عوامل آن را در خود ایجاد نمایند. اشاره به آثار و برکات عفت، از روش هایی ترغیب به این حالت نفسانی و فضلیت اخلاقی است. در این جا به برخی از آثار، کارکردها و نشانه ها برای بیان ارزش و اهمیت و نیز تشویق و ترغیب به کسب فضلیت نفسانی عفت نفس اشاره می شود:
۱. محبوب خدا: از آثار عفت نفس، محبوبیت در نزد خدا است. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ الحَیِیَّ المُتَعفِّفَ، و یُبغِضُ البَذِیَّ السّائلَ المُلحِفَ؛ خداوند شخص با حیاى با مناعت طبع را دوست دارد و از سائل وقیح سمج نفرت دارد.(الأمالی للطوسی: ص ۳۹، حدیث۴۳.) و نیز می فرماید: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ عَبدَهُ المُؤمِنَ الفَقیرَ المُتَعفِّفَ أبا العِیالِ؛  خداوند، بنده مؤمنِ تهیدستِ عفیفِ عیالوارِ خود را، دوست دارد.(سنن ابن ماجه: ج ۲، ص۸۳۸، حدیث۴۱۲۱.)
۲. معاونت الهی: هر کسی بخواهد با ازدواج نسبت به شهوت جنسی عفت ورزد، خداوند او را در این امر معاونت و کمک می کند و با او همکاری می کند. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید: ثَلاثَهٌ کُلُّهُم حَقٌّ عَلى اللّهِ عَونُهُ: الغازی فی سَبیلِ اللّهِ، و المُکاتِبُ الّذی یُریدُ الأداءَ، و النّاکِحُ الّذی یُریدُ التَّعَفُّفَ؛ سه نفرند که خداوند حتما کمکشان مى کند: جنگاورِ در راه خدا و بنده مکاتَبى که بخواهد بهاى آزادى خود را بپردازد و کسى که به قصد عفّت ورزى از گناه ازدواج کند.(سنن ابن ماجه: ج ۲، ص۸۴۱، حدیث ۲۵۱۸.) از این روایت به دست می آید سرکوب شهوت جنسی به معنای عفت نفس نیست، بلکه مهار و مدیریت یک غریزی طبیعی جنسی، عفت جنسی است. اصولا اسلام خواهان سرکوب غرایز طبیعی همانند مرتاضان و رهبانان نیست؛ زیرا اسلام رهبانیت را تجویز نکرده است(حدید، آیه ۲۷) و پیامبر(ص) نیز می فرماید: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز در مورد رهبانیت می فرمایند: لارهبانیه فی الإسلام؛ رهبانیت در اسلام نیست(بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۳۱۸)؛ بلکه خواهان استفاده از غرایز طبیعی در مسیر رشد و کمالی است؛ زیرا قوای نفسانی و غرایز طبیعی از نعمت های الهی است که برای رشد و تعالی انسان ضروری است و باید به درستی به کار گرفته شود و اگر این غرایز مفید و سازنده در قالب اکثریت و غلبه نبود، هرگز خداوند شر مطلق یا اکثری را نمی آفرید؛ پس قوای نفسانی یا خیر مطلق یا اکثری است و باید به درستی و به جا از آن استفاده کرد. آیینی که بخواهد غرایز طبیعی را سرکوب کند از سوی اکثریت مردم کنار زده می شود. به هر حال، اسلام خواهان مهار  و مدیریت قوای نفسانی از جمله قوه جاذبه و شهوانی برای رشد و تعالی و کمالی است و بر همین اساس بر بهره گیری از شهوت جنسی در حد متعادل و متعارف برای اهدافی از جمله تناسل و تعلقات ارتباطی و پاسخ گویی به عواطف و احساسات تاکید دارد. حضرت لوط(ع) نیز قوم خویش را از استفاده نادرست بر حذر می داشت و با راهبردهای واقعی و کاربردی چون جایگزین دختران خویش، خواهان ترک روابط نامتعارف جنسی می شود.(هود، آیات ۶۷ تا ۷۳)
۳. فضل الهی: خداوند به صراحت عفت نفس را عامل مهم در بهره مندی از فضل الهی یعنی بهره مندی بیش تر از مواهب خود دانسته است.(نور، آیه ۳۳)
۴. بی نیازی: خداوند عفت ورزی را عامل بی نیازی از دیگران دانسته است؛ چرا که خداوند او را تامین کرده و شرایط را برای ازدواج و بهره مندی جنسی از راه طبیعی و سالم(نور، آیه ۳۳) و برخورداری از ثروت و مال از راه حلال فراهم می آورد.(بقره، آیه ۲۷۳)
۵. خیر مطلق: از نظر قرآن بهره مندی از انواع خیر به عفت ورزی متکی است؛ زیرا خود عفت خیر مطلق و محض است و از آن جز خیر بر نمی آید.(نور، آیه ۶۰)
۶. مصونیت از اذیت و آزار: کسی که بخواهد از اذیت و آزار دیگر به ویژه بیماردلان رهایی یابد، باید عفت ورزد. این مساله در مسایل جنسی بیش تر خودنمایی می کند.(احزاب، آیه ۵۹)
۷. مصونیت از فساد: هم چنین عفت عامل مهم در جلوگیری از فساد و مصونیت از آن است.(نساء، آیه ۲۵؛ احزاب، آیه ۵۹)
۸. شایستگی همسری: انسان های عفیف شایسته ازدواج با هم را دارا می شوند.(نساء، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۵؛ نور، آیه ۲۶)
۹. مغفرت و آمرزش الهی: انسان های عفیف و پاکدامن از مغفرت و آمرزش الهی برخوردار می شوند.(احزاب، آیات ۳۳ و ۳۵ و ایات دیگر)
۱۰. رستگاری: سعادت اخروی و رستگاری در گرو داشتن عفت نفس است.(مومنون، آیات ۱ و ۵)
۱۱. مطالبه حق و حق طلبی: از دیگر آثار و بازتاب عفت نفس می توان به حق طلبی اشاره کرد. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید: مَن طالَبَ حَقّا فلْیَطلُبْهُ فی عَفافٍ وافٍ، أو غَیرِ وافٍ؛ کسى که حقّى را مطالبه مى کند باید آن را با عفّت و مناعت طبع مطالبه نماید، عفت کامل یا ناقص. [هنگام مطالبه حقّ خود به گناه نیفتد].(سنن ابن ماجه: ج ۲، ص۸۰۹، حدیث۲۴۲۱.)
۱۲. کاهش شهوت: از آثار و پیامدهای عفت، کاهش شهوت و اعتدال و سستی در آن است. خداوند در آیات ۵ و ۷ سوره مومنون و ۲۹ تا ۳۱ سوره معارج عفت ورزی را عامل اعتدال جنسی معرفی می کند. امام على علیه السلام نیز می فرماید: العِفَّهُ تُضَعِّفُ الشَّهوَهَ؛ عفّت، شهوت را ناتوان مى کند.(غرر الحکم: ۲۱۴۸.)
۱۳. عفت یابی: کسی که تلاش کند تا عفت را به دست آورد، خداوند به او کمک می کند تا به این فضلیت اخلاقی و حالت نفسانی دست یابد. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله  ـ پس از آن که هر چه را [از بیت المال] نزد آن حضرت بود به خواهش انصار به آنها داد و دیگر چیزى باقى نماند ـ فرمود: ما یَکونُ عِندی مِن خَیرٍ فلَن أدَّخِرَهُ عَنکُم، و مَن یَستَعفِفْ یُعِفَّهُ اللّهُ، و مَن یَستَغنِ یُغنِهِ اللّهُ؛ آن چه از مال و دارایى نزد من باشد هرگز از شما مخفى و دریغ نمى دارم. هر که عفت و مناعت جوید، خداوند او را عفت و با مناعت گرداند و هر که بى نیازى طلبد، خداوند بى نیازش گرداند.(سنن أبی داوود: ج ۲، ص۱۲۷، حدیث۱۶۴۴.)
۱۴. بی عفتی در برابر بی عفتی: یکی از راه های تقویت عفت در افراد، توجه یابی به این نکته است که بی عفتی موجب مقابله به مثل می شود. امام صادق علیه السلام هشدار داده و می فرماید: عِفّوا عَن نِساءِ النّاسِ تَعِفَّ نِساؤکُم؛ نسبت به زنان مردم عفّت ورزید، تا نسبت به زنان شما عفّت ورزند.(الخصال:ص ۵۵، حدیث۷۵.) هم چنین در روایت است:  کانَتِ امرَأهٌ عَلى عَهدِ داوودَ علیه السلام یأتیها رَجُلٌ یَستَکرِهُها عَلى نَفسِها، فَألقى اللّهُ عزَّ و جلَّ فی قَلبِها فقالَت لَهُ: إنَّکَ لا تَأتِینی مَرَّهً إلاّ و عِندَ أهلِکَ مَن یَأتیهِم ! قالَ: فذَهَبَ إلى أهلِه فوَجَدَ عِندَ أهلِهِ رَجُلاً، فأتى بِهِ داوودَ علیه السلام فقالَ: یا نَبِیَّ اللّهِ، اُتِیَ إلَیَّ ما لَم یُؤتَ إلى أحَدٍ ! قالَ: و ما ذاکَ ؟ قالَ: وَجَدتُ هذا الرَّجُلَ عِندَ أهلی، فأوحَى اللّهُ تَعالى إلى داوودَ علیه السلام: قُلْ لَهُ: کما تَدینُ تُدانُ؛ در روزگار داوود علیه السلام زنى بود که مردى نزد او مى رفت و به زور از وى کام مى گرفت. خداوند عزّ و جلّ در دل آن زن چنین افکند که به آن مرد بگوید: هر بار که تو نزد من مى آیى مردى هم به سراغ زن تو مى رود. آن مرد سراغ زن خود رفت، دید مردى پیش اوست. او را نزد داوود علیه السلام آورد و گفت: اى پیامبر خدا! بلایى سرم آمده که بر سر احدى نیامده است! داود علیه السلام فرمود: آن بلا چیست؟ مرد گفت: این مرد را پیش زنم یافتم. پس، خداوند متعال به داوود علیه السلام وحى فرمود که: به او بگو: از هر دست بدهى از همان دست پس مى گیرى.(کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۴، ص۲۱، حدیث۴۹۸۶.)
۱۵. برترین عبادت: از نظر قرآن، ایمان یک عمل قلبی است همان طوری که نماز و روزه یک عمل ترکیبی قلبی و بدنی است. از آن جایی که عبادت بر اساس عنصر نیت و ایمان به کمال و تمامیت می رسد، می بایست گفت کسی که عفت می ورزد بالاترین عبادت را انجام می دهد. از همین روست که امام على علیه السلام برای تشویق و ترغیب مردم به مقوم بخشی به عفت در نفس خویش می فرماید: أفضَلُ العِبادَهِ العَفافُ؛ برترین عبادت، عفّت است.(الکافی: ج ۲،، حدیث۳.)
۱۶. ابزار تعاون اجتماعی: عفت در کنار امور دیگر، از مهم ترین ابزارهای تعاون است. در حقیقت با عفت است که جامعه می تواند رهبران خویش را در تحقق بخشی به اهداف نظام ولایی اسلام یاری رساند. امام على علیه السلام می فرماید: ألا و إنَّ لِکُلِّ مَأمومٍ إماما یَقتَدی بِهِ و یَستَضیءُ بِنورِ عِلمِهِ، ألا و إنَّ إمامَکُم قَدِ اکتَفى مِن دُنیاهُ بِطِمرَیهِ، و مِن طُعمِهِ بِقُرصَیهِ، ألا و إنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلى ذلکَ، و لکِنْ أعِینونی بِوَرَعٍ و اجتِهادٍ، و عِفَّهٍ و سَدادٍ؛ هان! هر پیروى را پیشوایى است که به او اقتدا مى کند و از نور دانشش پرتو مى گیرد. بدانید که پیشواى شما از دنیاى خود به دو جامه کهنه و فرسوده و از خوراکش به دو گرده نان بسنده کرده است. البته شما از عهده چنین کارى بر نمى آیید، اما با پارسایى و سخت کوشى [در عبادت] و عفّت و درستکارى مرا یارى رسانید.(نهج البلاغه: الکتاب ۴۵.)
۱۷. مقام شهید و فرشتگان: عفیف در مقام شهید و فرشتگان است.  امام على علیه السلام می فرماید: ما المُجاهِدُ الشَّهیدُ فی سَبیلِ اللّهِ بِأعظَمَ أجرا مِمَّن قَدَرَ فعَفَّ، لَکادَ العَفیفُ أن یَکونَ مَلَکا مِنَ المَلائکَهِ؛ کسى که در راه خدا جهاد کند و شهید شود اجرش بزرگتر از کسى نیست که بتواند گناه کند و عفّت ورزد. انسان پاکدامن نزدیک است که فرشته اى از فرشتگان خدا شود.(نهج البلاغه: الحکمه ۴۷۴.)
۱۸. خو و منش زیرکان: امام على علیه السلام در این باره می فرماید: العِفَّهُ شِیمَهُ الأکیاسِ، الشَّرَهُ سَجِیَّهُ الأرجاسِ؛ عفّت، خوى زیرکان است؛ سیرى نا پذیرى، خصلت پلیدان است.(غرر الحکم: ۷۲۹ـ۷۳۰.) زیرک کسی است که با کم ترین هزینه بیش تر بهره و سود را ببرد. عفیف با عفت ورزی به بسیاری از اهداف با کم ترین تلاش می رسد.
۱۹. برترین خصلت: برخی از خصلت های انسانی از برخی دیگر برتر است. امام على علیه السلام می فرماید: العَفافُ أفضَلُ شِیمَهٍ؛ عفّت، برترین خصلت است.(غرر الحکم: ۵۶۷.)
۲۰. سر خیرات: انسان اگر بخواهد کاری را انجام دهد که از آن کارش خیرات بسیاری سربرآورد، بهترین کار، عفت ورزی است. امام على علیه السلام می فرماید: العِفَّهُ رَأسُ کُلِّ خَیرٍ؛ عفّت، در رأس همه خوبیهاست.(غرر الحکم: ۱۱۶۸.)
۲۱. برتر از جوانمردی: فتوت و جوانمردی یک فضلیت اجتماعی است. اهل فتوت، بر کارهایش مسلط بوده و همه روز در کار خیر نوآوری دارد و از او  جوانه ای از نیکی بر می آید. برترین سلطه آن است که انسان بر نفس خویش غلبه کند و آن را مدیریت نماید. از این روست که امیرمومنان امام على علیه السلام می فرماید: العِفَّهُ أفضَلُ الفُتُوَّهِ؛ عفّت، برترین جوانمردى است.(غرر الحکم: ۵۲۹.)
۲۲. صیانت نفس و پاک کننده از پستی ها: اگر بخواهیم عفت را ترجمه و تفسیر کنیم باید آن را محافظ نفس بدانیم که از پستی و زشتی ها نگه می دارد. از این روست که در بیان آثار عفت امام علی علیه السلام می فرماید: العَفافُ یَصونُ النَّفسَ و یُنَزِّهُها عَنِ الدَّنایا؛ عفّت، نفس را مصون مى دارد و آن را از پستیها دور نگه مى دارد.(غرر الحکم: ۱۹۸۹.)
۲۳. زهدورزی: کسی که عفت می ورزد نسبت به داشته هایش بسنده کرده و قناعت می ورزد و اهل زهد و پارسایی است. از این روست که امام على علیه السلام در تفسیر و نیز تاثیر عفت می فرماید: العَفافُ زَهادَهٌ؛ عفّت، پارسایى است.(غرر الحکم: ۳۵.)
۲۴. آرایه بینوایان: عفت در حوزه مالی خودداری از طمع و حرص و کفاف و قناعت است.(بقره، آیه ۲۷۳ و آیات دیگر) از این رو، فقیر و بینوا را می آراید و او را از زشتی های فقر می پوشاند و زیبا و آراسته جلوه می دهد. امام على علیه السلام می فرماید: العَفافُ زینَهُ الفَقرِ؛ عفّت(مناعت طبع)، زیورِ فقر و ندارى است.(نهج البلاغه: الحکمه ۶۸.)
۲۵. برترین منش اشراف: کسی که دارای شرافت است حتی در نداری و ناتوانی کاری می کند که عزت نفس او مخدوش نشود و بتواند شرافت خویش را مصون و محفوظ نگه دارد. عفت این گونه برای انسان عمل می کند. امام على علیه السلام می فرماید: عَلَیکَ بِالعَفافِ؛ فإنَّهُ أفضَلُ شِیَمِ الأشرافِ؛ بر تو باد عفّت که آن برترین خوى مردمان شرافتمند است.(غرر الحکم: ۶۱۲۲.) در جایی دیگر می فرماید: العَفافُ أشرَفُ الأشرافِ؛ عفّت، شریفترین صفات شریف است.(غرر الحکم: ۱۵۱۱.)
۲۶. زکات زیبایی: برای هر چیزی زکات است. عفت زکات زیبایی است و انسان در مسایل جنسی و شهوانی مواظب باشد تا زیبایی خود را بی بها نفروشد و تباه نسازد و خود را بدهکار خالق و خدا نسازد. امام على علیه السلام درباره زکات زیبایی می فرماید:  زَکاهُ الجَمالِ العَفافُ؛ زکات زیبایى، عفّت است.(غرر الحکم: ۵۴۴۹.)
۲۷. بهترین همدم: هر کسی در دنیا و آخرت نیازمند همدمی است که او را به کمال برساند. بهترین همدم انسان عفت است که در دنیا و آخرت از او بهره مند خواهد شد. از این روست که  امام على علیه السلام می فرماید: عَلَیکَ بِالعِفَّهِ؛ فإنَّها نِعمَ القَرینُ؛ بر تو باد عفت که نیکو همدمى است.(غرر الحکم: ۶۰۹۹.)
۲۸. صفت متقین: در آیات و روایات برای متقین ویژگی ها  وصفاتی بیان شده که یکی از آن ها عفت نفس است. امام على علیه السلام  ـ در توصیف پرهیزگاران ـ فرموده است: حاجاتُهُم خَفیفَهٌ، و أنفُسُهُم عَفیفَهٌ؛ نیازهایشان سبک است و جانهایشان عفیف و با مناعت.(نهج البلاغه: الخطبه ۱۹۳.)
۲۹. بهتر از ثروت فاجران: امام على علیه السلام در این باره می فرماید: الحِرفَهُ مَعَ العِفَّهِ خَیرٌ مِنَ الغِنى مَعَ الفُجورِ؛ تنگدستى همراه با عفّت، بهتر از توانگرى توأم با زشت کارى است.(نهج البلاغه: الکتاب۳۱.)
۳۰. قناعت: همان طوری که قناعت موجب می شود تا عفت ایجاد شود، هم چنین عفت موجب می شود تا انسان قانع شود و قناعت در او  پدید آید. امام علی(ع) می فرماید: ثَمَرَهُ العِفَّهِ القَناعَهُ؛ میوه عفت، قناعت است.(غرر الحکم: ۴۶۳۷.) در حقیقت میان قناعت و عفت ارتباط تنگاتنگ دو سویه تاثیرگذار وجود دارد.
۳۱. صیانت نفس: اصولا صیانت نفس از بدی ها و زشتی با عفت به دست می آید. از این روست که امام علی(ع) می فرماید: ثَمَرَهُ العِفَّهِ الصِّیانَهُ؛ مصونیت یابی نفس از گناه و بدی و بلا و هر چیز دیگری، با عفت نفس است.(غرر الحکم: ۴۵۹۳.)
۳۲. سبکی گناه و ارزشمندی: عفت نفس موجب سبک بار گناه و ارزشمندی در پیشگاه خدا می شود.  امام على علیه السلام می فرماید: مَن عَفَّ خَفَّ وِزرُهُ، و عَظُمَ عِندَ اللّهِ قَدرُهُ؛ هر که عفّت ورزد، بار گناهانش سبک شود و منزلتش نزد خداوند، بالا رود.(غرر الحکم: ۸۵۹۷.)
۳۳. نیکو شدن خصلت ها: امام على علیه السلام می فرماید: مَن عَفَّت أطرافُهُ حَسُنَت أوصـافُهُ؛ هر که اعضا و جوارحش را پاک نگه دارد، اوصاف و اخلاقش نیکو گردد.(غرر الحکم: ۹۰۵۰.)
۳۴. زینت انسان: عفت زینت انسان است و کسی که عفت ندارد از آراستگی انسانی بهره ای نبرده است. امام علی می فرماید: لَم یَتَحَلَّ بِالعِفَّهِ مَنِ اشتَهى ما لا یَجِدُ؛ هر که آنچه را نمى یابد بخواهد، به زیور عفّت و مناعت آراسته نباشد.(غرر الحکم: ۷۵۵۲.)
۳۵. تنزیه و نزاهت از بدی و زشتی: خداوند در قرآن می فرماید که عفّتورزى، باعث صیانت و منزه بودن از نسبتهاى نارواى خبیثان و هم چنین باعث منزّه بودن آنان از کلامهاى زشت و ناپسند می شود.(نور، آیه ۲۶) امام علی(ع) نیز نزاهت را نشانه ای عفت دانسته و فرموده است: النَّزاهَهُ آیَهُ العِفَّهِ؛ دورى از آلودگیها، نشانه عفت و پاکدامنى است.(غرر الحکم: ۸۳۱.)
۳۶. زکات و رشد اعمال نیک: امام علی(ع) می فرماید: بِالعَفافِ تَزکو؛ با عفت است که اعمال پاکیزه مى شود و رشد مى یابد و پاداش آنها زیاد مى گردد.(غرر الحکم: ۴۲۳۸.)
۳۷. عزت و سربلندی: امام علی(ع) می فرماید: مَن اُتحِفَ العِفَّهَ و القَناعَهَ حالَفَهُ العِزُّ؛ به هر کس تحفه پاکدامنى و قناعت پیشکش شد، عزّت و سرافرازى هم پیمان او گشت.(غرر الحکم: ۹۱۸۵.)
۳۸. جاودانگی در بهشت: از پیامدها و آثار عفت نفس، دست یابی به جاودانگی در بهشت فردوس است.(مومنون، آیات ۱ و ۵ و ۱۱)
۳۹. پاداش بزرگ و عظیم الهی: از نظر قرآن عفت ورزان از پاداش بزرگ و عظیم برخوردار می شوند.(احزاب، آیه ۳۵)
۴۰. رحمت خاص: کسی که عفت نفس داشته باشد، از رحمت رحیمی خاص برخوردار می شود.(نور، آیه ۳۳)
۴۱. رزق کریم: بهره مندی از رزق کریم، پیامد عفت نفس است که در قرآن بیان شده  است.(نور، آیه ۲۶)
۴۲. تمکن و قدرت: از دیگر پیامدهای عفت نفس، بهره مندی از تمکن به اعتبار دست یابی به مقام احسان است.(یوسف، آیات ۵۱ تا ۵۷)
۴۳.  تحقق مجموع فضایل: در آیات و روایات برای عفت مجموعه ای از آثار بیان شده است که بسیار سرنوشت ساز و مهم است. پیامبر(ص) در بیان برخی از شاخه ها و فضایلی که از عفت بر می آید، می فرماید: أمّا العَفافُ: فیَتَشَعَّبُ مِنهُ الرِّضا، و الاستِکانَهُ، و الحَظُّ، و الرّاحَهُ، و التَّفَقُّدُ، و الخُشوعُ، و التَّذَکُّرُ، و التَّفَکُّرُ، و الجُودُ، و السَّخاءُ، فهذا ما یَتَشَعَّبُ لِلعاقِلِ بِعَفافِه رِضىً بِاللّهِ و بِقِسمِهِ؛ آنچه از عفّت منشعب مى شود خشنودى است و خضوع و بهره مندى و آسایش و دلجویى و فروتنى و تذکّر و تفکّر و بخشندگى و سخاوت. اینها خصالى است که به سبب عفت و پارسایى براى خردمندى که از خدا و قسمت او خشنود است، حاصل مى شود.(تحف العقول: ۱۷.) در حقیقت آن حضرت(ص) عفت را راس فضایل و خصلت های نیک شمرده است.
۴۴. اجتناب از اختلاط با نامحرم: از آثار و نشانه های عفت نفس در کسی آن است که از هر گونه اختلاط با نامحرم اجتناب می کند.(قصص، آیه ۲۳)
۴۵. چشم فروهشتن: عفیف نسبت به نامحرم غض بصر داشته و چشم خویش از ایشان فروهشتد و خیره بدانان نمی نگرد بلکه چشم فروهشته و به چهره نگاه نکند.(نور، آیات ۳۰ و ۳۱؛ مومنون، آیات ۱ تا ۵)
۴۶. اجتناب از تکدی گری: پرهیز از اصرار بر تکدّى، نشانه حیا و عفّت نفس در انسان است.(بقره، آیه ۲۷۳)
۴۷. اجتناب از حرکات تحریک آمیز: اجتناب از حرکات و رفتار تحریک آمیز از سوى زنان، نشانه حیا و عفّت آنان است.(نور، آیه ۳۱؛ احزاب، آیات ۳۲ و ۳۳)
۴۸. اجتناب از خودآرایى: اجتناب زنان از خودآرایى براى مردان اجنبى، از نشانه هاى عفّت آنان است.(احزاب، آیه ۳۳)
۴۹. اجتناب از روابط نامشروع:  اجتناب از روابط نامشروع با جنس مخالف، از نشانه هاى عفّت و پاکدامنى در شخص انسان است.(یوسف، آیات ۵۱ و ۵۲)
۵۰. اجتناب از زنا: اجتناب از زنا، نشانه عفّت و پاکدامنى در فرد انسان است.(نساء، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۵)
۵۱.  اجتناب از سخن تحریک آمیز: اجتناب زنان از سخن نرم، نازک و تحریک آمیز با مردان نامحرم، نشانه عفّت آنان است.(احزاب، آیه ۳۲)
۵۲. اجتناب از فحشا: اجتناب از فحشا، از نشانه هاى عفّت در انسان است.(نساء، آیه ۲۵)
۵۳. اجتناب از لواط: اجتناب از هم جنس گرایی و لواط، از نشانه هاى عفّت آن مردم است.(نمل، آیه ۵۶)
۵۴. حجاب:  حجاب و حفظ حریم آن همان طوری که زمینه ساز عفت است، هم چنین از نشانه هاى عفّت و پاکدامنى در شخص است.(نور، آیه ۶۰؛ احزاب، آیات ۵۵ و ۵۹)
۵۵. حفظ نگاه: نگهدارى و حفظ چشمان از نگاه به نامحرمان، بیانگر عفّت آنان است.(نور، آیات ۳۰ و ۳۱)
۵۶. حیا و ترک اصرار و پافشاری در اوج نیاز: چنان که گفته شد، عفت یک حالت نفسانی درونی است که در قالب حیا خودنمایی و بروز و ظهور می یابد. از این روست که خداوند حیا و خویشتن دارى از درخواست مالی و اصرار بر آن در عین نیاز شدید را از نشانه هاى عفّت دانسته است.(بقره، آیه ۲۷۳)
۵۷. ستر عورت: پوشانیده شدن عورت بیانگر عفّت ورزى فرد است.(اعراف، آیات ۱۹ و ۲۰ و ۲۲؛ طه، آیه ۱۲۱)
عفّت از شکم بارگى و شهوترانى
چنان که گفته شد عفت در حوزه قوه جاذبه بیش تر از قوه دافعه خودنمایی می کند و از آن جایی که قوه جاذبه بیش تر در شکم و شهوت جنسی خودنمایی می کند، عفت از آن ها بیش ترین حجم از آیات و روایات را به خود اختصاص داده و روایات بسیاری در این باره بیان شده است.
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید: أحَبُّ العَفافِ إلَى اللّهِ تَعالى عَفافُ البَطنِ و الفَرجِ؛ محبوبترین عفّت نزد خداوند متعال، عفّت شکم و شرمگاه است.(تنبیه الخواطر:ج ۲، ص۳۰.)
در جایی دیگر نیز فرموده است: أکثَرُ ما تَلِجُ بِهِ اُمَّتیَ النّارَ الأجوَفانِ: البَطنُ و الفَرجُ؛  بیشتر امت من به سبب دو میان تهى به آتش مى روند: شکم و شرمگاه.(الکافی: ج ۲، ص۷۹، حدیث۵.)
و فرموده است: ثَلاثٌ أخافُهُنَّ عَلى اُمَّتی مِن بَعدی: الضَّلالَهُ بَعدَ المَعرِفَهِ، و مُضِلاّتُ الفِتَنِ، و شَهوَهُ البَطنِ و الفَرجِ؛ بعد از مرگم، از سه چیز بر امّتم بیم دارم: گمراهى بعد از شناخت، فتنه هاى گمراه کننده، و شهوتِ شکم و شرمگاه.(الکافی: ج ۲، ص۷۹، حدیث۶.)
پس اگر کسی بخواهد به حقیقت عفت دست یابد باید از شکم بارگی و شهوترانی دست بکشد؛ چنان که حضرت موسی(ع) با ازدواج و مزدوری هشت یا ده ساله خواست عفت نفس خویش را حفظ کند. پیامبر(ص) می فرماید: إنَّ موسى صلّى اللّهُ علیهِ و سَلَّمَ آجَرَ نَفسَهُ ثَمانِیَ سِنینَ، أو عَشرا، عَلى عِفَّهِ فَرجِهِ و طَعامِ بَطنِهِ؛ موسى علیه السلام در قبال پاک نگه داشتن شرمگاه و غذاى شکمش، خود را به مدت هشت یا ده سال به مزدورى درآورد.(سنن ابن ماجه: ج ۲، ص۸۱۷، حدیث۲۴۴۴.)
امام على علیه السلام نیز مصداق خیررسانی خدا به بنده ای حفظ او از شکم و زیر شکم دانسته و فرموده است: إذا أرادَ اللّهُ بِعَبدٍ خَیرا أعَفَّ بَطنَهُ و فَرجَهُ؛ هر گاه خداوند خوبى بنده اى را بخواهد، شکم و شرمگاه او را پاک نگه مى دارد.(غرر الحکم: ۴۱۱۴.) و چنان که گفته شد بهترین و برترین عبادت نیز عفت نفس است. امام باقر علیه السلام نیز بر همین اساس می فرماید: ما عُبِدَ اللّهُ بِشَیءٍ أفضَلَ مِن عِفَّهِ بَطنٍ و فَرجٍ؛ خداوند به چیزى برتر از عفّت شکم و شرمگاه، عبادت نشده است.(الکافی: ج۲، ص۷۹، حدیث۱.)
امام باقر علیه السلام ـ خطاب به مردى که عرض کرد: إنّی ضَعیفُ العَمَلِ قَلیلُ الصِّیامِ، و لکِنّی أرجو أن لا آکُلَ إلاّ حَلالاً ـ: أیُّ الاجتِهادِ أفضَلُ مِن عِفَّهِ بَطنٍ و فَرجٍ ؟ !؛  من در کار عبادت ضعیف هستم و کم روزه مى گیرم اما امیدوارم [و سعى مى کنم] که جز حلال نخورم ـ فرمود: چه کوشش و عبادتى بهتر از عفّت شکم و شرمگاه است؟(الکافی: ج ۲، ص۷۹، حدیث۴. )
در کتاب محاسن برقی نیز آمده  است که امام فرمود: قَلیلُ الصَّلاهِ قَلیلُ الصَّـومِ و لکِن أرجو أن لا آکُلَ إلاّ حَلالاً، و لا أنکَحَ إلاّ حَلالاً، فقالَ: و أیُّ جِهادٍ أفضَلُ مِن عِفَّهِ بَطنٍ و فَرجٍ ؟ !؛ مرد گفت: کم نماز و کم روزه هستم، ولى امیدوارم [و سعى مى کنم ]که جز حلال نخورم و جز با حلال [خود] نزدیکى نکنم. حضرت(ع) فرمود: چه جهادى برتر از پاک نگه داشتن شکم و شرمگاه است؟(المحاسن: ج ۱، ص۴۵۵، حدیث۱۰۵۲.)
عوامل بی عفتی
در آیات قرآنی به عوامل بی عفتی نیز توجه داده شده است که شامل موارد زیر است:
۱. بى توجّهى به فراهم آوری تسهیلات ازدواج: بى توجّهى به گردآورى تسهیلات ازدواج، در جهت حلّ مشکلات جنسى، زمینه بروز بى عفّتى از نظر قرآن است.(نور، آیات ۳۲ و ۳۳)
۲. تجرد و عزوبت: زنان و مردان غیر متأهل، بیش از دیگران، در معرض فحشا و بى عفّتى است.(نور، آیه ۳۳)
۳. تقلید کورکورانه: استناد کافران به اعمال پیشینیان خود، بهانه اى براى اجراى بى عفّتى است.(اعراف، آیه ۲۸)
۴. خلوت با نامحرم: خلوت کردن زنان و مردان نامحرم، از زمینه هاى سقوط به ورطه بى عفّتى است.(یوسف، آیه ۲۳؛ مریم، آیات ۱۷ و ۱۸)
۵. دنیاطلبی: دلبستگى به مادیات و دنیاطلبى، زمینه رواج فحشا و بى عفّتى در جامعه است.(نور، آیه ۳۳)
۶. نفس اماره: نفس امّاره به بدی ها از زمینه هاى ارتکاب بى عفّتى در فرد و جامعه است.(یوسف، آیات ۵۱ تا ۵۳)
۷. وسوسه های شیطانی: وسوسه هاى شیطانى و پیروى از آنها، زمینه ورود در ورطه بى عفّتى است.(نور، آیه ۲۱)
آثار بی عفتی
نگاهی به آثار بی عفتی می تواند به ما کمک کند تا از خطر آن در جامعه  و نیز نشانه های افراد بی عفت در جامعه آگاه شویم و با آنان برخوردهای تنبیهی و یا پیشگیرانه داشته باشیم. اگر برای عفت داران آثار و نشانه هایی بیان شده، ضد آن برای بی عفتان بیان شده است. بنابراین می توان با نگاهی به آثار و نشانه های پیشین این دو جماعت را از هم باز شناخت. با این همه در این جا به برخی دیگر از نشانه ها و آثار توجه داده می شود. از جمله آثار بی عفتی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. تجاوزگری: بی عفتان به حدود و خطوط قرمز توجهی ندارند و انسان های متجاوزی هستند.(مومنون، آیات ۵ و ۷؛ معارج، آیات ۲۹ تا ۳۱)
۲. خباثت: انسان های با عفت انسانی طیب و پاک هستند ؛ اما بی عفتان مردمانی خبیث هستند.(نور، آیه ۲۶)
۳. ناشایسته برای ازدواج و معاشرت: بی عفتان سزاوار معاشرت و ازدواج نیستند و باید از آنان اجتناب کرد.(نور، آیه ۲۶)
پیشگیری از بی عفتی
در آیات قرآنی روش ها و راهبردهای شناختی و رفتاری به عنوان پیشگیری مطرح شده که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. تشریع احکام زنا: هدف و فلسفه تشریع احکامی چون کیفر زنا و اجرای آن در ملأ عام پیشگیری از بی عفتی است(نور، آیه ۲)؛ این راهبرد رفتاری می تواند به عنوان یک بازدارنده مفید و سازنده عمل کند؛
۲. منع ازدواج با کنیزکان و زنان بی عفت: چنان که منع ازدواج مردم با کنیزان بى عفّت پیشگیری از این امر بوده است.( نساء، آیات ۲۵ و ۲۶) این نیز یک راهبرد رفتاری است که باید در دستور کار اولیای امور قرار گیرد؛
۳. ایجاد تسهیلات ازدواج: اقدام عملى براى فراهم آوردن تسهیلات ازدواج، عاملى براى پیشگیرى از بى عفّتى در جامعه است که در آیات قرآنی بر آن تاکید شده است.(نور، آیات ۳۲ و ۳۳) با این راهبرد می توان به امر به معروف و نهی از منکر عملی پرداخت و جامعه را به سمت هنجارها سوق داد؛
۴. تقویت باورها و ایمان: از راهبردهای شناختی و رفتاری می توان به این راهبرد اشاره کرد. قرآن ایمان به خدا را عاملى اساسى براى پیشگیرى از بى عفّتى در مردمان دانسته و بر آن تاکید ویژه ای دارد.(نساء، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۵؛ یوسف، آیات ۳۲ و ۳۳؛ مومنون، آیات ۱ و ۵ و۶؛ احزاب، آیه ۳۵؛ معارج، آیات ۲۹ تا ۳۱)
۵. خیانت: اطلاق عناوینی چون خیانت به بی عفتی جنسی، خود عامل پیشگیری است که باید به آن به عنوان یک راهبرد رفتاری توجه کرد(یوسف، آیات ۵۱ و ۵۲)؛ زیرا بسیاری از مردم از این که به عنوان خائن شناخته شوند، اجتناب می کنند. برخی از عناوین اجتماعی مانند فاسق و فاجر و تشهیر به آن می تواند دیگران را نیز از عمل به بی عفتی بازدارد.