عوامل و آثار ریاکاری مسئولان

بسم الله الرحمن الرحیم

ریاکاری از هر کسی زشت و مذموم و از مسئولان در یک نظام سیاسی ولایی زشت تر و بدتر است؛ زیرا مسئولان ریاکار با نفاق خویش روح و روان مردم را می آزارند و اعتماد اجتماعی را از میان می برند و فاصله میان امت و امام را موجب می شوند و مشروعیت زدایی و مقبولیت زدایی می کنند.

هر چند که ممکن است ریا و ریاکاری یک عمل فردی و شخصی باشد که رابطه میان ریاکار و خدا را به هم می زند و سست می کند، اما نمی توان از آثار و پیامدهای اجتماعی چنین عملی به ویژه از سوی مسئولان در امان ماند؛ زیرا فاصله میان مردم و دولت را افزایش می دهد و موجب ناکارآمدی نظام سیاسی، دوری از مدیریت جهادی، بی تاثیری فعالیت ها و احباط عمل می شود.

مسئولان ریاکار با آشکار کردن عمل خیر و تبلیغات بسیار رسانه ای نسبت به آن، کاری می کنند که مردم نسبت به آنان گمان خیر ببرند و این گونه اعتماد مردم را کسب می کنند، در حالی که با نفاق خویش و فقدان اخلاص در عمل، همه سرمایه های اجتماعی برخاسته از اعتماد به چنین مسئولانی به یک باره از دست می رود و مردم وقتی از بی اعتقادی و ریاکاری این مسئولان آگاه شوند، از نظام سیاسی بیزار می شوند و آنان را انسان های دغلکار می شمارند و حاضر به حمایت از آنان به ویژه در بحران ها نمی شوند.

ریاکاران، همدمان شیطان

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ریاکاران همدمان شیطان هستند؛ یعنی نه تنها در همان مسیر شیطان گام بر می دارند، بلکه رفیق گرمابه و گلستان شیطان بوده و از نظر فکری و عملی همراه و همگام با شیطان هستند. این افراد به ظاهر همگام با مردم هستند، ولی همراه با شیطان بوده و نه تنها خود شیطانی فکر و عمل می کنند، بلکه از مصادیق شیاطین انسی هستند.

بر این اساس نمی توان به کمک ها و حمایت های مالی این افراد به عنوان یک عمل خیر نگاه کرد؛ زیرا همان طوری که کمک های استکبار جهانی و شیطان بزرگ به برخی از کشورها و مردم بر اساس اهداف شیطانی است و گسترش سلطه نظام استکباری خود است، هم چنین کمک ها و انفاقات مالی ایشان به سبب ریاکاری و نفاق و شرک، در راستای همان اهداف شیطانی است؛ زیرا برای رضایت خدا و مردم کاری نمی کنند، بلکه برای افزایش سلطه خویش و امکان دسترسی به جیب مردم این کمک ها را به مردم دارند.(نساء، آیه ۳۸)

بنابراین، مسئولانی که در نظام سیاسی ولایی، با ریاکاری اقداماتی چون حمایت های مالی نسبت به مردم فقیر و مستضعف انجام می دهند، در راستای اهداف شیطان و مقاصد شیطانی فعالیت می کنند تا با بهره گیری از محبوبیت اجتماعی که برای خود از این طریق به دست می آورند، در زمان مناسب از آن برای مقاصد شیطانی بهره گیرند. در حقیقت با این گونه فعالیت های خیر ولی ریاکارانه ، اعتماد مردم را به دست می آورند تا بتوانند از آن پلی برای برقراری ارتباط با شیاطین استکباری ایجاد کنند و امت و مردم را به سمت و سوی مستکبران جهانی سوق دهند و تحت سلطه آنان در آورند. پس در حالی که به ظاهر کارهای خیر و نیکی را انجام می دهند و برای مردم دلسوزی می کنند و برای آشوبگران به ظاهر معترض دل می سوزانند، ولی در حقیقت برای اهداف شیاطین و مستکبران جهانی کار می کنند و در خدمت مقاصد ایشان گام بر می دارند.(همان)

ریاکاری، چوب دو سر نجس

از نظر قرآن، ریاکاری چوب دو سر نجس است؛ زیرا ریاکار با این کار خویش هیچ سودی نمی برد؛ چرا که از خدا مانده و از شیطان رانده خواهد شد و در بدترین جایگاه قرار می گیرد. پس این گونه نیست که ریاکاران این همدمان شیطان از سوی شیطان بهره مند شود؛ چرا که شیاطین به هیچ اصول اخلاقی و انسانی اعتقاد ندارند؛ و این امکان را برای همدمان خویش از ریاکاران فراهم نمی آورند تا از سوی شیطان بهره ای ببرند؛ زیرا خدا می فرماید که روحیه و رویه شیطان آن است که دوستان تحت ولایت خویش را با «تخویف» و ترساندن مطیع می سازد و آنان را به بردگی می گیرد.(آل عمران، آیه ۱۷۵)

از همین روست که خدا به ریاکاران این همدمان شیاطین هشدار می دهد که از این همدمی سودی نصیب آنان نخواهد شد و ایشان بدترین راه را برای خویش برگزیند.(نساء، آیه ۳۸)

مسئولانی که گرفتار ریاکاری در میان امت اسلام هستند، به چنین سرنوشتی شوم دچار هستند. اینان هم از سوی امت و رهبری و پروردگار عالمین و جهانیان مطرود هستند؛ زیرا هیچ گونه اخلاصی نسبت به امت و پروردگار ندارند؛ چرا که آنان در راه رضایت شیطان و اهداف شیطانی مانند کسب قدرت و ثروت و محبوبیت دروغین در میان مردم فعالیت می کنند؛ پس این امور هرگز مقبول خدا و امت خدایی نخواهد بود؛ و از سوی دیگر، شیاطین استکبار جهانی نیز آنان را در بزنگاه طرد می کنند و اجازه عرض اندام نمی دهند. پس ریاکاران و مسئولان ریاکار همانند چوب دو سر نجس است که از هر جهت مطرود خواهند بود و سودی از ریاکاری خویش نمی برند.

مسئولانی که با ریاکاری و کسب اعتماد امت، دست به سوی ابلیس و شیاطین استکبار جهانی دراز کردند هرگز به سعادت و کامیابی نایل نمی شوند؛ زیرا بدترین مسیر را برای مقاصد حتی دنیوی خویش انتخاب کرده اند. پس این طور نیست که صرف هزینه های گزاف ملی برای جلب رضایت مردمان در قالب ریاکاری بتوانند تحقق بخش مقاصد ایشان باشد؛ چنان که در نهایت طریق کسانی که این گونه عمل کردند، سرخورده و خوار شدند هر چند که به روی خویش نمی آورند و هم چنان با سیلی دروغ و وعده های دروغین صورت خویش را سرخ نگه داشته اند.

ریاکاران محروم از رحمت و محبت الهی

از نظر قرآن، ریاکاران از رحمت و محبت الهی محروم هستند(نساء، آیات ۳۶ و ۳۸)؛ زیرا «والّذین ینفقون» عطف بر «لایحبّ اللّه من کان مختالاً» در آیه قبل باشد.(مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۷۴)

علت این محرومیت ها را می بایست در همان فقدان اخلاص در قول و فعل ایشان جست و جو کرد؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی قرآن تنها عملی محبوب است و جالب و جاذب رحمت رحیمی خدا می شود که آن عمل بر خاسته از عناصر ایمان و اخلاص باشد. پس عملی که فاقد اخلاص است و در راستای ریاکاری و خودنمایی انجام می شود، هیچ ارزشی ندارد تا موجب جلب محبت و رحمت خدا باشد.

از نظر قرآن، ریاکاران اصولا ایمانی به خدا و قیامت ندارند؛ زیرا اگر واقعا چنین اعتقادی داشته باشند، تنها برای رضایت خدا و بهره مندی از سعادت اخروی اقدام به کار خیر می کردند نه برای نمایش و تفاخراتی که بر اساس خیال بافی شکل گرفته است.(نساء، آیات ۳۶ و ۳۸)

مسئولانی که در فعالیت های خویش به جای رضایت خدا تنها برای رضایت خلق و جلب محبت و اعتماد آنان کاری را انجام می دهند و این گونه شرک می ورزند، از خدا و محبت و رحمتش محروم می شوند. چنین مسئولانی ریاکار، ممکن است برای رضایت مردم و کسب محبوبیت اجتماعی به هر کاری دست بزنند که بسیار خطرناک و ظلم بزرگی است؛ زیرا شرک ورزی در فعالیت ها و عمل های خیر اجتماعی مانند انفاقات مالی از مصادیق ظلم بزرگ است.(لقمان، آیه ۱۳)

محرومیت ریاکاران از هدایت الهی

از نظر قرآن، هدایت های فطری تکوینی شامل همگی موجودات از جمله انسان است(طه، آیه ۵۰) ؛ اما بهره مندی انسان ها از هدایت های تشریعی زمانی خواهد بود که شخص از هدایت های تکوینی بهره مند شود و به عنوان یک انسان با تقوای عام تکوینی فطری الهامی(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) در مسیر بهره مندی از هدایت تشریعی وحیانی قرار گیرد.(بقره، آیات ۱ تا ۵)

قرآن به ریاکاران هشدار می دهد که اگر به دور از اخلاص ریاکاری ورزند، از هدایت های پاداشی و تشریعی وحیانی بهره ای نخواهند برد و به جای ایمان به وحی و رسالت، به مخالفت با آن خواهند پرداخت.(بقره، آیه ۲۶۴؛ نساء، آیات ۱۴۲ و ۱۴۳)

بنابراین، مخالفت مسئولان ریاکار نسبت به آموزه های وحیانی قرآن به سبب آثار ریاکاری است که آنان به آن مبتلا شده اند. این دسته از مسئولان به صراحت یا غیر مستقیم نسبت به شرایع اسلام واکنشی منفی نشان می دهند و به جای آن که قوانین و حدود شرعی را در امور به کار گیرند، از قوانین وضعی مستکبران جهانی پیروی می کنند و به توجیه هماهنگی با قوانین بین المللی آن را اجرا می کنند و قوانین شریعت را معطل می کنند و به کار نمی بندند. این گونه است که هماره به دفاع از قوانین شیطانی مستکبران جهانی پرداخته و با توجیهات باطل به اجرای آن می پردازند و از اجرای قوانین شرعی جلوگیری به عمل می آورند.

نابودی کارهای خیر و بی تاثیری آن

خدا در قرآن به ریاکاران هشدار می دهد که اعمال و کارهای نیک و خیر آنان به سبب قید ریا هیچ تاثیری نخواهد داشت و نابود می شود.(بقره، آیات ۲۶۴ تا ۲۶۶؛ المیزان، ج ۲، ص ۳۸۹)

مسئولان ریاکار با فعالیت هایی که برای جلب محبوبیت و اعتماد مردم نه رضای خدا انجام می دهند، امکان بهره مندی مردم از آن را نمی دهند؛ زیرا آن کار خیر و نیک آنان، بی تاثیر بوده و آثار واقعی نخواهد داشت؛ زیرا دانه خیری که ریاکار می کارد در خاک اندکی است که بر روی سنگی صاف قرار دارد و با کوچک ترین بارانی خاک از میان می رود و دانه به نتیجه نمی رسد.

وقتی مسئولان ریاکار اقداماتی به ظاهر خیر برای مردم انجام می دهند، به سبب همان ابعاد نفاق و شرک هرگز به نتیجه ای نمی رسد. وعده های خیری که می دهند همیشه بی پایه و اساس است و در نتیجه با یک بحران و مشکل کوچکی کنار گذاشته می شود. اینان برای این که بتوانند هرگاه بخواهند زیر قول و قرار و وعده های خیر و نیک خویش بزنند، آن را قانونی نمی کنند تا در یک روند قانونی خیر جاری و باقیات صالحات باشد، بلکه آن را در قالب طرح های معیشتی سامان می دهند که به یک باره می توان زیر آن را زد و از انجام آن طفره رفت. این ریاکاری مسئولان اعتماد عمومی را نسبت به نظام و مسئولان آن سلب کرده و نظام سیاسی ولایی از سرمایه اجتماعی اعتماد محروم می شود.(همان)

عوامل ریاکاری مسئولان نظام سیاسی

یکی از پرسش های مهم این است که چه عاملی یا عواملی موجب می شود تا مسئولان به ویژه در یک نظام سیاسی ولایی به سوی ریاکاری کشیده شوند و فعالیت های صالح و خیر و نیک خویش را در قالب ریاکاری انجام دهند؟

خدا در آیات قرآنی به این پرسش پاسخ داده و عواملی را بیان می کند که می توان دریافت چرا مسئولان حتی در یک نظام سیاسی ولایی به سوی ریاکاری سوق داده می شوند و اعمال را به جای رضایت خدا و خلق تنها برای خودنمایی و جلب محبت و اعتماد مردم انجام می دهند که به طوری طبیعی عملی خیر ولی بی پایه و اساس است.

از نظر قرآن مهم ترین عوامل تاثیرگذار در این نوع گرایش مسئولان به ریاکاری عبارتند از:

  1. کفر: از نظر قرآن، مهم ترین عاملی که موجب می شود تا اشخاص در کارهای خیر و نیک گرایش به ریاکاری پیدا کنند، کفر نسبت به خدا و قیامت است.(بقره، آیه ۲۶۴) این بدان معنا است که مسئولانی که در نظام سیاسی ولایی گرایش به ریاکاری دارند، در حقیقت کافر هستند. از همین روست که چنین مسئولانی به جای اجرای شریعت اسلام و قوانین و حدود آن در اندیشه اجرای قوانین بین المللی شیاطین استکباری هستند و می خواهند تا این گونه به هر قیمتی شده خود را در جامعه جهانی هضم کنند و مردم و ملت خویش را جزیی از جامعه جهانی قرار دهند. اجرای قوانین بین المللی مخالف صریح قرآن از جمله ۲۰۳۰ نمونه ای از کفر واقعی و حقیقی چنین مسئولانی دارد که به ظاهر در کارهای خیر پیشگام بوده و برای حمایت از آموزش و پرورش مثلا کودکان ایران اسلامی دلسوزی می کنند یا برای رهایی از تبعیض جنسیتی سینه چاک وارد میدان می شوند و همه قوانین شرعی را به سخریه می گیرند و بر اساس نظام سلطه فکر و عمل می کنند.
  2. نفاق: نفاق از بدترین صفات آدمی است؛ زیرا انسانی دورو و دو چهره ای است که قول و فعلش با هم هماهنگ نیست و تصدیق نمی کند. از نظر قرآن همین نفاق موجب می شود تا اشخاص گرفتار ریاکاری شوند و اعمال خیر و نیک خویش را بر اساس ریا و خودنمایی انجام دهند.(نساء، آیه ۱۴۲) بر این اساس، مسئولان ریاکار در نظام سیاسی ولایی را کسانی تشکیل می دهند که اهل نفاق هستند و به ظاهر در قالب اسلام و انقلاب اسلامی خود را معرفی می کنند تا این گونه مردم را فریب داده و با خدعه و نیرنگ خدماتی خویش برای نظام سلطه و مستکبران جهانی انجام دهند. با نگاهی به عملکرد مسئولان می توان منافقان را یافت. همان هایی که بسیاری از ایشان دو تابعیتی هستند و به تعبیر قرآن دلهایشان با کافران و در میان آن است، ولی به ظاهر در میان مردم هستند. پس هرگاه با بحرانی مواجه شوند به سرعت به کشورهای مستکبر و شیطانی می گریزند و از تابعیت علنی آنان بهره می گیرند.(مائده، آیه ۵۲)
  3. همدمان شیطان: از نظر قرآن کسانی که با شیاطین همدم هستند، به ریاکاری گرایش دارند(نساء، آیه ۳۸) اینان همان کاری را انجام می دهند که شیطان انجام می دهد و می خواهد. مسئولانی که با استکبار جهانی هم پیمان هستند و دوست گرمابه وگلستان شیطان به شمار می روند، در هر کاری که وارد می شوند، به عنوان ریا انجام می دهند و دنبال منافع دنیوی و زودگذر و در خدمت اهداف و مقاصد استکباری هستند.
  4. خیال بافی: از نظر قرآن، انسان های مختال و خیال بافی از کسانی هستند که دنبال ریاکاری می روند. (نساء، آیات ۳۶ و۳۷) اصولا از نظر قرآن، خیال بافی این افراد موجب می شود که رفتارهای عجیب و غریبی داشته باشند؛ چنان که خود را بافته ای جدا بافته از مردم دانسته و با تکبر راه می روند(لقمان، آیه ۱۸) و در مسایل مادی زندگی هیجانی عمل و رفتار می کنند به طوری که به داشته هایشان فرحناک می شوند.(حدید، آیه ۲۳) ریشه ریاکاری مسئولان در نظام سیاسی ولایی را می بایست در این عامل نیز جست و جو کرد؛ زیرا خودشان را بر اساس خیال بافی برتر و بهتر می دانند و بر همین اساس با مردم عمل و رفتار می کنند. شاید علت اشرافی گری و تجمل گرایی این دسته از مسئولان که در کاخ های شاهنشاهی و فرعونی و استخرهای فرح و امکانات قارونی بی هیچ احساسی از درد و رنج معیشی مردم زندگی می کنند، همین خیال بافی باطل ایشان باشد که خدا در قرآن به آن توجه می دهد.(نساء، آیات ۳۶ و ۳۷)
  5. تفاخر: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تفاخر و فخرفروشی یکی از علت ها و عوامل ریاکاری است(نساء، ایات۳۶ و ۳۷) بر همین اساس می بایست گفت که ریشه ریاکاری مسئولان در نظام سیاسی ولایی همین تفاخر برخاسته از خیال بافی آنان است. این مسئولان چنان رفتار می کنند که گویی مردم دیگر جزو اراذل و اوباش و اشرار هستند و تنها آنان هستند که برتر و بهتر از دیگران هستند.