عوامل و آثار حیرت و بی بصیرت مسئولان

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

هر مسئولی می بایست از بصیرت کامل نسبت به وضعیت و موقعیت اداری خویش برخوردار باشد تا بتوانند راهکارهای پیشرفت و برونرفت از مشکلات و معضلات را بیابد و حتی قبل از بروز بحران درباره آن چاره اندیشی و تدبیر کند. این امر در مسئولیت های عالی نظام سیاسی و اداری و اجتماعی بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا بی بصیرتی که در سایه گاه حیرت و تحیر مسئولان دست می دهد، نه تنها موجب بی تدبیری یا سوء تدبیر می شود، بلکه بحران های امنیتی را موجب می شود که بر پایه ناکارآمدی مسئولان و نهادهای در اختیار ایجاد می شود. امروز در جنگ های نرم و جنگ اقتصادی دشمن که با بهره گیری از سازمان ها و ستادهای جنگ رسانه ای به ویژه رسانه های اجتماعی در فضای مجازی آغاز شده یا در جنگ اقتصادی که با بهره گیری از اطلاعات به دست آمده از همین رسانه های اجتماعی و فضای مجازی به دست می آید، دشمن توانسته است تا نه تنها بر بحران آفرینی دستی از نزدیک برآتش داشته باشد و فتنه گری کند، بلکه توانسته است با بهره گیری از حیرت و تحیر مسئولان بی بصیرت، بر بحران های اجتماعی و اقتصادی ناخواسته نیز موج سواری کند و بزرگ ترین ضربه را به نظام سیاسی ولایی و ام القری مقاومت در جهان اسلام وارد سازد.

به نظر می رسد که اگر جریان نفوذ و نفاق را به عنوان فتنه گران و فتنه سازان داخلی معرفی کنیم و رفتار ایشان را «اشد» یعنی سخت تر از قتل به تعبیر قرآن: وَالْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ(بقره، آیه ۱۶۱) یا «اکبر» و بزرگ تر از قتل بدانیم: وَالْفِتْنَهُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ(بقره، آیه ۲۱۷)، حیرت مسئولان و بی بصیرت ایشان را می بایست دست کم از این ندانیم؛ زیرا اگر کسی دارای شایستگی های لازم برای احراز مسئولیت یا منصبی نباشد و در آن جایگاه قرار گیرد و به تعبیر قرآن گرفتار کم کاری و «بخس» در امور شود: وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ(اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیه ۸۵؛ شعراء، آیه ۱۸۳) گناهی بزرگ در سطح «افساد فی الارض» مرتکب شده است؛ زیرا امور صالح و اصلاح شده را این گونه تباه ساخته و نه تنها در افراد بلکه اجتماعات بشری و زمین «عثو» و فساد و ظلم کرده است.(همان)

به سخن دیگر، اگر قتل افراد اجتماع، گناهی بزرگ است که به دست اشرار و اهل بغی و محارب و مانند آنها انجام می شود، بی کفایت مسئولان برخاسته از حیرت و تحیر یا اسباب دیگر نیز در همان سطح فتنه گری منافقان و جریان های نفوذ است؛ زیرا با ناکارآمدی، کم کاری ، بدتدبیر، بی تدبیری، بی کفایتی و مانند آن ها خسارتی به اجتماع وارد می سازند که خدا آن را در سطح «افساد فی الارض» و چنین افرادی را «مفسدین فی الارض» می داند؛ زیرا خدا می فرماید اگر شما مومن هستید، می بایست دست از کم کاری بردارید.(اعراف، آیه ۸۵) پس اگر دست از این عمل بر نمی دارید و کم کاری می کنید، شما با این اعمال فسادانگیز مبتنی بر کم کاری و بدکاری و بی کفایتی و مانند آن ها، از مصادیق «مفسد فی الارض» است.(هود، آیه ۸۵؛ شعراء، آیه ۱۸۳)

عوامل تحیر و حیرت مسئولان در امور

چنان که گفته شد، یکی از مهم ترین عوامل بی بصیرتی مسئولان و بی کفایتی آنان، حیرت و تحیری است که به مسئولان دست می دهد. بر همین اساس لازم است تا عوامل حیرت و زمینه های ایجادی آن دانسته شود. تاکید بر تحیر و حیرت از آن روست که تحیر در شخص حالتی است که انسان را در کارها به شک و در عمل به تردید می افکند. پس ذهن متحیر گرفتار شک است و به طرفین اثبات یا نفی گرایش ندارد و همین شک موجب می شود که شخص گرفتار تردید عملی شود و نتواند در کارها تصمیم قاطع بگیرد و با عزم و همت به کاری وارد شود و آن را انجام دهد.( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص‌۲۳۶، «حیر».)

در آیات قرآنی برای بیان این مفهوم از تحیر و حیرت، از واژه‌هایی چون « یتیهون »، « یَعْمَهون »، « یَهیمون »، « حَیْران »، « بُهِتَ »، « مُذَبْذَبین » و مانند آن ها استفاده شده است؛ زیرا هر یک از آن ها بیانگر حالاتی هستند که حیرت و تحیر در افراد ایجاد می کند. البته شکی نیست که هر یک از این واژگان هر چند در کلیت با هم مشترک هستند، ولی در نکات ظریف با هم فرق هایی دارند که در برخی از کتب از جمله فروق اللغه ابی هلال عسکری اشاره شده است.

قرآن به این پرسش که چرا مردم گرفتار حیرت و تحیر می شوند، پاسخ داده و علل و عوامل و زمینه های آن را بیان کرده است. از جمله مهم ترین عواملی که می توان برای حیرت و تحیر در افراد انسانی بر شمرد، عوامل زیر هستند:

  1. حق ناپذیری: کسانی که گرفتار حق ناپذیری هستند، در برابر حق کرنش ندارند و گرفتار کوردلی و حیرت و تحیر می شوند.(انعام، آیه ۱۱۰) از نظر قرآن علل و عواملی موجب می شود تا شخص حق ناپذیر باشد. از جمله آن ها می توان به دسیسه و دفن قوه ادراکی قلب و نفس فطری و ملهم الهی با فجور اشاره کرد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) این قلب های دفن شده زیر زنگار گناه یا آلودگی فجور، دیگر هم چون آیینه صاف عمل نمی کند تا تصاویر نورانی حق را بازتاب دهد. این گونه است که قلب دگرگون شده و گرفتار وارونگی می شود و نمی تواند حق و باطل را بشناسد و به حق گرایش یابد و از باطل گریزش داشته باشد. پس قلب چنین افرادی دچار بی بصیرتی شده و در حیرت و تحیر باقی می ماند.(انعام، آیه ۱۱۰) مسئولانی که ایمان و تعهد یا تخصص نداشته باشند، گرفتار چنین بی بصیرتی و تحیر هستند؛ هم چنین مسئولانی که گرفتار انواع فجور از جمله رشوه و اختلاس می شوند و در بیت المال خیانت می کنند، همان طوری که آتش را می خورند(بقره، آیه ۱۷۴) و دلها و قلبهایشان زنگار می گیرد و مطبوع و مختوم می شود(بقره، آیه ۷؛ مطففین، آیه ۱۴) به سبب همین دگرگونی و تقلب قلوب، گرفتار بی بصیرتی و تحیر می شوند و نمی توانند تدبیر درستی بیاندیشند و با بدتدبیری و بی تدبیری فساد در زمین ایجاد می کنند و به نظام سیاسی ولایی و امت اسلام ضربه می زنند و فتنه ای بزرگ همانند جریان نفوذ و نفاق ایجاد می کنند و مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی ولایی را مخدوش و با بحران مواجه می سازند. ازهمین روست که چنین افرادی از مسئولان نه تنها زیر بار رهنمودهای داهیانه رهبری نمی روند، بلکه بر خلاف آن موضع گیری و عمل می کنند و جامعه را به انواع مشکلات و بحران ها گرفتار می سازند.
  2. انکار قرآن: از دلایلی که موجب تحیر و حیرت افراد می شود، عدم پذیرش بینات و آیات روشن الهی است. کسی که آیات روشن الهی را نمی پذیرد، در برابر حق کرنش نمی کند و این گونه به سبب حق ستیزی گرفتار تحیر و حیرت می شوند و بصیرت خویش را از دست می دهند.(اعراف، آیات ۱۸۵ و ۱۸۶) البته انکار قرآن به اشکال گوناگون از سوی این افراد انجام می شود؛ چنان که برخی از آنان به تحریف گری رو می آورند و نصوص صریح قرآن را توجیه و در محکمات آن با بهره گیری از متشابهات تشکیک می کنند.(آل عمران، آیه ۷) اینان در تحریف تاریخ و حقایق تاریخی با بهره گیری از شذورات و روایات غیر معتبر استاد هستند و برای توجیه افکار و اهداف خویش، از آن ها بهره می گیرند. این گونه است که حیرت در ذهن ایشان جا می گیرد و در مقام عمل هم تردید می کنند و گامی به جلو و گامی به عقب می گذارند و هیچ گاه در قول و فعل خویش ثابت قدم نیستند. هر زمانی قولی می دهند سپس زیر آن می زنند و وعده های پوچ می دهند و در انجام کارها کم کاری و کندکاری می کنند و هرگز کار مثبتی را به اتمام نمی رسانند. مسئولان نظام سیاسی ولایی که گرفتار چنین انکار عملی نسبت به قرآن و آیات و نصوص روشن آن هستند، گرفتار بی بصیرتی و حیرتی در امور می شوند که ناکارآمدی نظام سیاسی ولایی را به دنبال داشته و مردم را نسبت به اسلام و نظام سیاسی زده می کند. باید توجه داشت که ایمان دارای مراتبی است. پس این طور نیست که همه امت اسلام در یک مرتبه باشند. از میان همین امت کسانی به عنوان مسئولان مناصب را در اختیار می گیرند که ممکن است دارای سست ایمانی نسبت به اسلام و قرآن باشند و آن را در قول و فعل خویش به نمایش گذارند؛ زیرا چنین افرادی دارای توکل به خدا و توسل به اهل بیت(ع) نیستند و در هر کاری با عقلانیت سست و ضعیف خویش وارد می شوند و کارها را به تباهی می کشند. چنین افرادی از دشمن و مردم بیش تر از خدا خشیت دارند(بقره، آیه ۱۵۰)؛ یعنی ترس آگاهانه و عالمانه دارند؛ زیرا با بررسی های عقلانی و ظاهری در می یابند که دشمن مانند آمریکا کدخدای جهان است و همین ترس از قدرت و شوکت دشمن ، آنان را وادار می سازد تا به جای خشیت از خدا از شیطان بزرگ آمریکا بترسند و به داعی و انگیزه جلوگیری از جنگ و تهدید دشمن، تن به هر ذلتی بدهند و مردم را نیز بترساند و وادار به تسلیم در برابر مستکبران و شیطان بزرگ آمریکا کنند.
  3. بی اعتقادی به آخرت: کسانی گرفتار حیرت و تحیر یعنی شک در ذهن و تردید در عمل می شوند که نسبت به آخرت و معاد و رستاخیز بی اعتقاد باشند.(یونس، آیه ۱۱؛ مومنون، آیات ۷۴ و ۷۵؛ نمل، آیه ۴) البته ممکن است برخی از مسلمانان هم چون سست ایمان ها اعتقادی به کلیت آخرت داشته باشند، ولی هماره با شک و تردید در این باره سخن می گویند و عمل می کنند. چنین افراد سست ایمان که در مناصب نظام سیاسی ولایی قرار می گیرند، همان روحیه کافران و مشرکان را دارند و همان رویه را در زندگی در پیش می گیرند. اینان به گونه ای عمل می کنند که گویی هیچ اعتقادی به قیامت و رستاخیز ندارند؛ از همین رو، گرفتار بی بصیرتی در امور می شوند؛ زیرا آن چه مانع جدی خلاف کاری و مخالفت با شریعت اسلام است، تقوای الهی است که ریشه در طمع عنایت الهی یا خوف از دوزخ و یا محبت و طاعت از خدا دارد؛ اما سست ایمان ها، در سطح نازل و ابتدایی تقوای الهی هستند و ناتوان در برابر تهدیدات دشمن یا فشارهای آنان بوده و به سرعت از مواضع حق وا می دهند. چنین مسئولانی می توانند با بی بصیرت و حیرت خویش، تدبیری در امور نداشته باشند و با بدتدبیری و بی تدبیری امور اجتماع و نظام سیاسی ولایی را مختل سازند.
  4. ترک جهاد: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ترک جهاد از سوی امت اسلام عامل مهم و اساسی در گرفتاری ایشان به حیرت و تحیر است.(مائده، آیات ۲۴ و ۲۶) از آن جایی که جهاد دارای انواع و اقسام چون جهاد نظامی، جهاد مالی، جهاد نفس و مانند آن ها است، ترک هر یک از آن ها می تواند موجب حیرت و تحیر تارکان جهاد شود. پس کسانی که تارک جهاد نظامی و تامین مالی آن هستند، گرفتار حیرت و تحیر می شوند. در این میان مسئولان نظام سیاسی ولایی که بر خلاف فرمان و فریضه الهی جهاد، نسبت به آن کنش و واکنش منفی دارند و یا اصولا منکر جهاد علیه دشمنان مستکبر و ظالمان هستند، و با بی اعتقادی خویش سد راه دیگران می شوند، گرفتار بدترین نوع حیرت و تحیر می شوند و با بی بصیرتی و بدتدبیری و بی تدبیری نظام سیاسی و امت اسلام را با شکست مواجه می سازند و سلطه دشمن استکباری را تقویت یا تحکیم یا ایجاد می کنند. همین مسئولانی که جهاد اقتصادی و مدیریت جهادی را قبول ندارند یا نسبت به آن واکنش منفی نشان می دهند و با کندکاری و سنگ اندازی موجب می شوند تا اقتصاد مقاومتی و مدیریت جهادی شکل نگیرد، نه تنها خود بلکه مردم را نیز دچار حیرت و تحیر می کنند و شکست را برای امت ونظام سیاسی به دنبال می آورند.
  5. فسق: فسق به معنای کار زشتی است که موجب بدنامی و بی اعتباری انسان می شود؛ زیرا جدا شدن پوسته خرما از گوشت آن را فسق می گویند. از نظر قرآن، فسق موجب می شود تا انسان گرفتار حیرت و تحیر شود به طوری که از نظر ذهنی گرفتار شک و از نظر عملی گرفتار تردید هستند.(مائده، آیات ۲۴ تا ۲۶) مسئولانی که دچار فسق می شوند مانند کسانی که اختلاس می کنند یا رشوه می گیرند یا در مسایل جنسی و اخلاقی بی عفت و بی حیا می شوند، گرفتار بی بصیرتی و حیرت و سرگردانی می شوند و امت اسلام و نظام سیاسی را با بحران های گوناگونی مواجه می سازند و به اعتبار امت و نظام سیاسی خدشه وارد می کنند. برخی از پرونده های جاری مسئولان نظام سیاسی ولایی که سالها مسئولیت و مناصب عالی داشتند، خود گواهی روشن در این امر است. اینان در هر کاری که مسئولیت داشتند، گرفتار حیرت و تحیر بودند و کاری را انجام نداده و ملت و امت را سرکار گذاشتند و خدماتی را ارایه ندادند؛ بلکه حتی امور اصلاح شده را دوباره تباه کردند؛ چنان که مسکن مهر و کلان شهر تهران و پالایشگاه ها و مراکز مهم ارتباطی و رسانه ای و جاده های مواصلاتی و مانند آنها به سبب تحیر بسیاری از مسئولان فاسق دچار بحران شده و رشته امور از دست رفته و ناکارآمدی جای کارآمدی نظام سیاسی نشسته و مردم و امت را نسبت به همه مسئولان نظام سیاسی ولایی بدبین کرده و بحران ها وفتنه های گوناگونی را در امت ایجاد کرده است.
  6. نفاق : بارها در آیات قرآنی به جریان نفاق در میان صحابه پیامبر(ص) توجه داده شده است؛ زیرا این جریان با نفوذ در میان امت و مسئولیت ها و نهادهای گوناگون اجتماعی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و مانند آن ها، به عنوان ستون پنجم دشمن عمل می کند. از نظر قرآن، نفاق یکی از مهم ترین عوامل حیرت و تحیر افراد است؛ زیرا منافق نمی تواند در مسیر حق قرار گیرد و آن را بشناسند و بدان گرایش داشته باشد، بلکه به سبب حیرت و تحیر دنبال دنیایی می رود که ظاهر و در دسترس است و برای آن تلاش می کند. این گونه است که با فکری علیل و ناتوان و قلبی بیمار هماره میان حق و باطل در تذبذب و نوسان است.(بقره، آیات ۸ و ۱۵؛ نساء، آیات ۱۴۲ و۱۴۳) از نظر قرآن، حضور این افراد به ظاهر مسلمان و در باطن کافر موجب می شود که امت اسلام و نظام سیاسی ولایی از درون هماره در خطر باشد؛ زیرا اگر شیطان از بیرون بر انسان و اجتماع فشار می آورد، ولی هواهای نفسانی از درون بیش ترین فشار را وارد می سازد. از همین روست که پیامبر(ص) می فرماید: أَعْدَی عَدُوِّکَ نَفْسَکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ. جَاهِدُوا أَهْوَاءَکُمْ کَمَا تُجَاهِدُونَ أَعْدَاءَکُم؛ دشمن ترین دشمنان همان نفسی است که در میان توست. پس با هواهای نفسانی خویش جهاد کنید همان طوری که دشمنان بیرونی جهاد می کنید.( عده الداعی و نجاح الساعی، ص۳۱۴؛ بحار الأنوار، ـ بیروت، ج۶۵، ص۳۷۰) در همین رابطه باید گفت که منافقان و جریان نفوذ در جایگاه همان هواهای نفسانی است که باید خیلی مراقب بود و پیش از آن که به فکر جهاد علیه دشمنان بیرونی بود، می بایست این افراد را شناسایی کرد و از میدان مسئولیت ها حذف نمود؛ زیرا حضور آنان در میدان جهاد علیه دشمنان جز همکاری با دشمنان و ایجاد جنگ روانی در میان مجاهدان نیست.(مائده، آیات ۴۲ تا ۴۵) از نظر قرآن، مسئولانی که از جریان نفوذ و نفاق در مناصب قرار می گیرند، فتنه گری هایی که دارند خطرناک تر از دشمنان بیرونی است که قتل می کنند. این فتنه گری ها هم تاثیرات مخرب بدتری و شدیدتری دارد و هم دامن آن گسترده تر و آثار آن بزرگ تر است.(بقره، آیات ۱۶۱ و ۲۱۷) امروز همین جریان نفوذ و نفاق است که در همه مواضع خویش در کنار اشرار و آشوبگران بوده و آنان را به عنوان معترض معرفی می کنند تا محاربه و مفاسد فی الارض ایشان را بپوشانند. مساجد و مراکز و محافل ایشان جز ترویج گر این افکار و اندیشه ها در حمایت از فتنه و فتنه گری نیست و افزون بر هم صدایی با آمریکا و مستکبران شیطانی و ایادی و اذناب ایشان در رسانه های گروهی و همگانی و اجتماعی، در مراکز تصمیم گیری و اجرایی به حمایت علنی و عملی ایشان می پردازند و قوانینی برای حمایت از جریان فتنه و فتنه گران به تصویب می رسانند و علیه عدالت و اجرای آن بانگ بر می آورند و منادی حقوق بشر و آزادی دروغینی می شوند که جز فسق و فساد و منکرات و به تعبیر قرآن فجور و دریدگی نیست.(قیامت، آیات ۱ تا ۵؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ توبه، آیه ۱۰۷)
  7. انحرافات جنسی و منکرات و فحشاء: از نظر قرآن، انحرافات جنسی عامل مهم در حیرت و تحیر انسان دارد.(حجر، آیات ۶۷ و ۷۲) بنابراین مسئولانی که گرفتار انحرافات جنسی از جمله هم جنس بازی و لواط هستند، و از نسبت به بدحجابی وبی حجابی و منکرات اجتماعی سکوت می کنند یا حتی به انواع و اقسام روش ها و سخنان تشویق و ترغیب می کنند و فقدان این رفتارها را در اجتماع به معنای محرومیت از زنان زیبا رو می دانند و می گویند چرا «خانم‌هایی که قیافه زیبایی دارند را نگذاریم ظاهر شوند»، در حقیقت نه تنها خود گرفتار حیرت و تحیر و سرگردانی هستند و نمی توانند حق را بشناسند و بدان گرایش یابند، بلکه موجب می شوند تا امت اسلام نیز دچار تحیر و سرگردانی و حیرت شوند؛ در حالی که نصوص قرآنی بر مخالفت با هر گونه مظاهر انحراف جنسی از قول و فعل دلالت دارد و آن را به عنوان منکرات و فحشاء شناسایی و نهی کرده است.(احزاب، آیه ۳۲؛ نحل، آیه ۹۰؛ عنکبوت، آیه ۴۵) چنین مسئولانی که گرفتار چنین افکار و رفتاری هستند، در حقیقت تحت اوامر شیطان بزرگ عمل می کنند که امر به فحشاء می کند و عمل به معروف و حق را عامل فقر و نداری می داند.(بقره، آیه ۲۶۸) اینان برای این که جامعه را به اصطلاح از فقر و کسادی تجارت و اقتصاد رها سازند، به وعده های شیطان بزرگ و مستکبران جهانی خوش کرده و همراه آنان و همکار ایشان می شوند؛ در حالی که این ارتباط با شیطان از نظر چنین افراد و مسئولانی عامل رونق اقتصادی و رهایی از فقر است؛ ولی قرآن به شدت با این اندیشه و رویه مخالفت می کند.(توبه، آیه ۲۸)
  8. ارتداد: کسانی که اسلام را شناختند ولی به دلایلی از جمله وسوسه های شیطانی و هواهای نفسانی آن را رها می کنند و کفر می ورزند، دچار حیرت و تحیر می شوند.(انعام، آیه ۷۱) بر این اساس، مسئولانی که در علم و عمل هیچ اعتقادی به نظریه های اسلامی از جمله مقاومت و تکیه بر اقتصاد درون زا ندارند و چشم امید به مستکبران و دشمنان دارند(توبه، آیه ۲۸) به گونه ای گرایش ارتدادی داشته و گرفتار تحیر و حیرت و به دنبال آن بی بصیرتی و بی تدبیری دارند، عامل بسیاری از مصیبت ها برای امت و نظام سیاسی ولایی می شوند. امروز در مناصب و مسئولیت ها کسانی قرار گرفته اند، که فراتر از جریان نفوذ و نفاق، به صراحت منکر اسلام و آموزه های آن هستند و بر این باورند که اسلام برای امروز کارآیی ندارد و نمی تواند مشکلات عدیده فکری و روحی و اقتصادی و اجتماعی اجتماع را حل و فصل کند. اینان بر این باورند که اگر اسلام در گذشته تمدنی را آفریده است، دیگر نمی تواند در جهان معاصر و پیچیدگی های آن موفقیتی در این زمینه داشته باشد. اینان حتی اگر درباره این باور به شکل علنی سخن نگویند که البته شماری از ایشان می گویند، ولی در عمل به چنین اعتقادی جامه عمل می پوشانند و با نظام های غربی گوناگون کشور را مدیریت می کنند و سیاست های غربی را اعمال و اجرایی می سازند.
  9. بازی با اسلام و استهزاء مومنان: از جمله عوامل حیرت و تحیر در افراد انسانی، بازی منافقانه با اسلام و استهزاء و تمسخر مسلمانان و مومنان است.(بقره، آیات ۱۴ و ۱۵) امروز نیز مسئولانی که اسلام را بازیچه قرار داده و به ظاهر اسلام می آورند یا بازی اسلام و کفر در می آورند، گرفتار تحیر هستند. این جماعت از مسئولان وقتی با مردم هستند سخنی می گویند و وقتی با دوستان شیطانی خویش از مستکبران جهانی تنها می شوند، در آن جلسات می گویند که ما به ظاهر با مسلمانان هستیم و در خدمت اسلام و امت اسلام، ولی در باطن در خدمت اهداف استکباری شما کار می کنیم. بنابراین، اگر به یاری ما نشتابید نمی توانیم رای داشته باشیم و در انتخاب پیروز مدعیان شویم؛ ما کسانی هستیم که اصلاحات واقعی را می خواهیم اجرایی کنیم و نیازمند همکاری و حمایت گوناگون رسانه ای و مالی و نظامی شما هستیم. این گونه می توانیم مسلمانان را تمسخر کرده و به سخریه بگیریم و جهت فکری و رفتاری ایشان را تغییر دهیم.(بقره، آیات ۷ تا ۱۵) این دسته از مسئولان نه تنها گرفتار تحیر و حیرت هستند، بلکه گرفتار بی بصیرتی و بی تدبیری می شوند و خود نیز رسوا خواهند شد؛ زیرا نوری ندارند تا ایشان را راهنمایی کند و به شکلی رسوا و تنها خواهند شد.(بقره، آیات ۷ تا ۲۰)

آثار حیرت و بی بصیرتی مسئولان

چنان که گفته شد، حیرت و بی بصیرتی و بی تدبیری یا بدتدبیری را به دنبال دارد. هم چنین از نظر قرآن کسانی که دچار حیرت هستند، در زندگی به انواع مشکلات و گرفتاری های دچار می شوند. از جمله این مشکلات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. سرگردانی امت: از نظر قرآن حیرت مسئولان موجب سرگردانی امت می شود، به طوری که به غضب الهی خداوند کاری می کند تا نور هدایت از آنان گرفته شود و قدرت تشخیص حتی راه از چاه را نداشته باشند و در یک دایره بسته ای دور خود بگردند و به هدف و جایی نرسند.(مائده، آیه ۲۶) خدا به صراحت بیان می کند مسئولانی که از رهبری و نظام سیاسی ولایی اطاعت نمی کنند و از اهداف جهادی دور می شوند، خود و دیگران افراد امت را دچار سرگردانی و بدبختی می کنند.(همان)
  2. پیروی از گمراهان: افرادی که دچار حیرت می شوند، به جای پیروی از اهل حق، دنبال گمراهان می روند و این گونه است که در هیچ کاری موفق نخواهند شد؛ زیرا فاقد استقامت و استقرار هستند و هر روز در کاری وارد می شوند و به سرعت از آن خارج می شوند بی آن که نتیجه ای بگیرند.(شعراء، آیات ۲۲۲ تا ۲۲۵) مسئولانی که گرفتار حیرت هستند دنبال مستکبران و شیاطین مستکبر جهانی می روند و این گونه از نظام سیاسی و رهبری و امت دور می شوند.
  3. گرایش به زشتی ها و انحرافات: حیرت در افراد موجب می شود تا به جای شادی نسبت به خوبی ها از زشتی ها دلشاد شوند و دنبال آن بروند و به گسترش فحشاء و منکرات و زشتی ها دامن بزنند.(حجر، آیات ۶۷ تا ۷۲)
  4. تذبذب و نوسان: حیرت موجب می شود که گرفتار شک ذهنی و تردید عملی باشند و نتوانند در هیچ کاری استقامت داشته یا استقرار یابند. (نساء، آیات ۱۴۲ و ۱۴۳؛ توبه، آیه ۴۵) این گونه است که در هر کاری به سرعت وارد و خارج می شوند و کاری را به اتمام نمی رسانند و طرح ها را نیمه تمام رها می کنند و سرمایه های مردمی را این گونه تباه می کنند.