عوامل و آثار بهره مندی از فضل الهی

samamosهر عملی، مناسب ارزشی که دارد یا ایجاد می کند، آثاری چون پاداش به دنبال دارد. اما گاه به علل و عواملی، به انسان بیش از آن چه استحقاق عمل و کارش است، پاداش داده می شود. چنین اعطا و بخششی که فراتر از پاداش هاست، فضل نامیده می شود. از این رو می توان گفت که فضل تنها افراطی است که محبوب همگان است و عقل و شریعت آن را می پسندد.

فضل الهی، بخشش و اعطایی خاص است که بهره هر کسی نیست، بلکه کسانی از آن بهره مند می شوند که در مسیری خاص گام برداشته باشند. این مسیر خاص را مجموعه ای از عوامل تحقق می بخشند که نویسنده با مراجعه به آموزه های قرآنی در صدد تبیین و تحلیل آن ها برآمده و در ادامه به آثار و کارکردهای فضل در زندگی دنیوی و اخروی بر اساس آیات قرآنی پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فضل ، بخشش خاص الهی

فضل که در لغت به معنای زیاده از هر چیزی است ، نوعی خروج از حالت اقتصاد ، میانه و اعتدال به سوی افراط نه تفریط است. به این معنا که بیش از آن چه استحقاق و لازم است به شخص یا کسی چیز بخشیده و یا اعطا شود. از این رو می توان احسان و عفو و مانند آن را در زمره مصادیق فضل دانست؛ زیرا در این مفاهیم نیز اعطا و بخشش، افزون تر از استحقاق و بیرون از لزوم نهفته است.

راغب اصفهانی در مفردات الفاظ قرآن کریم در تعریف فضل آورده است که فضل به اعطایی گفته می شود که بر او لازم نباشد.(مفردات ، ص ۶۳۹ ذیل واژه فضل) و مقصود از فضل الله در قرآن ، نعمت های خاصی چون اسلام، نبوت ، روزی ، مال ، نعمت و بهشت است.(الوجوه و النظایر، حسین بن محمد دامغانی، ص ۵۹۸)

علامه طباطبایی این احتمال را بعید نمی داند که مراد از فضل الله در آموزه های قرآنی ، گستردگی احسان خداوند بر آفریده هایش باشد.(المیزان، ج ۱۰ ، ص ۸۲)

از مطالب پیش گفته این معنا به دست می آید که فضل را می بایست در همان معنایی احسان الهی دسته بندی کرد؛ زیرا نعمت های چون نعمت وجود هر چند که استحقاق و لازم هر کسی نیست و یا روزی و مال برای بقای موجودات نیز امری لازم برای خداوند نمی باشد، ولی مراد بخشش و اعطایی فراتر و فزون تر از این امور می باشد.

به سخن دیگر، هیچ موجود و آفریده ای حقی بر خداوند ندارد و حتی نعمت وجود و بقای او ، از احسان الهی است ، ولی مراد از فضل الهی، نعمت ها و بخشش های خاص الهی است که خداوند به برخی از موجودات و آفریده های عنایت می کند. در حقیقت، فضل الهی همان تجلی رحیمیت خداوند افزون بر رحمانیت عمومی بر همه موجودات هستی است. این تجلی تنها نسبت به آفریده ها و موجوداتی است که گام های در مسیر شدن های کمالی برداشته اند و خود را محبوب الهی ساخته و در مسیر حب الهی حرکت می کنند.

خداوند در آیات ۳۷ و ۳۸ سوره نور ، ازیاد فضل الهی به مردان ذاکر الهی که هیچ چیزی از مسایل زندگی چون تجارت و خرید و فروش آنان را از نماز و پرداخت زکات باز نمی دارد و ترس قیامت دارند، به عنوان پاداش نیک برای ایشان سخن می گوید. این بدان معناست که کسانی که در مسیر الهی هستند در همین دنیا از نعمت های خاص و عنایات ویژه الهی برخوردار می شوند.

بنابراین شناخت این مسیر و گام نهادن در راه تحقق بخشی به این عوامل می تواند ، ما را نسبت به برخورداری و بهره مندی از فضل الهی امیدوار کند. از این رو، در این جا این عوامل اشاره ای گذرا می شود.

عوامل فضل الهی

بی گمان قرار گرفتن در مسیر فضل الهی جز از راه ایمان شدنی نیست. از این روست که نخستین عامل را چنان که آیات ۱۷۳ سوره نساء و ۴۵ سوره روم و ۲۶ سوره شوری بیان کرده ، همان ایمان است که موجب برخورداری و بهره مندی آدمی از فضل و الهی و پاداش و عنایات خاص وی می شود.

این عمل می بایست همواره با بال دوم پرواز به سوی کمال یعنی اطاعت از خداوند و پیامبرانش (نساء آیات ۶۹ و ۷۰) و انجام اعمال صالح باشد (نساء آیات ۱۷۳ و ۱۷۵ و نور آیات ۳۷ و ۳۸ و روم آیه ۴۵ و فاطر آیات ۲۹ و ۳۰ و شوری آیه ۲۶) ؛ زیرا هر ایمانی نشانه ای دارد که خود را در انجام اطاعت نشان می دهد. از آن جایی که هر کار نیک و عمل صالحی که عقل سلیم و شریعت وحیانی بیان می کند و عقلا و خردمندان بر آن مهر تایید می نهند، نشانه ای دیگر از ایمان واقعی است، خداوند در این آیات ، آن را به عنوان بازتاب واقعی ایمان دانسته است. این گونه است که شخص با ایمان با کارهای نیک مورد توجه خداوند قرار می گیرد و از عنایات و فضل الهی بهره مند می گردد.

خداوند در آیه ۲۶ سوره شوری با بیان این که کافران از فضل الهی محروم هستند به ارزش ایمان در بهره مندی از فضل توجه می دهد. از این روست که مومنان را مشمول فضل الهی دانسته و کافران را به عذاب شدید تهدید می کند؛ زیرا کفر که ضد ایمان است، موجب می شود تا آدمی از مسیر الهی بیرون رفته و در مسیر ضلالت و گمراهی گام بردارد و به جای آن که از نعمت و فضل الهی بهره مند شود از خشم او نصیب و بهره می برد.

آیه ۲۱ سوره نور نیز به مساله تاثیر اعمال زشت و نابه هنجاری چون فحشاء و منکرات اشاره می کند که از عوامل محرومیت انسان و جوامع بشری از فضل و رحمت های الهی می باشد. این بدان معناست که دو عامل اصلی بهره مندی از فضل همان ایمان و عمل صالح است ، چنان که کفر و اعمال زشت و بد ، از مهم ترین عوامل خشم و غضب و محرومیت از فضل معرفی می شود.

خداوند در بیان برخی از مصادیق مهم ایمان و عمل صالح به اموری چون تمسک به خدا و قرآن و پیامبر(نساء آیات ۱۷۴ و ۱۷۵) ، انفاق از اموال پاک و پاکیزه(بقره آیات ۲۶۷ و ۲۶۸) تقوا از خدا(انفال آیه ۲۹ و حدید آیات ۲۸ و۲۹) دعا و نیایش (نساء آیه ۳۲) و انجام کار و کسب حلال (بقره آیه ۱۹۸ و نساء آیه ۳۲و مائده آیه ۲ و آیاتی دیگر) توجه می دهد که تاثیر شگرفی برای تجلی ایمان و اعمال صالح در زندگی بشر و بهره مندی از فضل الهی در دنیا و آخرت دارد.

به این معنا که این امور پیش گفته ا ز مصادیق مهم و اساسی ایمان و عمل صالح است که می تواند موجب شود تا آدمی در مسیر کمال و تقرب الهی گام بردارد و با متاله شدن و خدایی گشتن ، محبوب خداوند شده و از فضل و عنایات خاص خداوندی بهره مند شود.

بنابراین ، انسان ها به سادگی می توانند در مسیری گام بردارند که محبوب خداوند شده و از عنایات و فضل خاص خداوندی بهره مند شوند. از این روست که به مومنان مژده وبشارت می دهد که امیدوار به فضل وعطایای خاص الهی باشند.(توبه آیات ۲۸ و۲۹)

به نظر قرآن چنان که از آیاتی چون آیه ۲۶۸ سوره بقره و ۳۲ سوره نساء و ۴۷ سوره احزاب بر می آید، مومنان می بایست امیدوار به فضل و عنایت خاص الهی باشند. این بدان معناست که اصولا ایمان واقعی نمی تواند بی انتظار از فضل الهی باشد و مومن واقعی به طور طبیعی در انتظار وامید فضل وبخشش خاص الهی نسبت به خود می باشد.

آیه ۴۷ سوره احزاب هم چنین تبیین می کند که مومنان می بایست نه تنها در انتظار فضل و عنایت خاص خداوند باشند بلکه می بایست امیدوار به فضلی بزرگ باشند که شاید بیرون از تفکر و تخیل ایشان است.

البته هر کسی در بهره مندی از فضل الهی، می بایست به این نکته توجه داشته باشد که هر چه ظرفیت وجودی آدمی از طریق ایمان و عمل صالح افزایش یابد بهره مندی وی از فضل الهی نیز افزایش می یابد و همان گونه که برای ایمان درجاتی است برای فضل الهی نیز درجات و مراتب گوناگونی است. از این رو برخی از مومنان بلکه حتی پیامبران در برخورداری از تفضلات و عنایات الهی ، متفاوت هستند و خداوند در آیه ۲۵۳ سوره بقره از تفاوت درجات انبیاء و تفاوت بهره مندی ایشان از فضل الهی سخن می گوید ودر آیاتی چون ۳۲ و ۳۴ سوره نساء و ۷۱ سوره نحل از تفاوت انسان ها در برخورداری از فضل خود سخن به میان می آورد و در آیه ۲۶۸ سوره بقره و آیاتی دیگر تبیین می کند که این تفاوت در برخورداری از فضل الهی ناشی از گستردگی علم الهی است و در آیات ۷۳ و ۷۴ سوره آل عمران و ۵۴ سوره مائده و آیاتی دیگر، این تفاوت در بهره مندی را به مشیت و اراده خود نسبت می دهد.

در یک کلام می توان گفت که تفاوت بهره مندی انسان ها به سبب تفاوت ظرفیت های وجودی بشر است و از آن جایی که علم الهی به همه کلیات و جزئیات به نوع احاطی می باشد، هرگز به شخصی بیش از ظرفیت وجودی وی چیزی عنایت نمی شود و کسی فراتر از آن از فضل خداوندی سود نمی برد. این گونه است که اراده ومشیت الهی به محدودیت فضل بر اساس محدودیت ظرفیت انسانی تعلق گرفته و خداوند با توجه به علم مطلق و کامل خویش عمل می کند.

جلوه های از فضل الهی در زندگی بشر

فضل الهی در زندگی بشر نمودهای گوناگونی می یابد. از مهم ترین نمودهای آن می توان به هدایت الهی از طریق ارسال کتب آسمانی و پیامبران الهی اشاره کرد. از این روست که خداوند در آیه ۹۰ سوره بقره ، نزول قرآن را نمودی از فضل الهی بر بشر می داند و در آیاتی دیگر چون آیه ۱۰۵ سوره بقره و ۷۳ سوره آل عمران و ۱۱۳ سوره نساء هدایت های الهی را برای بشر فضل و عنایت و رحمت خاص بر می شمارد؛ زیرا انسان به خطا و گناه خود گرفتار هبوط شد و فضل الهی است که وی را در برگرفت و مسیر بازگشت درست خدایی شدن را به او از طریق آموزه های وحیانی و هدایت الهی آموخت. خداوند در آیات ۲ و ۴ سوره جمعه تعالیم قرآن و حضور پیامبر گرامی (ص) را فضل مضاعف برای بشر از سوی خداوند می داند که با این فضل می کوشد تا آدمی تزکیه شود و خدایی گردد.

اصولا تزکیه آدمی و دست یابی به کمال ، تنها مبتنی بر تلاش انسان نیست ، زیرا عوامل درونی و بیرونی بسیاری اجازه نمی دهد تا آدمی خودسازی کند و رنگ خدایی گیرد و خدایی شود مگر آن که خداوند خود به مدد بشر آید و او را تزکیه نماید. از این روست که خداوند تزکیه بشر را به خود نسبت می دهد و در آیه ۲۱ سوره نور بر آن تاکید می ورزد.

در تحلیل قرآنی دست یابی به انسان به توحید و باورهای توحیدی و مبرا بودن از عقاید شرک آمیز ، جلوه ای از فضل الهی به بشر است که در آیه ۳۸ سوره یوسف به آن پرداخته است.

خداوند هم چنین در آیات ۶ تا ۸ و نیز ۱۹ و ۲۰ سوره نور ، احکام و قوانین اسلامی را جلوه ای فضل خدا بر بندگان معرفی می کند و این گونه نشان می دهد که خداوند به بشر عنایات خاص و ویژه ای مبذول داشته است وگرنه می گذاشت تا در همان طغیان و گمراهی خویش باقی بمانند. در حقیقت رافت الهی و رحیمیت خداوند افزون بر رحمانیت وی موجب شده است تا انسان از آموزه های هدایتی الهی بهره مند گردد؛ چنان که آیات پیش گفته به صراحت بر این نکته تاکید دارد. این رافت و رحیمیت الهی نیز مبتنی بر حکمت و فلسفه ای است که هدف آفرینش را تبیین و توضیح می دهد.

از دیگر جلوه و نمودهای فضل الهی را می بایست در تاخیر و مهلت در عذاب از سوی خداوند نسبت به بندگان خطاکار و گناهکار دانست که در آیات ۷۱ تا ۷۳ سوره قصص به آن اشاره دارد.

از پیامدهای فضل الهی می توان به خلقت شب و روز اشاره کرد که موجبات آسودگی بشر در شب و تلاش و کوشش در روز می شود و بسیاری از نعمت های خاص برای بشر را موجب می شود.(غافر آیه ۶۱)

آثار فضل الهی در زندگی دنیوی و اخروی بشر

اگر کسی در مسیر شدن کمالی گام بردارد و بکوشد تا رنگ خدایی گیرد و یا خدایی شود، از فضل و عنایات خاص الهی در زندگی مادی و معنوی و نیز دنیوی واخروی بهره مند می شود. آثار این توجه و عنایات خاص الهی درهمه ابعاد زندگی انسان بروز و ظهور می کند که قران در آیات چندی به این آثار و برکات فضل الهی و بهره مندی انسان از آن پرداخته است.

هر چند که همه انسان ها از نعمت فضل الهی به شکل عمومی برخوردار می شوند و هدایت الهی جلوه ای از این فضل الهی است . با این همه هدایت های خاص و توجه ویژه زمانی صورت می گیرد که انسان در مسیر عمومی رحمت عام گام بردارد و در سایه رحمت رحمانی قرار گیرد و از تقوا سود برد و از پلیدی های عقلانی و عقلایی اجتناب ورزد و در مسیر فطرت سالم و عقل سلیم گام بردارد. در این صورت است که از عنایت خاص بهره مند می شود که در آیات نخست سوره بقره به این مطلب اشاره شده است.

خداوند در آیه ۱۰۵ سوره بقره و نیز آیه ۷۴ سوره آل عمران و ۲۸ و ۲۹ سوره حدید ، اصولا رحمت نورانی خویش را فضل خویش می شمارد؛ زیرا این نور الهی است که هدایت خاص را به دست می گیرد و او را به سوی خدایی شدن سوق می دهد.

اگر این هدایت خاص ونورانیت تقویت شود در مراتب برتر به شکل رسالت برای شخص جلوه می کند و شخص در سایه فضل خاص الهی به مقام رسالت و پیامبری می رسد و افزون بر این که خود را نجات می دهد دیگران را نیز از خشم وعذاب الهی رهایی بخشیده و آنان را به سوی کمال شدن می برد.(بقره آیات، ۹۰ و ۱۰۵ و آل عمران ، آیات ۷۳ و ۷۴ و نساء ، آیات ۵۴ و ۱۱۳ و آیات دیگر)

اصولا هر نعمتی خیر نیست، زیرا بسیاری از نعمت های از باب امتحان بوده و نقمت می شود؛ اما این که نعمتی برای بشر خیر شود زمانی است که انسان تحت رحمت رحیمی قرار گیرد و از فضل الهی برخوردار شود. از این روست که خداوند در آیه ۱۰۵ سوره بقره بهره مندی از هر گونه خیر را فضل الهی می داند.

خداوند ورود شخص به جهاد در راه خدا و توفیق یابی به این حرکت الهی (مائده آیه ۵۴) و پیروزی در جهاد (نساء آیه ۷۳) را جلوه هایی از رحمت خاص و فضل الهی مطرح می کند که نصیب و بهره شماری خاص از بندگان می شود.

فضل الهی سرچشمه دارایی های انسان است (نساء آیه ۳۷) و بهره مندی از آن نیز جلوه دیگر از عنایات خداوندی به شمار می رود. به این معنا که شخص بتواند از نعمت های الهی بهره مند شود و از دارایی های خود سود برد زمانی امکان پذیر است که فضل رحیمی خداوند او را در بر گیرد. چنان بهره مندی حضرت داود(ع) وحضرت سلیمان (ع) از حکومت و قدرت و دارایی ها به فضل الهی بوده است.(نمل آیه ۱۶)

از مهم ترین آثار فضل الهی را می بایست در قدرت تشخیص حق از باطل دانست که در آیاتی چون ۲۹ سوره انفال و ۲۸ و ۲۹ سوره حدید به آن اشاره کرده است . خداوند در آیه ۲۹ سوره انفال عطا کردن بصیرت ویژه را به تقوا پیشگان ، تفضلی از جانب خود می داند. به این معنا که دست یابی به بصیرت و قدرت تشخیص حق از باطل در میان فتنه ها و شبهات تنها از طریق تقواپیشگی و عنایات و فضلی است که به دنبال آن صورت می گیرد.

خداوند اعطای مال (نساء آیه ۳۷) و غنا و بی نیازی مومنان را (توبه آیات ۲۸ و ۲۹) پرتوی از فضل خود بر ایشان می داند، چنان که تکفیر گناهان و از میان بردن آثار سوء آن(انفال آیه ۲۹ و حدید آیات ۲۸ و ۲۹) و حشر با نیکان در آخرت را از دیگر نمودها و تجلیات و آثار فضل خود بر می شمارد.

دست یابی به مقام متواضعان و فروتنی کردن در برابر مومنان و سرافرازی در برابر کافران (مائده آیه ۵۴ ) و بهره مندی از حکمت الهی تنها در پرتو فضل الهی است که تحقق می یابد.(نساء آیه ۱۱۳ و جمعه آیات ۲ و ۴)

سرور و شادمانی بی پایان (آل عمران آیه ۱۶۹ و ۱۷۰)، روحیه شجاعت در برابر کافران (مائده آیه ۵۴) علم و دانش و معارف ویژه الهی (جمعه آیات ۲ و۴) دانش زبان جانوران و پرندگان (نمل آیه ۱۶) غنایم خاص (نساء آیه ۷۳) قدرت و حکومت بی مانند و خارق العاده (نمل آیه ۳۸ و ۴۰) و سلامتی و عافیت در دنیا و آخرت (آل عمران آیات ۱۷۲ و۱۷۴) بهره مندی از محبت خداوند (مائده آیه ۵۴) مصونیت و رهایی از شیطان (نساء آیه ۸۳) برخورداری از نعمت های بهشتی (آل عمران آیات ۱۶۹ تا ۱۷۱ و ایات دیگر) و هم نشینی با صالحان(نساء آیات ۶۹ و ۷۰) و بهره مندی از مغفرت و بخشش الهی(انفال آیه ۲۹) از دیگر آثار و جلوه های فضل الهی و رحمت رحیمی خداوند به بشر و مومنان واقعی است که به عمل صالح می پردازند و از گناهان و پلیدی های به تقوای الهی پرهیز دارند.

باشد با در پیش گرفتن تقوای الهی و انجام کارهای صالح و نیک ، در مسیر خدایی شدن گام برداریم و به حقیقت دست یابیم.